مشاوره

پسری هستم 28 ساله به طور بد و وحشتناک اعتیاد به استمنا دارم برای ترک آن نیاز به کمک دارم دیگه خسته شدم احساس می کنم خدا از من بدش میاد و دیگه صدای من و نمی شنوه. به من راهی را نشان بدید تا بتونم ترکش کنم. چون کاری ندام و دانشجو هستم نمی توانم ازدواج کنم.

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
غريزة جنسي از نيرومندترين غرايز در وجود انسان است که خداوند آن را در وجود وي قرار داده ، اهداف و مصالح خاصي نيز بر آن مترتب است.
به خاطر وجود همين غريزة نيرومند است که انسان ها گرايش به جنس مخالف مي‌يابند . با همة مشکلاتي که وجود دارد يا تصور مي‌شود، به ازدواج روي مي‌آورند و حاضرند بسياري از سختي‌ها و مشکلات را به خاطر آن تحمّل کنند يا برخود هموار نمايند و از بسياري از خواسته‌هاي خود يا خودخواهي‌ها بکاهند.
در توضيح المسائل آمده: اگر کسي به جهت زن نداشتن به گناه مي‌افتد، بر او واجب است ازدواج کند.
واجب بودن به اين معنا است كه بايد شرايط آن را به هر نحو ممكن آماده ساخت‌، نه اينكه با فرافكني و ارائه فرض هاي ديگر از اين امر مهم و اصلي غافل بود.
چرا شما و جوانان ديگر كه سن بالا هم دارند ، شرايط ازدواج را ندارند؟
در بسياري مواقع عدم امکان ازدواج و مشکل بودن آن، از طرف خودمان است، يعني دختران يا پسراني که مي‌خواهند ازدواج کنند، سخت گيري‌هاي بي موردي دارند که با توجه به اهميت اين مسئله بايد تعديل شده و آرزوها و خواسته‌ها را کم تر نمايند.
بعضي از مشکلات ، مربوط به فرهنگ جامعه است يا از طرف پدر و مادر و خواسته‌هاي غير منطقي که دارند، تحميل مي‌شود و يا به نوعي در ذهن اشخاص القا مي‌شود . رفع اين مسائل نيز نياز به تلاش جوانان دارد تا زمينه‌هاي مناسب و مساعد را آماده سازند.
هر چيز مطلوب و مثبت كه لذت بسيار داشته و ‌آثار معنوي بسيار نيز بر آن مترتب باشد ، فراهم آوردنش سخت خواهد بود‌، اما آيا نبايد با توجه به همه‌ آثار و نتايج سختي هاي آن را نيز به جان خريد و بر خود هموار كرد؟
در هر حال اين جوانان هستند که بايد براي خود چاره‌اي بينديشند که آيا خويش را تسليم گناه با همة عواقب و دور شدن از رحمت الهي کنند، يا اين که زمينه و شرايط ازدواج را فراهم آورند .
پيامبر فرمود: « جوانان، هر يک از شما که قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زيرا بهترين وسيله است که چشم را از نگاه‌هاي آلوده و عورت را از بي‌عفتي محافظت مي‌کند».(1)
در عين حال قرآن مجيد راه مقابله با طغيان غريزة جنسي را در صورت فراهم نبودن زمينة ازدواج، عفت‌پيشگي و يا خويشتن‌داري در امور جنسي مي‌داند و مي‌فرمايد: «آنها که وسيله ازدواج ندارند، بايد عفت پيشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بي نياز کند».(2) البته اين امر، نياز به مقاومت سرسختانه دارد که در روايات به عنوان جهاد اکبر مطرح شده است.
در مورد خودارضايي و ترك آن نيز به مطالب ذيل توجه نماييد:
1- اضطراب نقش مؤثري در تشديد قواي جنسي دارد . در توليد نياز جنسي کاذب سهم به سزايي دارد. ارضاي جنسي تا حدودي براي کاهش اضطراب مفيد است. اگر ارضاي جنسي از طريق حرام (مانند استمنا) صورت گيرد، با اين که به صورت موقت از اضطراب مي‌کاهد، ولي پس از مدت کوتاهي به خاطر تشديد احساس گناه سطح اضطراب را دوچندان مي‌کند. با اين وصف اضطراب هم علت و هم معلول استمنا محسوب مي‌گردد. کلافگي به هم ريختگي و عصبانيت شما ريشه در اضطراب بالا دارد.
2ـ همان طور که اضطراب در گرايش به خودارضايي مؤثر است، کاهش اضطراب از طريق ورزش سنگين منظم، تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامي (ريلکسيشن) و داروهاي گياهي و شيميايي سهم بسزايي در کاهش ميل به خودارضايي دارد.
3ـ به هيچ وجه خود را ناپاک ندانيد. پسر مؤمني هستيد که به هر دليلي دچار يک كژ رفتاري گشته‌ايد. هيچ‌گاه خودتان مساوي با رفتار ناشايست خود ندانيد. بنده خدا هستيد و خداوند بنده اي را كه به سويش آيد ،طرد نمي كند. براي جبران گناهان ريز و درشت راه روي همه بندگان باز است؛ زيرا رحمت و بخشايش الهي بسيار بزرگ و گسترده تر از هر گناهي است.
4ـ احساس گناه اگر چه به معناي بيداري وجدان و نفس سرزنشگر انسان و مطلوب است، اما احساس افراطي به هيچ وجه مطلوب خدا و دين نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در راستاي وساوس شيطاني است. احساس گناه يکي از بزرگ‌ترين منابع اضطراب‌زاست. مي‌توان دريافت که احساس گناه بيش از حد زمينه‌اي براي خودارضايي بيش تر فراهم مي‌آورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد.
5ـ براي کاهش اضطراب و افکار وسواس‌گونه به روانپزشک مراجعه نماييد . در برخي موارد دارو درماني سبک بسيار مؤثر است.
6ـ مانند يک محقق دست به تحقيق در زمينه افکار، احساسات و رفتارهاي انگيزاننده ميل به خود ارضايي در خود بزنيد. در طي مدت يک ماه مراحل آغاز تا پايان يک وهله خودارضايي را در برگه‌اي ياد داشت نماييد . اين کار را براي وهله‌هاي ديگري که اتفاق مي‌افتد، تکرار کنيد. زمان و مکان و شرايط جسمي و روحي در قبل و بعد از خودارضايي را ثبت نماييد. در طي يک ماه ببينيد يک وهله خودارضايي با چه فکري آغاز مي‌گردد، سپس اين فکر مزاحم چه احساس در شما برمي‌انگيزد و اين احساس چگونه به رفتار خودارضايي در شما مي‌انجامد، همچنين معمولاً در چه زماني‌هايي و در چه مکان‌هايي و در چه شرايط جسمي ـ روحي ميل به خودارضايي در شما تشديد مي‌گردد.
پس از پايش و رصد رواني يک ماهه به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد . از نتايج اين تحقيق مي‌توانيد راهکارهاي کارآمد ترک يا لااقل تعديل خودارضايي را استخراج نماييد، مثلاً وقتي که اعصاب تان خرد است، وقتي که دوستان متأهل خود را مي‌بينيد، وقتي که با پدر و مادر جر و بحث مي‌کنيد، وقتي که اضطراب امتحان داريد، يا وقتي که به دختر يا فيلم يا تصوير خاصي مي‌انديشيد.
عيناً همين قضيه در زمينه مکان‌هاي تحريک‌زا تکرار مي‌گردد. وقتي در اتاق خواب هستم، وقتي تنها در خانه هستم، وقتي دستشويي مي‌روم و...
از سوي ديگر نگاهي موشکافانه به پرونده گذشته خودارضايي خويش بيفکنيد، ببينيد در چه شرايطي توانسته‌ايد بر خودارضايي چيره آييد. با چه تکنيک‌هاي فاصله بين وهله‌هاي خودارضايي را افزايش داده‌ايد، چه زماني براي ترک کوتاه مدت يا دراز مدت خودارضايي موفق بوده‌ايد.
در اين مرحله نيز تحقيق نيز به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. پايش رواني دست شما را براي اتخاذ يک راهکار مناسب باز مي‌کند.
7 ـ خودارضايي نوعي اعتياد رواني محسوب مي‌گردد . در برخي جهات شباهات زيادي با انواع ديگر اعتياد (مانند مواد مخدر و الکل و...) دارد.
همه متخصصان درمان اعتياد در اين موضوع هم‌ عقيده اند که بازگشت ناخواسته به شرايط قبل امري طبيعي و يکي از مراحل درمان محسوب مي‌گردند. بسياري از معتاداني که اقدام به ترک کرده‌اند ، در طول فرايند درمان ناخواسته دچار لغزش‌هاي رفتاري مي‌گردند . لغزش‌هاي رفتاري به هيچ وجه به معناي شکست درمان نيست. يكي از علت هايي غلطيدن دوباره به اعتياد قبلي، قرار گرفتن در محيطي است كه در آن جا اعتياد زياد اتفاق افتاده بود.، مثلاً ياد‌آوري يك صحنه خاص، يا قرار گرفتن در مثلاً حمام و هنگام شستن آلت و... به همين خاطر بسيار توصيه مي شود كه در آن شرايط خاص قرار نگيرند.
در هر حال لغزش‌هاي غير اختياري طبيعي است . نبايد به بزرگ‌نمايي آن پرداخت. متأسفانه در افرادي که به خود درماني اعتياد مي‌پردازند و از نعمت هدايت درمانگر محرومند، هر گونه بازگشت را به منزله شکست قطعي در درمان تلقي مي‌کنند. اين باعث توهم عدم کنترل و بي‌ارادگي فرد مي گردد. اين تصور آسيب‌زا، فرد را از ادامه درمان مأيوس مي‌سازد ، در حالي که درصد پيشرفت درمان فرد بسيار بالاست.
اگر نيک بنگريد، با کمي واقع‌نگري مي‌توانستيد لغزش‌هاي هر از گاهي خود را با ديدي مثبت‌تر مديريت نماييد.
8 ـ منصف باشيد . همان طور که به تنبيه ذهني ـ عملي خودارضايي خويش مي‌پردازيد، به تشويق ذهني ـ عملي موفقيت‌هايي هرچند اندک خود در ترک خودارضايي بپردازيد.
اگر حتى يک روز هم در ترک موفق بوديد، با کمال سخاوت به تشويق خود بپردازيد. خود تشويقي مي‌تواند علاوه بر ارتقاي سطح اعتماد به نفس و عزت‌نفس به کاهش اضطراب شما کمک شاياني کند. خود تشويقي مي‌تواند به صورت کلامي يا غير کلامي (مانند خريد يک بستي يا ديدن يک فيلم جذاب يا سجده شکر و ...) باشد.
9ـ با پرهيز از هر گونه خودسرزنشي و خود ملامت‌گري به يادداشت نکات مثبت خود بپردازيد. هزاران نکته مثبت داريد که نبايد با بزرگ نمايي نکات منفي‌تان به بوته فراموشي سپرده شود. ارزشمندي تان نسبت به خود كمك موثري در ترك اين گناه فراهم مي آورد.
10ـ براي 24 ساعت خود برنامه‌ريزي سبک و سهل الوصول انجام دهيد. با اشتغال ذهني به امور مثبت از هر گونه اشتغال فکري به تفکرات تحريک‌زا پرهيز نماييد. وقت فراغت براي خود قرار ندهيد و بي خود در جاهاي تحريك كننده مانند اينترنت پرسه نزنيد. با وجود آماده بودن شرايط محيطي و...ترك گناه بسيار مشكل و حتي نامقدور است.
11ـ سعي نماييد از تکنيک‌هاي انزجار درماني و شرطي‌زدايي استفاده کنيد. لذت کاذب خود ارضايي را با يک امر منزجر کننده ذهني مانند تصور صحنه تهوع‌آور يا خوردن داروي تلخ پيوند بزنيد و با آن تداعي نماييد يا آن که فرايند شرطي شده (اضطراب - خودارضايي) را به (اضطراب - ورزش يا تفريح سالم، تنفس عميق، رفتن به سر يخچال و آب خوردن و...) تبديل نماييد.
12ـ به هيچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنيد. بدانيد صدها هزار توانسته‌اند که ترک کنند و شما از آنان مستثنا نيستيد.

چنندسالی است که به وسواس دچارم اون هم ازنوع نجس و پاکی فکر میکردم ازدواج کنم ومحیط زندگیم عوض بشه خوب میشم ولی حالا بدترم شدم به خصوص که یک بچه ی کوچک هم دارم ت

چنندسالی است که به وسواس دچارم اون هم ازنوع نجس و پاکی فکر میکردم ازدواج کنم ومحیط زندگیم عوض بشه خوب میشم ولی حالا بدترم شدم به خصوص که یک بچه ی کوچک هم دارم تو رو خدا یک راه خوب جلوی پام بگذارید زندگی خیلی برام سخت و عذاب اوره احساس میکنم همه چیز نجسه منم دوست دارم مثل همه ی ادما معمولی و راحت زندگی کنم دست خیسمو به همه جاو همه چیز بزنم چون حالا این طور نیست من احساس میکنم یخچال کابینت و هر چیزی که فکرشو بکنید نجسه مدام دستمو میشورم یک راه دینی بهم بگین دیگه خسته شدم

به عنوان دانش آموخته حوزه و کارشناس ارشد روانشناسي به شما خواهر محترم خاطر نشان مي کنم:
وسواس يکي از اختلالات نسبتاً رايج در جهان است . متأسفانه درمان فوري و اورژانسي ندارد . نيازمند مشاوره حضوري (حداقل 20 جلسه)مي‌باشد . درمان‌هاي نوشتاري ثمره چنداني براي شما نخواهد داشت. با کوچک ترين شرايط اضطرابي ، باز به جاي اول تان بازگشت مي‌کنيد.
وسواس ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. ميزان وسواس متناسب با سطح اضطراب فرد در نوسان است . اگر به هر دليلي از جمله عوامل استرس‌زا محيطي ، اضطراب فرد افزايش يابد، وسواس هم فزوني مي يابد. پس هر چه فرد به کمک تکنيک‌هاي شناختي يا رفتاري، سطح اضطرابش را پايين بياورد، در کاهش وسواس موفق‌تر است.
با پيگيري جدي درمان خود، از پي‌جويي راه‌هاي خلاصه و... پرهيز کنيد ، چرا که شما را در چرخه معيوب قرار مي‌دهد . از آرامش کامل و رشد روحي و... باز مي‌دارد. درمان واقعي وسواس زير نظر متخصص حداقل 20 جلسه طول مي‌کشد . با چهار دستور عمل ساده (مثل مشاوره اينترنتي) قابل حل نخواهد بود.
توصيه مي شود به جاي مشاوره هاي غير حضوري و احياناً نامه نگاري هاي متعدد ، با تصميم جانانه به درمان دارويي، از طريق مراجعه به روانپزشک و روان درماني از طريق روانشناس متخصص اختلالات اضطرابي و وسواس بپردازيد.
مي‌توانيد براي آشنايي بيش تر با درمان وسواس، به کتاب رفتاردرماني شناختي، ترجمه حبيب‌الله قاسم‌زاده (دو جلدي، انتشارات ارجمند) و کتاب غلبه بر وسواس، انتشارات رشد (خريد از طريق سفارش اينترنتي) و هم چنين مطالعه مطالب سايت‌هاي مختلف اينترنتي در اين زمينه بپردازيد . همچنين با خريد نوار و يا کتاب تن آرامي (ريلكسيشن) تمارين تن آرامي را روزي يکي دوبار انجام دهيد.
براي اطلاع دقيق از حکم شرعي با کارشناسان فقهي اين مرکز با شماره 096400 بدون کد و هزينه (ترجيحاً با مشاور کد 81 )تماس حاصل نماييد.

روابط دختروپسر

با سلام من از روی جهل با دختری دوست شدم که این دوستی 2 سال طول کشی ومن میخوام ادم بشم ورابطمو باهاش قطع کنم که میگه خودشو میکشه ولی اهمیت ندادم و برای شروع نماز خوندن رو شروع کردم که باخبر شدم که وافعی خودکشی کرده ودر بیمارستان بستری هست و خوشبختانه زنده مونده واز بیمارستان که مرخص شد بهش زنگ زدم و دعواش کردم که چرا این کارو کرده واونم گفت که دوباره خودکشی میکنه ومنم عذاب وجدان گرفتم که اگه این دفعه بمیره من چکار کنم که دوباره باهاش دوست شدم تا به الان لازم به گفتنه که دوست بودن ما فقط در حد حرف زدنه و نه چیز دیگه ای خداناکرده واما اگه خودشو بکشه من مقصرم یا به من ربطی نداره ودنبال نماز وکارهای دینی برم

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
هيچ وظيفه اي نسبت به دختر نداريد. اشتباهي است که هر دوي شما با هم وارد آن شده ايد . بايد به طور کلي قطع رابطه کنيد. اين فرد داراي افکار افسرده آميز است . از عزت نفس پايين برخوردار است و نياز به درمان دارد . درمان او توسط روانپزشک و روانشناس باليني انجام مي شود. بنابراين هم بايد دارودرماني شود و هم روان درماني. والدينش بايد مطلع شوند و بايد ادامه دهند. نمي توانيم يک عمر راه نادرست را بپيماييم براي آن که ديگران را نجات بدهيم. بايد ياد بگيرد که دنيا محل از دست دادن است و بايد بياموزد که به هر آنچه که مي خواهد نمي تواند برسد. اگر بلد نيست ، بايد از روانشناس ياد بگيرد. مراقب خودتان باشيد و خودتان را نجات دهيد. اين افراد ضعيف هستند حتي به درد همسري هم نمي خورند. توبه کنيد و به عبادات خودتان برسيد. زنگ زدن شما هم در اين ماجرا اشتباه بود.

جدایی همسر بخاطر عدم ارصاء

با سلام خدمت شما اساتید روحانیون دینی متاسفانه من در آستانه طلاق در رابطه زناشویی قرار گرفتم در زمان جنگ علیه دشمن ستیزه خیز من دچار مشکل تناسلی گشتم و این مشکل پس از چند سال زندگی مشترک گریبان گیر من شده است زن من به دلیل ارضا نشدن در هنگام نزدیکی تحمل خود را از دست داده و تصمیم جدی به جدایی دارد خواهش می کنم راهی برای رفع این مشکل پیش روی من بگذارید ممنون.

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
مسأله اي كه با آن روبرو هستيد ، مشكلي صرفاً پزشكي است . بايد با رجوع به يك متخصص در صدد درمان آن باشيد. نمي دانيم كه آيا به پزشك مراجعه نموده ايد . در اين نامه مختصر ننوشته ايد كه آيا همسر شما هنگام عقد مطلع بوده است يانه؟
او حق لذت بردن دارد و نبايد از آن محروم شود. هر گونه پا فشاري مي تواند به همسرتان ضربه وارد آورد. گاهي عدم ارضاي زن به مشكلات و مسايلي ديگر مي انجامد . پيامدهاي نامناسبي دارد. اميدواريم كه سلامتي خودتان را بازيابيد. براي اراية توضيحات بيش تر و دريافت راهنمايي با سرويس تلفني رايگان همين مركز با 09640تماس حاصل فرماييد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

دختري 16 ساله هستم كه به پسري 18 ساله علاقه مند شدم و با حدود 5 ماه است كه با او رابطه دارم و قرار ازدواج در 5 سال ديگر را گذاشتيم آيا رابطه ما درست است؟

پاسخ:
2پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
توجه شما خواهر گرامي را به نکات ذيل جلب مي‌نمايم:
1ـ تجربه ميلياردها انسان قبل از شما و تجربه ميلياردها انسان بعد از شما مؤيد اين مطلب است که علاقمند شدن به جنس مخالف در کسري از دقيقه هم ممکن است. همه ما انسان‌ها مي‌توانيم به راحتي يک آب خوردن به جنس مخالفان علاقمند گرديم. در شرايطي که چشم‌ها و ذهن‌ها تيز است ،براي يافتن پسر يا دختر مناسب، با يك چشم بر هم زدني مي‌توان يک دل، نه صد دل عاشق غير همجنس شد، شايد بيش ترين مقوله‌اي که در هر کوي و بر زن به تبليغ و ترويج و البته تطهير و تقديس آن پرداخته شده ، علاقه افراطي (که برخي از آن تعبير به عشق مي کنند) است ده‌ها انگيزه دروني (که مهم‌ترين آن انگيزه جنسي است ، چون در اکثر موارد بدون انگيزه جنسي عشق معنا نمي‌يابد) و انگيزه‌هاي بيروني وجود دارد که به اين تمايل در ما دامن مي‌زند.
2ـ لطفاً از خودتان اين سؤالات را بپرسيد و خودتان نيز (بدون کمک آن پسر) به آن پاسخ دهيد.
ا) آيا سال‌ها انتظار طاقت فرسا (که در خوشبينانه ترين حالت 5 سال است) براي يک ازدواج کاملاً معمولي با يک پسر معمولي به صلاح است ؟ تأخير زماني بين نامزدي تا عقد به يکنواختي، عدم تازگي و سردي عاطفي نمي انجامد؟
ب) بعد از 5 سال انتظار قرار است چه اتفاقي بيفتد؟ آيا قرار است ايشان در اين 5 سال هم دانشگاه و هم سربازي را به اتمام برسانند و شاغل شوند و مسکن فراهم آوردند و خرج عروسي را مهيا کنند و ...
ج) آيا موانعي جدي همچون عدم همخواني خوني و ژنتيکي يا مخالفت والدين و ... بر سر راه شما نخواهد بود؟
د) آيا شفاي روحي زوجين که در يک ازدواج خداپسندانه صورت مي‌پذيرد ، در ازدواجي که مبنايش بر دوستي 6 ساله (که ظاهراً به دليل عدم رعايت حدود شرعي بر خلاف پسند خداست) شکل گرفته است محقق مي‌گردد؟
ه) آيا ورود خواسته يا نخواسته شما به خطوط قرمز الهي را مي‌توان به بهانه ازدواج در زماني نامعلوم توجيه کرد؟
و) آيا ملاک‌مندي و معيارمندي در اين ازدواج به صرف يک علاقمندي ( آن هم در 15 سالگي) تأمين شده است و ده‌ها ملاک عمومي و اختصاص را مي‌توان با يک تعلق خاطر ناديده گرفت؟
ز) آيا علاقمندي شما به ايشان به فيلتري ذهني براي نديدن يا کم رنگ ديدن معايب ايشان و پررنگ ديدن محاسن ايشان مبدل نشده است؟
ح) آيا اين امکان وجود نداشت که در فضاي معقول‌تر به خواستگاران احتمالي‌تان (که نمره‌اي بهتر از ايشان مي‌گيرند) در طي همين سال ها جواب مثبت دهيد؟ آيا اين پسر خام و ناپخته تنها از آسمان افتاده است و بقيه خواستگاران احتمالي پايين تر از ايشان هستند
ح) آيا پسري که به هر بهانه‌اي با شما دوست شده است، امکان ندارد که به هر بهانه ديگر با دختري ديگر (حتى پس از ازدواج با شما) دوست شود؟ آيا اکسير وجود شما هر گونه زنگاري از مس وجود ايشان مي‌زدايد؟
ت) آيا صدها هزار دختر و پسري که فرجامي جز طلاق عاطفي يا قانوني پيوندشان نداشته‌اند ،کم تر از شما و ايشان به يکديگر علاقمند بوده‌اند؟آيا عاشق و معشوق‌هاي که کارشان به جدايي کشيده است، با شما بسيار متفاوتند و ده‌ها سؤال ديگر.
اصل علاقمندي، نه يک اصل ماورايي و رمانتيک، بلکه ناشي از يک اصل بسيار ساده روان‌شناختي است. اين اصل ساده ، اصل مجاورت است. خواه ناخواه وقتي دو نفر براي مدتي در مجاورت يکديگر قرار مي‌گيرند، به تناسب و توافق ويژگي‌هاي شخصيتي طرفين و همچنين شرايط فيزيولوژيک آن دو ، به هم علاقمند مي گردند. صرف علاقمند شدن نشانگر وقوع هيچ حادثه و رويداد خاصي نيست . به هيچ عنوان نمي توان بر روي آن حساب باز کرد. به عبارتي روانشناسانه تر ‌ماهيت عشق بسيار پيچيده است . اگر باعث کاهش عملکرد قابل توجهي در فرد گردد ، رنگ و بوي اختلال نيز به خود مي‌گيرد. در برخي علاقه‌هاي افراطي که فرد را براي مدت طولاني از روند زندگي روزمره‌اش جدا مي‌گردد، رگه‌هايي از افسردگي، اضطراب بالا و همچنين رفتار و افکار وسواسي و... مشاهده مي‌شود.
چون فرد معناي خاصي در زندگي‌اش احساس نمي‌کند و به نوعي دلمردگي دچار گشته است، به معناي جديدي در زندگي‌اش به نام معشوق روي مي‌آورد و يا براي رهايي از اضطراب بالا به دنبال پناهگاهي (که در اکثر موارد در جنس مخالف جستجو مي‌کند) مي‌گردد يا مانند يک فرد وسواسي براي کاهش اضطراب خود مجبور است زود به زود به ديدار معشوقي که به صورت کاذب و موقتي اضطرابش را پايين مي‌آورد بشتابد، پس در حقيقت اين گونه عشق‌ها از حالت سلامت که حاصل معرفت است ، جدا گشته و به صورت مرضي (افسردگي، اضطراب، وسواس و...) در مي‌آيد . انگيزه‌هاي ناهشيار جنسي سهم به سزايي در تداوم اين گونه علايق دارد.
آنچه که در اسلام و روان‌شناسي به عنوان يک اصل مهم، مورد تأکيد قرار گرفته، پيشگيري از علاقه افراطي (عشق) است.
اسلام معتقد است هر دختر پاکي مثل شما بايد با حفظ نگاه خود از نامحرم و کنترل احساسات و هيجانات و... ، از ابتلا به وابستگي شديد عاطفي و رواني از ابتداي کار جلوگيري نمايد . اگر فردي به هر دليلي اين اصل عقلي و شرعي را جامه عمل نپوشاند، تبعاتش چيزي جز علاقه افراطي يک طرفه يا دوطرفه، وابستگي افسرده‌وار، کاهش عملکرد، اضطراب و تشويش ذهني، احساس حقارت و تضعيف عزت نفس، ازدواج بي‌اساس و چه بسا دوري از خدا نخواهد بود،
هرچند به احتمال زياد در شرايطي نيستيد که پذيراي اين حرف‌ها باشيد . در شرايط کنوني اساساً پذيراي هيچ حرف مخالفي نيستيد. توصيه مي‌شود با دور شدن موقتي از فضاي احساسي و واقع شدن در فضاي منطقي به روند بيش‌روي خود نظري دورانديشانه بيفکنيد. آيا اين پسر که از اختلالات ريز و درشت رواني رنج مي برد، اين قدر ارزش دارد که به خاطر او 5 و 6 سال از بهترين سال هاي عمر خود را بي دليل تلف سازيد و تا پايان عمر بر خطاي نابخردانه خود افسوس بخوريد ؟!
نکات بسياري باقي ماند که در اين مجال نمي گنجد. اميد است داستان ميليون ها بار روايت شده دختران فريب خورده را بار ديگر روايت نکنيد.
در صورت تمايل مي توانيد با مشاوران اين مرکز با شماره 096400 بدون کد و هزينه تماس حاصل نماييد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام، دانشجویی 19 ساله هستم که به یکی از هم دانشکده ای هایم علاقه مندم، اما نمی خواهم رابطه مان دوست دختر-دوست پسری باشد از طرفی نمی توانم به خانواده بگویم(خجالت می کشم) لطفا راهنمایی کنید، ممنون.

پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
صرف احساس عشق و علاقه براي زندگي مشترك كافي نيست. عشق و علاقه بايد مورد تأييد عقل و منطق قرار گيرد، زيرا عشق و علاقه بدون در نظر گرفتن موضوعاتي مانند:
شرايط و موقعيت سني، تحصيلي، اقتصادي، اطلاع از روابط والدين و اعضاي ازدواج کرده، تناسب فرهنگي، شخصيت اصلي و دروني خود طرف مقابل (انتظارات، علاقه ها ، خواسته ها ، و موضوعات مهم زندگي) يک نوع وابستگي است. در وابستگي تمام اين موضوعات ناديده گرفته شده و يا اگر متوجه مشکلي در اين موضوعات بالا شديد، به دليل وابستگي ناديده و يا به نفع خودتان توجيه خواهيد کرد.
بنابراين سعي کنيد با خويشتن داري و خود کنترلي شرايط خودتان را از نظر تحصيلي و اقتصادي در سطح مطلوب برسانيد، زيرا ممکن است با شروع دوران نامزدي فرصت اتمام يک مقطع تحصيلي و پيدا کردن موقعيت شغلي نداشته باشيد و باعث استرس و نگراني از اين جهت شويد و از ازدواج زودهنگام پشيمان شويد.
بايد مهارت هاي جرأت ورزي و مقابله با کم رويي را از منابع اينترنتي و کتاب هايي با همين عنوان بگيريد و تمرين کنيد. با افکار منفي نسبت به درميان گذشتن موضوع علاقه مندي به فرد مذکور مبارزه کنيد. با خودگويي مثبت اين موضوع را با يکي از اعضاي خانواده که از نظر عاطفي به شما نزديک تر است مطرح کنيد. سعي کنيد که با خويشتن داري و خودکنترلي ازدواج خودتان را در مسير منطقي و استاندارد قرار دهيد. به صورت جزيي و دقيق نسبت به موضوعات بالا اطلاعات کامل پيدا کنيد و بعد اقدام به ازدواج کنيد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها