مشاوره

با سلام می خواستم سوال کنم ایا راه یا دعایی برای مرگ خداپسندانه وجود دارد. توانایی تحمل مشکلات را ندارم ولی هرگاه از خداوند درخواست مرگ می کنم ایه "الذین تتوفیهم الملائکه ظالمی انفسهم" برایم می اید.

پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
در بعضي روايات به ما دستور داده‏اند كه هيچ‏گاه از خدا طلب مرگ نكنيد، بلكه هميشه طلب عمر طولاني كه در طاعت و بندگي خدا باشد نماييد. طلب مرگ نمودن از خداوند دليل‏هاي گوناگون مي‏تواند داشته باشد . اگر منشأ آن ايمان قوي و عشق و محبت وصف ناشدني نسبت به خداوند باشد (به طوري كه عاشق تحمل دوري معشوق خويش را ندارد و وصال وي تمام آرزوي او است) اين طلب مرگ ممدوح است. امير مؤمنان (ع) در نهج البلاغه در خطبه معروف به خطبه متقين در اوصاف و ويژگي هاي اهل تقوا و ايمان مي فرمايد:
«و لولا الاجل الذي كتب الله عليهم لم تستقر ارواحهم في اجسادهم طرفه عين شوقا الي الثواب و خوفا من العقاب (1) ؛
اگر خداوند عمر معيني را براي اهل ايمان و تقوا معين نكرده بود، يك چشم به هم زدن نيز روح آنان در بدن شان نمي ماند ،به خاطر اشتياق به پاداش الاهي و بيم از كيفر او» .
مومن مشتاق ديدار و لقاي پروردگارش مي باشد . مي داند با مرگ و مردن به پاداش الاهي و نعمت هاي بي پايان مي رسد . در عين حال تسليم خواست پروردگارش مي باشد . هر وقت او بخواهد ،به ديدارش بشتابند، ولي شرط اشتياق به مرگ، داشتن اعمال صالح و ايمان است.
البته در اين عبارات نمي توان اشتياق به مرگ را به معناي طلب و درخواست مرگ معنا کرد.امام سجاد جملات ديگري دارد که نزديک تر به معناي مورد نظر است:
«و عمرني ماكان عمري بذله في طاعتك فاذا كان عمري مرتعا للشيطان فاقبضني اليك قبل ان يسبق مقتك الي او يستحكم غضبك علي ؛
خدايا !تا وقتي عمر من در راه اطاعت تو صرف مي شود، عمرم را طولاني و دراز فرما، اما اگر عمرم، چراگاه شيطان و محل برآوردن شدن خواست هاي او گرديد، قبل از آن كه خشم تو مرا در بر گيرد و به غضب تو دچار گردم، جانم را بگير ». (2)
اما طلب مرگ اگر به دليل برخورد با مشكلات زندگي و ضعف نفس باشد ،كاري ناپسند است ؛ زيرا نشان از نا اميدي از رحمت خدا ، يا بي صبري در مقابل آزمايش و امتحان الهي و يا تسليم نبودن در مقابل قضا و قدر الهي است.
گاهي درخواست مرگ به خاطر سست عنصري و شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت است كه نشانه ضعف اراده و روحيه و ميدان خالي كردن است . اين كار انسان هاي ضعيف و ترسو است ،نه انسان هاي شجاع و مبارز و اميدوار. مشكلات در زندگي پل پيروزي و نردبان ترقي انسان است . كمالات انساني در برخورد با مشكلات و غلبه بر آن ها ظهور و بروز مي كند . جوهره انسان در ميدان هاي مبارزه با سختي ها جلوه مي يابد . اين از سنت هاي الاهي است. بايد به جاي طلب مرگ از خداوند، استقامت و صبر و استواري طلب نماييم . از او بخواهيم ما را در آزمايش هاي سخت و دشوار زندگي موفق و پيروز سازد.
پي نوشت ها:
1. نهج البلاغه ، خطبه 193.
2. صحيفه سجاديه، دعاي مكارم الاخلاق.

باسلام.آیا رشته ی روانشناسی مصداق حدیث علم لایضرولاینفع است؟ و با توجه به اینکه در این رشته عموما نظریات دانشمندان غرب بررسی می شود، با اسلام و شرعیات منافات دارد؟

پرسش: رشته روانشناسي شرح رشته روانشناسي مصداق حديث علم لايضرولاينفع است؟ با توجه به اينکه در اين رشته عموما نظريات دانشمندان غرب بررسي مي شود، با اسلام و شرعيات منافات دارد.

پاسخ:
@@2
پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
از نظر قرآن و روايات، علم وسيله است ،نه هدف؛ آن هم وسيله اي که انسان را به کمال مي رساند و دنيا و آخرت او را آباد مي کند. ارزش هر علم، به ارزش موضوع آن علم است و در اين جهت، علوم الهي و ديني - با توجه به موضوع آن ها - از ساير علوم برترند؛ ولي اين بدين معنا نيست که علوم ديگر بي اهميت و بدون ارزش و علم نيستند.
گرايش به يادگيري علوم، به انگيزه هاي مختلف صورت مي گيرد . به طور معمول، نيازهاي ابتدايي حياتي و طبيعي، جاذبه هاي بيش تري براي انسان ها دارد. از اين جهت، براي فراهم سازي بيش تر آسايش و تسلط بيش تر بر طبيعت، گرايش هاي مختلف علمي و تخصص هاي فراواني به وجود آمده است؛ اما تنها وارستگان و ژرف انديشان هستند که فراتر از نيازهاي ابتدايي طبيعي و محسوسات، به ارتباط نهاني دانش ها و جهان هستي با آفريننده آن فکر مي کنند . از هدفداري اين همه جنب و جوش ها، سخن به ميان مي آورند.
مهم ترين رسالت دين، ايجاد انگيزه فراطبيعي در ميان انسان ها و جهت دهي صحيح به تلاش هاي روزانه است؛ به طوري که علاوه بر تأمين نيازهاي روزمره زندگي، به تلاش براي دست يابي به هدف هستي اقدام کند. از اين رو، در فرهنگ اسلامي، تمام دانش هاي مورد نياز براي زندگي بشر، داراي اهميت است . توصيه شده تا به مقدار نياز جامعه، مردم براي فراگيري آن ها اقدام کنند . از آن ها به «واجب کفايي» تعبير شده است.
براي همه انسان ها، در هر مرتبه علمي، توجه به هدفدار بودن جهان هستي و ايمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عيني» شمرده شده است . غفلت اکثريت جامعه بشري، جاي تأسف دارد؛ زيرا حتي از علوم تجربي و مهندسي نيز مي توان به آن هدف مقدس دست يافت و منافاتي با زندگي روزمره ندارد.
در نگاه کلي قرآن، هر علمي که انسان را به دنياپرستي سوق دهد و به چنگال ماديات بسپرد و فهم و شعور او را به طرف خواب و عيش و نوش بکشاند و هدف نهايي او را تنها وصول به ماديات قرار دهد، چيزي جز ضلالت و گمراهي نيست.
پس علوم غيرديني مانند روانشناسي و ... نيز مي توانند نقش آفرين بوده و موجب سعادت آدمي شوند؛ ولي اين در صورتي است که هدف تلقي نشوند . تنها وسيله پيشرفت و رسيدن به کمال باشند.
علوم ديني نيز اگر طالب آن ها قصد رسيدن به دنيا را داشته باشد، موجب بدبختي انسان مي شوند.
علمي که در روايات و آيات بر آن تأکيد شده و به عنوان اشرف علوم محسوب مي گردد، علم خداشناسي است؛ زيرا معلوم اين علم، از معلوم ساير علوم برتر و اشرف است . هر علمي به اندازه معلوم خود ارزش دارد . روشن است که کسب معرفت و جهان بيني و خداشناسي، منحصر به يک رشته نيست.
شخصي ممکن است از علوم غير ديني مانند: شيمي ، روان شناسي و ... چنان خدا را بشناسد که از مطالعه کتاب هاي ديني نشناسد؛ پس آن چه مهم است، شناخت کيمياي هستي است؛ البته بايد پذيرفت که بعضي از علوم و رشته ها، به اين هدف نزديک تر و کم واسطه ترند . در غير اين صورت، از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده و نه کمال.
هر علمي که به نوبه خود با واقعيت انسان و عالم منطبق باشد ،سودمند است، لکن بعضي از علوم نفع شان بيش تر است . بعضي از علوم نفع شان کم تر. در دعاها هم اصل افزايش علم به عنوان سنت و سيرت مطرح است: «رب زدني علما» . علمي که سودمند است ،مطلوب است .علمي که سودمند نباشد، از آن پرهيز مي شود :«اعوذ بک من علم لا ينفع».
علمي که نافع نيست، دو قسمت است:
يک وقت اصل علم نافع نيست ،مثل سحر و شعبده و جادو؛ اين گونه مسائل که برهاني نيست، معقول نيست. عقل به آن تکيه نمي کند. يا علم نافع است ، ولي چون به جان عالِم ننشست، بر دل او رسوخ نکرد و از راسخين در علم نشد، جز علوم بي فايده مي شود.
پس علمي که اصلاً نافع نيست ،انسان وقت بر آن صرف نکند يا علمي که نافع است، ولي انسان آن را به عنوان کالا و ابزار تجاري اخذ کرده است، از آن صرف نظر کند .
بنابراين علومي كه در جهت حل مشكلات علمي و گسترش علمي افراد و جامعه خاص قدم بر مي دارد، نه تنها علم لاينفع نيست، بلكه علومي هستند كه در خدمت به جامعه و مردم است . كسي كه به قصد كمك به مردم و كسب رضايت خداوند و خدمت رساني به افراد جامعه ،به تحصيل آن علوم بپردازد، نه تنها پسنديده ،بلكه در برخي موارد بر افراد اين تحصيل واجب مي شود. مثلا آن جا كه حل مشكلات مردم و اداره جامعه متوقف بر تحصيل فلان علم باشد.
درياى علم بى‏نهايت است و همه آن ها نيز براى انسان مفيد نيست. پس بايستى با تيزبينى، علم مفيد را از غير آن باز شناخت . به دنبال مفيد آن حركت كرد. از سوى ديگر گاه بنا به دلايلى آدمى از علم خود نمى‏تواند بهره ببرد يا بدين صورت كه ممكن است كسى كوه علم باشد ،ولى نه خود بهره‏اى از آن مى‏برد و نه به ديگران بهره‏اى مى‏رساند. اين نيز از مصاديق «علم لاينفع» است.
برخى از دانسته‏ها نه براى دين انسان فايده‏اى دارد و نه براى دنياى او .بنابراين شخص خردمند در علم‏آموزى بايد اولويت‏هايى را مشخص كند تا بتواند از عمر خود بهره كامل را ببرد و فرصت‏ها را بدون استفاده از دست ندهد.(1)
با توجه به مطالب فوق روشن مي شود كه علم روانشناسي جز علوم بي فايده نيست، هرچند در آن نظريات دانشمندان غرب بررسي مي شود. چرا كه در علوم ديگر نيز نظريات دانشمندان غربي مطرح شده و مورد نقد و بررسي قرار مي گيرند. آنچه مغاير با مباني دين و شرع نباشد ،مورد استفاده قرار مي گيرد.
موفق باشيد.
پي نوشت :
1. عبدالله واعظ جوادي ( عبدالله جوادي آملي)، «حکمت متعاليه، مجموعه فهم و شهود»، خردنامه صدرا، شماره سوم، فروردين 1375؛ ص 24.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من دوستم دانشجوهستیم.چند وقت پیش یکی از هم رشته ای هامون که پسره به دوستم زنگ می زنه و میگه که توی انجمن نرید بچه های انجمن پشت سرتون حرف می زنن و... روی من به عنوان یک برادر حساب کن هر مشکلی داشتی به من بگو و از این حرفا پسره متاهلم هست.توی انجمن هم بچه های خوبی نیستن فقط ترم اول دوستم اونجا بوده و برای نشریه مطلب می داده و اون پسره هم تایپ می کرده آشنایی تا همین حد بوده پسره شروع میکنه به پیامک زدن و آبجی آبجی می زده مثلا میگفته نمونه سوال دارم میام سر خیابونتون (آدرس هم بلد بوده!!) بیا بگیر یا می گفته شما ورزش کارید اندام خوبی دارید از وقتی که دوستم با من آشنا شده حجابشو رعایت می کنه قبلا هم خیلی بد نبود اما الان اصلا موهاش پیدا نیست پوشش بدی نداره یه بار پسره اسمس داده بود که مقنعه تون رو جلو کشیدی خیلی خوبه بهتون میاد خوشم میاد!!!!!!!! دوستم اوایل دو سه بار در جوابش گفته بود مزاحم نشید و اس ام اس ندید ولی من گفتم همین هم جواب نده و شمارشو عوض کرد بعد از چند وقت که خبری نبود تلفنی به خونه شد پسری بوده و خودشو همون پسره ای که گفتم معرفی کرده به مامان دوستم میگه دخترتون با من بوده صیغه اش کردم بوسیدمش و گرمای وجودش رو حس کردم و مدرک عکس هم دارم همون ساعتی که تلفن شده ما دانشگاه بودیم و پسره هم توی اتاق همون استادی بود که ما باهاشون کار داشتیم و من شک دارم کار پسره باشه الان مادر دوستم بی نهایت بهش مشکوک شده و اصلا بهش اعتماد نداره من دوستم رو از دبیرستان می شناسم و می دونم اصلا اهل این حرفا نیست وترسو . این جوری که من فهمیدم توی اون تلفنه هم پسره رو خراب کرده و هم دختره تازه از تمام زندگیشون شغل پدر و مادر پدر بزرگ ودایی هاش هم خبر داشته!!! الان دوستم در شرایط بیه مامانش اصلا بهش اعتماد نداره هر جا می خواد بره حتما باید با من باشه خدا رو شکر مامانش هنوز به من اعتماد داره! تهمت هم که بهش زدن مونده چکار کنه الان آبروشو تو خونه بردن فردا هم حتما تو دانشگاه این اطمینان هم بدم که دوستم تمام وقت یا با من بوده یا با مامانش و تمام فکر و ذکرش هم درسه و مطمئنم کاری نکرده. خواستم باهاتون مشورت کنم و ببینم چکار باید بکنیم نمیشه دست روی دست گذاشت و دوستم چطور اعتماد مامانشو جلب کنه و با پسره چه کار کنه به حراست دانشگاه بگیم بدتر آبرو ریزی نمی شه یا یکی بره از پسره بپرسه ماجرای تلفن چی بوده؟ چکار باید بکنیم؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
ضمن پاسداشت خويشتنداري دوست تان توجه شما را به نکات ذيل جلب مي‌نمايم:
1- همه اين رويدادهاي منفي و دردناک يک پيامد مثبت و درس‌آموز براي دوست شما مي‌تواند داشته باشد و آن اين که رابطه با جنس مخالف چيزي جز گام نهادن در يک مسير سنگلاخي نيست. اگر همين پيام را از اين پيامدها دريافت کنيم ، ما را از بسياري از حوادث آينده بيمه و مصون مي‌سازد. با اين وصف دست خير خداوند را بايد در کنار دست‌هاي شرور پسران بوالهوس نيز ديد.
2- پاکي باطني دختر با هيچ تهمت ناپاکي از بين نخواهد رفت . خدا نخواهد گذاشت بنده مومنش اين گونه در نزد مادر يا غير مادر بي‌آبرو باقي بماند.
3- هر چند براي هر کسي تحمل تهمت و افترا سخت و دشوار است ،ولي با نگاهي کلان تر متوجه خواهيد شد که اين عمل نابهنجار(تهمت) در جامعه ما به وفور يافت مي‌شود . وقوع آن براي هر دختر پاکدامني بسيار محتمل است. اگر اين گونه است ،پس چرا بر آشوبيم و زندگي را بر خود تلخ نماييم؟
4-از دوست خود بخواهيد از هر گونه بغرنج سازي و فاجعه سازي موضوع نزد مادر خود بر حذر باشد .براي مدتي از هرگونه توجيه يا تبرئه خود پرهيز نمايد. دستپاچه شدن در هر موضوعي ظن به واقعي بودن آن را بيش از پيش تقويت مي‌سازد. آرامش و طمانينه و پرهيز از هر گونه عجز و لابه و اصرار و التماس فضا را براي پذيرش گفته‌هاي اين دختر تلطيف مي‌نمايد.
5- توصيه مي‌شود در شرايط کنوني از هر گونه پرونده سازي براي اين پسر يا .. بر حذر باشيد . با مسکوت گذاشتن ماجرا منتظر اقدام بعدي فرد خاطي باشيد؛ در صورت عدم تکرار افترا زني از جانب ايشان به روال عادي زندگي خود برگرديد.
6- سعي نماييد حرف‌هاي دوست تان را شما به مادر ايشان و ديگران منتقل نماييد. اثر حرف و تصديق و تکذيب شما به مراتب از دختر کارسازتر و مثمرثمرتر خواهد بود.

ازدواج در زمان دانشجویی خوب است؟

با سلام من دانشجوی ترم دوم هستم و می خواهم با دختری که دوستش دارو و از فامیل هم هستم حداقل نامزد بشوم ولی خانواده به دلیل نداشتن تمکن مالی من مخالفت می کنند من هم به خاطر فرار از گناه دوست دارم زودتر ازدواج کنم نظر شما چیست؟

پاسخ:

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز

1- توصيه مي شود در شرايط كنوني با تعديل و حذف محرک ها و افکار جنسي از تمرکز بر مسأله ازدواج به در آييد . تمرکز صد درصدي خود را به جاي اصل ازدواج به مقدمات ازدواج (مانند اتمام تحصيل اتمام سربازي و کسب درآمد هر چند اندک و...) ببريد.

2ـ اگر فرض بگيريم والدين‌تان به شما اجازه نامزدي بدهند، چه چيزي خاصي اتفاق مي‌افتد؟! پسري دانشجو(آن هم سال اول دانشگاه كه حداقل سه سال تا پايان تحصيلاتش فرصت لازم است) که کار ندارد و به طور کامل با استقلال اقتصادي بيگانه است(صرفاً به پول پدرش متکي است) و سربازي نرفته ، چه حرفي براي گفتن براي دختر و خانواده او دارد؟! با اين حساب مشکل ازدواج شما ربطي مستقيمي به رد و قبول والدين شما ندارد . بايد چه امروز، چه ده سال ديگر براي حل مشکل ازدواج خود چاره اساسي بينديشيد.

3ـ هر گونه نامزدي بي‌پشتوانه، نه تنها از شما مشکلي حل نخواهد کرد، بلکه بر مشکلات شما خواهد افزود، اين نامزدي يا ازدواج (با رعايت ملاک‌مندي و حصول شرايط اوليه) اگر بعد از 5 تا 10 سال صورت پذيرد، ارزش دارد . اگر بدون حصول شرايط اوليه در همين امسال انجام پذيرد، ارزش چنداني بر آن مترتب نيست .

در هر صورت توصيه مي‌شود با عقب‌نشيني استراتژيک از درخواست نامزدي ، تمهيدات لازم براي مقدمات ازدواج را به دست آوريد، مقدمات بدون تلاش شبانه‌ روزي شما براي تحصيل و کسب درآمد هر چند اندک در کنار خويشتنداري همه جانبه حاصل نخواهد شد.

البته در شرايط ويژه مي توان به اين گونه نامزدي هاي چند ساله رضايت داد ، ولي توصيه مي شود با ساده سازي و خنثي سازي مسأله نياز به همسر از ورود به اين نامزدي پردامنه پرهيز نماييد. به احتمال زياد در شرايطي نيستيد كه پذيراي مطالب بالا باشيد، ولي تا حد زيادي مي توان حدس زد كه در صورت توفيق در راضي كردن والدين خود و ايشان ،سايه هايي از تشويش و پشيماني پس از گذر از ماه هاي شيرين اوليه نامزدي فضاي رواني شما را فرا خواهد گرفت.

سلام خسته نباشین من پسری هستم که وضعیت مالیم واقعا خوب نیست که ازدواج کنم نمیدونم چه جوری خودما ارزاع جنسی کنم با یه دختره ای دوستم میخوام با او نزدیکی کنم واقعا چاره ای ندارم اون هم راضی هست درسته که در اسلام حرامه ولی من نمی تونم اخه میشه از عقب با دختره نزدیکی کنم یا نه باید چیکار کنم میشه از عقب زد /ممنون میشم از شما

پاسخ:

2باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مرکز

نياز جنسي يک نياز خدادادي است که بايد از مسير مناسب برآورده شود .در صورت برآورده نشدن ويا برآورده شدن از طريق نامناسب باعث به خطر افتادن بهداشت رواني مي شود. از طرفي مشکل اقتصادي در تمام مراحل ازدواج و حتي بعد از ازدواج و تشکيل زندگي خواهد بود ،ولي به دليل مشخص شدن مسير و احساس مسئوليت و آرامشي که در ازدواج به وجود مي آيد . انسان انگيزه ، انرژي و پشتکار بيش تري را احساس مي کند . در سايه تغييرات روحي، فرد مشکلات اقتصادي خود را تا اندازه زيادي برطرف مي کند .

با نگاهي به شهروندان غير ايراني متوجه مي شويد با اينکه هيچ حمايت عاطفي از مردم ندارند اما بسيار سختكوش هستند . کار را عار نمي دانند و وضعيت اقتصادي بسيار مطلوبي در جامعه ما دارند .معمولا با 7سر عائله زندگي مي کنند.بايد با هدف حل مشکلات اقتصادي کاري را حتي اگر همخواني با رشته و يا شأن اجتماعي نداشته باشد، شروع کنيد .

هر ديني براي تمام ابعاد زندگي بشر دستوراتي دارد ، افرادي که التزام به اين دين دارند ، بايد خواسته هاي خود را با چارچوب همان دين تنظيم کنند . در دين اسلام اذن و رضايت پدر در دختر باکره شرط است .در غير اين صورت رابطه حرام است حتي صحبت و رابطه کلامي هم حرام است. پس ارتباط جنسي از هر طريقي هم حرام خواهد بود . اين رابطه در شما احساس گناه و عذاب وجدان ايجاد خواهد کرد .اين احساسات بهداشت رواني شما را به هم خواهد ريخت. از نظر روان شناختي اين رابطه باعث بدبيني هاي و سوء ظن همراه با نگراني و اضطراب و ناسازگارهاي زناشويي در آينده خواهد شد . به دليل اين تجربه به همه خانم ها بدبين خواهيد شد . از طرفي وابستگي که دختر خانم به شما خواهد داشت، باعث مي شود که اين رابطه پايدار بوده و رابطه شما سه حالت بيش تر نخواهد داشت :

1- رابطه دوستي برقرار باشد : در اين صورت تکليف مشخص نيست . به هر حال پدر و مادر شما و ايشان انتظار ازدواج خواهند داشت.موقعيت هاي خواستگاري براي دختر به دليل وابستگي از بين خواهد رفت.

2- قطع رابطه : باعث شوک رواني در دختر مي شود ،زيرا در دختر نياز عاطفي و محبت بيش تر از نياز جنسي است . قطع وابستگي باعث آسيب هاي بسيار جدي خواهد شد . اگر پسر هم اندک وجداني داشته باشد، به دليل اين رفتارتا آخر عمر احساس گناه و عذاب وجدان خواهد داشت .

3- ازدواج : اين اقدام به دليل رابطه قبلي و تجارب جنسي احساسي خواهد بود، نه منطقي، زيرا 99 درصد پسرهايي با دوست دخترشان ازدواج مي کنند، به دليل کاهش احساسات اوليه و آشکار شدن شخصيت دورني و اصلي که در زمان دوستي مخفي شده بود و از طرفي شک و بدبيني زن و مرد نسبت به همديگر ، از زندگي خود احساس رضايت نخواهند داشت و نهايتاً به طلاق منجر خواهد شد.

با توجه به باورهاي مذهبي شما و مهم بودن دين و ايمان براي شما و مشکلاتي که در رابطه مذکور وجود دارد، بايد غريزه جنسي خود را مديريت کنيد . با خودکنترلي و خويشتن داري ، شرايط زندگي خود را فراهم کنيد . به يک ازدواج بدون دغدغه و مطمئن و آرامش بخش اقدام کنيد. تا زماني که ازدواج نکرده ايد، براي کنترل غريزه جنسي به راهکارهاي زير عمل فرماييد:

1. برنامه?ريزي براي كار مداوم:

جوان از نيروي سرشار و فوق العاده اي برخوردار است. اين نيرو اگر در زمينه هاي ديگر مورد استفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني جوان در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان به كار(اعم از كار علمي و تحقيقاتي و غيره) مداوم عادت كنند و نيرو و توان خود را در اين زمينه به مصرف برسانند، تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري مي شود. كارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان مي شود. اگر نيك بنگريم افرادي كه به كار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان در زمينه هاي مثبت و سالم به كار مي اندازند، كم تر دچار انحرافات اخلاقي و بحران هاي روحي مي شوند. كار موجب مي شود نيرو و انرژي جوان قبل از آن كه به چربي هاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و كار اندام هاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.

2. دوري از محيط هاي آلوده و ناسالم:

يكي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور كل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محرك هاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرك در گرايش هاي انحرافي، منجر به طغيان غريزه جنسي در جوان مي شود. مسايلي از قبيل بدحجابي، بي حجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، سريال هاي تلويزيوني و فيلم هاي خارجي و هم چنين استفاده نادرست از اينترنت در تحريك شهوت و غريزه جنسي جوان مؤثر است. اگر واقعاً‌مي خواهيد از جواني تان به خوبي استفاده كنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي كنيد از محيط هاي آلوده و ديدن عوامل تحريك كننده، جدّاً پرهيز نماييد.

3. استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت:

يكي از زمينه هاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بي برنامه جوانان را عاصي و سرگردان مي كند. آن ها به تدريج سرخورده و مأيوس مي شوند . در نتيجه به دنياي درون خويش پناه مي برند . در كُنج خلوت و انزوا راهي براي مشغوليت خود مي جويند.بنابراين براي تمام اوقات شبانه روزي خود برنامه منظمي تنظيم كنيد. به هيچ وجه از آن تخلف نكنيد.

4. پيشگيري از روابط ناسالم:

جواناني كه روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي بندوبار دوست و رفيق هستند، كم كم به انحرافات كشيده مي شوند . تحت تأثير امور شهواني قرار مي گيرند. نفوذپذيري نوجوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه ها است. در سنين بلوغ صحبت هاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيش تر مي شود . محور اين گفتگوها، غالباً پيرامون مسايل جنسي و امور شهواني است . به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگ ترها طرح مي شود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي كنيد از دوستي هاي آلوده و مشكوك جداً‌پرهيز نموده ، با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.

6. پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش:

همه آنچه بيان شد، به نحوي مي توانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزه جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار نوجوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. در عصري زندگي مي كنيم كه جهان به شدت در ماديات فرو رفته ،غرق در جاذبه هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط كنوني،‌خلأ عظيم و هولناكي از اخلاق و معنويت پديد آمده ،تمامي مشكلات انسان ها نيز از همين جا ناشي شده است.

اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شك بخشي از مشكلات آنان به ويژه در زمينه مسايل اخلاقي و شهوت و غريزه جنسي درمان مي شود.

اگر نوجوان از ته دل باور نمود كه تمام اعمال و رفتار او را خدا مي بيند ، بر اساس عملكرد افراد به آن ها پاداش مي دهد ، سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش مي باشد، احتمال اينكه مرتكب گناه نشود ،بسيار است.
يقين داشته باشيد، تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كننده بسيار است. بنابراين قبل از هر چيز سعي كنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور كنيد. اگر فكر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري مي كند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزه جنسي قرار نگيريد. خداوند در قرآن مي فرمايد:

«ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر؛ نماز انسان را از هرگونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه مي دارد». نماز واقعي نه تنها والاترين عامل كنترل شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي مي شود، بلكه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوت ها نيز محسوب مي گردد.

سلام.چند وقت پیش داشتم شب در بارهی خدا می خوندم یهویی گیج شدمو خوابم گرفت وقتی به حالت اولیه برگشتم یه چیز نا مربوط بی خود اومد تو ذهنم از اون موقع هر وقت چیز زشت یا بدی میاد تو ذهنم به خاطر ترس از اینکه به خدا ربطش ندم باعث میشه به خدا فکر کنمو و میترسم که این یه نوع توهین باشه توبه کردم ولی فکر کنم خدا نبخشیدم از طرفی من منظوری نداشتم فقط خیلی میترسم کمکم کنید من بخشیده میشوم؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
پيدايش اين حالات و اين نوع پرسش‌ها در ذهن انسان (آن هم در دوران نوجواني و جواني) امري عادي و طبيعي است و مخصوص شما نيست.
در معارف اسلامي به اين گونه تخيلات و جرقه‌ها که گاهي در ذهن و دل انسان وارد مي‌شود و زود هم خارج مي‌گردد، «حديث نفس» گفته مي شود .‌ حديث نفس اگر چه اشکال ندارد و انسان را از دايرة «دين» خارج نمي‌کند ، لکن نوعي وسوسه شيطاني است . بايد هم زود آن را از ذهن خارج کرد تا ثبات و استقرار پيدا نکند و هم راه هاي ورودي آن را بست و شيطان را از خود نا اميد کرد .
مهم آن است که بر «عقيده و ايمان خود استوار و ثابت قدم» باشيد . براي بستن راه‌هاي ورودي «حديث نفس» و القاي شبهات و اشکالات ذهني و پاسخ‌گويي به آن ها بايد به اقدام‌هاي «علمي» و «عملي» دست بزنيد.
اقدام عملي :
راه ورود وسوسه هاي شيطان را نمي توان فورا بست بلکه اين کار نيازمند زمان است . به تدريج مي توان به آن رسيد .براي رسيدن به آن نقطه بايد از يک سو سطح اطلاعات و آگاهي هاي ديني را افزايش داد . بر شناخت و معرفت خود را نسبت به خدا و اسما و صفات و نعمت‌ها و الطاف مادي و معنوي افزود ، تا پايه هاي ايمان و عقيدة ، قوي گردد. همزمان بايد به احکام عمليِ شرعت و دين پايبند بود . با وسوسه ها و خواسته هاي شيطان مبارزه کرد .تا چراغ ايمان و اخلاص پر نور گردد.
اگر چه شيوه و نوع دام‌هايي که شيطان بر سر راه انسان ها مي‌گذارد، به تناسب ميزان معرفت و تقوا و تهذيب نفس افراد تفاوت دارد، ولي تا انسان خود را از راه «علم و عمل صالح» تقويت نکند، دستخوش اين مشکلات است. بنابر اين سه مطلب را توصيه مي‌کنيم:
ـ اولاً: به مطالعه کتب درسي مدرسه، دانشگاه يا حتي حوزه نمي توان اکتفا کرد، زيرا پاسخ بسياري از پرسش‌ها و شبهات و تخيلات ذهني و حديث نفس ها را در آن جا نمي‌يابيد، بلکه در کنار فراگيري کتب درسي، بايد با کتب و متون معارف اسلامي آشنا شويد و آن ها را با دقت و برنامه‌ريزي مطالعه کنيد.
دوم: اگر سئوالي در مورد اصول اعتقادي يا مسايل و موضوعات ديني براي شما پيش آمد و نتوانستيد با مطالعه و فکر کردن، پاسخ قانع کننده‌اي پيدا کنيد، پرسش ها را در ذهن خود انبار نکنيد . پرسش هاي خود را با ما يا با علما و افرادي که تخصص در مسايل اسلامي دارند ،در ميان بگذاريد،و پاسخ دريافت کنيد.
سوم: همزمان با رعايت دو توصيه پيش، مي‌توانيد به راهکار معنوي که در ذيل مي‌آيد، عمل کنيد تا ان شاء الله مشکل حديث نفس به تدريج برطرف شود:
أ) از امام صادق(ع) روايت شده که براي رفع حديث نفس، ذکر «لا حولَ ولا قوّة إلاّ بالله» مفيد است. اين ذکر را با توجه به معنا و مفهومش زياد بگوييد.
ب) مردي خدمت امام باقر(ع) رسيد و از سه چيز شکايت کرد:
يکي از وسوسة شيطان و حديث نفس که براي او پيش مي‌آيد،
دوم از فقر و تنگدستي،
سوم ـ از بدهکاري‌هاي زيادي که دارد.
حضرت فرمود: اين دعا را مکرر بخوان. خداوند هر سه مشکل شما را برطرف مي‌کند:
«توکّلت علي الحيّ الذي لا يموتُ و الحمد للّه الذي لم يتّخذ ولداً و لم يکن له شريکٌ في المُلک و لم يکن له وليُّ من الذلّ و کبّره تکبيراً».
پس از مدتي مرد خدمت امام رسيد و گفت: به دستور شما عمل کردم، خداوند هر سه مشکل مرا برطرف ساخت.
پ) در روايت آمده است که براي رفع وسوسة شيطان و حديث نفس ، زماني که در دل شکي نسبت به خدا پيدا شد، بگويد: «هو الأوّل و الآخر و الظاهر و الباطن وهو بکلّ شيءٍ عليم».
ت) امام صادق(ع) فرمود:‌«هر گاه شيطان در دل انسان وسوسه کرد و در او شک و ترديد ايجاد کرد، سه مرتبه بر سينه و شکم خود بکشد و بگويد: «بسم الله و بالله، محمّدٌ رسول الله و لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العليّ العظيم، اللهمّ امْسَح عنّي ما أحذر».

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام کسی که به مقدار کمی شیشه مصرف می کند 1یا دوبار احتمال دارد معتاد شود وچند سال زمان می برد تا چهره اش عوض شود چون کسی را دیده ام که قیافه اش خیلی خوبه و1 یا دوبار شیشه و حشیش مصرف کرده ایا احتمال دارد ترکش دهیم وباش ازدواج کنیم2- چه موقع مصرف کننده کم شیشه راضی به ترک می شود اصلا اوایل مصرف راضی به ترک میشود3- خیلی ها قیافه ادمهای خوش بر و رو دارند وشنیدیم که مصرف کم شیشه می کنند ایا معتادند یا دیگران دروغ می گویند. کی قیافشان بد می شود یا خوش بر ورو می مانند

پاسخ:
2پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
سوال شما تا حدودي مبهم است . با توجه به اصل تفاوت هاي فردي نمي توان به آن جواب قطعي داد. البته دانستن برخي از اين مسائل نيز دردي از شما خواهر گرامي دوا نخواهد کرد.
اگر درست حدس زده باشم احتمالاً قصد ازدواج با چنين فردي با اين مشخصات داريد. از نظر ما روانشناسان گرايش به مواد مخدر(چه شيشه و چه غير آن) داراي علل و عواملي است که ملاک سلامت رواني فرد را به مخاطره مي اندازد، مثلاً برخي اختلالات رواني مانند اضطراب ، وسواس فکري و يا عزت نفس پايين و ... علت اصلي گرايش شوم فرد به مواد افيوني مي گردد. حال اگر فرد در عمرش فقط يک يا دوبار به اين مواد روي خوش نشان دهد يا آن که بعد از اعتياد ترک کامل نمايد، باز برخي ابهامات و سؤالات در مورد عوامل بستر ساز آن (از جمله اختلالات روحي رواني)وجود دارد. ابهامات جدي ملاک سلامت رواني فرد را در هاله اي از ابهام فرو مي برد. دختر بعد از ازدواج با چنين فردي متوجه مي شود درست است که ترک کرده و بر و روي خوبي هم دارد، ولي اختلالات درمان نشده ، سر جاي خود باقيست.
توصيه به ازدواج با مردي که سابقه اعتياد دارد و احتمال وجود برخي اختلالات رواني در او بالاست، بسيار دشوار است.
اگر سؤال شما بعد از ازدواج تان با ايشان بود، توصيه اي جز تداوم زندگي و کمک به ترک اعتياد ايشان نداشتيم ، ولي در شرايطي که هنوز هيچ تعهدي به ازدواج با ايشان نداده ايد ، توصيه اي جز انصراف کامل ذهني و قلبي از ازدواج با ايشان نمي توانيم داشته باشيم. دلسوزي و انسان دوستي جاي خود دارد ، ولي شوهر گزيني امري کاملاً مجزا ست. اين دو را نبايد با هم خلط کرد و موجبات بدبختي يک عمر خود را فراهم آورد.
شايد بگوييد که با اين حساب اين بندگان خدا نبايد با هيچ کس ازدواج کنند، ما هم در جواب خواهيم گفت: اين افراد مي توانند با هر دختري ازدواج کنند، ولي دختر لزوماً شما نيستيد . چه بهتر اين توفيق را به ديگري واگذار نماييد. در هر صورت تصميم با خود شماست . نبايد در شرايط کنوني اميدي به انصراف ذهني شما از اين فرد معتاد داشته باشيم. عشق و وابستگي عاطفي مانند يک اعتياد رواني به همين راحتي قابل کنار گذاشتن نيست . فرد معتاد به عشق بايد تاوان منفي اين اعتياد را با سرمايه عمر خود بدهد. پاسخ سؤالات فرعي شما متوقف بر پذيرش يا عدم پذيرش مطالب اصلي بالاست .در صورتي که به هر دليلي پذيراي مطالب فوق نيستيد، مي توانيد با کارشناسان اعتياد مستقر در مراکز بهزيستي يا مراکز ترک اعتياد به مشورت بيش تر بنشينيد.
-اين مسئله که با چند مرتبه مصرف شيشه، انسان معتاد مي شود و يا چند سال بعد از اعتياد چهره معتاد تغيير مي کند، تجربه نداريم و نمي دانيم، آن گونه که شنيده مي شود کسي که يکي دو مرتبه شيشه مصرف کند، معتاد مي شود .تغيير چهره معتاد هم در اثر مصرف کردن مواد مخدّر به تدريج به وجود مي آيد. کسي که زياد مصرف کند، زود تر روي تغيير چهره اثر مي گذارد . کسي که کم تر مصرف کند، دير تر چهره او تغيير مي کند.
نسبت به ترک اعتياد: اگر کسي خودش بخواهد اعتياد را ترک کند و تصميم جدي بگيرد ، مي تواند ترک کند . ازدواج با او بعد از ترک اشکال ندارد، لکن ازدواج امر مهمي است . يک عمر زندگي و ادامه نسل سالم در ميان است، بنابراين با کسي ازدواج کنيدکه داراي اخلاق نيک و اهل تقوي و دينداري باشد .
- اينکه معتاد چه موقع راضي به ترک اعتياد مي شود، بستگي به ايجاد انگيزه ترک و اراده و تصميم خود او دارد، ترک اعتياد در اوايل مصرف آسان تر از زمان هاي بعدي است . هر چه مدت زمان اعتياد بيش تر باشد ،ترک آن ممکن است مشکل تر گردد، ولي اگر کسي اراده جدّي داشته باشد و انگيزه ترک در او ايجاد شود، هر زماني که بخواهد مي تواند ترک کند.
- از اين مسئله که آيا چنين افراد واقعا معتاد هستند يا ديگران دروغ مي گويند، اطلاع نداريم، تا زماني که اعتياد کسي ثابت نشود، از گمان بد خود داري کنيد .سعي کنيد در زندگي ديگران تجسس نکنيد . سعي کنيد گرفتار غيبت و تهمت نشويد.

صفحه‌ها