مشاوره

ممنون میشم راهنماییم کنید
بر خلاف ظاهر ساده مشكل اين فرد بايد گفت اهمال كاري ايشان در نماز يا همان به اصطلاح كاهل نمازي ريشه هاي عميق روان شناختي دارد.

سلام من شخصی را میشناسم که نمازش را به زور می خواند خودش رو به هر در و دیواری می زنه که از وقت نماز بگذره و نمازش نخونه قضا هم که اصلا فکرشم نمی کنه همش میگه درس تموم میشه کار تموم میشه همه چیز یه روزی تموم می شه، ولی نماز نه آخی آدم چقدر باید نماز بخونه می خواستم بدونم نماز خوندن چنین شخصی چه حکمی دارد آیا نمازهایش مقبول حق می باشد چه باید کرد تا درست شود و نمازش رو کامل بخونه و پایبند نماز باشه ممنون میشم راهنماییم کنید ضمنا مرجع تقلید من آقای خامنه ای است. ولی اصلا این چیزارو قبول نداره مقلد نداره؟

بر خلاف ظاهر ساده مشكل اين فرد بايد گفت اهمال كاري ايشان در نماز يا همان به اصطلاح كاهل نمازي ريشه هاي عميق روان شناختي دارد.

در درون مغز ايشان طرح واره هاي ذهني معيوب فراواني قرار دارد كه هر كدام سد مهمي در برابر رغبت ايشان به نماز به وجود مي آورد.

به احتمال زياد اين مساله از عهده شما بيرون است و در صورتي كه رابطه شما با اين فرد ضرورت ندارد. چه بهتر كه از اصرار بر اصلاح ايشان بپرهيزيد.

همان طور كه مي دانيد معاشرت با افراد افسرده، ما را نيز افسرده مي سازد و معاشرت با افرادي كه در ابتدائيات دين لنگ مي زنند تأثير مثبتي بر افزايش روحيه دينداري ما ندارند. درباره حكم نماز ايشان هم ما بندگان خدا نمي توانيم اظهار نظر كنيم ايشان مي داند و خداي خودش.

به عنوان يك روان شناس به شما دوست عزيز باز خاطر نشان مي سازم كه احتمالا ايشان بي نصيب از برخي اختلالات رواني نيست و درمان اختلالات رواني به جز از عهده روان شناس حاذق بر نمي ايد در صورتي كه اصرار بر حفظ رابطه با ايشان داريد توصيه مي شود به جاي موعظه درماني و نصيحت درماني به ايشان فرصت دهيد و صرفا در برخي بزنگاه ها به عرصه اصلاح اشان ورود نماييد.

ان چه در  عالم خلقت اهميت صدردصدي دارد خود شخص شماست و شما در وهله اول بايد به تقويت روحيه مذهبي خود بپردازيد و نبايد اشتغال ذهني به اصلاح ديگران شما از اصلاح روز افزون خود باز دارد. گاهي انسان ها به خود مي آيند و مي بينند كه سال هاي زيادي را بي دليل مصروف اصلاح ديگران نموده اند و از اصلاح خود بازمانده اند.

اشكالی نداره اگه رابطمو با دوستم ادامه بدم؟ ...
در اشتباه و غلط بودن رفتار دوست شما كه با پسرها حرف می زند و بدین شیوه با آنان ارتباط برقرار می كند، شكی نیست، چرا كه هم از منظر دین، صحبت با نامحرم در غیر ...

 من یه دوستی دارم كه با پسرها حرف می زنه می خواستم بدونم اشكالی نداره اگه رابطمو با دوستم بدون این كه تو كاراش دخالت كنم ادامه بدم یعنی مشكلی برام پیش نمیاد لطفا راهنماییم كنید.

در اشتباه و غلط بودن رفتار دوست شما كه با پسرها حرف می زند و بدین شیوه با آنان ارتباط برقرار می كند، شكی نیست، چرا كه هم از منظر دین، صحبت با نامحرم در غیر كارهای ضروری جایز نیست؛ هم از منظر روانشناختی، این گونه ارتباطات خالی از اشكال نیست و آسیب های فراوانی در آن نهفته است. همه آسیب ها به خاطر این است كه معمولاً این گونه ارتباطات در یك سطح باقی نمی ماند و به تدریج دایره ارتباطات گسترش می یابد. به دیدار حضوری، قرار ملاقات، گشت و گذار، ارتباطات پنهانی نامشروع و دیگر مسائل كشیده می شود. چه بسا ممكن است آبرو و تمام هستی فرد را به مخاطره بیندازد.

 كاری كه  ابتدائاً می توانید در قبال دوست تان انجام دهید، این است كه با دوست تان در یك فضای آرام و با آرامش با او گفتگو كنید. وی را از آسیب های روابط دختر و پسر آگاه گردانید. برای این منظور می توانید كتاب هايي در زمينه ارتباط دختر و پسر و آسیب های آن و دوستی های نامناسب تهيه كنید و در اختيارش قرار دهيد يا مثلاً به او بگوييد اين كتاب ها را مطالعه كردم، بسيار با ارزش و خوب و مفيد بود. اگر دوست داريد، شما هم مطالعه كنید. البته می توانید بخش هایی از آن ها را با او به مباحثه بپردازید. وی را عملاً وارد بحث كنید. غیر مستقیم او را با آسیب های این گونه روابط آشنا سازید.

به هر حال وظیفه شما نسبت به وی در ابتدای امر، آگاه كردن از آسیب های ارتباط دختر و پسر و پرهیز دادن از روابط دختر و پسر و امر به معروف و نهي از منكر است. امر به معروف و نهي از منكر مسئوليت بزرگي است كه بايد با ظرافت خاص انجام گيرد تا مؤثر واقع شود. طبيعي است كه اگر اين فريضه الهي به طور شايسته عملي گردانید و مراتب و آداب خاص آن در نظر بگیرید و راه های مختلف آن را امتحان كنید، مسلماً بی تأثیر نخواهد بود. چه بسا ممكن است دوست تان متوجه اشتباه خود گردد و از كار ناشایست و غیر شرعی و ارتباط با جنس مخالف دست بردارد و در مسیر درست زندگی قرار گیرد.

اما اگر در نهایت امر به معروف و نهي از منكر زبانی و عملی شما كارگر نیفتاد و  نتوانستید روی دوست تان تأثیر بگذارید و او را از رفتار نادرست بازبدارید، چاره ای جز ترك او و قطع رابطه دوستانه ندارید. باید از همنشنی با وی بپرهیزید. دیگر از مصادیق دوست ناباب‏ و همنشين بد تلقی می گردد كه قرآن كریم در سوره مدثر رفاقت با آنان را منع نموده است. رفاقت و همنشیني با انسان هاي فاسد از علل جهنمي شدن اهل دوزخ به شمار می آید. قرآن در سوره فرقان آیه28 از زبان افراد منحرف كه گرفتار عذاب دوزخ شده‏اند مي‏فرمايد: « يا وَيْلَتي‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً؛ واي بر من، اي كاش فلان فرد بدكار را رفيق نمي‏گرفتم، كه رفاقت او مرا از پيروي حق محروم ساخت و گمراه گردانيد. آري، شيطان براي انسان مايه سرافكندگي و خواري است. » بنابراین وقتي انسان با دوستاني نامناسب رابطه برقرار مي‏كند، ناخودآگاه بسان بيماري‏هاي واگيردار خصلت هاي آنان در او اثر مي‏كند. حضرت علي عليه السلام مي‏فرمايد:

«لا تصحب الشرير فان طبعك يسرق من طبعه شرا و انت لا تعلم؛

از مصاحبت با فرد فاسد و شرور بپرهيز كه ناخودآگاه طبع تو بدي را از طبع او مي‏دزدد. » در حقیقت، هر قدمي كه انسان در رفاقت با دوست ناباب بر مي دارد، قدمي است كه به طرف لجنزار فساد و منجلاب سقوط برمي دارد. در واقع، دوستان ناباب دشمن انسان هستند. آدمي هر قدر هم كه پاك باشد، هنگامي كه با ناپاكان، رفاقت و نشست و برخاست مي نماید، بیماري اخلاقی شخص فاسد بسان مرضي مُسري در او سرایت مي كند. قطعاً اثر و خطر رفیق بد در از بین بردن اخلاق انساني كم تر از میكروب در مریض كردن جسم نیست، بلكه به مراتب بیش تر و مهم تر است. «لرد آویبوري» مي گوید: باید در انتخاب دوستان دقت كرد. غالب مصیبت هاي ما در نتیجه معاشرت هاي بی جا و نامناسب پدید مي آید.

اگر در نهایت تلاش های تان مؤثر نیفتاد و دوست تان آگاه نگردیدد، پیمان دوستی شما دیگر اعتباری ندارد، به همین خاطر می بایست رفاقت خود را با او خاتمه بدهید. به جای او افراد صالح، مؤمن و شایسته دیگری را جایگزین كنید.  نمی توانید، مشكل به این بزرگی را در رابطه خود با دوست تان نادیده بگیرید و به دوستی خود با او بدون این كه دوست تان رفتار غلط خود را اصلاح كند، ادامه دهید.

فراموش كردنش خيلي سخته. چيكار كنم؟
دوست پسر شما از جمله معدود پسراني است كه حداقل برخي از حقائق اين روابط صددرصد آسيب زا و نافرجام را به سمع و نظر شما رسانده است. از نظر ما روان شناسان «خيلي ...

فراموش كردنش خيلي سخته. چيكار كنم؟

دوست پسر شما از جمله معدود پسراني است كه حداقل برخي از حقائق اين روابط صددرصد آسيب زا و نافرجام را به سمع و نظر شما رسانده است. از نظر ما روان شناسان «خيلي دوست داشتن» بيش از آن كه حكايت از يك امر مثبت داشته باشد حكايت از يك امر منفي و حتي مرضي دارد.

عشق و وابستگي عاطفي هر چند ظاهري رويايي و ماورايي دارند، ولي در واقع ريشه در برخي ناهنجاري هاي روحي احتمالي مانند اضطراب، افسردگي و وسواس فكري دارد. وقتي من مضطربم، بديهي است كه به دنبال يك آرامشگر دروني يا بيروني بگردم، حال اگر در اين شرايط با يك جنس مخالف رابطه برقرار كنم بعد از مدتي آن جنس مخالف به صورت كاذب و غيرواقعي از سطح اضطراب مي كاهد. اين آرامشگر كاذب بيروني بعد از مدتي دوري اش براي من دشوار مي گردد و فرد حتي با تصور دوري و فراق وي دچار اضطراب فزاينده مي گردد. جنس مخالف مانند آب شور است كه  هر چند در ابتدا كمي رفع عطش مي كند ولي در ادامه چندين برابر بر سطح عطش و تشنگي ما مي افزايد. اگر در خود دقت كرده باشد از وقتي كه با اين پسر دوست شده ايد ميزان اضطراب شما نه تنها كاهش نيافته، بلكه به انواع و انحاي مختلف فزوني يافته است.

دختران افسرده دل چه بسا با يك ابراز علاقه جنس مخالف به وي وابسته گردند و بعد از مدتي او را تنها معناي زندگي خود قلمداد كنند. به گونه اي كه زندگي بدون وي را ناشدني يا حداقل بسيار دشوار بدانند.

واقعيت اين است جنس مخالف در بهترين شرايط نمي تواند چيزي جز يك معناي موقت و گذرا به ما ارزاني دارد و  هر چه بيشتر در مسير رابطه با جنس مخالف گام بر مي داريم نه تنها از درجه افسردگي احتمالي ما كاسته نمي شود. بلكه به صورت روزافزون بر شدت آن افزوده مي گردد. ما بايد معنا زندگي را در درون خود جستجو نماييم وگرنه ديگران نمي توانند معناي ثابت و پايداري به زندگي ما ببخشند.

چرا فراموش كردن خاطرات هيجاني گذشته سخت و دشوار است؟ چون كه در برخي موارد اين خاطرات همچون افكار وسواسي به ذهن ما مي چسند و با هر حمله و هجمه اضطراب به ما، ذهن ما ناخودآگاه به نشخوار ذهني اين خاطرات براي كسب آرامش مي پردازد.

عشق مرضي در حقيقت چيزي جز يك فكر يا رفتار وسواسي نيست. فرد وسواسي خودش مي خواهد كه فكر يا رفتار وسواسي اش را كنار بگذارد، ولي عملا نمي تواند و مجبور مي شود بار ديگر به آن تن دهد.

اگر تا حدودي پذيراي مطالب بالا باشيم بهترين راه برون رفت از اين مخمصه هاي عاطفي كه ثمره اي جز فرسايش روحي رواني و اتلاف عمر ندارند، چيزي جز درمان تخصصي اين دو سه اختلال احتمالي نيست. وقتي ما از طريق مراجعه به روان شناس باليني همجنس خود به درمان اضطراب و ... مي پردازيم، به ناگاه متوجه مي شويم كه جدايي از معشوق زياد هم دردناك نيست، بلكه بسيار آرامش بخش و روح افزاست. خلاصه كلام اين كه با توجه به سن نسبتاً پايين تان حيف است از هم اكنون اين مسايل عاطفي را حل نشده باقي گذاريد و بهترين راه حل اين مسائل و مشكلات نه خوددرماني بي ثمر بلكه مشاوره با يك روانشناس يا مشاور خانم مي باشد.

نمی دانم بهش بگم یا نگم راستی تا حالا با هیچ دختری حتی هم كلام نشدم
متاسفانه پديده عشق و عاشقي يكي از مسائلي است كه به ويژه در دهه هاي اخير به دلايل مختلف از جمله تبليغات رسانه هاي جمعي مطبوعات فيلم ها ترانه ها رمان ها و ...

چوانی مذهبی هستم اهل نماز و روزه چند وقتی است عاشق یك دختر شده ام نمی دانم بهش بگم یا نگم راستی تا حالا با هیچ دختری هم حتی هم كلام هم نشدم

آن چه در پي مي آيد نگاهي آسيب شناسانه و نه همدلانه به نامه بسيار كوتاه شماست امید است كه شما را نه به تألم (دردمندی) بلكه به تأمل بيشتر فرا خواند.

متاسفانه پديده عشق و عاشقي يكي از مسائلي است كه به ويژه در دهه هاي اخير به دلايل مختلف از جمله تبليغات رسانه هاي جمعي مطبوعات فيلم ها  ترانه ها رمان ها و ... به يك پديده بسيار رايج در میان جوانان تبديل شده است. هر پسر یا دختري با يك نگاه چند ثانيه اي (ادامه دار) به ناگاه خود را عاشق سينه چاك ديگري مي يابد عشق از نظر ما روان شناسان زياد ماهيت بهنجار ندارد به ويژه آن كه باعث افت شديد عملكرد روزمره فرد گردد اين كاهش ميزان عملكرد اگر به مدت طولاني مثلا 6 ماه تداوم يابد قطعا نا بهنجار است و نبايد با تعابير احیاناً شاعرانه و رمانتيك به تفسير و تحليل ان پرداخت عشق كه به وابستگي عاطفي بينجامد نوعي فكر يا رفتار وسواسي است كه با اضطراب افسردگي و نوسانات هورمون هاي جنسي بيگانه نيست.

متاسفانه به هر دليلي عشق هاي با ماهيت مرضي دست مايه بسياري از ازدواج ها مي گردد و اگر شما سري به دادگاه هاي خانواده بزنيد زوجين خواهان طلاق بسياري خواهيد يافت كه روزي عاشق سينه چاك يكديگر بوده اند عشق چه پاك باشد چه نا پاك چه مرضي باشد چه سالم به هيچ وجه دستاويز خوبي براي انتخاب همسر نيست و فرد عاشق چاره اي جز ناديده گرفتن ملاك ها و معيار هاي انتخاب همسر ندارد. وقتي پسری دلش هوایي دختري شد آن دختر هر كه باشد و هر چه باشد بايد به عقد وي در بيايد پس نبايد عشقي كه در پي چند رد و بدل شدن نگاه خارج از چارچوب صورت مي پذيرد جدي گرفت و براي آن به زير و زبر كردن آسمان و زمين پرداخت كسي منكر مذهبي بودن شما نيست. ولي اصل اول مذهبي بودن رعايت همه جانبه احكام شرعي است شرعي كه يكي از مهمترين احكامش حفظ حریم نگاه است. بي شك هيچ فردی كه حريم نگاه را مراعات مي كند در دام پر آسيب عشق فرو نمی غلتد

هر گونه پيش روي شما در اين علاقمندي راه تنفس شما را خواهد بست و شما به اجبار با بسياري از امور مثبت زندگي براي هميشه خداحافظي خواهد كرد.

البته ما شرايط شما و نيازهاي به حق شما را كاملا درك مي كنيم ولي بحث ما بيشتر در عواقب بسيار خانمان سوز اين گونه عشق های به ظاهر بي آسيب و پاك مي باشد.

عشق در بسياري موارد پس از مدتي مانند پيچك در تمام سلولهاي فرد عاشق ريشه مي دواند و فرد از روال طبيعي خارج مي سازد معمولا اين عشق هاي شيرين در ادامه به تلخ ترین صحنه هاي زندگي انسان مبدل مي گردد و فرد راهي براي بازگشت و رهايي از آن نمي يابد.

نكته ديگر اين كه اين دختر معصوم از همه جا بي خبر چرا بايد ناخواسته از زندگي طبيعي اش خارج گردد و بدون هيچ دليل قانع كننده ای هم داستان شما در قصه پر غصه عشق گردد. آيا انصاف است كه من نا آرامي و تنش هاي دروني خود را به ديگري منتقل سازم. آيا اگر اين عشق به هزاران دليل به وصال منتهي نگردد. براي اين دختر بي گناه ازدواج موفق با پسر ديگر مقدور است. آيا دختر دست خورده عاطفي مي تواند مانند يك دختر طبيعي پا در زندگي مشترك با پسري غير از شما نهد قطعا شما با اين كار ايشان را از زندگي عادي و خداپسندانه اش خارج خواهيد ساخت و اثرات وضعي و پيامدهاي ماورايي و اين دنيايي ان تا پايان عمر گريبان گير شما خواهد بود فقط در يك صورت كه شما همينك واجد شرايط اوليه ازدواج مي باشد. (نه يك سال يا چند سال ديگر) مي توانید از طريق خانواده خود به خواستگاري رسمي ايشان اقدام نماييد در غير اين صورت هر گونه ورورد سر زده شما در حريم روانی ايشان (هر چند به بهانه ازدواج در سال هاي اينده باشد ) بسيار در تغيیر منفي سرنوشت شما موثر خواهد بود. چه اين دختر بهترين و مطلوبترين دختر عالم باشد يا نباشد. بايد به صورت روز افزون سعي در تعديل و نه تشديد اين علاقمندي نماييد.

اگر دختری با پسرهای زیادی دوست باشد و ازدواج كند چه میشود؟
اگر بیش تر در مورد دختر مورد نظرتان و خانواده او و دلایل وی برای رفتن به سوی دوستی های خارج از چهارچوب دینی و فرهنگی به ما گفته بودید، ...

اگر دختری در زمان مجردی با پسرهای زیادی دوست باشد و ازدواج كند چه می شود؟

اگر بیش تر در مورد دختر مورد نظرتان  و خانواده او و دلایل وی برای رفتن به سوی  دوستی های خارج از چهارچوب دینی و فرهنگی به ما گفته بودید ، راهنمایی ما می توانست صورت دقیق تری به خود بگیرد، اما بههر حال  باید بگوییمكه:

دوست  پسر داشتندر خوشبینانه ترینحالت به معنی قطع رابطه با دوست  پسر قبلی و دوست شدن  با پسری دیگر است . این امر می تواند نشانگر مشكلات شخصیتی خاص در دختر مورد نظر شما و نیز ناكامی هایی در دوستی ها به بن بست رسیده باشد. لازم است به خاطر موفقیت ایشان در زندگی مشترك آینده، مشكلات و كاستی ها، هر یك جداگانه كالبد شكافی شده و مورد بحث و بررسی قرار گیرد و سپس به اصلاح آن اقدام گردد.  این منوط به دادن اطلاعات تكمیلی در مورد روحیات وی و خانواده وی می باشد؛ ولی می توان احتمالات زیر را مطرح نمود:

1-   فرد در ایجاد یك رابطه نسبت به مبانی بسیار كم توجه است . بدون رسیدن به شناخت كافی و بر اساس احساسات دست به  انتخابی عجولانه  و نادرست می زند .بعد از آن كه می بیند انتخاب او درست نبوده ، پشیمان می شود و دنبال كس دیگری كه احتمال می دهد برخی از خصوصیات مورد نظرش را داشته باشد می رود.

 2-  با بروز برخی مسائل و مشكلات و مشاهده كوچك ترین ناملایمات، خیلی زود میدان را خالی كرده و حاضر به تحمل و یا حل كردن مشكلات نشده ؛ اگر این حالت ریشه های شخصیتی داشته باشد، می تواند زندگی مشترك آینده او را  تهدید كند.

 3-  فردی ماجراجو و تنوع  طلب و فاقد احساس  وفاداری لازم برای  یك رابطه متقابل است. مسلما هیچ كدام از این سه احتمال  برای فردی كه خواهان ورود به  امر ازدواج است، پسندیده نیست؛ چنین شخصی باید مورد كالبد شكافی روانی و روان درمانگری قرار گیرد.

  البته سوال  بیانگر دل مشغولی در باره آینده تان و اهمیت زیادی است كه برای ازدواج و زندگی مشترك قائلید. این نكته بسیار مثبتی محسوب می شود كه با تكیه بر آن می توان نسبت به برطرف ساختن نابهنجاری های رفتاری اقدام نمود. قطعا ازدواج موفق و تشكیل كانون خانواده ای گرم و پایدار خواسته ای است كه هر فرد سالمی به طور طبیعی آرزومند آن است.

 ایجاد روابط متعدد با جنس مخالف می تواند آسیب های جدی به این نیاز فطری وارد آورد. آینده ایشان را دستخوش تلاطمات روحی و روانی زیادی نماید. اگر چه ایجاد روابط متعدد با جنس مخالف تلاشی است برای رسیدن به احساس آرامش! اما متاسفانه این  گونه روابط تنها صورتی توهمی و خیالی از یك رابطه واقعا حمایتگر به دست می دهند؛ در حالی كه ازدواج قراردادی است كه بین دو فرد بالغ كه به طور آگاهانه یكدیگر را برای یك عمر زندگی بر اساس محبت و اعتماد و تعهد متقابل  انتخاب كرده اند ،منعقد می شود .

قرار گرفتن در این قرارداد مسئولیت های مختلفی را متوجه دو نفر می كند كه به سادگی نمی توان از انجام آن ها شانه خالی كرد. پس دختر مورد سوال شما، قبل از هر چیز باید متوجه اشتباهات خود در گذشته بشود . بداند كه ازدواج امری است كاملا متفاوت با روابطی كه تاكنون داشته،  این گونه روابط خارج از چهارچوب می تواند ضربات جبران ناپذیری به زندگی مشترك آینده او وارد آورد . در این جا به برخی از این موارد كه بیش تر گریبانگیر دختران می شود، اشاره  مینماییم:

1-      اولین مسئله ای كه گریبان گیر این اشخاص می شود ،هنگام انتخاب همسر است .كسی كه عادت كرده سریع با یك فرد رابطه ایجاد كند و با بروز مشكلی او را رها كرده و به سراغ فرد دیگری برود ،مهارت كافی را برای یك انتخاب صحیح و عاقلانه ندارد . باید با یادگیری مهارت های صحیح انتخاب همسر ،خود را از خطر انتخابی عجولانه و اشتباه نجات بدهد.

2-      وقتی دختر و پسری با هم ازدواج كردند، هركدام از طرفین كه قبل از ازدواج اهل برقراری رابطه با جنس مخالف بوده اند، به خاطر قیاس به نفسی كه می كنند، همیشه از این نگران هستند كه مبادا طرف شان اهل این گونه رابطه ها باشد . شكاكیت زندگی مشترك را به سوی آسیب و تلخ كامی سوق می دهد.

3-      بعد از ازدواج هر یك از طرفین نگران  این مسئله می شوند كه مبادا همسرشان  از روابط قبلی آن ها بویی ببرد، مخصوصا این  مسئله برای اكثر آقایان بسیار با اهمیت  است كه تنها مرد  زندگی همسرشان  باشند. اما حتی  اگر چنین نباشد ، زن نباید از دوستی  های خود و حتی  از خواستگاران سابقش  برای شوهرش گفتگو  كند،چرا كه باعث برانگیخته  شدن حسادت و  خشم در مردان می شود. این اصلا به نفع  زندگی مشترك آن ها نیست؛

ضمن آنكه صحبت با دیگری در باره گناهی كه مرتكب  شده ایم، گناهی چه بسا بزرگ تر است . مهم تر  این كه گناهان هر فرد  مسئله ای است بین  آن فرد و خداوند ؛ آن هم در صورتی  كه فرد توبه واقعی  كند و حقیقتا از كار خود پشیمان شده و با خود  برای عدم تكرار  آن عهد ببندد، خداوند ستار العیوب است و راز او را فاش نخواهد كرد.

4- تجربیات گذشته  ممكن است در ذهن  انسان زمینه ساز  شك و بدگمانی به طرف مقابل شود  كه مبادا او هم چنین روابطی داشته یا هنوز به آن مبتلا باشد. با دقت  بیش تر در هنگام  انتخاب و توكل به خداوند، بر اساس پاكدامنی و وفاداری خود، باید نسبت به همسرش خوش گمان باشد.

5-      اگر چنین دختری كه  از او یاد كردید، از كرده خود  پشیمان شود و با دقت انتخاب درستی بكند و همسرش نیز  از گذشته او با خبر  نشود، باز مشكلاتی در زندگی مشترك  او در صورت بی توجهی  ممكن است رخ دهد.

 وقتی  سرمایه محدودی داشته باشید و  آن را در جایی مثل  بانك ذخیره كنید،  با سرمایه گذاری بزرگ و به موقع و  هوشمندانه می توانید آن را چند برابر  كنید. اما اگر برای مصارف  یا سرمایه گذاری های كوتاه  مدت و بی بازده  به صورت پی در پی از آن برداشت كنید،  كم كم چیزی از سرمایه باقی نمی ماند.

  عشق و محبت هر فرد  سرمایه درونی ارزشمند  اوست . اگر در موقعیت سودبخشی مثل ازدواج سرمایه گذاری شود، سود و فایده  فراوان آن متوجه خود فرد می شود. اما  اگر هر از چند گاهی آدمی دل به شخصی بسپارد و عشق خود را ارزانی او كند و  بعد از قطع آن رابطه  و ایجاد رابطه  بعدی و ... به تدرج چیزی از سرزندگی و  عواطف اولیه باقی نمی ماند! پس  اگر فرد مورد نظر  از این مسئله آگاه نباشد ،ممكن است با خود فكر كند شور و هیجانی كه در اولین رابطه  ها با دوستانش داشت، چرا الآن وجود ندارد ؟ برای ایجاد عشق  و گرمی در رابطه  با همسرش به خاطر تصویر غلط  تلاشی نكند كه قطعا با آگاهی نسبت به  نقصان می توان این مشكل را برطرف  كرد.

6-      یكی دیگر از مشكلات محتمل  برای افرادی در این  موقعیت ،مقایسه دائمی  همسرشان با افراد  قبلی است. شكی نیست كه افراد با هم متفاوتند . هر كدام مجموعه ای از محاسن و معایبند  . نمی توان و  نباید دو نفر را با هم مقایسه كرد.  اما  این دامی است كه معمولا افراد در آن گرفتار می شوند . دائما همسر خود  را با دوستان سابق شان  مقایسه می كنند، مثلا وقتی به مشكلی با همسرشان برمی خورند،  با خود فكر می كنند فلانی این خوبی را داشت.  عیب های دیگر آن پسر و شرایط  خاص آن رابطه و خوبی های دیگر همسرشان را فراموش و مشكل را جدی تر می كنند. این در مورد دخترانی كه همسرشان اولین  عشق زندگی آن هاست و او را بهترین می دانند  و بدون پیش داوری شروع به شناخت او می كنند، كم تر اتفاق  می افتد .

مقایسه دائمی  یك فرد با دیگران رفته رفته ارزش های  آن فرد را در چشم  آدمی كاهش داده؛  از طرفی فرد مقابل  را هم دلزده كرده و او حس می كند مورد بی احترامی واقع شده است.

  اكثر مواردی كه گفته شد و  مشكلات دیگری كه طبعا در پی چنین مسائلی ممكن است پیش بیایند ، با مراقبت و یادگیری مهارت های مربوط به انتخاب همسر و همسر داری و دیگر مهارت های مرتبط تا حدودی قابل كنترل هستند . با امید به یاری خداوند و عزم راسخ برای ساختن یك زندگی سالم و رابطه ای بی آلایش می توان بر هر مشكلی چیره شد.

اگر از پسری خوشمان بیاید، چطوری به او ابراز علاقه کنیم؟
در خصوص روابطی كه اساس و پایه شرعی ندارد ، نمی توانیم به شما پاسخی بدهیم ،چون اساساً آن را برای سلامت روانی و سعادت بشری مخل می دانیم . بسیاری از آسیب های ...

اگر از پسری خوشمان بیاید، چطوری به او ابراز علاقه کنیم؟

در خصوص روابطی كه اساس و پایه شرعی ندارد ، نمی توانیم به شما پاسخی بدهیم ،چون اساساً آن را برای سلامت روانی و سعادت بشری مخل می دانیم . بسیاری از آسیب های روانی و اجتماعی نیز از آن سرچشمه می گیرد. اما در ادامه اگر منظور آن است كه با هدف ازدواج به یك پسر نشان دهیم كه به او علاقه داریم، در تمام جوامع مرسوم است كه جنس مذكر از جنس مونث خواستگاری نموده و به او ابراز علاقه می كند.

دلایل بسیاری نیز وجود دارد كه باعث می شود  به عنوان یك دختر خود را در معرض مخاطره قرار ندهیم. در موارد متعددی با این پدیده روبرو هستیم كه همسر خانم پس از ازدواج به زن خود كه ابراز علاقمندی كرده بوده است،

می گوید : خودت را بر من تحمیل كرده ای.

با این وجود ، منع شرعی برای این كار وجود ندارد . تنها به دلیل عرفی نبودن و نتایج و پیامدهای نامطلوب آن ، توصیه به ترك این كار را پیشنهاد می كنیم.

پيامدهاي منفي خواستگاري دختر

الف) درست است كه اقدام به خواستگاري از آشنايي هاي پيشين حكايت مي كند. اما هر آشنايي منجر به دل بستگي و محبت به يكديگر نمي شود . ممكن است به پيوندي خجسته  و تشكيل خانواده اي موفق نيانجامد ... دختر جوان، تشنه محبت عشق و در جستجوي تأمين نيازهاي عاطفي خويش است . گاه نمي تواند تشخيص دهد كه همه جوانان در اظهار علاقه و ابراز محبت صادق نيستند.(1)

ب) امكان پاسخ منفي از سوي پسر يا خانواده و وابستگان او نبايد مورد غفلت و بي توجهي واقع شود. بنابر اين بايد همانند پسري كه اقدام به خواستگاري مي كند و جواب رد مي شنود، او نيز خود را براي شنيدن پاسخ منفي آماده نمايد. چه بسا اتفاق مي افتد كه به رغم تمايل دختر و پسر به زندگي مشترك، وابستگان دو طرف از وصلت و پيوند جلوگيري مي كنند. از اين رو احتمال اين كه دختر از نظر رواني، روحي و عاطفي آسيب پذير شود، وجود دارد. اين در صورتي است كه دختر اذن پدر را جلب كرده باشد، اما در صورت اقدام خودسرانه و تصميمي عجولانه، بر دشواري امر افزوده مي شود؛ زيرا اجازه ندادن پدر به اين كار، يعني بر هم زدن تمام مقدمات و بستر هاي فراهم شده توسط دختر و پسر كه سخت، طاقت فرسا و دشوار است.

ج) بر فرض كه خواستگاري به سرانجام برسد و به ازدواج ختم شود، دختر جوان بايد خود را براي سركوفت ها و منت گذاري هاي احتمالي، برچسب ها و انگ ها از سوي پسر و خانواده او و حتي از سوي خانواده خود مهيا نمايد؛ چرا كه ممكن است با بروز هر مشكلي، در خانواده سيل تحقيرها و تهمت ها متوجه او شود.

از نظر عرفي، اقدام به اين كار به صورت مستقيم چندان مطلوب و پسنديده نيست . بهتر آن است كه وابستگان دختر در صورت وجود شرايط لازم، به صورت غير مستقيم در اين امر خدا پسندانه اقدام نمايند.

 در نتيجه:

1. الزام شرعي در خواستگاري مرد نبوده و خواستگاري زن حرام نمي باشد.

2. رسم خواستگاري مرد منحصر به ايران و جوامع اسلامي و زمان حاضر نبوده؛ بلكه از دير باز در اقوام و ملل مختلف رسوم بوده است.

3. خواستگاري مرد مطابق با راز خلقت انسان و هماهنگ با روحيات و نقش زن و مرد در زندگي است.

4. شكست و ناكامي در خواستگاري، براي مرد قابل تحمل است؛ اما در زن اثر روحي ـ رواني نامطلوب مي نهد.

5. خواستگاري، مرد ضامن حفظ تعادل نظام اجتماعي است . ايجاد توازن ميان قدرت جسماني مرد و ضعف جسماني زن است.

6. در مجموعه خواستگاري مرد نوعي احترام به شخصيت زن است.

7. زن با حفظ شرايطي مي تواند خواستگاري كند تا از آسيب هاي ياد شده مصون باشد (غير مستقيم . فرد مقابل داراي سجاياي والاي انساني باشد . كمك از واسطه امين، كار آمد و رازدار و ...)

اما در ادامه برای رخ دادن این امر نكات ظریفی دارد كه نباید از چشم دور بماند.

- خواستگاری با ایجاد ارتباط عاطفی فرق دارد. در فرهنگ ما خواستگاری یعنی به صورت رسمی خواستن خود را نسبت به همسر آینده چنان اعلام كنید كه در پی آن هر دو طرف در صورت مثبت بودن نظرشان ، مراسم ازدواج صورت گیرد.  پس اینكه یك طرفه به یكی اعلام كنیم دوستش داریم ، خواستگاری یا ازدواج نیست . صرفا اطلاع رسانی است.

اما به هر حال راه هایی وجود دارد تا دختر راه و مسیر را برای آن كه پسر به خواستگاری بیاید، باز كند. یكی از روش های معمول آن است كه فردی را واسطه نمایید تا بدون اظهار آن كه شما خواسته اید، درباره شما با پسر گفتگو كند. این روش باعث می شود تا پیشنهاد دهنده پسر باشد و نه شما و مسایل و مخاطرات پیش گفته نیز پیش نیاید

آيا اشكالي داره با يه دختر دوست باشم؟
دوستي هاي دختر و پسر، افزون بر مشكلاتي كه براي آنها ايجاد مي كند و سبب اختلال در نظام زندگي آينده آنها مي شود، اشكلات جدي ديگري نيز دارد: ...

من پسري 17 ساله هستم و ميخواستم بدونم آيا اشكالي داره با يه دختر دوست باشم؟

دوستي هاي دختر و پسر، افزون بر مشكلاتي كه براي آنها ايجاد مي كند و سبب اختلال در نظام زندگي آينده آنها مي شود، اشكلات جدي ديگري نيز دارد:

1. خطرهايي را به ويژه براي دختر پديد مي آورد. با توجه به اين كه دو جوان، سرشار از عواطفند و در اوج غرايز جنسي قرار دارند (به گونه اي كه وقتي كنار هم قرار مي گيرند، فعل و انفعالات هورموني در وجودشان شكل مي گيرد و كشش فراواني در آن ها ايجاد مي شود)، احتمال بسيار وجود دارد كه به هم نزديك شوند و گوهر عفت دختر در معرض خطر قرار گيرد.

دليل مخالفت قرآن، روايات ديني و فقه اسلامي با اين گونه دوستي ها همين است. خداوند در قرآن كريم، دخترا  پسران را از ملاقات هاي پنهاني نهي مي فرمايد:

ولكن لاتواعدوهن سرا (بقره، آيه 235)

ولامتخذي اخدان (مائده، آيه 5)

ولامتخذات اخدان (نساء، آيه 25)

همه اين ها به جهت ايجاد زمينه آبروريزي ها، ارتباطات گناه آلود و در نتيجه لطمه به كانون ارزشمند خانواده است.

2. موضع تهمت است؛ زيرا ديگران در صورت مشاهده دختر و پسر با هم ممكن است گمان وجود رابطه نامشروع داشته باشند  اين مطلب بر ازدواج آنان به ويژه دختر اثر منفي خواهد داشت.

3. اگر اين دوستي ها به ازدواج بينجامد، با توجه به ويژگي غيرت در مرد، ممكن است سوالاتي در ذهن او شكل گيرد كه چرا همسرم پيش از محرميت با من رابطه برقرار كرد و نكند مشابه اين رابطه را با ديگران نيز داشته است و اعتمادش از او سلب مي شود و هر قدر رابطه دوستي تنگاتنگ تر بوده باشد، ميزان اين سوالات و سلب اعتماد نيز افزون تر خواهد شد.

4. در صورتي كه اين دوستي ها به ازدواج منتهي نشود كه در موارد بسياري هم به دليل تغيير شرايط طرفين يا مخالفت خانواده ها چنين مي شود، آثار منفي بسياري به ويژه بر دختر خواهد داشت كه احساس سرخوردگي و شكست روحي، افسردگي، نفرت از جنس مخالف و ازدواج گريزي و در مورد دختران، از دست دادن خواستگاران، برخي از اين آثار است؛ پس توصيه مي شود براي دوري از اين مشكلات و پيامدهاي منفي، تا زماني كه زمينه ازدواجتان فراهم نشده، بر در قلب خود قفلي بزنيد و آن را تا زماني مناسب به روي كسي نگشاييد؛ همان گونه كه غرايز جنسي خود را كنترل مي كنيد و از راه مشروع يعني ازدواج به آن پاسخ مي دهيد.

بعد از مدتی دختره بهونه گیری می كرد و می گفت كه ما بدرد هم نمی خوریم
در نامه خود ماجراي رابطه عاطفي خود با دختري را بيان كرديد كه در نهايت با عهد شكني دختر پايان يافته است. عهد شكني در روابط براي طرف مقابل واقعا سخت و دردناك است

 بنده مدتی بود كه با دختری به قصد ازدواج آشنا شدم . رابطه ما بیشتر تلفنی بود. خانواده هامون هم از این رابطه مطلع بودند. ما هر 2 تامون آدمای مذهبی بودیم و مراقب رابطمون بودیم. حدود چند ماهی با همدیگه رابطه داشتیم. و خیلی بهم دیگر وابسته شده بودیم. و بهم دیگه قول ازدواج داده بودیم و عهد كردیم كه بغیر از هم دیگه با هیچ كس ازدواج نكنیم. همه می دونستن. ولی بعد از مدتی دختره بهونه گیری می كرد و می گفت كه ما بدرد هم نمی خوریم؛ درحالی كه مشكل خاصی بین ما نبود. تا اینكه از من جدا شد. بعد فهمیدم كه براش خواستگار اومده و ازدواج كرده. و من ضربه روحی خیلی شدیدی خردم. آیا بنظر شما این دختر كه به من قول داده بود ، و به قولش عمل نكرده مرتكب گناه شده؟یا اون حق انتخاب داشته چون ما رسما و قانونا هیچ تعهدی نداریم. فقط كلاماً به هم دیگه قول دادیم. آیا درجه این جور گناه ها چیه كه باعث شكستن دل یك آدم می شه؟ با تشكر از جوابتان.

 در نامه خود ماجراي رابطه عاطفي خود با دختري را بيان كرديد كه در نهايت با عهد شكني دختر پايان يافته است. عهد شكني در روابط براي طرف مقابل واقعا سخت و دردناك است؛ لذا تا حدودي طبيعي است كه دچار دلشكستگي شويد. اما با در نظر گرفتن برخي نكات ميتوانيد قلب شكسته خود را ترميم كرده و خود را مهياي حوادث آينده كنيد.

در ادامه سه نكته مهم ذكر ميكنيم كه توجه به آن ها مي تواند مفيد باشد:

الف) مناسب است ريشه اشتباهات خود را بازنگري كنيد تا در آينده دوباره دچار چنين مشكلاتي نشويد.

يكي از ريشه های اين اشتباه ايجاد رابطه عاطفي قبل از ازدواج با دختر است.

به نظر ما وجود اينگونه روابط قبل از ازدواج - كه به حد وابستگي عاطفي برسد - اصلا خوب نيست و ميتواند آثار بدي داشته باشد.

دوست گرامي ! با توجه به صحبت هاي شما و با در نظر گرفتن اينكه هر دو در سن جواني و بروز عواطف قرار داريد ، به نظر ميرسد كه ارتباط شما با دختر به وابستگي عاطفي رسيده بوده است.

رابطه اي كه بيشتر بر اساس عواطف شكل  گرفته و شناخت دقيقي و كاملي پشت آن نباشد، نميتواند براي هميشه مستحكم بماند. وابستگي عاطفي ممكن است نگذارد عيوب همديگر را ببينيد و در نتيجه تصميمات عجولانه بگيريد. به هر حال اين را مدنظر داشته باشيد كه بعد از فروكش كردن عواطف كم كم عيب ها ظاهر شده و باعث اختلاف ميگردد.

برادر گرامي !

درست است  كه دختر مورد نظر به شما قول داده بود؛ ولي يادتان باشد كه به احتمال زياد ايشان در شرايط عاطفي اين كار را انجام داده بوده به طوريكه بعد از فروكش كردن عواطف به هر دليلي شما را مناسب خودش نميداند و تصميم ميگيرد با فرد ديگري ازدواج كند.

ب) نكته ديگري كه لازم است متذكر شويم اين است كه: به هر حال خوب يا بد ، رابطه شما با دختر قطع شده است؛ خوب است به جاي فكر كردن به گذشته با استفاده از تجربه هايي كه كسب كرديد به فكر آينده باشيد. هر چه بيشتر به گذشته فكر كنيد بيشتر عذاب ميكشيد و روحيه افسرده اي پيدا ميكنيد. با روح افسرده نميتوانيد موفقيتهاي آينده را كسب كنيد از اين رو بهتر است از شكست قبلي به عنوان تجربه استفاده كرده و در انتخاب آينده خود بيشتر دقت كنيد.

با توجه به اين مسئله سعي كنيد از اين به بعد رابطه عاطفي با دختری قبل از عقد ايجاد نكنيد؛ بلكه اگر احيانا خواستيد با دختري ازدواج كنيد، براي بدست آوردن شناخت، بهتر است تحت نظر بزرگان و با مشورت آنان ملاقات هاي محدودي با دختر داشته و گفتگوهاي ضروري و مهم را - كه مربوط به زندگي مشترك است - مطرح كنيد تا شناخت كاملتري بدست آوريد.

ج) دوست گرامي با توجه به نامه ایی كه فرستادهايد، احساس ميشود فكر شما نسبت به اين قضيه درگير است، براي اينكه بتوانيد از اينگونه ناكاميها و وابستگي عاطفي، زودتر رها شويد، بهتر است به نكات و توصيههايي - كه در ادامه امده است - توجه فرماييد:

1. يكي از راه هاي خلاص شدن از اين گونه افكار اين است كه او را ببخشيد و از اين مسئله رد شويد و الا اگر بخواهيد روي آن تمركز داشته باشيد، افسردگي به شما روي خواهد آورد. در ضمن يادتان باشد كه بخشش از بزرگان است نه نشانه ضعف.

 2. به اين واقعيت توجه داشته باشد كه به هر حال موردي كه به آن اشاره كرديد، از شما روي گردانده و به ديگري علاقه پيدا كرده است ؛ بنا بر اين جا دارد اندكي به جاي انديشيدن به ايشان به اين مسئله فكر كنيد كه علاقه به او يا فكر كردن به نامردي او، چه سودي براي شما دارد؟ الا اين كه فرصتهاي عالي را از شما سلب كرده و بيش از پيش متضرر ميشويد.

3. به خود تلقين كنيد كه: «من نبايد علاقه و عواطف خود صرف كسي كنم كه با من ازدواج نكرد، من بايد اين علاقهها و عواطف را براي زندگي آينده خودم حفظ كنم» .

4. هر موقع احساس كرديد ذهنتان به فكر او مشغول شده است، با قاطعيت به خود بگوييد: « بسه ديگه ! » و مشت خود را به زمين يا ميز زده و تغيير حالت دهيد.

مواقعي كه فكر آن دختر شديداً شما را اذيت ميكند، سعي كنيد با انجام كارهايي عملي از قبيل تلفن كردن به آشنايان و صحبت با آن ها، نگاه كردن به فيلم جذاب و آموزنده، رفتن به بيرون و ملاقات با دوستان و ... حواس خود را پرت كنيد.

5. روابط دوستانه و اجتماعي خود را با افراد بانشاط و مذهبي بيشتر كنيد.

6. تا حد امكان از تنهايي و بيكاري دوري كنيد. و دز زندگي خود ورزش، تفريح و مسافرت را فراموش نكنيد.

7. توجه به نماز و امور عبادي - معنوي ( مخصوصا اموري كه زودتر لذت آن را احساس ميكنيد مثل: تفكر در نعمت هاي الهي، در دل كردن صميمانه با خدا، كمك به فقير با دست خود و ...) سعي كنيد تدريجا عشق حقيقي به خدا را وارد قلب خود كرده و عشق دختر مورد نظر را دل خود بيرون كنيد.

8. زوايه ديد خود را نسبت به اين مسئله مقداري تغيير دهيد.

شما فقط از اين زوايه نگاه نكنيد كه دختر نامردي كرده و با كس ديگر ازدواج كرده است؛ بلكه از سوي ديگر شما بايد خوشحال باشيد كه دختر عدم علاقه خود را قبل از عقد اعلام كرده است. اگر بر فرض با شما ازدواج ميكرد و قلبش در نزد مرد ديگري ميبود، آن موقع شرايط خيلي بدتر ميشد و امكان داشت دچار شكست هاي بزرگتری شويد. لذا بهتر است مقداري زوايه ديد خود را نسبت به اين مسئله تغيير دهيد.

 چه بسا ممكن چيزي را بد بدانيد؛ ولي در واقع خير باشد: «... كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ؛ چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آن كه شرِّ شما در آن است. و خدا مي‏داند، و شما نمي‏دانيد» .

لطفا سخنی به من بیاموزید یا نصیحتی من را كنید تا دل گرم شوم
براي ازدواج و انتخاب همسر، عاشق شدن به تنهايي كافي نيست، بلكه شايد بد هم باشد، چون كه موجب مي شود كه عيوب طرف مقابل را درست متوجه نشويد.

 بر سر دوراهی تصمیم گیری افتاده ام كه برای اولین بار اعتراف میكنم كه نمیدانم چكار كنم 1) قبلا برایتان نوشتم كه عاشق همكلاسیم شدم 2سال پیش الان دیگر 30 روز دیگر مانده كه دانشگاه تمام شود اما هنوز جرات كفتنش را پیدا نكردم نمیدانم چكار كنم گذشتن از این موضوع یك طور برایم سخت است و گفتنش طوری دیگر بارها در نمازهایم از خدا خواسته ام اما شاید به چشم من آمده كمكم نكردهاست یكی از دلایل نگفتنم به استثنائ خجالت از او و چون پسر كوچك خانوادهام و برادر و خواهر بزرگتر از خودم دارم. این است چون مشكلات بسیاری دارم میترسم با گفتنش یك طور خود خواهی باشد زیرا معلوم نیست كه آیندهام چه میشود بعدم دوست دارم كه واقعا زحماتی كه پدر ومادرم برایم كشیدهاند را جبران كنم و آن هم ادامه تحصیل است كه آنها دوست دارند اما از طرفی دیگر این خانمی است كه در سر راهم آمده البته من به خدا هیچ حرفی به او نگفته ام ایشان یسیار دختر محجوبی هستن و بسیار نجیب مانده ام چكار كنم آیا استخاره با قرآن در باره چاره كار است لطفا سخنی به من بیاموزید یا نصیحتی من را كنید تا دل گرم شوم

در مورد دختري كه صحبت كرده ايد آيا شناخت كافي در مورد روحيات و رفتارش هم داريد يا اينكه فقط عاشق او شده ايد؟ براي ازدواج و انتخاب همسر، عاشق شدن به تنهايي كافي نيست، بلكه شايد بد هم باشد، چون كه موجب مي شود كه عيوب طرف مقابل را درست متوجه نشويد. براي ازدواج بايد شناخت كافي از طرف مقابل و خانواده اش داشته باشيد. به نظر مي رسد كه شما هيچ شناخت جدي اي از اين دختر نداريد، و احتمالا به واسطه ظواهر او و بعضي از مسائل سطحي، به ايشان علاقه مند شده ايد، وگرنه بدون اينكه با او صحبت كنيد و بدون اينكه در مورد مسائل مختلف او را بررسي كنيد قادر به شناخت جدي در مورد او نخواهيد بود. در هر صورت اگر فكر مي كنيد كه اين دختر، مورد خوب و مناسبي براي ازدواج است مي توانيد اين مسئله را با خانواده در ميان بگذاريد، تا مادر يا خواهر شما با ايشان صحبت كند و نظرش را جويا شود. اينكه برادر و خواهر بزرگتر از خودتان داريد نمي تواند مانع ازدواج شما باشد، مگر اينكه در خانواده شما حساسيت خاصي در اين مورد وجود داشته باشد، اما در هر صورت شما كار خودتان را انجام بدهيد و با آنها مطرح كنيد. البته مسئله اي كه بايد به آن دقت كنيد اين است كه شما براي تشكيل خانواده بايد توانايي داشته باشيد كه حداقل نيازهاي ضروري يك خانواده كوچك را تامين كنيد، لذا بايد در حدي باشيد كه بتوانيد از راهي حلال، درآمدي را داشته باشيد، كه البته اگر تلاش بكنيد و سستي  و تنبلي نكنيد مي توانيد بعضي از كارهاي موقتي را انجام دهيد و درآمد كمي داشته باشيد.

استخاره براي اين جور موارد نيست، بلكه براي جايي است كه با فكر خودتان به نتيجه اي نرسيده ايد و مشورت هم كرده ايد اما باز هم به نتيجه نرسيده ايد، در اين موارد مي توانيد استخاره كنيد،اما در اينجا شما بايد شرايط خودتان را در نظر بگيريد و در اين مورد مشورت هم بكنيد، اگر اين كارها را انجام بدهيد تا حدود زيادي تكليفتان مشخص مي شود و ديگر جاي استخاره نيست.

در مجموع كاري كه بايد شما انجام بدهيد اين است كه يك شخصي را واسطه قرار دهيد تا با ايشان صحبت كند و نظرش را در مورد شما جويا شود، اگر ايشان هم اظهار تمايل كرد و اجازه داد بايد بقيه كار را به خانواده بسپاريد و خودتان هم درصدد شناخت دقيق و كامل در مورد ايشان باشيد. از خدا خواستن و در نمازها دعا كردن بسيار خوب است اما كافي نيست، بلكه بايد حركتي كنيد و كاري انجام بدهيد.

براي ازدواج بسيار مهم است كه از ملاك هاي صحيح انتخاب همسر آگاهي داشته باشيد و آنها را در خودتان و طرف مقابلتان جستجو كنيد. هر مقدار كه در شرايط و ويژگي هاي شخصي و خانوادگي تناسب بيشتري داشته باشيد احتمال موفقيت در ازدواجتان بيشتر است. در مورد انتخاب همسر و ملاك هاي آن مي توانيد به كتاب "جوانان و انتخاب همسر" تاليف آقاي علي اكبر مظاهري و كتاب "انتخاب همسر" آيت الله اميني مراجعه كنيد.

موفق باشيد.

از دست خودم خسته شدم
واقعيت اين است كه عشق و دوست داشتن افراطي كه به كاهش عملكرد بينجامد (كما اين كه در شما انجاميده است) ريشه در سه اختلال عمده روانپزشكي يعني اضطراب، وسواس فكري...

از دست خودم خسته شدم.فردي را دوست داشتم براي ازدواج.با روحيات من بازي كرد گول ظاهر دين فريبش را خوردم . فريب مسجد رفتن و نماز خواندنش.5 سال با او ساختم اما به دلايل مسخره خودش كه چون الان با هم نميسازيم فردا هم با هم نميسازيم . هربار كه ترك كرديم همديگر را به هر دليلي دوباره سراغم آمد با احساسم بازي كرد و دوباره با من قرار مي گذاشت و نمي آمد . ولي من هنوز ساده لوح و زودباورم و فكر مي كنم مرا دوست دارد و روزي بالاخره باهم ازدواج مي كنيم . دينم را زندگيم را نابود كرد . نمي توانم فراموشش كنم هنوز دوستش دارم اما ديگه از دست خودم كلافه ام .هر كاري از دستم برآيد براي موقعيت شغلي اش مي كنم اما احساس مي كنم توي دلش دارد به زرنگي خودش و سركارگذاشتن من مي خندد . گاهي از او متنفر مي شوم . خدا را دوست دارم مي خواهم پيش او برگردم به اندازه موهاي سرم توبه كردم اما دوباره اين عشق لعنتي باعث غفلت من از او شد.دختر مذهبي و اهل مسجد هستم و حجاب تقريبا كاملي دارم اما از پس اين مشكل بر نمي آيم.ميخواهم براي هميشه او را فراموش كنم اما تقريبا باهم همكاريم و او يكي از اساتيد محل كار من است و اگه قرار باشد او را فراموش كنم باز او را مي بينم و ....فقط خدا را مي خواهم به من بگوئيد چه كنم به طور كلي او را فراموش كنم و با ديدنش دست و دلم نلرزد

پيشاپيش از شما خواهر گرامي به خاطر گزش احتمالي قلم پوزش مي طلبم به اميد آن كه بيشتر در مطالب آسيب شناسانه و نه همدلانه ذيل تأمل نماييد.

متاسفانه اين عشق مرضي باعث شده شما ناخواسته از برهه خواستگار جدي داشتن گذر كنيد و در سن 30 سالگي گويا چاره اي نداريد جز اين كه به هر قيمتي با ايشان ازدواج كنيد يا بسوزيد و بسازيد. واقعيت اين است كه عشق و دوست داشتن افراطي كه به كاهش عملكرد بينجامد (كما اين كه در شما انجاميده است) ريشه در سه اختلال عمده روانپزشكي يعني اضطراب، وسواس فكري و افسردگي دارد. اگر نيك در خود بنگريد اضطراب شما از حد نرمال بسيار بالاتر است و شما با هر هجوم افكار اضطرابي ناخواسته به او و خاطراتش (به عنوان يك آرامشگر كاذب) پناه مي بريد. همين امر باعث مي گردد كه شما نتوانيد خاطرات وي را كنار بگذاريد و به محض بالا آمدن اضطراب به ايشان بينديشيد. پيوند شرطي بين اضطراب شما و آرامشگري دروغين اين پسر، راز پايداري چند ساله اين عشق صد درصد مرضي است. همچنين عشق مرضي چيزي جز يك فكر يا رفتار وسواسي نيست. همان گونه كه فرد مبتلا به وسواس فكري نمي تواند فكرش را از يك موضوع پيش پا افتاده يا مهم خلاص كند، ذهن وسواس زده شده هم نمي تواند از اين فكر وسواسي (يعني عشق اين پسر) خود را رها سازد. وسواس فكري - عملي از جمله اختلالات رواني است كه به صرف اراده يا خوددرماني (يا به قول شما توبه) پايان نمي پذيرد. وسواس فكري - عملي نيازمند جلسات متعدد رواندرماني و احياناً دارودرماني مي باشد. پس اگر يك فرد وسواسي بدون رواندرماني و دارودرماني نمي تواند از شر وسواسش خلاص شود، شما هم با هزار بار توبه يا اقدامات خود درمانگرانه نمي توانيد عشق وسواسي اين پسر را كنار بگذاريد. در برخي موارد يك دارودرماني ساده و موقت، سهم بسزايي در كاهش بار رواني (ناشي از فشار مرض عشق) دارد.

همان طور كه از لا به لاي نامه شما بر مي آيد عزت نفس شما متأسفانه بسيار اندك است. گويا شما شأن و منزلت خاصي براي خود قائل نيستيد و همه وجود خود را در آينه اين پسر غيرخويشتندار به نظاره مي نشينيد و اگر يك روز اين آينه از شما روي برگرداند شما خوديتي براي خود نمي يابيد. اين عزت نفس پايين باعث گشته شما سال ها همه وجود خود را به زير پاي اين پسر بريزيد. پسري كه هيچ گونه مسووليتي نسبت به خوش خدمتي ها و مهرباني هاي شما حس نمي كند. اگر از طريق مشاوره و رواندرماني مي توانستيد به بازسازي عزت نفس فرو پاشيده خود اقدام كنيد، به راحتي هر چه تمام تر، ده ها پسر بالاتر از اين پسر را زير پاي ذهن خود مي گذاشتيد و يك ثانيه هم به خواهش محبت يا ازدواج از آنان نمي پرداختيد. عزت نفس پايين يكي از ويژگي هاي اختلال افسردگي است. افسردگي اي كه اين پسر بي مقدار و ظاهرساز را به يگانه معناي زندگي شما مبدل ساخته است. افسردگي نيز از جمله اختلالات رواني است كه نيازمند رواندرماني و دارودرماني مي باشد. به ياد داشته باشيد كه ما در درمان عشق هيچ نيازي به حذف يا فراموشي عشق نداريم، چرا كه اين كار نه تنها ضرروت ندارد، بلكه اساساً امكان چنين كاري وجود ندارد. فراموشي عشق به اين است كه بار هيجاني عشق به حداقل برسد، به گونه اي فرد با معشوقش با كمترين نوسان هيجاني مواجهه نماييد. كأنه معشوقش يك فرد عادي مثل ساير افراد جامعه مي باشد. در هر صورت يگانه راه برون رفت شما از اين شرايط محنت زا، همانا درمان تخصصي اختلالات بستر ساز عشق يعني اضطراب و.. از طريق رواندرماني و دارودرماني مي باشد. هرگونه طفره رفتن شما از اين مسأله و اكتفا به خوددرماني يا... متأسفانه هيچ نتيجه مثبتي براي شما به همراه نخواهد داشت و شرايط شما خداي ناكرده بدتر و بدتر خواهد شد.

صفحه‌ها