پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
ممنون میشم راهنماییم کنید
بر خلاف ظاهر ساده مشكل اين فرد بايد گفت اهمال كاري ايشان در نماز يا همان به اصطلاح كاهل نمازي ريشه هاي عميق روان شناختي دارد.

سلام من شخصی را میشناسم که نمازش را به زور می خواند خودش رو به هر در و دیواری می زنه که از وقت نماز بگذره و نمازش نخونه قضا هم که اصلا فکرشم نمی کنه همش میگه درس تموم میشه کار تموم میشه همه چیز یه روزی تموم می شه، ولی نماز نه آخی آدم چقدر باید نماز بخونه می خواستم بدونم نماز خوندن چنین شخصی چه حکمی دارد آیا نمازهایش مقبول حق می باشد چه باید کرد تا درست شود و نمازش رو کامل بخونه و پایبند نماز باشه ممنون میشم راهنماییم کنید ضمنا مرجع تقلید من آقای خامنه ای است. ولی اصلا این چیزارو قبول نداره مقلد نداره؟

بر خلاف ظاهر ساده مشكل اين فرد بايد گفت اهمال كاري ايشان در نماز يا همان به اصطلاح كاهل نمازي ريشه هاي عميق روان شناختي دارد.

در درون مغز ايشان طرح واره هاي ذهني معيوب فراواني قرار دارد كه هر كدام سد مهمي در برابر رغبت ايشان به نماز به وجود مي آورد.

به احتمال زياد اين مساله از عهده شما بيرون است و در صورتي كه رابطه شما با اين فرد ضرورت ندارد. چه بهتر كه از اصرار بر اصلاح ايشان بپرهيزيد.

همان طور كه مي دانيد معاشرت با افراد افسرده، ما را نيز افسرده مي سازد و معاشرت با افرادي كه در ابتدائيات دين لنگ مي زنند تأثير مثبتي بر افزايش روحيه دينداري ما ندارند. درباره حكم نماز ايشان هم ما بندگان خدا نمي توانيم اظهار نظر كنيم ايشان مي داند و خداي خودش.

به عنوان يك روان شناس به شما دوست عزيز باز خاطر نشان مي سازم كه احتمالا ايشان بي نصيب از برخي اختلالات رواني نيست و درمان اختلالات رواني به جز از عهده روان شناس حاذق بر نمي ايد در صورتي كه اصرار بر حفظ رابطه با ايشان داريد توصيه مي شود به جاي موعظه درماني و نصيحت درماني به ايشان فرصت دهيد و صرفا در برخي بزنگاه ها به عرصه اصلاح اشان ورود نماييد.

ان چه در  عالم خلقت اهميت صدردصدي دارد خود شخص شماست و شما در وهله اول بايد به تقويت روحيه مذهبي خود بپردازيد و نبايد اشتغال ذهني به اصلاح ديگران شما از اصلاح روز افزون خود باز دارد. گاهي انسان ها به خود مي آيند و مي بينند كه سال هاي زيادي را بي دليل مصروف اصلاح ديگران نموده اند و از اصلاح خود بازمانده اند.