پرسش:
آیا قرآن کریم عموم مردان را تشویق کرده است که ازدواج موقت داشته باشند یا ازدواج موقت، راهکاری برای شرایط خاص فردی و اجتماعی است؟
پاسخ :
«ازدواج موقت» نوعی ازدواج است که برای مدت زمان محدود و مشخصی منعقد میشود، نه دائم و همیشگی. در این عقد، تعیین دقیق مدت زمان ازدواج و میزان مهریه الزامی است و زن در این مدت حق ازدواج با شخص دیگری را ندارد. برخلاف ازدواج دائم که با طلاق پایان مییابد، در ازدواج موقت جدایی یا با اتمام مدت تعیینشده رخ میدهد یا مرد میتواند باقیماندۀ مدت را ببخشد. در صورت فوت یکی از طرفین در مدت عقد، هیچکدام از دیگری ارث نمیبرند؛ همچنین برخلاف ازدواج دائم، پرداخت نفقه از سوی شوهر به همسر در ازدواج موقت واجب نیست. اما اگر فرزندی از این ازدواج به دنیا بیاید، از نظر شرعی هیچ تفاوتی با فرزندان ازدواج دائم ندارد و مانند آنان از پدرومادر خود ارث میبرد و نفقهاش بر پدرش واجب است. پس از پایان مدت عقد یا بخشش مدت از سوی مرد، اگر رابطۀ زناشویی برقرار شده باشد، زن باید عدّه نگه دارد و پس از آن مجاز به ازدواج مجدد خواهد بود.
ازدواج موقت در قرآن
آیۀ 24 سورۀ «نساء» درباره ازدواج موقت است: «... فَمَا اِسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً: ... با زنهایى که ازدواج موقت مىکنید، باید مَهر آنان را به عنوان یک امر واجب بپردازید» (1).
منظور از «استمتاع» در این آیه، «ازدواج موقت» است؛ بنابراین مطابق این آیه، ازدواج موقت حلال است (2). نکتۀ مهم درباره این آیه آن است که هرچند همۀ افراد و حالات را دربر میگیرد و در اصطلاح منحصر و مقید به حالت و افراد خاصی نشده است، فقط در مقام بیان حکم مهریه در این نوع از ازدواج و تأکید بر لزوم پرداخت آن است؛ ازاینرو نه در این آیه و نه هیچ آیه دیگری، تشویقی به ازدواج موقت دیده نمیشود.
ازدواج موقت در روایات
بررسی روایات نشان میدهد مسلمانان صدر اسلام در شرایطی همچون سفر که به همسر خود دسترسی نداشتند، به سراغ این نوع از ازدواج میرفتند (3)؛ برای نمونه از عبدالله بن مسعود صحابی نقل شده است که ازدواج موقت در زمانی که مسلمانان برای غزوات از مدینه خارج شده بودند و از بیهمسری در سختی بودند، اجازه داده شد (4). بر اساس روایت دیگری، پیامبر این کار را در زمانی که برای عمره از مدینه به مکه رفته بودند، اجازه داد (5). روایتی نیز میگوید در زمان فتح مکه اجازه داده شد (6). در برخی روایات اهلبیت علیهم السلام نیز شاهدیم آن بزرگواران به برخی اصحاب متأهل خود که به همسرانشان دسترسی داشتهاند، فرمودهاند: «ما انت و ذلک قد اغناک الله عنها: تو را با متعه چه کار؟ درحالىکه خدا تو را از آن بىنیاز کرده است» (7). در روایت دیگری از امام کاظم علیه السلام نیز چنین آمده است: «هِیَ حَلَالٌ مُبَاحٌ مُطْلَقٌ لِمَنْ لَمْ یُغْنِهِ اللَّهُ بِالتَّزْوِیجِ فَلْیَسْتَعْفِفْ بِالْمُتْعَهِ فَإِنِ اسْتَغْنَى عَنْهَا بِالتَّزْوِیجِ فَهِیَ مُبَاحٌ لَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا: ازدواج موقت برای کسی که خداوند ازدواج [دائم] را برای او مقدور نکرده، مطلقاً جایز است تا با ازدواج موقت عفت بورزد [و گرفتار حرام نشود]. اگر مردی با ازدواج [دائم] از ازدواج موقت بینیاز شد نیز اگر به همسر خود دسترسی ندارد، جایز است» (8). بر اساس همین روایات، بسیاری از مفسران شیعه در مقام بیان چرایی تشریع ازدواج موقت در اسلام به مواردی همچون آمادهنبودن شرایط ازدواج دائم، سفرهای طولانی و مأموریتهای افراد متأهل و ... اشاره کردهاند (9).
بر اساس روایات اهلبیت علیهم السلام برای این نوع از ازدواج نباید به سراغ دختران باکره (10) و همچنین زنان بدکار رفت و نباید به این کار اصرار ورزید تا سبب غفلت از همسران دائمی و ناراحتی آنان شود (11).
نتیجه
اصل مشروعیت ازدواج موقت را پیامبر خدا بیان کرده است و خداوند در آیۀ 24 سورۀ «نساء» با یقینیدانستن حلالبودن آن، حکمی از احکام آن را بیان کرده است. قرآن فقط در مقام بیان حکم شرعی بوده است و آیۀ متعه دربردارنده هیچگونه تشویقی دراینباره نیست. بر اساس گزارشهای تاریخی، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله زمانی که برای جنگ یا عمره در سفر بودند و اصحاب به همسرانشان دسترسی نداشتند، ازدواج موقت را تشریع کردند؛ البته همانطور که در اصول فقه ثابت شده است، سبب صدور احکام مخصص آنها نیست؛ ازاینرو ازدواج موقت به طور مطلق هم در سفر و هم غیرسفر، هم برای افراد مجرد و هم متأهل، هم برای متأهلانی که به همسران خود دسترسی دارند یا ندارند، هم امکان ازدواج دائم وجود دارد و چه ندارد، حلال است؛ البته مطابق روایات ائمه هدی علیهم السلام، در ازدواج موقت نباید به سراغ دختران باکره و همچنین زنان بدکار رفت و مردان متأهلی که به همسران خود دسترسی دارند، از ازدواج موقت بینیاز دانسته شدهاند؛ ازاینرو از آنان خواسته شده است با این کار سبب غفلت از همسران دائمی خود و ناراحتی آنان نشوند.
برای مطالعه بیشتر:
هاشمی، سیدحسین؛ «نقدی بر ازدواج موقت در فقه عامه»؛ مطالعات راهبردی زنان، ش 35، 1386 ش.
پینوشتها:
1. نساء: 24.
2. «قال الصادق ع: "فمن استمتعتم به منهن ـ إلى أجل مسمى ـ فآتوهن أجورهن فریضه" قال الصادق ع فهذه الآیه دلیل على المتعه» (علی بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ قم: دارالکتاب، 1404 ق، ج 1، ص 136).
3. عبدالرحمن بن محمد ابنابىحاتم؛ تفسیر القرآن العظیم؛ چ 3، ریاض: مکتبه نزار مصطفى الباز، 1419 ق، ج 3، ص 919.
4. احمد طبرانی؛ التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم؛ اردن: دارالکتاب الثقافی، 2008 م، ج 2، ص 218.
5. احمد ثعلبى؛ تفسیر ثعلبی؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1422 ق، ج 3، ص 287.
6. یعقوب جعفری؛ تفسیر کوثر؛ چ 3، قم: هجرت، 1398 ش، ج 2، ص 400 ـ 401.
7. احمد بن محمد بن عیسی اشعرى قمى؛ النوادر؛ قم: مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، 1408 ق، ص 87.
8. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 5، ص 452 ـ 453.
9. ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج 3، ص 342. محسن قرائتی؛ تفسیر نور؛ تهران: مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، 1388 ش، ج 2، ص 45. یعقوب جعفری؛ تفسیر کوثر؛ ج 2، ص 408. محمدعلی رضایى اصفهانى؛ تفسیر قرآن مهر؛ قم: پژوهشهاى تفسیر و علوم قرآن، 1387 ش، ج 4، ص 94. علیاکبر قرشى بنابى؛ تفسیر احسن الحدیث؛ چ 2، تهران: بنیاد بعثت، 1375 ش، ج 2، ص 339.
10. احمد بن محمد بن عیسی اشعرى قمى؛ النوادر؛ ص 86.
11. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 5، ص 454.







