پرسش:
نسبت روزه با آزادی چیست؟ چرا انسان با محدودکردن خود، آزادتر میشود؟
پاسخ :
آزادی انسانی فقط به رهایی از قیدوبندهای بیرونی نیست، بلکه بخش بزرگی از اسارت انسان از بندگی درونی او به هوسها، عادات و امیال سرچشمه میگیرد که بر رفتار و تصمیمهای روزمره حکومت میکنند. فردی که تحت تأثیر خواستههای لحظهای و عاداتی زندگی میکند که ناخودآگاه او را شکل میدهند، حتی در ظاهر اگر آزاد باشد، درواقع در زندان درونی گرفتار است. آزادی حقیقی یعنی توانایی گفتن «نه» به امیال و هوسهای خود، مقاومت در برابر وسوسهها و کنترل عادات مضر. روزه بهمثابۀ عبادت و تمرینی مستمر، این توانایی را به انسان میآموزد و زمینه رهایی از اسارت درونی و دستیابی به حریت واقعی را فراهم میآورد. در این نوشتار در قالب دو نکته توضیح بیشتر بیان میشود.
نکتۀ اول: اسارتِ هوای نفس، وسوسههای شیطانی و قضاوت دیگران
آزادی درونی زمانی از دست میرود که ارادۀ انسان تحت سلطه نیروهای درونی و بیرونی قرار گیرد. نخستین منبع این اسارت، هوای نفس است؛ زمانی که انسان در برابر خواستههای لحظهای، لذتهای حلال یا هوسهای نفسانی تسلیم میشود، به تعبیر قرآن «هوای نفس ربّ انسان» میشود و او ناخودآگاه تابع این امیال میگردد (1). دومین منبع اسارت، گناهان و پیروی از وسوسههای شیطانی است؛ هرگاه فرد در برابر تحریکات شیطان کوتاه بیاید و گناه کند، بهتدریج اختیارش به سمت وابستگی به گناه و سرسپردگی به شیطان تغییر میکند و آزادی واقعی خود را از دست میدهد (2). سومین منبع، تعلق به نظر و قضاوت دیگران است؛ انسان وقتی رفتار و انتخابهای خود را برای رضایت دیگران شکل میدهد، دیگر آزاد نیست و بنده دیدگاهها و انتظارهای اطرافیان میشود (3). سه مسیر پیشگفته، اراده انسان را محدود میکند و او را در زندان درونی قرار میدهد؛ ازاینرو فرد بدون اینکه متوجه باشد، فرمانبردار هوسها، گناهان و قضاوتهای دیگران میشود و توان تصمیمگیری مستقل و تجربۀ آزادی واقعی را از دست میدهد.
نکتۀ دوم: روزه پادزهر اسارت و راه بازگشت به آزادی درونی
روزه عبادتی است که انسان را از هر سه نوع اسارت درونی آزاد میکند و آزادی واقعی را بازمیگرداند:
الف) آزادشدن از هوای نفس: وقتی انسان روزه میگیرد، به اختیار خود و برای رضایت خدا از خوردن، آشامیدن و دیگر لذتهای حلال خودداری میکند. خودداری متمرکز و آگاهانه، ذهن و اراده انسان را از تسلط هوا و هوس آزاد میکند. کسی که میتواند برای چند ساعت یا روز میل شدید خود به خوردن و آشامیدن را کنار بگذارد، کمکم یاد میگیرد که در برابر خواستههای دیگر نفس هم مقاومت کند و به تقوایی برسد که قرآن برای روزهداران وعده داده است (4).
ب) کاهش نفوذ شیطان و گناه: روزه مسیرهای نفوذ شیطان را محدود میکند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «شیاطین در رمضان بسته میشوند و این فرصت را برای انسان فراهم میکند که وسوسهها و گناهان را کمتر دنبال کند» (5). با کنترل خواستهها و غریزهها، انسان کمکم اسارت خود به گناه و سرسپردگی به شیطان را میشکند و آزادی درونی خود را بازیابی میکند.
ج) رهایی از اسارت نگاه و رضایت دیگران: روزه با تقویت خدامحوری در زندگی سبب میشود انسان کمتر تابع نگاه، نظر و قضاوت نادرست دیگران شود. وقتی انگیزه اصلی فرد رضایت خدا باشد، در پیروی از حقایق و فضایل، در بندِ نظر مردم و فشار اجتماعی قرار نمیگیرد و آزادی حقیقی او بازمیگردد (6).
بنابراین روزه تمرینی عملی برای استقلال اراده، کنترل نفس و رهایی از وابستگیهای درونی و بیرونی است.
نتیجه:
فرد با روزهداری و امساک آگاهانه از خوردن، آشامیدن و لذتهای حلال، بهتدریج بر هوای نفس خود مسلط میشود و توان «نه گفتن» به هوسها را پیدا میکند. همچنین روزه افزون بر اینکه از نفوذ شیطان و وابستگی به گناه میکاهد و فرد را در مسیر تقوا قرار میدهد، خدامحوری در روزهداری، آزادی از نگاه و قضاوت دیگران را به همراه دارد. زمانی که انگیزۀ انسان رضایت خدا باشد، دیگر اسیر قضاوت و انتظارهای نادرست دیگران نمیشود. بنابراین روزه نهتنها عبادت است، بلکه پادزهر عملی برای اسارتهای درونی است و فرد را به حریت و استقلال اراده میرساند؛ آزادیای که سرچشمۀ آرامش و تعالی روحی انسان است.
پینوشتها:
1. «أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا» (فرقان: 43).
2. «مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ * إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ» (نحل: 98-99).
3. «وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ...» (بقره: 120).
4. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (بقره: 183).
5. «إذا کانَ أوّلُ لیلهٍ مِن شهرِ رَمَضانَ نادی الجلیلُ تبارکَ و تعالی یا جَبرئیلُ، اِنْزِلْ علی الأرضِ فَغُلَّ فیها مَرَدَهَ الشَّیاطینِ حتّی لا یُفسِدُوا عَلی عِبادِی صَومَهُم» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 93، ص 348).
6. «ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَى شَرِیعَهٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (جاثیه: 18).







