پرسش:
اقوام ما مذهبی و انقلابی نیستند، تصمیم دارم با آنها قطع ارتباط کنم! به نظر شما این کار بد است؟
در جهانبینی اسلامی، «صلهرحم» نه یک توصیه اخلاقیِ گزینشی، بلکه یکی از واجبات مؤکد الهی است که بههیچوجه مشروط به همسویی فکری یا سیاسی با خویشان نشده است. دین مبین اسلام، پیوند خویشاوندی را نعمتی الهی و ریسمانی ممتد میداند که گسستن آن، ساحتِ رحمتِ پروردگار را از انسان دور میسازد. از منظر قرآنی و روایی، تفاوت در بینشهای عقیدتی یا رویکردهای اجتماعی، مجوزی برای قطع رابطه نیست؛ بلکه آنچه در این میان حائز اهمیت است، مدیریتِ کیفیتِ این ارتباط برای حفظ سلامتِ نفسِ مؤمن و درعینحال، حفظِ حریمِ خانواده است. در این نوشتار، با استناد به مبانی اصیل دینی، نکاتی در مورد «ارتباط با خویشاوندانِ غیر همسو» و بایستههای تعامل با آنان را بیان میکنیم.
1. صلهرحم دستور الهی
صلهرحم به معنایِ حفظ پیوند با خویشان، از دستورات خداوند و دین است. خداوند میفرماید: «همانا خداوند به عدل و احسان و رسیدگی به خویشاوندان فرمان میدهد.» (1) این دستورخداست و بهصراحت امر الهی به آن تعلق گرفته و این درجه بالای اهمیت این موضوع را میرساند.
۲. پاداشِ نیکی در برابرِ بدی
اگر منظورتان از مذهبی نبودن و انقلابی نبودن آنان این است که برخلافِ ارزشهای شما رفتار میکنند، وظیفه اولیه شما پاسخِ نیکوست. چون قرآن کریم این مدل رفتار را باعث اصلاح و جذب به دین و مذهب و انقلاب میداند. اگر شما خوشاخلاق و خوشبیان باشید و درست رفتار کنید در بسیاری موارد این افراد جذب میشوند. «بدی را با نیکی دفع کن، آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی مهربان خواهد شد.» (2) این رفتار حتی در مورد خویشانِ گریزان هم در روایات آمده است. امام صادق علیهالسلام در تبیین کیفیت صلهرحم میفرمایند: «با کسی که با تو قطع رابطه کرده، ارتباط برقرار کن.» (3) این یعنی حتی اگر آنها مایل به ارتباط نیستند، شما نباید پیشقدم در قطع رابطه باشید. اینها برای جذب و اصلاح خویشاوندان توصیه شده است.
3. تذکرات عالمانه در عین احترام و وقار
اگر خانواده و فامیل از سطح فرهنگی بالایی برخوردار هستند به این معنا که میتوان بدون توهین و تحقیر و محترمانه با آنها گفتگو کرد و اهل توهین و تحقیر و دادوبیداد نیستند، حتماً توصیه به گفتگوی عالمانه در مورد مسائل دینی و مذهبی و انقلابی وجود دارد. بسیاری از دشمنیها با دین و مذهب و انقلاب از سر جهل و ندانستن واقعیات است. بسیاری از این افراد از اطلاعات پایینی برخوردارند و یا تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندای تبلیغاتی علیه اسلام و انقلاب و مذهب هستند. اگر کسی عالمانه و با دلیل و مدرک و مستند بتواند اشتباهاتشان را اصلاح کند مؤثر خواهد بود. بسیاری از خویشاوندان انسانهای لجوج و معاندی نیستند و تنها اطلاعات اشتباه دارند و اگر انسان مؤمن توانایی علمی و آگاهی لازم را داشته باشد در موقعیتهای مختلف باید نقش راهبری و اصلاحگری داشته و محترمانه بتواند اشکالات فکری را گوشزد کند. این گفتگوها شاید همان موقع اثر نداشته باشد، ولی در درازمدت حتماً روی حرف فکر میکنند و اگر لجباز نباشند حتماً اثر خواهد داشت.
4. مرزبندیِ رفتاری بدونِ حذفِ فیزیکی
مؤمن باید در برابر گناه بیتفاوت نباشد، اما این به معنای قهر نیست. در روایات بر «مدارا» تأکید شده؛ یعنی حضور در جمعِ خانواده، اما عدم همراهی با گناه یا عقاید باطل، با حفظِ ادب و متانت. اگر واقعاً نمیشود با خویشاوندان بحث کرد و چنین قابلیتی علمی در خود فرد نیست یا آنها اهل گفتگو با او نیستند، میتوان رابطه را حفظ کرد، ولی موقعی که حرفهای سیاسی میزنند از جمع آنها جدا و بهجای دیگری رفت تا موضوع عوض شود.
5. تمایزِ «ولایت» از «صلهرحم»
مفهومِ «تولّی و تبرّی» به معنایِ عدم دوستی با دشمنانِ خداست، اگر دشمنی آنها با دین و مذهب انقلاب به حدی زیاد است که هیچ تذکر و گفتگویی با آنها فایده ندارد. اهل توهین و تحقیرند و بر رفتار نادرستشان اصرار دارند و نوعی دشمنی و عناد با دین و مذهب پیدا کردهاند اینجا رفتوآمد زیاد با آنها توجیهی ندارد. میتوان با آنها رفتوآمد فیزیکی را کم کرد و از آنها دوری کرد و هر از چند گاهی با ارتباط تلفنی ارتباط فامیلی را حفظ کرد. در این صورت نه قطع رحم شده و نه با افراد معاند زیاد رفتوآمد شده است؛ بنابراین میتوان گفت حکم صلهرحم با خویشانی که معاند با مذهب و انقلاباند، متفاوت است و درعینحالی که میتوان با آنها رفتوآمد فیزیکی را کم کرد، نباید باعث قطع رحم شود و ارتباطات از راههای دیگر مانند دیدار در مکانهای عمومی و احوالپرسی تلفنی و مجازی حفظ شود.
نتیجهگیری:
برآیندِ آموزههای وحیانی و سیره معصومان علیهمالسلام نشان میدهد که پیوند خویشاوندی، حقیقتی اصیل و فراتر از اشتراکاتِ فکری و گرایشهای سیاسی است. استدلالهای ارائهشده گویای این حقیقت است که قطعِ ارتباط، نهتنها راهکاری برای حل چالشهای عقیدتی نیست، بلکه با مسدود کردنِ مجاریِ گفتگو و تبیین، فرصتِ اثرگذاریِ مثبت و هدایتِ اطرافیان را نیز از میان میبرد. اسلام بهجای اتخاذِ رویکردِ حذفی و تقابلی، الگوی «مدارای فعال» را پیشِ روی مؤمن قرار میدهد؛ الگویی که در آن، «صلهرحم» بهمثابه یک اصلِ ثابت، در کنارِ «تذکرِ مشفقانه» و «مرزبندیهای اخلاقی»، همزمان دنبال میشود. درواقع، با بهرهگیری از ظرفیتِ گفتگوهای عالمانه و در موارد خاص، با مدیریتِ فیزیکیِ تعاملات برای پرهیز از چالشهای فرساینده، میتوان ضمنِ حفظِ کرامتِ صلهرحم و پایبندی به اصولِ دینی و انقلابی، از تحکیمِ دشمنیها پیشگیری نمود. این استراتژیِ هوشمندانه، نهتنها مانع از بروزِ گناهِ قطعِ رحم میشود، بلکه میتواند در بلندمدت، فضایِ فکریِ خویشاوندان را به سمتِ حقیقت سوق داده و تعاملاتِ خانوادگی را به بستری برای ترویجِ ارزشهایِ متعالی تبدیل نماید.
پینوشتها:
1. «إنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى»، سوره نحل، آیه ۹۰
2. «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهَ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»، سوره فصلت، آیه ۳۴
3. «صِلْ مَنْ قَطَعَکَ»، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403، چاپ دوم، ج 68، ص 423







