۱۴۰۵/۰۴/۰۹ ۲۲:۳۶ شناسه مطلب: 101730
پرسش:
الف و لام در عبارت «الشجرة الملعونة» چه نوعی است؟ اینکه برخی مفسران آن را عهد ذکر گرفتهاند، درست است؟ در کجای قرآن ذکر شده است؟
پاسخ:
خداوند در آیۀ 60 سورۀ «اسراء» از درختی لعنشده یاد میکند: «وَ إِذْ قُلْنٰا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحٰاطَ بِالنّٰاسِ وَ مٰا جَعَلْنَا اَلرُّؤْیَا اَلَّتِی أَرَیْنٰاکَ إِلاّٰ فِتْنَهً لِلنّٰاسِ وَ اَلشَّجَرَهَ اَلْمَلْعُونَهَ فِی اَلْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ طُغْیٰاناً کَبِیراً: و [یاد کن] هنگامی را که به تو گفتیم بهیقین پروردگارت [از هر جهت] به مردم احاطه کامل دارد و آن خوابی را که به تو نشان دادیم و نیز درخت لعنتشده در قرآن را جز برای آزمایش مردم قرار ندادیم؛ و ما آنان را هشدار میدهیم، ولی در آنان جز طغیانی بزرگ نمیافزاید!».
در نوشتار حاضر به این پرسش پاسخ میدهیم که الفولام داخلشده در کلمۀ «الشجرة» در این آیه چه نوع الف و لامی است.
اقسام الفولام در زبان عربی
«أل» در زبان عربی اقسام مختلفی دارد (1):
الف) أل اسمیه که یک نوع بیشتر ندارد و آن أل موصول مشترک به معنای «الذی» است که بر اسم فاعل و اسم مفعول وارد میشود؛ مانند أل داخلشده در کلمه «العادیات» در آیۀ «وَ اَلْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً: سوگند به آن چیزهایی که همهمهکنان میدوند» (2).
ب) أل حرفیه که یا حرف تعریف است یا حرف زائده؛ مثل «أل» در کلمه «ألذین» که حرف زائده است. اما پرکاربردترین نوع «أل»، أل تعریف است که بر دو قسم است که هر کدام سه قسم دارند.
1. أل عهد:
* أل عهد ذکری: وقتی مدخول أل در عبارت گذشته بدون أل ذکر شده باشد؛ مانند أل داخلشده در دو کلمه «المصباح» و «الزجاجه» در آیۀ «اَللّٰه نُورُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکٰاةٍ فِیهٰا مِصْبٰاحٌ اَلْمِصْبٰاحُ فِی زُجٰاجَةٍ اَلزُّجٰاجَهُ کَأَنَّهٰا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ ...» (3) که اول بدون أل اما بعد با أل آمدهاند.
* أل عهد ذهنی: وقتی متکلم و مخاطب از مدخول أل علم قبلی دارند و درنتیجه برای آنان معلوم است؛ مانند ألداخل شده در کلمة «الشجره» در آیة «لَقَدْ رَضِیَ اَللّٰهُ عَنِ اَلْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ اَلشَّجَرَهِ …» (4) که به درخت خاصی اشاره دارد که در آن زمان برای مردم شناختهشده بود و بیعت در زیر آن انجام گرفت.
* أل عهد حضوری: وقتی مدخول أل در نزد متکلم و مخاطب حاضر باشد؛ مانند أل داخلشده در کلمۀ «الیوم» در آیۀ «... اَلْیَوْمَ یَئِسَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اِخْشَوْنِ اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ اَلْإِسْلاٰمَ دِیناً ...» (5) که در روز غدیر خم نازل شد و آن روز در هنگام نزول این آیه حاضر بوده است.
2. أل جنس
* أل جنس إستغراق افراد: وقتی أل بر شمول همه افراد دلالت میکند و بتوان به جای آن درواقع هم کلمۀ «کُلّ» را گذاشت؛ مانند أل داخلشده در کلمۀ «الانسان» در آیۀ «إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ» (6) که میتوان به جای آن «کل» قرار داد و گفت: همۀ انسانها در ضرر و زیان هستند.
* أل جنس إستغراق صفات افراد: وقتی أل بر شمول همه صفات دلالت دارد و بتوان به جای آن بهمجاز کلمه «کُلّ» را گذاشت؛ مانند أل داخلشده در کلمۀ «الحمد» در آیۀ «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ» (7) که شاید به این معنا باشد که آن حمد و ستایشی گه گویا کُلّ و همه حمدها و ستایشها برای پروردگان جهانیان است.
* أل جنس بیان ماهیت: وقتی أل به معنای جنس و ماهیت باشد؛ مانند أل داخلشده در کلمۀ «الماء» در آیۀ «... وَ جَعَلْنٰا مِنَ اَلْمٰاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَ فَلاٰ یُؤْمِنُونَ» (8) که نمیتوان به جای آن «کل» را درحقیقت یا به مجاز قرار داد، اما میتوان کلمۀ «جنس» را به جای آن گذاشت و گفت: ما همه چیز را از جنس آب آفریدیم (9).
شجرۀ ملعونه در قرآن
مفسران درباره «الشجرة الملعونه» با هم اختلاف دارند. دو قول اصلی در این میان وجود دارد:
قول اول: به باور مشهور اهلسنت، منظور از درخت نفرینشده همان درخت جهنمی «زَقُّوم» است که پیامبر خدا آن را در سفر شبانه خود به معراج مشاهده کردند و در سه آیه قرآن به آن اشاره شده است:
«أَ ذٰلِکَ خَیْرٌ نُزُلاً أَمْ شَجَرَهُ اَلزَّقُّومِ: آیا این [بهشت جاودان پرنعمت] برای پذیرایی بهتر است یا درخت زقّوم؟» (10)؛
«إِنَّ شَجَرَةَ اَلزَّقُّومِ * طَعٰامُ اَلْأَثِیمِ: همانا درخت زقّوم، خوراک گنهکار است» (11)؛
«ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا اَلضّٰالُّونَ اَلْمُکَذِّبُونَ * لَآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ: آنگاه شما ای گمراهان انکارکننده؛ بهیقین از درختی که از زقّوم است خواهید خورد» (12).
بر اساس آیه، شجرۀ ملعونه سبب فتنه و آزمایش مردم است و قائلان به این قول در مقام چرایی سبب آزمایشبودن درخت جهنمی زقوم گفتهاند: پس از اینکه قرآن به وجود درختی به نام زقوم در جهنم اشاره کرد، ابوجهل در مقام نقد قرآن گفت: این چگونه جهنمی است که سنگ در آن آتش میگیرد (13)؛ اما درخت آتش نمیگیرد و همین اشکال، موجب فتنه و آزمایش مردم شد (14).
قول دوم: مشهور شیعه بر این باورند که منظور از درخت نفرینشده، خاندان بنیامیه است. ماجرا بدین ترتیب است که پیامبر در رؤیا میبینند چهارده میمون از روی منبر ایشان بالا و پایین میروند و بسیار ناراحت میشوند. آیه ناظر به این رؤیای پیامبر خداست و به ایشان میگوید: ما شجره ملعونه «بنیامیه» را سبب آزمایش مردم قرار دادهایم (15).
أل در الشجرة الملعونة
پس از آشنایی با اقسام أل و همچنین دو قول اصلی درباره شجره ملعونه در قرآن، به سراغ تعیین نوع ال در این کلمه میرویم.
1. این أل اسمیه یا حرفیۀ زائده نیست؛ چراکه بر اسم فاعل، اسم مفعول و همچنین الذین داخل نشده است.
2. أل عهد حضور هم نیست؛ چراکه چه منظور از آن درخت جهنمی زقوم باشد یا خاندان بنیامیه، این درخت در آن زمان در میان مخاطبان قرآن و پیامبر حاضر نبوده است.
3. أل جنس و ماهیت هم نیست؛ چون منظور خداوند نمیتواند این باشد که ما جنس و ماهیت درخت ملعونه را سبب ابتلا و آزمایش مردم قرار دادیم؛
4. اگر أل استغراق افراد باشد، معنای آیه اینگونه میشود: ما همه درختان نفرینشده را سبب ابتلای مردم قرار دادیم. بر اساس این قول تنها یک درخت زقوم یا تنها یک خاندان نفرینشده نیست و در بهشت درختان زقوم فراوان و در طول تاریخ خاندانهای نفرینشدۀ فراوانی خواهند بود که همگی سبب آزمایش مردم میشوند.
5. اگر أل استغراق صفات باشد، معنای آیه بدین شکل درمیآید: ما آن درخت نفرینشده که گویا همۀ درختان نفرینشده است را سبب آزمایش مردم قرار دادیم. مطابق این قول، تنها یک درخت نفرینشده نیست، بلکه تعداد آنها زیاد است؛ اما یکی از آنها از همه نفرینشدهتر است.
6. برای اینکه أل عهد ذکری باشد، باید شجر بدون أل در گذشته استفاده شده باشد؛ از سه سوره صافات، دخان و واقعه که در آنها به درخت زقوم اشاره شده است، تنها سورۀ «واقعه» پیش از سورۀ «اسراء» نازل شده و بین این دو سوره، سه سورۀ شعراء، نمل و قصص فاصله است (16). اگر برای عهذ ذکریبودن ال بگوییم: کلمه با أل و بدون أل هر دو باید در یک سیاق باشند، در این حالت این أل نمیتواند عهد ذکری باشد؛ اما اگر چنین چیزی را شرط ندانیم، عهد ذکریبودن نیز مانعی ندارد.
7. برای اینکه أل عهد ذهنی باشد، باید متکلم و مخاطب از مدخول أل سابقه ذهنی داشته باشند. اگر منظور از درخت نفرینشده همان درخت زقوم باشد، متکلم و مخاطب که عموم مسلمانان آن زمان هستند، با توجه به اشاره به زقوم در سورۀ قبلی «واقعه» و شبههافکنی افرادی همچون ابوجهل، از آن پیشینۀ ذهنی دارند؛ اما اگر منظور از آن خاندان بنیامیه باشد، فقط پیامبر که آن رؤیا را دیده و آیه نیز خطاب به اوست، از آن آگاهی پیشینی دارد.
نتیجه:
1. درباره شجرۀ ملعونه در قرآن دو قول وجود دارد: درخت جهنمی زقوم و خاندان بنیامیه.
2. بسیاری از مفسران اهلسنت معتقدند منظور از «الشجرة الملعونه» درخت زقوم است که خداوند در آیات قبلی قرآن به آن اشاره کرده است. اگر بودن کلمه بدون أل و کلمه با أل در یک سیاق را برای أل عهد ذکریبودن شرط بدانیم، این أل نمیتواند أل عهد ذکری باشد.
3. أل در «الشجرة الملعونه» عهد ذهنی است؛ چراکه اگر منظور از درخت نفرینشده درخت زقوم باشد، مسلمانان با توجه به اشاره قرآن به آن در سورۀ «واقعه» که قبل از سوره «اسراء» نازل شده بود، از آن سابقه ذهنی داشتهاند. چنانکه اگر منظور از آن خاندان بنیامیه باشد که قول مشهور در میان شیعه است، با توجه به اینکه آیه خطاب به پیامبر است، پیامبر خدا علیه و آله السلام آن درخت را در رؤیا دیده و دربارۀ آن پیشینه ذهنی داشتهاند.
برای مطالعه بیشتر:
علی لطفی؛ «شجره ملعونه در قرآن و حدیث»؛ مشکوه، ش 79، تابستان 1382 ش، ص 50 – 66.
پینوشتها:
1. حسن عباس؛ النحو الوافی؛ قم: دارالمحبین، 1428 ق، ج 1، ص 381 ـ 392.
2. العادیات: 1.
3. نور: 35.
4. فتح: 18.
5. مائده: 3.
6. العصر: 2.
7. حمد: 2.
8. انبیاء: 30.
9. عبدالله بن یوسف ابنهشام؛ مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب؛ چ 4، قم: کتابخانه مرعشی نجفی، 1410 ق، باب اول، حرف أل، ص 49 – 54.
10. صافات: 62.
11. دخان: 43 ـ 44.
12. واقعه: 51 ـ 52.
13. اشاره به آیۀ «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا اَلنّٰارَ اَلَّتِی وَقُودُهَا اَلنّٰاسُ وَ اَلْحِجٰارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکٰافِرِینَ: و اگر این کار را انجام ندادید [که هرگز نمیتوانید انجام دهید]، بنابراین از آتشی که هیزمش مردم و سنگهایند، بپرهیزید؛ آتشی که برای کافران آماده شده است» (بقره: 24).
14. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج 15، ص 78.
15. على بن ابراهیم قمى؛ تفسیر القمی؛ چ 3، قم: دارالکتاب، 1363 ش، ج 2، ص 21. محمد بن مسعود عیاشى؛ تفسیر العیاشى؛ تهران: مکتبة العلمیه الاسلامیه، 1380 ق، ج 2، ص 297. البته این قول اختصاصی به شیعه ندارد و بسیاری از مفسران اهلسنت نیز به این قول اشاره کردهاند؛ برای نمونه ر.ک: عبدالرحمن بن محمد ابنابیحاتم؛ تفسیر القرآن العظیم؛ چ 3، ریاض: مکتبه نزار مصطفى الباز، 1419 ق، ج 7، ص 2336: «عن سعید بن المسیب رضی الله عنه قال: رأى رسول الله صلى الله علیه و سلم بنی امیه على المنابر فساءه ذلک فأوحى الله إلیه "إنما هی دنیا أعطوها" فقرت عینه و هی قوله: و ما جعلنا الرؤیا التی أریناک إلا فتنة للناس یعنی بلاء للناس».
16. محمدهادی معرفت؛ علوم قرآنی؛ چ 6، قم: مؤسسه فرهنگی تمهید، 1384 ش، ص 78 ـ 79.






