۱۴۰۵/۰۱/۱۹ ۱۴:۱۹ شناسه مطلب: 101369
پرسش:
علت حمایت آیت الله مدرس از قاجاریه و مخالفت وی با جمهوری خواهی رضاخان چه بود و چرا مدرس مانع روند دموکراسی در ایران شد؟
پاسخ:
در دوره احمدشاه قاجار و تقریباً در سال 1302 ش اولین زمزمه های تبدیل نظام پادشاهی به جمهوری در ایران شکل گرفت. بی لیاقتی شاهان قاجار و تغییر نظام سیاسی ترکیه از سلطنت به جمهوری ازجمله عوامل شکل گیری این جریان بود که بیش از همه توسط مطبوعات و نمایندگان وابسته به رضاخان پیگیری می شد. رضاخان که توانسته بود مقام نخست وزیری را به دست آورد، به دنبال آن بود که تبدیل به اولین رئیس جمهور ایران شود، «لذا دستگاه پلیسی، نظامی و مطبوعاتی خود را برای تحقق این امر بسیج کرد.»(1)
این حرکت هم زمان با دوره پنجم مجلس بود و با مخالفت نمایندگانی همچون آیت الله مدرس روبه رو شد. علت مخالفت شهید مدرس با جمهوری خواهی رضاخان چه بود؟ متن اصلی پاسخ علت مخالفت شهید مدرس با جمهوری خواهی رضاخان برای دستیابی به پاسخ سؤال بالا می توان از زوایای مختلف به این دوره تاریخی نگریست. ابتدا از زاویه شخصیت شناسی و بررسی کارنامه افراد، این سؤال مورد واکاوی قرار می گیرد تا روشن شود نسبت هر یک از این افراد یعنی آیت الله مدرس و رضاخان با مسئله جمهوریت و دموکراسی چیست و سپس به بیان دلایلی که خود شهید مدرس در مخالفت با این طرح بیان کرده است، پرداخته می شود.
۱. معرفی شخصیت و کارنامه ایت الله مدرس؛
شهید آیت الله مدرس، شخصیتی دین شناس، روشنفکر، بسیار شجاع و سیاستمداری با فراست و آینده نگر بود. بااینکه سال ها بین رجال سیاسی قرار داشت و از جایگاه اجتماعی و نفوذ زیادی بین مردم برخوردار بود، اما زندگی بسیار ساده و همراه با زهد و تقوا داشت. بسیاری از روشنفکران آن دوره مدرس را فردی روشنفکر می دانستند. به عنوان نمونه، «ملک الشعرای بهار که هم یک سیاستمدار مبرّز و هم ازنظر علمی فردی دانشگاهی بود، از روشنفکری، آگاهی و شجاعت مدرس سخن ها گفته است. دکتر علی امینی که نخست وزیر پهلوی بود گفته است که من روشنفکرتر از مدرس ندیدم؛ ... سخنان و رفتارهای او نشان می داد که روشنفکر و نسبت به مسائل زمان خود بسیار آگاه است.»(2) او در نهضت مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی حضور داشت، نهضتی که باعث محدود شدن قدرت شاهان قاجار و افزایش مشارکت مردم در عرصه سیاسی کشور شد. تلاش های آیت الله مدرس در این نهضت به نوبه خود، تلاشی در روند دموکراسی ایران به حساب می آید. او خود در ادوار مختلف مجلس شورای ملی نماینده مردم بود و توانست با شجاعت و نقش آفرینی ویژه در برابر زیاده خواهی سیاستمداران داخلی و نفوذ استعمارگران خارجی بارها و بارها دموکراسی و استقلال کشور را حفظ کند.(3) شهید مدرس چه در دوره سلطنت رضاشاه و چه قبل از آن، ازجمله معدود افرادی بود که شجاعانه جلوی تمامیت خواهی رضاشاه ایستاد تا او نتواند در زیرپوشش نخست وزیری و پادشاهی، همچنان مسیر دیکتاتوری خود را ادامه داده و از دموکراسی جز نامی باقی بگذارد. شهید مدرس برای حفظ دین و منافع ملی تا پای جان ایستاد و در این راه توسط رضاخان و طرفداران وی مورد توهین قرار گرفت و ترور شد. وی سرانجام به دست عمّال رضاخان به شهادت رسید.(4) آیا چنین شخصیتی را که به اذعان دوست و دشمن تا این حدّ فرهیخته و روشنفکر بود و چنین کارنامه درخشانی در دفاع از حقوق مردم و منافع ملی داشت، می توان به طرفداری از حاکمان نالایق قاجار و جلوگیری از دموکراسی متهم کرد؟!
۲. معرفی شخصیت و کارنامه رضاخان میرپنج؛
رضاخان میرپنج یک آدم بی سواد و یک فرمانده نظامی جسور و خشن بود که توانست از فرماندهی در یک قزاق¬خانه به فرماندهی نظامی کودتاچیان برای تصرف تهران برسد و سپس به سمت وزیر جنگ و بعداً رئیس الوزرایی انتخاب شود. در تمام این دوران رضاخان به عنوان انسانی خشن و قدرت طلب شناخته می شد(5) و روحیات او اساساً با جمهوری خواهی و دموکراسی فاصله زیادی داشت. برخورد شدید با مخالفانش در دوره های مختلف، چه آن زمان که فرمانده نظامی بود و چه بعدها که با فشار و زور به عنوان نخست وزیر انتخاب شد، همچنین در جریان مواجهه اش با مخالفان طرح جمهوری و بعدها در سمت اولین شاه پهلوی همگی نشان از آن دارد که قصد رضاخان از طرح جمهوریت، قدرت طلبی و تمامیت خواهی بوده، نه بها دادن به رأی مردم و حل مشکلات کشور. کارنامه او پُر است از تطمیع، تهدید، بازداشت غیرقانونی، شکنجه، غارت اموال مردم، تبعید و ترور مخالفان و بستن روزنامه ها و دهان منتقدان. او حتی به طرفداران خود نیز رحم نمی کرد و در صورت مخالفت، آن ها را نیز به قتل می رساند. او پلیس سیاسی را تشکیل داد که وظیفه اش «برخورد با تحرکات مخالفان رژیم پهلوی بود. آنان با خشن ترین روش ها، مخالفان را سرکوب می کردند و وحشت زیادی در بین مردم ایجاد کرده بودند.»(6) جالب آن که رضاخان فقط تا پیش از انتقال سلطنت به پهلوی، به دنبال نظام جمهوری بود، اما بعد از انتقال قدرت به وی و رسیدن به مقام سلطنت، دیگر ایده تغییر نظام و تبدیل سلطنت به جمهوری را دنبال نکرد! ازاین روی شخصیتی همچون رضاشاه با چنین روحیه مستبدانه و کارنامه دیکتاتورمآبانه ای که داشت را نمی توان طرفدار واقعی جمهوری و دموکراسی دانست و باید گفت طرح جمهوریت از جانب او صرفاً پوششی زیبا برای رسیدن یک دیکتاتور به اهدافش بود.
۳. دلایل مخالفت شهید مدرس با جمهوری رضاخانی؛
شهید مدرس به هیچ عنوان با جمهوریت و نظام جمهوری مخالف نبود. آنچه باعث شده بود او با این طرح رضاخانی مخالفت کند، از یک سو، کارنامه سیاه رضاخان و از سوی دیگر، اهداف سلطه طلبانه استعمارگران بود. شهید مدرس با نگاه بلند و قدرت تحلیلی که داشت، می دانست رضاخان واقعاً به دنبال جمهوریت نیست، بلکه وی به عنوان یک فرد قدرت طلب، ابزاردست استعمارگران خواهد بود. او خود در این زمینه بیان می دارد:
«من با جمهوری واقعی مخالف نیستم و حکومت صدر اسلام هم تقریباً و بلکه تحقیقاً جمهوری بوده است، ولی این جمهوری که می خواهند به ما تحمیل نمایند، بنا بر اراده ملّت ایران نیست، بلکه انگلیسی ها می خواهند به ملّت ایران تحمیل نمایند و رژیم حکومتی را که صد در صد دست نشانده و تحت اراده خود باشد، در ایران برقرار سازند... اگر واقعاً نامزد و کاندیدای جمهوری فردی آزادی خواه و ملّی بود، حتماً با او موافقت می کردم و از هیچ نوع کمک و مساعده با او دریغ نمی نمودم.»(7)
مدرس می گفت اگر مقصود جمهوری خواهان برکناری شاه از سلطنت و قراردادن فرد دیگری به جای اوست، «من که مدرس هستم صریحاً می گویم که به مبارزه نمی پرداختم». او فهمیده بود که هدف از این اصلاحات رضاخانی، اصلاحات عمیق نیست، بلکه نوعی تجدّدگرایی سطحی است و معتقد بود که استعمارگران با این اقدامات می خواهند همه آن چیزهایی را که «استقلال و تمامیت ایران» را حفظ کرده و باعث «انتظام رشته های مختلف حیات ملی» ایران بوده و مردم ایران را «از سخت ترین مخاطرات خلاصی بخشیده است» از بین ببرند.(8) دیری نپایید که همه آنچه مدرس در مورد رضاخان و اهداف پشت پرده طرح جمهوری خواهی او بیان می کرد، به وقوع پیوست و رضاخان در دوران پادشاهی خود نشان داد که تا چه اندازه مستبد و وابسته به بیگانگان است و در راستای از بین بردن ارزش های دینی و ملی از هیچ اقدامی فروگذار نمی کند.
۴. نسبت مخالفت شهید مدرس با رضاخان و حمایت از قاجاریه؛
شهید مدرس در ضمن طرفداری از اصل جمهوری، با طرح جمهوری رضاخانی مخالفت می کرد. این مخالفت به هیچ وجه به معنای طرفداری از قاجاریه نبود بلکه برای حفظ آزادی، دموکراسی و جلوگیری از ضرری بزرگ تر بود. بعدها نیز در جریان انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی، افرادی که از حامیان رضاخان بودند مثل دکتر مصدق و تقی زاده به مخالفت با آن پرداختند.(9) این مخالفت را نباید به معنای طرفداری از قاجار تفسیر کرد بلکه دلایل دیگری داشته است. نه تنها مرحوم مدرس با این طرح رضاخان مخالف بود بلکه برخی دیگر از رجال سیاسی و نمایندگان مجلس همچون ملک الشعرای بهار، بسیاری از علما، تعدادی از شعرا مثل میرزاده عشقی و توده مردم با این اقدام رضاخان مخالف بودند(10) چون آن را پوششی فریبکارانه برای دیکتاتوری وی در ایران می دانستند. سرانجام با هوشیاری و ازخودگذشتگی مرحوم مدرس و همراهی دیگران این طرح به تصویب مجلس نرسید.
نتیجه:
با توجه به آنچه گفته شد آیت الله مدرس به عنوان شخصیتی دین شناس و روشنفکر طرفدار واقعی جمهوری و خواهان استقلال ایران بود اما رضاخان به عنوان فردی بی سواد و مستبد، به دنبال سوءاستفاده از جمهوری بود و استعمارگران تلاش داشتند با انتخاب او به ریاست جمهوری، حکومتی وابسته سرکار بیاورند. خلاصه آن که شهید مدرس مخالف رضاخان بود، نه مخالف جمهوری و طرفدار استقلال و دموکراسی کشور بود، نه طرفدار قاجاریه.
پی نوشت:
1. نجفی، موسی و موسی حقانی، تاریخ معاصر ایران، ص 250.
2 . رنجبر کرمانی، علی اکبر، پاسخ به چند شبهه تاریخی: آیا "مُدرس" حامی احمدشاه و "میرزا کوچک خان" تجزیه طلب بود؟ خبرگزاری تسنیم، 11 آذر 1398 ش: https://tn.ai/2151492.
3 . شریعت جو، منیره، سید حسن مدرس، سایت پژوهه، 24 آبان 1393 ش: https://B2n.ir/p13647.
4 . شریعت جو، سید حسن مدرس: https://B2n.ir/p13647
5 . حاجی زاده، یدالله، رضاشاه، سایت پژوهه، 14 آبان 1393 ش: http://pajoohe.ir/__a-36778.aspx.
6 . نجفی و حقانی، تاریخ معاصر ایران، ص 253 تا 258.
7 . مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج 2، ص 500.
8 . حسینیان، روح الله، چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه، ص 391 و 392.
9 . جوان، مصطفی، مواجه مخالفان و موافقان «لغو قاجار و نصب پهلوی».
10 . نجفی و حقانی، تاریخ معاصر ایران، ص 251.








