ترامپ

چرایی مطرح شدن پیمان ابراهیم و اهداف آن
طرح مجدد ترامپ برای پیمان ابراهیم، بیش از یک اقدام دیپلماتیک، یک مانور سیاسی و تبلیغاتی برای امتیازات انتخاباتی و فرار از تنش‌های نظامی با ایران است.

پرسش:

پیمان ابراهیم چیست؟ چه اهدافی را دنبال می‌کند و چرا در روزهای اخیر و هم‌زمان با مذاکرات آتش‌بس ایران و آمریکا دوباره این پیمان مطرح شده است؟

پاسخ:

یکی از مسائلی که در ایام اخیر دوباره و در میانه اخبار مذاکرات و توافقات جنگ میان ایالات‌متحده و اسرائیل با ایران مطرح شده است، احیای پیمان ابراهیم است. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در پستی در حساب خود در تروث سوشال درباره روند مذاکرات با ایران نوشت، در گفتگو با رهبران عربستان، امارات، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و بحرین و...، تأکید کردم که پس از تلاش‌های آمریکا، ضروری است اکثر این کشورها پیمان ابراهیم را هم‌زمان امضا کنند. پذیرفته می‌شود اگر یک یا دو کشور نپیوندند، اما هدف، گنجاندن ایران در این پیمان برای ساختن رویدادی تاریخی‌تر است. به گفته ترامپ، رهبران مذکور افتخار خواهند کرد که ایران نیز پس از امضای سند، بخشی از توافق ابراهیم شود. (1)

ظاهر و باطن آن و هدف از طرح آن در این ایام برای بسیاری مشخص نیست. اهداف و دلیل طرح پیمان ابراهیم در ایام چیست؟

پاسخ به این پرسش، دو بخش دارد:

1. واقعیت و اهداف پیمان ابراهیم

پیمان ابراهیم به مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌های دیپلماتیک است که در سال ۲۰۲۰ میلادی با میانجی‌گری ایالات‌متحده میان اسرائیل و چند کشور عربی امضا شد، گفته می‌شود این پیمان با هدف عادی‌سازی روابط، گسترش همکاری‌های اقتصادی و امنیتی و ایجاد اتحاد منطقه‌ای در برابر تهدیدات مشترک شکل گرفت. نام آن برگرفته از حضرت ابراهیم علیه‌السلام به‌عنوان نماد مشترک ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) است.

پیمان ابراهیم در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰ در کاخ سفید و با میانجی‌گری «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به امضا رسید. این توافق مهم‌ترین رویداد دیپلماتیک در خاورمیانه پس از پیمان‌های صلح اسرائیل با مصر (کمپ‌دیوید ۱۹۷۹ م)(2) و اردن (۱۹۹۴ م) (3) بود. امارات متحده عربی و بحرین نخستین کشورهایی بودند که به‌طور رسمی اسرائیل را به رسمیت شناختند. پس‌ازآن، سودان (۲۰۲۲) و قزاقستان (۲۰۲۵) نیز به این پیمان پیوستند.

همواره یکی از موانع جدی رژیم صهیونیستی، عدم به رسمیت شناخته‌شدن و عادی تلقی شدن اسرائیل به‌عنوان یک کشور یا یک واحد سیاسی است. ایالات‌متحده آمریکا و غرب، بسیار مایل هستند که نماینده و دروازه تمدنی آنان در منطقه مذهبی غرب آسیا به سمت ثبات و قدرت بیشتر برود. از اهداف اصلی این پیمان عادی‌سازی روابط و صلح منطقه‌ای به نفع اسرائیل است. آن‌ها مدعی هستند که این پیمان، اولین گام برای پایان دادن به دهه‌ها خصومت و ایجاد «صلح گرم» از طریق تبادل سفیر، پروازهای مستقیم و همکاری‌های علمی و فناوری، همکاری اقتصادی مانند حذف موانع تجاری و سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی مانند فناوری و گردشگری به‌عنوان عاملی برای ثبات و رفاه و تشکیل ائتلاف منطقه‌ای است. آن‌ها معتقد هستند که این پیمان به‌عنوان یک اتحاد استراتژیک علیه تهدیدات مشترک، به‌ویژه نفوذ منطقه‌ای ایران، طراحی شده است و این امر برای کشورهای ضعیف و دست‌نشانده منطقه غرب آسیا جاذبه مهم و قابل‌توجهی دارد، چرا‌که پاشنه آشیل آنان ترس از حرکت‌ها و تحولات اسلامی و مردمی است و ایران را یک الگو و حامی قدرتمند برای این تحولات و تهدیدات می‌بینند.

در حالی‌که این پیمان بدون حل مناقشه فلسطین و تشکیل کشور مستقل آن (با پایتختی قدس شرقی) و باوجود طرف ذاتاً غارتگری چون رژیم نژادپرست و متجاوزِ اسرائیل، صلح پایدار ایجاد نمی‌کند. ایران این پیمان را فریب دادن کشورهای منطقه برای فرصت بیشتر دادن به تهدیدی مستقیم علیه خود و قربانی کردن ملت‌های مظلوم منطقه به‌خصوص ملت مظلوم فلسطین و رسمیت دادن به یک رژیم جعلی و سرطانی در منطقه می‌داند و آن را محکوم کرده است. (4)

2. اما دلیل طرح پیمان ابراهیم در این ایام (ایام آتش‌بس در میانه جنگ ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی) چیست؟

طرح مجدد پیمان ابراهیم توسط دونالد ترامپ در میانه جنگ با ایران، انگیزه‌ای راهبردی و تاکتیکی دارد که حول محور دیپلماسی بسته‌بندی‌شده و فشار سیاسی داخلی و خارجی شکل گرفته است. ترامپ تلاش می‌کند تا با گره زدن این دو موضوعِ به‌ظاهر نامرتبط، دستاوردهای نظامی محدود خود را به یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک تبدیل کند. اگرچه رسانه‌های قدرتمندی مانند BBC تلاش می‌کنند تا پیمان ابراهیم را یک هدیه سودمند از سوی ترامپ در میانه جنگ و به نفع اعراب منطقه نشان دهند. (5)

تحلیل کارشناسان و گزارش‌های منتشرشده، چهار دلیل اصلی برای این اقدام ترامپ ارائه می‌دهند:

1 ـ 2 پوشش‌دهی شکست‌های نظامی و فروش توافق محدود به‌عنوان یک پیروزی بزرگ

تحلیل‌گران معتقدند اصلی‌ترین انگیزه ترامپ، تلاش برای تغییر روایت عمومی از جنگ با ایران است. جنگ با ایران که در فوریه 2026 (اسفند 1404) آغاز شد، به اهداف اعلام‌شده خود مانند براندازی رژیم یا نابودی کامل برنامه هسته‌ای و تسلیم ایران دست نیافته است و اکنون با آتش‌بسی شکننده مواجه است. علاوه بر این‌ها مسدود شدن گذرگاه استراتژیک تنگه هرمز توسط ایران که پیش از جنگ باز بود و حرکت جهان به سمت بحران انرژی وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. در چنین شرایطی، توافق احتمالی با ایران که ممکن است شامل امتیازاتی از سوی آمریکا باشد، در داخل آمریکا با انتقاد شدید هواداران جنگ و گروه‌های هوادار اسرائیل مواجه شده است. ازاین‌رو ترامپ با مطرح کردن هم‌زمان گسترش پیمان ابراهیم (که می‌توان گفت دستاورد دوره اول ریاست‌جمهوری اوست،) تلاش می‌کند تا توافق با ایران را شیرین‌تر جلوه دهد و به عبارتی او می‌خواهد یک توافق محدود با ایران را نه به‌عنوان یک معامله ساده، بلکه به‌عنوان مقدمه‌ای برای "صلح بزرگ در خاورمیانه" معرفی کند.

از سوی دیگر کاخ سفید می‌خواهد که شکست نظامی را به موفقیت دیپلماتیک تبدیل کند. همان‌طور که "هارل شورو" از دانشگاه تل‌آویو می‌گوید: «ترامپ می‌خواهد رأی‌دهندگان ببینند که او نه‌تنها به جنگ پایان داد، بلکه یک توافق منطقه‌ای گسترده‌تر نیز ایجاد کرده است.» (6)

2 ـ 2. ایجاد فشار مضاعف بر کشورهای عربی و باج‌خواهی از متحدان

ترامپ صراحتاً اعلام کرده که کشورهای حوزه خلیج‌فارس مانند عربستان، قطر و کویت «به آمریکا بدهکارند» و باید با پیوستن به پیمان ابراهیم این دَین خود را ادا کنند. او حتی تهدید کرده است: «مطمئن نیستم که اگر آن‌ها امضا نکنند، ما [با ایران] توافق کنیم.» (7)

این رویکرد که برخی آن را «باج‌خواهی سیاسی» توصیف کرده‌اند، نشان می‌دهد که ترامپ به دنبال بهره‌برداری از موقعیت جنگی برای وادار کردن کشورهای عربی به عادی‌سازی روابط با اسرائیل است، کاری که در زمان صلح با موانع بزرگ‌تری مانند مسئله فلسطین روبرو بود.

3 ـ 2. پاسخ به انتقادات داخلی و تأمین منافع اسرائیل در آستانه انتخابات

با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر 2026 در آمریکا، ترامپ به‌شدت نیازمند دستاوردهای قابل نمایش است. از سوی دیگر، نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل نیز با توجه به گمانه‌ها درباره برگزاری انتخابات زودهنگام، به دنبال سرمایه سیاسی است. گسترش پیمان ابراهیم می‌تواند این سرمایه را برای او فراهم کند. کارشناسان معتقدند این ابتکار عمل ترامپ، پاسخی به متحدان سنتی آمریکا (عربستان، اردن، مصر) و پاسخ به گروه‌های فشار هوادار اسرائیل در واشنگتن است که از هرگونه امتیازدهی به ایران نگران هستند.

4 ـ 2. بی‌اعتبار کردن مذاکرات هسته‌ای (سناریوی قرص مسموم)

برخی تحلیل‌گران دیدگاه دیگری نیز مطرح می‌کنند: این پیشنهاد ترامپ ممکن است عمداً غیرقابل‌پذیرش باشد؛ به‌عبارت‌دیگر، او با افزودن شرط عادی‌سازی روابط با اسرائیل (که برای کشورهایی مثل ایران، قطر یا پاکستان کاملاً خط قرمز است) عملاً یک «قرص مسموم»(8) در مسیر مذاکرات قرار می‌دهد تا توافق احتمالی با ایران را از بین ببرد. این دیدگاه معتقد است که ترامپ با این کار تلاش می‌کند تا نشان دهد طرف ایرانی مانع توافق است و از این طریق فشارها را برای ادامه جنگ یا افزایش تحریم‌ها افزایش دهد.

اما باوجود اصرار ترامپ، کارشناسان و مقامات منطقه‌ای معتقدند این ابتکار عمل تقریباً «محکوم به شکست» است و شانس موفقیت آن نزدیک به صفر است به دلایل زیر:

موضع عربستان: ریاض بارها اعلام کرده است که بدون ایجاد راهکاری غیرقابل‌برگشت برای تشکیل کشور مستقل فلسطین به پیمان ابراهیم نخواهد پیوست، شرطی که دولت نتانیاهو قاطعانه آن را رد کرده است. (9) همچنین فجایع انسانی و نظامی در غزه (با آمار تلفات بیش از 70,000 نفر) و لبنان، عادی‌سازی روابط با اسرائیل را برای افکار عمومی کشورهای عربی بسیار سمی کرده است. ایران نیز به‌شدت این طرح را رد کرده و آن را فاقد بنیان ژئوپلیتیک واقعی خوانده است. (10) پاکستان اعلام کرده تا پیش از تشکیل کشور مستقل فلسطین، اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد. (11) قطر نیز به دلیل حملات اسرائیل به دوحه در سال گذشته، کینه عمیقی از نتانیاهو در دل دارد. (12)

نتیجه:

پیمان ابراهیم طرحی برای عادی‌سازی روابط کشورهای منطقه با اسرائیل و حرکت به سمت عادی‌سازی مسئله اشغال فلسطین و تقویت اقتصاد و دیپلماسی به نفع اسرائیل است و طرح مجدد پیمان ابراهیم توسط ترامپ در میانه توافق با ایران، بیشتر یک مانور تبلیغاتی و سیاسی داخلی است تا یک ابتکار‌عمل واقع‌بینانه دیپلماتیک. او تلاش می‌کند درحالی‌که جنگ با ایران به بن‌بست رسیده و بهای آن افزایش قیمت‌ها و بی‌ثباتی در بازارهای جهانی است، با گره زدن مسئله ایران به موفقیت‌های دوره قبل خود، از زیر بار انتقادات فرار کند و دستاوردی نمایشی برای کارنامه انتخاباتی خود بسازد.

پی‌نوشت‌ها:

1. ترامپ به سران منطقه: بعد از توافق ما با ایران به توافق ابراهیم بپیوندید! خبرگزاری فارس، 4 خرداد 1405، https://farsnews.ir/user313/1779713504551241258.

2. پیمانی برای صلح بین اسرائیل و مصر بود که در سال ۱۹۷۹ در واشنگتن و در انتهای پیمان کمپ دیوید (1978 م) تنظیم شد. این پیمان، اولین پیمان صلح بین اسرائیل و یک کشور عربی از ناحیه خاورمیانه بود که آن را مناخیم بگین نخست‌وزیر اسرائیل، انورسادات، رئیس‌جمهور مصر و جیمی کارتر رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا امضا کردند. پس از امضای این قرارداد خائنانه، مصر با اسرائیل وارد روابط رسمی و برپایی سفارت‌خانه شدند و این کشور از اتحادیه عرب تعلیق شد، اما بعدها بازگشت.

3. در 26 اکتبر 1994، پادشاهی اردن و رژیم اسرائیل معاهده صلح و عادی‌سازی روابط میان طرفین را در مراسمی در دره آروا اسرائیل، شمال ایلات و نزدیک مرز اردن امضا کردند. نخست‌وزیر رژیم اسرائیل اسحاق رابین و نخست‌وزیر اردن عبدالسلام المجالی این معاهده را امضا کردند و عزر وایزمن رئیس‌جمهور اسرائیل با ملک حسین دست داد. بیل کلینتون رئیس‌جمهور آمریکا به همراه وارن کریستوفر وزیر امور خارجه ایالات‌متحده نظاره‌گر و صحنه‌گردان این اتفاق بودند.

4. ر.ک: محمدحسن شاه‌رضایی و دیگران، پیمان ابراهیم و پیامدهای منطقه‌ای آن برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، دوره 18، شماره 69، زمستان 1403، صفحه 281-308.

5. پیمان ابراهیم که ترامپ امضای آن را شرطی برای صلح با ایران می‌داند چیست؟ BBC فارسی، 8 خرداد 1405، https://www.bbc.com/persian/articles/ce3pe4zz073o.

6. تلاش ترامپ برای گنجاندن توافق با ایران در توافق‌های ابراهیم با واقعیت‌های دشواری روبرو است، خبرگزاری دیلی نیوز، 28/5/2026، https://namibiadailynews.info/trumps-bid-to-bundle-iran-deal-with-abraha....

7. ترامپ: کشور‌های عربی به ما مدیون هستند، باید به پیمان ابراهیم بپیوندند، باشگاه خبرنگاران جوان، 6 خرداد 1405، https://www.yjc.ir/00c95i.

8. پیمان ابراهیم؛ تمنای ترامپ و نتانیاهو، تمسخر اعراب، باشگاه خبرنگاران جوان، 10 خرداد 1405، https://www.yjc.ir/00c9Kj.

9. عربستان: تا زمانی که کشور فلسطین تشکیل نشود، روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی نمی‌کنیم، تابناک، 8 بهمن 1403، https://www.entekhab.ir/003YQC.

10. Iran slams Trump's Abraham Accords push as 'artificial political show'، خبرگزاری آسیانت، 29/5/2026، https://newsable.asianetnews.com/world/iran-slams-trumps-abraham-accords....

11. وزیر خارجه پاکستان: به پیمان ابراهیم ملحق‌ نمی‌شویم/تداوم حمایت از آزادی فلسطین، خبرگزاری ایرنا، 8 خرداد 1405، https://irna.ir/xjXrjR.

12. احتیاط عربستان و قطر نسبت به پیوستن به توافق ابراهیم، پایگاه اطلاع‌رسانی و خبری جماران، 6 خرداد 1405، https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1710709.

عوامل سقوط دولت مادورو و امکان تکرار این الگو
سقوط مادورو در سناریوی ۲۰۲۶، ریشه در راهبرد «نئو-مونروئیسم» ترامپ برای احیای هژمونی آمریکا،تقابل با نفوذ چین و جایگزینی حاکمیت زور به جای قواعد بین‌المللی دارد.

پرسش:

عوامل سقوط دولت مادورو چه بود؟ آیا امکان تکرار این الگو در کشورهای دیگر آمریکای جنوبی و مرکزی مانند کوبا، کلمبیا و مکزیک وجود دارد؟

پاسخ:

بامداد شنبه سیزدهم دی 1404، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا در سومین روز سال جدید میلادی (2026)، جنگ و تجاوز نظامی جدیدی را علیه یک کشور مستقل دیگر (ونزوئلا) به راه انداخت و با بهانه مبارزه با قاچاق سازمان‌یافته، کاراکاس و اماکن حساس و راهبردی آن را بمباران کرد. در ادامه وی مدعی شد که نظامیان آمریکایی، مادورو رئیس‌جمهور ونزوئلا و همسرش را دستگیر کرده‌اند.

 اکنون سؤال اساسی این است که عوامل سقوط دولت مادورو چه بود؟ آیا امکان تکرار این الگو در کشورهای دیگر آمریکای جنوبی و مرکزی مانند کوبا، کلمبیا و مکزیک وجود دارد؟ برای پاسخ باید این سؤال را به چند قسمت تقسیم کرد:

 

1. علت حمله آمریکا و سقوط دولت مادورو

این عنوان در قالب چند نکته کوتاه بیان می‌شود:

1 ـ 1. درباره علل و عوامل سقوط دولت مادورو، هنوز اخبار جامعی منتشر نشده است؛ آنچه مسلم است این است که یک پروژه ترکیبی پیچیده رخ داده است نه صرفاً یک حمله برق‌آسای نظامی! چراکه در شرایط جنگی و تنش چندین ماهه بین دو کشور، طبیعتاً کشور ونزوئلا در حالت آماده‌باش قرار داشت و غافلگیری با چند بالگرد، منطقی و طبیعی نیست؛ بنابراین باید مقداری صبر کرد تا ابعاد دقیق‌تر مسئله (خیانت، معامله و سازش، تطمیع، جنگ سایبری و ...) مشخص شود.

2 ـ 1. باید توجه داشت که این موارد، ابزارها و واسطه‌ها هستند؛ آنچه مهم است پروژه ترامپ و اهدافش در آمریکای لاتین است که یک نظام تحلیل ایجاد می‌کند و اگر برخی از ابزارهای به‌کار گرفته، جواب هم نمی‌داد، از طریق دیگری این پروژه را عملیاتی می‌کردند. به همین دلیل اصل مسئله، تبیین پروژه آمریکاست.

3 ـ 1. برخی، هدف آمریکا را مدیریت بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان، جایگزینی نفت خلیج‌فارس و فشار بر رقبایی مثل چین می‌دانند؛ اما این نگاه، تقلیل ماجراست؛ چراکه ونزوئلا با ذخایر عظیم نفتی، اکنون روزانه 1 میلیون بشکه نفت، صادر می‌کند و کارشناسان معتقدند که اگر آمریکایی‌ها در طول 9 سال، 80 میلیارد دلار هزینه کنند و زیرساخت‌های استخراجی نفت ونزوئلا را توسعه دهند، می‌توانند به 3 میلیون بشکه در روز برسانند؛ یعنی یک‌دهم تولید خلیج‌فارس (30 میلیون بشکه در روز) آن‌هم بدون میعانات. بعلاوه نفت ونزوئلا سنگین و غلیظ است. این مسئله ممکن است بر نفت چین تأثیر بگذارد، اما قطعاً برای آمریکا مسئله اصلی نیست.

4 ـ 1. بررسی سند امنیت ملی آمریکا، نشان می‌دهد که هدف اصلی، احیای هژمونی آمریکا و بازسازی نظم آمریکایی (نظام تک‌قطبی) است. فرسودگی ابزارهای قدرت آمریکا، توسعه قدرت رقبایی مثل چین، روسیه، ایران و همچنین از دست دادن تسلط بر حیات خلوت خویش یعنی آمریکای لاتین و جنوبی و سرپیچی این کشورها از نظم آمریکایی، آمریکا را به این اقدام کشانده است. درواقع، کشوری که نه در مدار سیاسی واشنگتن می‌چرخد، نه منابع انرژی‌اش را در چارچوب خواست غرب مدیریت می‌کند و نه از پیوند با رقبای آمریکا ابایی دارد، می‌تواند الگویی خطرناک برای سایر کشورها باشد.

5 ـ 1. تضعیف قدرت آمریکا و مشکلات متعدد داخلی، انتخاب آن‌ها را محدود کرده است. حضور جدی در نیم‌کره شرقی به‌ویژه غرب آسیا، با حضور رقبای قدرتمندی مثل چین، روسیه و ایران، هزینه آن‌ها را بالا می‌برد و نمی‌توانند هم‌زمان در شرق و غرب، وارد درگیری شوند. به همین جهت، در سند امنیت ملی، تمرکز را بر نیم‌کره غربی، با محوریت دکترین مونروئه «اروپا برای اروپا و آمریکا برای آمریکا» گذاشتند و ترامپ آن را «نئو مونروئه‌ ترامپ» نامید. «جیمز مونروئه» در 2 دسامبر ۱۸۲۳ م، ضمن نطق سالانه خود در نشست مشترک دو مجلس قانون‌گذاری این کشور، اعلام کرد: «ما در قبال اختلافات اروپاییان با یکدیگر بی‌طرف خواهیم بود، ولی هر تلاش تازه از جانب اروپاییان به مداخله و استعمار سرزمین‌های قاره آمریکا، در شمال و یا در جنوب این قاره را تعرض نظامی به ایالات‌متحده و حالت جنگ تلقی خواهیم کرد و دست به دفاع مسلحانه و حمله متقابل خواهیم زد. این اخطار مربوط به آینده است و دولت ایالات‌متحده در وضعیت موجود قاره آمریکا (امور مستعمرات وقت اروپاییان در این قاره) مداخله نخواهد کرد.» شکل‌گیری جنبش MAGA با شعار «اول آمریکا»، منجر به روی کار آمدن «دونالد ترامپ» شد. (1)

6 ـ 1. ازآن‌پس آمریکا جنایات خویش در آمریکای لاتین را با همین دکترین، مشروعیت بخشید. ازجمله؛ اعمال بیش از 430 تحریم علیه ونزوئلا از 2015 تاکنون و آسیب بیش از 130 میلیارد دلاری این کشور، تصرف 55 درصد مکزیک، تصرف بیش از 1.4 میلیون هکتار از زمین‌های کاستاریکا، گواتمالا، هندوراس و پاناما و کنترل بیش از ۲۴۰۰ کیلومتر از راه‌آهن و گمرک، مخابرات و دیگر خدمات اساسی این کشورها، کودتای نظامی ۲۰۰۹ در هندوراس، برکناری «فرناندو لوگو» از پاراگوئه در ۲۰۱۲ و «دیلما روسف» از برزیل در ۲۰۱۶، استعفای اجباری «اوو مورالس» در بولیوی در ۲۰۱۹ و بحران سیاسی جاری در ونزوئلا... .(2)

7 ـ 1. پس مسئله بازیابی نظم آمریکایی و موجودیت ابرقدرت است؛ به همین دلیل قبل از حمله به ونزوئلا به پاناما به‌عنوان یکی از 7 آبراهه مهم جهان، حمله کرد. چون این کانال برای رفت‌وآمد از اقیانوس آرام به اطلس به چینی‌ها واگذار شده بود که درنتیجه آن، هم مسیر تجارت چین، بسیار کاهش پیدا می‌کرد و هم نفوذش بر آمریکای لاتین افزایش می‌یافت. به‌ویژه که چین در آمریکای لاتین سرمایه‌گذاری گسترده انجام داده است.

 

2. بررسی امکان تکرار الگوی ونزوئلا در کشورهای دیگر

این مسئله بسیار مهمی است که چند نکته باید برای تحلیل آن، بررسی شود:

1 ـ 2. آمریکا دیگر مثل گذشته زحمت اجماع‌سازی و مشروعیت‌سازی به خودش نمی‌دهد. بی‌اعتنایی به شورای امنیت و سازمان ملل، نشانه اقتدار نیست؛ نشانه این است که آمریکا دیگر نمی‌تواند مثل گذشته دیگران را پشت تصمیماتش ردیف کند. قدرتی که دستش پر است، قانون می‌سازد و نهاد می‌آفریند؛ قدرتی که دستش خالی‌تر می‌شود، قانون را دور می‌زند و یک‌جانبه عمل می‌کند. پیام این اقدام، حاکمیت قانون جنگل و بی‌اعتبار نشان دادن سازمان‌های نظم آمریکایی است.

2 ـ 2. اقدام آمریکا به دزدیدن رئیس‌جمهور رسمی یک کشور و راه انداختن بازی رسانه‌ای ترامپ و اسطوره‌سازی، دقیقاً این پیام را به کشورهای دیگر می‌دهد که هرکدام در زمین آمریکا بازی نکنند، سرنوشتشان‌همین است. اگر قدرت خودتان را می‌خواهید، باید از آمریکا تبعیت کنید و آمریکای لاتین همچنان در قرق ایالات‌متحده باشد.

3 ـ 2؛ اما آمریکا یک‌طرف ماجراست و کنش دولت و ملت ونزوئلا و مواضع سایر کشورهای آمریکای لاتین، می‌تواند مانع پیشروی آمریکا شود یا همچون دومینویی، خواسته ترامپ را بر کشورها تحمیل کند. طبیعتاً چند سناریو متصور است که نتایج هرکدام متفاوت است:

- سناریو اول: تسلیم سایر کشورها و فروپاشی ونزوئلا و درنتیجه برنده شدن ترامپ.

- سناریو دوم: مقاومت منفی ونزوئلا مثل ماه‌های گذشته، بمباران توسط آمریکا و بعدش هرج‌ومرج داخلی با فعال کردن هسته‌های گروه مخالف و درنهایت تمام شدن داستان به نفع آمریکا.

- سناریو سوم: مقاومت مثبت و زدن آمریکا؛ اینجا آمریکا دچار مشکل خواهد شد. چون از یک‌سو، وجود جنگل‌های بزرگ آمریکای لاتین، مانع حمله زمینی است و از سوی دیگر، افکار عمومی و سیاسی داخل آمریکا به‌شدت مخالف جنگ هستند. حتی جنبش ماگا یعنی طرفداران عظمت دوباره امریکا که طرفدار ترامپ هستند، مخالف جنگ هستند. بعلاوه ترامپ مجوز جنگ از کنگره را هم نگرفته است.

- سناریو چهارم: حمله هوایی آمریکا و فعال کردن گروه مخالف داخلی که درنتیجه، کار فرسایشی می‌شود. طبیعتاً فرسایشی شدن به نفع آمریکا نیست و ترامپ هم دنبال این مسئله نیست.

تاکنون مقامات ونزوئلا مثل وزیر خارجه و وزیر دفاع این مسئله را تجاوز خواندند. همچنین مقامات کشورهای زیادی مثل کلمبیا، کوبا، ایران، روسیه، اتحادیه اروپا، شیلی، برزیل، دانمارک، چین، یمن، فرانسه و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، اقدام آمریکا را تجاوز آشکار و نقض تمامیت ارضی ونزوئلا خوانده و خواستار جلسه فوری شورای امنیت شدند. باید دید تا چه حدی کشورها حاضرند مقابل آمریکا بایستند.

نتیجه:

سقوط احتمالی دولت مادورو در ۱۳ دی ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) نتیجه یک پروژه ترکیبی پیچیده آمریکایی با هدف اصلی بازیابی نظم تک‌قطبی و هژمونی در نیمکره غربی (نئو مونروئه ترامپ) است، نه صرفاً مسائل نفتی. این اقدام، پاسخی به عدم تبعیت سیاسی ونزوئلا و فروش نفت در برابر یوان بود و نشان‌دهنده روی‌آوری آمریکا به «قانون جنگل» به دلیل ناتوانی در اجماع‌سازی بین‌المللی است. تکرار این سناریوی نظامی مستقیم در کلمبیا، کوبا و مکزیک، بستگی به واکنش ونزوئلا و این کشورهاست؛ آمریکا احتمالاً ابزارهای فشار غیرنظامی را ترجیح می‌دهد، مگر آنکه کشورها کاملاً وارد مدار رقبای آمریکا شوند.

پی‌نوشت‌ها:

1. خانعلی زاده، مهدی، تهدید ونزوئلا و طراحی دکترین مونروئه جدید از سوی ترامپ، 22 شهریور 1404، farhikhtegandaily.com، fdn.ir/213847.

2. افضل زاده، مصطفی، دکترین مونروئه مجوز جنایات آمریکا در آمریکای لاتین، irna.ir، 15 تیر 1401، کد خبر: 84812405، https://irna.ir/xjJTNr.

دفاع ترامپ از دلار و چالش اعضای بریکس
دونالد ترامپ با تهدید به اعمال تعرفه‌های 100%علیه اعضای بریکس، به دنبال حفظ حاکمیت دلار و مقابله با تلاش‌های این گروه برای کاهش نفوذ دلار در نظام مالی جهانی است

پرسش:

ترامپ مصمم است تا به هر قیمتی از حاکمیت دلار دفاع کند؛ ازاین‌رو اعضای بریکس را به مجازات‌های سنگین، ازجمله تعرفه‌های چند برابر، تهدید کرده است؛ آینده بریکس با این سیاست دولت ترامپ، دچار چه چالش‌هایی خواهد شد و آیا امکان فروپاشی بریکس یا ناکارآمدی جدی آن وجود دارد؟

پاسخ:

مقدمه

گروه بریکس که شامل کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی و اخیراً ایران و چند کشور دیگر است، به‌عنوان یک بلوک اقتصادی و سیاسی در حال گسترش، به دنبال کاهش سلطه دلار آمریکا در تجارت جهانی و ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین است. این رویکرد که مورد نگرانی جدی آمریکا قرار گرفته، به‌خصوص در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ با واکنش سخت و تهدیدهای تعرفه‌ای مواجه شده است

پاسخ تفصیلی:

۱. اقدامات ترامپ علیه بریکس؛

ترامپ به‌طور علنی اعلام کرده است که در صورت تلاش بریکس برای تضعیف دلار یا ایجاد ارز جایگزین، تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی بر کالاهای وارداتی از این کشورها اعمال خواهد کرد. (1) این اقدام نوعی جنگ تجاری و فشار اقتصادی است که هدف آن حفظ برتری دلار و جلوگیری از کاهش نفوذ آمریکا در نظام مالی جهانی است. وی همچنین شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌ای را که با بریکس همکاری کنند هدف تحریم قرار داده و تلاش می‌کند اتحادیه اروپا را از همکاری با بریکس منصرف کند. (2)

۲. چالش‌های پیش روی بریکس؛

- فشارهای اقتصادی و تعرفه‌ای:

 تعرفه‌های سنگین می‌تواند تجارت میان اعضای بریکس و با سایر کشورها را کاهش دهد و به اقتصادهای عضو آسیب برساند.

- نبود یکپارچگی مالی در میان اعضای بریکس:

 بریکس هنوز فاقد یک ارز مشترک قدرتمند و سازوکار مالی یکپارچه است که بتواند به‌طور مؤثر جایگزین دلار شود. این موضوع، نقطه‌ضعف آن در برابر فشارهای آمریکا محسوب می‌شود.(3)

- تلاش برای ایجاد سازوکارهای جایگزین:

 تهدیدهای ترامپ، بریکس را به سمت توسعه ابزارهای جایگزین مانند ارز مشترک، سوئیفت جایگزین و همکاری‌های مالی بیشتر سوق داده است، اما این فرایند زمان‌بر و پیچیده است.(4)

- چالش‌های سیاسی و اتحاد شکننده:

 اعضای بریکس دارای منافع و سیاست‌های متفاوتی هستند که می‌تواند انسجام بلوک را تحت تأثیر قرار دهد، به‌ویژه در مواجهه با فشارهای خارجی.(5)

۳. امکان فروپاشی یا ناکارآمدی بریکس؛

ترامپ با ادعای «فروپاشی سریع» بریکس، تلاش می‌کند این بلوک را تضعیف کند، اما واقعیت این است که بریکس به دلیل ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی اعضا و روند گسترش آن، در کوتاه‌مدت فرو نخواهد پاشید. بااین‌حال، فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها و تهدیدهای تعرفه‌ای می‌تواند کارآمدی بریکس را در تحقق اهدافش کاهش دهد و روند همکاری و توسعه آن را کند نماید. همچنین، نبود هماهنگی کامل در میان اعضا و چالش‌های ساختاری، احتمال ناکارآمدی را افزایش می‌دهد.(6)

نتیجه‌گیری:

سیاست‌های سخت‌گیرانه ترامپ علیه بریکس، ازجمله تهدید به تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی، چالش‌های جدی برای این بلوک اقتصادی و سیاسی ایجاد کرده است. اگرچه احتمال فروپاشی کامل بریکس در کوتاه‌مدت کم یا بعید است، اما فشارهای اقتصادی و سیاسی می‌تواند موجب ناکارآمدی و کندی در تحقق اهداف بریکس شود. در مقابل، این تهدیدها بریکس را به توسعه سازوکارهای مالی جایگزین و تقویت همکاری‌های داخلی سوق داده است که می‌تواند در بلندمدت بر نفوذ دلار و نظام مالی جهانی تأثیرگذار باشد؛ بنابراین، در آینده، بریکس باوجود چالش‌ها، همچنان به تلاش برای کاهش سلطه دلار و ایجاد نظم مالی چندقطبی ادامه خواهد داد.

پی‌نوشت‌ها:

1. گروه نویسندگان، ترامپ: ممکن است تعرفه ۱۰۰ درصدی بر اعضای بریکس اعمال کنم، خبرگزاری مهر، کد خبر 6378242، ۲۵ بهمن ۱۴۰۳، mehrnews.com/x37dwd.

2. گروه نویسندگان، تیر خلاص ترامپ به پول آمریکا با تهدید ارز بریکس، کیهان، کد خبر: ۳۰۰۸۷۶، ۱۱ آذر ۱۴۰۳، https://kayhan.ir/001GGq.

3. سلیمی، رسول، اتحاد شکننده یا همبستگی استراتژیک؟ ترامپ در برابر بریکس؛ استراتژی مهار دلار و مقابله با دورزدن تحریم‌های ایران و روسیه، خبرانلاین، کد خبر 2021164، ۲۰ بهمن ۱۴۰۳، khabaronline.ir/xnbPg.

4. گروه نویسندگان، تیر خلاص ترامپ به پول آمریکا با تهدید ارز بریکس، کیهان، کد خبر: ۳۰۰۸۷۶، ۱۱ آذر ۱۴۰۳، https://kayhan.ir/001GGq.

5. گروه نویسندگان، ترامپ با این اقدام عجیب بریکس را تهدید کرد، خبرگزاری تابناک، کد خبر: ۱۲۸۸۸۴۱، ۲۷ بهمن ۱۴۰۳، https://www.tabnak.ir/005PHl.

6. گروه نویسندگان، دونالد ترامپ شرکای تجاری خود را از تعرفه‌ها معاف می‌کند؟ آغاز جنگ تعرفه‌ای ترامپ به سود بریکس، دنیای اقتصاد، کدخبر: ۴۱۵۳۰۵۴، ۱۴۰۳/۱۱/۲۲، https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4153054.

با بازگشت دوباره ترامپ به قدرت، احتمال افزایش تنش‌ها در روابط دو کشور افزایش یافته است. رویکردهای خصمانه ترامپ، می‌تواند به تحولات نگران‌کننده‌ای منجر شود.

پرسش:

امکان افزایش تنش بین ایران و آمریکا در دوران ترامپ وجود دارد یا خیر؟ سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال دولت ترامپ چگونه باید باشد؟ آیا راهبرد و تدبیر مشخصی دراین‌باره اندیشیده شده است؟

پاسخ:

مقدمه

فضای سیاسی و روابط بین‌الملل همواره تحت تأثیر تصمیمات و اقدامات مقامات دولتی قرار دارد. در این میان، روابط ایران و آمریکا به‌عنوان دو کشور تأثیرگذار در سطح منطقه‌ای و جهانی، همواره در کانون توجه سیاست‌گذاران و تحلیل‌گران بوده است. با بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید و اعلام موضع‌گیری‌های جدید او در حوزه سیاست خارجی، این روابط به‌شدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. سؤالاتی در این زمینه مطرح می‌شود که درک عمیقی از تحولات آینده را ضروری می‌سازد. آیا با توجه به سوابق و تصمیمات ترامپ در دوره قبلی ریاست‌جمهوری، احتمال افزایش تنش‌های بین دو کشور وجود دارد؟ باید به این نکته توجه کرد که طرفین به دلیل وجود چالش‌های عمیق و بی‌اعتمادی، با دقت و احتیاط بیشتری به رفتارهای یکدیگر پاسخ خواهند داد. در این میان، سیاست جمهوری اسلامی ایران نسبت به دولت جدید آمریکا چگونه باید طراحی شود؟ تحلیل دقیق و جامع از وضعیت کنونی و برنامه‌های آتی ایران می‌تواند به این سؤال پاسخ دهد. همچنین، آیا راهبرد و تدبیری مشخص برای مواجهه با چالش‌های جدید اندیشیده شده است؟ پاسخ به این سؤالات نه‌تنها به درک دقیق‌تر از روابط ایران و آمریکا، بلکه به طراحی آینده استراتژی‌های ملی ایران کمک خواهد کرد و می‌تواند مسیرهای مختلفی را درزمینه دیپلماسی، امنیت و توسعه اقتصادی مشخص کند.

 

متن پاسخ:

۱. بررسی امکان افزایش تنش بین ایران و آمریکا در دوره ریاست جمهوری ترامپ

با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، امکان افزایش تنش در روابط ایران و آمریکا به طرز قابل‌توجهی بالا رفته است. ترامپ که در انتخابات 2024 به پیروزی رسیده، رویکردهای پیشین خود را که شامل سیاست‌های فشار حداکثری علیه ایران می‌شود، دوباره به کار خواهد گرفت. همچنین بررسی‌های صورت‌گرفته نشان می‌دهد که پیشرفت‌های اخیر ایران، به‌ویژه درزمینه برنامه هسته‌ای، حساسیت دولت‌های غربی را دوچندان کرده و احتمال درگیری مستقیم میان ایران و اسرائیل با مداخله آمریکا را افزایش داده است.(1)

 تحلیل‌های دیگری وجود دارد که نشان می‌دهد دیپلماسی همچنان به‌عنوان یک گزینه قابل‌اجرا مطرح است و این فرصت می‌تواند به تعامل مجدد با ایران بینجامد.(2) درنتیجه، شکاف‌های عمیق و بی‌اعتمادی میان دو کشور و همچنین اقداماتی که ترامپ در راستای افزایش فشار نظامی اتخاذ خواهد کرد، طبعاً نگرانی‌هایی را برای ایران به همراه دارد.(3)

 

۲. سناریوهای جمهوری اسلامی ایران در قبال اقدامات و خیالات ترامپ

سیاست جمهوری اسلامی ایران باید به سمت یک رویکرد متوازن و فعال حرکت کند. ایران باید خود را برای سناریوهای چندگانه آماده کند تا بتواند در برابر سیاست‌های ترامپ مقاومت کند. کارشناسان بر این باورند که «هم مذاکره و هم جنگ» باید راهبرد اصلی ایران باشد(4) این رویکرد بر این اساس است که جمهوری اسلامی باید از یک‌سو برای رسیدن به توافقات عزتمندانه و کاهش تنش‌ها اقدام کند و از سوی دیگر برای هرگونه جنگ یا درگیری نظامی آماده باشد. توافق عزتمندانه با آمریکا، همچنین می‌تواند هزینه‌های ناشی از تحریم‌های جدید را کاهش دهد و به دولت ترامپ اجازه دهد که با دستاوردی در میدان دیپلماسی به خود افتخار کند. از طرف دیگر، عدم اقدام برای مذاکره و تنها تکیه‌بر گزینه نظامی ممکن است به تشدید تحریم‌ها و احتمال وقوع جنگ منجر شود که برای هر دو طرف هزینه‌زاست.(5)

 

۳. راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با اقدامات ترامپ

تدابیر و راهبردهای مشخصی در این زمینه ارزیابی شده است. ایران باید بر روی تقویت پایه‌های اقتصادی و نظامی خود تمرکز کند تا بتواند از خود در برابر فشارهای آینده دفاع کند. همچنین، مقامات ایرانی باید بر تقویت اجماع داخلی و شفاف‌سازی مواضع خود در برابر دولت ترامپ تمرکز کنند.(6) این کار می‌تواند علاوه بر جلوگیری از افزایش تنش‌ها، شرایط را برای مذاکره و تعامل مثبت آماده کند. روندهای موجود نشان می‌دهد که دبیران وظیفه دارند از فرصتی که پیش روی آن‌ها است به‌خوبی استفاده کنند؛ بنابراین، اتخاذ رویکرد فعال در دیپلماسی و بهبود شرایط اقتصادی به شکل‌گیری یک محیط امن و پایدارتر منجر خواهد شد.(7) به‌علاوه، ازنظر اقتصادی، ایجاد تعاملی مثبت با دیگر کشورها نیز می‌تواند به کاهش هزینه‌های تنش‌ها کمک کند و به ایران این امکان را بدهد که در صحنه جهانی نقشی مؤثرتر ایفا کند.

 

نتیجه‌گیری

تحلیل روابط ایران و آمریکا در دوران ترامپ، به‌وضوح بر پیچیدگی و چالش‌های جدی آن تأکید دارد. با بازگشت دوباره ترامپ به قدرت، احتمال افزایش تنش‌ها در روابط دو کشور به شکلی چشم‌گیر افزایش یافته است. رویکردهای خصمانه و فشار حداکثری که به‌صورت عمده در سیاست خارجی او به چشم می‌خورد، می‌تواند به تحولات نگران‌کننده‌ای منجر شود. در این شرایط، ایران باید با دقت بر سیاست‌های خود تمرکز کرده و آماده مواجهه با سناریوهای مختلفی باشد که می‌تواند شامل گزینه‌های نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی باشد. سیاست جمهوری اسلامی باید بر اساس یک استراتژی دوگانه شامل مذاکره و توان نظامی شکل گیرد. این استراتژی نه‌تنها ایران را در برابر فشارها مقاوم‌تر خواهد کرد، بلکه امکان کاهش تنش‌ها و دستیابی به توافقات عزتمندانه را نیز فراهم می‌آورد. درنهایت، ایجاد اجماع داخلی و شفاف‌سازی مواضع از سوی ایران می‌تواند به تقویت موقعیت کشور در مذاکرات و کاهش تنش‌ها منجر شود.

پی‌نوشت‌ها

1. بهرامی راد، پرستو، «فرصت‌های محدود ایران برای مذاکره مستقیم با دولت ترامپ»، اکوایران، ۷ بهمن ۱۴۰۳، کدخبر: ۸۲۶۶۶، https://ecoiran.com/fa/tiny/news-82666.

2. هافمن، جان، از فشار حداکثری تا مذاکره، راهبرد ترامپ در برابر ایران چیست؟»، فرارو، 14 دی 1403، کد خبر: ۸۱۵۷۰۰، https://b2n.ir/r77828.

3. گروه نویسندگان، «استراتژی مواجهه با ترامپ»، دنیای اقتصاد، ۱۴۰۳/۱۱/۲، شماره خبر: ۴۱۴۶۴۶۶، https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4146466.

4. حسینی، سید محمد، «آیا می‌توان توافق ایران با آمریکا در دولت دوم ترامپ را پیش‌بینی کرد؟»، دیپلماسی ایرانی، ۱۳ دی ۱۴۰۳، کد خبر: ۲۰۳۰۳۳۵، https://B2n.ir/h53114.

5. ابوالفتح، امیرعلی، «موضع ترامپ در قبال ایران چگونه است؟»، خبر آنلاین، ۱۴۰۳/۰۸/۲۲، شناسه خبر: ۱۲۷۷۴۲۴، https://www.afkarnews.com/fa/tiny/news-1277424

6. فرجی راد، عبدالرضا، «ترامپ قصد دارد برای چند ماه ایران را آزمایش کند تا ببیند آیا می‌تواند از طریق گفت‌وگو به نتیجه برسد یا خیر»، اعتماد آنلاین، ۱۴۰۳/۱۱/۰۷، کد خبر: 696653، https://www.etemadonline.com/tiny/news-696653.

7. گروه نویسندگان، «نشست بررسی راهبردهای ایران در قبال دولت جدید آمریکا»، خبرگزاری میزان، 2 بهمن 1403، کد خبر: ۴۸۱۶۰۰۴، https://www.mizanonline.ir/00KCrU