تحریف قرآن

بررسی سیره و سنّت پیامبر اکرم(ص)، شواهد تاریخی و ادله عقلی و نقلی نشان می‌دهد که قرآن در عصر ایشان به‌صورت مکتوب وجود داشته است.

پرسش:

 قرآن در چه زمانی جمع شده؟

 در کتاب‌های علوم قرآنی تاریخ‌ها و زمان‌های متعددی را میگویند مثلاً زمان پیامبر؛ بعد از پیامبر؛ ابوبکر؛ عمر؛ عثمان! بالاخره کدام درست است؟ اسم همه این‌ها را در جمع قرآن آورده‌اند! آیا هر دوره‌ای قرآن و جمع جدیدی بوده است؟

 این‌که در هر دوره‌ای اقدام به جمع قرآن شده آیا باعث نشده با قبلی‌ها متفاوت بشود یا تغییری در آن ایجاد شود؟ اگر تغییری ایجاد نشده پس چرا دوباره جمع کرده‌اند؟!

پاسخ:

مقدمه

قرآن کریم، به‌عنوان آخرین کتاب آسمانی و مهم‌ترین منبع دینی، جایگاهی ویژه در تاریخ اسلام دارد و از ابتدای نزول وحی همواره مورد اهتمام مسلمانان بوده است. یکی از موضوعات مهم و بحث‌برانگیز در مطالعات قرآنی، تاریخ جمع و تدوین این کتاب است که از دیرباز مورد بحث اندیشمندان و مفسران قرار گرفته است. این موضوع ازآن‌جهت اهمیت دارد که جمع‌آوری قرآن به‌عنوان یک کتاب واحد و منسجم، نقش کلیدی در حفظ و انتقال دقیق پیام الهی به نسل‌های بعدی داشته است. در منابع تاریخی، زمان‌های مختلفی برای جمع‌آوری قرآن ذکر شده است. این تنوع، این سؤال را مطرح می‌کند که قرآن در چه زمانی جمع‌آوری شده است؟ آیا در هر دوره، شکل جدیدی از جمع‌آوری صورت گرفته است؟ و آیا این اقدامات متعدد، تغییری در متن قرآن ایجاد کرده است؟

 این نوشتار با استناد به منابع معتبر، تلاش می‌کند تصویری روشن از فرآیند جمع‌آوری قرآن ارائه دهد.

پاسخ اجمالی

بررسی سیره پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و شواهد تاریخی و ادله عقلی و نقلی نشان می‌دهد که قرآن در عصر ایشان به‌صورت مکتوب و مدوّن وجود داشته است. اقدامات بعدی مانند جمع‌آوری قرآن در دوران ابوبکر و یکسان‌سازی قرائت‌ها در زمان عثمان، تنها به‌منظور ساماندهی و حفظ وحدت امت اسلامی انجام شد و هیچ تغییری در محتوای قرآن ایجاد نکرد؛ بنابراین، قرآنی که اکنون در دست ماست، بدون هیچ کم‌وکاست همان قرآنی است که بر قلب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده است.

متن پاسخ

 

جمع قرآن پس از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

برخی روایات تاریخی بر این دلالت دارند که جمع قرآن پس از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اتفاق افتاده است. برخی از این روایات، نخستین جمع قرآن را مربوط به زمان ابوبکر، برخی به زمان عمر و برخی دیگر به زمان عثمان می‌دانند. از برخی از این روایات برداشت می‌شود که بعضی از آیات قرآن تا زمان عثمان فقط در سینه افراد نگهداری شده و تدوین نشده بود. بااین‌حال، وجود تناقضات و اضطراب در متن این روایات، سبب تردید در درستی آن‌ها می‌شود.(۱)

جمع‌ قرآن در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله

بررسی سیره و سنّت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نشان می‌دهد که تدوین قرآن در عصر ایشان حتمی بوده است.(۲) حدیث متواتر «ثقلین»(۳) که در آن پیامبر از «کتاب الله» در کنار عترت خود به‌عنوان دو میراث گران‌بهای خویش نام می‌برند، گواهی روشن بر این مدعاست. واژه «کتاب» به مجموعه‌ای مدون و منسجم اطلاق می‌شود. اگر قرآن در زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌صورت کتاب مدون وجود نداشت، اطلاق واژه «کتاب» بر آن در حدیث ثقلین معنا نداشت. بر این اساس، جمع‌آوری قرآن در دوران ابوبکر به معنای دیگری است و با وجود قرآن منسجم و مکتوب در عصر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله منافاتی ندارد.(۴)

تأکید قرآن بر کتابت برای جلوگیری از اختلاف

اگرچه در دوران جاهلیت، کتابت امری نادر و کم‌یاب بود، اما با ظهور اسلام و تحت تأثیر تربیت دینی، نوشتن به امری رایج تبدیل شد. گروهی از افراد به نوشتن وحی مشغول بودند و برخی دیگر اسامی کارگزاران حکومت دینی در مدینه، برنامه‌ها، نامه‌ها و پاسخ به سؤالات را ثبت می‌کردند. حتی عهدنامه‌ها و پیام‌های سیاسی و بین‌المللی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به پادشاهان ایران و روم و نیز بخشنامه‌های رسمی حکومتی، توسط کارشناسان نظام اسلامی نوشته می‌شد و با عنوان «مکاتیب الرسول» در تاریخ ثبت است. از طرفی قرآن کریم به کتابت قراردادهای تجاری و اقتصادی تأکید کرده است تا از اختلافات جلوگیری شود و در صورت بروز مشاجره، سند معتبری برای حل اختلاف وجود داشته باشد.(۵) از سوی سوم، صیانت وحدت امت اسلامی و حفظ کیان جامعه دینی از نفوذ تفرقه و اختلاف دینی، یقیناً از مصالح تجاری و اقتصادی اشخاص عادی مهم‌تر است. وقتی‌که وحی الهی از مصلحت عادی غفلت نمی‌کند و جریان کتابت وام و مانند آن را در دستور کار خود قرار می‌دهد، چگونه ممکن است از تدوین قانون اساسی اسلام، عنصر اصیل دین و مدار مهم شریعت و آیین خویش غفلت کند؟ با توجه به این‌که زمینه اختلاف در این حوزه فراهم‌تر و خطر آن نیز بیشتر است، عقل سلیم هرگز نمی‌پذیرد که وحی الهی به ترک تدوین خود رضا دهد.(۶)

اهتمام پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و مسلمانان به قرآن

اهتمام پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و نیز مسلمانان به قرآن، با روایاتی که جمع قرآن را پس از ایشان می‌دانند، سازگار نیست. تاریخ گواهی می‌دهد که هر کس از مکه به مدینه مهاجرت می‌کرد، نخست پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به یکی از صحابه دستور می‌داد که به او قرآن بیاموزد. با تشویق‌های فراوان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، صدها نفر به حفظ قرآن پرداختند. خود قرآن نیز از مسلمانان خواسته است که تا می‌توانند قرآن بخوانند: «فاقرءوا ما تیسّر من القرآن». با چنین اهتمامی، چگونه می‌توان پذیرفت که زید بن ثابت با گواهی دو شاهد در زمان ابوبکر به جمع قرآن پرداخته است؟(۷)

معنای جمع قرآن در زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و پس از ایشان

با توجه به ادله فراوانی که بخشی از آن‌ها اشاره شد، قرآن در عصر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله توسط کاتبان وحی نوشته و هم‌زمان در سینه‌ها حفظ می‌شد؛ بنابراین، قرآن در زمان حیات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌صورت مکتوب وجود داشت و به دلیل داشتن ساختاری منسجم و یکپارچه، به آن «کتاب» اطلاق می‌شد. تنها کاری که در آن دوران انجام نشد و در زمان ابوبکر پیگیری شد، ساماندهی و صحافی این نوشته‌ها بود. تمام آیات و سوره‌های قرآن در عصر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌صورت صحیفه‌ها نگهداری می‌شدند و در دوران ابوبکر، با کنار هم قرار دادن و صحافی این صحیفه‌ها، آن‌ها را به‌صورت یک مصحف منسجم درآوردند. اقدام عثمان نیز «توحید قرائات» بود، نه جمع‌آوری مجدد قرآن. در زمان عثمان، به دلیل گسترش اسلام و اختلاف در قرائت‌های قرآن، حذیفه بن یمان پیشنهاد داد تا قرائت‌ها یکسان‌سازی شود. عثمان با جمع‌آوری مصاحف مختلف و انتخاب یک قرائت واحد (قرائت مصحف حفصه)، دستور به کتابت مصاحف جدید بر اساس آن قرائت داد و مصاحف دیگر را از بین برد. هدف از این کار، جلوگیری از اختلاف و درگیری میان مسلمانان بر سر قرائت‌های مختلف بود. عثمان خود تصریح کرد که قرآن را از روی مصحف پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله جمع‌آوری کرده است. بدیهی است که چنین جمع‌آوری‌ای آسیبی به آیات و سوره‌های قرآن وارد نمی‌کند و مستلزم احتمال تحریف در قرآن نخواهد بود. این فرآیند تنها به سازمان‌دهی و یکپارچه‌سازی نوشته‌های موجود پرداخته و هیچ تغییری در محتوای قرآن ایجاد نکرده است.(۸)

چکیده:

بررسی سیره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، شواهد تاریخی و ادله عقلی و نقلی نشان می‌دهد که قرآن در عصر ایشان به‌صورت مکتوب و مدوّن وجود داشته است و اقدامات بعدی، مانند جمع‌آوری قرآن در دوران ابوبکر و یکسان‌سازی قرائت‌ها در زمان عثمان، نه به معنای تدوین مجدد قرآن، بلکه به‌منظور ساماندهی و حفظ وحدت امت اسلامی انجام شد. این اقدامات هیچ تغییری در محتوای قرآن ایجاد نکرده و تنها به سازمان‌دهی و یکپارچه‌سازی نوشته‌های موجود پرداخته‌اند؛ بنابراین، قرآن به‌عنوان متن اصلی و کامل دین اسلام، از هرگونه تحریف مصون مانده و به‌عنوان معجزه جاویدان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله برای هدایت بشریت باقی است.

نتیجه‌گیری:

بررسی سیره و سنّت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، شواهد تاریخی و ادله عقلی و نقلی نشان می‌دهد که قرآن در عصر ایشان به‌صورت مکتوب و مدوّن وجود داشته است. اقدامات بعدی مانند جمع‌آوری قرآن در دوران ابوبکر و یکسان‌سازی قرائت‌ها در زمان عثمان، نه به معنای تدوین مجدد قرآن، بلکه تنها به‌منظور ساماندهی و یکسان‌سازی مصاحف انجام شد و هیچ تغییری در محتوای قرآن ایجاد نکرد؛ بنابراین، قرآنی که اکنون در دست ماست، بدون هیچ کم‌وکاست همان قرآنی است که بر قلب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده است، و به‌عنوان معجزه جاویدان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله برای هدایت بشریت باقی است.

پی‌نوشت‌ها

۱. ر.ک: خوئی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم-ایران، دارالزهراء، ص ۲۴۷

۲. جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۶۱

۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران-ایران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۲، ص ۴۱۵ «إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا- کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی»

۴. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۵۹

۵. سوره بقره آیه ۲۸۲

۶. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۶۱

۷. جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۶۳

۸. جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۶۳

ادله مصونیت قرآن از تحریف از نگاه شیعه
ادعای اعتقاد شیعه به تحریف قرآن، کاملاً بی‌اساس است. شیعه، قرآن را به‌عنوان کتاب الهی کامل و مصون از هرگونه تغییر و تحریف می‌داند و به آن اعتماد کامل دارد.

پرسش:

آیا شیعه معتقد است قرآن محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تحریف شده است؟ اصلاً چگونه اثبات می‌شود که قرآن تحریف نشده است؟

پاسخ اجمالی:

ادعای اعتقاد شیعه به تحریف قرآن، کاملاً بی‌اساس است و با ادله قرآنی، روایی، عقلی و دیدگاه علمای بزرگ شیعه در تعارض است. شیعه، قرآن را به‌عنوان کتاب الهی کامل و مصون از هرگونه تغییر و تحریف می‌داند و به آن اعتماد کامل دارد. چنین اعتقادی، نه‌تنها ریشه در آموزه‌های دینی شیعه دارد، بلکه با اجماع مسلمانان و وعده الهی بر حفظ قرآن‌هماهنگ است. ازاین‌رو، بر هر مسلمان منصفی لازم است که از تکرار این شبهه بی‌پایه اجتناب ورزد و بر محور قرآن کریم، وحدت امت اسلامی را تقویت کند.

پاسخ تفصیلی :

مقدمه

از دیرباز، یکی از شبهاتی که برخی مخالفان مذهب شیعه مطرح کرده‌اند، ادعای اعتقاد شیعه به تحریف قرآن کریم است. این ادعا، برخلاف آموزه‌های بنیادی شیعه و تصریحات علمای بزرگ این مذهب، مطرح می‌شود و غالباً ناشی از سوءتفاهم یا نقل‌های گزینشی است. شیعه امامیه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مذاهب اسلامی، همواره قرآن کریم را به‌عنوان کتاب الهی محفوظ و مصون از هرگونه تغییر یا تحریف دانسته و ادله‌ای متقن برای اثبات این امر ارائه کرده است. این مقاله تلاش دارد تا با استفاده از ادله قرآنی، روایی و عقلی و دیدگاه عالمان شیعه، نشان دهد که شیعه معتقد به تحریف قرآن نیست و این قرآن که اکنون در دست ماست بدون هیچ زیاده یا کاستی، همان قرآنی است که بر پیامبر نازل شده است.

ادله مصونیت قرآن از تحریف

دلایل مصونیت قرآن از تحریف، دو دسته اساسی است: دلایل عقلی و نقلی.

ادله عقلی

الف. ضرورت اتمام‌حجت و مصونیت قرآن از تحریف

ابلاغ احکام الهی و اتمام‌حجت از وظایف پیامبران است که قرآن نیز بر آن تأکید دارد و کتاب‌های آسمانی با رساندن اوامر و نواهی الهی، حجت را بر مردم تمام می‌کنند. قرآن به دلیل جهانی و جاودانه بودن و خاتمیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، باید در همه اعصار بدون تغییر باقی بماند. احتمال تحریف قرآن، حجیت و هدایتگری آن را خدشه‌دار کرده و با حذف بخشی از پیام الهی، قرآن دیگر حجت کامل نخواهد بود. در این صورت، خاتمیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله زیر سؤال می‌رود و نیاز به پیامبر و کتاب جدید پیش می‌آید که با اصل خاتمیت منافات دارد؛ بنابراین، عقل برهانی حکم می‌کند که مصونیت قرآن از هرگونه تحریف، لازمه اتمام‌حجت و هدایتگری آن در کنار خاتمیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است.(۱)

ب. تلازم اعجاز با تحریف‌ناپذیری قرآن

اعجاز قرآن با هماورد‌طلبی آن ثابت شده و میان مسلمانان مسلّم است. عقل حکم می‌کند که اعجاز قرآن با عدم تحریف آن ملازمه دارد؛ زیرا اگر تحریف به فزونی رخ دهد، به این معناست که افرادی توانسته‌اند کلامی همسان با قرآن بیاورند، به‌طوری‌که قابل‌تشخیص نباشد. این امر باعث فروپاشی تحدی و نفی اعجاز قرآن می‌شود که محال است؛ زیرا تاکنون هیچ‌کس نتوانسته کلامی همسان با آیات قرآن ارائه دهد؛ بنابراین، اعجاز قرآن مستلزم مصونیت آن از هرگونه تحریف است.(۲)

ادله نقلی

الف. قرآن

محکم‌ترین دلیل نقلی بر نزاهت وحی الهی از تحریف، خود قرآن حکیم است؛ که به‌وضوح دلالت بر مصونیت قرآن از تحریف دارد، ازجمله آیه حفظ(۳) که به‌صراحت نشان می‌دهد که قرآن از تحریف محفوظ است و خداوند از آن دفاع خواهد کرد و هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را تغییر دهد یا تحریف کند. همچنین آیه نفی باطل(۴) که قرآن را از هرگونه باطلی، ازجمله تحریف، پاک می‌داند و آن را از هرگونه تغییر و تبدیل، دور معرفی می‌کند؛ و همچنین آیه رصد الهی(۵) که احتمال هرگونه فزونی و کاستی در تمام مراحل تلقی قرآن، حفظ، املاء و ابلاغ آن تا مرحله رسیدن قرآن به دست مردم در تمام اعصار را نفی می‌کند.(۶)

ب. سنت

دومین دلیل پس از قرآن در میان دلایل نقلی پیراستگی قرآن از تحریف، سنت است؛ ازجمله روایاتی که بر پیراستگی قرآن از تحریف دلالت دارد حدیث ثقلین است؛ این حدیث، همراهی همیشگی قرآن و عترت را تا قیامت تضمین کرده و تمسک به آن‌ها را مانع گمراهی می‌داند. ازآنجاکه کتاب تحریف‌شده نمی‌تواند هدایتگر باشد، مصونیت قرآن از تحریف تا قیامت نتیجه قطعی این روایت است.(۷) همچنین روایات عرضه بر قرآن، روایات مراجعه به قرآن در فتنه‌ها و ... ازجمله روایاتی هستند که بر این موضوع دلالت دارد و پرداختن به همه آن‌ها مجال دیگری می‌طلبد. برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع شود به کتاب: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، قم-ایران، نشر اسراء، ص ۱۰۱

 

نظر دانشمندان شیعه در مورد تحریف قرآن

مسئله عدم تحریف قرآن میان دانشوران شیعه و اهل سنت به حد اجماع رسیده و ادعای تحریف، تنها از سوی اقلیتی اندک و غیرمعتبر مطرح شده است. بزرگان شیعه، ازجمله شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و علامه طبرسی، به‌صراحت بر اصالت و سلامت قرآن تأکید کرده‌اند. شیخ صدوق قرآن موجود را کامل و بدون نقص می‌داند(۸) و شیخ مفید روایات دال بر تحریف را اخبار آحاد و غیرقابل‌اعتماد معرفی کرده است.(۹) سید مرتضی نیز با استناد به تواتر قرآن و تلاش بی‌وقفه مسلمانان در حفظ آن، هرگونه ادعای تحریف را رد کرده است.(۱۰) شیخ طوسی و علامه طبرسی نیز تأکید دارند که مذهب صحیح امامیه بر نفی هرگونه تغییر یا نقصان در قرآن استوار است.(۱۱) سایر بزرگان شیعه همچون: علامه حلّی، محقق اردبیلی، کاشف الغطاء، محقق ثانی و نیز از بزرگان عصر، حضرت استاد علامه طباطبایی و امام خمینی (قدس سرّه) و آیه الله خویی به‌صراحت بر ادعای تحریف به زیادی و نقصان، خط بطلان کشیده‌اند. نظرات روشن این عالمان در سراسر تاریخ تشیع، هرگونه نسبت تحریف به قرآن از سوی شیعه را مردود می‌سازد.(۱۲)

نتیجه:

ادعای اعتقاد شیعه به تحریف قرآن، نه‌تنها بی‌اساس، بلکه برخلاف آموزه‌های بنیادی این مذهب و اجماع علمای آن است. دلایل عقلی، مانند ضرورت اتمام‌حجت و تلازم اعجاز با مصونیت قرآن، نشان می‌دهد که قرآن به دلیل جهانی و جاودانه بودن، از هرگونه تحریف مصون است. همچنین دلایل نقلی ازجمله آیات قرآن، مانند آیه حفظ، آیه نفی باطل و آیه رصد الهی و روایاتی مانند حدیث ثقلین، به‌روشنی بر سلامت قرآن دلالت دارند.

علاوه بر این، دانشمندان بزرگ شیعه، ازجمله شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، علامه طباطبایی، امام خمینی و آیت‌الله خویی، به‌صراحت هرگونه تحریف قرآن را رد کرده‌اند و آن را مخالف با تواتر و حجیت قرآن دانسته‌اند. این اجماع گسترده نشان می‌دهد که اعتقاد به مصونیت قرآن از هرگونه تغییر و تحریف، یکی از اصول اساسی مذهب تشیع است.

پی‌نوشت‌ها:

۱. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، قم-ایران، نشر اسراء، ص ۴۴

۲. همان، ص ۴۸

۳. سوره حجر، آیه ۹

۴. سوره فصلت، آیه ۴۱ و ۴۲

۵. سوره جنّ، آیات ۲۶ -۲۸

۶. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، قم-ایران، نشر اسراء، ص ۴۹

۷. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، قم-ایران، نشر اسراء، ص ۹۸

۸. صدوق، محمد بن علی، الاعتقادات، قم-ایران، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۴ ق، چاپ دوم، ص ۸۴

۹. مفید، محمد بن محمد، المسائل السرویه، قم - ایران، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید، ص ۸۲

۱۰. به نقل از طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، بیروت-لبنان، موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵ ق، چاپ اول، ج ۱، ص ۴۳

۱۱. طوسی، محمد بن حسن، التبیان، بیروت-لبنان، دار احیاء التراث العربی، ج ۱، ص ۳؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، بیروت-لبنان، موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵ ق، چاپ اول، ج ۱، ص ۴۲

۱۲. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، قم-ایران، نشر اسراء، ص ۱۱۰

من دوستی دارم که پزشک هستند از خانواده ایی مسلمان که به خدا ایمان دارد نماز میخواند ولی سایر دستورات مثل روزه وحجاب وحرام بودن گوشت خوک و شراب را رد میکند و جالب اینکه با دلایل پزشکی بیان میکند که روزه و گرسنگی طولانی مدت باعث مرگ سلولهای مغزی میشود گوشت خوک ضرری ندارد چون دیگر محافظت میشود و نجاست خودش را نمیخورد شراب به مقدار کم برای قلب مفید است ووقتی به ایشان میگویم که برای پی به حقیقت باید به قرآن رجوع کند میگوید قرآن تحریف شده در جواب میگویم آخرین کتاب و دین پیامبر تحریف نشده میگوید سایر مذاهب هم همین ادعا را دارن و میگویند شما مسلمانان چرا ادعا میکنید فقط کتاب ما تحریف نشده(ایشان در خارج از کشور اقامت دارند)میخواستم لطف کنید و جوابی اصولی و پزشکی برای تمام این سئوال ها برای من بفرستید چون ایشان معتقدند که ما دین را از روی عادت بی تحقیق پذیرفته ایم و فقط از روی عادت روزه میگیریم مهم روزه بودن زبان و اعمال آدم است....

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
به دلايل فراوان قرآن موجود همان کتابي است که بر رسول خدا نازل شده ، بدون کم و زياد به دست ما رسيده است. برخي از دلايل عدم تحريف قرآن:
1. قرآن بر قلب پيامبر نازل شد و از آن جا به زبانش جاري گشت و به گوش مسلمانان رسيد و در قلب شان جاي گرفت. رسول خدا بدون اين که نياز به خواندن و نوشتن داشته باشد، به اراده خدا حافظ قرآن بود، زيرا قرآن بر قلبش نازل و در آن حک گرديد . از همان ابتدا که آن را بر مسلمانان خواند، افرادي را براي ياد دادن قرآن معين کرد. افراد از جمله ابن مسعود و ابن عباس و ابي بن کعب به دعاي پيامبر و با عشق و ارادت خود حافظ قرآن بودند . بر قرائت صحيح و بدون کم و کاست قرآن و يادگيري آن نظارت داشتند . رسول خدا ناظر بر آنان بود.تا زماني که ايشان زنده بود، خودش حافظ تماميت قرآن بود . اجازه تصرف در آن را نداد . بعد از خودش علاوه بر همه مسلمانان ، به جانشينش يعني علي بن ابي طالب که حافظ قرآن در قلب خود و حامل علم رسول خدا بود، امر کرد به عنوان اولين کار قرآن را که در يک هميان بر لوح ها و کتف ها و پارچه ها نوشته شده و پشت منبر رسول خدا بود، به صورت کتابي در يک مجلد در آورده ، به همراه شرح و بيان به جامعه اسلامي تحويل دهد. ايشان هم اين کار را کرد و گرچه حاصل زحماتش از جانب حاکمان پذيرفته نشد، ولي در حضور ايشان و به همت اصحاب، قرآن از همان ابتدا در قالب يک کتاب تنظيم شد . بعد هم زمان خليفه سوم از روي آن قرآن نسخه هايي نوشته و به سراسر جهان اسلام فرستاده شد . بقيه قرآن ها جمع آوري و از بين برده شد تا هيچ کم و زيادي در قرآن حاصل نشود.
در تاريخ ثبت است که بعد از رسول خدا و به دستور خليفه اول ، زيد بن ثابت با کمک برخي ديگر و با احتياط و سخت‏گيري فراوان به جمع آوري قرآن پرداخت . با اين که خود تمام قرآن را حفظ و بر پيامبر قرائت کرده بود، بر حافظه خويش اعتماد نکرد . آيات ارائه شده توسط صحابه و حافظان را در صورت وجود دو شاهد معتبردر قرآن مجيد جاي داد. مسلمانان بعد از رسول خدا با وسواس بي نظير مراقب در امان ماندن قرآن از دستبرد، تحريف و کم و زياد بودند، به طوري که هيچ کس در هيچ مقامي جرات نمي کرد حتي يک حرف از قرآن کم يا زياد کند.(1)
اين قضيه معروف است که عثمان تصميم گرفت حرف «واو» را از آيه «والذين يکنزون الذهب و الفضّة» حذف کند، که با واکنش مسلمانان روبرو شد.أبي بن کعب گفت: بايد اين حرف را به قرآن برگردانيد يا شمشير مي‏کشم.
همين طور درباره عمر بن الخطاب گفته‏اند که او روزي جمله «والذين اتبعوهم باحسان» را بدون واو قرائت کرد، مردم آن چنان با او برخورد کردند که مجبور شد دوباره آيه را با واو قرائت کند.(2)
با اين توضيح به خوبي معلوم مي‌شود که در زمان صحابه مسلمانان با اهتمام فراوان در پي حفظ و نگهداري قرآن برآمدند . در اين هنگامه حساس و مهم قرآن را از هر گونه تحريف مصون داشتند . بعد از آن هم به جهت فراواني نسخه‌هاي قرآن، توانايي تحريف آن از همگان سلب شد ؛ امروزه ما شاهد وجود ميليون‌ها بلکه ميلياردها نسخه قرآن هستيم که همه اين‌ها يک سان هستند . اين خود دليل گويايي است که قرآن از هر گونه دگرگوني و تحريف مصون مانده است.
2.عقل انسان حكم مي كند كه احتمال هر گونه تغيير و تبديل از قرآن كريم به دور است، زيرا قرآن كتابي است كه از روز اوّل مورد عنايت و اهتمام مسلمانان بوده است. قرآن براي مسلمانان همه چيز بوده است: قانون اساسي، دستور عمل زندگي، برنامه حكومت، كتاب مقدس آسماني و رمز عبادت و بندگي.
با دقت در اين موضوع روشن مي شود كه اصولاً كم و زياد در آن امكان نداشته است.
قران كتابي بود كه مسلمانانِ نخستين همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در ميدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانيت مكتب ، از آن استفاده مي كردند.
از تواريخ اسلامي استفاده مي شود كه تعليم قرآن را مِهر زنان قرار مي دادند. اصولاً تنها كتابي كه در همه محافل مطرح بود و هر كودكي را از آغاز عمر با آن آشنا مي كردند و هر كس مي خواست درسي از اسلام بخواند، آن را به او تعليم مي دادند، قرآن مجيد بود.
آيا با چنين وضعي كسي احتمال مي دهد كه دگرگوني در اين كتاب آسماني رخ دهد؟ به خصوص با توجه به اين كه قرآن؛ به صورت يك مجموعه با همين شكل فعلي در عصر خود پيامبر جمع آوري شده بود، و مسلمانان سخت به يادگرفتن و حفظ آن اهميت مي دادند.
اصولاً شخصيت افراد در آن عصر تا حد زيادي به اين شناخته مي شد كه چه اندازه از آيات را حفظ كرده بودند. شمار حافظان قرآن به اندازه اي زياد بود كه در تواريخ مي خوانيم در يكي از جنگ ها كه زمان ابوبكر واقع شد، چهارصد نفر از قاريان حافظ قرآن به قتل رسيدند.
از اين مطالب روشن مي شود كه حافظان و قاريان و معلّمان قرآن آن قدر زياد بودند كه تنها در يك ميدان جنگ اين تعداد شهيد شدند.
هم چنان كه گفتيم قرآن فقط قانون اساسي براي مسلمانان نبود، بلكه همه چيز آن ها را تشكيل مي داد، مخصوصاً در آغاز اسلام كه هيچ كتابي جز آن نداشتند و تلاوت و قرائت و حفظ و تعليم و تعلّم مخصوص قرآن بود.
قرآن يك كتاب متروك در گوشة خانه و يا مسجد كه گرد و غبار فراموشي روي آن نشسته باشد نبود تا كسي از آن كم كند يا بر آن بيفزايد.
مسئله حفظ قران به عنوان يك سنت و يك عبادت بزرگ هميشه در ميان مسلمانان بوده و هست، حتي پس از آن كه قرآن به صورت كتاب تكثير شد و در همه جا پخش گرديد حتي بعد از پيدا شدن صنعت چاپ كه سبب شد اين كتاب به عنوان پر نسخه‌ترين كتاب در كشورهاي اسلامي چاپ و نشر گردد، باز مسئله حفظ قرآن به عنوان يك سنت ديرينه و افتخار بزرگ، موقعيت خود را حفظ كرد، به طوري كه در هر شهر و ديار هميشه جمعي حافظ قرآن بوده و هستند.
اكنون در بعضي كشورهاي اسلامي مدرسه هايي وجود دارد كه برنامه شاگردان آن در درجة اولّ حفظ قرآن است.
اكنون در كشور پاكستان بيش از يك ميليون و نيم حافظ قرآن وجود دارد. سنت حفظ قرآن از عصر پيامبر(ص) و به دستور و تأكيد حضرت در تمام قرون ادامه داشته است. هم چنين سنت قرائت قرآن در شب ها و روزهاي متعدد و ثواب بسياري كه بر قرائت ذكر شده است. آيا با چنين وضعي هيچ گونه احتمالي در مورد تحريف قرآن امكان پذير است؟! مسلّماً نه.
3ـ دليل ديگر نويسندگان وحي است، يعني كساني كه بعد از نزول آيات بر پيامبر، آن را يادداشت مي كردند كه شمار آن ها را از چهارده تا چهل و سه نفر نوشته اند.
ابوعبدالله زنجاني در كتاب "تاريخ قرآن" مي گويد: "پيامبر نويسندگان متعددي داشت كه وحي را يادداشت مي كردند و آن ها چهل و سه نفر بودند كه از همه مشهورتر خلفاي چهارگانة نخستين بودند، ولي بيش از همه "زيدبن ثابت" و امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) ملازم پيامبر در اين باره بودند". البته همه كاتبان وحي، همه آيات را نمي نوشتند، بلكه در مجموع آيات را مي نوشتند.
امام علي(ع) فرمود: «ان کل آية انزلها الله تعالي علي محمد(ص) عندي باملاء رسول الله و خط يدي...؛ هر آيه‏اي که پروردگار بر پيامبر فرو فرستاده است، ايشان بر من املا فرمود و من نوشتم که اکنون آن‏ها نزد من است».
4ـ دعوت همه پيشوايان اسلام به قرآن موجود: بررسي كلمات پيشوايان بزرگ اسلام نشان مي دهد كه از آغاز اسلام، همه يك زبان مردم را به تلاوت و عمل به قرآن موجود دعوت مي كردند، و اين نشان مي دهد كه كتاب آسماني به صورت يك مجموعة دست نخورده در همة قرون ماندگار بوده است.
مولاي متقيان علي(ع) بعد از رسيدن به خلافت هيچ گونه اشاره اي به كم يا زياد شدن قرآن نفرمود ،‌بلكه بارها مردم را به عمل و چنگ زدن به قرآن موجود دعوت نمود. اگر كم و زيادي در قرآن پيش آمده بود، مسلّماً حضرت قرآن اصلي را بر مردم عرضه مي نمود. حضرت فرمود: "كتاب خدا ميان شما است. سخنگويي است كه هرگز زبانش به كندي نمي گرايد، و خانه اي است كه هيچ گاه ستون هايش فرو نمي ريزد. وسيلة عزت است، چنان كه يارانش هرگز مغلوب نمي شود".(3)
نيز فرمود: "كتاب خدا نوري است خاموش نشدني و چراغ پرفروغي است كه به تاريكي نمي گرايد".(4)
اگر دست تحريف به دامن اين كتاب آسماني دراز شده بود، امكان نداشت امام علي اين گونه به آن دعوت كند و آن را به عنوان چراغي كه به خاموشي نمي گرايد، معرفي كند. مانند اين تعبيرها در سخنان علي(ع) و ساير پيشوايان دين، گواه و دليل روشني است بر عدم تحريف قرآن كريم.
5ـ اصولاً پس از قبول خاتميت پيامبر و اين كه اسلام آخرين آيين الهي است، و رسالت قرآن تا پايان جهان برقرار خواهد بود، چگونه مي توان باور كرد كه خدا اين يگانه سند اسلام و پيامبر خاتم را پاسداري نكند؟ آيا با تحريف قرآن جاودانگي اسلام طيّ هزاران سال و تا پايان جهان مفهومي مي تواند داشته باشد؟!(5)
6.يكي از دلايل تجديد نبوت ها، تحريف كتاب آسماني بوده است و اگر اين تحريف در قرآن صورت گرفته بود، بايد پيامبري از طرف خداوند براي اصلاح مي آمد، در حالي که پيامبر اسلام، خاتم پيامبران شناخته شده و خود نيز آن را بيان كرده است.
7.روايات فراواني به صراحت يا به التزام دلالت بر عدم تحريف قرآن دارند از جمله:
اول ؛ پيامبر فرموده است:« إِنّي تاركٌ فيكم الثَّقلين كتابَ اللَّهِ و عترتي ما إِنْ تمسَّكْتُم بهما لَنْ تَضِلُّواو إنّهما لن يفترقا حتّى يَرِدا عَلَيَّ الحوض».
اين حديث شاهدى تام و گواهى قطعى بر عدم تحريف قرآن است و با صراحت اعلام مى‏كند كه قرآن براى هميشه و تا روز قيامت محفوظ است؛ زيرا اگر قرآن تحريف شده ‏باشد، نه به قرآن مى‏توان تمسّك نمود و نه به عترت؛ چون عترت جداى از قرآن به عنوان يك حجّت مستقل شناخته نمى‏شود. اگر عترت باشد، ولى قرآن نباشد ،مفهوم آن افتراقِ عترت از قرآن است؛ در حالى كه حديث ثقلين مى‏گويد اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى‏شوند. در حقيقت قرآن و عترت به عنوان يك حجّت به هم آميخته‏اند؛ به طورى كه مكمّل يكديگرند و تمسّك به يكى بدون ديگرى معقول نيست. اگر هر يك از قرآن و حديث به عنوان دو حجت و دليل مستقل مطرح بودند، با نبودِ يكى امكان تمسك به ديگرى وجود داشت؛ در حالى كه پيامبر فرموده است: در صورتى كه به اين دو تمسك نماييد ،هرگز گمراه نمى‏شويد. نيز فرموده‏اند: اين دو از هم جدا نمى‏شوند، تا آن كه در حوض بر من وارد شوند.
دوم؛ رواياتى ازپيامبر و ائمه به ما رسيده است كه در حوادث و فتنه‏هاى روزگار، ما را به قرآن ارجاع داده‏(6) و آن را به عنوان پناهگاهى مطمئن معرفى نموده اند ؛ اگر كتابى، خود از آسيب فتنه‏هاى روزگار در امان نمانده باشد ،آيا مى‏تواند از گزند فتنه‏ها مصون نگه‏دارد؟
سوم؛ مورد ديگر روايات عَرْض بر قرآن است. احاديثى از پيامبر و ائمه وجود دارد كه فرموده‏اند: آن‏چه را از ما به شما رسيده، بر قرآن عرضه كنيد؛ اگر موافق با كتاب اللَّه بود ،اخذ نماييد، و گر نه، آن ها را طرد كنيد:« ما وافَقَ كِتابَ‏اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ ما خالَفَ كِتابَ اللَّه فَرُدُّوه».(7)
نيز فرموده‏اند: هر سخنى و حديثى كه موافق با كتاب خدا نباشد ،باطل است: «وَ كُلُّ حَديثٍ لا يُوافِقُ كِتابَ اللَّه فَهُو زُخْرُفٌ.(8) يا ما لَمْ يُوافِقْ مِنَ الْحديث القرآنَ فَهُوَ زُخْرفٌ».(9)
با توجه به اين دلايل و دلايل فراوان ديگر،علما و دانشمندان و مفسران اسلامي، با قاطعيت تمام، مسئلة تحريف قرآن را ردّ كرده اند
زيرا امكان تحريف دراين كتاب آسماني راه ندارد.
امروزه در مجموعه‏هاى هنرى و فرهنگى و آثار باستانى قرآن هايى موجود است كه نگارش آن‏ها به بيش از هزار سال مى‏رسد. همه نسخه‏هاى موجود قرآن از آغاز تاكنون بدون هيچ تحريف و كاستى و يا زيادتى موجود است، اين مسئله نيز دليلي ديگر بر تحريف ناپذيرى قرآن است.
دربارة عدم تحريف قرآن کتاب فراوان نوشته شده که به چند نمونه اشاره مي کنيم.
ـ قرآن هرگز تحريف نشده، تأليف آيت الله استاد حسن‌زاده آملي؛
ـ افسانة تحريف قرآن، رسول جعفريان؛
ـ قرآن‌شناسي، آيت الله مصباح يزدي؛
ـ مصونيت قرآن از تحريف، آيت الله معرفت.
اما اين که ايشان دين افراد را تقليدي و ناپسند شمرده، گر چه در مورد بسياري درست است اما تقليد ناپسند در مورد افرادي است که در باور ها و اعتقادها اهل تقليدند زيرا اسلام مي خواهد افراد از روي تحقيق و بينش و بصيرت ديندار باشند اما در باب احکام و موضوعاتي که ايشان ذکر کرده مثل مشروب و گوشت خوک و...، راهي جز تقليد نيست زيرا احکام در اسلام تعبدي هستند . ما دليل بسياري از احکام و حلال و واجب وحرام ها را نمي دانيم . اصلا عقل نمي تواند دليل همه اين ها را پيدا کند .
واجب و حلال و حرام تابع امر و نهي خداست .در تشريع، خدا حاکم است . اگر خدا دليل حکم را نفرموده باشد، ما نمي توانيم به علت حکم پي ببريم.
اما با وجود اين که دليل و علت احکام را نمي دانيم ،ولي علم ،به مؤيدات فراواني براي احکام اسلام از جمله روزه و گوشت خوک و مشروب رسيده و حکم اسلام را تاييد مي کند. ضرر فروان روحي و جسمي مشروب مورد تاييد همه عاقلان است. مشروب و گوشت خوک و ديگر حرام ها آثاري روحي و رواني دارند که از نگاه غربيان ناپسند نمي آيد. امروز در غرب، حيا و عفت و پاکدامني و خداگرايي بهاي چنداني ندارد.کسي که مشروب يا گوشت خوک حتي کم آن را مي خورد، به فسق و فجور علاقه مند مي گردد و اين تحت عنوان لذت گرايي نه تنها ناپسند نيست بلکه از مباني فرهنگ غرب است.
روزه هم براي کساني که عذر شرعي و مريضي ندارند ،نه تنها باعث مريضي نمي شود ،بلکه از راه هاي درمان در طب امروز، روزه درماني است.
ما در اين موراد نمي خواهيم اين ها را از لحاظ علمي ثابت کنيم بلکه براي ما مهم اين است که دلايل قرآني و روايي معتبر بر حرمت يا حليت يا وجوب داشته باشيم . اگر دلايل داشتيم ، بدان پايبند خواهيم بود حتي اگر وجه آن را ندانيم.
خداي عالم و مهربان قطعا چيزي که به ضرر خلايق باشد ،بر آن ها واجب نمي سازد. با حرام کردن چيز هاي مفيد ، مردم را از آن ها محروم نمي گرداند.
پي‌نوشت‌ها:
1. تفسير نمونه، ج1، ص 8 - 10؛ قرآن هرگز تحريف نشده، آيت الله حسن زاده، آملي ص 28.
2. ابوعبدالله زنجاني، تاريخ قرآن، ص 24.
3.نهج البلاغه (فيض الاسلام)، ص 403.
4. همان، ص 632،‌خطبة 189.\
5.تفسير نمونه، ج 11، ص 21 - 26.
6.اصول كافى، كتاب فضل القرآن، ج‏4، ص‏398.
7.وسائل الشيعه، ج‏18، باب‏9 از ابواب صفات قاضى، ح 19، 29 و 35.
8.همان، ح‏14.
9.همان،حديث 12.