کسب و کار

راهکارهای رشد فردی در کسب‌و‌کار
رشد فردی کاسب مسلمان با نیت الهی،صداقت،امانت‌داری،پرهیز از حرام،رعایت حقوق مردم، نظم،اعتدال و افزایش دانش شکل می‌گیرد و تجارت او را وسیله تقرب به خدا می‌سازد.

پرسش:

اگر یک کاسب یخواهد رشد فردی داشته باشد، چه کارهایی باید انجام دهد؟(مسائل فردی)

پاسخ:

کسب‌و‌کار در فرهنگ اسلامی تنها یک فعالیت اقتصادی صرف نیست، بلکه عرصه‌ای برای رشد معنوی، تربیت اخلاقی و ساختن شخصیت انسان به شمار می‌آید. کاسب با رعایت برخی نکات و آداب شرعی و اخلاقی، نه‌تنها معاش خود و خانواده‌اش را تأمین می‌کند، بلکه در شمار مجاهدان راه خدا و عابدان صالح قرار می‌گیرد. بر همین اساس، رشد فردی برای یک کاسب، تنها به افزایش مهارت‌های فنی یا گسترش سرمایه محدود نمی‌شود، بلکه رشد ایمانی، اخلاقی، علمی و اجتماعی را نیز دربر می‌گیرد. از سوی دیگر، فضای پیچیده‌ی امروزِ بازار که آمیخته با رقابت شدید، فشارهای اقتصادی، وسوسه‌های درآمد نامشروع و ضعف اعتماد عمومی است، بیش از پیش ضرورت توجه به تلاش برای رشد فردی و خودسازی را برای کاسب مسلمان آشکار می‌کند. در این نوشتار به برخی از اصول بنیادین رشد فردی برای کاسب می‌پردازیم.

1. اصلاح نیت و تبدیل کسب به عبادت

نخستین گام در رشد فردی یک کاسب، اصلاح نیت و الهی‌کردن هدف از کسب‌و‌کار است. قرآن کریم اصل جهت‌گیری زندگی را چنین ترسیم می‌کند: «بگو همانا نماز من، عبادات من، زندگی و مرگ من برای خدا، پروردگار جهانیان است» (1). این آیه نشان می‌دهد که تمام شئون زندگی انسان از جمله کار و تجارت می‌تواند در دایرۀ عبادت قرار گیرد، البته اگر جهتِ آن خدا باشد. در روایات نیز به‌صراحت طلب روزی حلال با نیت تأمین معاش خانواده و خدمت به خلق، عبادت شمرده شده است. امام صادق علیه ‌السلام می‌فرمایند: «هر کسی دنیا را [روزی و معاش را] برای بی‌نیاز‌شدن از مردم و رسیدگی به خانواده‌اش و مهربانی با همسایه‌اش طلب کند، روز قیامت خدا را دیدار می‌کند در‌حالی‌که صورتش مانند ماه شب چهارده می‌درخشد» (2). بنابراین کمترین نیت کاسب موحد از تجارت باید این باشد که بتواند به وسیله آن شخصیتش را حفظ کند. در روایت دیگری نقل شده است که امام برخی قصد و نیت‌ها از تجارت را تأیید کرده‌اند؛ مانند نفع‌رساندن به خود و خانواده، انجام صله رحم با کمک مالی‌کردن به ارحام یا پذیرایی و مهمانی‌دادن به آنها، صدقه‌دادن، به‌جا‌آوردن حج و عمره (3). این موارد از مصادیق نیت صحیح و خوب هستند که تأیید شده‌اند؛ پس اگر کسی چنین نیت‌هایی از تجارت داشته باشد، می‌توان گفت کاری انجام داده است که از نظر اسلامی، دارای ارزش اخلاقی است. بنابراین کاسب برای رشد فردی باید این موارد را رعایت کند:

الف) هدف اصلی خود را رضای خدا، بی‌نیازی از خلق، کمک به خانواده و خدمت به جامعه قرار دهد؛

ب) از نیت‌های آلوده مانند ریا، فخرفروشی، ظلم به دیگران و جمع مال به هر قیمت بپرهیزد؛

ج) هر روز نیت خود را بازنگری و مراقبه کند تا تجارت او در مسیر عبادت قرار گیرد.

2. پایبندی به صداقت و امانت در معامله

رکن مهم رشد شخصیتی و معنوی کاسب، صداقت و امانت‌داری در معاملات است. قرآن کریم با هشدار شدید در کم‌فروشی و خیانت در معامله می‌فرماید: «وای بر کم‌فروشان» (4) و در آیه‌ای دیگر دستور می‌دهد: «پیمانه و وزن را به عدالت کامل دهید» (5). کاسبی که به دنبال رشد فردی است، باید این امور را رعایت کند:

الف) در معرفی کالا، کیفیت، قیمت و شرایط کاملاً صادق باشد؛

ب) از هرگونه فریب، دروغ، پنهان‌کردن عیوب کالا و تبلیغات گمراه‌کننده پرهیز کند؛

ج) خود را در برابر خدا و وجدان خویش و به مال مردم و اعتماد آنان مسئول بداند.

صداقت و امانت افزون بر رشد معنوی، سبب جلب اعتماد مشتری و ثبات و برکت در کسب خواهد شد.

3. رعایت حقوق مردم و اجتناب از ظلم و ربا

یکی از موانع بزرگ رشد فردی، تضییع حقوق دیگران و ورود به معاملات حرام است. قرآن کریم با تعبیر بسیار شدید، ربا را اعلان جنگ با خدا و رسول می‌داند: «اگر [از ربا] دست نکشید، بدانید که به جنگ با خدا و رسول او برخاسته‌اید» (6). در آیه‌ای دیگر به‌صراحت بر حرمت خوردن اموال مردم به باطل تأکید دارد: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال یکدیگر را به ناحق نخورید، مگر آنکه تجارتی از روی رضایت طرفین باشد» (7).

کاسب به ‌منظور رشد فردی باید به رعایت این امور بپردازد:

الف) سرمایۀ خود را از هرگونه مال مشکوک، حرام یا آلوده به ربا پاک نگه دارد؛

ب) حقوق شرعی همچون خمس و زکات را در صورت تعلق پرداخت کند؛

ج) در قراردادها حق کارگر، شریک، مشتری و سایر طرف‌ها را منصفانه رعایت کند؛

د) از سوءاستفاده از ناآگاهی یا اضطرار مردم خودداری کند.

چنین پایبندی به عدالت هم شخصیت کاسب را تعالی می‌بخشد و هم اعتماد اجتماعی را تقویت می‌کند.

4. نظم، برنامه‌ریزی و رعایت اعتدال در کار و زندگی

رشد فردی تنها به حوزۀ معنوی خلاصه نمی‌شود، بلکه به شیوۀ مدیریت زمان، نظم در امور و تعادل بین کار، عبادت و خانواده نیز مربوط است. قرآن کریم اصل اعتدال را در زندگی چنین بیان می‌کند: «و آنان که چون انفاق کنند، نه اسراف می‌کنند و نه سخت‌گیری، بلکه میان این دو راهی میانه برمی‌گزینند» (8). این اصل اعتدال در زمان و توان نیز جاری است؛ یعنی نه کار آن‌چنان‌که انسان را از عبادت، خانواده و سلامت غافل کند و نه بیکاری و تنبلی. امیرالمؤمنین علیه ‌السلام در حدیثی معروف، تقسیم‌بندی زیبا برای وقت انسان ارائه می‌دهند: «برای خود چهار بخش وقت قرار دهید: برای مناجات با خدا، برای معاش، برای معاشرت برادران مورد اعتماد و برای لذت‌های حلال» (9). بنابراین کاسب برای رشد فردی باید این امور را رعایت کند:

الف) برای روز و هفتۀ خود برنامۀ مشخصی داشته باشد (زمان کار، عبادت، خانواده، مطالعه، استراحت)؛

ب) به وقت نماز احترام بگذارد و آن را در دل برنامۀ کاری جای دهد؛

ج) از فرسودگی شغلی با تنظیم ساعت کار، استراحت کافی و توجه به سلامت جسم و روح جلوگیری کند؛

د) نظم در ثبت حساب‌ها، پیگیری امور مشتریان و مدیریت موجودی را جدی بگیرد.

نظم و اعتدال افزون بر بالابردن بهره‌وری و سود مشروع، به تعادل روانی و رشد شخصیت کمک شایانی می‌کند.

 

5. تلاش برای افزایش دانش و مهارت (علم دینی و علمی)

رشد فردی کاسب بدون افزایش دانش و مهارت ناقص خواهد بود. کسی که قصد شروع کاری را دارد و باید مسئولیتی را قبول کند، لازم است تخصص کافی (دانش و مهارت) در آن کار داشته باشد و اگر ندارد، لازم است آموزش ببیند؛ همچنین لازم است تعهد کافی داشته باشد و شرایط و قوانین آن کار را رعایت کند. در قرآن کریم آمده است وقتی حضرت یوسف خواست خود را کاندیدای امور اقتصادی مصر کند، فرمود: «مرا سرپرست خزانه‌هاى این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم» (10). برای یک کاسب، این علم دو عرصۀ اصلی دارد:

اول: دانش دینی مرتبط با کسب: احکام معاملات، حلال و حرام تجارت، احکام ربا، بیع، اجاره، شرکت، و نیز اخلاق حرفه‌ای؛

دوم: دانش و مهارت شغلی: شناخت بازار، مهارت‌های ارتباط با مشتری، اصول حسابداری، بازاریابی حلال، مدیریت مالی و استفادۀ صحیح از ابزارهای جدید.

یک کاسب برای رشد فردی باید:

الف) در حد لازم، کتاب‌ها یا دوره‌های مرتبط با «فقه المعاملات» را مطالعه کند یا از روحانیون مورد اعتماد بپرسد؛

ب) به طور منظم زمانی را برای مطالعه، شرکت در کلاس‌های آموزشی یا یادگیری مهارت‌های جدید شغلی اختصاص دهد؛

ج) از تجربۀ افراد موفق و متدین در صنف خود بهره ببرد و به نوعی «استاد و الگو» برای خودش انتخاب کند.

چنین ترکیبی از علم دینی و مهارت حرفه‌ای، رشد همه‌جانبۀ کاسب را تضمین می‌کند.

6. مراقبت معنوی: ذکر، توکل و کنترل نفس در دل بازار

بازار چونان میدان آزمون‌های نفسانی است؛ از حرص و طمع، حسادت به رقبا، خشم به مشتریان دشوار تا وسوسۀ دروغ و تقلب. کاسب برای رشد معنوی در دل بازار می‌تواند:

الف) روز خود را با توکل بر خدا، خواندن چند آیۀ قرآن یا دعای کوتاه آغاز کند؛

ب) در طول روز ذکرهای کوتاه (مانند «لا اله الا الله»، «استغفرالله»، «یا رزّاق») را در دل تکرار کند؛

ج) هنگام مواجهه با وسوسۀ دروغ، تقلب یا ظلم به یاد قیامت و حساب الهی بیفتد؛

د) با ‌وضو‌بودن، نماز اول وقت (در حد امکان) و خواندن دست‌کم چند آیۀ قرآن، فضای معنوی در محیط کار ایجاد کند. این مراقبت معنوی به کاسب کمک می‌کند در شرایط سخت اقتصادی نیز از حدود الهی خارج نشود و آرامش درونی خود را حفظ کند.

نتیجه‌:

رشد فردی یک کاسب در نگاه قرآن و معارف اهل‌بیت علیهم ‌السلام، مسیری است که از نیت آغاز می‌شود و به سیر همه‌جانبۀ انسان در عرصه‌های ایمانی، اخلاقی، علمی و رفتاری منتهی می‌گردد. کاسب مسلمان اگر نیت خود را الهی کند، در معاملات صادق و امین باشد، حقوق مردم را رعایت و از هرگونه معاملۀ حرام و ظالمانه پرهیز نماید، برنامه‌ریزی و نظم را در کنار اعتدال در کار و زندگی به کار گیرد؛ با این وجود همواره در پی افزایش دانش دینی و مهارت‌های حرفه‌ای باشد، تجارت او نه‌تنها وسیلۀ تأمین معاش، بلکه نردبانی برای تقرب به خدا خواهد شد. آیات قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم ‌السلام نشان می‌دهد که بازار می‌تواند مدرسۀ خودسازی باشد؛ به شرط آنکه کاسب بازار را تنها محل سود مادی نداند، بلکه صحنۀ امتحان الهی و مجالی برای خدمت به خلق تلقی کند. چنین نگرشی است که از یک کاسب عادی، تاجر صادق و امین می‌سازد.

پی‌نوشت‌ها:

1. «قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (انعام: ۱۶۲).

2. «مَن طَلَبَ الدُّنْیَا اسْتِعْفَافاً عَنِ النَّاسِ وَ سَعْیاً عَلى عِیالِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلى جَارِهِ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَهَ الْبَدْرِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج ۵، ص ۷۸).

3. «قَالَ رَجُلٌ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ اللَّهِ إِنَّا لَنَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ نُحِبُّ أَنْ نُؤْتَاهَا فَقَالَ تُحِبُّ أَنْ تَصْنَعَ بِهَا مَا ذَا قَالَ أَعُودُ بِهَا عَلَى نَفْسِی وَ عِیَالِی وَ أَصِلُ بِهَا وَ أَتَصَدَّقُ بِهَا وَ أَحُجُّ وَ أَعْتَمِرُ فَقَالَ ع لَیْسَ هَذَا طَلَبَ الدُّنْیَا هَذَا طَلَبُ الْآخِرَهِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۵، ص ۷2).

4. «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ» (مطففین: 1).

5. «وَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ» (انعام: ۱۵۲).

6. «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» (بقره: ۲۷۹).

7. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُم» (نساء: ۲۹).

8. «وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا» (فرقان: ۶۷).

9. «اجْعَلُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ أَیَّامِکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ: سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ، وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ، وَ سَاعَةً لِمَعَاشَرَهِ الإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ، وَ سَاعَةً تُخْلُونَ فِیهَا لِلذَّاتِکُمْ …» (محمدباقر مجلسى؛ بحار الأنوار؛ چ 2، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1403 ق، ج 75، ص 346).

10. «قالَ اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیم» (یوسف: 55).

از منظر آموزه‌های اسلامی، وقت و زمان، مهم‌ترین سرمایه انسان در این دنیاست. در روایات اهل‌بیت(ع) اوقات شبانه‌روز را به سه قسم و برخی به چهار قسم تقسیم کرده‌اند.

پرسش:

در روایات آمده که اوقات خود را باید به چند قسمت تقسیم کنیم، مثلاً زمانی برای خواب و زمانی برای خانواده و... آیا این روایات درست است؟ چرا برخی از آن‌ها تعداد بخش‌ها را متفاوت ذکر کرده‌اند، مثلاً برخی سه قسمت و برخی چهار قسمت؟

پاسخ:

مقدمه

از منظر آموزه‌های اسلامی، وقت و زمان، مهم‌ترین سرمایه انسان در این دنیاست که اگر از آن به خوبی استفاده کند، ضامن خوشبختی و سعادت وی در آخرت نیز می‌گردد ازاین‌رو دین اسلام، وقت را غنیمت شمرده و در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام برای تنظیم اوقات زندگی، توصیه‌های متعددی وجود دارد. با توجه به سؤال مطرح‌شده، برخی از احادیث این موضوع آورده می‌شود و پس از بررسی اعتبار آنها، به تبیین محتوا و چگونگی تقسیم آنها پرداخته می‌شود.

پاسخ تفصیلی:

الف. گونه‌های مختلف روایات اوقات

روایاتی که بر تقسیم اوقات زندگی توصیه کرده‌اند، بر دو گونه‌اند. برخی از احادیث، اوقات شبانه‌روز را به سه قسم و برخی به چهار قسم تقسیم کرده‌اند. به عنوان نمونه، از هر دسته، چند حدیث آورده می‌شود:

دسته اول: روایاتی که بر سه قسم تأکید کرده‌اند

حدیث اول: در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است:

 «... یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ لَهُ سَاعَةٌ یُفْضِی بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ یُلَاقِی إِخْوَانَهُ الَّذِینَ یُفَاوِضُهُمْ وَ یُفَاوِضُونَهُ فِی أَمْرِ آخِرَتِهِ وَ سَاعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْکَ السَّاعَتَیْنِ؛(1) شایسته است مسلمان عاقل، زمانى را معین کند که در آن میان خود و خدا به اعمالش رسیدگى کند و ساعتى را براى دیدار با برادرانى قرار دهد که با یکدیگر درباره آخرت گفتگو کنند و ساعتی را براى لذت‌های حلالش تعیین کند؛ زیرا این مدت، در دو زمان دیگر به وى نیرو می‌دهد

بر اساس این روایت، اوقات انسان بر سه قسم تقسیم شده است.

1. عبادت

2. دیدار با مومنین

3. تفریح و لذت حلال

روایت دوم: امیرمومنان علیه‌السلام به امام حسن علیه‌السلام فرمودند:

 «یَا بُنَیَّ، لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ: سَاعَةٌ یُنَاجِی‏ فِیهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ یُحَاسِبُ فِیهَا نَفْسَهُ، وَ سَاعَةٌ یَخْلُو فِیهَا بَیْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ؛(2) فرزندم! مؤمن سه وقت دارد: ساعتی برای مناجات با پروردگارش، ساعتی برای محاسبه نفس و ساعتی برای لذت‌های حلال

بر اساس این روایت، اوقات انسان بر سه قسم تقسیم شده است.

1. عبادت

2. محاسبه نفس

3. تفریح و لذت حلال

دسته دوم: روایاتی که بر چهار قسم تأکید کرده‌اند

حدیث اول: از امیر مومنان علیه‌السلام نقل شده است:

 «یَنْبَغِی لِلْعَاقِلِ إِذَا کَانَ عَاقِلًا أَنْ یَکُونَ لَهُ أَرْبَعُ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ سَاعَةٌ یُنَاجِی‏ فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ یُحَاسِبُ فِیهَا نَفْسَهُ وَ سَاعَةٌ یَأْتِی أَهْلَ الْعِلْمِ الَّذِینَ یُبَصِّرُونَهُ أَمْرَ دِینِهِ وَ یَنْصَحُونَهُ وَ سَاعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّتِهَا مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ؛(3) شایسته است عاقل اوقات خود را بر چهار قسم نماید: ساعتی را برای عبادت، ساعتی را برای محاسبه و حسابرسی نفس، ساعتی برای آموزش و فراگیری علوم و احکام دین و ساعتی برای لذت‌های حلال

بر اساس این روایت، اوقات انسان بر چهار قسم تقسیم شده است.

1. عبادت

2. محاسبه نفس

3. آموزش احکام دین

4. تفریح و لذت حلال

حدیث دوم: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در توصیه به ابوذر فرمودند:

 «عَلَى الْعَاقِلِ مَا لَمْ یَکُنْ مَغْلُوباً عَلَى عَقْلِهِ أَنْ یَکُونَ لَهُ سَاعَاتٌ سَاعَةٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ یُحَاسِبُ نَفْسَهُ وَ سَاعَةٌ یَتَفَکَّرُ فِیمَا صَنَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ وَ سَاعَةٌ یَخْلُو فِیهَا بِحَظِّ نَفْسِهِ مِنَ الْحَلَال؛(4) بر خردمندى که افسار عقلش را از دست نداده، لازم است وقت‌هایی براى خود قرار دهد: ساعتی برای مناجات با پروردگار خود، ساعتی برای حسابرسی خود، ساعتی برای تفکر در مخلوقات و آفریدگان خداوند و ساعتی برای بهره‏مندى از لذت حلال

بر اساس این حدیث، ساعات بر چهار قسم تقسیم شده است:

1. عبادت

2. محاسبه نفس

3. تفکر

4. تفریح و لذت حلال

روایت سوم: در روایتی از امام کاظم علیه‌السلام آمده است:

 «اجْتَهِدُوا فِی أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ‏ وَ الثِّقَاتِ‏ الَّذِینَ‏ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی الْبَاطِنِ وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ سَاعَات؛(5)‏ کوشش نمایید تا زمان خود را بر چهار قسم نمایید: ساعتی برای مناجات با خداوند، ساعتی برای کسب و کار و امرار معاش، ساعتی را برای معاشرت با برادران دینی و ساعتی برای لذت حلال و به واسطه این مدت، در سه زمان دیگر به وى نیرو می‌دهد

بر اساس این حدیث، ساعات بر چهار قسم تقسیم شده است:

1. عبادت

2. کسب و کار

3. معاشرت با برادران دینی

4. تفریح و لذت حلال

ب. بررسی اعتبار روایات

تعداد روایات تقسیم اوقات به قدری فراوان است که انسان اطمینان به صدور آنها از معصومان علیهم‌السلام پیدا می‌کند. گستردگی منابع روایی ناقل این احادیث نیز بر اعتبار آنها می‌افزاید؛ برخی از مصادر اولیه و معتبر حدیثی مانند کافی، خصال شیخ صدوق و امالی شیخ طوسی از منابع این احادیث هستند.

ج. تبیین و جمع بین روایات

در تبیین این احادیث باید گفت در تقسیم‌بندی آنها، تنافی و تعارضی وجود ندارد، زیرا برخی از موارد نقل شده در روایات با یکدیگر ادغام شده‌اند؛ یعنی در احادیثی که اوقات را به سه قسم تقسیم کرده‌اند، دو مورد که با یکدیگر تناسب داشته‌اند را در قالب یک بخش ذکر کرده‌اند و در احادیثی که اوقات را به چهار قسم تقسیم کرده‌اند، مواردی که با هم ادغام شده بودند را به صورت تفصیل و جداگانه بیان فرموده‌اند. به عنوان نمونه در برخی روایات، عبادت و آموزش احکام دین به طور جداگانه آمده‌اند؛ در حالی که آموزش احکام دین هم جزیی از عبادات و مقدمه آنها محسوب می‌شود و یا در برخی احادیث، عبادت و محاسبه نفس جداگانه بیان شده‌اند، در حالی که محاسبه نفس نیز جزیی از عبادات است. همچنین معاشرت با برادران دینی جهت سخن گفتن و بحث در مورد قیامت، جزئی از عبادات است که در برخی احادیث، به طور تفصیلی و مجزّا آمده‌اند. بنابراین، در جمع بین آنها باید گفت شایسته است انسان اوقات زندگی خود را در سه بخش کلّی تقسیم کند، بخشی برای عبادت با معبود خود، بخشی برای کسب و کار و بخشی برای تفریح و لذت حلال. در این صورت، دیدار برادران مؤمن و رسیدگی به امور خانواده، جزء لذت حلال آورده می‌شود.

نتیجهگیری:

از بررسی مجموع احادیث تقسیم‌بندی اوقات شبانه‌روز، چند نتیجه حاصل می‌شود.

1. روایات وارد شده در این موضوع، متعدد و مختلف هستند. برخی از آنها اوقات شبانه‌روز را به سه و برخی دیگر، به چهار بخش تقسیم کرده‌اند.

2. فراوانی این روایات به قدری است که اطمینان از صدور آنها از معصوم حاصل می‌شود.

3. آنچه در این روایات بر آن تأکید شده این‌که، تقسیم‌بندی اوقات که باعث برنامه‌ریزی دقیق و درست در زندگی می‌شود را نشانه عقلانیت انسان معرفی کرده اند.

4. آنچه در همه این احادیث بر آن تأکید شده بود، تفریح سالم است به گونه‌ای که برخی احادیث، آن را عامل موفقیت در برنامه‌های دیگر معرفی کرده‌اند.

5. به نظر می‌رسد آنچه روح این روایات بر آن تأکید کرده‌اند، داشتن نظم و برنامه در زندگی انسان و پرهیز از افراط و تفریط در یک برنامه است.

6. بین این احادیث، هیچ گونه تعارض و تنافی وجود ندارد، بلکه برخی از آنها، امور را تفصیلی بیان کرده‌اند و برخی به طور اجمال.

پی‌نوشت‌ها:

1. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق/مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران، دارالکتب الإسلامیه، تهران، 1407ق، ج5، 87.

2. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالی، محقق/مصحح: مؤسسه البعثه، قم، دارالثقافه، چاپ اول، 1414ق، ص147.

3. فتال نیشابورى، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، قم، انتشارات رضى، چاپ اول، 1375ش، ج1، ص4.

4. ابن بابویه، محمد بن على، الخصال، محقق/مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، 1362ش، ج2، ص525.

5. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، محقق/مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم، جامعه مدرسین‏، چاپ دوم، 1404ق، ص409.

سرمایه ای که مورد نیاز انسان است و با کمتر از آن زندگی او در حد آبرو و شئونش اداره نمی شود، خمس ندارد.
سرمایه

آیا سرمایه کسب و کار خمس دارد؟

پاسخ: به نظر آیت الله خامنه ای و آیت الله مکارم شیرازی: اگر سرمایه به مقداری باشد که با دادن خمس آن نمی تواند با باقی مانده سرمایه مطابق شأن خود کار کند و کارکردن با بقیه، هزینه زندگی او را تأمین نمی کند، سرمایه خمس ندارد؛ اما اگر سرمایه به مقداری باشد که با دادن خمس با باقی مانده آن می تواند هزینه زندگی را تأمین کند بر سرمایه خمس تعلق می گیرد و باید خمس سرمایه را بدهد. ولی اگر با دست‌گردان کردن می تواند پرداخت کند، باید پرداخت نمایید.(۱)

به نظر آیت الله شبیری زنجانی: سرمایه ای که مورد نیاز انسان است و با کمتر از آن زندگی او در حد آبرو و شئونش اداره نمی شود، خمس ندارد.(۲)

به نظر آیت الله سیستانی: سرمایه خمس دارد اما اگر سرمایه کم باشد و با دادن خمس با باقی مانده آن نمی تواند زندگی را اداره کند، در این صورت باید با مرجع تقلید یا نماینده مرجع تقلید خود دست‌گردان کند و خمس آن را کم کم و به تدریج پرداخت کند.(۳)

به نظر آیت الله وحید خراسانی: به سرمایه خمس تعلق می گیرد: اگر سرمایه به مقدار واقی برای کارکردن باشد به فتوی خمس دارد و اگر به مقداری باشد که با دادن خمس، کارکردن با باقی مانده آن کفایت امور زندگی را نکند به احتیاط واجب باید خمس سرمایه پرداخت شود. (در احتیاط واجب می توان به مرجع دیگری که بعد از مرجع تقلید اعلم باشد و فتوی بر عدم وجوب خمس داشته باشد رجوع نمود.) (۴).

پی نوشت:

۱. آیت الله خامنه ای، اجوبة الإستفتائات، سؤال ۹۵۲ و آیت الله مکارم، توضیح المسائل، مسأله۱۵۱۰ و استفتائات جدید، ج۱، سؤال ۳۳۰و ج۲، سوال۵۴۳ .

۲. آیت الله شبیری زنجانی، توضیح المسائل، مسئله ۱۷۹۳.

۳. آیت الله سیستانی منهاج الصالحین ج ۱ مسئله۱۲۱۹ و سؤال تلفنی(۷۷۴۱۴۱۵۰۲۵۱) از دفتر ایشان.

۴. سایت آیت الله وحید خراسانی،احکام خمس، سؤال ۴۶۷ و سؤال تلفنی (۷۷۴۰۶۱۱-۰۲۵۱) از دفتر ایشان.