سوالات و شبهات حديثي

با سلام خدمت شما عزیزانی که این سایت زیبا رو برای پاسخگویی به سوالات ما و شناخت بهتر دین عزیز و مبین اسلام راه اندازی کردید. سوال:این روزها گفته میشود که برای روزه خواری در ملاعام مجازات «74ضربه شلاق» تعیین شده است و در جایی خوندم که یکی از روحانیون عزیز برای بار اول 25ضربه،برای بار دوم 50 ضربه و برای بار سوم 74 ضربه بیان کرده و بار چهارم را به دلیل تکرار جرم مجازات اعدام تعیین کرده بود.سوالی که دارم اینه که مبنای قرآنی و سنت و حدیث برای چنین کجازاتهایی چیه؟یعنی چنین حکمی بر اساس قرآن،سنت یا حدیث تعیین شده و یا نتیجه اجماع علما و عقلا دین اسلام هستش و اگه مبنای قرآن و سنت و ... داره از کدام احادیث و آیات؟با تشکر از شما عزیزان و با آرزوی قبولی طاعات و عباداتتون.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در مجموعه هاي حديثي يک کتاب مربوط به "حدود و تعزيرات" است. در اسلام انجام کارهاي حرام و ترک کارهاي حلال در اجتماع و به عمد، جرم حساب شده و کيفر اجتماعي دارد. بعضي از اين کيفرها از جانب شارع يعني خدا و پيامبر در قرآن يا روايات مشخص و معين شده مثلا براي زناکار صد تازيانه تعيين شده است. اين ها را "حدود" مي گويند و براي بسياري کيفر معين تعيين نشده و تعيين کيفر به عهده امام و حاکم شرع است که مي تواند با توجه به شرايط جرم و مجرم تا حداکثر 74 ضربه شلاق تعيين کند.
البته در قانون مجازات اسلامي از آن جهت که غالب قاضي ها مجتهد جامع شرايط نيستند و از باب ضرورت به منصب قضاوت گمارده شده اند، براي اين که هم وحدت رويه باشد و هم قاضي ها ايمني بيشتري از خطا داشته باشند، اين تعزيرات را تا حدودي سازماندهي کرده اند که براي اطلاع از تفصيل آن بايد به کتاب هاي قانون مراجعه کنيد.
مطلب ديگر اين که اگر کسي براي بار دوم و چندم يک جرم معين را مرتکب شود و هر بار تعزير شود، طبيعي است که در بارهاي دوم به بعد بايد کيفرش شديد تر شود و بعد از ارتکاب سه بار و حد يا تعزير شدن، وقتي باز هم مرتکب شود، نشانه اين است که او ديگر جرثومه فساد شده و اصلاح پذير نيست و کيفر ها براي اصلاح شدن است و وقتي کسي اصلاح پذير نياشد، بايد او را معدوم کرد و شرش را از اجتماع برچيد.
در روايات هم با توجه به اين مطلب معقول و منطقي دستور داده شده اگر فردي چند بار به جرم معيني محکوم شد، اگر جرم از موارد تعزيري است و حد ندارد، در باب اول تعزيري خفيف و بار دوم شديدتر و بار سوم شديدتر بشود و اگر اصلاح نشد و دست نکشيد و براي بار چهارم هم مرتکب شد، حد او اعدام است.
براي آگاهي از روايات وارده در اين زمينه به وسايل الشيعه،ج18،ص576 به بعد(باب بقيه الحدود و التعزيرات" مراجعه کنيد.

سلام، شبهاتی در خصوص ازدواج متعه مطرح می شود، که صیغه موقت اخلاقا عمل جالبی نیست! در حالی که از سوی خلیفه دوم (لعنت الله علیه) حرام اعلام شده است و از امام صادق(ع) روایت است که هنگام جاری ساختن صیغه برای استحباب عبارت "بُغضاً لِعُمَر" را قید کنید! این شنیده ها باعث از بین رفتن انگیزه ی جوانانی می شود که شرایط ازدواج را ندارند و نمی دانند با شهوتشان چه کار کنند! تکلیف چیست؟

پاسخ: با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز.
ازدواج موقت نوعي ازدواج است و دليل آن قرآن کريم و روايات معتبره از اهل بيت پيامبر اسلام علیهم السلام مي باشد. خداوند در قرآن مي فرمايد:
«فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ أُجورهنّ و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة؛(1) زناني را كه متعه مي كنيد، واجب است مهريه آنان را بپردازيد. گناهي بر شما نيست در آن چه بعد از تعيين مهر با يكديگر توافق كرده ايد».
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مرد و زني به خاطر رضاي خدا ازدواج موقت نمايند، خداوند با هر کلمه اي که با هم صحبت مي کنند، حسنه عنايت مي کند. رابطه که با هم انجام مي دهند، حسنه دارد و سبب آمرزش گناهان آن ها مي شود.(2)
در منابع اهل سنت نيز روايتي دال بر جواز متعه وجود دارد(3). بر همين اساس بعضي از علماي اهل سنت آن را قبول دارند لکن اکثر علماي اهل سنت قائل به حرمت ازدواج موقت هستند. دليل آن ها گفته عمر بن خطاب است:
« مُتْعَتَانِ كَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَا أَنْهَى عَنْهُمَا وَ أُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا مُتْعَةُ النِّسَاءِ وَ مُتْعَةُ الْحَجِّ (4) ؛ در زمان پيامبر دو متعه جايز بود و من (عمر) آن ها را حرام اعلام مي کنم. کسي که اين دو متعه را انجام دهد، او را عقوبت مي کنم».
اين روايت در کتب اهل سنت مشهور است. در اين روايت عمر اعتراف به جواز آن در زمان پيامبر كرده، ولي او حرام نموده است. درحالي که مي دانيم کسي حق تحريم حلال خدارا ندارد. عمر صلاحيت نداشته است که حلال خدا را حرام کند.
در هر صورت ازدواج موقت با رعايت شرايط، نه تنها عمل ضد اخلاقي نيست، بلکه يک ضرورت اجتماعي است. اگر با شرائط آن در بين جامعه رائج گردد و فرهنگ ازدواج موقت به صورت درست جا بيافتد، دامنه فساد و فحشا محدود مي شود. به همين جهت امير المؤمنين علي عليه السلام فرمود:
اگر عمر بن خطاب آن را منع نکرده بود و ازدواج موقت رائج مي شد، کسي جز افراد بدبخت، مرتکب زنا نمي شد.(5)
بنابراين، جوانان اگر زمينه ازدواج دائم ندارند، در صورتي که زمينه ازدواج موقت با رعايت شرايط براي شان فراهم گردد، مي توانند ازدواج موقت نمايند. اين ازدواج موقت اگر به خاطر رضاي خدا و دور ماندن از گناه باشد، نه تنها برخلاف اخلاق نيست، بلکه مطابق با اخلاق صحيح مي باشد و باعث جلو گيري از مفاسد اخلاقي مي گردد.

پي نوشت ها:
1. نساء (4)آيه24.
2. وسائل الشيعه، ج14، ص442، ابواب المتعه ،باب 2 ،روايت 3.
3. كنزالعمال ، ج 16 ،ص 518.
4. شرح‏ نهج ‏البلاغة (ابن ابي الحديد) ج 1 ،ص 182 ؛
بحار الانوار ،ج30،ص630 الرابع أنه حرم المتعتين متعة الحج و النساء.
5. تهذيب‏ الأحكام ،ج7،ص250باب24- باب تفصيل أحكام النكاح ...

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها