اصالت قرآن وحدیث

بررسی ادعای تئوفانس دربارۀ نکوهش مسیحیان بر اثر نفوذ یهودیان
ادعای تأثیرپذیری قرآن از یهودیان با تکریم چهره‌های مسیحی و انتقاد از باورهای تثلیثیِ خودِ مسیحیان سازگار نیست و صرفاً ترفندی استعماری برای مهار اسلام است.

پرسش:

 تئوفانس، تاریخ‌نگارِ بیزانسیِ سدهٔ نهم میلادی مدعی شده که نکوهش مسیحیان در قرآن بر اثر نفوذ یهودیان در ردیف مسمانان صدر اسلام و محصول دشمنی یهود با مسیحیان است؛ آیا این ادعا صحیح است؟

پاسخ :

تئوفانس (750 ـ 817 م)، راهب و تاریخ‌نگارِ بیزانسیِ سدهٔ نهم میلادی، در کتاب تاریخ خود که سال‌های میان ۲۸۴ تا ۸۱۳ میلادی را پوشش می‌دهد، ادعا می‌کند در ابتدای ظهور پیامبر خدا، ده نفر از یهودیان گمان کردند که او همان مسیحایی است که در انتظارش بودند و مسلمان شدند؛ اما وقتی دیدند که او گوشتِ شتر می‌خورد، متوجه شدند که او مسیح نیست؛ ولی از سر ترس به ظاهر مسلمان باقی ماندند و مسائل ناروایی بر ضدِّ ما مسیحیان به پیامبر آموختند (1). در این نوشتار به بررسی و نقد ادعای تئوفانس پرداخته شده است.

انگیزه تئوفانس از طرح ادعای القائات یهودی

هیچ شاهد تاریخی‌ که نشان دهد یهودیانِ مدینه در تدوین محتوایِ قرآن علیه مسیحیت نقش داشته‌اند، وجود ندارد، بلکه شواهد و قراین مختلف نشان می‌دهد این ادعا خالی از حقیقت است. تئوفانس کشیشی مسیحی بود و کتاب خود را در دورانی نوشت که اسلام به‌شدت در جهان از جمله ممالک مسیحی در حال رشد بود. هدفِ او از این داستان‌پردازی، بی‌اعتبار‌کردن رقیب قدرتمند مسیحیت یعنی اسلام در نزد مسیحیان بود (2). نسبت‌دادنِ «نفوذِ یهودیان» به هر پدیدۀ نوظهورِ مذهبی، از کلیشه‌‌های رایج در میان نویسندگان مسیحی قرون میانه بود (3) تا بتوانند با سوءاستفاده از نفرت مسیحیان از یهودیان، جلوی گسترشِ سریع اسلام را در میان مسیحیان بگیرند.

نقد افسانۀ نفوذ ده یهودی و ساخت قرآن

اشکال‌های درون‌متنی و برون‌متنی مختلفی متوجه ادعای ساخت قرآن از سوی یهودیان است که برخی از آنها عبارت‌اند از: 1. دوسوم قرآن پیش از هجرت پیامبر به مدینه و مسلمان‌شدن یهودیان وجود داشته است؛ 2. اگر قرآن ساخته یهودیان نفوذی بود، باید آنان را تأیید و از آنان مدح و ستایش می‌کرد، درحالی‌که قرآن در آیات متعددی کارهای بد آنان را گزارش می‌دهد و از آنان انتقاد و بارها آنان را لعن می‌کند؛ 3. یهودیان، حضرت عیسی علیه ‌السلام را مدعی دروغین مسیحیایی و مادرش را زنی بدکاره می‌دانند؛ ازاین‌رو اگر قرآن ساخته یهودیان بود، باید چهره‌ای منفی از آنان ارائه می‌داد؛ اما نه‌تنها چنین نیست، بلکه شاهد مدح و ستایش‌های بی‌نظیری از آن حضرت و مادرش در قرآن هستیم (4)؛ 4. اسرائیلیات ساختۀ یهودیان است و مقایسه آنها با قرآن نشان می‌دهد که نمی‌توان هر دو را از یک منشأ دانست (5).

قرآن و تأیید مسیحابودن حضرت عیسی در مکه

تئوفانس در حالی مدعی است که یهودیان گمان کردند پیامبر خدا مسیح است و به او ایمان آوردند که قرآن در سوره‌های مریم، شوری و زخرف که همگی در شهر مکه و پیش از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده‌‌اند (6)، آشکارا ضمن یادکردن از عیسی بن مریم، ایشان را ستایش می‌کند: «ذٰلِکَ عِیسَى اِبْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ اَلْحَقِّ اَلَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ: این است عیسی بن مریم، همان قول حق که درباره او در تردیدند» (7).

با توجه به اینکه حضرت عیسی خودش را مسیحای بنی‌اسرائیل می‌دانست، تأیید حضرت عیسی در قرآن به معنای تأیید ادعای مسیح‌بودن ایشان است؛ بنابراین چگونه ممکن است پیامبر هم خودشان را «مسیحا» معرفی کنند؟! یا یهودیان به عنوان «مسیح» به ایشان ایمان بیاورند؟!

حقیقتی که تئوفانس نمی‌خواهد به آن اعتراف کند، این است که یهودیان فقط منتظر «مسیح» نبودند، بلکه بر اساس بشارت‌های کتاب مقدس، افزون بر مسیح، منتظر یک پیامبر هم بودند و به حضرت محمد علیه وآله السلام در جایگاه پیامبر ایمان آوردند. در کتاب مقدس مسیحیان چنین آمده است:

«19 و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤال کنند که تو کیستی؛ 20 او اقرار کرد که من مسیح نیستم. 21 آن‌گاه از او سؤال کردند پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت نیستم. آیا تو آن نبی هستی؟ جواب داد که نی» (8).

آیا نکوهش مسیحیان در قرآن تحت القائات یهودیان بوده است؟

قرآن در آیات مختلفی ضمن مذمت مسیحیان، از آنان انتقاد هم می‌کند. مهم‌ترین اموری که سبب نکوهش مسیحیان در قرآن شده، بر این اساس است:

الف) اعتقاد به تثلیث (سه‌گانه‌پرستی) و الوهیت حضرت عیسی (نساء: 171؛ مائده: 17، 72 و 75)؛

ب) عیسی را پسر خدا دانستن (توبه: 30)؛

ج) خود را فرزند خداوند و دوستان او دانستن (مائده: 18)؛

د) اتخاذ راهبان و کشیش‌ها به‌مثابۀ اربابان در برابر خدا (توبه: 31)؛

هـ) خوردن اموال مردم به ناحق توسط بسیاری از راهبان و کشیشان (توبه: 34)؛

و) کتمان بخشی از حقایق وحی (مائده: 15)؛

ز) انکار صلیب حضرت عیسی (نساء: 157).

 

آیا واقعاً مسیحیان به چنین اموری اعتقاد داشته و چنین کارهایی را کرده‌اند یا قرآن به گفته تئوفانس، تحت القائات یهودیان این مطالب نادرست را به مسیحیان نسبت داده است؟

ـ بیشتر مسیحیان معتقد به تثلیث و الوهیت حضرت عیسی هستند و ایشان را پسر خدا می‌دانند (9).

ـ مسیحیان از خودشان با عنوان پسران خدا یاد می‌کنند؛ چون معتقدند برخلاف گذشتگان که رابطه‌شان با خدا رابطه مولی و عبد بود و باید شریعت موسوی را کاملاً انجام می‌دادند، آنان به یُمن ایمان‌آوردن به عمل فدای مسیح بر روی صلیب، پسران خدا شده‌اند؛ درنتیجه دیگر ملزم به انجام شریعت نیستند (10).

ـ سوءاستفاده مالی کشیش‌ها از مسیحیان نیز دست‌کم در گذشته تاریخ کتمان‌ناپذیر است. یکی از دلایل جدایی کلیسای پروتستان از کلیسای کاتولیک بر سر همین قضیه و برای نمونه فروش آمرزش‌نامه‌ها یا به عبارت ساده‌تر «بهشت‌فروشی» کلیسا بود (12).

ـ تا مدت‌ها عموم مردم به کتاب مقدس دسترسی نداشتند و اطلاع آنان از کتاب مقدس فقط در حد و اندازه‌ای بود که کلیسا اجازه آن را می‌داد؛ ازاین‌رو بعد از اینکه بر اثر نهضت پروتستانتیزم، ترجمه کتاب مقدس مسیحیان به زبان‌های مختلف رایج شد و عموم مردم به آن دسترسی پیدا کردند، مسیحیان متوجه شدند آموزه‌هایی همچون تثلیث در کتاب مقدس نیامده است و عالمان مسیحی حقایق بسیاری را از آنان مخفی کرده‌اند؛ برای نمونه آراسموس بعد از مقایسه ترجمه لاتینی که کلیسا از انجیل ارائه داده بود با نسخه اصلی که به زبان یونانی بود، گفت: «یا این انجیل نیست یا ما مسیحی نیستیم» (13).

به‌روشنی مشخص است که همۀ این امور واقعیت دارد؛ ازاین‌رو نمی‌توان ادعا کرد علت اینکه در قرآن اتهام‌های نادرستی به مسیحیان نسبت داده می‌شود، نفوذ یهودیان و القای این تهمت‌ها به پیامبر خداست.

درباره انکار صلیب از سوی قرآن نیز باید گفت یهودیان نیز همانند مسیحیان معتقد به صلیب حضرت عیسی هستند و یکی از ادله آنان مبنی بر مسیحانبودن ایشان همین صلیب است و می‌گویند: چگونه فردی که قرار بود بنی‌اسرائیل را نجات بدهد، حتی نتوانست خودش را نجات بدهد؟ (14)

امر دیگری که نباید نادیده گرفته شود اینکه برخی از نقدهای قرآن همچون نفی فرزندی و دوستیِ اختصاصیِ با خداوند، ویژۀ مسیحیان نیست و شامل هر دوی یهودیان و مسیحیان می‌شود (15)؛ بنابراین چگونه ممکن است این نقدها تحت القائات یهودیان باشد؟!

نکتۀ پایانی نیز اینکه تئوفانس در حالی مدعی تأثیرپذیری قرآن از القائات یهودی در نقد مسیحیان است که مسیحیان در قرآن در مقایسه با یهودیان، چهره مثبت‌تری دارند؛ برای نمونه قرآن به‌صراحت برخی مسیحیان را نزدیک‌ترین مردم به مؤمنان معرفی می‌کند و علت آن را وجود کشیشان و راهبان فروتن و دوری آنان از تکبر می‌داند: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ اَلنّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلْیَهُودَ وَ اَلَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰارىٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ: به‌یقین سرسخت‌ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. و البته نزدیک‌ترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می‌یابی که گفتند ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا‌ترس‌اند، و آنان [در پیروی از حق] تکبّر نمی‌کنند» (16).

نتیجه:

1. کشیش‌های مسیحی در قرن‌های هشتم و نهم میلادی از جمله تئوفانس، از نفرت مسیحیان علیه یهودیان سوءاستفاده کردند و به دروغ مدعی شدند که دین اسلام تحت نفوذ یهودیان شکل گرفته است تا جلوی مسلمان‌شدن مسیحیان را بگیرند.

2. اگر قرآن تحت القائات یهودیان شکل گرفته بود، باید در آن شاهد تخریب شخصیت حضرت عیسی و مادرش می‌بودیم، نه اینکه به بهترین شکل از آنان ستایش کند؛ چنان‌که قرآن از مسیحیان در مقایسه با یهودیان، چهره مثبت‌تری ارائه می‌دهد و با این وضعیت چگونه می‌توان مدعی تأثیرپذیری قرآن از یهودیان شد؟

3. اموری همچون تثلیث، پسر خدا بودن عیسی و همچنین خود را پسران خدا دانستن، از مواردی است که خود مسیحیان نیز اعتقاد به آنها را قبول دارند؛ ازاین‌رو این مطالب نادرست نیست تا ادعا شود محصول القائات یهودیان و دشمنی آنان با مسیحیان است.

4. انکار صلیب از سوی قرآن نیز القای یهودیان نیست؛ چراکه خود یهودیان نیز معتقدند حضرت عیسی به صلیب کشیده شده است؛ درحقیقت قرآن در این موضوع هم با یهودیان و هم با مسیحیان مخالف است.

برای مطالعه بیشتر:

سیدکامل عسکری؛ «بررسی اندیشه‌های آبراهام گایگر در مورد مصادر قرآن»؛ اصفهان: همایش بین‌المللی مطالعات قرآنی و سیره نبوی از منظر اروپاییان، 1402 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. Błażej Cecota, “Islam, the Arabs and Umayyad Rulers According to Theophanes the Confessor’s Chronography”, Studia Ceranea, Vol. 2 (2012). P257. (https://doi.org/10.18778/2084-140X.02.09).

2. Błażej Cecota, “Islam, the Arabs and Umayyad Rulers According to Theophanes the Confessor’s Chronography”, P260.

3. Błażej Cecota, “Islam, the Arabs and Umayyad Rulers According to Theophanes the Confessor’s Chronography”, P258 - 260.

4. برای نمونه، سوره آل‌عمران، آیات 42، 45 و 46؛ سوره نساء، آیات 157 و 171؛ سوره صف، آیه 6؛ سوره مریم، آیات 21، 30 و 31؛ سوره زخرف، آیات 59 و 63، سوره مائده، آیات 46، 75 و 110؛ سوره مؤمنون، آیه 50؛ سوره تحریم، آیه 12.

5. علی‌اصغر اصغری ولوجایی؛ «مؤلفه‌های داستان‌‌های قرآن و مقایسه‌ آن با اسرائیلیات»؛ مطالعات قرآنی، ش 48، زمستان 1400 ش، ص53 ـ 72.

6. محمدهادی معرفت؛ علوم قرآنی؛ چ 6، قم: مؤسسه تمهید، 1384 ش، ص 78 ـ 79.

7. مریم: 34.

8. انجیل یوحنا 1: 19 ـ 21.

9. ر.ک: محمد کاشانی؛ تثلیث در قرآن و عهدین؛ قم: دلیل ما، 1392 ش.

10. ر.ک: عبدالرحیم سلیمانی اردستانی؛ پسر خدا در قرآن و عهدین؛ چ 2، قم: مؤسسه امام خمینی، 1389 ش.

11. عباس رسول‌زاده و جواد باغبانی؛ شناخت مسیحیت؛ چ 2، قم: مؤسسه امام خمینی، 1391 ش، ص 199 ـ 201.

12. عباس رسول‌زاده و جواد باغبانی؛ شناخت مسیحیت؛ ص 213.

13. محمد کاشانی؛ مسیحیت‌شناسی تحلیلی؛ قم: انتشارات ذکری، 1395 ش، ص173. برای نمونه میکائیل سروتوس، کشیش و پزشک حاذق بلژیکی قرن شانزدهم که به عنوان کاشف «جریان خون در رگ‌ها» شناخته می‌شود، پس از مطالعه کتاب مقدس مسیحیان متوجه شد که مسئله تثلیث️ و اعتقاد به سه خدای پدر، پسر و روح القدس، در کتاب مقدس وجود ندارد و این عقیده از ساخته‌های کلیساست؛ ازاین‌رو کتابی به نام اشتباه تثلیث را منتشر و تثلیث را رد کرد. کلیسا، سروتوس را بازداشت، محاکمه و به سوزاندن در آتش محکوم کرد (ر.ک: مجید دانشگر؛ «شرح‌حال مختصری از مایکل سروتوس و اندیشه الاهیاتی وی»؛ آینه پژوهش، دوره 26، ش 152، تیر 1394 ش، ص 15 ـ 16.

14. «دیگران را نجات داد، امّا نمی‌تواند خود را برهاند. اگر پادشاه اسرائیل است، اکنون از صلیب فرود آید تا بدو ایمان آوریم» (انجیل متی 27: 42).

15. توبه: 30؛ مائده: 18.

16. مائده: 82.

بررسی شبهه نقش چند نفر حکیم یهودی در تدوین قرآن
ادعای ساخت قرآن توسط یهودیان با واقعیت‌های تاریخی، ناتوانی مخالفان در تحدی، تضاد محتوایی قرآن با آموزه‌های یهودی و شواهد زمانی کاملاً رد می‌شود.

پرسش:

پاسخ شبهه در اصالت قرآن مبنی بر اینکه هنگام بعثت خاتم‌الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله چند نفر حکیم یهودی در صف مسلمانان نفوذ کرده و در راستای تأمین منافع قوم یهود، در تدوین قرآن نقش ایفا کرده‌اند، چیست؟

پاسخ:

به باور یهودیان اگر متنی مشتمل بر نام خدا باشد، نباید آن را دور انداخت و باید حتماً دفن شود؛ به‌همین‌دلیل، آنان بخشی از کنیسه خود را که «گنیزا» نام دارد به محل جمع‌آوری این متون اختصاص داده‌اند تا بعداً آن‌ها را به شکل مناسبی دفن کنند. (1) یکی از این گنیزاها در کنیسه بن عزرا در بخش باستانی فسطاط قاهره است. در این گنیزا مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌ها و متن کهن یهودی و همچنین اسناد اداری دوران خلافت فاطمیان نگهداری می‌شد. از این دست‌نوشته‌ها با عنوان «گنیزای قاهره» یاد می‌شود. (2)

افسانه ده حکیم یهودی و ساخت قرآن برای پیامبر

برخی از متون «گنیزای قاهره» در مقام نقد فرقه یهودی «قرائیم» است که در قرن دوم هجری متأثر از کلام اسلامی شکل گرفت. (3) در دو متن از این متون ادعا شده که ده حکیمِ یهودی خود را در زِی و ظاهر مسلمان به پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نزدیک کردند و قرآن را برای او ساختند؛ البته آنان در دلِ سورهٔ بقره رمزی قرار دادند و آن رمز، حروفِ مقطعهٔ این سوره بود. در این متن، ادعا شده که «الٓمٓ» در حقیقت کلمهٔ عبریِ «اِلِّم» (אלם)، به‌معنیِ «گنگ» و اشاره به پیامبران دروغین است. (4) البته این تنها نشانه نبود و نشانه دیگر جمله‌ای رمزی بود که در سوره بقره قرار دادند. در این متن از 21 عبارت به‌عنوان آیه قرآن یاد شده که وقتی حروف اول این عبارات را کنار هم می‌گذاریم، جمله «حکیمانِ اسرائیل به نادانِ شریر پند دادند» تشکیل می‌شود. (5)

نقد افسانه نفوذ ده حکیم یهودی

با قطع‌نظر از اعجاز قرآن که بهترین دلیل الهی بودن آن است، ادعای نفوذ ده حکیم یهودی و ساخت قرآن را نه‌تنها هیچ شاهد تاریخی تائید نمی‌کند، بلکه این ادعا با اشکالات مختلف درون‌متنی و برون‌متنی روبه‌رو است. در ادامه به‌صورت کوتاه به برخی از این اشکالات اشاره می‌شود:

1. قرآن در مقام گفت‌وگو با مخاطبان خود، پاسخ به سؤالات آنان (6) و عکس‌العمل به حوادث رخ‌داده در زمان و مکان نزولش (7) و مهم‌تر به‌تدریج و جلوی چشم مسلمانان و در زمان‌ها و مکان‌ها و شرایط مختلف نازل شده و شکل گرفته است؛ (8) بنابراین، چگونه ممکن است ده نفر از یهودیان آن را ساخته باشند و مسلمانان متوجه نشده باشند؟!

2. اگر قرآن ساخته‌وپرداخته ده نفر از یهودیان است، پس چرا مشرکین مکه نتوانستند یک سوره مانند سوره‌های قرآن را بسازند و با پاسخ دادن به تحدّی قرآن، (9) الهی بودن آن را زیر سؤال ببرند تا دیگری نیازی نباشد از مال و جانشان برای مقابله با پیامبر مایه بگذارند؟!

3. هیچ‌یک از عبارات 21گانه‌ای که از آن‌ها به‌عنوان آیه قرآن یاد شده و ادعا شده یهودیان آنان را ساخته‌اند، در قرآن نیست. (10) فراموش نکنیم که ما امروزه مصاحفی کهن از قرآن همچون مصحف کدکس رضوی متعلق به نیمه دوم قرن اول را در دسترس داریم که مشتمل بر بیش از 95 درصد قرآن ازجمله سوره بقره هست و با قرآن کنونی تفاوتی ندارد؛ (11)

4. سبکِ عربیِ این عبارات 21گانه، افزون بر این‌که سنخیت و همگونی با قرآن ندارد، چنان نااستوار و مخالف با قواعد ادبیات عربی هست که حتی نمی‌توان آن‌ها را احادیثی تلقی کرد که به‌عنوان آیه قرآن معرفی شده‌اند؛ (12)

5. یهودیان در اطراف مدینه ساکن بودند. ایمان آوردن برخی از آنان به پیامبر خدا، پس از هجرتِ حضرت از مکه به مدینه بوده است و از سوی دیگر، دوسوم قرآن یعنی سوره‌های مکی که 86 سوره از 114 سوره را تشکیل می‌دهد، پیش از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده است.

6. چهار سوره از سوره‌های مکی که پیش از هجرت نازل شد، دارای حروف مقطعه «ألم» هستند: سوره عنکبوت، سوره روم، سوره لقمان و سوره سجده؛ (13) بنابراین، حرف مقطعه «ألم» از پیش در قرآن کاربرد داشته و نمی‌توان مدعی شد که یهودیان نفوذی آن را به‌عنوان رمز در سوره بقره  که در مدینه نازل شده  گذاشتند؛

7. کعب‌الاحبار که از او با عنوان یکی از ده حکیم یهودی نفوذی یاد شده، پس از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مسلمان شد و اصلاً پیامبر را ندیده است؛ (14)

8. عبدالله بن سلّام که از او نیز با عنوان یکی از ده حکیم یهودی نفوذی یاد شده نیز یا در سال اول و یا در سال هشتم هجری مسلمان شده است. (15) برفرض در سال اول هجری مسلمان شده باشد باز بخش عمده قرآن پیش از مسلمان شدن او شکل گرفته است؛

9. با توجه به این‌که این یهودیان نفوذ کرده‌اند تا کتابی مطابق میل خود را برای پیامبر بسازند، اگر این ادعا راست بود باید قرآن از یهودیان مدح و ستایش و آنان را تائید می‌کرد؛ اما قرآن کاملاً برعکس در آیات متعددی از آنان به بدی یاد کرده و کارهای بد آنان را گزارش داده و از آنان انتقاد کرده است؛ (16)

10. قرآن در آیات متعددی یهودیان را به دلایل مختلفی لعن و نفرین کرده است؛ (17)

11. یهودیان حضرت عیسی علیه‌السلام را مدعی دروغین مسیحیایی می‌دانند؛ اگر قرآن ساخته یهودیان بود باید چهره‌ای منفی از ایشان ارائه می‌داد؛ اما نه‌تنها چنین نیست، بلکه شاهد مدح و ستایش‌های بی‌نظیری از حضرت در قرآن هستیم؛ (18)

12. یهودیان حضرت مریم علیهاالسلام را زنی بدکاره می‌دانند! اگر قرآن ساخته یهودیان بود باید چهره‌ای منفی از ایشان ارائه می‌داد؛ اما نه‌تنها چنین نیست، بلکه شاهد اوصاف والایی برای حضرت در این کتاب هستیم؛ (19)

13. اگر قرآن توسط یهودیان ساخته شد، پس چرا یهودیان با دینی که کتاب مقدسش را خودشان ساختند، با شدیدترین شکل مخالفت کردند و این مخالفت تا حدی بود که این کتاب از آنان با عنوان شدیدترین دشمن مؤمنان یاد کرد؟!

14. در اینکه در صدر اسلام گروهی از یهودیان مسلمان شدند، شکی نیست، اما این افراد در زمان‌ها و مکان‌های مختلف و همچنین از قبایل گوناگون و با انگیزه‌های متفاوت به اسلام گرویدند و هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهیم بگوییم گروهی از آنان در اثر تبانی با هم مسلمان شدند؛

15. برخی از یهودیان که به اسلام گرویده بودند یا چنین وانمود می‌کردند، در دوره‌های بعدی برخی آموزه‌های برگرفته از فرهنگ دینی خود را در قالب روایت‌های اسلامی در جامعه مسلمانان منتشر کردند که بعدها به «اسرائیلیات» معروف شد. بااین‌حال، این جریان اولاً مربوط به دوران پس از پیامبر اسلام بود و ثانیاً از دید مسلمانان پنهان نماند و آنان به شیوه‌های مختلف با آن برخورد و مخالفت کردند. بر این اساس، اگر فرض شود که قرآن نیز محصول همان جریان یهودی بوده باشد، انتظار می‌رفت مسلمانان میان قرآن و این نقل‌ها تناقضی احساس نکنند و اسرائیلیات را بپذیرند، درحالی‌که چنین پذیرشی رخ نداد.

به‌عبارت‌دیگر، قرآن و اسرائیلیات را نمی‌توان دارای منشأ واحد دانست؛ زیرا ساختار، هدف و روش روایت در آن‌ها کاملاً متفاوت است. قرآن در قصه‌های خود بر حقیقت‌گرایی، گزیده‌گویی، پرهیز از جزئیات غیرضروری و ارائه الگوهای اخلاقی از پیامبران تأکید دارد و روایت را در خدمت هدایت قرار می‌دهد. در مقابل، اسرائیلیات عمدتاً به نقل‌های تفصیلی، گاه افسانه‌پردازانه و متعارض می‌پردازند و در بسیاری موارد با تصویر اخلاقی پیامبران در قرآن ناسازگارند. این تفاوت‌های بنیادی در هدف، محتوا و سبک، نشان می‌دهد که این دو مجموعه از یک منشأ واحد قابل صدور نیستند. (20)

نتیجه:

ادعای نفوذ ده حکیم یهودی و ساخت قرآن برای پیامبر افزون بر اینکه هیچ شاهد تاریخی‌ای آن را تائید نمی‌کند، اشکالات مختلفی متوجه آن است:

 1. اگر قرآن ساخته یهودیان است پس چرا مشرکین نتوانستند حتی یک سوره مثل سوره‌های آن را بسازند و به تحدی قرآن پاسخ بدهند؟!

 2. دوسوم قرآن پیش از هجرت پیامبر به مدینه و مسلمان شدن یهودیان وجود داشته است؛

 3. چهار سوره از سوره‌های مکی که پیش از هجرت و مسلمان شدن یهودیان نازل شدند، دارای حروف مقطعه «ألم» هستند، بنابراین، ادعای رمز یهودیان بودن این حروف مقطعه نمی‌تواند درست باشد؛

 4. از کعب‌الاحبار به‌عنوان یکی از حکیمان یهودی نفوذی یادشده که او پس از پیامبر و بعد از نزول قرآن مسلمان شد؛

 5. اگر قرآن ساخته یهودیان نفوذی بود باید آنان را تائید و از آنان مدح و ستایش می‌کرد، اما قرآن در آیات متعددی از آنان انتقاد کرده و در آیات متعددی آنان را لعن کرده است؛

 6. یهودیان از عیسی و مریم به بدی یاد کرده‌اند، اما قرآن به بهترین نحو از آنان یاد کرده و این یعنی قرآن ساخته آنان نیست؛

 7. اسرائیلیات ساخته یهودیان است و مقایسه آن‌ها با قرآن نشان می‌دهد که نمی‌توان هردو را از یک منشأ دانست.

پی‌نوشت‌ها:

1. ویکی‌پدیا، صفحه گنیزا، https://fa.wikipedia.org/wiki/گنیزا.

2. ویکی‌پدیا، صفحه گنیزای قاهره، https://fa.wikipedia.org/wiki/گنیزای_قاهره.

3. ساجدی نسب، مریم و قربان علمی، «تأثیر کلام معتزلی بر کلام قرائیمی»، الهیات تطبیقی، دوره 1، ش 2، تیر 1389 ش، صص 1-18.

4. علت اینکه این کلمه را به‌عنوان رمز انتخاب کردند، عبارت دهم فصل 56 کتاب اشعیا در کتاب مقدس یهودیان بود. در این عبارت تعبیر «سگانِ گُنگِ ناتوان از پارس‌کردن» به‌کاررفته که در سنّتِ تفسیریِ یهود برای اشاره به پیامبرانِ کاذب است.

5. کانال تلگرامی targum، https://t.me/targumx/8، نوشته شده در تاریخ 9 ژوئن 2026.

6. برای نمونه، سیزده آیه قرآن با عبارت «یسئلونک: از تو می‌پرسند» شروع شده است.

7. لذا شمار فراوانی از آیات قرآن سبب نزول دارند.

8. سوره فرقان، آیه 32.

9. سوره بقره، آیه 23؛ سوره هود، آیه 13.

10. کانال تلگرامی targum، https://t.me/targumx/8، نوشته‌شده در تاریخ 9 ژوئن 2026.

11. کاتالوگ معرفی مصحف مشهد رضوی، موسسه آل‌البیت لاحیاء التراث و سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدرس رضوی.

12. کانال تلگرامی targum، https://t.me/targumx/8، نوشته‌شده در تاریخ 9 ژوئن 2026.

13. معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، موسسه فرهنگی تمهید، چاپ ششم، بهار 1384 ش، ص 79.

14. جلالیان، حبیب‏الله‏، تاریخ تفسیر قرآن کریم، تهران، اسوه، چاپ چهارم، 1378 ش، ص 120؛ کورانی، علی، تدوین قرآن، ترجمه محمود عظیمی، تهران، سروش، چاپ اول، 1379 ش، ص 175.

15. عظیم زاده تهرانی، طاهره، مواضع پیامبر و امام علی علیه‌السلام در برابر عبدالله بن سلام، سیره‌پژوهی اهل‌بیت علیه‌السلام، بهار و تابستان 1396 ش، ش 4، صص 9-30.

16. ازجمله به این موارد می‌توان اشاره کرد: دشمن‌ترین مردم با مؤمنان؛ (مائده: 82)، کفر به آیات الهی؛ (بقره: 91)، کتمان حق؛ (بقره: 146)، تحریف کتاب؛ (مائده: 13)، آمیختن حق با باطل؛ (آل‌عمران: 71)، پیمان‌شکنی؛ (مائده: 13)، نافرمانی از فرمان خدا؛ (بقره: 93)، قساوت قلب؛ (بقره: 74)، تکذیب پیامبران؛ (بقره: 87)، کشتن پیامبران؛ (آل‌عمران: 21)، حسد؛ (بقره: 109)، استکبار؛ (بقره: 87)، دروغ بستن بر خدا؛ (آل‌عمران: 94)، کتمان شهادت؛ (بقره: 140)، حرص بر زندگی دنیا؛ (بقره: 96)، رباخواری؛ (نساء: 161)، خوردن اموال مردم به‌ناحق؛ (نساء: 161)، دنیاگرایی؛ (بقره: 86)، ناسپاسی نسبت به نعمت‌ها؛ (بقره: 61)، گوساله‌پرستی؛ (بقره: 51)، درخواست‌های نابجا؛ (بقره: 55)، تمرد از ورود به سرزمین مقدس؛ (مائده: 24)، طغیان؛ (مائده: 64)، گمراه کردن دیگران؛ (آل‌عمران: 69)، دورویی و نفاق؛ (بقره: 76) و ... چنانکه قرآن کریم ادعای یهودیان مبنی بر انحصار بهشت به آنان (بقره: 111) و همچنین ادعای برگزیدگی (مائده: 18) را نقل و تکذیب کرده است.

17. از قبیل: کفر و ایمان نیاوردن؛ (بقره:88)، کفر و ایمان نیاوردن به قرآن با علم به حقانیت آن؛ (بقره:89)، کتمان کردن حقیقت و هدایت؛ (بقره:159)، نقض و شکستن پیمان؛ (مائده:13)، اعتقاد به بسته بودن دست خداوند؛ (مائده:64)، عصیان و تجاوز از حدود الهی؛ (مائده:78)، بهتان زدن به حضرت مریم علیهاالسلام. (نساء:156) و ...

18. مانند: مسیح؛ (آل‌عمران: 45؛ نساء: 157)، رسول خدا؛ (نساء: 171؛ صف: 6)، کلمه الله (آل‌عمران: 45؛ نساء: 171)، روح الله (نساء: 171)، عبد الله (مریم: 30)، نبی (مریم: 30)، مبارک (مریم: 31)، وجیه در دنیا و آخرت (آل‌عمران: 45)، از مقربان (آل‌عمران: 45)، آیه و نشانه برای مردم (مریم: 21؛ مؤمنون: 50)، رحمت از جانب خدا (مریم: 21)، بینه و نشانه (زخرف: 63)، مصدق تورات (آل‌عمران: 50؛ مائده: 46)، مؤید به روح‌القدس (بقره: 87؛ مائده: 110)، از صالحان (آل‌عمران: 46)، وجیه و آبرومند (آل‌عمران: 45)، نشانه‌ای برای بنی‌اسرائیل (زخرف: 59).

19. از قبیل: صدیقه و بسیار راست‌گو (مائده: 75)، برگزیده الهی و برتر از زنان جهان زمان خود (آل‌عمران: 42)، پاک و طاهر (آل‌عمران: 42)، قانت و فروتن (تحریم: 12)، پاک‌دامن و عفیف (تحریم: 12)، آیه و نشانه (مؤمنون: 50)، نمونه و مَثَل برای مؤمنان (تحریم: 12)

20. اصغری ولوجایی، علی‌اصغر، «مؤلفه‌های داستان‌‌های قرآن و مقایسه‌ آن با اسرائیلیات»، مطالعات قرآنی، زمستان 1400 ش، ش 48، صص 53-72.

شبهۀ کامل‌نبودن قرآن و پاسخ به آن
بر پایه شواهد نسخه‌شناختی و سنت حفظ شفاهی، مقایسۀ کهن‌ترین مصاحف قرن اول هجری با متن کنونی قرآن، اصالت و تغییرناپذیری آن را در طول تاریخ تأیید می‌کند.

پرسش:

 در کلیپی می‌گفت هیچ قرآن کاملی با 114 سوره از قرن اول اسلام وجود ندارد؛ یعنی تا 100 سال بعد از پیغمبر یک نسخۀ کامل از قرآن نداریم، حتی بالاتر تقریباً تا 200 سال بعد از اسلام یک قرآن با 114 سوره وجود ندارد. نسخۀ ازبکستان دارای 40 سوره است، نسخۀ موزۀ لندن فقط 40 سوره دارد؛ همچنین نسخۀ توبکاپی که تقریباً کامل است، با دست‌خط‌های مختلف است که برای یک زمان نیست. از سوی دیگر شنیده‌ایم در جنگ با امام علی (علیه السلام) قرآن‌ها را بر سر نیزه کردند، گویا هر کسی برای خودش یک قرآن دارد؛ ولی چرا در قرن اول اصلاً یک نسخۀ کامل از قرآن وجود ندارد؟ پرسشم این است که آیا این سخنان واقعیت دارد؟ پس چگونه می‌توان به این قرآن اعتماد کرد که همان قرآن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و قرآن اصلی است؟

پاسخ:

برخی با اشاره به نبود مصحف کاملی از قرن اول، کوشیده‌اند این نتیجه را به مخاطب القا کنند که قرآن کنونی در قرن اول هجری وجود نداشت و بعدها به وجود آمده است. در این نوشتار، این ادعا بررسی و نقد خواهد شد.

چرایی نبود مصحف کاملی از قرن اول

معمولاً در صدر اسلام، مصاحف بر روی پوست حیوانات نوشته می‌شدند. نگارش بر روی پوست هم فرایندی طولانی، پرزحمت و گران داشت و هم مصاحف به‌دست‌آمده لزوماً عمر زیادی نمی‌کردند. پوست حیوانات ماده‌ای آلی است که به‌ مرور زمان در معرض تجزیه بیولوژیکی با باکتری‌ها، قارچ‌ها و حشرات قرار می‌گیرد. فرایند دباغی سنتی که برای آماده‌سازی پوست انجام می‌شد نیز گاهی سبب اسیدی‌شدن پوست و درنتیجه خوردگی و از‌بین‌رفتن آن می‌شد. در کنار چنین حوادثی، رخدادهایی همچون آتش‌سوزی کتابخانه‌ها، جنگ‌ها و غارت شهرها، نیز حوادث طبیعی همچون سیل و زلزله‌ها سبب از‌بین‌رفتن تعداد زیادی از نسخه‌های خطی از جمله مصاحف کهن قرآن شده‌اند. مهم‌ترین عامل ازبین‌رفتن نسخه‌های کهن، شیوع کاغذ و تولید انبوه آن است. کاغذ که به‌تدریج جایگزین پوست شد، نسخه‌های خطی روی پوست به‌تدریج به روی کاغذ انتقال یافتند و خودشان از رده خارج شدند. با توجه به ‌اینکه در قدیم هنوز اهمیت و ارزش نسخه‌های خطی و اولیه روشن نشده بود، به نگهداری از آنها توجه نمی‌شد. از نگاه آنان محتوا مهم بود و وقتی کتابی به ماده جدیدتر و بهتری منتقل می‌شد، دلیلی برای نگهداری نسخه قدیمی‌تر وجود نداشت. البته خوشبختانه قرآن در‌این‌باره با دیگر کتاب‌ها، تفاوت مهمی داشت و آن هم تقدس و لزوم حفظ احترام این کتاب بود؛ به ‌همین ‌دلیل مصاحف را پس از استفاده‌ناپذیری نابود نمی‌کردند و برای حفظ حرمتشان، آنها را معمولاً در پارچه‌ای قرار می‌دادند و دفن می‌کردند، چنان‌که بسیاری از مساجد نیز مکانی را به چنین مصاحفی اختصاص داده بودند؛ برای نمونه مصاحف کشف‌شده در مسجد صنعا که شماری از آنها متعلق به سدهٔ نخست اسلام هستند، از همین نوع می‌باشند. البته نباید فراموش کنیم ممکن است برخی از نسخه‌های خطی هنوز وجود داشته باشند، اما به ‌دلیل شناسایی‌نشدن یا فهرست‌نویسی نامناسب در دسترس محققان قرار نگرفته‌اند؛ برای نمونه مصحف دانشگاه بیرمنگام که کهن‌ترین دست‌نوشته قرآنی کشف‌شده و متعلق به اوایل قرن اول هجری است، تا مدت‌ها در لابلای کتب عربی کتابخانه این دانشگاه قرار داشت و کسی از قرآن‌بودن و قدمت آن اطلاعی نداشت (1).

اطلاع کامل از وضعیت قرآن در قرن اول با وجود کشف‌نشدن مصحف کاملی از این سده

هرچند از قرن اول هجری مصحف کاملی (به معنای یک جلد صحافی‌شده با تمام ۱۱۴ سوره و چیدمان دقیق امروزین) به دست ما نرسیده است، بدین‌معنا نیست که امروزه نمی‌توانیم به وضعیت قرآن در این قرن پی ببریم. برعکس بسیاری از شواهد باستان‌شناختی و کتیبه‌نگاری، تغییرناپذیری متن قرآن را از همان آغاز تا زمانه ما تأیید می‌کنند. این واقعیت که نسخه‌های کاملی از آن دوران موجود نیست، دلایل متعددی دارد که به ‌هیچ‌وجه به ‌معنای وجود‌نداشتن متن کامل قرآن در آن زمان نیست. خوشبختانه مصاحف متعدد و مختلفی باقی مانده‌اند که هرچند همه آنها ناقص هستند، هر کدام به سهم خود شاهد بر قدمت و اصالت متن قرآن‌اند. مصحف بیرمنگام با خط حجازی و مایل به راست است و بخش‌هایی از سوره‌های کهف، مریم و طه را دربر می‌گیرد. اهمیت حجازی‌بودن خط در این است که با سبک نگارش رایج در قرن اول هجری سازگار است و نشان‌دهندۀ قدمت و اصالت نسخه‌های نوشته‌شده با این خط است. مصحف بیرمنگام بر اساس آزمایش رادیوکربن و خط‌شناسی، از کهن‌ترین مصاحف کشف‌شده تاکنون است و با احتمال بالای ۹۵ درصد می‌تواند مربوط به دوران حیات پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) یا سال‌های بسیار نزدیک پس از وفات ایشان باشد. تطابق کامل متن آن با قرآن امروزی، حتی در اموری همچون ترتیب آیات و سور، نشانه‌ای قوی از تغییر‌نیافتن در متن اصلی قرآن در گذر تاریخ است (2).

مصحف مشهد رضوی با بیش از 95 درصد پوشش متن قرآن، کامل‌ترین نسخۀ ‌کهن با خط حجازی یا خط مایل شناخته می‌شود. بر اساس قدمت‌گذاری رادیوکربن، قدمت آن به سدۀ اول یا درنهایت اوایل قرن دوم هجری بازمی‌گردد. انطباق و یکسانی بی‌نظیر آن با متن قرآنی رایج، شاهد محکمی بر پایداری قرآن است (3). مصحف توبینگن نیز با تاریخ‌گذاری ۲۷ ـ ۵۳ هجری قمری به‌روشنی در اواخر قرن اول هجری قرار می‌گیرد و متن آن نیز با قرآن استاندارد مطابقت دارد.

نسخه‌های خطی صنعا نیز از هزاران قطعۀ قرآنی تشکیل شده است که قدمت برخی از آنها به اواخر قرن اول هجری بازمی‌گردد؛ به‌ویژه نسخۀ دو‌لایه که متن رویی با قرآن امروزی کاملاً مطابق است و متن زیرین نیز تفاوت‌های املایی یا جزئی بسیار ناچیزی دارد که نشان‌دهندۀ توحید مصاحف در صدر اسلام است. این سه نسخه گواه است که حتی قبل از توحید مصاحف، متن قرآن در اصول بنیادین خود با متن کنونی یکسان بوده است.

با کنار هم قرار‌دادن و مقایسه دقیق این مصاحف و قطعات کهن، پژوهشگران می‌توانند با اطمینان بسیار بالا، تقریباً به چگونگی متن کامل قرآن در قرن اول هجری پی ببرند. این بررسی‌ها نشان می‌دهد که متن اصلی و ساختار کلی قرآن از همان قرن اول به‌ طور فوق‌العاده‌ای ثابت و تغییرناپذیر باقی مانده است. اختلاف‌های جزئی (مانند رسم‌الخط و نوع اِعراب‌گذاری) که در برخی از این نسخه‌ها دیده می‌شود، هرگز به ‌معنای تغییر قرآن نیست، بلکه منعکس‌کننده تحولات خط عربی از حجازی به کوفی و سپس نسخ و ... است. افزون بر شواهد فیزیکی بسیاری از متون تاریخی و ادبی قرن اول و دوم هجری، مانند نوشته‌های محدثان، ادیبان، مورخان، مفسران، فقیهان و ... به آیات قرآنی ارجاع می‌دهند که با متن کنونی قرآن مطابقت دارند.

این شواهد باستان‌شناختی، در کنار سنت قدرتمند حفظ شفاهی و تواتر نسل‌به‌نسل قرآن (4)، دلایل محکمی برای اثبات اصالت و پایداری کلام الهی از همان قرون اولیه اسلام تا به امروز هستند.

نتیجه

نماندن مصاحف قدیمی که روی پوست نوشته شده بودند، کاملاً طبیعی و معمول است؛ اما هرچند عوامل مختلف طبیعی، انسانی و تاریخی دست ‌به ‌دست هم داده‌اند تا از قرن اول هجری مصحف کاملی که مستقیم به زمان پیامبر یا صحابه بازگردد، وجود نداشته باشد یا تاکنون کشف نشود، اما این فقدان به ‌معنای ناتوانی ما در بازسازی متن قرآن در آن دوره و مقایسه آن با قرآن کنونی نیست. تک‌تک مصاحف کهن که از طریق آزمایش کربن 14 و خط‌شناسی تعلقشان به قرن اول هجری ثابت شده است، همچون دانه‌های پازل هستند که با کنار هم‌ قرارگرفتن، تصویر واضحی از قرآن قرن اول را شکل می‌دهند. مقایسۀ قرآن کنونی با این قرآن بازسازی‌شده نشان از تغییرناپذیری الفاظ، آیات و سوره‌های قرآن است. این مسئله افزون بر شواهد تاریخی همچون کتیبه‌ها، سکه‌ها، نقل‌قول‌های منابع قرن اول از قرآن و از همه مهم‌تر نقل متواتر قرآن در طول تاریخ است.

برای مطالعه بیشتر

کریمی‌نیا، مرتضی؛ «مصاحف به خط حجازی: کهن‌ترین دست‌نوشته‌های قرآنی»؛ مجله آینۀ پژوهش، ش 203، سال 1402 ش، ص 31 ـ 60.

پی‌نوشت‌ها

1. سایت دانشگاه بیرمنگام:

The Birmingham Qur'an، https://www.birmingham.ac.uk/facilities/cadbury/birmingham-quran-mingana-collection/birmingham-quran.

2. همان.

3. کاتالوگ معرفی مصحف مشهد رضوی، مؤسسۀ آل‌البیت لاحیاء التراث و سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدرس رضوی.

4. غلامرضائی، هادی؛ «چالش‌های تواتر قرآن کریم و راهکارهای برون‌رفت از آنها»؛ رسالۀ دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، 1401 ش.

قرآن اصالت و واقعيت دارد و در جاي خود- با دلايل متقن - اثبات شده است

 قرآن اصالت و واقعيت دارد .در جاي خود- با دلايل متقن - اثبات شده است كه قرآن كلام خدا  و محتواي مطابق با واقع مي باشد ، از اين رو است كه يكي از منابع مهم احكام، دستورات و قوانين الهي قرآن مي باشد. نكته قابل دقت اينكه در برخي آيات از قصه هاي قرآني به عنوان" حق" ياد شده كه به معناي واقعيت است.در قرآن مسايل افسانه اي وجود ندارد. قرآن در آيات متعددي ضمن بيان داستان‌ها، روي اين موضوع تأكيد مي‌كند كه اين داستان‌ها حقايقي است كه براي شما بيان مي‌شود:

 إنّ هذا لهو القصص الحقّ (1) ؛ اين داستان حقيقت است.

نحن نقص نبأهم عليك بالحقّ (2) ؛ داستان آنان را كه حقيقت دارد ، براي تو نقل كرديم.

نتلو عليك من نبأ موسي وفرعون بالحقّ؛(3) داستان موسي و فرعون كه حقيقت دارد ، براي تو بيان كرديم.

 قرآن پژوهان نيز يكي از ويژگي‌هاي داستان‌هاي قرآن را حق و راستين بودن آن ها دانسته‌اند، در حالي كه تمامي قصه‌هاي ديگر عالم، آميخته با خيال و دروغ و افسانه است، چون اگر چنين نباشد، زيبايي خود را از دست مي‌دهند، ولي زيبايي قصه‌هاي قرآن به جهت حقانيت و اعجاز آن هاست.(4)، مهم تر از همه اينكه قـرآن تـصـريـح دارد الفاظ و عبارات قرآن و ساختار آن ، از آن خدا است و با دست وحي انجام گـرفـتـه است .عـلاوه بر آن در قرآن از كتاب الهي به عنوان كلام اللّه  ياد شده :

و ان احد من المشركين استجارك فاجره حـتي يسمع كلام اللّه .

 يريدون ان يبدلوا كلام اللّه .

 در حديثي نيز آمده : هو كلام اللّه. (5)

 همين طور احاديث و مسايل تاريخي واقعيت و اصالت دارند ، به عبارت ديگر خيلي از مسايل تاريخي از طريق تواتر به ما رسيده و از مسلمات هستند و اين مطالب در منابع معتبر آمده اند ، البته برخي از موضوعات تاريخي تحريف شده و برخي نيز واقعيت ندارند ، اما بدان معنا نيست كه همه مسايل تاريخي واقعيت و اصالت ندارند . اگر اين طور بود ، تدوين ده ها كتاب در باره تاريخ انبيا، اقوام وملل ، و امامان معنا نداشت.

 احاديث نيز واقعيت دارند ، بدين معنا كه آنچه را معصومان گفته اند ،مطابق با واقع هستند، از اين رو است كه يكي از منابع مهم احكام ،روايات مي باشند.اگر  احاديث واقعيت نداشتند ، استباط احكام از روايات معنا نداشت . فقها نمي توانستند از آن ها احكام را استنباط نمايند. از همه مهم تر اين كه خود معصومان سفارش نمودند كه كلام و گفتار ما براي شما حجت است و آن ها را الگوي زندگي خود قرار دهيد. اين امر مبتني بر واقع بودن روايات مي باشد . همچنين براي روايات تقسم بندي هايي وجود دارد - از جمله روايات صحيح و مجعول ، روايت قوي و ضعيف  (6) . تقسيم بندي نشان از واقعي بودن بعضي روايات دارد. به خاطر تقسيم بندي روايات است كه در علم رجال معيارهايي براي تشخييص روايت ضعيف از غير ضعيف و نادرست از درست وجود دارد. اگر روايات واقعيت نداشت ،وجود معيارها بي معنا بود،  وجود اختلاف در روايات معنايش اين نيست كه احاديث واقعيت و اصالت ندارد. علل اختلاف روايات را بايد در عوامل ديگر جستجو نمود . البته يكي از علل اختلاف وجود روايات مجعول است ، اما بدان معنا نيست كه همه آيات و روايات واقعيت ندارند . براي آگاهي بيش تر به كتاب علم حديث از زين العابدين قرباني مراجعه نمائيد .

پي‌نوشت‌ها:

1. آل عمران (3) آيه 62.

2. كهف (18) آيه 13.

3. قصص (28) آيه 3.

4. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي، خرمشاهي، ج 2، ص 1767.

5.محمد هادي معرفت ، علوم قر آني ، ص47 ، قم ،موسسه فر هنگي  التمهيد،1384، چاپ ششم

6. زين العابدين قرباني، علم الحديث ، ص 109،قم،انتشارات انصاريان،1424ه ؛

كاظم مدير شانه چي، علم الحديث ، ص 179به بعد ، قم، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين، چاپ شانزدهم