پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
با اینكه می دونم دین اسلام تاكید كرده با پدر و مادر به خوبی رفتار كنین
مشكلي كه شما با پدرتان داريد، چيزي است كه در خانواده هاي زيادي وجود دارد و مخصوصا در خانواده هايي كه اختلاف سني زياد و هم چنين اختلاف تحصيلات زياد بين ...

پسری 26 ساله دانشجوی كارشناسی ارشد در یكی از بهترین دانشگاههای ایران هستم. در برخورد با پدرم با مشكل مواجه شدم، واقعا نمی دونم چه برخوردی باهاشون داشته باشم، با اینكه می دونم دین اسلام تاكید كرده با پدر و مادر به خوبی رفتار كنین، اما بیشتر وقتا همش با پدرم در حال بحث كردن هستیم.پدرم 63 سالش هست و اختلاف سنیشون با من زیاده، با اینكه 4 تا بچه هستیم و شاید من از بقیه بیشتر سر افرازشون كردم از هر لحاظ اما اندازه یه سر سوزن منو قبول ندارن. حتی وقتی كه می خواستم واسه قبولی در كنكور كارشناسی ارشد درس بخونم میگفتن وقتتو تلف نكن برو سر كار و تو قبول نمی شی. با اینكه از لحاظ برخورد و روابط اجتماعی قوی هستم، اما جلوی دیگران منو سركوب می كنن و در مسائل مختلف خانوادگی و...حتی اجازه صحبت كردن به من را نمی دهند، با اینكه می دونم توانایی هام زیاده اما اینقدر كه اندازه سر سوزن اعتماد به نفس بهم نمیدن سرد شدم. حتی اصلا براشون غیر قابل باوره كه من دكترا قبول شم. با اینكه پدرم معلم بازنشسته و فرهنگی هستن، اما دركم نمی كنن. حتی به افكارم و حرفام گوش نمیدن. مثلا وقتی به بابام میگم: بابا اتفاقات درون خانواده را به دیگران نگو ناراحت می شن. منو بچه فرض می كنن كه صاحب نظر و فكر نیستم در حالی كه موفقیت هام اینو نمیگه. بخدا نمی دونم چه كنم.بعضی وقتا میگم اصلا باهاشون قهر كنم حتی حرف هم نزنم اما بعد میگم درست نیست، اگرم حرف بزنم كه اندازه سر سوزن واسه عقاید و افكارم ارزش قائل نیستم.من چه كنم؟

مشكلي كه شما با پدرتان داريد، چيزي است كه در خانواده هاي زيادي وجود دارد و مخصوصا در خانواده هايي كه اختلاف سني زياد و هم چنين اختلاف تحصيلات زياد بين پدر و مادر و فرزندان وجود دارد، اين مسائل تا حدودي طبيعي و شايع است. البته چون ما اطلاعات دقيقي از زندگي شما نداريم و هم چنين به اين خاطر كه حرفهاي پدر شما را نشنيده ايم، نمي توانيم قضاوت كنيم كه واقعا همه حرفهاي شما درست است يا نه، اما در هر صورت براي بهتر شدن وضعيتتان به موارد زير توجه كنيد:

* پذيرفتن موقعيتهاي ناخوشايند، زماني كه خارج از كنترل شماست:

 مهمترين اصل در مورد تغيير دادن يك موقعيت ناخوشايند، واقع بيني است. شما بايد اين واقعيت را بپذيريد كه بسياري از رويدادهاي زندگي كه به احساس ناراحتي شما منجر مي شود خارج از كنترل شماست. بنابر اين سازگارانه نيست كه خود را با اين گونه افكار ، ناراحت كنيد. واقعيت اين است كه اين نوع رفتار پدر شما چيزي است كه چندين سال است كه در او وجود دارد و چيزي نيست كه بتوان كاري جدي در مورد آن كرد، و وقتي كسي ساليان درازي با يك اخلاق خاصي زندگي كرد، ديگر مشكل است كه او را تغيير داد، لذا چون از عهده شما خارج است، خيلي به آن فكر نكنيد. وقتي كه شما به اين مسائل و مشكلات ديگري كه در خانواده اتان وجود دارد، فكر مي كنيد و به آنها تمركز مي كنيد، شما را آشفته و پريشان مي كند.

* شما بايد بررسي كنيد و مواردي را كه پدرتان به آنها حساس است را شناسايي كنيد و در صورت امكان، طبق ميل او رفتار كنيد، بالاخره وقتي كه آنها را نمي توان اصلاح كرد، بهترين كار اين است كه زمينه درگيري را از بين ببريد. البته بايد به موارد حساسيت آنها هم پرداخته شود، كه آيا درست است يا نادرست، شايد بعضي از موارد آن، ناشي از عملكرد بد شما باشد، ولي در هر صورت با از بين بردن زمينه اين حساسيت، مي توانيد از بروز درگيري جلوگيري كنيد. حتي اگر به حرف آنها اعتقادي هم نداريد، حداقل به خاطر اينكه درگيري ايجاد نشود، و آرامش شما را به هم نزند، در صورت امكان تذكرات آنها را گوش كنيد و طبق ميل آنها رفتار كنيد. 

* تقويت روابط شخصي با استفاده از مهارتهاي اجتماعي، جرات ورزي و مذاكره:

اگر به دليل آنكه كسي با شما درست برخورد نكرده، يا نيازهاي شما را برآورده نكرده است، احساس ناراحتي مي كنيد، مي توانيد از طريق مذاكره و گفتگو، يا از طريق استفاده از مهارتهاي اجتماعي و جراتمندي، موقعيت را تغيير بدهيد. اگر پدرتان چيزي را از شما خواستند كه صحيح نيست و شما را تحت فشار گذاشتند، به جاي اينكه عصبي شويد، حرفهايتان را با آرامش برای آنها توضيح دهيد. اصلا سعي نكنيد كه آنها را راضي كنيد، بلكه فقط درصدد توضيح مطالبتان باشيد، اگر راضي نشدند، شما صحنه را ترك كنيد و ديگر به آن فكر نكنيد.

* اينكه پدر و مادر شما به اندازه كافي به شما اعتماد ندارند و به شايستگي هاي شما توجه نمي كنند، نبايد باعث دلسردي و نااميدي شما شود، همين كه خودتان مي دانيد كه انسان توانمندي هستيد و كار خودتان را درست انجام مي دهيد، كافي است، و نبايد انتظار تحسين و تشويق از ديگران داشته باشيد. به عبارت ديگر، گرچه عكس العمل ديگران در مورد كارهاي انسان، در روحيه او تاثير مي گذارد، اما نبايد خودتان را به آنها وابسته كنيد.

* بهترين وسيله اثبات توانمندي هايتان، موفقيت در كارهاي آينده اتان است، به تدريج كه داراي موقعيت اجتماعي مي شويد، نظر و نگاه پدر و مادرتان هم به شما عوض مي شود. همين الان هم احتمالا پدر و مادر شما به شما و موفقيت هايتان افتخار مي كنند، اما در نحوه بيان كردن آن مشكل دارند و عادت كرده اند كه با شما اين گونه برخورد كنند.

*كارهايي مثل قهر كردن و قطع رابطه با آنها درست نيست، چون شايد آنها در حق شما كم لطفي كنند، اما در هر صورت شما نبايد به آنان بي توجهي كنيد و باعث ناراحتي و آزردگي آنها شويد. در روايات ديني ما توصيه بسيار زيادي در مورد برخورد خوب و مناسب با پدر و مادر شده است، و تاكيد شده است كه حتي اگر با شما رفتار خوبي نداشتند،در حد امكان با آنها به نرمي برخورد كنيد. سعي كنيد كه نه قطع رابطه داشته باشيد و نه اينكه بيش از حد در مسائل مختلف دخالت كنيد و اصرار بر نظر و عقيده خودتان داشته باشيد، سعي كنيد تعادل را در اين زمينه حفظ كنيد.

در پايان تذكر اين مطلب را لازم مي دانم كه نبايد از رحمت و لطف خداوند به بندگانش نااميد شويد، خيلي از بزرگان دين ما در طول زندگي اشان، گرفتار بد رفتاري افراد ديگر بوده اند، پدر و مادر بد رفتار داشته اند، همسر ناهماهنگ، فرزند ناخلف و بد كردار و ... اما آن را تحمل كردند و صبر كردند، و خدا هم به آنها كمك كرد و تحمل آنها را بالا برد. مطمئن باشيد كه اين شرايط زندگي شما از ديد خدا پوشيده نيست. به این نكته توجه داشته باشید كه رضایت و دلخوشی آنها موجب سرازیر شدن رحمت الهی در زندگی شما می شود و آثار مثبت آن را حس خواهید كرد و باعث پیشرفت مادی و معنوی شما خواهد شد.

موفق باشيد.