شق‌القمر

چرایی عدم نزول عذاب بر مشرکان بعد از معجزه اقتراحی
بر اساس قرآن، پیامبر خدا معجزه‌ای جز خود قرآن نداشته است. مشرکان بارها از ایشان معجزه‌ای غیر از قرآن طلبیدند؛ اما خداوند همواره این درخواست را رد کرد .

پرسش:

شأن نزول در آیه اول سوره قمر از شکافته شدن ماه خبر داده است؛ در تفسیر آن گفته شده مشرکان مکه از پیامبر صلی‌الله‌‌علیه‌و‌آله درخواست کردند که از باب معجزه، ماه شکافته شود تا آن‌ها ایمان بیاورند. اگر این تفسیر و شأن نزول درست باشد، با این پرسش مواجه می‌شویم که چرا بعد از تحقق معجزه اقتراحی آنان و شکافته شدن ماه، عذاب نازل نشد؟ مگر عدم ایمان بعد از معجزه اقتراحی مستلزم عذاب نیست؟

پاسخ:

قرآن در آیات اولیه سوره قمر از «شکافتن ماه» خبر داده است:

«اِقْتَرَبَتِ اَلسّٰاعَهُ وَ اِنْشق‌القمر * وَ إِنْ یَرَوْا آیَهً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ * وَ کَذَّبُوا وَ اِتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ؛ (1)

قیامت بسیار نزدیک شد و ماه از هم شکافت و اگر معجزه‌ای را ببینند، روی بگردانند و گویند: [این] جادویی همیشگی است! و انکار کردند و هواهای نفسانی خود را پیروی نمودند، درحالی‌که هر کاری [در قرارگاه ویژه خود] قرار می‌گیرد

مفسران درباره این آیات باهم اختلاف دارند. به باور مشهور، این آیات ناظر به معجزه «شق‌القمر» پیامبر خدا صلی‌الله‌‌علیه‌و‌آله در مکه است. (2) در نقطه مقابل، برخی ادله مختلفی را در نقد دیدگاه مشهور ارائه کرده و معتقدند این آیات ناظر به قیامت و شکافته‌شدن ماه در آن زمان است. (3) در این نوشتار با قول غیر مشهور، دلیل‌ها و دفاعیات آنان در مقابل مشهور آشنا خواهیم شد.

اِخبار قرآن از شق‌القمر در آستانه قیامت

گروهی از مفسران، ازجمله مفسران قدیم (4) و جدید، معتقدند آیات آغازین سوره قمر ارتباطی با وقوع معجزه شق‌القمر بر دستان پیامبر خدا ندارد و ناظر به آستانه قیامت و اتفاقاتی است که در آن زمان رخ خواهد داد. اهمّ ادله این گروه بر این پایه است:

1. سوره با تعبیر «اِقْتَرَبَتِ اَلسّٰاعَهُ» شروع شده و درنتیجه، ظهور دارد که شق‌القمر نیز در آستانه قیامت رخ خواهد داد؛

2. آیات متعددی از قرآن همچون آیه 59 سوره اسراء، آیه 146 سوره اعراف، آیه‌های 50 و 51 سوره عنکبوت و... همگی حاکی از این هستند که باوجود قرآن به معجزه دیگری نیاز نیست؛ به‌همین‌دلیل، هرگونه درخواست معجزه غیر از قرآن، از سوی خداوند ردّ شده است؛

3. سوره قمر پیش از بسیاری از سوره‌هایی همچون یونس و اسراء نازل شده که در آن‌ها مشرکان از پیامبر درخواست معجزه‌ای غیر از قرآن کرده‌اند و خداوند درخواست آنان را ردّ کرده است. اگر آغاز سوره قمر به معجزه شق‌القمر اشاره داشت، خداوند به آنان می‌گفت که ما قبلاً معجزه شق‌القمر را به درخواست شما فرستادیم ولی شما ایمان نیاوردید؛ اما هیچ‌گاه شاهد چنین پاسخی از سوی خداوند نیستیم.

نقد ادله معتقدان به معجزه شق‌القمر

مشهور مفسران معتقدند آیات آغازین سوره قمر به معجزه شق‌القمر اشاره دارد و ارتباطی با قیامت ندارد. (5) آنان افزون بر احادیث، (6) ادله مختلفی از خود قرآن ارائه کرده‌اند. (7) در ادامه این ادله نقل و نقد خواهند شد:

1. فعل‌های به‌کاررفته در آیه همچون «انشق: شکافته شد» ماضی هستند و این یعنی شکافتن ماه در گذشته رخ داده و ارتباطی به آینده ندارد. حمل این آیه بر آینده خلاف ظاهر فعل ماضی است؛ (8)

نقد: بله فعل ماضی در اصل برای دلالت بر وقوع کاری در گذشته وضع شده، اما در موارد فراوانی در زبان عربی و همچنین قرآن، برای اشاره به کاری حتمی‌الوقوع در آینده به‌کار رفته است. عرب از کاری که مطمئن است حتماً در آینده رُخ خواهد داد با فعل ماضی یاد می‌کند تا به مخاطب بفهماند که از نگاه من، وقوع آن کار به‌اندازه‌ای حتمی است که گویا در گذشته رخ داده است؛

2. قرآن پس از اشاره به انشقاق قمر، از رویگردانی مردم، سِحرپنداری نشانه‌های خداوند و تکذیب آن‌ها خبر داده است. نیازی به گفتن ندارد که در آستانه قیامت جایی برای انکار و اِعراض و تکذیب وجود ندارد و این یعنی انشقاق قمر در گذشته رخ داده و مشرکان باوجود مشاهده چنین معجزه‌ای، آن‌را تکذیب کرده و دست از انکار برنداشته‌اند؛ (9)

نقد: بررسی رویّه مشرکان نشان می‌دهد که آنان هرگاه آیاتی از قرآن که درباره آینده خبر می‌داد را می‌شنیدند، آن را سِحر دانسته و صحت آن را انکار می‌کردند. برای نمونه، به این آیه نگاه کنید:

«... وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ اَلْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ؛ (10)

... و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته می‌شوید، بی‌تردید کافران می‌گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست

بنابراین، انکار و تکذیبی که قرآن از آن خبر داده نسبت به آیات حاکی از انشقاق قمر، در آستانه قیامت است؛ نه این‌که قرآن گفته باشد مردم پس از انشقاق قمر در آستانه قیامت آن را انکار و تکذیب خواهند کرد.

3. قرآن نه‌تنها وقوع معجزه‌ای غیر از قرآن را ردّ نکرده، بلکه در آیاتی از قرآن از معجزات متعددی برای پیامبر خبر داده است. برای نمونه، به این آیه نگاه کنید:

«کَیْفَ یَهْدِی اَللّٰهُ قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إِیمٰانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ اَلرَّسُولَ حَقٌّ وَ جٰاءَهُمُ اَلْبَیِّنٰاتُ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ؛ (11)

چگونه خدا گروهی را هدایت کند که بعدازآنکه ایمان آوردند و به حقّانیّت رسول شهادت دادند و دلایل روشن و آشکار برای آنان آمد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند

مطابق این آیه پیامبر با «بَیِّنات» که جمع «بَیِّنَه» و به معنای معجزه است آمده است و این یعنی حضرت غیر از قرآن معجزات دیگری هم داشته‌اند.

نقد: خداوند در قرآن بارها از قرآن با تعبیر «بینات» یاد کرده است:

«وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ مٰا کٰانَ حُجَّتَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اِئْتُوا بِآبٰائِنٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ؛ (12)

چون آیات روشن ما [درباره معاد و زنده شدن مردگان] بر آنان خوانده شود، برهان و دلیلی جز این ندارند که می‌گویند: اگر شما [درزمینهٔ زنده شدن مردگان] راست‌گویید [با درخواست از خدا] پدران ما را [زنده کنید و] نزد ما بیاورید [تا به زنده شدن مردگان یقین پیدا کنیم.]»

«وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ؛ (13)

و چون آیات روشن مارا بر آنان بخوانند، کافران درباره حقّی که به سویشان آمده می‌گویند: این جادویی آشکار است

بنابراین، تعبیر «بینات» به معنای وجود معجزاتی غیر از قرآن برای پیامبر نیست. (14)

نتیجه:

1. کاربرد فعل ماضی برای خبردادن از آینده حتمی‌الوقوع در زبان عربی و قرآن بسیار رایج است؛

 2. مطابق آیات متعددی از قرآن، پیامبر خدا غیر از قرآن معجزه دیگری نداشته است؛

 3. مشرکان بارها از پیامبر تقاضای معجزه‌ای غیر از قرآن داشته‌اند و قرآن همیشه این تقاضا را رد کرده و مثلاً گفته است که گذشتگان نیز چنین درخواست‌هایی را داشتند، اما ایمان نیاوردند؛ با این‌که اگر معجزه شق‌القمر رخ داده بود، قرآن می‌گفت: پیشتر برای شما معجزه شق‌القمر را آوردیم اما شما ایمان نیاورید؛

 4. سِحرپنداری و انکار و تکذیب مشرکان در آیه‌های دوم و سوم این سوره، برای پس از انشقاق ماه در آستانه قیامت نیست تا گفته شود که در آن زمان جایی برای انکار و سِحرپنداری باقی نمی‌ماند؛ بلکه روش مشرکان این بود که هرگاه قرآن از آینده خبر می‌داد، آن‌‌را سِحر دانسته و صحت آن را انکار و تکذیب می‌کردند؛ بنابراین، آیات آغازین سوره قمر درباره شکافتن ماه در آستانه قیامت است و ارتباطی با شق‌القمر در این دنیا ندارد تا گفته شود: چرا پس‌ازاین معجزه اقتراحی و انکار مشرکان عذاب نازل نشد؟

برای مطالعه بیشتر:

ملکی معاف، اسلام و منصور پهلوان، «بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه فضل‌الله درباره تفسیر آیه شق‌القمر»، پژوهش‌های قرآن و حدیث، سال 49، شماره ۲، ۱۳۹۵ ش، صص 185-205.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره قمر، آیه‌های 2-4.

2. برای آگاهی درباره این قول و ادله آن ر.ک: خرسان، سید محمدمهدی، مزیل اللبس فی مسألتی شق‌القمر و رد الشمس، قم، دلیل ما، ۱۳۸۷ ش؛ قربانی امیرآبادی، علی، «بازخوانی معجزه از منابع کلامی شیعه و تطبیق آن بر واقعه شَقُّ‌الَقمَر»، مرکز حقایق اسلامی، به نشانی https://alhaqaeq.org/بازخوانی - معجزه - از – منابع – کلامی – شیعه – و - تط/

3. برای آگاهی درباره این قول و ادله آن ر.ک: ملکی معاف، اسلام و منصور پهلوان، «بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه فضل‌الله درباره تفسیر آیه شق‌القمر»، پژوهش‌های قرآن و حدیث، سال 49، شماره ۲، ۱۳۹۵ ش، صص 185-205. قول سومی که در این زمینه مطرح شده، این است که امروزه ازنظر علمی ثابت شده که ماه بخشی از زمین بوده و سپس از آن جدا شده و آیه انشقاق قمر ناظر به جدا شدن ماه از زمین و اعجازی علمی است؛ اما این ادعا درست نیست؛ زیرا جدا شدن ماه از زمین یک «اشتقاق» است اما آیه از «انشقاق» و شکافته شدن خبر داده و شکافتن تنها در مورد دوتکه شدن چیزی در درون خود آن، بدون جدا شدن از آن، به‌کارمی‌رود. (طباطبایی، سید محمدحسین‌، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‌، چاپ دوم، 1390 ق، ج‏19، ص 56)

4. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏4، ص 177.

5. فراء، یحیى بن زیاد، معانى القرآن، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب‏، چاپ دوم، 1980 م، ج‏3، ص 104؛ تسترى، سهل بن عبدالله‏، تفسیر التسترى، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1423 ق، ص 158.

6. ر.ک: طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج‏27، ص 50.

7. طباطبایی، سید محمدحسین‌، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‌، چاپ دوم، 1390 ق، ج 19، ص 55-61.

8. طوسى، محمد بن حسن‏، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، بی‌تا ج‏9، ص 443.

9. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏19، ص 55؛ صادقى تهرانى، محمد، البلاغ فى تفسیر القرآن بالقرآن، قم، مکتبه محمد الصادقی الطهرانی، چاپ اول، 1429 ق، ج‏27، ص 469.

10. سوره هود، آیه 7.

11. سوره آل‌عمران، آیه 86.

12. سوره جاثیه، آیه 25.

13. سوره احقاف، آیه 7.

14. ایازی، سید محمدعلی، نقد و بررسی ادله شق‌القمر در تفاسیر فریقین، پژوهش‌نامه نقد آراء تفسیری، سال 3، ش 1 (پیاپی 5)، 1401 ش، صص 82-111.

معجزه شق القمر
یکی از این معجزات پیامبر اسلام(ص)، شق‌القمر بوده که علاوه بر اشاره‌‌ی قرآن به آن، در احادیثی از اهل‌بیت(ع) و گزارش‌های بسیاری نقل شده است.

پرسش:

آیا معجزاتی مانند شق‌القمر درست است؟

پاسخ:

بر اساس تعالیم و آموزه‌های قرآن، پیامبران الهی برای اثبات نبوت و حقانیت دعوت خود، همواره از ابزار معجزه به‌عنوان تائید غیبی از ناحیه‌ی خداوند بهره می‌گرفتند. معجزه اقدامی خارق‌العاده بوده که شگفتی و تحسین مردم را در پی داشت و ضمن ساکت کردن مخالفان، موجب همراه ساختن باورهای مردم با پیامبران علیهم‌السلام می‌شد. در اسلام نیز علاوه بر این‌که قرآن به‌عنوان مهم‌ترین و اصلی‌ترین معجزه‌ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله شناخته می‌شود؛ معجزات بسیاری به حضرت نسبت داده شده‌ که یکی از معروف‌ترین این معجزات، شق‌القمر بوده است.

شق‌القمر در قرآن و روایات

در میان بیشتر علمای شیعه و اهل سنت، مشهور است که آیات ابتدایی سوره قمر، در مورد همین واقعه نازل شده است:

 «اِقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَانشق‌القمر وَإِن یَرَوْاْ آیَهً یُعْرِضُواْ وَ یَقُولُواْ سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ؛ ساعت نزدیک شد و ماه از هم شکافت؛ اگر نشانه‌ای ببینند از آن روی گردانده و می‌گویند که این کار سحری دائم است.»(1)

در روایتی امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «چهارده تن از اصحاب عقبه در شب چهاردهم ذی الحجّه از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تقاضای معجزه کردند و از ایشان خواستند که به ماه فرمان دهد تا دو نیم شود. آنگاه حضرت سرش را بالا برد و به ماه دستور داد تا دو نیم شود. ناگاه ماه دو نیم شد. سپس خواستند مثل قبل شود و باز ماه مثل قبل شد. سپس آن‌ها گفتند: «ای محمد! وقتی مسافران ما از شام و یمن بازگشتند، از آن‌ها می‌پرسیم در چنین شبی چه دیده‌اند، اگر همین چیزی که ما دیدیم آن‌ها نیز دیده باشند می‌فهمیم که این اتفاق از جانب پروردگارت بوده، امّا اگر ندیده باشند می‌فهمیم که این اتفاق سِحر بوده و تو با آن ما را سِحر کرده‌ای». آنگاه خداوند این آیه را نازل کرد.»(2)

در روایت دیگری امام باقر علیه‌السلام فرمودند:

 «ماه برای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله شکافته شد و قبل از او خورشید برای یوشع‌ بن ‌نون علیه‌السلام برگردانده شده بود.»(3)

همچنین در روایتی امام رضا علیه‌السلام به نقل از پدرش، از جدّش، از آبائش، از حضرت علی علیهم‌السلام فرموده‌اند:

 «ماه در مکه مُنشق شد به دو شقه، سپس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: شاهد باشید، شاهد این باشید.»(4)

شق‌القمر در گزارش‌های تاریخی

در منابع تاریخی نیز افراد بسیاری با اسناد مختلفی ماجرا شق‌القمر را دیده و گزارش کردند. مرحوم قطب‌الدین راوندی در این رابطه می‌نویسد: «بعضی قائل‌اند که غیر از یک نفر آن را روایت نکرده و این ادعا درست نیست؛ زیرا ماجرای شق‌القمر شهرت دارد و در میان مسلمانان مشهور بوده و پنج نفر عبارت‌اند از ابن مسعود، ابن عبّاس، ابن جبیر، ابن مطعم از پدرش و حذیفه آن را نقل کرده‌اند.»(5)

به‌عنوان نمونه ابن مطعم به نقل از پدرش مى‏گوید: «ماه شکافته شد و ما در مکه بودیم.»(6) و یا در گزارش دیگری عبدالله بن مسعود می‌گوید: «در عهد رسول خدا ماه شکافته شد؛ کافران قریش گفتند این جادوى پسر ابى کبشه (یعنى پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است، آنگاه گفتند صبر کنید تا کاروان‌ها برسند زیرا محمد نمى‏تواند همه مردم را جادو کند، چون کاروان‌ها آمدند؛ گفتند که چنین بود‏.»(7) همچنین در گزارشی به نقل از عبد اللّه بن عمر(8) و عبدالله بن مسعود(9) اشاره شده که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پس‌از این ماجرا از مردم نسبت به این اعجاز شهادت گرفتند.

بنابراین باوجود کثرت روایات و گزارش‌ها، جایی برای انکار این واقعه باقی نمی‌ماند؛ چنانکه شیخ طوسی معتقد است که مسلمانان در وقوع شق‌القمر اجماع داشته‌اند.(10) همچنین محتوای این گزارش‌ها مانند دو نیم شدن ماه در شهرهای دیگر، شاهد قرار دادن مردم نسبت به این حادثه و... با منابع روایی نیز تطابق داشته و ازاین‌جهت قابل خدشه نبوده است.

البته برخی نسبت به این معجزه ایراداتی گرفتند که مهم‌ترین آن؛ عدم نقل ماجرا در تمامی کتب تاریخی غیرمسلمانان بوده است.

 در این رابطه لازم است دانسته شود؛ اولاً زمان وقوع این حادثه، شب بوده است و مدت آن‌هم کوتاه، چه‌بسا در آن زمان بسیاری از افراد در خواب بوده و یا متوجه نشدند. ثانیاً بسیاری از مناطق که تا حدی به نجوم هم توجه داشتند، مانند هند، یونان و روم ... به دلیل اختلاف افق و اینکه در آن مناطق، روز بوده، ماه قابل‌رؤیت نبوده است. ثالثاً تاریخ، همه وقایع را ثبت نکرده است و چه‌بسا دلیل عدم نقل تاریخ‌نویسان غیرمسلمان، عناد با دین جدید اسلام بوده است. رابعاً مرحوم آیه‌الله حائری یزدی شواهد و داستان‌هایی را ذکر می‌کنند که خبر از وقوع این حادثه نزد غیرمسلمانان می‌دهند.(11)

البته در عصر حاضر برخی پژوهشگران معتقدند که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله سندی برای اثبات نبوت خود به‌جز قرآن نیاورده و هیچ‌گونه معجزه‌‌هایی از جنس امور حسی و خارق‌العاده نداشته است. درنتیجه آیه‌ی اول سوره‌ی قمر مبنی بر دو نیمه شدن ماه را، مربوط به زمان حیات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیست.(12)

نتیجه:

 برای اثبات یا انکار معجزاتی که به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نسبت داده شده، باید هرکدام جداگانه مورد بحث قرار بگیرد. یکی از این معجزات، شق‌القمر بوده که علاوه بر اشاره‌‌ی قرآن به آن، در احادیثی از اهل‌بیت علیهم‌السلام و گزارش‌های بسیاری نقل شده است؛ تا آنجا که افراد بسیاری چون عبدالله بن مسعود، انس بن مالک، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عبّاس، ابن جبیر، ابن مطعم و حذیفه این واقعه را روایت کردند؛ بنابراین کثرت روایات و گزارش‌ها در این رابطه و تطابق منابع تاریخی با احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌تواند مؤیدی بر صحت معجزه‌ی شق‌القمر باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره‌ قمر، آیه 1-2.

2. قمی، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی‏، محقق موسوى جزائرى، طیّب‏، قم، دارالکتاب‏، چاپ سوم،1404 ق، ج‏2، ص 341.

3. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413 ق، ج‏2، ص 385.

4. طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم انتشارات دارالثقافه، ۱۴۱۴ ق، ج ۱، ص ۳۴۱.

5. راوندى، قطب‌الدین سعید بن عبدالله،‏ الخرائج و الجرائح‏، قم، انتشارات مدرسه الإمام المهدی، چاپ اول ‏، 1409 ق‏، ج‏1، ص 31.

6. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1405 ق، ج‏2، ص 268.

7. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1405 ق، ج‏2، ص 266-267.

8. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1405 ق، ج‏2، ص 267.

9. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1405 ق، ج‏2، ص 264.

10. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، تصحیح احمد حبیب عاملی، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا، ج ۹، ص ۴۴۳.

11. حائری یزدی، شیخ علی، الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب، بیروت، موسسه الاعلمى‏، چاپ اول، 1422 ق،‏ ج ۱، ص ۲۸۱.

12. ر. ک: نقد و بررسی ادله شق‌القمر در تفاسیر فریقین: نویسنده: ایازی، سید محمدعلی؛ مجله: پژوهش‌نامه نقد آراء تفسیری؛ تابستان 1401 - شماره 5؛ صفحه - از 81 تا 110.

با توجه به دلائل روایی، به ویژه ذیل آیات سوره قمر، تردیدی وجود ندارد که معجزه ای به نام شق القمر توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مکه رخ داده است.
بررسی معجزه شق القمر

پرسش:
آیا الان دانشمندان و کیهان‌شناسان به این رسیده‌اند که زمانی حضرت محمد صلی الله علیه و آله ماه را نصف کرده باشند؟
 

پاسخ:
شق‌القمر (یا انشقاق القمر)، یکی از معجزات مشهور پیامبر خدا است؛ به این صورت که ماه با اشاره آن حضرت، شکافته شده و به دو نیم شده و سپس دو نیمه به یکدیگر پیوسته و ماه به حالت نخست بازگشته است. این معجزه نیز همانند بسیاری دیگر از معجزات و کرامات آن حضرت، با انکار افراد بی‌‌ایمان و تردید برخی افراد شکّاک یا سست‌ایمان روبه‌رو شده است. این بحث، هم جنبه کلامی (از جهت اعجاز) دارد و هم جنبه تفسیری (ذیل آیات نخست سوره قمر)؛ اما درباره جنبه علمی و تاریخی آن، ملاحظاتی وجود داد.

ماجرای شق‌القمر
آیات نخست سوره قمر، به این حادثه اشاره دارند: «اقْترَبَتِ السَّاعَهُ وَ انشقّ ‌القمر؛ قیامت بسیار نزدیک شد و ماه شکافت.» طبق توضیحاتی که مفسّران ارائه کرده‌اند، انشقاق قمر، قبل از هجرت و در مکّه، در پاسخ مشرکانی صورت گرفت که از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) درخواست چنین معجزه‌ای داشتند، تا به ارتباط آن حضرت با علم و قدرت بی‌پایان خداوند پی ببرند.(1)
این مطلب (که شأن نزول سوره مبارک قمر، واقعه شق‌القمر بوده) در میان مفسّران بسیار مشهور است و تقریباً همه مفسّران قرآن کریم، به روایات ناظر بر این معنا اشاره کرده‌اند و دست‌کم یکی از معانی آیة نخست این سوره را رخ دادن حادثه شکاف ماه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دانسته‌اند. مرحوم طبرسی در این باره ادعای اجماع کرده است.(2)

جنبه علمی شق‌القمر
در یکی از صفحات اینترنتی، فردی به نام برد بیلی (Brad Bailey)، که گویا یکی از دانشمندان ناسا است، نوشته است: «هیچ یک از شواهد علمی فعلی تأیید نمی‌کنند که ماه زمانی به دو تکه یا بیش‌تر تقسیم شده و پس از آن دوباره به هم وصل شده باشد.»(3)
در این باره، شایان توجه است که:
اگر شواهد علمی، چیزی را تأیید نکنند، به معنای نفی آن نیست؛ زیرا از نظر علمی، ممکن است حادثه‌ای رخ داده باشد، ولی علائم و نشانه‌های آن به ما نرسیده باشد، مخصوصاً اگر آن حادثه، به اعجاز رخ داده باشد. چه اشکالی دارد که همان خدایی که ماه را شکافته، آن را به گونه‌ای به هم پیوند دهد که اثری از شکاف بر روی آن باقی نمانده باشد؟! در معجزات دیگر نیز همین گونه است. اگر زمین شناسی نتواند تأیید کند که روزی در زمین طوفانی بزرگ رخ داده و آب، بخش مهمّی از زمین را فرا گرفته، به معنای دروغ بودن طوفان نوح نیست. اگر باستان‌شناسان نتوانند آثاری از آتش نمرود به دست بیاورند و برپاییِ چنان آتش بزرگی را تأیید کنند، به معنای دروغ بودن ماجرای حضرت ابراهیم و آتش نیست و... .
به عبارت دیگر حادثه شق‌القمر، یک امر عادی نیست، بلکه به عنوان یک «معجزه»(4) مطرح است. در جای خود اثبات شده است که معجزه، ناقض قانون علّیت نیست؛ ولی علّت آن برای افراد عادی، ناشناخته و دور از دسترس است و ازاین‌رو، قابل شناخت علمی نیست.(5) پس علم نمی‌تواند معجزه را توجیه کند؛ دقیقاً به همین سبب که علّت آن دور از دسترس است، علم نمی‌تواند معجزه را رد کند.
بنابراین، علم نه می‌تواند معجزه را توجیه کند و نه می‌تواند آن را نفی کند؛ بلکه تنها می‌تواند با توجه به نشانه‌های معجزه (اگر نشانه‌ای در کار باشد) درباره آن نشانه‌ها اظهار نظر کند. مثلاً اگر بیماری بر اثر معجزه شفا گرفته باشد، علم پزشکی با توجه به نشانه‌های بیماری قبل از شفا، و برطرف شدن نشانه‌ها بعد از شفا، تأیید می‌کند که این بیمار بهبود یافته است؛ ولی علّت حقیقی این بهبود را نمی‌تواند تشخیص دهد. حال اگر با واقعه‌ای اعجازآمیز مانند شق‌القمر مواجه باشیم که آثار و نشانه‌های آن در دسترس نباشد، علم مجالی برای اظهار نظر درباره آن نخواهد یافت.

جنبه تاریخی شق‌القمر
بسیاری از مورّخانی که به سیره رسول خدا (ص) پرداخته‌اند، ماجرای شق‌القمر را نیز نقل کرده‌اند. از جمله: مَقدِسی (متوفای 507) بدان اشاره کرده (6) و ابن حزم اندلسی (متوفای 456) نیز آن را نقل کرده است.(7) مقریزی (متوفای 845) نیز بدان پرداخته و به برخی شبهات را نیز در این باره پاسخ گفته است.(8) ابن کثیر دمشقی (متوفای 744)(9) و ذهبی (متوفای 748)(10) نیز روایات دال بر این معجزه را در بابی مستقل و به تفصیل آورده‌اند. افزون بر این، منابع روایی نیز یکی از منابع تاریخ اسلام شمرده می‌شوند و این مطلب در این متون نیز ثبت شده است.
برخی اشکال می‌کنند که چرا مردم شهرهای دیگر (غیر از مکّه) این واقعه را ثبت نکرده‌اند؟ اما این، بدان معنا نیست که چنین حادثه‌ای رخ نداده است. اساساً این حادثه در شب اتفاق افتاده و طبعاً اغلب مردمی که شب را در نیم‌کره مشترک با مکّه سپری می‌کرده‌اند، در خواب بوده‌اند و حتّی کسانی هم که شب‌ها بیدارند و بیرون از خانه به سر می‌برند، همواره مراقب اوضاع آسمان نیستند و جابجایی ستارگان را به صورت اتّفاقی مشاهده می‌کنند. در همین روزگار کنونی که اکثر مردم شب‌ها تا دیروقت بیدارند و حوادثی مانند پدیدار شدن ستاره دنباله‌دار و ماه گرفتگی، از مدّت‌ها قبل اطلاع‌رسانی می‌شود، اگر صبحِ بعد از کسوف یا پیدایش ستاره دنباله‌دار از دیگران سراغ بگیریم و بپرسیم، در می‌یابیم که اکثر قریب به اتفاق مردم، متوجّه رخداد شب قبل نشده‌اند و اگر هم متوجه شده‌اند، اغلب به چشم خود ندیده‌اند و از رسانه‌ها یا دیگران شنیده‌اند. این وضع روزگار ما است و روشن است که در 1400 سال پیش که مردم سرِ شب به بستر می‌رفتند و زیست شبانه هم مانند امروز رواج نداشته، دیدن حادثه‌ای چون شق‌القمر که ناگهانی بوده و کسی آن را رصد نمی‌کرده، امری دور از انتظار است.
خانم آنه ماری شیمل (Anne marie Schimel) اسلام شناس سرشناس آلمانی (متوفای 2003 م) نیز ضمن بحث درباره شق‌القمر، از قاضی عیاض نقل کرده است که «کسی در آن شب ماه را رصد نکرده که بگوید شکافته شد یا نه و حتی اگر هم کسی می‌گفت شکافته نشده، نمی‌توانستیم سخنش را قبول کنیم؛ چراکه ماه در همه جا به یک شکل دیده نمی‌شود؛ همان‌طور که هنگام کسوف، در برخی مناطق کسوف دیده می‌شود و در برخی مناطق دیده نمی‌شود و در برخی مناطق به صورت ناقص دیده می‌شود.» وی سپس فارغ از جهات مختلف بحث، به جایگاه این بحث در ادبیات و عرفان اسلامی پرداخته است.(11)

نتیجه گیری
خلاصه این که با توجه به دلایل مختلف روایی؛ به ویژه آنچه در ذیل آیات سوره مبارک قمر نقل شده، تردیدی نداریم که معجزه‌ای به نام شق‌القمر توسّط پیامبر خدا (صلّی اللّه علیه و آله) و به اذن الهی، در مکّه رخ داده؛ ولی این رخداد چون معجزه بوده، خارج از دسترس علوم تجربی است و ازاین‌رو، ستاره شناسان و کیهان شناسان نمی‌توانند چنین پدیده‌ای را رد کنند و اگر نشانه‌ای هم از آن باقی نمانده باشد، نمی‌توانند آن را اثبات کنند.

 

پی‌نوشت‌ها 
1. مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ویرایش جدید، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و سوم، 1384ه‍.ش، ج23، ص9.
2. ابوعلی فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح و تحقیق و تعلیق: سید هاشم رسولی محلاتی، دار احیاء التراث العربی، بیروت ـ لبنان، 1379 ق/1339ش، المجلد الخامس، ص186 (ذیل آیه نخست سوره قمر) 
3.https://web.archive.org/web/20140419014134/https://sservi.nasa.gov/?ques....
4. معجزه در اصطلاح به معنای امر خارق‌العاده‌ای است که به دنبال ادعای نبوت صورت می‌گیرد و همراه با دعوت به تحدّی و مبارزه‌طلبی است و دیگران قادر به انجام دادن آن کار نیستند. (حلّی، حسن بن یوسف بن المطهّر، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ نهم، 1422ه‍.ق، ص475)
5. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، راهنما شناسی (اصول عقاید 2)، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1367ه‍.ش، ص216-225.
6. مَقدِسی، مطهر بن طاهر، آفرینش ‏و تاریخ (ترجمه البدء و التاریخ)، ترجمه محمدرضا شفیعى کدکنى، تهران، آگه، چ اول، 1374ه‍.ش، ج۲، ص۶۵۹.
7. ابن حزم (م 456)، جمهره أنساب العرب، تحقیق لجنه من العلماء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1403ه‍.ق/1983م، متن، ص۱۵.
8. مقریزی، تقی‌الدین أحمد بن على، إمتاع الأسماع بما للنبى من الأحوال و الأموال و الحفده و المتاع، تحقیق: محمد عبدالحمید النمیسى، بیروت، دارالکتب العلمیه، ط الأولى، 1420ه‍.ق/1999م، ج‏5، ص17.
9. ابن کثیر دمشقی، ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر (م 774)، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، 1407ه‍.ق/ 1986م، ج3، ص118ـ122.
10. ذهبی، شمس‌الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمرى، بیروت، دارالکتاب العربى، ط الثانیه، 1413ه‍.ق/1993م، ج‏1، ص209ـ212.
11. Annemarie Schimmel, And Muhammad Is His Messenger: The Veneration of the Prophet in Islamic Piety, University of North Carolina Press, 1985, p.69–70.