۱۴۰۵/۰۴/۰۱ ۰۰:۳۷ شناسه مطلب: 101694
پرسش:
آیا گریههای زیاد حضرت یعقوب و بیتابی آن جناب در فراق یوسف با صبر جمیل (یوسف: 18 و 83) ناسازگار نیست؟
پاسخ :
بر اساس آیات قرآن، حضرت یعقوب دو مرتبه از «صبر جمیل» سخن به میان آورده است؛ نخست هنگامی که پسرانش پیراهنِ خونآلودِ یوسف را آوردند و مدعی شدند گرگ او را خورده است؛ حضرت یعقوب با دیدن پیراهن سالم یوسف متوجه دروغگفتن آنان شد و عبارت «صبر جمیل» را بر زبان جاری کرد: «وَ جٰاؤُ عَلىٰ قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قٰالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَ اَللّٰهُ اَلْمُسْتَعٰانُ عَلىٰ مٰا تَصِفُونَ: و خونی دروغین بر پیراهنش آوردند [تا یعقوب مرگ یوسف را باور کند]. گفت: چنین نیست که میگویید، بلکه نفس شما کاری [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در این حال صبری نیکو [مناسبتر است]؛ و خداست که بر آنچه شما [از وضع یوسف] شرح میدهید، از او یاری خواسته میشود» (1).
بار دیگر نیز هنگامی که پسرانش خبر دادند بنیامین در مصر به دزدی متهم شده و نزد عزیز مصر مانده است که حضرت یعقوب دوباره تعبیر «صبر جمیل» را بر زبان جاری کردند: «قٰالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِیلٌ عَسَى اَللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَنِی بِهِمْ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْعَلِیمُ اَلْحَکِیمُ: [برادران پس از بازگشت به کنعان، ماجرا را برای پدر بیان کردند، یعقوب] گفت: [نه چنین است که میگویید] بلکه نفوس شما کاری [زشت] را در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود]؛ پس من صبر جمیل میورزم، امید است خدا همه آنان را پیش من آورد؛ زیرا او بیتردید، دانا و حکیم است» (2).
افزون بر اینکه حضرت از خانواده خود کناره گرفت، از شدت حزن و اندوه چشمانش سفید شد و این اندوه تا جایی ادامه پیدا کرد که ترسیدند حضرت از غصه هلاک شود: «وَ تَوَلّٰى عَنْهُمْ وَ قٰالَ یٰا أَسَفىٰ عَلىٰ یُوسُفَ وَ اِبْیَضَّتْ عَیْنٰاهُ مِنَ اَلْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ * قٰالُوا تَاللّٰهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتّٰى تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ اَلْهٰالِکِینَ * قٰالَ إِنَّمٰا أَشْکُوا بَثِّی وَ حُزْنِی إِلَى اَللّٰهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اَللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ: و از آنان کناره گرفت و گفت دریغا بر یوسف؛ و درحالیکه از غصّه لبریز بود، دو چشمش از اندوه سپید شد. گفتند: به خدا آنقدر از یوسف یاد میکنی تا سخت ناتوان شوی یا جانت را از دست بدهی. گفت: شکایت اندوه شدید و غم و غصهام را فقط به خدا میبرم و از سوی خدا میدانم آنچه را که شما نمیدانید» (3).
پرسشی که پیش میآید این است که چگونه این حجم از غصه و اندوه با صبر جمیل سازگار است؟
چیستی صبر جمیل
«صبر» در لغت به معنای محافظت از خود در برابر اضطراب و پریشانی از طریق آرامش و طمأنینه یا همان شکیبایی است (4). «جمیل» هم به معنای چیزی است که کمال، تناسب و نظم را با هم ترکیب میکند. این مفهوم یا مانند زیبایی جسمانی مربوط به شکل و ظاهر بیرونی است یا مربوط به معنا و روح؛ مانند صبر جمیل که از روی رضایت و بدون مخالفتکردن است (5). مفسران معتقدند صبر جمیل صبری است که در آن جزع و فزع (6)، شکایت (7) و مجازات و انتقام (8) نباشد. البته منظور از شکایتی که با صبر جمیل منافات دارد، شکایت نزد خلق خدا یا شکایت از خداست؛ وگرنه شکایت نزد خداوند با جمیلبودن صبر منافات ندارد (9).
نسبتسنجی گریههای حضرت یعقوب با صبر جمیل
گریههای فراوان و اندوه شدید حضرت یعقوب در فراق یوسف و سپس بنیامین نهتنها با «صبر جمیل» ناسازگاری ندارد، بلکه همین امور سبب زیبایی صبر ایشان شده است؛ درنتیجه خداوند آن را نمونهای روشن از معنای درست صبر زیبا در قرآن معرفی میکند. بنابراین علت اینکه برخی اشک و اندوه فراوان حضرت را با جمیلبودن صبر ناسازگار دیدهاند، این است که صبر را بهاشتباه به معنای نداشتن غم، اشک یا احساس دانستهاند؛ اما قرآن این برداشت را تأیید نمیکند. «صبر جمیل» از نگاه قرآن صبری است که صاحب آن با وجود اینکه اشک و اندوه فراوان دارد و دلش بسیار سوخته و بیتابی به بالاترین حد خود رسیده است، شکایت و اعتراضی به خداوند ندارد و در برابر قضای الهی تسلیم است. انسانِ صابر ممکن است بهشدت اندوهگین شود، اشک بریزد و دلش بسوزد؛ با این وجود زبان به گلایه از تقدیر الهی نمیگشاید و ایمان و ادب بندگی خود را حفظ میکند؛ حضرت یعقوب دقیقاً چنین صبری را مجسم کرد. ایشان بهصراحت اعلام میکند که شکایت دارد، اما شکایتش به سوی خداست، نه از خدا: «قٰالَ إِنَّمٰا أَشْکُوا بَثِّی وَ حُزْنِی إِلَى اَللّٰهِ ...: گفت شکوه اندوه شدید و غم و غصهام را فقط به خدا میبرم ....».
شکایت از خدا نشانه ضعف ایمان است؛ اما شکایت به خدا عین توحید، بندگی و اعتماد است (11). اگر گریههای حضرت یعقوب و تأثر شدید ایشان با صبر جمیل ناسازگار بود، قرآن آن را نکوهش میکرد؛ درحالیکه قرآن چنین نکرده است و فقط آن را گزارش میکند. بعدها شبیه همین صبر را در سیره پیامبر خدا علیه و آله السلام نیز میبینیم؛ ایشان پس از وفات فرزندشان ابراهیم درحالیکه اندوهناک بودند و اشک میریختند، فرمودند: «القلب یحزن و العین تدمع و لا نقول ما یسخط الرب و انّا علیک یا ابراهیم لمحزونون: دل غمگین مىشود و چشم مىگرید و چیزى را نمىگوییم که پروردگار را خشمگین کند و ما بر تو اى ابراهیم، اندوهگین هستیم» (12).
گریۀ مستمر امام سجاد علیه السلام نمونه دیگری از «صبر جمیل» است. حضرت تا پایان عمر بر پدرشان گریستند و هیچگاه نبود که غذایی مقابل حضرت بگذارند مگر آنکه گریه میکردند. روزی خدمت ایشان عرض شد: آیا وقت تمامشدن حزن و غصّه شما هنوز نرسیده است؟ حضرت فرمود: به خدا سوگند، یعقوب در واقعهای کمتر از آنچه من دیدم و با اینکه تنها یک فرزندش را از دست داده بود، به پروردگار شکایت کرد؛ ولی من دیدم که پدرم و جماعتی از اهلبیتم را سر بریدند (13).
نقد ادعای نادرست زیبانبودن صبر حضرت یعقوب
برخی مدعی شدهاند که حضرت یعقوب «صبر جمیل» را بر زبان آورد، اما نتوانست آن را رعایت کند؛ اینان معتقدند اشارۀ قرآن به گریه و اندوه فراوان حضرت یعقوب به معنای درستی این کار حضرت نیست؛ چراکه همه افعال پیامبران لزوماً درست نیستند؛ چنانکه خداوند به پیامبرانی همچون آدم، موسی، داود و یونس علیهم السلام تذکر داده است. این مدعا کاملاً نادرست است؛ زیرا در مواردی که پیامبران اولایی را ترک میکردند، همانند خوردن از میوه درخت ممنوعه، خداوند در قرآن ساکت نمیماند و به آن پیامبران تذکر میدهد، اما در قصه حضرت یعقوب شاهد چنین چیزی نیستیم؛ بنابراین از نگاه قرآن، گریه و اندوه فراوان حضرت یعقوب در فراق حضرت یوسف نهتنها بد نبود، بلکه نمونه بارز صبر جمیل است.
نتیجه:
صبر جمیل به معنای خشکاندن احساسات یا سنگدلی و بیتفاوتی نیست. حضرت یعقوب غمگین بود، دلش میسوخت و اشک میریخت؛ اما همواره به قضای الهی اعتماد داشت و هیچگاه زبانش به شکایت از خدا باز نشد.
اگر حضرت یعقوب از خدا ناراحت بود و به قضای او راضی نبود، اصلاً صابر نبود. اگر با وجود رضای به قضای الهی و شکوهنداشتن از خداوند، بیتفاوت بود و اشک و اندوهی در کار نبود، صبر بود، اما زیبا نبود؛ ولی اینکه در اوج غم و اندوه و سوزش دل و اشک به قضای الهی راضی بود و از خدا شکایتی نداشت، سبب زیبایی صبرش شده بود.
اگر رفتار حضرت در هنگام فراق از یوسف درست نبود، قرآن بهیقین ضمن تخطئه آن، متذکر نادرستی آن میشد و با سکوت خود این رفتار نادرست را تأیید نمیکرد.
پینوشتها
1. یوسف: 18.
2. یوسف: 83.
3. یوسف: 84 ـ 86.
4. حسن مصطفوی؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368 ش، ج 6، ص 182.
5. حسن مصطفوی؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ ج 2، ص 110.
6. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج 2، ص 324.
7. محمد بن جریر طبرى؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج 12، ص 97. نصر سمرقندی؛ بحر العلوم؛ بیروت: دارالفکر، 1416 ق، ج 2، ص 184.
8. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، 1426 ق، ج 6، ص 219.
9. محمود زمخشری؛ اساس البلاغه؛ بیروت: دارصادر، 1399 ق، ج 2، ص 451.
10. یوسف: 86.
11. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج 11، ص 106.
12. محمد بن محمدرضا قمى مشهدى؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب؛ تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1368 ش، ج 6، ص 359.
13. جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ نجف اشرف: دارالمرتضویه، 1356 ش، ص 107.
14. حسن رهبری و مسعود رهبری؛ «واکاوی صبر جمیل در سیره حضرت یعقوب علیه السلام»؛ پژوهشهای قرآنی، دورۀ 26، ش 101، بهمن 1400 ش، ص 83 ـ 102.
15. طه: 115.







