اوصاف بهشت

وضعیت زنان مؤمن در بهشت از لحاظ کامجویی و لذت جویی
قرآن بهشت را جایگاه رضایت و سعادت کامل انسان می‌داند و با بیانی عفیفانه و حکیمانه، تحقق همۀ خواسته‌های فطریِ پالایش‌یافته را بدون رنج و نارضایتی توصیف می‌کند.

پرسش:

در آیات قرآن آمده است که بهشتیان آن چیزی را که چشم‌ها بپسندند و دل‌هایشان بخواهند، در اختیارشان قرار می‌گیرد؛ بر این اساس آیا زن مؤمن بعد از ورود به بهشت می‌تواند با چند مرد بهشتی کامجویی و لذت‌جویی داشته باشد؟ درواقع زن مؤمن می‌تواند در بهشت با بیش از یک مرد باشد؛ چه مردان بهشتی یا مرد مؤمنی که در دنیا همسر خودش بود. زیرا این امر در دنیا هم از لحاظ دینی و هم از لحاظ انسانی و روحی خلاف و نشدنی است.

پاسخ:

نعمت‌های بهشتی و کیفیت بهره‌مندی انسان از آنها، از مباحث تأمل‌پذیر در معارف قرآنی به ‌شمار می‌آید؛ به‌ویژه هنگامی که این بحث به مسائل حساسی همچون روابط انسانی و تمایلات جنسی در عالم آخرت مربوط می‌شود. خداوند متعال در قرآن کریم، بهشت را جایگاه کمال، آرامش و رضایت مطلق معرفی می‌کند، با این وجود، در بیان جزئیات برخی از نعمت‌های آن، بر اساس حکمت و ادب قرآنی، رویکردی حکیمانه، عفیفانه و مبتنی بر اجمال را برمی‌گزیند. همین امر زمینۀ طرح پرسش‌هایی را فراهم آورده است؛ از جمله اینکه آیا بهره‌مندی زنان و مردان مؤمن از نعمت‌های بهشتی متفاوت است؟ نوشتار حاضر با تکیه بر آیات قرآن کریم و دیدگاه برخی از اندیشمندان اسلامی، می‌کوشد این مسئله را بررسی و تبیین کند.

تعدد همسران در بهشت

قرآن کریم معیار در توصیف نعمت‌های بهشتی را رضایت، سعادت و کمال مطلق مؤمنان اعم از زن و مرد قرار داده است. آیاتی از جمله «لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ فِیهٰا وَ لَدَیْنٰا مَزِیدٌ: هرچه بخواهند در آنجا براى آنها هست و نزد ما نعمت‌هاى بیشترى است» (1) و نیز «وَ فِیهٰا مٰا تَشْتَهِیهِ اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اَلْأَعْیُنُ: و در آن [بهشت] آنچه دل‌ها مى‏خواهد و چشم‌ها از آن لذت مى‏برد، موجود است» (2)، به‌روشنی دلالت دارند که در بهشت هر آنچه سبب آرامش، لذت و خشنودی انسان باشد، به کامل‌ترین، پاک‌ترین و بی‌نقص‌ترین حالت در اختیار او قرار می‌گیرد.

قرآن کریم‌ به‌صراحت دربارۀ تمایلات جنسی و تعدد همسران در بهشت برای زنان مؤمن سخنی به میان نیاورده است. با اینکه دلیل قطعی و روشنی برای نفی چنین امکانی وجود ندارد، به طور طبیعی وجود چنین میلی در زنان دورتر از مردان به نظر می‌رسد؛ با این وجود آنچه قطعی و یقینی است، بهره‌مندی همۀ مؤمنان اعم از زن و مرد از نعمت‌هایی است که کاملاً هماهنگ با طبع پاک آنان و موجب کمال لذت، آرامش و سعادت ابدی ایشان باشد؛ نعمت‌هایی عاری از هرگونه محدودیت، نگرانی، رنج یا احساس منفی. نگاه حکیمانۀ قرآن به بهشت، ناظر به تأمین رضایت و سعادت کامل همه بهشتیان است، نه تکرار صرف ساختارها و روابط دنیوی. بر این اساس این احتمال وجود دارد که روابط در بهشت، شکلی کاملاً متفاوت از آنچه در دنیا می‌شناسیم داشته باشد؛ شکلی که فهم کامل آن در چارچوب تجربه‌های دنیوی ممکن نیست. بنابراین امکان این امر فی‌نفسه وجود دارد؛ اما تحقق عینیِ تعدد همسر برای زنان بهشتی، منوط به اثبات این مسئله است که زنان بهشتی نیز میل به تعدد همسر خواهند داشت؛ امری که اثبات یا رد آن چندان آسان نیست؛ به‌ویژه با توجه به اینکه چندشوهری به ‌طور کلی با طبیعت زن سازگار دانسته نمی‌شود (۳). درنهایت اگر فرض شود که زنان مؤمن نیز در بهشت طبعاً چنین میل و اشتیاقی داشته باشند، با توجه به اصل کلی «لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ»، به‌یقین می‌توان گفت تحقق این خواسته نیز برای آنان ممکن خواهد بود.

ادب قرآن در بیان مسائل جنسی

نکته اساسی این است که قرآن کریم در بیان مسائل جنسی، نهایت ادب، عفاف و حفظ حرمت را رعایت می‌کند. شیوۀ تربیتی قرآن درباره مسائل مرتبط با زنان به ‌گونه‌ای است که امور جنسی مربوط به آنان را با کنایه، غیرمستقیم و در لفافه بیان می‌کند تا حیا، کرامت، نفاست و شرافت زن تحت‌الشعاع طرح صریح این مسائل قرار نگیرد. همان‌گونه که مردان شایسته در بهشت از همسران بهشتی برخوردارند، زنان وارسته نیز از همسران بهشتی بهره‌مند خواهند بود. با این وجود قرآن در بسیاری از موارد، نعمت همسران بهشتی برای مردان را به‌صراحت بیان می‌کند، اما درباره زنان از تصریح به وعدۀ همسر پرهیز می‌کند و به بیان کلی بسنده کرده است که هر آنچه انسان در بهشت بخواهد، برای او فراهم است. این شیوه، جلوه‌ای از عفاف و ادب قرآنی است. قرآن کریم هرگز مستقیم به این نعمت برای زنان مؤمن و باتقوا تصریح نمی‌کند و برای رعایت ادب، از آن به‌اجمال عبور می‌کند؛ زیرا تصریح به فراهم‌بودن همسر برای زنان بهشتی، با سبک عفیف و ادب خاص قرآن در بیان این‌گونه امور سازگار نیست (4).

نتیجه:

قرآن کریم نعمت‌های بهشتی را بر اساس اصل رضایت، سعادت و کمال مطلق مؤمنان و بدون تمایز میان زن و مرد ترسیم می‌کند؛ با این وجود در بیان جزئیات مربوط به مسائل جنسی، رویکردی عفیفانه و مبتنی بر اجمال را برمی‌گزیند. بنابراین تصریح‌نکردن قرآن به کیفیت تحقق برخی تمایلات از جمله مسئله تعدد همسران برای زنان بهشتی، لزوماً به معنای نفی امکان آن نیست، بلکه ناشی از ادب قرآن در بیان این‌گونه امور است. آنچه به‌قطع از آیات الهی به دست می‌آید، این است که هیچ‌گونه کمبود، رنج یا نارضایتی در بهشت راه نخواهد داشت و هر نعمتی که با طبع پاک و پالایش‌یافتۀ انسان بهشتی سازگار باشد، بر اساس حکمت الهی برای او فراهم خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:

۱. ق: ۳۵.

2. زخرف: ۷۱.

3. مرتضی مطهری؛ مجموعه آثار(نظام حقوق زن در اسلام، مسئله حجاب، پاسخ‌های استاد، اخلاق جنسی)؛ تهران: صدرا، ۱۳۹۰ ش، ج ۱۹، ص ۳۰۳.

4. ر.ک: عبدالله جوادی آملی؛ تسنیم؛ قم: اسراء، 1397 ش، ج ۳۹، ص ۱۰۳. عبدالله جوادی آملی؛ آفاق اندیشه؛ قم: اسراء، 1391 ش، ص ۱۴۲.

با عرض سلام ما زن و شوهری هستیم که یکدیگر را دوست داریم و سعی می کنیم نسبت به تمامی مسائل دینی و شرعی در زندگی مان پایبند باشیم. سوال ما این است که آیا با این عشق و علاقه ای که بین ما وجود دارد آیا ما در قیامت با هم می توانیم باشیم یا خیر؟ اگر یکی از ما بهشتی و دیگری خدایی ناکرده جهنمی باشد، آن وقت چطور؟ ممنون

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
قيامت در واقع دو مرحله دارد :يکي مرحله‌اي است که از آن به روز قيامت ياد مي‌شود، مرحله دوم مربوط به اسکان آدميان در بهشت و جهنم است.
در مرحله اول شرايط به گونه‌اي است که قران کريم از آن چنين ياد نموده: «يوم يضر المرء من اخيه و امه و ابيه و صاحبته و بينه؛ (1) آن روز که هر کس از برادرش مي‌گريزد و از مادر و پدرش، و از زن و فرزندانش هم مي گريزد‍».
بر اساس اين آيه در روز محشر واقعا محشر است . هر کس به گونه‌اي گرفتار اعمال و نگران سرنوشت خود‌است که از همه بستگانش فرار مي کند .مي‌خواهد آن ها را نبيند و يا نشناسد .در اين مرحله عشق و علاقه ها افراد نسبت به همديگر فراموش خواهد شد و اثري هم ندارد، فقط يک عشق اثر دارد وآن همان است که حافظ شيرين سخن گفته است:
در آن غوغا که کس، کسي را نپرسد من از پير مغان منت پذيرم
مراد امام علي است که عشق و محبت او به داد عاشقانش مي رسد، ساير عشق و پيوندها از هم گسسته خواهد شد. از اين رو قرآن کريم فرمود: «فاذا نفخ في الصور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتسائلون؛ (2) پس آن گاه که در صور دميده شود، ديگر ميان شان نسبت خويشاوندي نماند، و از حال يکديگر نپرسيدند». در تفسير اين آيه گفته شده: مراد اين است که در آن روز انساب خاصيتي ندارد، چون روز قيامت ظرف پاداش عمل است. همه اسباب که يکي از آن ها انساب است، از کار مي افتد و اثري ندارد، از اين رو از حال همديگر نمي‌پرسد. (3)
بنابراين در روز محشر جايي براي اين گونه امور نيست.
اما در مرحله دوم حيات اخروي بعد از پايان حساب و کتاب و استقرار مومنان در بهشت ممکن است جاي اظهار و ظهور اين گونه محبت ها باشد، چون در قرآن کريم تصريح شده که در بهشت مومنان از حال همديگر جويا مي شود: «فاقبل بعضهم علي بعض يتساءلون قال قايل منهم اني کان لي قرين؛ (4) پس بعضي به بعضي ديگر روي آورده و از يکديگر پرسش مي کنند، يکي از آن ميان مي پرسد من رفيقي داشتم».
در تفسير اين آيه گفته شده: اين جمله گفتگويي را که بين اهل بهشت رخ مي دهد، حکايت کرده و مي فرمايد :بعضي از ايشان احوال بعضي ديگر را مي‌پرسند و بعضي آنچه در دنيا بر سرش آمده ، براي ديگران حکايت مي کند. يکي از اهل بهشت به ديگران مي‌گويد: من در دنيا رفيقي داشتم که از بين مردم تنها او را انتخاب کرده بودم و او تنها مرا رفيق خود گرفته بود. (5)
طبق اين بيان معلوم مي شود که آرزوي پرسشگر محترم ممکن است در بهشت برآورده شود، البته اين در صورتي است که زن و شوهر هر دو اهل بهشت و به لحاظ درجه و مقام در بهشت همسان باشد، يا از طريق شفاعت به همديگر برسند. اگر يکي اهل بهشت و ديگر اهل دوزخ باشد ،آن که بهشتي است ،در آسايش و از مواهب بهشتي بهره‌مند است . آن که اهل دوزخ است، گرفتار عذاب دردناک خواهد بود .بهشتي نه تنها عشق و علاقه نسبت به همسر دوزخي خود ندارد ، بلکه متنفر است.
پي نوشت‌ها:
1. عبس (80) آيه 34- 36.
2. مومنون (23) آيه 101.
3. الميزان ج 15 ص 98- 99.
4. صافات (37) آيه 50-51.
5. الميزان، ج 17 ص 207- 208.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.