احترام به والدین

مهارت‌های اخلاقی در ارتباط با والدین سالخورده
مراقبت اخلاقی از والدین سالخورده، تلاشی است دوجانبه برای پاسداشت کرامت و عزت‌نفس آنان که از طریق «تکریم معنوی» و «همدلی عاطفی» محقق می‌شود.

پرسش:

در ارتباط با والدین سالخورده چه نکات و ملاحظات اخلاقی را باید رعایت کنیم؟

پاسخ:

سالخوردگی والدین، مرحله‌‌ای حساس و سرشار از چالش‌های جسمی، روانی و اجتماعی است که فرزندان را در معرض آزمونی بزرگ قرار می‌دهد. والدین در این دوران به دلیل کاهش توانایی‌ها و افزایش نیازها، بیش از هر زمان دیگری به حمایت، محبت و درک فرزندان خود وابسته می‌‌شوند. در این نوشتار به برخی نکات ناظر به وظایف فرزندان در قبال والدین سالخورده در دو بخش اشاره می‌شود.

بخش اول: بایسته‌های اخلاقی معنوی

این بخش با محور قراردادن روایات، چارچوبی از وظایف فرزندان را ترسیم می‌کند و آنان را به رعایت حقوق الهی و انسانی والدین فرا‌می‌خواند. آموزه‌های دینی در این موضوع چنان دقیق و گسترده است که می‌توان آن را نقشۀ ‌راهی برای زیستن در کنار والدین سالخورده دانست.

1. بردباری و تحمل درشتی آنها

تحمل رفتارهای نادرست والدین سالخورده یکی از وظایف فرزندان است. در روایتی آمده است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که ... اگر او تو را جاهل خواند، تحمل نموده و به خاطر اسلام و سنش گذشت کنی» (1). تغییرات فیزیولوژیک سالمندان مانند تحلیل‌رفتن اعصاب، بیماری‌هایی نظیر آلزایمر یا احساس از‌دست‌دادن قدرت، گاه سبب بروز رفتارهایی می‌شود که تحملش برای فرزند دشوار است. وظیفۀ اخلاقی فرزندان در این موارد، تحمل و صبر در برابر رفتار آنهاست.

2. مقدم‌کردن آنها بر خود

یکی از جلوه‌های تکریم والدین سالخورده در روایات معصومان علیهم السلام، مقدم‌کردن آنها بر خود است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که او را به خاطر سنش احترام نمایی و چنانچه فضل و سابقه در اسلام دارد، مورد تکریم و تجلیلش قرار دهی و بر خود مقدم داری» (2). تقدیم و مقدم‌داشتن می‌تواند جلوه‌های مختلفی داشته باشد.

3. فراهم‌آورده اسباب عزت و احترام آنها

فرزندان باید از هر آنچه موجب ایجاد عزت و احترام والدین می‌شود، دریغ نورزند. در روایتی آمده است: «هرگاه بزرگ قومى بر شما وارد شد، گرامی‏اش بدارید» (3). ظاهر روایت درباره بزرگ یک قوم است؛ اما در ارتباط با والدین، مصداق بارز و تمام این کرامت، پدر و مادرند که بزرگ‌ترین و ارجمندترین افراد در خانواده به شمار می‌آیند؛ به‌ویژه هنگامی که به سالخوردگی رسیدند. اکرام والدین شامل رفتارهای عملی مانند برخاستن به احترام آنها، بوسیدن دست و پیشانی، استفاده از الفاظ محترم (مثل «پدرجان» و «مادرجان» به جای اسم کوچک)، مشورت‌گرفتن از ایشان حتی در مسائلی که خود به پاسخ آن مسلط‌ایم و پرهیز از قطع‌کردن سخنانشان است.

4. رفع نیازهای زیستی والدین

زمانی که والدین ناتوان هستند، فرزندان باید افزون بر کمک به آنها در خوردن و آشامیدن، نیازهای جسمانی و روزمره آنان را برآورده کنند. این کمک فقط به غذا‌دادن محدود نمی‌شود، بلکه مواردی چون جابجایی، کمک به نظافت شخصی، پوشاندن لباس، همراهی برای درمان و هر آنچه سالمندی انجام آن را دشوار می‌کند را دربر می‌گیرد. در روایتی آمده است که فردی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و گفت: پدرم پیر و ضعیف و ناتوان شده است؛ طوری که برای رفع نیازهایش باید او را حمل کنیم. امام فرمود: «اگر می‌توانی خودت این کار را انجام بده و حتی در دهنش لقمه بگذار؛ چراکه این کار فردای قیامت سپری برای عذاب است» (4).

5. حفظ کرامت در هنگام رفع نیازها

فرزندان در هنگام رفع نیازهای زیستی والدین کهنسال مانند استحمام، غذا‌دادن یا تعویض لباس باید از برخورد خشن، عجولانه یا بی‌حوصلگی پرهیز کنند و با مؤدبانه‌ترین لحن و کلمات با والدین سخن بگویند. حریم خصوصی آنها را با بستن در اتاق و حضور تنها فرد ضروری کاملاً رعایت کرد تا آبرویشان حفظ شود. به جای کلمات تحقیرآمیز، از عبارات محترمانه استفاده شود. در هنگام رفع نیازها با گفتن جملاتی مثل «این روزها فرصت جبران زحمات شماست»، احساس شرمساری از آنها دور شود.

6. صداقت و مسئولیت‌پذیری

تعهد به انجام دقیق و کامل وظایف، پرهیز از سهل‌انگاری و شفاف‌سازی کامل وضعیت سالمند با خانواده از دیگر وظایف فرزندان است. صداقت یعنی پنهان‌نکردن اطلاعات و اطلاع‌رسانی فوری در صورت بروز مشکل. مسئولیت‌پذیری نیز با حضور به ‌موقع و پیگیری جزئیات و کارهای برعهده‌گرفته‌شده تحقق می‌یابد.

7. رازداری و حفظ حریم خصوصی

محرمانه نگه‌داشتن اطلاعات حساس مانند بیماری، مسائل مالی و رعایت کامل حریم شخصی، احساس امنیت و استقلال والد سالمند را تقویت می‌کند و عمیق‌ترین نشانۀ احترام به شخصیت او محسوب می‌شود.

8. رفع نیازهای مالی

والدین سالمند به دلیل کم‌توانی جسمی و محرومیت از کار و تلاش ممکن است در تأمین معاش زندگی خود به سختی بیفتند که رفع نیازهای مالی و مادی آنها بر عهده فرزندان است.

9. مقدم‌کردن در مجالس و محافل

بر اساس اخلاق اسلامی، سالمندان بر کوچک‌ترها مقدم می‌شوند و برای والدین سالخورده این تقدم اولویت بیشتری دارد. تقدم والدین می‌تواند مصادیق مختلفی داشته باشد؛ مانند تقدم در غذا، راه‌رفتن، سخن‌گفتن، جای‌دادن در مجالس و مهمانی‌ها و ... . در روایتی به یک نمونه از این کار اشاره شده است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که اگر در راهی همراه بودید، از او سبقت نگیری و پیش روی او حرکت نکنی» (5).

10. پرهیز از آزار و اذیت و غمگین‌کردن آنها

فرزندان باید از هرگونه رفتار موجب آزار و اذیت والدین یا غمگین‌کردن آنان باید پرهیز کنند. در روایتی آمده است: «شخصی که والدین خود را غمگین کند، در واقع مورد عاق آنها قرار می‌گیرد»(6). فریاد‌زدن و تندی‌کردن یکی از مصادیق آزار و اذیت والدین است که باید از آن پرهیز شود.

11. پرهیز از بی‌مهری و بردن به خانۀ سالمندان

در فرهنگ‌های غیردینی، والدین در سالمندی طرد می‌شوند و غالباً در مراکز نگهداری از سالمندان قرار می‌گیرند؛ درحالی‌که بر اساس آموزه‌های اخلاقی این کار درست نیست. بر همین اساس وظیفه نگهداری و انجام کارهای والدین بر عهده فرزندان گذاشته شده است؛ از‌این‌رو سپردن والدین به خانۀ سالمندان نیز عاملی برای برخی محرومیت‌ها به شمار آمده است؛ از جمله پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وجود سالخوردگان در میان خانواده‌ها و جدا‌نکردن آنها از خود را سبب نزول برکات دانسته‌اند (7).

12. پرهیز از به‌رخ‌کشیدن ضعف، نادانی و عیب

باید از هرگونه رفتار نشان‌دهندۀ به‌رخ‌کشیدن ضعف‌ها و ناتوانایی‌های والدین پرهیز شود. در روایتی آمده است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که جهلش را به رخش نکشی» (8).

13. پرهیز از مقابله و رویارویی در هنگام اختلاف‌نظر

اختلاف‌نظر با والدین سالخورده یکی از چالش هایی است که امروزه برخی فرزندان با آن مواجه هستند. یکی از نکاتی که در این مواقع باید بدان توجه کرد، پرهیز از منازعه و رودررویی با آنهاست. در روایتی آمده است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که اگر با تو به منازعه پرداخت، با او مقابله نکنی» (9).

بخش دوم: بایسته‌های روحی ـ روانی

بُعد روحی - روانی مراقبت از والدین سالخورده که جزئی از وظایف اخلاقی فرزندان است، نقشی حیاتی و گاه مغفول‌مانده در کیفیت زندگی آنان ایفا می‌کند. در این بخش به برخی از نکاتی اشاره می‌شود که در ارتباط با ابعاد روان‌شناختی والدین سالخورده بایستۀ رعایت است.

1. انس‌گرفتن و همدم‌شدن

والدین با افزایش سن، از لحاظ عاطفی حساس‌تر می‌شوند و به دلیل ازدواج و اشتغال فرزندان با کاهش معاشرت مواجه می‌گردند. ضروری است فرزندان زمان مشخصی را برای دیدار والدین اختصاص دهند و در این همنشینی، حضور قلبی و توجه کامل داشته باشند، نه صرفاً حضور فیزیکی. انجام کارهای مشترک مانند پیاده‌روی، تماشای فیلم یا شنیدن دعا، کیفیت انس را افزایش می‌دهد. در روزهای غیرحضوری، تماس تلفنی یا تصویری تا حدی خلأ همدمی را جبران می‌کند.

2. توجه به علایق یا نیازهای روحی آنها

فرزندان باید با پرسش از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی خودشان، دوستان قدیمی و موضوعات جذاب برای والدین، مشتاقانه به سخنانشان گوش دهند و زمینۀ گفتگو را فراهم آورند. ورق‌زدن آلبوم‌های عکس قدیمی و درخواست بازگویی داستان زندگی، ضمن تقویت حافظه، از انزوا و افسردگی جلوگیری می‌کند. اگر والدین به موضوع خاصی علاقه دارند، با پیگیری آن و گفتگو درباره‌اش، پلی به دنیای ذهنی آنها بزنند. این رفتارها نشان می‌دهد که فرزندان برای سلیقه و علایق والدین ارزش قائل هستند.

3. آرامش‌دادن به آنها

فرزندان هنگام پریشان‌خاطری والدین باید با سخنان آرامش‌بخش و رفتارهای تسکین‌دهنده مانند دست‌گرفتن، بوسیدن پیشانی یا کنارشان نشستن در سکوت، اضطرابشان را کاهش دهند. به جای طرد نگرانی، با دقت گوش دهند، نگرانی را تأیید کنند و با دلایل منطقی و امیدوارکننده، آرامش را به آنها بازگردانند. جملاتی مانند «من هستم و تا آخر کنارتان خواهم بود» و یادآوری رحمت الهی، از بهترین سخنان آرامش‌بخش است.

4. درک شرایط آنها

فرزندان باید چالش‌هایی مانند تنهایی، دلتنگی و کاهش توانایی‌های والدین را درک کنند و با همدلی (نه فقط همدردی) خود را جای آنها بگذارند. آگاهی از تغییرات سالمندی باعث می‌شود رفتارهای عجیب آنها را به لجاجت نسبت ندهند.

5. کسب مهارت‌ها و دانش‌های مراقبتی

داشتن دانش و مهارت کافی شامل اصول بهداشت، تغذیه، جابجایی ایمن، مدیریت بیماری‌ها و ارتباط مؤثر برای جلوگیری از خطاهای ناشی از ناآگاهی لازم است. آموزش دید‌گی موجب ارتقای مستقیم کیفیت مراقبت و رعایت اخلاق می‌شود.

نتیجه:

مراقبت اخلاقی از والدین سالخورده، ترکیبی هماهنگ از دو بُعد معنوی و روانی است که هر یک مکمل دیگری و جزو وظایف فرزندان به شمار می‌روند. در بُعد معنوی، وظایفی چون بردباری در برابر رفتارهای ناشی از پیری، مقدم‌داشتن والدین بر خود، فراهم‌آوردن اسباب عزت و احترام، رفع نیازهای زیستی با حفظ کرامت، صداقت و رازداری، تأمین نیازهای مالی، تکریم در مجالس، پرهیز از آزار و بی‌مهری، جلوگیری از به‌رخ‌کشیدن ضعف‌ها و دوری از رویارویی در اختلاف‌نظرها، ستون‌های اصلی این مراقبت را تشکیل می‌دهند. در بُعدروانی نیز انس‌گرفتن و همدم‌شدن، توجه به علایق و نیازهای روحی، آرامش‌بخشی در پریشانی‌ها، درک همدلانۀ شرایط سالمندی و کسب مهارت‌های مراقبتی، نقش حیاتی در حفظ سلامت روان و عزت نفس والدین ایفا می‌کنند. این دو ساحت در کنار یکدیگر، الگویی جامع از مراقبت اخلاقی ارائه می‌دهند که ضمن حفظ کرامت و استقلال والدین، آنان را از انزوا و افسردگی رهایی می‌بخشند و بستر آرامش و رضایت آنها را فراهم می‌آورد.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. سیدهاشم ناجی جزایری؛ فرزندان رحمت‌شده و فرزندان نفرین‌شده؛ چاپ 3، قم: دانش، 1390 ش.

2. محمد ری‌شهری؛ حکمت‌نامه سالمند و اندرزنامه جوان؛ قم: دارالحدیث، 1397 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ...إِنْ جَهِلَ عَلَیْکَ تَحَمَّلْتَ وَ أَکْرَمْتَهُ بِحَقِّ إِسْلامِهِ مَعَ سِنِّهِ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: دارالاحیاء، 1403 ق، ج 71، ص 19).

2. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ ... فَإِنَ‏ حَقَّهُ‏ تَوْقِیرُ سِنِّهِ وَ إِجْلالُ إِسْلامِهِ إِذَا کَانَ مِنْ أَهْلِ الْفَضْلِ فِی الإِسْلامِ بِتَقْدِیمِهِ فِیهِ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 71، ص 19).

3. «إذا أتاکُم کَریمُ قَومٍ فَأَکرِموهُ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ مصحح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1404 ق، ج ۲، ص ۶۵۹).

4. حسین بن محمدتقی نوری طبرسی؛ مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل؛ بیروت، مؤسسه آل‌البیت لإحیاء التراث، 1408 ق، ج 15، ص 202.

5. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ ... لا تَسْبِقْهُ إِلَى طَرِیقٍ وَ لا تَؤُمَّهُ فِی طَرِیقٍ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 71، ص 19).

6. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لایحضره الفقیه؛ بیروت: دارالاضواء، 1405 ق، ج 4، ص 269.

7. محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 72، ص 137.

8. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ ... لاتَسْتَجْهِلْهُ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 71، ص 19).

9. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ ... تَرْکُ مُقَابَلَتِهِ عِنْدَ الْخِصَامِ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 71، ص 19).

اولویت اخلاقی اطاعت از مادر یا شرکت در تجمعات
در اسلام، نیکی به والدین یک واجب شرعی است، اما در صورت تعارض با وظایف مهم‌تر، باید با اولویت‌بندی، اقناع و پیوند میان دو تکلیف، مصلحت برتر را برگزید.

پرسش:

مادر پیری در شهرستان دارم که نگران حال من است که در تهران هستم و به من می‌گوید برای حفظ جانم و آرامش خاطر ایشان به شهرستان بروم، اطاعت از مادر در اولویت است یا ماندن در تهران و شرکت در تجمعات؟

پاسخ:

گاه در زندگی انسان میان دو یا چند ارزش مهم تعارض پدید می‌آید و فرد به‌ناچار باید میان آنها یکی را انتخاب کند. مسئلۀ اصلی در چنین وضعی آن است که کدام وظیفه در شرایط موجود مهم‌تر، فوری‌تر و واجب‌تر است. در این پرسش نیز از یک‌سو نیکی به والدین و رعایت حال آنان مطرح است؛ از سوی‌ دیگر حضور در عرصه‌های اجتماعی و انجام ‌وظیفۀ جمعی. ازآنجاکه هر دو امر در قلمرو خیر و ارزش قرار می‌گیرند، تشخیص ترجیح یکی بر دیگری نیازمند بصیرت، تشخیص شرایط و توجه به مصلحت واقعی است.

نیکی به والدین

در نگرش اسلامی، نیکی به والدین صرفاً توصیه‌ای اخلاقی نیست، بلکه از مهم‌ترین تکالیف دینی به شمار می‌رود. قرآن کریم پس از تأکید بر توحید، بر احسان به پدر و مادر تصریح می‌کند که نشان‌دهندۀ جایگاه والای این رابطه است؛ از جمله می‌فرماید: «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید» (1). احسان به والدین شامل احترام، دلجویی، مراقبت و پرهیز از هر رفتاری است که موجب رنجش یا اضطراب آنان شود؛ بنابراین اگر حضور یا غیبت فرد به ‌گونه‌ای باشد که سبب آزار جدی والدین گردد، نمی‌توان به‌سادگی از آن گذشت.

محدودۀ اطاعت از والدین

اطاعت از والدین در اسلام مطلق و بی‌قیدوشرط نیست. انسان در برابر والدین موظف به احترام و نیکی است؛ اما اگر خواستۀ آنان با حکم شرع، عقل یا مصلحت مهم‌تر در تعارض باشد، اطاعت از آن خواسته واجب نخواهد بود. با این ‌حال باید توجه داشت که رنجاندن والدین و آزاردادن آنان به‌کلی ناپسند و حرام است؛ حتی اگر اطاعت از یک خواستۀ خاص آنان واجب نباشد. بنابراین میان عدم اطاعت از یک خواسته و بی‌احترامی یا آزردن والدین باید تفاوت گذاشت.

وظیفۀ اجتماعی و مسئولیت جمعی

انسان مؤمن تنها در برابر خانواده مسئول نیست، بلکه در برابر جامعه نیز تکلیف دارد. اسلام انسان را موجودی منفعل نمی‌خواهد، بلکه از او می‌خواهد در حد توان خود در مسیر عدالت، دفاع از جامعه و تقویت خیر عمومی اثرگذار باشد. شرکت در تجمعات شبانه با توجه ‌به اینکه در چارچوب مشروع، عقلانی و قانونی است و هدف آن دفاع از مصالح عمومی و مقابله با تهدید جدی دشمن علیه جامعه است، از مصادیق مسئولیت اجتماعی به شمار می‌آید. با وجود این، چنین وظیفه‌ای نیز باید با شرایط واقعی، توان فرد و سایر تکالیف مهم‌تر سنجیده شود؛ زیرا هیچ مسئولیتی نباید به بهای بی‌توجهی کامل به وظایف بنیادی دیگر تمام شود.

ترس و نگرانی مادر

گاه مخالفت والدین با ماندن فرزند در یک شهر یا حضور او در فعالیت‌های اجتماعی نه به دلیل مخالفت با اصل مسئولیت، بلکه ناشی از ترس، دلسوزی و نگرانی عاطفی است. در چنین شرایطی لازم است مسئله با آرامش، احترام و منطق برای آنان توضیح داده شود. اگر نگرانی مادر ریشه در ترس از خطر، تنهایی یا اضطراب جدایی داشته باشد، نخستین گام آن است که این اضطراب به شکل روانی و عاطفی کاهش یابد؛ یعنی فرزند با مهربانی با مادر گفتگو کند و با اطمینان‌بخشی به ایشان خیال او را راحت کند و از شدت این نگرانی بکاهد.

گفتگو و شفاف‌سازی

یکی از مهم‌ترین راهکارها، گفتگو با مادر و توضیح آرام و محترمانه شرایط است. در این گفتگو باید روشن شود که حضور فرد در تهران یا مشارکت در یک مسئولیت اجتماعی، به معنای بی‌مهری به مادر نیست، بلکه می‌تواند بخشی از احساس مسئولیت او در برابر جامعه باشد. در چنین گفتگویی، استفاده از لحن آرام، اطمینان‌دادن درباره احتیاط‌ها و نشان‌دادن محبت عملی، نقش مهمی در کاهش نگرانی مادر دارد. همچنین اگر لازم باشد می‌توان از افراد مورداعتماد خانواده یا بزرگان فامیل برای میانجی‌گری و آرام‌سازی فضا بهره گرفت.

جمع میان دو وظیفه

در بسیاری از موارد، لازم نیست میان این دو مسئولیت یکی کامل کنار گذاشته شود. انسان باید تا حد امکان بکوشد میان حق والدین و وظیفه اجتماعی جمع کند؛ برای مثال گر امکان حضور در شهرستان وجود دارد، می‌توان بخشی از دل‌نگرانی مادر را کاست؛ با این وجود، با حضور در فعالیت‌های اجتماعی و تجمعات شبانه در همان منطقه، وظیفه جمعی را نیز انجام داد. اگر حضور در تهران ضروری باشد، می‌توان با تماس منظم، برنامه‌ریزی برای مراقبت از مادر و کمک‌گرفتن از دیگر اعضای خانواده از فشار روانی بر مادر کاست. اگر مادر به دلیل تنهایی یا ضعف جسمی نیازمند مراقبت جدی است، تقسیم مسئولیت میان فرزندان و نزدیکان می‌تواند در این مسیر کمک‌رسان خوبی باشد. بنابراین اصل بر آن است که فرد تا حد امکان ترک کامل هیچ‌یک از دو وظیفه را نپذیرد و راهی برای جمع میان آنها بیابد.

نتیجه:

اطاعت از والدین در اسلام بسیار مهم و مورد تأکید است، اما مطلق نیست. از سوی‌ دیگر، وظیفه اجتماعی نیز در جای خود اهمیت دارد و نباید نادیده گرفته شود؛ بنابراین در چنین تعارضی، اصل بر آن است که انسان تا حد امکان میان این دو وظیفه جمع کند و از ایجاد رنج و اضطراب بی‌دلیل برای مادر بپرهیزد. اگر حضور در تهران واقعاً با مصلحت مهم‌تر یا وظیفه‌ای ضروری همراه باشد و با وجود این بتوان با تدابیری مانند سرزدن مستمر، ارتباط منظم، کمک‌گرفتن از سایر اعضای خانواده و اطمینان‌بخشی به مادر نگرانی او را کاهش داد، ماندن در تهران توجیه‌پذیر خواهد بود؛ اما اگر ماندن در تهران موجب رنج شدید، آسیب جدی روانی یا نگرانی تحمل‌ناپذیر مادر شود و وظیفه اجتماعی نیز از راه‌های دیگر انجام‌شدنی باشد، رعایت حال مادر اولویت پیدا می‌کند. نه اطاعت از مادر به‌صورت مطلق و بی‌قید مقدم است و نه حضور اجتماعی به هر قیمت، بلکه ملاک در این مورد، تشخیص مصلحت، میزان ضرورت و امکان جمع میان دو تکلیف است. بهترین راه این است که هم حرمت مادر حفظ شود و هم مسئولیت اجتماعی انسان ترک نگردد.

پی‌نوشت:

1. «وَقَضَىٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» (اسراء: 23).