بندگي

بهترين راه براي این‌که انسان بتواند تشخيص دهد که مشکلش از ناحيه کوتاهي خودش در وظايف مادي يا معنوي هست يا امتحان الهي است

پرسش:

سلام وقت بخير من سال ها نماز خواندم و روزه گرفتم و به اخلاق و اعتقادات اسلامي مقيد بودم اما روز به روز زندگي ام بدتر شده، در فقر دست و پا ميزنم و به افسردگي شديد مبتلا شدم پنج شش ماهی هم هست يک بيماري گرفته ام و خوب نمي شوم! جلوی خدا زار زدم التماس کردم که زندگي ام کن فيکون بشود بلکه به اندازه سر سوزن يه اتفاقي بيفتد که اميدم را از دست ندهم ولي هيچي نشده که هيچ، روز به روز هم دارد بدتر ميشود، کم کم دارم به سمت کفر ميروم شما بگویید چه کار کنم؟ فقط لطفا از اين حرفها که روی اخلاصتون کار کنيد، نزنید.

 

پاسخ:

مقدمه:

انسان‌ها همواره از راه‌های گوناگون در معرض آزمایش خداوند هستند و اشخاصی برنده‌اند که از این آزمایش‌ها سربلند بیرون آیند. بر این اساس، از رحمت خداوند ناامید نشده، همراه با دعا و درخواست روزی و رفع مشکلات از خداوند، در بهبودی وضع فعلی خود تلاش نموده، درهرحال بدانید که با صبر و رضایت، پاداش خوبی از خداوند دریافت خواهید نمود.

متن اصلی:

اينکه با تمام این مشکلات، اهل دعا هستيد توفيق الهي است. قرآن می‌فرماید: «اگر دعاهاي شما نبود، به شما اعتنا نمی‌شد.»(1) پس‌ازاین بابت به شما تبريک می‌گوییم اما بدانيد؛ زندگي انسان در دنيا با سختی‌ها و مشکلات درهم‌تنیده است. قرآن می‌فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ؛ انسان‌ها در سختي آفریده‌شده‌اند»(2) پس نبايد توقع زندگيِ کاملاً بی‌دردسر را در دنيا داشت. ما براي معاد آفریده‌شده‌ایم و اين دنيا براي ما مزرعه و پلي براي رسيده به آخرت است. گرفتاری‌های مادي نيز يک بخش از اين گرفتاری‌هاست که لازم است در مورد آن، دستوراتي که در اسلام مطرح‌شده را بدانيد تا بتوانيد آن را مديريت کنيد:

1.     نبايد تلاش براي زندگي دنيا را کنار گذاشت و از خدا توقع رساندن به دنياي بهتر را داشت.

2.     اگرچه تلاش براي بهتر شدن زندگي دستور خدا به انبياء است (3) و فراموش کردن زندگي دنيا و خوشی‌های آن نکوهش شده (4) اما بااین‌حال اگر قناعت را در دستور کار زندگي قرار دهيد و با آن زندگي را بسازيد به آسودگي و راحتي روحی خواهيد رسيد. امير المومنين، قناعت را ثروتي تمام‌نشدنی معرفي کرده است (5). اگر بدون نگاه به آنچه ديگران دارند و بدون دل‌بستگی مادي نسبت به زینت‌های زندگي، بخواهيم زندگي آسوده و راحتي را براي خود بسازيم با اين سفارش امير المومنين علیه‌السلام می‌توانیم به‌راحتی آن را بيابيم.

خودِ معصومين نيز با اين گرفتاری‌ها و فقر درگیر بوده‌اند و داستان شعب ابی‌طالب را می‌دانید که با چه سختي و مشکلاتي آن را سپري کردند پس بايد بدانيد که اين فقر نيز يکي از حالات زندگي انسان و امتحانات خداست که بايد بتوانيد از آن سربلند بيرون بياييد.

دعا و توسل:

در دفتر حساب‌وکتاب خدا چيزي گم نمی‌شود و از قلم نمی‌افتد. دعاهاي شما ذخيره خواهد شد و به دو صورت درخواهد آمد؛

1.     يا اينکه در حاجاتي که از خدانخواسته‌اید و واقعاً مصلحت شما در آن بوده به شما عطا خواهد شد.

2.    يا اينکه مستجاب نمی‌شود و در قيامت، در عوضِ آن پاداش بزرگي به شما می‌دهند. در روايات آمده است که: خداى (عزوجل) روز قيامت مانند کسي که پوزش بخواهد، به فقراي مؤمن توجه مي‌كند و مي‌فرمايد: به عزت و جلالم سوگند، به خاطر کم‌ارزشي شما در نزد خودم، شمارا در دنيا فقير نکردم، امروز رفتار من ‌را با خود مى‌‏بينيد، هر كس در دنيا به شما نيكى کرده، دستش را بگيريد و به بهشت ببريد (6) يعني علاوه بر جبران يکي از گرفتاری‌های دنيا، اجازه شفاعت نيز به آن‌ها می‌دهد.

بنابراين اگر در دنيا به چيزهايي که می‌خواهیم نرسيديم، نبايد ناراحت باشيم چراکه آخرتي هست و حساب‌وکتابی و خداي مهرباني که خود را ارحم‌الراحمین معرفي می‌کند و برايمان ذخيره می‌کند. مهم اين است که از درگاه خدا به‌جای ديگري نرويد و خود را هميشه به اين درگاه متصل کنيد. دعا را فراموش نکنيد و بدانيد هر چه هست از اوست.

راهکار رفع مشکل مالی: باید عملکردهای خود را واکاوی و ارزیابی کنید، ببینید گره کار شما کجاست؟ خداوند برای دستیابی به وسعت رزق، دودسته عوامل (مادی و معنوی) قرار داده، هیچ‌یک از عوامل جایگزین دیگری نمی‌شود، مثلاً کار و تلاش، استفاده از تخصص و کارشناسی، تدبیر و برنامه‌ریزی، ارزیابی و آینده‌نگری، نظم و انضباط، موقعیت سنجی، ملاحظه امکانات مادی، توانایی جسمانی، استعدادهای عقلانی و روانی، از اصول اولیه پیشرفت و توسعه است. بر اساس آیه «لیس للإنسان إلاّ ما سعی»؛ (7) هر میزان از این اصول بهره گرفتیم و تلاش کردیم، در مسیر پیشرفت و توسعه قرار خواهیم گرفت.  

برخی از راه‌های توسعه رزق:

1 ـ صدقه و انفاق مال به فقرا و ارائه هر نوع خدمات به نیازمندان (8)

2- استغفار، حضرت علی (ع) می‌فرماید: خدا استغفار را سبب جلب روزی قرار داده است. (9) 

نتیجه:

 بهترين راه براي این‌که انسان بتواند تشخيص دهد که مشکلش از ناحيه کوتاهي خودش در وظايف مادي يا معنوي هست يا امتحان الهي است، اين است که با هر بلا و گرفتاري که مواجه می‌شود، ابتدا نامه عمل خود را بازبيني کند که آيا وظايف خود را انجام داده يا کوتاهي کرده است؟ درصورتی‌که از طرف او کوتاهي صورت گرفته، براي جبران آن اقدام کند تا خداوند عنايت خود را به او بيشتر نمايد و درصورتی‌که کوتاهي در انجام وظايف از او سر نزده، در مقابل بلا و گرفتاري صبر نموده و خدا را شاکر باشد تا خداوند سفره نعمت‌هایش براي او بگشايد.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. بلا آزمایش الهی، مؤلفان: مهدی دشتی، هادی حمیدی.

2. ما و بلا در آیینه قرآن: علل، انواع و موانع، حسن ملک‌پور.

کلیدواژه:

مشکلات دنیا، فقر، بیماری، بلاء و امتحان.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره فرقان، آيه 77.

2. سوره بلد، آيه 4.

3. سوره قصص، آيه 77.

4. كلينى، محمد بن يعقوب، كافي (ط - دار الحديث) - قم، ق‏1429، ج‏4، ص 744.

5. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، قم، چاپ علی‌اکبر غفاری، 1404 ق، ص 89.

6. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، 1407 ق، ج‏2، ص 262.

7. سوره نجم، آیه 39.

8. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ق، ج 96، ص 118.

9. مجلسی، پیشین، ج 100، ص 21.

تفاوت شان در این است که انسان توبه‌کار آثار وضعی گناهش ممکن است تا مدت‌ها دنبالش باشد. درجه او در بهشت نسبت به بی‌گناه چه‌بسا پایین‌تر است.

پرسش:
کسي که از گناه دوري ميکنه،در شرايط گناه قرار ميگيره ولي تقوا پيشه ميکنه و گناه رو انجام نميده با کسي که گناه رو انجام ميده ولي بعدش توبه ميکنه،بين اين دو هيچ فرقي نيست؟؟؟چون اوني که تقوا پيشه کرده گناهي براش نوشته نميشه فرد گناهکارم بعدش توبه کرده(خدا هم گفته توبه کنين من ميبخشم،تو روايات هم هست فرد توبه کار انگار اون گناه رو اصلا نکرده)براي جفتشون هم گناهي ثبت نميشه. فرق اين دو در چيه؟؟
 

پاسخ:
مقدمه:
توبه واقعی، باعث بخشش می‌شود و عذاب جهنّم را‌ از آدمي دور مي‌كند و او را مستحقّ بهشت و نعيم الهي مي‌گرداند. انساني كه با كردار زشت خويش، جهنّم و عذاب آن را بر خويش واجب گردانيده است، با توبه واقعي مي‌تواند ورود به بهشت و بهره‌مندی از نعمت‌های آن را براي خود رقم بزنند. آيات چندي از قرآن شريف، جايگاه آدمي را پس از توبه، بهشت مي‌داند و اوصاف ترغیب‌کننده‌ای نيز براي جايگاه چنين كساني برشمرده است: «يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسي‏ رَبُّكُمْ أَنْ يكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيئاتِكُمْ وَ يدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ»: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به‌سوی خداوند توبه كنيد، توبه‏اى خالصانه، اميد است پروردگارتان گناهان شمارا بزدايد و شمارا به باغ‌هايى كه از زير [درختان‏] آن جويبارها روان است درآور (1) و طبق برخی روایات معتبر «توبه‌کننده از گناه مانند کسی است که گناه نکرده است»(2) و همین باعث سؤال شما شده است که در ادامه به نکاتی پیرامون این بخشش و تفاوت توبه‌کننده و کسی که گناه نمی‌کند می‌پردازیم:
متن اصلی:
1.    فضیلت‌هایی که برای توبه و فرد توبه‌کننده ذکرشده به معنای یکسان بودن وضعیت و شرایط فرد گنه‌کار توبه‌کار با فردی که آن گناه را مرتکب نشده نیست. میان کسی که گناه کرده، بعد موفق به توبه شده و کسی که گناه نکرده تفاوت وجود دارد و تفاوت این دو مانند تفاوت کاغذی است که اصلاً بر آن چیزی نوشته‌نشده و کاغذی است که بامداد بر آن نوشته‌شده و سپس این نوشته بامداد پاک‌کن محوشده باشد و معلوم است که زلالی و سفیدی این دو کاغذ یکسان نیست مثلاً کسی که مدت‌ها فیلم مستهجن دیده و بعد توبه واقعی کرده است بخشیده می‌شود و عذاب ندارد، ولی آثار وضعی این نگاه مانند آلودگی دل، تحریک به گناه به‌صورت مداوم، یادآوری صحنه‌های گناه و... تا مدت‌ها با اوست درحالی‌که فردی که این نگاه را نداشته این آثار را ندارد. این‌یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های توبه‌کننده با بی‌گناه است.
2.    بهشت دارای مراتب و درجات گوناگون است و جایگاه اهل بهشت با توجّه به نوع عملکرد آنان در دنیا، تعیین می‌شود. به عبارت روشن‌تر، همه بهشتیان به‌صورت یکسان از نعمت‌های بهشتی و درجات آن برخوردار نمی‌شوند. گروهی در بهشت، از چنان مقامی برخوردارند که بهشت و نعمت‌های بهشتی برای آنان جلوه‌ای ندارد، بلکه به مقام عنداللهی دست‌یافته‌اند و جایگاه آنان نزد خداوند متعال است: «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِیةً مَرْضِیة»: «اى جان آرام‌گرفته، به‌سوی پروردگار خویش بازگرد درحالی‌که تو از او خشنود و او از تو خشنود است. (3)» برخی دیگر از بهشتیان به بهشت عدن و بهشت رضوان دست می‌یابند. این جایگاه رفیع با توجّه به میزان ایمان، تقوا و پارسایی به آنان عطا می‌شود مثلاً محشور شدن با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در بهشت، مقام والایی محسوب می‌شود و کمتر کسی به آن مقام دست می‌یابد. لیاقت همسوئی و همسایگی با حضرت زهرا «علیهماالسلام» و ائمّه هدی «علیهم‌السلام» نیاز به‌تناسب دارد که ساخته‌وپرداخته اعمال دنیوی آدمی است. گروهی نیز اعمال درخشانی دارند و از نعمت‌ها و باغ‌های بهشتی بهره‌مندی می‌گردند، ولی به مقام عنداللهی نمی‌رسند یا لیاقت ورود به بهشت رضوان و همراهی با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» را پیدا نمی‌کنند. به‌هرتقدیر، اهل بهشت مقامات مختلف و متفاوتی دارند و قرار نیست کسی که به‌واسطه توبه، بهشتی شده است و کسی که عمری تقواپیشه کرده و در علم و عمل غوطه‌ور بوده است، در یک جایگاه قرار گیرند. درواقع، معنای آمرزش گناهکار، نجات وی از عذاب جهنّم و ورود به بهشت است، امّا اینکه در بهشت، چه جایگاهی و کدام درجه و مرتبه را کسب خواهد کرد، سخن و مطلب دیگری است هرچند راه برایش بسته نیست.
3.    انسانی که مدتی آلوده به گناه بوده در حقیقت به همان اندازه از مسیر حق و حقیقت دور شده و بعد از توبه باید نیروی بسیاری از ایمان در خود ایجاد کند که بتواند این کج‌راهه رفته را برگردد. این در حالی است در این مدت‌زمان انسانی که خود را از گناه دور کرده است در مسیر هدایت الهی حرکت می‌کرده است حتی قضیه به این جا ختم نمی‌شود زیرا انسانی که از مدتی مسیر حق و حقیقت دور شده، علاوه بر جبران گذشته باید به‌گونه‌ای در مسیر الهی حرکت کند که خود را به انسان مؤمن برساند. بدیهی است که این‌ها خود سبب فاصله بسیاری بین این دو می‌شود. به همین جهت در زندگی دنیوی نیز بین این دو ممکن است تفاوت بسیاری باشد و به بی‌گناه خدا الطاف بیشتر و کرامت بیشتری عطا می‌کند تاکسی که توبه کرده و باید جبران کند.
نتیجه:
بین انسان توبه‌کار و بی‌گناه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی است. شباهت شان در بخشیده شدن و برداشته شدن عذاب است. ولی تفاوت شان در این است که انسان توبه‌کار آثار وضعی گناهش ممکن است تا مدت‌ها دنبالش باشد. درجه او در بهشت نسبت به بی‌گناه چه‌بسا پایین‌تر است، در دنیا نیز برای جبران باید تلاش بیشتری کند از طرفی گناه نکردن خیلی بهتر و راحت‌تر از توبه کردن است. بنابراین اگرچه هر دو بخشیده و عذاب ندارند، ولی یکسان هم نیستند.
منابع برای مطالعه بیشتر:
1.     توبه ‎آغوش رحمت، حسين انصاريان.
2.    توبه، اثر بيست و سوم از «مجموعه امام خميني (س) و مفاهيم اخلاقي»، به كوشش: محمدتقی خلجي
3.    توبه، حسین مظاهري.
4.    توبه تولدي دوباره، محمد سبحاني نيا.
5.    توبه، رمضان فؤاديان دامغاني.
6.    توبه تولدي ديگر، محسن بنشاسته.
کلیدواژه‌ها:
توبه‌کننده، بی‌گناه، تفاوت، شباهت، بهشت، درجات
پی‌نوشت‌ها:
1.    سوره تحریم، آیه 8.
2.    كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، انتشارات إسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 435.
3.     سوره فجر، آیه 28- 27.
 

از مهم‌ترین علت سستی، عدم معرفت و شناخت نسبت به خدا و همچنین آثار عبادات است.

پرسش:
چرا گاهي‌اوقات در مقابل ‌عبادات تنبل‌‌هستيم؟ لطفا ضمن بیان عوامل و ریشه ها، راهکار مناسب هم ارائه فرمایید.
 

پاسخ:
مقدمه:
کسالت يا تنبلي يكي از آسیب‌های اخلاقي و انساني است كه كوتاهي و ضعف همت از آثار و نتايج آن به شمار می‌رود. افراد تنبل و اهمال‌کار معمولاً از همت پاييني برخوردارند که همين مسئله زمینه‌ساز مشکلات زياد مادي و معنوي براي آن‌ها خواهد بود. در آموزه‌های ديني ما نيز به مسئله تنبلي و اهمال‌کاری توجه خاصي شده است. امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرماید: «تنبلي و بی‌حالی به دنيا و آخرت شما ضرر می‌زند»(1).
متن اصلی:
تنبل در لغت به کسی که مایل به کار نباشد و تن به کار ندهد و کسی که از کار گریزان است اطلاق می‌شود (2).
در اصطلاح علم اخلاق، به هر نوع بی‌میلی و بی‌رغبتی به کار، تنبلی نمی‌گویند، زیرا در برخی از موارد، عامل گریزانی از کار، ضعف جسمانی و وجود یک بیماری جسمی است و گاهی نیز اهمیت نداشتن یک موضوع خاص در اعتقاد شخصی، سبب بی‌رغبتی آن شخص برای انجام یک کاری است، به‌طوری‌که اگر اهمیت موضوعی برایش مشخص شود، با چابکی و نشاط انجامش می‌دهد و همه‌ جوانب کار را نیز رعایت می‌کند. ازاین‌رو در علوم تربیتی به کسی تنبل اطلاق می‌شود که شخص بدون داشتن کوچک‌ترین ضعف جسمانی، مهم‌ترین کارهای خود را به تأخیر انداخته یا با اکراه و اجبار انجام می‌دهد (3).
نکوهش تنبلی:
در قرآن از کسالت و تنبلی به‌خصوص در کارهای نیک و درراه عبادت خدا، به زشتی یادشده و این صفت از ویژگی‌های منافقان برشمرده شده است. در دو آیه از آیات قرآن که از واژه‌ی «کُسالی» در وصف منافقان استفاده‌شده، بر این معنا دلالت دارد «منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند درحالی‌که او آن‌ها را فریب می‌دهد (خودشان فریب می‌خورند) و هنگامی‌که به نماز برمی‌خیزند، با تنبلی برمی‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌نمایند» (4).
بررسی عوامل:
یکی از موضوعات رایج و فراگیر در بین اغلب مسلمانان تنبلی و کسالت در به‌جا آوردن عبادات به‌ویژه موضوع نماز بوده درحالی‌که اسلام کسالت و تنبلی را رد کرده و خواستار نشاط روحی و جسمی شده است. به‌طوری‌که حتی در مستحبات، خواستار انجام آن باروحیه و نشاط است. اگر شخص می‌خواهد عمل مستحبی انجام دهد، نباید این اعمال را به خودش تحمیل کند، بلکه باید بانشاط و روحیه این اعمال را انجام دهد. تنبلی و کسالت معلول یکی از عوامل زیر است:
1. عدم معرفت کامل به خداوند: صرف‌نظر از تفاوت‌های شکلی و ظاهری که گاه میان اعمال عبادی مردم به چشم می‌خورد، کیفیت عبادت بر اساس میزان شناخت و معرفت افراد نسبت به معبود تفاوت پیدا می‌کند. این‌که عبادت، چرا، چگونه و برای چه کسی انجام شود با شناخت و درک عبادت‌کننده رابطه مستقیم دارد. هر چه دانایی و معرفت در حوزه یادشده افزون‌تر باشد، بهره‌مندی شخص نیز از عبادت و احساس لذت او فزون‌تر خواهد بود.
2. عدم اطلاع از آثار عبادت: یکی دیگر از عواملی که در تنبلی و عدم نشاط در انجام عبادت تأثیر بسزایی دارد، عدم اطلاع از آثار فردی و اجتماعی مترتب بر عبادت است؛ لذا اهميت ندادن به عبادت به لحاظ عدم آشنايي به حقيقت آن و احساس نياز نکردن نسبت به آن، خود از عوامل تنبلی و یا ترک عبادت به شمار مي¬رود؛ ازاین‌رو پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) برترین عابد را کسی می¬داند که براثر آگاهی از آثار عبادت به انجام آن می¬پردازد؛ چنانچه می¬فرماید: «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا يُبَالِي عَلَى مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْيَا عَلَى عُسْرٍ أَمْ عَلَى يُسْرٍ.؛(5) بهترین مردم کسی است كه به عبادت عشق ورزد. و با آن مأنوس شوند و باجان و دل او را دوست داشته باشد و با بدن خود آن را به‌جای آورد و براى آن از انجام هر کاری فارغ گردد. چنين شخصى باك ندارد كه زندگى دنيايش به‌سختی بگذرد يا به‌آسانی».
3. گناه: یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین عواملی که باعث می‌شود لذت مناجات از انسان گرفته شود گناه است. همان‌گونه که انجام هر کاری مستلزم فراهم کردن مقدمات آن کار است, امور عبادی نیز همچون نماز یک سری مقدماتی دارد که اساسی‌ترین مقدمه, ترک معاصی در عقیده و عمل است لذا انسان نسبت به اين مسئله بايد بسيار حساس باشد و اگر كسي بي¬ميلي و تنبلی نسبت به اعمال عبادي [همچون نماز و ادعيه] در وي طولاني شده، اين امر نشانگر بروز مشكلي در زواياي وجودي او هست كه چه‌بسا به‌وسیلۀ گناه و مبتلا شدن به قساوت قلب در او ایجادشده است. امام صادق )علیه السّلام( می‌فرماید: «إنَّ الرَّجُل یُذُنِبُ الذَّنبَ فیُحْرم صلوه الَّلیل و إنَّ الْعمل السَّیِیّءَ اسْرعُ فی صاحبهِ من السّكّینِ فی اللَّحْم؛ (6) گناه انسان را از عبادت و تهجد محروم می‌سازد و لذّت مناجات باخدا را از او سلب می‌کند و تأثیر گناه از كارد برنده سریع‌تر است.
4 ـ تنبلی و سستی و تن‌پروری: عادت به سستی و از زیر بار مسئولیت‌ها دررفتن باعث می‌شود که افراد برای انجام مسائل عبادی بی‌اهمیت باشد.
5. اتفاقات و حوادث زندگی: برخي اوقات از دست دادن حالات معنوي نتيجه برخي اتفاقات و حوادث زندگي است. مثل از دست دادن عزيزى، شكست در بعضى از امورات زندگى، زندگى كردن در غربت و دوري از خانواده كه هر يك از اين عوامل مي¬تواند در حالات معنوي انسان تأثيرگذار باشد و گاهي موجب كاهش حالات معنوي در انسان گردد.
6. خستگی زیاد: باید توجه داشت که انسان همواره ازلحاظ روحي داراي آمادگي نیست؛ بلكه گاهي اوقات در حال نشاط و آمادگي معنوي و گاهي اوقات هم آمادگي و نشاط لازم را ندارد كه در اين صورت بر اساس تعاليم دینی‌مان توصیه‌شده درزمانی كه انسان آمادگي و نشاط كافي جهت انجام اعمال عبادي را ندارد، خيلي به خود فشار نياورد تا اين كار موجب نفرت و بي¬حوصلگي نسبت به انجام اعمال عبادي نگردد.
همچنین برخی عواملی دیگر نیز دراین‌باره تاثیرگزار است: فشارهایی که توسط والدین یا دیگران درباره نماز بر انسان واردشده است، وجود پرسش‌ها و شبهات پاسخ داده نشده درباره نماز یا معارف دینی، ضعف پایه‌های دینی وایمانی، احساس و تخیل دوری از خدا و بد بودن، ارتباط با فرد بی‌نماز و تأثیرپذیری از او.
راه‌کارهای مهم:
درمان سستی در طاعات و عبادات از چندراه است، ازجمله:
1. محکم کردن رابطه باخدای متعال از راه قرائت قرآن و از روی اندیشه و تدبر و به یادآوردن عظمت خداوند متعال با اندیشه در عظمت کتابش و تفکر در بزرگی نام ‌ها و صفات و افعال او.
2. شناخت كافي از آثار و فواید عبادت: که بامطالعه و آثار سودمند در این زمینه می‌توان موفقیت چشم‌گیری به دست آورد زیرا انگیزه آدمی بیشتر می‌شود.
3. رفع موانع: سستی در عبادات مبتني بر عواملي است كه بايد از آن‌ها پرهيز شود. دنياگرايي، ندادن زكات، تكبر، خوردن حرام، آشاميدن شراب، حسد و ... از عوامل و موانع تأثيرگذار در ترك و تنبلی در عبادات است.
4. توبه: يكي از عوامل مهم تأثيرگذار در گناه زدایی، توبه است. توبه كه نوعي بازگشت و دگرگوني است، سبب مي‌شود كه قلب انسان صفا بگیرد و بار ديگر معنويت در آن تجلي نموده، از گناه جلوگيري شود.
5. ياري از خداوند: انجام عبادت، به‌ویژه نمازخواندن توفيق عبادت را مي‌طلبد. عبادت و ارتباط باخدا برقرار نمودن مي‌طلبد كه ازخداخواسته شود توفيق عبادت دهد. شايد بر همين اساس معصومان (ع) و بزرگان دين از خدا مي‌خواستند كه به آنان توفيق عبادت دهد. در دعاي حضرت مهدي (عج) آمده است: «اللّهم ارزقنا توفيق الطاعة...»(7) كه يكي از مصاديق بارز طاعت، عبادت است.
6. دوستی با افراد صالح: رسول خدا (ص) دیده‌ها را به این دورنما دعوت می‌فرمایند که: از که حواریون عیسی (ع) پرسیدند: ای روح اللّه! با چه کسانی هم‌نشین باشیم؟ فرمود: باکسی که دیدن او شمارا به یاد خدا اندازد و سخنانش بر علم شما بیفزاید و رفتارش شمارا به کار نیک ترغیب و تشویق کند (8)».
7. توجه و رسیدگی به آسایش جسم و بهره‌گیری از غذای خوب و سالم و پرهیز از اسراف و پرخوری، زیرا این توجه و اهتمام مایه‌ی نشاط و شادابی جسم گردیده و سبب سرزندگی و توانمندی تن خواهد شد.
8. برنامه‌ریزی: براي تمام فعاليت‏هاي شبانه‌روزی در طول هفته از يك برنامه مدون و متناسب به توانايي‏هاي خويش بهره جسته و سعي كنيد طبق برنامه مدون به انجام كارها و فعاليت‏هاي مختلف تحصيلي و غيره بپردازيد.
نتیجه:
کسالت يا تنبلي يكي از آسیب‌های اخلاقي و انساني است که موجب آسیب‌های دنیای و اخروی می‌گردد. یکی از مهم‌ترین علت سستی، عدم معرفت و شناخت نسبت به خدا و همچنین آثار عبادات است لذا برای لذت بردن از عبادت باید به عظمت و کبریایی حضرت حق، به‌اندازه معرفت و شناخت و ظرفیت خود پی ببریم و درراه کسب این معرفت، مطالعه و تفکر کرده، با توبه از گناهان و برنامه‌ریزی مناسب، وضعیت را بهبود بخشیم.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1.     اسرار الصلاة يا پرواز در ملكوت، روح‌الله خمینی (ترجمه احمد فهري).
2.     پرتوي از اسرار نماز، محسن قرائتي.
3.     صلوه الخاشعين، عبدالحسین دستغيب.

کلیدواژه:
کسالت، تنبلی در عبادات، معرفت، گناه، توبه.
پی‌نوشت‌ها:
1. مجلسي، محمدباقر، بحار الأنوار، بيروت، موسسه الوفاء، چ دوم، 1403 ق، ج 78، ص 180.
2. عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۱، ج ۱، ص ۶۲۱؛ معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۴، ج ۱، ص ۱۱۴۷.
3. مدرّس، محمدباقر، خرد و سپاه او، تهران، انتشارات کلینی، ۱۳۷۱، ج ۳، ص ۲۶۹.
4. سوره نساء، آیه ۱۴۲.
5. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی‌اکبر، آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1365 ش، ج‏۲، ص ۸3.
6. همان، ص ۲۷۲، حدیث ۱۶.
7. مفاتیح‌الجنان، حاج شيخ عباس قمي‏، انتشارات اسوه، دعاي حضرت مهدي (عج).
8. کلینی، محمد بن یعقوب، پیشین، ج ۱، ص ۳۹.
 

كسي كه بر امام حسين(ع) قطره اي اشك بريزد همه گناهانش بخشيده می شود؟
به تعبیر شهید مطهری «گریه بر شهید، شركت در حماسه او و هماهنگی با روح وی و موافقت با نشاط و حركت او است».

گريه بر امام حسين (ع)

شرح : با سلام. حتما شنيده ايد كه كسي كه بر امام حسين(ع) قطره اي اشك بريزد همه گناهانش بخشيده مي شود. آيا اين گريه آداب و شرايطي دارد؟ آيا حق الناس هم توسط آن بخشيده مي شود؟

در حال گریه و رقت و هیجان، انسان بیش از هر حالت دیگر خود را به محبوبی كه برای او می‏گرید نزدیك می‏بیند، در حقیقت در آن حال است كه خود را با او یكسان می‏بیند. گریه بیشتر از خود بیرون‏ آمدن و خویش را فراموش كردن و با محبوب یكی شدن است. به تعبیر شهید مطهری «گریه بر شهید، شركت در حماسه او و هماهنگی با روح وی و موافقت با نشاط و حركت او است».(1)

گريه بر شهيد خوي حماسه را در انسان زنده مي‏كند و گريستن بر سيدالشهدا (ع) خوي حسيني را در انسان احيا مي‏كند، و خوي حسيني چنان است كه نه ستم مي‏كند و نه ستم مي‏پذيرد. آن كسي كه با شنيدن حادثه كربلا قطره اشكي از درون دل بيرون مي‏فرستد، صادقانه اين پيوند با هدف والاي سيدالشهدا (ع) را بيان مي‏كند.

هر كس با اندك توجهي خواهد دانست كه بر حسين (ع) گريه محبت است، آن محبتي كه در دلهاي عاشقانش به ثبت رسيده است . گريه بر او ، گريه شوق است ، زيرا قسمت زيادي از حماسه‏هاي كربلا، شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت، فداكاري ، شجاعت و سخنرانيهاي آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير ، از ديدگان شنونده سرازير مي‏گردد و نيز گريه معرفت و پيوند با هدف متعالي و انسان ساز او است؛ و به تعبير امام خميني (ره) گريه سياسي است كه فرمود: «ما ملت گريه سياسي هستيم، ما ملتي هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مي‏دهيم و سدهايي را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد مي‏كنيم».

گریه بر سید الشهداء، باعث آمرزش گناهان:

گريه بر سيد الشهدا (ع) و تشكيل مجالس عزاي حسيني نه تنها اساس مكتب را حفظ مي‏كند، بلكه باعث مي‏گردد شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامي برخوردار شده و در جهت حسيني شدن رشد و پرورش يابند. ريان بن شبيب از امام رضا (ع) روايت كرده كه فرمود: «اي پسر شبيب ، اگر بر حسين (ع) گريه كني تا آنكه اشك چشمت بر صورتت جاري شود، خداوند گناهان كوچك و بزرگ، و كم يا زياد تو را مي آمرزد» (2)

و نيز فرمود: «گريه كنندگان بايد بر كسي همچون حسين (ع) گريه كنند، زيرا گريستن براي او گناهان بزرگ را فرو مي‏ريزد». (3)

همچنین امام صادق(ع) فرمود: (مَن ذِكِرَ الحُسَینِ عِندَك) كسی كه حسین را نزد او اسم ببرند، یاد كنند، (فَخَرَجَ مِن عَینَیهِ مِنََ الدُّموع) اشك از دو چشمش جاری شود به اندازه ی پر یك مگس، (كانَ ثَوابُهُ عَلَی الله عَزَّ وَ جَلّ) اجرش بر عهدۀ خداست، (وَ لَم یَرضی لَهُ بِدونِ ا لجَنَّة) خدا چیزی را بدون بهشت برای او رضایت نمی دهد.

گریه بر ابی عبدالله(ع) و حق الناس:

اما در مورد رابطۀ گریه بر ابی عبدالله و حق الناس، باید عرض كنیم كه: اگر گریه ای كه می كنیم  به خاطر گناهانی است كه در درگاه الهی مرتكب شده ایم و حق الله است، خدای متعال از حق خود می گذرد و این گریه قطعا همان توبه است(به شرط عدم تكرار گناه) و در ما موثر است. اما بعضی از گناهان، ناشی از عدم رعایت حق الناس است. در این مورد، باید رضایت مردمی را كه مال یا حق آنان را ضایع كرده، جلب كند. از آن ها حلالیت بطلبد یا اگر بدهكاری دارد، به صاحبش بپردازد. چنانچه كاری را كه موجب قصاص است، مرتكب شده، خود را تسلیم كند تا صاحب حق، قصاص یا عفو كند. اگر با زبان یا عمل، روح كسانی را آزردهو آبرو و حیثیت آنان را برده، در صورت امكان از آن ها رضایت بگیرد. اما اگر ممكن نیست، برای آنان دعا كند.

اگر برخی افراد را نمیشناسد یا مردهاند یا دسترسی به آنان ندارد، در امور مالی، مال را به فرزندان یا وارثان آنان بپردازد. اگر دسترسی به آنان هم ممكن نباشد، با اجازه مجتهد، از طرف آنان صدقه بدهد. در غیر امور مالی نیز باید در حق آنان دعا و استغفار كند و صدقه و خیراتی هدیه نماید.

بنابراین، بعد از توبه براي طلب بخشش و مغفرت باید در فكر جبران گذشته ها باشد. در این صورت است كه خداوند توبه او را می پذیرد و او را مورد عفو و بخشش قرار می دهد؛ چنان كه خود فرموده است: «وَ هُوَ الَّذِی یقْبَلُ التَّوْبةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یعْفُوا عَنِ السَّیئاتِ»؛ (4) «او است كه توبه را از بندگانش پذیرا می‏شود و گناهان را می‏بخشد».

آداب گریه وعزاداری اباعبدالله الحسین(ع):    

1.سیاه پوشی : از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مكروه است ولی در عزاداری امام حسین (علیه السلام ) و ائمه معصومین (علیهم السلام ) استثناء شده است زیرا این كار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .

2. تسلیت گویی : اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی كه بر كسی وارد شده در اسلام مستحب است.

3.زیارت و زیارت خوانی: اگر می توانید زیارت عاشورای معروفه را با صد لعن و صد سلام بخوانید و اگر وقت ندارید برای صد لعن  و  صد سلام، زیارت عاشورای غیر معروفه را كه در اجر و ثواب با زیارت معروفه یكسان است ، هر روز بخوانید. (هر دو زیارت در مفاتیح الجنان هست.)

4.تباكی و گریستن .

5.برگزاری مجالس عزاداری :

6. نماز جماعت ظهر عاشورا :سید الشهداء و یاران با وفای او همه كشته راه نماز شدند.از این رو در زیار ت مطلقه امام حسین خطاب به امام می گوییم : اشهد انك قد اقمت الصلاة و اتیت الزكاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر .  تحمل اندكی سختی :

7.بايد مقداري از لذائذ زندگي را كه از خوردن و نوشيدن و حتّي خوابيدن و گفتن بدست مي‏آيد ترك نموده ( مگر آن كه لازم باشد ) و ديدار با برادران ديني را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهد.و مانند كسي باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است‏ .

8. رعايت اخلاص: عزاداری را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعي كنيم اين كارها را با نيتي خالص و براي رضاي خدا انجام داده و در خلوص خود نيز صادق باشيم. زيرا كار كوچكي كه با نيت خالصانه و صادقانه همراه باشد بهتر از كارهاي زيادي است كه خلوص و صداقت در آن نباشد ، حتي اگر چندين هزار برابر باشد. و اين مطلب بخوبي از عبادتهاي حضرت آدم عليه السّلام و شيطان فهميده مي‏شود ، زيرا عبادتهاي چندين هزار ساله شيطان او را از جاودانگي در آتش نجات نداد ولي يك توبه حضرت آدم عليه السّلام باعث بخشش خطا و برگزيدن او شد. در هنگام انجام اعمال نيز بايد مواظب باشد كه رياء و دوستيِ ستايش مردم در نيت او وارد نشود.

منابعی برای مطالعۀ بیشتر:

1.گریه بر امام حسین (ع) و آثار شگفت آن، محسن مهدوی، قم: انتشارات برگ شقایق.

2. بررسی تاریخ عاشورا، محمد ابراهیم آیتی، ویرایش و تصحیح : مهدي انصاري، قم: انتشارات امام عصر(عج).

پینوشت ­ها:

1.شهید مرتضی مطهری، شهید(ضمیمه قیام و انقلاب مهدی) نشر صدرا، 1387 ش، ص 117- 118.

2 .منتخب كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 165.

3 .منتخب كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 168.

4. شوری (42) آیه 25.

چند نوع گريه داريم؟
به طور كلي گريه را از نظر انگيزه و دليل، مي‌توان به چهار نوع تقسيم نمود.

چند نوع گريه داريم؟ و گريه براي امام حسين جز كدام يك از اقسام گريه مي باشد؟

به طور كلي گريه را از نظر انگيزه و دليل، ميتوان به چهار نوع تقسيم نمود. 

الف) گريهاي كه انگيزه عقيدتي دارد؛

انسان مؤمن بر اين باور است كه همواره در محضر خدا قرار دارد و تمام اعمال و رفتار او ضبط شده و روز قيامت خوبيها و زشتيهاي كردار و رفتار او نمايان ميگردد. توجه به گذشته تاريك و گناهآلود، مسلمان معتقد را به گريه واميدارد تا آثار شوم گناه را از دل بزدايد و خود را متحول سازد. انسانهاي كمال يافته و معصومان نيز از خوف و خشيّت الهي همواره اشك خوف ميريختند. اين گريه نشانه ايمان كامل است.

امام سجاد(ع)فرمود: محبوبترين قطره در پيشگاه خداوند متعال، قطره اشكي است كه مخلصانه در تاريكي شب و از ترس خدا ريخته شود.(1)

ب) گريهاي كه از علاقه طبيعي انسان به خود سرچشمه ميگيرد و خاستگاه آن عواطف و احساسات است؛

خداوند متعال در وجود بشر قلب را نهاده كه در رويارويي با حوادث و مصايب جانسوز دگرگون ميشود،تكان ميخورد، ميسوزد و اشك را از چشمان سرازير ميكند. انسان در زيانهاي مالي و جاني و از دست دادن عزيزاني كه به آنها انس و الفت پيدا كرده است، اندهگين شده و دچار ناراحتيهاي روحي و رواني ميشود. امّا گريه و گريستن، عقدههاي دروني را برطرف كرده و به انسان آرامش ميبخشد؛ از اين رو در علم اخلاق از اين ويژگي قلب و رقت و نرمي آن تمجيد شده است چرا كه نشانه قلب زنده آن است كه از عواطف و احساسات سازندهاي سرشار باشد.

ج) گريهاي كه از فضيلت طلبي و كمالخواهي سرچشمه ميگيرد؛

انسان در فقدان معلم، استاد و مربي اخلاق و بلكه بالاتر، در ارتحال پيامبر(ص) يا امام(ع) اشك ميريزد و عزاداري ميكند. انگيزه اين نوع گريه آن است كه با مرگ پيشواي خود احساس ميكند از راه كمال و رشد بازمانده و مرشد و راهنماي بزرگي را از دست داده كه بدون او دستيابي به كمالات بالاتر برايش دشوار است. پس از وفات رسول خدا(ص) خليفه اول و دوم به زيارت امايمن آمدند. پس از حضور آنان امايمن گريه كرد، خليفه دوم گفت: چرا گريه ميكني؟ براي رسول خدا كه در پيشگاه خداوند قرار دارد گريه معنا ندارد! امايمن پاسخ داد: گريه من براي از دست دادن پيامبر نيست. بلكه گريه من به خاطر آن است كه دست ما از اخبار آسمان و وحي كوتاه شده است.(2) از اين رو اين نوع گريه از نوع اول ارزش بالاتري دارد. در اين نوع گريه، در واقع گريه كننده بر خود ميگويد.

د) اندوه و گريه بر مظلوم؛

نوع ديگر گريه، گريه بر مظلوم است به خاطر ظلم و ستمي كه بر او وارد شده مانند گريه رسول خدا(ص) براي عموي خود حضرت حمزه و همچنين گريه براي علي(ع) و حسين بن علي(ع) پيش از شهادت آنان و مثل گريه و عزاداري مسلمانان در شهادتهاي ائمه دين كه به صورت مظلومانه به شهادت رسيدند.

ه( گريه و عزداري سياسي؛

امام خميني (ره) ميفرمايد: «زنده نگه داشتن عاشورا يك مسأله بسيار مهم سياسي ـ عبادي است. عزاداري كردن براي شهيدي كه همه چيز را در راه اسلام داده، يك مسأله سياسي است، يك مسئلهاي است كه در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد. ما از اين اجتماعات استفاده ميكنيم. ما از آن الله اكبرها، ملت ما از آن الله اكبرها استفاده كرد، آن الله اكبرها را بايد حفظ بكنيم، بايد به اين مظاهر، شعاير و اموري كه در اسلام به آن سفارش شده فكر كنيد كه اينها يك مسأله سطحي نبوده است كه ميخواستند جمع بشوند و گريه كنند،خير. ما ملت گريه سياسي هستيم. ما ملتي هستيم كه با همين اشكها سيل جريان ميدهيم و سدهايي را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد ميكنيم».(3)

از اين ديد، گريه زبان گوياي فردي است كه مورد تجاوز و ستم قرار گرفته باشد. در زماني كه با جباران به وسيله نيروي نظامي نميتوان مقابله كرد و حتي نميگذارند سخني گفته شود؛ تنها سلاح گريه است كه نفرت و خشم را نشان ميدهد و با اين گريهاست كه اظهار تنفر و بيزاري از ستم و ستمگري آشكار ميشود. اين گريهاي است كه مردم را نسبت به ستمگران بيدار ميكند. شاهد اين شيوه را در زندگي امام زينالعابدين(ع)ميتوان ديد. آن حضرت بيست سال در حال ماتم و گريه بود و اين حزن و گريه امام تأثير فراواني در بيداري مردم داشت؛ چرا كه با زبان رفتار از عظمت قيام عاشورا و شدت ظلمي كه بر اهلبيت پيامبر(ص) رفته بود حكايت ميكرد و از تبليغات دروغين نيز پرده برميداشت.

در اينجا شايسته است به سخني از شهيد مطهري (ره) اشاره كنيم. ايشان درباره فلسفه گريه بر شهيد چنين مينويسد: «شهادت از نظر اسلام از جنبه فردي.يعني براي شخص شهيد يك موفقيت است. بلكه بزرگترين موفقيت و آرزوست. امام حسين فرمود: جدم به من فرمود كه تو درجهاي نزد خدا داري كه جز با شهادت، به آن درجه نايل نخواهي شد. پس شهادت امام حسين براي خود او يك ارتقاست، عاليترين حد تكامل است. اگر مرگ به صورت شهادت باشد واقعاً يك موفقيت است، براي شهيد جشن و شادماني دارد؛ امّا از نظر اسلام آن طرف سكه را هم بايد خواند. شهادت را از نظر اجتماعي يعني از آن نظر كه به جامعه تعلق دارد نيز بايد سنجيد، عكسالعملي كه جامعه در مورد شهيد نشان ميدهد صرفاً به خود شهيد تعلق ندارد يعني صرفاً ناظر به اين جهت نيست كه براي شخص شهيد موفقيت يا شكستي رخ داده است.

مردم معمولاًدرباره گريه اشتباه ميكنند، خيال ميكنند گريه هميشه معلول نوعي درد و ناراحتي است و خود گريه امري نامطلوب است. راز بقاي امام حسين(ع) اين است كه نهضتش از طرفي منطقي است و از ناحيه منطق حمايت ميشود و از طرف ديگر در عمق احساسات و عواطف راه يافته است. ائمه اطهار كه به گريه بر امام حسين سخت توصيه كردهاند حكيمانهترين دستورها را دادهاند. اين گريههاست كه نهضت امام حسين(ع)را در اعماق جان مردم فرو ميكند. روشن است كه اگر مانند مسيحيان جشن ميگرفتند نهضت امام حسين به انحراف كشيده ميشد. شايد بدين جهت بزرگان دين دستور عزداري و گريه دادهاند».(5)

علاوه بر مطالب فوق براي گريه براهلبيت عليهم السلام نكاتي وجود دارد كه مى‏توان در امور ذيل،آنها را خلاصه كرد:

قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اكرم (ص) و اهل‏بيت (ع) را بر مسلمانان واجب كرده است(5) روشن است كه دوستى لوازمى دارد و محبّ صادق، كسى است كه شرط دوستى را- چنان كه بايد و شايد- به جا آورد. يكى از مهم‏ترين لوازم دوستى، هم دردى و هم دلى با دوستان در مواقع سوگ يا شادى آنان است(6) از اين رو در احاديث، بر برپايى جشن و سرور در ايام شادى اهل‏بيت (ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأكيد فراوان شده است. چنانچه حضرت على (ع) در روايتى مى‏فرمايد: «شيعه و پيروان ما در شادى و حزن ما شريكند». (7)

از آنجا كه در فرهنگ شيعى، گريه بايد از سر معرفت و شناخت باشد هم‏ دردى با آن عزيزان، در واقع يادآورى فضايل، مناقب و آرمان‏هاى آنان بوده و بدين شكل، آدمى را به سمت الگوگيرى و الگوپذيرى از آنان سوق مى‏دهد.

فردى كه با معرفت براي امام حسين گريه مى‏كند شعور و شور، شناخت و عاطفه را درهم مى‏آميزد و در پرتو آن، انگيزه‏اى قوى در او پديدار گشته و هنگام خروج از مراسم عزادارى، مانند محبى مى‏شود كه فعّال و شتابان، به دنبال پياده كردن اوصاف محبوب در وجود خويشتن است.

گريه بر اهل‏بيت (ع) در واقع با يك واسطه زمينه را براى حفظ آرمان‏هاى آنان و پياده كردن اهداف آنها فراهم مى‏سازد.

كسى نمى‏تواند منكر اين حقيقت شود كه نسل جديد در سنين كودكى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهل‏بيت (ع) آشنا مى‏شوند. به راستى عزادارى و مجالس تعزيه، يكى از عناصر و عوامل برجسته‏اى است تا آموزه‏هاى نظرى و عملى امامان راستين، به نسل‏هاى آينده منتقل شود. مراسم عزادارى وگريه، به دليل قالب و محتوا، بهترين راه براى تعليم و تربيت نسل جديد و آشنايى آنان با گفتار و كردار اهل‏بيت (ع) است.

پي نوشت ها:

 1. علامه مجلسي، بحارالانوار، نشر دارالكتب، چاپ 1، ج 90، ص 329.

 2 . بيهقي، دلائل النبوه، نشر طاووس، چاپ1، ج 7، ص 266.

 3 . صحيفه نور، مركز نشر آثار حضرت امام، چاپ 1،  ج 13، ص 154. 

 4 . شهيد مطهري، قيام و انقلاب مهدي (عج)، نشر صدرا، چاپ هفتم، ص 121.

 5. شورى (42)، آيه 23؛ هود (11)، آيه 29. و محمدي ري شهري، ميزان‏الحكمه، دارالحديث، سال 1416هـ.ق، ج 2، ص 632.

 6. محمد محمدي ري شهري، المحبة فى الكتاب والسنة، دارالحديث،بي تا، ص 170- 169 و 181- 281.

 7. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1404 هـ.ق، ج 44، ص 782.

در زیارت عاشورا باید قسمت پایانی كه 100 بار تكرار كنیم؟
ثواب كامل زیارت عاشورا را كه برابر است با ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار بار جهاد در راه خدا، از آن كسی است كه زیارت را آن گونه كه مأثور است بخواند.

 در زیارت عاشورا باید قسمت پایانی كه 100 بار تكرار كنیم، بخوانیم تا به ثواب كامل دعا برسیم؟ اگر تنها یك بار  بخوانیم كفایت می كند؟

در قسمت پایانی زیارت عاشورا یك فقره مشتمل بر لعن قاتلان و ستمگران و مخالفان اباعبداللَّه (ع) است كه با "اللهم العن اول ظالم..." شروع می‏شود .

 فقره دوم مشتمل بر سلام بر سیدالشهدا و فرزندان و اصحاب او است كه با "السلام علیك یا ابا عبداللَّه و علی الارواح التی حلت بفنائك..." شروع می‏شود .

 در روایت آمده هر یك از این دو قسمت صد مرتبه خوانده شود، ثواب كامل و فضیلت تامّه زیارت عاشورا را كه برابر است با ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار بار جهاد در راه خدا ، از آن كسی است كه زیارت را آن گونه كه مأثور و دستور است، بخواند . به آن چه می‏خواند، ملتزم باشد . كسانی كه این زیارت را به طور مختصر می خوانند و لعن ها را فقط یك بار می گویند، گر چه ثواب عظیم می برند (ان شاء الله) ولی ثوابی كه وعده داده شده ،به تمام و كمال برای كسانی است كه تكرار را رعایت كنند.

البته اگر كسی وقت نداشته باشد و هر یك از این دو قسمت را با نیت صد مرتبه بخواند و بعد از خواندن هر یك از آن دو قسمت بگوید: "مأة مرّة" یعنی (100 بار) یا یك مرتبه كه خواند بگوید "و تسعاً و تسعین مرّة" یعنی (به اضافه 99 بار دیگر) ، امید آن است كه خداوند ثواب كامل را به او عنایت نماید.

صاحب "قرّة المهج" می‏نویسد: در پاورقی كتاب "شفاء الصدور" ج 1، ص 110 از كتاب "مشحون" به سندش از امیرالمؤمنین (ع) نقل می‏كند كه  حضرت فرمود: "كسی كه زیارت عاشورا (مشهوره) را بخواند ،سپس یك دفعه بگوید: "اللهم العنهم جمیعا تسعا و تسعین مرّة" مانند كسی است كه صد مرتبه گفته  و این برای كسانی كه وقت ندارند، فوزی است عظیم.(1)

 بنا به حدیث منقول از نبی مكرم اسلام(ص) ارزشمندترین عمل، عملی است كه با مشقت (2) انجام گیرد.

بنابر این عملی كه اساس و ریشه آن صحیح باشد ،  انسان برای انجامش هر قدر مشقت بیش تری را تحمل كند، از ثواب و فضیلت بیش تری برخوردار می‏گردد.

مولی شریف شیروانی  از امام هادی  نقل می كند كه لعن را یك بار كامل بگوید : آن گاه 99بار بگوید : اللهم العنهم جمیعا . در سلام هم یك بار آن را به طور كامل بگوید و بعد 99بار بگوید :« االسلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین »مثل این است كه تمام صد لعن و صد سلام را گفته باشد . (3)

پی نوشت ها:

1 . جواد بن عباس كربلائی، قرة المهج، ص 127.

2 . "احمزها" یعنی قوی‏ترین و محكم‏ترین.

3 . زیارت عاشورا و آثار شگفت آن . سید علی موحد اصفهانی ،ص 121.

در مجالس اهل بيت چرا بايد گريه كرد؟
اسلام هر نوع لذت و شادي را تأييد نمي كند، بلكه شادي هايي را مورد تأييد و ترغيب قرار مي دهد كه بتواند به رشد شخصيت آدمي ياري رساند ...

اشك ريختن به چه معناست؟در مجالس اهل بيت چرا بايد گريه كرد؟ دين ما دين گريه است؟ چرا گريه بهترين حالت براي درخواست از خداست؟ چرا بعضي گريه نمي كنند؟ در گريه كردن نيت چه باشد بهتره؟

برادر گرامي! شايد شما هم اين سؤال و شبهه را داريد كه اسلام و مسلمانان بيشتر طرفدار گريه و عزا و سياهي و سوگواري اند تا شادي و خنده! كم نيستند افرادي كه مي گويند و گمان مي كنند كه عبوس بودن، جدّي برخورد كردن، ترك خنده و شوخي و شادي، خشكي و انعطاف ناپذير نبودن را از مشخصه هاي افراد به اصطلاح متدين مي باشد. البته قبول داريم كه متأسفانه فرهنگ و معيار شادي و غم، هنوز جايگاهش مشخص نيست و رسانه هاي ما نتوانسته اند به درستي اين نكته را انعكاس بدهند.

- قبل از هر چيز نگاه اسلام به شادي را خدمتتان عرض مي نماييم:

اسلام تفريح و نشاط را از جمله نيازهاي غريزي در انسان مي داند و از اين رو كسب شادكامي را نه تنها مذمت نمي كند، بلكه بدان ترغيب و تشويق نيز مي نمايد. نكته اساسي در اين ميان آن است كه اسلام هر نوع لذت و شادي را تأييد نمي كند، بلكه شادي هايي را مورد تأييد و ترغيب قرار مي دهد كه بتواند به رشد شخصيت آدمي ياري رساند و از غفلت او در لهويات جلوگيري نمايد. از طرفي يكي از راههايي كه براي شاد زيستن در اسلام توصيه مي شود كه در واقع مهمترين راه و اطمينان بخش ترين راهكار است، ذكر خدا و ياد الهي است -كه اين مسأله در مجالس أهلبيت(ع) و گريه بر آنها نمود پيدا مي كند، زيرا ايشان آيينۀ تمام نماي الهي هستند- همچنان كه آيه شريفه مي فرمايد: "ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب؛(1) آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا دلها آرامش مي يابد."

حضور در مجالس أهلبيت(ع) و يادآوري مصائب ايشان، همانند نوري است كه انسان را به أوج و قلّه مي رساند. در اين زمينه حضرت آيت الله بهجت رحمة الله عليه كلامي زيبا و قابل تأمل دارند: "فضيلت بكاء بر سيدالشهداء(ع) بالاتر از نماز شب است. زيرا نماز شب عمل قلبي صرف نيست. بلكه كالقلبي است؛ ولي حزن و اندوه و بكاء[و گريه] عمل قلبي است به حدي كه بكاء و دمعه(گريه واشك) از علائم قبولي نماز وتر است."(2) از ديدگاه ايشان نمازي كه مايۀ تقرّب انسان به خداي متعال است، درجه اش از نظر تأثيرگذاري در روح و روان، از گريه بر أبي عبدالله(ع) كمتر است؛  زيرا گريه بر مصائب معصومين(ع)، باعث مي شود كه اطمينان قلب و آرامش حاصل شود و دغدغه ها و مشكلات زندگي از انسان دور شود و ديگر اضطراب و ناراحتي او را سرگردان ننمايد و با نشاطي دروني و شادي واقعي به انجام امور بپردازد. كسي كه همواره توجه مي كند كه قدرتي برتر -معصومين(ع)- كه از دوستي و محبت خدايي مهربان صادر شده، به او كمك مي كند، نشاط و شادي خود را از دست نمي دهد بلكه همواره به دنبال جلب رضايتمندي ايشان است.

ضمنا ما به أندازۀ مجالس حزن و غم، أيام و مجالس شادي و سرور هم داريم كه نبايد از آن غافل بود.

- چگونگي درخواست حوائج:

اگر انسان خواسته يا حاجتي دارد، بهتر است چگونه آن را با خداي خود بيان كند؟ آنچه از روايات اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و از خود قرآن بدست ميآيد اين است كه براي رفتن به درگاه خدا هيچ زمان و مكان خاصّي وجود ندارد. درِ رحمت الهي هميشه به روي سائلان باز است و هر گاه انسان روي دل به سوي خدا كند، خداوند پاسخ ميدهد.

قرآن و روايات آدابي را براي دعا ذكر كرده اند كه مهم ترين آنها توجه به عظمت خداوند هنگام دعا و قبل از آن است. در آيه اي خداوند ميفرمايد: «اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرَّعاً وَ خُفْيَة؛(3) خداي خود را به تضرّع و زاري و به آهستگي بخوانيد». در اين آيه، به دعا امر شده است؛ اما ميفرمايد كه به صورت تضرّع و آهستگي باشد. از اين آيه دو نكته استفاده ميشود: آهسته دعا كردن و حالت تضرّع  و گريه داشتن؛ خداوند به بندگانش نزديك است، دعاي بندگانش را ميشنود، لذا نيازي به داد و فرياد نيست. وقتي انسان گريه و زاري ميكند كه خود را ببازد و به نوعي، احساس شكست كند لذا اين حالت براي عبادت و اظهار عبوديّت در پيشگاه الهي بهترين حالت است.

- أما علت اينكه چرا برخي گريه نمي كنند؟

وقتي كه يك فشار روحي رواني يا جسمي به فرد وارد مي شود -علت ناراحتي هم مي تواند گوناگون باشد- برحسب شدت آن فشار و متناسب با شخصيت فرد و انتظارات او واكنش هايي كه در مقابله با آن بروز مي دهد، متفاوت خواهد بود. امكان دارد شما در يك تنش وحشتناك با احساس خشم بگوييد: «خدايا چرا من؟!» اما شخص ديگري همين تجربه و حس شما را تنها با گم كردن هزار تومان يا سرماخوردگي ساده به دست آورد. كلا واكنش ها را به دو دسته تقسيم مي كنيم:

۱) واكنش هاي مقابله اي هيجان مدار

۲) واكنش هاي مقابله اي مساله مدار

گريه كردن در واقع نوعي تخليه هيجاني است كه در گروه اول جاي مي گيرد. اگر فشار روحي از حد توان فرد بالاتر باشد بدن او سوپاپ هاي اطميناني دارد كه كمك مي كنند از صدمه به فرد جلوگيري شود. گريه كردن يكي از اين سوپاپ هاست كه اگر افراط و تفريط در آن صورت نگيرد نه تنها بد نيست بلكه واكنش مثبتي تلقي مي شود و در موقع بروز فشاري كه از حد توان شما بيشتر است به جاي واكنش هيجاني منفي مانند فرياد كشيدن و صدمه زدن به خود يا اشيا ء (شيشه شكستن) مي تواند جايگزين شود.

أما در مورد عزاداري و مصايب أهلبيت(ع)، آنهايي كه به سادگي در مقابل مشكلات دنيا خم به أبرو نياورده و خود را گريان نمي كنند، چنان گريه سر مي دهند كه گويا گوشه اي از عمق فاجعه را درك كرده اند. چون متوجه اين هستند كه معصومين(ع) صرفاً به خاطر هدايت انسان اين همه مصيبت را تحمل كردند. يكي همانند ابي عبدلله خون قلبش را مي دهد تا انسان به هدايت برسد!: "«و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة»(4)كسي كه نهايت تلاش را در دعوت مردمان براي هدايت به كار برد و براي آنان به هر نحو ممكن خيرخواهي كرد تا آن جا كه در نهايت خون قلبش و جان عزيزش را براي بيداري مردم از ناداني و گمراهي فدا كرد.

ولي نكته اي هم كه نبايد از آن غافل بود، اين است كه ما برخي از بزرگاني همچون آيت الله بهجت(ره) را هم ديده ايم كه در أوج عزاداري و روضه خواني، اشك ظاهري از چشمانشان خارج نمي شد، أما مطمئناً نسبت به مصائب أهلبيت(ع) آگاه بودند و خودشان هم مجلس روضه اي هر جمعه در مسجدي كه در آن نماز اقامه كرد برقرار ساخته بود و به صورت مقيد در آن شركت مي كردند.

پس با توجه به أهميت گريه در اين مكتب -وحتي تباكي و خود را به حالت گريه در آوردن- بعضي اين گونه نبوده و دليل بر سنگ دل بودن يا مطلب ديگر نيست! بعضي ها گريه نمي كنند؛ اما از چشمهايشان معلوم است، كه اشكي به بزرگي يك سكوت، گوشه چشمشان به كمين نشسته است!

- نيّت در گريه كردن:

از آنجايي كه گريه و اشك، بعد از شكسته شدن قلب و رقيق شدن دل حاصل مي شود -خصوصاً در مجالس عزاي أهلبيت(ع)- بهترين موقعيت براي اتصال سيم ارتباطي به خداي متعال است! در اين گونه فضاها بهترين دعاهايي كه معصومين(ع) به ما تعليم داده اند را با توسل به أهلبيت(ع) از خداي متعال بخواهيم. البته تعميم دادن و عموميت بخشيدن به دعا (براي همه دعا كردن) از آداب آن به حساب مي آيد. امام صادق (ع) مي فرمايد:"هرگاه يكي از شما دعا كند؛ عموميت دهد و همه را دعا كند، زيرا به اجابت نزديك تر است".(5) در درجۀ أول براي ظهور آقا امام عصر(عج) كه فرج همۀ مشكلات در آن است دعا كنيد.

- منابعي كه شما را در رسيدن به جواب بيشتر و كامل تر ياري مي كند:

1- تفريح در اسلام، نويسنده: دكتر شهيد بهشتي.

2- غم و شادي در سيره معصومان(ع)، نويسنده: محمود اكبري.

3- شرع و شادي، نويسنده: ابوالفضل طريقه دار.

پي نوشت ها:

1. رعد(13) آيه 21.

2. براي رسيدن به جملات ديگر ايشان، مي توانيد به كتاب: "در محضر بهجت، مولف: محمد حسين رخشاد" مراجعه فرماييد.

3. أعراف(7) آيۀ 55.

4. زيارت اربعين امام حسين(ع)، مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي، بخش دوم زيارت، معرفي امام حسين(ع) و هدف و فلسفه قيام.

5. ثقه الاسلام كليني، الكافي، ج2، ص487، دار الكتب الاسلاميه، طهران، سنه النشر/1365 ه.ش.

آيا حضور روحاني در مجالس روضه امام حسين عليه السلام لازم و ضروري است؟
حضور روحاني در جلسات باعث تقويت مسايل مذهبي و شرعي مستمعين مي شود.

آيا حضور روحاني  در مجالس روضه امام حسين عليه السلام لازم و ضروري است و اگر صاحب مجلس(خانم) خود بتواند مجلس را اداره كند. البته آشنا به احكام و قرآن مي باشد مي تواند روحاني نياورد؟

روضه و روضه خواني اصطلاحي است كه در مورد برپايي مجلس سوگواري امام حسين(ع) و بلكه هر مجلسي كه به منظور ذكر فضايل و مصائب ائمه اطهار(ع) و مطرح كردن مسايل ديني منعقد شود، به كار مي بريم. اما برگزاري مجالس روضه خواني زنانه در منازل كاركردهاي بسياري داشته و دارد كه مهمترين آنها سرمشق گيري و الگوسازي زنان از زندگي ائمه اطهار(ع) و بزرگان ديني بويژه حضرت فاطمه(س) و حضرت زينب(س) مي باشد.

تربيت فرزندان مذهبي و خداجو نيز از ديگر بركات و محاسن اين قبيل مجالس در منازل است، زيرا اگر كودكان از همان ايام طفوليت با مسايل ديني آشنا شوند وقتي به سن بلوغ و تكليف مي رسند به انجام تكاليف ديني مي پردازند.

با توجه به مقدمۀ بالا خدمتتان عرض مي كنيم:

در زمان هاي گذشته آماده كردن فضاي خانه براي حضور فردي روحاني با عنوان روضه خوان، جمع شدن اعضاي خانواده و فاميل دور هم طبق برنامه قبلي و اطلاع از آن در ساعت مقرر، بيان احكام نماز و واجبات دين و پاسخ دادن به سؤالهاي شرعي افراد شركت كننده از محاسن مجالس روضه خواني زنانه بوده است.

- بررسي مسأله از جهات مختلف:

الف) ضرورت وجود روحاني:

1. حضور روحاني در جلسات باعث تقويت مسايل مذهبي و شرعي مستمعين مي شود. ممكن است بگوييد، از زنان هم كساني هستند كه اين توانايي را دارند؛ لذا حضور يك روحاني لازم و ضروري نيست، البته به شرطي كه يك زن توانايي برگزاري جلسه و توان علمي و پاسخگويي به سوالات اخلاقي و شرعي مخاطبين را داشته باشد.

2. به نظر مي رسد با فرض وجود بانوان تحصيل كرده و روضه خوان، نقش و وجود روحاني باعث تداوم ارتباط خانواده ها و انس گرفتن نوجوانان و شناساندن دين و مذهب به آنها بشود.

3. توجهي كه يك روحاني به خاطر مرواده با اجتماع و آشنايي با مشكلات، به مسايل دارد، در اين مسأله خيلي مهم است.

4. علم و آگاهي كه در زمينۀ روايات و مسايل ديني دارد، به نظر مي رسد از برخي روضه خوان هاي زنانه بيشتر باشد.

5. در جايي كه صداي زنان ممكن است به گوش مردان برسد و مشكلي ايجاد كند، حضور روحاني مرد اولويت دارد.

6. براي اينكه روحاني در جلسه به راحتي بتواند حرف بزند و زنان سوالات خود را بپرسند، موقعيت مكاني اين روحاني به نحوي باشد كه جلوي چشم زنان نباشد.

ب) اولويت دوم، حضور زنان كارشناس:

1. نقش زن در حماسه كربلا با حضور حضرت زينب(س) بر هيچ كس پوشيده نيست و همواره توسط علما و فضلا بر اين مبحث تاكيد مي شود كه اگر حضرت زينب نبود قيام امام حسين(ع) و همه آن حماسه ها در كربلا باقي مي ماند و به جايي نمي رسيد.

حال با توجه به همه اين مسائل و حماسه آفريني زنان در قيام عاشورا با وجود هيئت هاي مذهبي زنان نياز شديدي به مبلغ و سخنران زن در اينگونه مراسم احساس مي شود چرا كه به واسطه نقش تربيتي بانوان در امور تربيتي و اخلافي فرزندان و خانواده اگر مباحث اسلامي نيز توسط مبلغان زن به درستي براي آنان بازگو شود علاوه بر تأثيرات مثبتي كه بر روند امور خانواده دارد به رشد و تعالي جامعه نيز كمك خواهد كرد.

2. بودن هيئت هاي مذهبي مختص زنان و ساماندهي اين مهم از سوي متوليان امر مي تواند بسيار مفيد و موثر در جامعه باشد چرا كه به اعتقاد كارشناسان امور اجتماعي اگر بانوان در مسير صحيح الهي قرار گيرند با توانايي بالقوه خود ميتوانند خانواده و جامعه را از انحرافات اخلاقي و عقيدتي نجات دهند، همانطور كه اگر بانوان نسبت به گوهر وجود خود بيتفاوت باشند زمينه بروز بسياري از آسيبهاي اجتماعي را در جامعه فراهم مي كنند.

3. اكثر خانواده ها و متوليان مراسم مذهبي بانوان، از سخنرانان و روضه خواناني استفاده مي كنند كه در بيان مسائل افراط و تفريط دارند و در اين زمينه آموزش هاي لازم را نديده اند. در اين راستا بر متوليان مراسم مذهبي لازم است كه مبلغ ديني مراسم مختلف خود را -در صورتي كه از روحاني مرد استفاده نمي كنند- از حوزه علميه خواهران كه به اين مبلغان آموزش دادند، استفاده كنند.

4. بيشترين استقبال كنندگان از مراسم مذهبي بانوان هستند و برخي از اين مبلغان غيرحوزوي و سنتي به خاطر درآمد زايي اين ايام اقدام به روضه خواني مي كنند و اصلا توجهي به پيام ها و اهداف مراسم مذهبي ندارند.

5. در مواردي زنان مبلغ مي توانند احياگران معنويت و اخلاق در خانواده و جامعه باشند و نقش بسزايي را در كنترل انحرافات اخلاقي و عقيدتي جامعه ايفا كنند و فعاليت صحيح آنان در محيط خانواده و جامعه مي تواند به كاهش آسيبهاي اجتماعي و گسترش معنويت در جامعه بينجامد.

- حاصل سخن اينكه:

در مراسم مذهبي خود از مبلغان و روضه خواناني استفاده كنيم كه توانايي بيان مباحث اعتقادي و اسلامي را براي مخاطبان خود كه اكثريت زنان هستند، داشته باشند و تسلط كافي بر مفاهيم قرآن و نهج البلاغه و ديگر ادعيه و منابع ديني داشته باشند.

توصيۀ ما اين است كه در درجۀ اول از يك روحاني متخصص و با دغدغه كه انساني وارسته است، استفاده كنيم تا با آگاهي كامل به مسايل ديني بپردازد؛ و در درجۀ بعد در صورت ضرورت از مبلغان زن كه در اين زمينه تربيت شده اند، استفاده كنيم.

آيا طلب مغفرت خواستن براي قاتلين ائمه اشكال دارد؟
دشمنان ائمه(ع) دشمنان خدا هستند. چنان كه در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم:«مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ»

مي خواستم بدونم آيا طلب مغفرت خواستن براي قاتلين ائمه اشكال دارد يا خير اصلا درست مي باشد ؟

دشمنان ائمه(ع) دشمنان خدا هستند. چنان كه در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم:«مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ» هر كسي با شما  ائمه و اهل البيت (ع) دشمني كند به حقيقت با خدا دشمني ورزيده است. هر كسي با ائمه (ع) دشمني يا مخالفت كند، كافر و مشرك و اهل جهنم است. چنان كه در بسياري از روايات از جمله در همان زيارت بسيار معتبر جامعه كبيره مي خوانيم:« مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ وَ مَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فِي أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيم‏» يعني هر كه با شما(ائمه ) مخالفت كند  دوزخ جايگاه اوست، هر كسي منكر امامت و مقام و منزلت شما شود كافر است، و هر كسي بر عليه شما وارد جنگ شود ، مشرك است. و هر كسي امر و فرمان شما را اطاعت نكند در درَك اسفل يعني پايين ترين و بدترين نقطه جهنم جاي او است. با اين وصف چگونه مي توان قاتلين ائمه (ع) - كه لعنت خداوند هر لحظه و هر دم بر آنان باد-  را مورد دعا قرار داد در حالي كه  دعا و استغفار و طلب آمرزش براي هر كسي بيانگر يك نوع دلسوزي و اظهار محبت و علاقه است. يعني همان چيزي كه در بسياري از آيات قرآن از آن نهي شده است. در سوره مباركه توبه مي خوانيم: « ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيم » (1) براي پيامبر (ص) و مؤمنان جايز نيست كه براي مشركان  از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كنند، هر چند آن مشركان از نزديكان شان باشند، پس از آن كه بر آن ها روشن شد كه اين گروه اهل جهنم هستند. وقتي مي دانيم كه قاتلين ائمه (ع) به طور قطع و يقين اهل جهنم و در بد ترين و پايين ترين جاي جهنم جايشان است، دعا و طلب مغفرت براي شان اولا- هيچ فايده اي ندارد. چنان كه قرآن كريم در مورد منافقين به پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: به هيچ وجه براي شان دعا و استغفار نكن، كه اگر هفتاد( بلكه هفتاد هزاز ) بار هم براي شان استغفار كني خدا آن ها را نمي آمرزد.(2)  ثانيا – كسي براي آن ها دعا و استغفار و دلسوزي كند در قيامت هم نشين و همراه آنان خواهد بود.

پرسشگر گرامي!  نه تنها دعا و استغفار براي آنان جايز نيست. بلكه تأكيد قرآن و روايات بر اين است كه نسبت به كفار و مشركين و منافقين و همه كساني كه فكر و عقيده و عمل و رفتارشان در نقطه مقابل قرآن و خدا قرار دارند، اظهار تنفر و دشمني علني داشته باشيد و به پيروي از خدا و فرشتگان  آنان را مورد لعنت و نفرين خود قرار دهيد. زيرا آنان شجره ملعونه و به تعبير قرآن« كلمه خبيثه و شجره خبيثه » هستند (3) قاتلين و دشمنان ائمه (ع) بعد از آن كه فهميدند حق با آنان است به مخالفت با  آنان بر خاستند و راه  كفر را در پيش گرفتند. چنين افرادي به حكم آيه 161 سوره بقره و 87 آل عمران و  آيات زيادي از قرآن مورد لعنت خدا و فرشتگان و همه مؤمنان بلكه همه مردم قرار دارند.  

پي نوشت ها:

1. توبه ( 9)، آيه 113.

2. همان، آيه 80 و سوره منافقون ( 63 )، آيه 6.

3. ابراهيم ( 14)، آيه 24 .

چرا برای ائمه اطهار گنبد و بارگاهی از طلا می سازند؟
منظور كساني كه اين كار انجام مي‌دهند، يك نوع احترام و تجليل نسبت به آن شخصيت است .

چرا برای ائمه اطهار گنبد و بارگاهی از طلا می سازند؟چرا ضریح ائمه ما از طلا ونقره باید باشد؟در حالیكه این همه نیازمند و محتاج در بین شیعیان وجود دارد.آیا اصولا ائمه ما با این شكل احترام گذاردن موافق اند؟نمی شود گنبدی ساده بدون طلا مثل مسجد النبی داشته باشند؟یا مثل كعبه؟

ساختن ضريح و حرم براي قبور رهبران مذهبي، به عنوان يك رسم و سنتي اجتماعي، قرن هاست كه در جوامع گوناگون به وجود آمده، منظور كساني كه اين كار انجام ميدهند، يك نوع احترام و تجليل نسبت به آن شخصيت است . از منظر دين اسلام اين گونه اعمال بيانگر تجليل و احترام از شخصيت هاست . اگر اين افراد در زمره علما و بزرگان دين به خصوص امامان معصوم و فرزندان آنان باشند ، اين اعمال مصداق تعظيم شعائر الهي است كه در قرآن نشانه تقوي و بسيار ارزشمند دانسته شده است .

به علاوه اين گونه رفتارها در خصوص فرزندان رسول خدا نوعي اظهار مودت و محبتي است كه از فروع دين و مزد رسالت حضرت دانسته شده ، در ساحت ايمان شيعي از جايگاه رفيع و والايي برخوردار است؛ در نتيجه اين گونه تجليل و تعظيم ها هم ماهيت ديني دارد و هم بسيار ارزشمند است .

اما در خصوص مصداق عملي تعظيم و تجليل و نوع تزيين و نقش نگاری بارگاه ها ، هر چند ممكن است در مواردي اشتباهات و زياده روي هايي وجود داشته باشد و ضرورت ها در اين ميان فراموش شود ، اما آيينه كاري و طلاكاري به خودي خود نادرست و ناپسند نيست.احترام و تجليل نمادهاي ديني هم يكي از مهم ترين ابزار ترويج و تبليغ تفكرات ناب و عميق ديني به حساب مي آيد.

در خصوص طلا كاري ها بايد به چند نكته توجه داشت:

 

1- وقتي بنا بر گرامیداشت و تجليل يك شخصيت بي بديل در بين بشر مانندامام است، بايد تفاوتي بين او و ديگر شخصيت هاي مورد احترام انسان ها و يا بارگاه هاي ديگر سلاطين وجود داشته باشد تا تصور نوعي همساني براي بينندگان حاصل نشود ؛ اين امر در عين كم توجهي اكثر مردم از اهميت بسزايي برخوردار است .

 

نمونه اين نوع نگرش در بارگاه امامين كاظمين ديده مي شود كه بر خلاف سنت معماري اسلامي و شرقي، روي يك بارگاه دو گنبد قرار گرفته تا نشان دهد در زير اين بقعه دو امام مدفون هستند. براي شيعه هر امام مظهر يك انسان كامل است . بايد اين عظمت و شكوه به شكلي متفاوت ابراز گردد و اين امر تابع سنت هاي جاري اجتماعي در ملل شرقي نگردد.

 

در نتيجه يكي از اولين سوالاتي كه براي يك بيننده غير مسلمان با ديدن بارگاه امام رضا عليه السلام پيش مي آيد، اين است كه اين همه عظمت و شكوه و هزينه براي يك انسان چه معنايي دارد ؟ اين جاست كه روشن مي شود ما اين افراد را در شمار ديگر شخصيت هاي مورد تكريم و احترام در بين بشر نمي دانيم . نوع گرامیداشت ما منشا عقيدتي و متفاوت دارد.

 

2- هرچند در اسلام بر حقيقت و روح تعاليم و معارف ديني تاكيد بسيار شده، اما ظواهر و امور ظاهري هم از اهميت بسياري برخوردار است . نمي توان تاثير شگرف امور ظاهري را در جلب توجه و تاليف قلوب به سمت اين مكان ها و در نتيجه بهره مندي از معنويت و روحانيت موجود در اين مكان ها، انكار كرد . دستوراتي استحبابي قبيل خوش صدا بودن موذن و قاري قرآن يا زيبا و آراسته بودن امام جماعت نشان مي دهد كه توجه به ظواهر و بهره گيري از قدرت احساسات و تمايلات بصري و حسي بشر براي رهيافت به حقيقت باطني قابل انكار نيست.

 

3- بخش اعظم طلاكاري ها و تزيينات از طلا و جواهراتي است كه توسط خود مردم از همه اقشار اهدا ميشود، در نتيجه در اين نوع هدايا كه به شكل نذر و يا وقف و مانند آن صورت مي پذيرد، متولي امور حق تصرف متفاوت و دل خواسته ندارد . مامور به صرف اموال در مورد نذر است، البته اگر خلاف شرع و عقل نباشد .

 

4- از آن جا كه هزينه ها ناشي از اموال دولتي و عمومي يا وجوهات ديني نبوده ، بلكه هداياي مردمي پايه اصلي هزينه ها را تشكيل مي دهد، معمولا اين تصور هم براي توده جامعه به وجود نمي آيد كه چرا اين همه هزينه براي زيبايي و تزيين اين مكان ها صرف شده است، بلكه خود مايل به مشاركت در اين امور هستند .

 

5- نيازمندي انسان گاهي ظاهري و مادي است و گاهي باطني و روحي؛ هرچند در جامعه ما و همه جوامع ديگر نيازمندان مادي كم نيستند ، اما نيازمندان روحي و معنوي در هر جامعه اي به مراتب بيش تر از نيازمندان مادي اند . اين گونه هزينه ها اگر به شكلي انجام شود كه موجب جلب قلوب و ايجاد انس توده ها با حرم ها و توجه به آن امام معصوم گردد و در نتيجه نياز روحي اقشار گوناگون را برطرف نمايد، ارزشمند تر از رفع برخي نيازهاي مادي آنان است؛ هر چند توجه به همه ضرورت ها در كنار هم شدني و لازم است .

 

6- برخلاف تصور بسياري از ما امامان معصوم زندگي فقيرانه و مشقت باري نداشتند ، البته ساده زيستي در همه حال پسنديده است و در امامان ما هم وجود داشته اما به جز برخي حضرات معصومين كه در صدر اسلام و در شرايط سخت جامعه مي زيسته اند ، چنان كه در تاريخ نقل شده، باقي امامان زندگي محترم و با جلالتي داشتند . داراي منزل وسيع و غلام كنيز بوده و فعاليت هاي گسترده تجاري و كشاورزي و... داشتند .

 

البته در كنار همه اين ها اين بزرگواران توجه به فقرا و مساكين و تواضع و خاكساري را فراموش نمي كردند، در خصوص امام رضا عليه السلام نقل شده كه در خانه خود در وقت غذا سفره بزرگي مي انداختند. همه افراد خانه اعم از خادمان و غلامان حتي خادمان اصطبل را بر آن مي نشاندند. با دست خود از بهترين غذاها براي آن ها مي كشيدند، آن گاه خود شروع به ميل غذا مي فرمودند .

 

اين موارد نشان مي دهد كه در نوع زندگي اين بزرگواران هم در عين توجه به فقرا و مساكين ، شان و جايگاه و موقعيت اجتماعي -با توجه به اوضاع عمومي جامعه- مورد توجه قرار مي گرفت و از اين گونه امور غفلت نمي شد .

صفحه‌ها