ازدواج و همسرگزيني
۱۳۸۹/۰۴/۲۹ ۱۵:۰۹ شناسه مطلب: 14922
سلام در امر ازدواج باید به چه چیز توجه کرد؟ به نظر من زن نباید با مردی که ازش پایین تره ازدواج کند. ایا این طرز فکر درست است؟ خودم فکر میکنم اشتباه میکنم اما نمی توانم طرز فکرم را عوض کنم
با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
اين طرز فكر شما كاملا صحيح است كه ما از آن به تعادل تعبير مي كنيم كه يكي از ملاك هاي اساسي انتخاب همسر مي باشد.
زنان اگر از نظر تحصيل، مال، شغل و سن پايين تر باشند و از نظر زيبايي بالاتر، ملاك هاي عمومي ظاهري و اوليه خوبي براي ازدواج دارند. چنانچه هر يك از اين موارد اشكالي باشد و تغيير يابد، به همان نسبت ريسك ازدواج بالاتر مي رود. البته اين بدان معنا نيست كه با اختلال در هر يك از اين ها، ازدواج حتماً ناموفق خواهد بود، بلكه ريسك بالاتر است و لازم است از عناصر ديگر پوشش يابد.
مثلاً شايد يكي از اين چند مورد وجود نداشته باشد، اما موارد ديگر باشد، پس مي تواند تا حدي از طرف موارد ديگر مورد پوشش قرا گيرد.
ملاك هاى ديگري نيز وجود دارد كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود كه عبارتند از؛
ا. آن هايى كه ركن و اساس اند و براى يك زندگى سعادتمندانه حتما لازم اند.
ب. آن هايى كه شرط كمال هستند و براى بهتر و كامل تر شدن زندگى اند و بيش تر به سليقه و موقعيت افراد بستگى دارد.
ملاك هاى دسته اول عبارتند از:
1. تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انسانى كه دين ندارد، هيچ ندارد .انسان بى دين در حقيقت مرده متحرك است . كسى كه پاى بند به دين (كه اصلى ترين مسأله زندگى است) نباشد، هيچ تضمينى وجود ندارد كه پاى بند به رعايت حقوق همسر و زندگى مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمى تواند با همسر بى دين كنار بيايد و با هم زندگى سعادتمندانه اى داشته باشند.
2. اخلاق نيك داشتن كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاى پسنديده در نظر عقل و شرع است. در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است.
اگر بخواهيم نمونه هايى از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم، مى توان موارد زير را ذكر كرد.
ا. خوش زبانى و بدزبانى، زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است .زبان دريچه اى است از محتويات درون فرد. زبان انسان، آينده دل اوست .
ب. بزرگوارى و حسادت .
ج. خوش خلقى و كج خلقى .
د. حق پذيرى و لجاجت .
3. شرافت و اصالت خانوادگى كه منظور نجابت و پاكى خانواده است، زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست، بلكه پيوند دو خانواده است . نمى توان گفت مى خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كارى به خانواده و فاميلش ندارم. زيرا اين فرد شاخه اى است از اين خانواده و از ريشه هاى همان درخت خانواده تغذيه كرده است . صفات اخلاقي ،روحى عقل و جسمى آن خانواده از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل شده است.
4. عقل؛ در واقع همان نور افكنى است كه جاده زندگى را روشن مى كند.بايد زن و شوهر براى اداره زندگى و تربيت فرزندان از نيروى عقل و فهم مجهز برخوردار باشند . رشد عقلى كافى پيدا كرده باشند همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهى فرموده اند.
5. تناسب همتايى و كفو همديگر بودن كه از حساس ترين نكاتى است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد. همتايى و تناسب از نظر و جنبه هاى مختلف مثل :
ا. تدين و ميزان پاى بندى به دستورات شرع .
ب. همتايى و هماهنگى فرهنگى و فكرى .
ج. همتايى اخلاقي و پاى بندى به آداب اخلاقي .
د. كفو همديگر بودن از نظر تحصيلات علمى .
ه. تناسب در زيبايى .
و. تناسب سنى .
ز. تناسب مالى و سطح اقتصادى .ملاك ها و معيار و مسائل ديگرى كه بيش تر مربوط به سليقه و موقعيت افراد دارد. در دسته دوم قرار مى گيرد و مى توان از آن صرف نظر كرد. ولى براى اينكه بتوان به يك تصميم صحيح و عاقلانه اى رسيد ،بهتر است با افراد مورد اعتماد مثل والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراى تجربه مشورت كرده و با دقت كافى تصميم مناسبى اتخاذ شود.
اما راه هاي شناخت اين ملاک ها:
اقدام براى شناسايى ملاك هاى فوق و اطلاع يافتن از وجود آن ها در يك فرد از راه هاى زير امكان پذير است:
1- تحقيق و بررسى از خانواده و چگونگى روابط خانوادگى و فاميلى. چون هر فردى تحت تأثير محيط خانواده به دنيا آمده و رشد كرده ، از آن فضاى فرهنگى و اجتماعى تأثير پذير بوده و هست.
2- تحقيق و شناسايى دوستان و نزديكان و رفقاى صميمى در محل زندگى و سكونت، محل درس و محل كار.
3- گفتگوى مستقيم (ولى تحت نظارت خانواده هاى دو طرف) با يكديگر و اطلاع يافتن از نقطه نظرات همديگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آينده مى تواند در زندگى مشترك تان تأثيرگذار باشد . كسب اطلاع از ميزان اهتمام وى نسبت به ملاك ها و معيارهاى معرفى شده.
نكته پاياني اين كه: در معيارها و ملاك ها نبايد وسواس داشت . اگر طرفين در مجموع اين ملاك ها معدل بالاي 50 بياورند ،مي توانند يك زندگي ايده ال داشته باشند.
موفق باشيد.
۱۳۸۹/۰۴/۱۰ ۱۶:۲۹ شناسه مطلب: 13573
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم : هر كارمهمى كه با بسم اللّه الرحمن الرحيم آغاز نشود ، بى فرجام است . كنزالعمّال : 2491 منتخب ميزان الحكمة : 282
پرسش 1:
علاقه شرح
دختري هستم 21ساله و يکي از دانشجويان ترم 5پيام نور.در ترم اول با پسري آشنا شدم و اين آشنايي با کلاس رفع اشکال رياضي که اين شخص گذاشته بود شروع شد ........
پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما ؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
ضمن تحسين شما براي برخي اقدامات خويشتن دارانه (مانند به حداقل رساندن مواجهه با ايشان)
اصل علاقمندي، نه يک اصل ماورايي و رمانتيک، بلکه يک ناشي از يک اصل بسيار ساده روانشناختي است. اين اصل ساده ، اصل مجاورت است. خواه ناخواه وقتي دو نفر براي مدتي در مجاورت يکديگر قرار ميگيرند، به تناسب و توافق ويژگيهاي شخصيتي طرفين و همچنين شرايط فيزيولوژيک آن دو ، به هم علاقمند مي گردند.علاقمندي به جنس مخالف به شدت تحت تأثير انگيزههاي ناهشيار يا هشيار جنسي ميباشد(هر چند به نظر شما از روي هوس نباشد).
صرف علاقمند شدن نشانگر وقوع هيچ حادثه و رويداد خاصي نيست. بالاخره هردختري اگر اصل مهم پيشگيري را رعايت نکند، ميتواند بدون هيچ هزينهاي علاقمند به يک جنس مخالف گردد.
جملاتي مانند: «در ترم اول با بسري آشنا شدم و علاقه من نسبت به اين شخص هر روز بيشتر و بيشتر شده »، « اين شخص داراي ويژگي هايي است که مرا تحت تاثير قرار مي دهداز جمله با ايمان ،درس خوان ،فعال و...» و ... همگي از عدم مديريت هيجاني شما حکايت دارد. هيجانهايي که يکي پس از ديگري بدون خويشتنداري ،تمام زواياي وجود شما را تسخير کرده است. اصل پيشگيري در اسلام و روانشناسي حکم ميکند که فرد با حفظ حريم نگاه و مجاورت زياد (و رعايت اين مطلب که طرف مقابل ،چه بپذيريم ،چه نپذيريم فردي نامحرم است) از ورود به خطوط قرمز الهي پرهيز نمايد. اگر فردي به هر دليل به اين امور، اعتقادي نداشته باشد ،ثمرهاش چيزي جز اشتغال ذهني، فرسودگي رواني، افول عزت نفس، افت تحصيلي، خروج از زندگي طبيعي و از همه مهمتر افت معنوي نميباشد.
در هر صورت بايد بدانيد:
1ـ درست است در کوتاه مدت به صفر رساندن ديدار موقتاً باعث تشديد وابستگي عاطفي شما ميگردد ،ولي تجربه نشان داده است در ميان مدت و با مرور زمان کم کم وابستگي عاطفي به حداقل ممکن ميرسد. کاهش تدريجي عشق و علاقه شما به ايشان از طريق استمرار بخشي به عدم ديدار (در حد امکان) هر چند به صفر نگرايد ، ولي موفقيت شما در اين مهم ،زمينهساز موفقيتهاي بزرگ در زمينه عزت نفس، اعتماد به نفس، تقويت اراده، رشد معنوي، سربلندي در آزمايشهاي الهي آتي، ازدواج ملاکمند و عاقلانه (نه احساسي)، ارتقاي سطح تحصيلي و شغلي،... و دهها موفقيت ديگر ميگردد.
دختري که عزت نفسش به خاطر يک علاقهمندي ساده به حراج نميگذارد، اراده بالاي خود در مديريت هيجانات و عواطف به نظاره مينشيند، از طريق به صفر رساندن وابستگياش به هر کس غير از خدا پا در سلوک معنوي مي گذارد، به علاقهمندي به چشم آزمايش مينگرد (نه يک واقعه رمانتيک)، براي ازدواج موفق، ديدي همه جانبه و ملاکمند دارد و در چند مؤلفه مثبت اوليه متوقف نميگردد، بدون کوچک ترين وا دادگي و سر خم کردن و تضييع عزت نفس به دنبال دو طرفه کردن عشق نيست ، واقعاً موفق است.
2ـ استمرار اين روند آسيبزا علاوه بر اينکه به احتمال 95/0 به ازدواج منجر نميگردد (چرا که دهها مانع مختلف بر سر راه اين ازدواج است) شما را براي هميشه از يک ازدواج عزتمندانه (با خواستگاري ديگر) محروم مينمايد.
تبعات عدم خويشتنداري ساده تا پايان عمر شما را رها نميکند .استمرار علاقه مفرط شما به اين پسر سايه سنگيني بر ازدواج شما با هر فرد ديگري مياندازد . در صورت ازدواج با ايشان هم شما آن عزت نفس لازم و آن ابهت و اقتدار کافي براي اداره زندگي نخواهيد داشت.
4ـ استقلال عاطفي ـ رواني و عزت نفس از جمله مهمترين خصوصيات هر انسان است . در مورد شما متأسفانه از سطح پاييني برخوردار است. دختران با عزت نفس و استقلال رواني بالا در مقابل استثناييترين خواستگاران نيز (تا زمان جاري ساختن صيغه عقد) از ابهت خود نميکاهد . ارزشمندي درونيشان را بالاتر از آن ميدانند که رفتاري غير عزتمندانه و ملتمسانه از خود نشان دهند.
ازدواج مقتدرانه با يک خواستگار متوسط به مراتب از ازدواج غير مقتدرانه با يک خواستگار سطح بالا موفقتر، شيرينتر و پايدارتر است.
به هر ترتيب ظواهر امر نشان مي دهد به برخي نکات و توصيه هاي گذشته توجهي نشان نداده ايد، ولي توصيه ميشود رفتارها و تصميمات آتي خود را کمي منطقي تر و دور انديشانهتر و با کمک مشاورين آگاه (که معمولاً در هر دانشگاهي وجود دارد) رقم بزنيد.
۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۵۴ شناسه مطلب: 13170
با سلام من از روی جهل با دختری دوست شدم که این دوستی 2 سال طول کشی ومن میخوام ادم بشم ورابطمو باهاش قطع کنم که میگه خودشو میکشه ولی اهمیت ندادم و برای شروع نماز خوندن رو شروع کردم که باخبر شدم که وافعی خودکشی کرده ودر بیمارستان بستری هست و خوشبختانه زنده مونده واز بیمارستان که مرخص شد بهش زنگ زدم و دعواش کردم که چرا این کارو کرده واونم گفت که دوباره خودکشی میکنه ومنم عذاب وجدان گرفتم که اگه این دفعه بمیره من چکار کنم که دوباره باهاش دوست شدم تا به الان لازم به گفتنه که دوست بودن ما فقط در حد حرف زدنه و نه چیز دیگه ای خداناکرده واما اگه خودشو بکشه من مقصرم یا به من ربطی نداره ودنبال نماز وکارهای دینی برم
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
هيچ وظيفه اي نسبت به دختر نداريد. اشتباهي است که هر دوي شما با هم وارد آن شده ايد . بايد به طور کلي قطع رابطه کنيد. اين فرد داراي افکار افسرده آميز است . از عزت نفس پايين برخوردار است و نياز به درمان دارد . درمان او توسط روانپزشک و روانشناس باليني انجام مي شود. بنابراين هم بايد دارودرماني شود و هم روان درماني. والدينش بايد مطلع شوند و بايد ادامه دهند. نمي توانيم يک عمر راه نادرست را بپيماييم براي آن که ديگران را نجات بدهيم. بايد ياد بگيرد که دنيا محل از دست دادن است و بايد بياموزد که به هر آنچه که مي خواهد نمي تواند برسد. اگر بلد نيست ، بايد از روانشناس ياد بگيرد. مراقب خودتان باشيد و خودتان را نجات دهيد. اين افراد ضعيف هستند حتي به درد همسري هم نمي خورند. توبه کنيد و به عبادات خودتان برسيد. زنگ زدن شما هم در اين ماجرا اشتباه بود.
۱۳۸۹/۰۳/۳۱ ۱۷:۴۹ شناسه مطلب: 13067
۱۳۸۹/۰۳/۳۰ ۱۹:۰۳ شناسه مطلب: 13023
با سلام، دانشجویی 19 ساله هستم که به یکی از هم دانشکده ای هایم علاقه مندم، اما نمی خواهم رابطه مان دوست دختر-دوست پسری باشد از طرفی نمی توانم به خانواده بگویم(خجالت می کشم) لطفا راهنمایی کنید، ممنون.
پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
صرف احساس عشق و علاقه براي زندگي مشترك كافي نيست. عشق و علاقه بايد مورد تأييد عقل و منطق قرار گيرد، زيرا عشق و علاقه بدون در نظر گرفتن موضوعاتي مانند:
شرايط و موقعيت سني، تحصيلي، اقتصادي، اطلاع از روابط والدين و اعضاي ازدواج کرده، تناسب فرهنگي، شخصيت اصلي و دروني خود طرف مقابل (انتظارات، علاقه ها ، خواسته ها ، و موضوعات مهم زندگي) يک نوع وابستگي است. در وابستگي تمام اين موضوعات ناديده گرفته شده و يا اگر متوجه مشکلي در اين موضوعات بالا شديد، به دليل وابستگي ناديده و يا به نفع خودتان توجيه خواهيد کرد.
بنابراين سعي کنيد با خويشتن داري و خود کنترلي شرايط خودتان را از نظر تحصيلي و اقتصادي در سطح مطلوب برسانيد، زيرا ممکن است با شروع دوران نامزدي فرصت اتمام يک مقطع تحصيلي و پيدا کردن موقعيت شغلي نداشته باشيد و باعث استرس و نگراني از اين جهت شويد و از ازدواج زودهنگام پشيمان شويد.
بايد مهارت هاي جرأت ورزي و مقابله با کم رويي را از منابع اينترنتي و کتاب هايي با همين عنوان بگيريد و تمرين کنيد. با افکار منفي نسبت به درميان گذشتن موضوع علاقه مندي به فرد مذکور مبارزه کنيد. با خودگويي مثبت اين موضوع را با يکي از اعضاي خانواده که از نظر عاطفي به شما نزديک تر است مطرح کنيد. سعي کنيد که با خويشتن داري و خودکنترلي ازدواج خودتان را در مسير منطقي و استاندارد قرار دهيد. به صورت جزيي و دقيق نسبت به موضوعات بالا اطلاعات کامل پيدا کنيد و بعد اقدام به ازدواج کنيد.





