اهمیت غدیر

استناد نکردن امیر المؤمنین علیه السلام به غدیر در دوران خلافت
این تصور که امیرالمؤمنین(ع)برای اثبات شایستگی خود به حدیث غدیر استناد نکرده، نادرست است؛زیرا اصل غدیر متواتر واستناد حضرت به آن نیز در منابع متعدد ثبت شده است.

پرسش:

دلایلی که امام علی علیه‌السلام در دوران خلافتش به برخی مسائل اقدامی نکرد مانند استناد به غدیر و بزرگداشت آن، یا بازگرداندن فدک و... چه بود؟

 

پاسخ:

ابتدا توجه داشته باشید که واقعه غدیر خم با همه اهمیت و اعتباری که دارد، از همان آغاز با بی‌مهری مورخان روبه‌رو گشته است. تاریخ‌نگاران بزرگی مانند طبری و واقدی در سیر حوادث تاریخ سال دهم هجری، با این‏که جزئیات فراوانی از حجه‌الوداع را نقل کرده‌اند، هیچ اشاره‌ای به غدیر خم و خطبه پیامبر در غدیر نکرده‌اند. این بی‌مهری اتفاقی نیست و علل و انگیزه‌های در کار بوده است. همان علل و انگیزه‌‏ها باعث شده است استنادات بعدی به غدیر نیز پنهان داشته شود. به تعبیر دیگر، به همان دلیلی که اصل واقعه غدیر کتمان می‌شد، استناد امیرالمؤمنین علیه‌السلام به این واقعه نیز کتمان شده است و از این‌رو، اگر در منابع تاریخی موردی از استناد امام به غدیر نیابیم، هرگز دلیل بر این نیست که آن حضرت به حدیث غدیر استناد نکرده و آن را یادآوری نفرموده است.

شایان توجه است که ماجرای غدیر عمدتاً در منابع حدیثی و در منابع صحابه نگاری ثبت شده و آن قدر سند و مدرک برای آن وجود دارد که فوق حد تواتر شمرده می‌شود. همین حالت، در موارد استناد امام به غدیر نیز دیده می‌شود؛ عمدتاً منابع حدیثی از آن سخن گفته‌اند و در منابع تاریخی کم‏تر ردّی از استناد امام به غدیر می‌توان یافت.

اینک به چند نمونه از استناد امیرالمؤمنین علیه‌السلام به ماجرای غدیر و سخنان پیامبر در غدیر خم، اشاره می‌کنیم:

در خطبه وسیله:

بر اساس روایتی که جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیه‌السلام نقل کرده، امیر مؤمنان علیه‌السلام هفت روز پس رحلت رسول خدا ‏صلی‌الله علیه و آله، پس از آن‌که از جمع‌آورى قرآن و گردآوردن آن فراغت جسته بود، خطبه‌ای برای مردم مدینه خواند و در ضمن آن فرمود:

سپس به غدیر خم آمد و در آنجا دستور داد شبیه منبرى برایش ساختند و بالاى آن رفت و بازوى مرا گرفته بلند کرد بعد انسان که زیر بغلش نمودار شد و با آواز بلند در آن انجمن فرمود: «هر که را من سرور و مولى هستم على سرور و مولاى او است، خدایا دوست بدار هر که دوستش دارد و دشمن بدار هر که دشمنش دارد»؛ پس روى دوستى من است دوستى خدا و روى دشمنى من است دشمنى خدا و خداى عزوجل درباره جریان آن روز (این آیه را) نازل فرمود: «امروز دین شما را برای تان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما انتخاب کردم». (سوره مائده، آیه ۳) پس ولایت من کمال دین و انتخاب و پسند پروردگار ذکر گردید. (1)

این خطبه نسبتاً طولانی، به «وسیله» معروف است و آن را باید نخستین خطبه امیرالمؤمنین علیه‌السلام پس از رحلت رسول خدا دانست. حتی می‌توان گفت این خطبه، نخستین خطبه مهم آن حضرت بوده است؛ زیرا آن حضرت در زمان حیات رسول خدا، به احترام ایشان عرض اندام نمی‌کرد و همواره خود را در سایه آن حضرت می‌دید و از این‌رو، هیچ خطبه مهمی از ایشان نقل نشده که مربوط به دوران حیات رسول خدا باشد. در این صورت، شاید نخستین بار بوده که مردم با توانایی ایشان در سخنوری آشنا شده باشند.

در گفت‌وگو با ابوبکر:

نیز طبق آن چه در برخی منابع حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل‌شده، ابوبکر که رفتار سرد امیرالمؤمنین علیه‌السلام را می‌دید و نارضایتی را در چهره او مشاهده می‌کرد، در صدد دلجویی بر آمد و کوشید تا رابطه خود را با او اصلاح کند. پس نزد آن حضرت رفت و عذر آورد که مردم با من بیعت کردند و قضیه چنین و چنان بوده است. امام در پاسخ ابوبکر، به ویژگی‌های خود اشاره فرمود که بر اساس آن‏‏ها، او شایسته خلافت و جانشینی پیامبر بوده و نه ابوبکر. از جمله مواردی که امام در این گفت‌وگو مطرح کرد، این است که به ابوبکر فرمود: «فأنشدک بالله أنا المولى لک و لکل مسلم بحدیث النبی صلی‌الله علیه و اله یوم الغدیر أم أنت»؟ یعنی «تو را به خدا قسم می‌دهم؛ آیا بر اساس سخنان پیامبر در غدیر، من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو چنین خصلتی داری»؟ ابوبکر پاسخ داد: «بلکه تو چنینی»‏. (2)

در شورای شش نفره:

هنگامی‌که عمر بن خطاب شورای شش نفره‌ای برای تعیین جانشین خود تشکیل داد، امام علی علیه‌السلام که خود یکی از اعضای آن شورا بود، خطاب به دیگران، شایستگی‌‏ها و سوابق خود را گوشزد فرمود که به «حدیث انشاد» معروف است. ایشان در آنجا نیز به ماجرای غدیر اشاره فرمود و حاضران صحت آن را تأیید کردند. (3)

حدیث رکبان:

امیرالمؤمنین در دوران خلافت نیز به غدیر استناد کرده است. روزی در رحبه (جایی در کوفه) درحالی‌که دوازده نفر از اصحاب بدر اعم از مهاجر و انصاری گردش بودند، آنان را به شهادت طلبید که شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا نشنیدید که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله درباره من فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»؟ همه شهادت دادند جز انس بن مالک که گفت سنم بالا رفته و فراموش کرده‌ام!(4)

این ماجرا به حدیث رکبان یا حدیث رحبه مشهور است و اسناد متعددی دارد که مرحوم میر حامد حسین هندی در عبقات الانوار (ج 7، ص 193 و ج 10، ص 149) و نیز مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر، ج 1، ص 384، اسناد و نقل‌های مختلف آن را گرد آورده‌اند.

نکته:

با همه آن چه گذشت، برخی که اصرار دارند بر منابع تاریخی تکیه کنند و حوادث را تنها از دریچه گزارش مورّخان بنگرند و بشناسند، بر این پندارند که امام تا قبل از دوران خلافت خویش و آن هم در ماجرای حدیث رکبان (که ذکرش گذشت)، در حضور جمع به حدیث غدیر استناد نکرده است. اگر این سخن درست باشد ـ که نیست ـ دو احتمال در توجیه رفتار امام قابل ذکر است: یکی این‏که واقعه غدیر آن قدر بدیهی بوده که امام نیازی به یادآوری آن نمی‌دیده است. دیگر این‏که امام می‌دانسته که استناد به غدیر تأثیری ندارد و چه بسا اگر به غدیر استناد کند، در صدد کتمان و تحریف آن بر خواهند آمد! به تعبیر دیگر، همان‌طور که استدلال استوار امام بر اثبات مالکیت حضرت زهرا بر فدک را نپذیرفتند، استدلال به غدیر را نیز نمی‌پذیرفتند.

نتیجه:

خلاصه این‏که این ذهنیت که امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای دفاع از شایستگی خویش در خلافت، به حدیث غدیر استناد نکرده، درست نیست. با این‏که بسیاری از مورّخان اصل واقعه غدیر و ارجاعات بعدی به آن را مسکوت نهاده‌اند، اصل واقعه به تواتر و استنادات بعدی امام به آن نیز به تکرار و در حد تظافر، در دیگر منابع ثبت شده است.

پی‌نوشت‌‏ها:

1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دار­الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1365 ھ.ش، ج 8 (روضه الکافی)، ص 27.

2. صدوق، الخصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1403 ھ.ق، ص 550 (ابواب الاربعین و مافوقه، ح 30)؛ طبرسی، ابومنصور احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد، نشر مرتضی، 1403 ھ.ق، ج 1، ص 117.

3. طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دار الثقافه، 1414 ھ.ق، ص 546 و 555، ح 1168 و 1169 (مجلس 20، ح 4 و ح 5).

4. أبی بکر احمد بن موسى ابن مردویه الأصفهانی (م 410 ھ)، مناقب علی بن أبی طالب علیه السلام و ما نزل من القرآن فی علی علیه‌السلام، تحقیق: عبدالرزاق محمدحسین حرز الدین، قم، دار­الحدیث، چاپ دوم، 1424 ھ.ق/ 1382 ھ.ش، ص 176، ح 237.

 

 

غدیر فقط رخدادی عاطفی یا سیاسی مربوط به گذشته نیست، بلکه تبیین جایگاه امامت است که امت اسلامی را به عدالت و توحید و اسلام ناب رهنمون می‌کند.

پرسش:

چرا غدیر پس از 1400 سال هنوز اهمیت دارد؟

پاسخ:

«غدیر» در نگاه اول واقعه‌ای تاریخی به ‌نظر می‌رسد؛ رخدادی که در سال‌های پایانی عمر پیامبر اسلام (صلی ‌الله ‌علیه ‎و آله) واقع شد و آن حضرت (صلی ‌الله ‌علیه ‎و آله) دست علی بن ابی‌طالب (علیه ‌السلام) را بالا برد و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه».

پرسش بسیاری از نسل امروز این است که چرا چنین واقعه‌ای پس از قرن‌ها هنوز برجسته می‌شود؟ مگر یک ماجرای عاطفی یا سیاسی، چه تأثیری در دنیای امروز دارد؟

پاسخ این پرسش را باید در پیام عمیق و گستردۀ غدیر جستجو کرد؛ پیامی که نه‌تنها محدود به جانشینی فردی خاص، بلکه ناظر به نوعی از حکمرانی است که بر اساس عدالت، معنویت، کرامت انسان و حاکمیت خداوند بنا شده باشد. در ادامه و در قالب نکاتی، توضیحات بیشتر ارائه خواهد آمد.

نکتۀ اول: غدیر؛ فراتر از یک جانشینی سیاسی

غدیر فقط رویدادی عاطفی یا تشریفاتی و سیاسی نبود. پیامبر اسلام (صلی ‌الله ‌علیه ‎و آله) در حساس‌ترین موقعیت تاریخی و درست در اواخر عمر خویش، کاروان بزرگ حج را در نقطه‌ای بیابانی گرد آورد تا سخنی اساسی بگوید: «ادامه راه اسلام، بدون رهبری اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) به انحراف کشیده خواهد شد. بر اساس این نگرش، امام علی (علیه ‌السلام) فقط جانشین پیامبر در حوزۀ سیاست نبود، بلکه تجسمی از یک الگوی حکمرانی توحیدی و عدالتخواه بود. او از کودکی با پیامبر بود؛ شاگرد مکتب او بود؛ عدالت و توحید را تا سر حد جان باور داشت؛ برای اجرای عدالت شجاعت داشت و به توحید نه فقط باور داشت، بلکه با آن زندگی می‌کرد؛ حکومت را نه هدف و آرزوی خود، بلکه وسیله‌ای برای گسترش حق، رفع فقر، دفاع از مظلوم و مبارزه با تبعیض می‌دانست.

بنابراین «غدیر» فقط اعلام جانشینی نبود، بلکه نقطه‌ای حیاتی برای تعیین هدف و مسیر آیندۀ امت اسلامی بود. اگر این مسیر ادامه می‌یافت، چه‌بسا امروز تصویری متفاوت از جهان اسلام داشتیم.

نکتۀ دوم: انحراف از غدیر؛ تثبیت سلطنت به جای امامت

نادیده‌گرفتن غدیر به‌تدریج منجر به ‌کنار‌گذاشتن اهل‌بیت پیامبر (علیهم السلام) و حذف آن الگوی معنوی و عدالت‌محور از صحنه سیاست شد. ساختار خلافت به جای آنکه ادامۀ راه دین باشد، به‌تدریج به سلطنت‌های موروثی و گاه ستمگرانه تبدیل شد؛ جایی که معیار حکومت، نه تقوا و علم و شایستگی، بلکه وابستگی قبیله‌ای و قدرت نظامی بود. از‌این‌رو عدالت و معنویت به شعارهایی تزیینی تقلیل یافت و در عمل، فساد، تبعیض، رانت‌خواری و ظلم ساختاری، چهرۀ نظام‌های سیاسی بسیاری از جوامع اسلامی را شکل داد. صدای اهل‌بیت (علیهم اسلام) خاموش شد، عقلانیت دینی به حاشیه رفت و امت اسلامی گرفتار درگیری‌های درونی و جدایی از ارزش‌های بنیادین خود شد.

نکتۀ سوم: امتداد تاریخی این انحراف در دنیای امروز

سخن‌گفتن از اهمیت غدیر، فقط دربارۀ گذشته نیست؛ زیرا آثار این انحراف تا امروز گسترش یافته است. امروزه نیز حاکمان در بسیاری از کشورهای اسلامی نه بر اساس عدالت و توحید، بلکه بر پایه قدرت و ثروت، حکمرانی می‌کنند؛ بنابراین از بیم به‌خطر‌افتادن ثروت، قدرت و مناسبات بین‌المللی‌شان، در برابر ظلم ظالمان سکوت می‌کنند. بر همین اساس، در‌حالی‌که مردم غزه زیر بمباران، آوارگی و نسل‌کشی، فریاد «کمک» سر می‌دهند، بسیاری از دولت‌های اسلامی به سکوت یا حتی همراهی با ستمگران روی آورده‌اند. حمایت از مقاومت، هزینه دارد و حکومت‌هایی که دغدغه قدرت دارند، حاضر به پرداخت این هزینه نیستند. اینجاست که مخاطب امروز، معنای غدیر را بهتر می‌فهمد؛ زیرا اگر امام علی (علیه ‌السلام) الگوی حکمرانی شده بود، آیا چنین بی‌عدالتی گسترده‌ای ممکن بود؟ آیا امت اسلامی به جای این تفرقه، می‌توانست نمادی از وحدت، عدالت و مقاومت باشد؟

نکتۀ چهارم: تأخیر در ظهور؛ نتیجه انحراف از مسیر غدیر

بر اساس نگرش مهدوی و شیعی، حکومت امام زمان (عجل‌ الله ‌تعالی ‌فرجه)، ادامۀ طبیعی خط امامت است؛ همان مسیری که از غدیر آغاز شد. با وجود این انحرافی که پس از غدیر رخ داد، سبب شد امت اسلامی به ‌جای فراهم‌کردن زمینه‌های حکومت مهدوی و عدالت‌گستر، گرفتار ظلم و تبعیض، جهل و استبداد شود؛ در‌نهایت، آخرین امام که منجی جهان است، تولدش با غیبت ملازم شد و هنوز نیز در پردۀ غیبت مانده است. تا زمانی ‌که جهان اسلام، چشم‌انتظار ندای عدالتخواهانه و توحیدی امام عصر (عجل ‌الله ‌تعالی ‌فرجه) نباشد و به حقیقت غدیر بازنگردد، تحقق حکومت عدل جهانی نیز به تعویق خواهد افتاد.

ظهور نه‌تنها وعده‌ای آسمانی، بلکه نتیجۀ آمادگی تاریخی و اجتماعی برای بسط عدالت و توحید است؛ این آمادگی هم در گرو بازگشت به حقیقت غدیر است.

نکتۀ پنجم: بازگشت به غدیر؛ راهی برای اصلاح امروز و ساختن فردا

بازگشت به غدیر، بازگشت به معنای اصیل حکمرانی اسلامی است؛ یعنی حاکم باید خادم مردم باشد، نه صاحب آنان؛ همچنین اینکه ملاک حکومت، تقوا و دانش و عدالت باشد، نه میراث خانوادگی و روابط پشت‌پرده؛ دفاع از مظلومان در هر جای جهان، وظیفه اسلامی و انسانی باشد، نه یک انتخاب سیاسی مشروط به منافع.

اگر جهان اسلام پیام غدیر را به‌درستی بفهمد و در ساختارهای سیاسی، آموزشی و فرهنگی خود نهادینه کند، می‌توان امید داشت فردایی روشن، آزاد و عادلانه شکل بگیرد.

نتیجه:

بنابراین بازگشت به غدیر، یعنی بازگشت به اسلام اصیل و زنده؛ اسلامی که در آن عدالت، معنویت و دفاع از مظلوم فقط شعار نیست، بلکه معیار حکمرانی است. غدیر فقط یک خاطره تاریخی نیست، بلکه مسیر تمدنی و راهی است برای ساختن جامعه‌ای که در آن قدرت امانت است، نه ابزار چپاول؛ جایی که مسئول، خدمت‌گزار مردم است، نه مالک آنان.

انحراف از غدیر به‌تدریج قطار اسلام را از مسیر اصلی خود منحرف کرد؛ تا جایی که در دوران امویان، از اسلام چیزی جز پوسته‌ای پرزرق‌وبرق باقی نماند و روح آن یعنی عدالت، صداقت و معنویت از کالبد آن جدا شده بود. نتیجۀ انحراف را امروز مشاهده می‌کنیم: حاکمان مسلمان‌نما که از جنایت‌های صهیونیسم چشم می‌پوشند و به ‌جای دفاع از غزه، در اندیشۀ حفظ تخت و ثروت خود هستند.

اصلاح این وضع، نیازمند شجاعت برای بازگشت است؛ بازگشت به عدالت علوی، حکمرانی اخلاق‌محور، و دینی که در عمل از مظلومان حمایت می‌کند، نه فقط در خطبه‌ها و بیانیه‌ها.

کلمات کلیدی: روز غدیر، امام علی (علیه ‌السلام)، امامت، مکتب علوی.

برای مطالعه بیشتر:

سیدی، حسین؛ امیر گل‌ها (نگاهی نو به زندگی و شخصیت امام علی علیه السلام)؛ قم: نشر معارف، [بی‌تا].

صفائی حائری، علی؛ غدیر: معنا، زیربنا، ضرورت و هدف ولایت؛ قم: لیلة القدر، 1397 ش.

فاضل لنکرانی، محمدجواد؛ غدیر: اکمال دین و اتمام نعمت با ابلاغ حکومت و ولایت ائمه معصومین (ع)؛ قم: مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، 1404 ش.

محدثی، جواد؛ بازتاب غدیر در تاریخ اسلام؛ قم: نشر معارف، 1394 ش.

نظری، محمود و حبیب‌الله حلیمی‌جلودار؛ غدیر و حکمرانی شایسته؛ [بی‌جا]: سردار شهید طوسی، 1400 ش.