پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
انسان به معناي واقعي تهي از معني و مبدل به يك ماشين عظيم است
براساس تعاليم اسلام، روح انسان، هم براي تكامل استعداد دارد و هم براي سقوط و تنزل ...

چرا در غرب متمدن انسان مفهوم و معناي بلندش را از دست داده انسان به معناي واقعي تهي از معني و مبدل به يك ماشين عظيم است؟

1. براساس تعاليم اسلام، روح انسان، هم براي تكامل استعداد دارد و هم براي سقوط و تنزل.(1) تكامل انسان در «قرب الهي» است. هرچه انسان در مراتب قرب بالاتر رود به همان نسبت نيز روحش متكامل‌تر مي‌گردد. يگانه راه رسيدن به «قرب الي اللّه» نيز عبوديت و بندگي است(2)

2. كمال انسان كمالي اختياري است و اختيار ملازم با اين است كه دو يا چند راه پيش روي انسان وجود داشته باشد، به طوري كه انسان از هر راه كه بخواهد، بتواند برود. از اين رو خداوند هم خير و خوبي را به انسان شناساند و هم شناخت شر و بدي را در نهاد او قرار داد.(3) انسان هم مي‌تواند به اعلي عِلّيّين برسد و هم اين استعداد را دارد كه به اسفل سافلين سقوط كند. و هدايتگر و ياري رسان انسان در سير صعودي به مراتب كمال، خداي تبارك و تعالي است و طلايه دار مسير سقوط و اسفل السافلين نيز شيطان است؛ همان كه قسم ياد كرده كه همه انسان ها را به اين حضيض سقوط بكشاند: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ(4) به عزتت سوگند كه همگي را از راه به در خواهم برد.

با توجه به اين دو نكته؛ اگر بخواهيم با صرف نظر از آيات و روايات، و صرفاً با اتكاي به عقل تحليل كنيم كه چه چيز باعث مي‌شود انسان هم پاي حيوانات و بلكه بدتر از آنها بشود و يا به تعبير شما مفهوم و معناي بلندش را از دست داده و  انسان به معناي واقعي تهي از معني و مبدل به يك ماشين عظيم است بايد بگوييم:

ممكن است گفته شود، غفلت از «خود انساني اش». اگر انسان «خودِ انساني» خويش را فراموش كند به چنين ورطه‌اي از سقوط گرفتار مي‌آيد.

اما اين پاسخ مبهم است. «خود انساني» چيست؟ در پاسخ مي‌توان گفت: ما در بسياري از چيزها با ساير حيوانات مشتركيم. حيوانات غذا مي‌خورند، ما هم مي‌خوريم. حيوانات تشنه و گرسنه مي‌شوند، ما هم مي‌شويم. حيوانات خستگي دارند و نياز به استراحت پيدا مي‌كنند، ما نيز همين‌گونه هستيم. حيوانات غريزه و نياز جنسي دارند، ما نيز داريم. اين قبيل چيزها را مي‌توانيم «خود حيواني» «خود طبيعي»، «خود مادي» (يا تعبيراتي از اين قبيل) بناميم. قطعاً مراد از توجه پيدا كردن، توجه به اين قبيل امور نيست؛ چون اولا حيوانات هم به اين امور توجه دارند و ثانياً، همه انسان ها، حتي كفار و مشركان نيز در طول زندگي خود از خور و خواب و شهوت و لذت هاي حيواني و مادي غافل نيستند. بنابراين غفلت از اين امور نيست كه موجب شقاوت انسان مي‌گردد. بايد چيزهايي را پيدا كنيم كه «انسانيت انسان» بسته به آنها است. غفلت از آن امور است كه انسان را از انسانيت تنزل مي‌دهد و به جرگه حيوانات و بلكه بدتر از آنها وارد مي‌كند.

فراموشي انسانيت، پي آمد غفلت از خدا

قرآن كريم در اين زمينه سرنخي را به دست داده است؛ مي‌فرمايد: اَلَّذِينَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ(5) كساني كه خدا را از ياد بردند، پس خدا خودشان را از ياد ايشان برد. از اين آيه معلوم مي‌شود آن «خود انساني» انسان هرچه هست، با «خدا» ارتباط دارد؛ چرا كه از ياد بردن خدا با از ياد بردن خودْ ملازم دانسته شده است. اگر كسي خدا را فراموش كرد خود را نيز فراموش خواهد كرد. اگر كسي از خدا غافل شد از خود نيز غافل خواهد شد. عقوبت فراموشي خدا اين است كه انسان خود را نيز به ياد نخواهد آورد! اگر خدا را فراموش نمي‌كرد به اين عقوبت دچار نمي‌شد. از همين جا مي‌توان رابطه و ملازمه ديگري را نيز كشف كرد و آن اين كه، اگر كسي به خود حقيقي و انساني خود توجه داشته باشد و آن را فراموش نكند، به خدا نيز توجه خواهد داشت و خدا را نيز از ياد نخواهد برد.

كم نيستند انسان هايي كه تحليلشان از خودشان اين است: «من موجودي هستم كه گرسنه و تشنه مي‌شوم، نياز به آب و غذا دارم، هيجانات جنسي در من وجود دارد كه از راه هاي به خصوصي ارضا مي‌شود، نياز به خواب و استراحت و تفريح دارم، آرزو دارم خانه و ماشيني شيك داشته باشم، مي‌خواهم خوش باشم و لذت ببرم.»

اگر كسي چنين تصوري از خودش داشته باشد، حيواني بيش نيست؛ حتي د رمتمدن ترين جامعه زندگي كند و علم صدها و هزاران كتاب را در سينه خود حمل كند! مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً(6)مَثَل كساني كه علم تورات به آنها داده شد اما آن را به كار نبستند، هم چون مَثَل الاغي است كه كتاب هايي را بر پشت خود مي‌كشد! نهايت تفاوتش اين است كه مثلاً الاغ كت و شلوار ندارد و تميزي و آراستگي و زيبايي ظاهرش مثل اين انسان نيست! آن حيوان هم هر وقت گرسنه مي‌شود دنبال غذا مي‌رود، اگر احساس خستگي كرد استراحت مي‌كند، اگر تشنه شود آب مي‌خورد و اگر هيجان جنسي پيدا كند به دنبال جنس مخالفش مي‌گردد. باز آن حيوان نسبت به بعضي انسان ها يك پله شرف دارد؛ او به دنبال جنس مخالفش مي‌رود، اما بعضي انسان ها به هنگام هيجان جنسي دنبال هم جنس خود نيز مي‌روند!

براي مطالعه مطالب تكميلي در اين خصوص، به كتاب " به سوي او " اثر آيت الله مصباح يزدي مراجعه نماييد.

پي نوشت ها:

1. شمس (91)آيات 7 ـ10.

2. ذاريات (51)آيه 56.

3. شمس (91)آيه 7ـ 8.

4. ص (38)آيه82.

5. حشر (59)آيه 19.

6. جمعه (62)ايه 5.