پرسش:
تأثیر آموزههای امام صادق (علیهالسلام) بر مباحث کلامی شیعه را برشمارید؟
مباحث کلامی از همان آغاز اسلام، یعنی زمان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، آغاز شده و در دوره ائمه بعدی، بهویژه تا زمان امام صادق علیهالسلام ادامه یافته است. هر یک از امامان علیهمالسلام، با توجه به جایگاه علمی و دینی خود، مسئولیت تبیین معارف قرآن و سنت نبوی را بر عهده داشتهاند. موضوعاتی مانند توحید، قضا و قدر، معاد و نبوت، در سخنان ایشان بهروشنی مطرح شدهاند(1) و این خود، نشان از جایگاه ویژه این مباحث در میان معصومان دارد.
در دوره امام صادق علیهالسلام، با تغییر قدرت از بنیامیه به عباسیان، فضا برای تبیین بیشترِ باورهای شیعه فراهم شد. امام با بهرهگیری از این فضا، بنیانهای کلام شیعی را عمق بخشید. روایات ایشان بهگونهای در متون کلامی شیعه نفوذ یافت که ردّ آنها در بسیاری از آثار متکلمان دیده میشود. متکلمان شیعه نهتنها از این روایات بهعنوان پشتوانه نظری استفاده کردهاند، بلکه آنها را بهعنوان الگویی برای روش استدلال دینی بهکار گرفتهاند.
در این نوشتار، به بررسی تأثیر روایات امام صادق علیهالسلام بر علم کلام در دو محور اصلی میپردازیم.
نکته اول: مقابله با اندیشههای انحرافی و جریانهای افراطی
در زمان امام صادق علیهالسلام، جریانهای فکری متعددی مانند زنادقه، مرجئه، غُلات، جبریه و دیگر فرق، عقاید متفاوتی را ترویج میکردند که برخی از آنها انحرافات خطرناکی نسبت به اصول دین داشتند. امام صادق علیهالسلام با تکیهبر تعالیم اصیل اسلامی، هم به تقویت بنیانهای نظری تشیع پرداخت و هم باورهای غلطی را که به شیعه نسبت داده میشد، اصلاح کرد.
برای نمونه، در پاسخ به ادعاهای غُلات(2) مبنی بر الوهیت امامان، امام صادق علیهالسلام با صراحت فرمودند:
«به خدا سوگند، جز خدای یگانه، خدایی در آسمانها و زمین نیست و بنّان (از غالیان) دروغ گفته است؛ لعنت خدا بر او باد؛ آنان عظمت خداوند را کوچک شمردند.»(3)
در روایت دیگری فرمودند:
«هر که بگوید ما پیامبریم، لعنت خدا بر او باد و نیز لعنت خدا بر کسی که در این ادعا (که ما پیامبر نیستیم) تردید کند.»(4)
این روایات نشان میدهند که امام نهتنها بهطور صریح با افکار غالیان مقابله کردهاند، بلکه هیچگونه پیوندی میان آموزههای شیعه و این عقاید افراطی قائل نبودهاند. این موضعگیری شفاف، ضمن تقویت اصالت کلام شیعه، مرزهای آن را از انحرافات فکری جدا میسازد.
نکته دوم: تأکید بر استقلال و اصالت کلام شیعه در برابر معتزله
مکتب معتزله از جریانهای فکری فعال عصر امام صادق علیهالسلام بود. برخی تصور میکنند که باورهای کلامی شیعه در موضوعاتی چون توحید، عدل الهی و نفی تشبیه، تحتتأثیر معتزله شکل گرفته است؛(5) اما بررسی روایات امام صادق علیهالسلام نشان میدهد که شیعه از همان ابتدا دارای نظامی مستقل در اندیشه و استدلال بوده است که هم ازنظر روششناسی و هم ازنظر محتوای عقاید، با معتزله تفاوتهای بنیادینی دارد:
۱. تفاوت در روش استدلال:
شیعه در استدلالهای کلامی خود، همواره بر عقل، قرآن، سنت نبوی و احادیث اهلبیت علیهمالسلام تکیه کرده است. امام صادق علیهالسلام در حدیثی میفرمایند:
«هر آنچه از من میشنوی، از پدرم روایت کن و آنچه از من میشنوی، از پیامبر خدا روایت کن.»(6)
این حدیث نشان میدهد که گفتار امام، ریشه در منابع اصیل اسلامی دارد. در مقابل، معتزله بهسبب محروم بودن از این منابع اصیل، عمدتاً عقلبسند بوده و بهره چندانی از معارف عمیق امامان معصوم نداشت.(7)
۲. تفاوت در محتوای اعتقادی:
اختلاف شیعه و معتزله تنها به روش محدود نمیشود، بلکه در اصول اعتقادی نیز تفاوتهای اساسی وجود دارد. مفاهیمی مانند امامت، نص الهی، خلق قرآن، قضا و قدر، جبر و اختیار، در احادیث امام صادق علیهالسلام بهدقت تبیین شدهاند. این آموزهها نهتنها برگرفته از مکتب معتزله نیستند، بلکه بر اصالت و استقلال اندیشههای شیعه دلالت دارند.
برای نمونه، امام در حدیثی میفرمایند:
«زمین هیچگاه خالی از امام نمیماند تا اگر مؤمنان چیزی [به دین] افزودند، آنها را [از این کژراهه] برگرداند و اگر چیزی را کاستند برایشان کامل کند.»(8)
در حالیکه معتزله، چنین باوری به وجود امام در هر زمان ندارند.(9) این تفاوت مهم، استقلال فکری شیعه را از دیگر مکاتب، بهویژه معتزله، بهخوبی نشان میدهد.
نتیجهگیری
گفتمان کلامی در اسلام، از عصر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آغاز شد و امامان معصوم علیهمالسلام با شرح و بسط معارف قرآن و سنت، پایههای اعتقادی شیعه را استوار ساختند. دوران امام صادق علیهالسلام، دورهای طلایی در تکوین و تثبیت علم کلام شیعه بود. ایشان با بهرهگیری از فضای باز در دوران گذار از حکومت اموی به عباسی، توانستند دو نقش مهم ایفا کنند:
۱. دفاع قاطع از مرزهای اعتقادی در برابر جریانهای افراطی همچون غالیان، با ترسیم مرز شفاف میان آموزههای توحیدی اسلام و افکار انحرافی.
۲. تثبیت استقلال کلام شیعه در برابر مکاتبی مانند معتزله، از رهگذر تکیه بر منابع اصیل اسلامی و تفاوتهای بنیادین در روش و محتوا.
بدین ترتیب، میتوان گفت که علم کلام شیعه بر پایه آموزههای امام صادق علیهالسلام، با تکیه بر ریشههای قرآنی و روایی، بهعنوان مکتبی مستقل شکل گرفت و توانست در مواجهه با جریانهای فکری مختلف، از هویت عقیدتی خود محافظت کند و از این طریق، به علم کلام اسلامی و شیعی، عمق و غناء ببخشد.
پینوشتها:
1. برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: قاسمپور، محسن، تأثیر آموزههای امام صادق علیهالسلام بر مباحث کلامی شیعه، دوفصلنامه حدیثپژوهی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان 1389 ش، ص 119-123.
2. غلات افرادی هستند که به امام علی علیهالسلام و فرزندان وی (امامان شیعه)، نسبت خدایی یا نبوت میدهند و در توصیف آنان، از جهت برتری در دین و دنیا، از حد و اندازه گذشته و طریق افراط پیمودهاند: شیخ مفید، محمد بن محمد، تصحیح الاعتقادات، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۴ ق، ص 131.
3- «وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ إِلَهٌ فِی السَّمَاوَاتِ وَ إِلَهٌ فِی الْأَرَضِینَ کَذَبَ بُنَانٌ عَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ صَغَّرَ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ صَغَّرَ عَظَمَتَه»؛ مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 25، ص 296.
4- «مَنْ قَالَ إِنَّا أَنْبِیَاءُ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اَللَّهِ، وَ مَنْ شَکَّ فِی ذَلِکَ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اَللَّهِ»؛ مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 25، ص 296.
5- ر.ک: خیاط، ابوالحسین، الانتصار، قاهره، مکتبه الثقافه النیمیه، 1988 م، ص 214؛ اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تصحیح هلموت ریترف بیجا، بینا، 1400 ق، ج 1، ص 105؛ امین مصری، احمد، ضحی الاسلام، بیروت، دارالکتب العربی، بی تا، ج 3، ص 267-268.
6- «...مَا سَمِعْتَهُ مِنِّی فَارْوِهِ عَنْ أَبِی وَ مَا سَمِعْتَهُ مِنِّی فَارْوِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ»؛ شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائلالشیعه، قم، مؤسسه آلالبیت علیهمالسلام، 1409 ق، ج 27، ص 104.
7- قاسمپور، تأثیر آموزههای امام صادق علیهالسلام بر مباحث کلامی شیعه، ص 130.
8- «إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ کَیْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِنْ نَقَصُوا شَیْئاً أَتَمَّهُ لَهُمْ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 1، ص 178.
9- قاضی عبدالجبار، بن احمد، شرح اصول خمسه، تحقیق عبدالکریم عثمان، مکتبه الوهبه، 1408 ق، ص 762-763؛ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، تهران، دانشگاه تهران و دانشگاه مک گیل، 1413 ق، ص 4.