پرسش:
آیا «طور سینا» (مؤمنون: 20) همان «طور سینین» (تین: 2) است؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا در قرآن از یک کوه با دو تعبیر مختلف یاد شده است؟
پاسخ:
«طور» در عربی به معنای کوه است (1). خداوند در آیۀ 20 سورۀ «مؤمنون» از کوهی با نام «طور سیناء» یاد کرده است: «وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَیْنٰاءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلْآکِلِینَ: و [به وسیله آن] درختی را که از طور سینا بیرون میآید [پدید آوردیم] که برای خورندگان، روغن و نان خورشی میرویاند». در آیۀ دوم سورۀ «تین» نیز از کوهی به نام «طور سینین» نام برده است: «وَ اَلتِّینِ وَ اَلزَّیْتُونِ * وَ طُورِ سِینِینَ * وَ هٰذَا اَلْبَلَدِ اَلْأَمِینِ: سوگند به انجیر و زیتون و سوگند به طور سینا و سوگند به این [مکه] شهر امن».
در این نوشتار به دنبال پاسخ همانندی یا ناهمانندی «طور سیناء» و «طور سینین» هستیم.
آیا «طور سینین» همان «طور سیناء» است؟
برخی از مفسران بین این دو کوه فرق گذاشتهاند (2)؛ اما بیشتر مفسران معتقدند منظور از «طور سینین» در سورۀ «تین» همان «طور سیناء» در سورۀ «مؤمنون» است (3). این مفسران معتقدند هم «طور سیناء» و هم «طور سینین» به همان کوه معروف محل سخنگفتن خداوند با حضرت موسی علیهالسلام اشاره دارند (4)؛ بر همین اساس از امیرالمؤمنین علیه السلام و ابنمسعود نقل شده است که «طور سینین» را به «طور سیناء» قرائت کردهاند (5). به باور مفسران، علت اینکه خداوند در سورۀ «تین» از «طور سیناء» به «طور سنین» یاد میکند، رعایت «فاصله» است (6).
چرایی تغییر شکل «سیناء» به «سینین»
قرآن سجع و شعر نیست، اما کلامی آهنگین است و بخشی از زیبایی قرآن در آهنگینبودن آن است. همۀ آیات قرآن فاصله (آهنگ) دارند و تقریباً فواصل همۀ آیات با فواصل آیات مجاور، هماهنگ است. قرآن برای تأمین فواصل هماهنگ از روشهای مختلفی استفاده میکند، اما هیچگاه معنا فدای لفظ نشده است (7). فاصله سورۀ «تین» حرف «نون» است و اگر قرار بود خداوند در آیۀ دوم به جای «طور سینین»، «طور سیناء» میگفت، فاصله این سوره از بین میرفت: «و التین و الزیتون * و طور سیناء * و هذا البلد الامین». بنابراین با تغییر شکل ظاهری «سیناء» به «سینین» هم معنایی که منظورش بود را رسانده است و هم فاصله سورۀ «تین» حفظ شده است (8). از دیگر موارد مشابه چنین روشی میتوان به دو کلمۀ «الیاس» و «الیاسین» (9) اشاره کرد: «وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ: و بیتردید الیاس از پیامبران بود» (10). و «سَلاٰمٌ عَلىٰ إِلْیٰاسِینَ: سلام بر الیاسین» (11). فاصلۀ سوره «صافات» نیز حرف «نون» و گاهی حرف «میم» است. بنابراین اگر قرار بود کلمۀ «الیاس» با همین شکل معمول خود که به حرف «سین» ختم شده است، در این سوره به کار رود، فاصله این سوره رعایت نمیشد؛ اما قرآن با افزودن «ین» به پایان «الیاس» هم فاصله را رعایت میکند و هم معنای مدنظرش را بیان کرده است؛ بهویژه که نامهایی همچون «سیناء» و «الیاس» از اسامی عجمی (غیرعربی) هستند و این اسامی در عربی به شکلهای مختلفی به کار برده میشوند (12)؛ بنابراین چنین تغییراتی درباره آنها عجیب نیست (13).
نتیجه:
هر دو عبارت «طور سینین» و «طور سیناء» در قرآن به کوهی اشاره دارند که حضرت موسی علیه السلام در آن با خداوند سخن گفت. از سوی دیگر، یکی از جنبههای زیبایی قرآن، آهنگینبودن آن است. بخشی از آهنگینبودن قرآن در گروی رعایت فواصل آیات در سورههاست. قرآن برای حفظ فواصل آیات از روشهای مختلفی از جمله تغییر پایان برخی از کلمات استفاده میکند. فاصلۀ سورۀ «تین»، حرف «نون» است و اگر «طور سیناء» با همین شکل در این سوره به کار میرفت، فاصلۀ این سوره رعایت نمیشد. بنابراین خداوند با تغییر «سیناء» به «سینین» هم فاصله این سوره را رعایت کرد و هم منظور خود را رساند. تبدیل «الیاس» به «الیاسین» در سورۀ «صافات» با فاصله غالبی حرف «نون» نیز نمونه دیگری از همین روش است.
برای مطالعۀ بیشتر:
حسین توفیقی؛ تفسیر پنج موضوع قرآنی؛ قم: انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، 1397 ش.
پینوشتها:
1. یحیى بن زیاد فراء؛ معانى القرآن؛ چ 2، قاهره: الهیئة المصریه العامه للکتاب، 1980 م، ج 3، ص 276.
2. «قال رسول الله صلى الله علیه و آله: إن الله تبارک و تعالى اختار من البلدان أربعه، فقال عز و جل: و التین و الزیتون * و طور سینین * و هذا البلد الأمین التین: المدینه، و الزیتون: بیت المقدس، و طور سینین: الکوفه، و هذا البلد الأمین: مکه» (هاشم بن سلیمان بحرانی؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ قم: مؤسسه البعثه، 1415 ق، ج 5، ص 692).
3. احمد بن محمد نحاس؛ اعراب القرآن؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، 1421 ق، ج 5، ص 158. مکى بن حموش؛ مشکل إعراب القرآن؛ چ 3، بیروت: دارالیمامه، 1423 ق، ص 781. یحیى بن سلام تیمى؛، تفسیر یحیى بن سلام التیمى البصرى القیروانى؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، 1425 ق، ج 1، ص 397.
4. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، 1426 ق، ج 10، ص 571. فضل بن حسن طبرسى؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ تهران: ناصرخسرو، 1372 ش، ج 10، ص 775.
5. عبدالرحمن بن جوزی؛ زاد المسیر فى علم التفسیر؛ بیروت: دارالکتاب العربی، 1422 ق، ج 4، ص 463. آنان در مقام تفسیر قرآن «طور سینین» را به «طور سیناء» تفسیر کردهاند؛ نه اینکه معتقد بودهاند قرآن بدین شکل نازل شده است.
6. «و کان أبو عمرو یحتج بأن سینین و سیناء واحد، و إنما زادوا النون لرؤوس الآى» (حسین بن احمد ابنخالویه؛ إعراب القراءات السبع و عللها؛ قاهره: مکتبه الخانجی، 1413 ق، ج 2، ص 505). «أنها زیدت لتساوی الآی، کما قال فی موضع طور سیناء، و فی موضع آخر طور سینین» (علی بن محمد ماوردى؛ النکت و العیون تفسیر الماوردى؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، [بیتا]، ج 5، ص 65). عبدالرحمن سیوطی؛ معترک الأقران فى إعجاز القرآن؛ قاهره: دارالفکر العربی، [بیتا]، ج 1، ص 39. محمد قرطبى؛ الجامع لأحکام القرآن؛ تهران: ناصرخسرو، 1364 ق، ج 15، ص 119. آرتور جفری؛ واژههای دخیل در قرآن مجید؛ مترجم: فریدون بدرهای؛ تهران: توس، 1386 ش، ص 277.
7. حسین توفیقی؛ تفسیر پنج موضوع قرآنی؛ قم: انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، 1397 ش، ص 60 ـ 62.
8. «لأنّ الفاصله فی سوره التین على النون» (محمدهادی معرفت؛ التمهید فی علوم القرآن؛ قم: مؤسسه التمهید، 1388 ش، ج 5، ص 285).
9. یحیى بن زیاد فراء؛ معانى القرآن؛ ج 2، ص 392. محمد بن جریر طبرى؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج 23، ص 62.
10. صافات: 123.
11. صافات: 130. دربارۀ الیاسین نظرات دیگری نیز وجود دارد؛ به باور برخی «یاسین» پیامبر است و منظور از «الیاسین»، آل و خاندان پیامبر است. برخی دیگر نیز این کلمه را جمع و به معنای پیروان الیاس دانستهاند (مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج 3، ص 618. فضل بن حسن طبرسی؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ ج 8، ص 714).
12. احمد بن محمد نحاس؛ اعراب القرآن؛ ج 3، ص 295.
13. این روش شبیه بحث «الحاق» در ادبیات عربی، علم صرف است. در الحاق با هدف مشابهسازی ظاهری کلمۀ ملحق به ملحقٌبه برای رعایت قافیه در شعر و قرینه در سجع، حرفی به وسط یا آخر کلمه ملحق میافزایند میشود و شکل ظاهری کلمه عوض میشود، اما معنای آن تغییر نمیکند؛ همانند کلمۀ «جدل» که با افزودن حرف «واو» در وسط آن به شکل «جدول» درآمده است (سیدمحمد جزایری؛ دانش صرف؛ چ 2، قم: نصایح، 1401 ش، ص 284).







