پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
ارتباط اعجاز علمی قرآن با ساختن سد توسط ذوالقرنین
قرآن از سدّ ذوالقرنین سخن گفته، ولی چون مردم پیش از نزول از آن آگاهی داشتند و تنها به آزمایش پیامبر پرسیدند، این مورد از مصادیق اعجاز علمی قرآن به‌شمار نمی‌رود.

پرسش:

 آیا اشارۀ قرآن در آیات 83 تا 98 سورۀ کهف به ماجرای ساختن سد توسط ذوالقرنین با مس و آهن، اعجاز علمی است؟

پاسخ :

بر اساس آیات قرآن، ذوالقرنین با استفاده از آهن و مس (1) سدّی را ساخت: «آتُونِی زُبَرَ اَلْحَدِیدِ حَتّٰى إِذٰا سٰاوىٰ بَیْنَ اَلصَّدَفَیْنِ قٰالَ اُنْفُخُوا حَتّٰى إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً قٰالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً: برای من قطعه‌های آهن بیاورید تا زمانی که میان آن دو کوه را هم سطح و برابر کرد، گفت بدمید تا وقتی که آن را چون آتش سرخ کرد. گفت: برایم مس گداخته‌شده بیاورید تا روی آن بریزم» (2).

سدّ ذوالقرنین

ذوالقرنین به منطقه‌ای میان دو کوه رسید (3)؛ در آنجا با قومی روبرو شد که از هجوم اقوام وحشی «یأجوج و مأجوج» به او شکایت کردند و از او خواستند برای آنان سدّ و دیواری بسازد تا بین آنان و مهاجمان مانع شود. آنان پیشنهاد دادند هزینه ساخت سد را بپردازند؛ اما ذوالقرنین کمک مالی آنها را نپذیرفت و گفت: آنچه خدا به او داده کافی است و تنها خواستار نیروی انسانی و آوردن قطعات آهن و مس شد. او نخست دستور داد قطعات آهن را میان دو کوه انباشته کنند؛ سپس با دمیدن آتش، آهن‌ها را گداختند و در گام پایانی، مس مذاب را روی آهن‌های داغ ریخت؛ درنتیجه سدی محکم و نفوذ‌ناپذیر شکل گرفت. پس از اتمام ساخت سدّ، یأجوج و مأجوج ابتدا کوشیدند از سدّ بالا بروند، اما نتوانستند؛ سپس تلاش کردند با سوراخ‌کردن سدّ از آن عبور کنند، اما سدّ نفوذناپذیر بود. ذوالقرنین پس از اتمام کار، این موفقیت را رحمتی از سوی پروردگار دانست و تأکید کرد که این سد تا زمان فرا‌رسیدن وعده الهی پابرجا خواهد ماند و سپس درهم کوبیده می‌شود. نکته مهم این است که بر اساس قرآن، سدی که ذو القرنین از آهن و مس ساخت، دو ویژگی مهم داشت: 1. نفوذناپذیری؛ 2. استحکام و دوام و پایداری.

اعجاز علمی

مراد از اعجاز علمی قرآن، اشاره این کتاب به حقایقی علمی است که پیش از نزول قرآن کسى از آنها آگاهی نداشت و قرن‌ها بعد کشف شده‌ است. آیات نشان‌دهندۀ حقایق علمی به منزله رازگویی و پیشگویی‌هایی علمی است‌ که با کشفیات جدید علمی تأیید می‌شود و حجتی برای اثبات الهی‌بودن قرآن و درنتیجه حقانیت آن است؛ چراکه بشری درس‌ناخوانده همچون پیامبر خدا علیه و‌آله السلام آن هم در منطقه شبه‌جزیره عربستان که از هرگونه علم و دانش دور بود، چگونه می‌توانست از چنین اموری خبر دهد؟ (5)

یک مطلب قرآنی برای اینکه به‌مثابۀ اعجاز علمی پذیرفته شود، باید سه شرط داشته باشد:

الف) مطلبی علمی باشد که قبل از نزول آیه، هیچ‌کس از آن آگاهی نداشته است؛

ب) آن مطلب علمی را مدت‌ها بعد از نزول آیه، دانشمندان کشف و تأیید کرده باشند؛

ج) آن مطلب علمی با امکانات در اختیار بشرِ عصر نزول قرآن، کشف‌نشدنی نبوده است.

بنابراین اگر قرآن دربارۀ مطلبی خبر داده باشد که در کتاب‌های آسمانی گذشته یا در مراکز علمی یونان و ایران و لابلای کتاب‌های دانشمندان آن زمان وجود داشت و احتمالاً به محیط حجاز راه یافته باشد یا به طور طبیعی و غریزی با وسایل آن زمان فهم‌پذیر بوده باشد، «اعجاز علمی» به شمار نمی‌آید (6).

در ارتباط با آیۀ 96 سورۀ «کهف» مبنی بر ساخت سد از مواد اولیۀ آهن و مس، ادعای اعجاز علمی نشده است؛ زیرا بعد از اینکه ذوالقرنین با استفاده از آهن و مس آن سدّ را ساخت، هم قومی که از او درخواست ساختن سد را کرده بودند و هم سپاهیان خود ذوالقرنین از کیفیت ساخت آن سدّ باخبر شدند و به طور طبیعی خبر آن بین مردم پخش شد؛ به گونه‌ای که این سد و ساخته‌شدن آن از آهن و مس از قدیم مشهور بوده است. همچنین علت اینکه یهودیان از پیامبر خدا علیه‌و آله السلام درباره ذو‌القرنین پرسیدند (9)، این بود که درستی ادعای نبوت ایشان را بسنجند و این امکان‌پذیر نیست مگر اینکه خودشان از آن آگاهی داشته باشند تا بتوانند درستی پاسخ پیامبر را متوجه شوند. حتی در زمان نزول قرآن فردی به پیامبر خدا علیه وآله السلام مراجعه کرد و به ایشان خبر داد که من این سدّی که قرآن از آن خبر می‌دهد را دیده‌ام و بعد آن را برای پیامبر توصیف کرده است (10)؛ بنابراین قرآن در این آیه مطلبی را بیان نمی‌کند که پیش از نزول قرآن، کسى از آن‌ اطلاع نداشته باشد و بعدها دانشمندان آن را کشف کرده باشند.

نتیجه:

قرآن از ساخت سدّی به دست ذوالقرنین از آهن و مس خبر می‌دهد. این توصیف قرآن از ترکیب آهن و مس و استفاده از حرارت برای ایجاد سدی نفوذناپذیر با یافته‌های علمی امروز سازگاری دارد؛ با این وجود، درباره این مطلب ادعای اعجاز علمی نشده است؛ چراکه شرط اعجاز علمی این است که قرآن مطلبی را بیان کرده باشد که قبل از نزول آیه، هیچ‌کس از آن آگاهی نداشت و مدت‌ها بعد از نزول آیه، دانشمندان آن را کشف و تأیید کرده‌اند؛ اما مردم حتی پیش از نزول قرآن از این مطلب مطلع بوده‌اند و اصلاً به همین دلیل، در مقام آزمایش پیامبر خدا از ایشان درباره این موضوع پرسیدند.

برای مطالعۀ بیشتر:

سیدسعید میری و زهره اکبری؛ «شگفتی اعجازآمیز قرآن در اشاره به سازه مستحکم آهن و مس در عملیات سدسازی ذوالقرنین»؛ مطالعات تفسیری، ش 18، تابستان 1393 ش، ص 25 – 36.

پی‌نوشت‌ها:

1. البته نفسران درباره منظور از «قِطر» در این آیه اختلاف دارند؛ بیشتر مفسران آن را به معنای مس می‌دانند (ناصر مکارم شیرازى‌و جمعى از نویسندگان؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ‏12، ص 536)؛ در مقابل، برخی معتقدند «قطر» به معنای فلز مذاب یا قلع و سرب است نه لزوماً مس (زید بن علی؛ تفسیر غریب القرآن؛ بیروت: الدارالعالمیه، 141 2ق، ج ۱، ص ۱۹۸. حسن مصطفوی؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تهران: وزارت ارشاد اسلامی، 1368 ش، ج ‏9، ص 291. سیدعباس سید‌کریمى؛ تفسیر علیین؛ قم: انتشارات اسوه، 1382 ش، ص 303).

2. کهف: 96.

3. برخی از مفسران معتقدند ذوالقرنین این سد را در قفقاز ساخت که بین ارمنستان و آذربایجان است (ضحاک بن مزاحم؛ تفسیر الضحاک؛ تحقیق: محمد شکری احمد زاویتی؛ قاهره: دار‌السلام، 1419 ق، ج ۲، ص ۵۴۹). گفتنی است دو کشور آذربایجان و ارمنستان سرشار از معادن آهن و همچنین دارای معادن مس و ذغال سنگ هستند (محمدهادی معرفت؛ قصه در قرآن؛ قم: التمهید، 1387 ش، ص 130 و 132).

4. کهف: 93 ـ 98.

5. محمدعلی رضایی اصفهانی؛ علوم قرآن2 (اعجاز قرآن در علوم طبیعی و انسانی)؛ قم: مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1392 ش، ص 208.

6. محمدعلی رضایى اصفهانى؛ تفسیر قرآن مهر؛ قم: پژوهش‌هاى تفسیر و علوم قرآن،‏ 1387 ش، ج ۱، ص ۸۴ و ج ۱۶، ص ۲۰۸.

7. ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ ج ‏12، ص 536. محسن قرائتی؛ تفسیر نور؛ تهران: مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن‏، 1388 ش، ج ‏7، ص 226.

8. محمدهادی معرفت؛ قصه در قرآن؛ ص 136.

9. کهف: 83. یحیی بن سلّام قیروانی؛ تفسیر یحیی بن سلّام؛ بیروت: دار‌الکتب العلمیه، 1425 ق، ج ۱، ص ۲۰۱. اسماعیل سدی؛ تفسیر السدی الکبیر؛ منصوره مصر: دار‌الوفاء، 1414 ق، ج ۱، ص ۳۳۷. عبدالرحمن بن محمد ابن‌‏ابى‌حاتم؛ تفسیر القرآن العظیم؛ چ 3، ریاض: مکتبه نزار مصطفى الباز، 1419 ق، ج ۷، ص ۲۳۸۲.

10. «سعید عن قتاده قال: ذکر لنا ان رجلا قال: یا رسول اللّه قد رأیت سد یأجوج و ماجوج قال: انعته لی. (فقال): هو کالبرد المحبر، طریقه سوداء و طریقه حمراء. قال: قد رأیته» (یحیی بن سلّام قیروانی؛ تفسیر یحیی بن سلّام؛ ج ۱، ص ۲۰۴).