یهودیان در قرآن

منظور از «ظلم» و «طیّبات» در آیه 160 سوره نساء و چرایی ادامه تحریم
خداوند به دلیل ظلم، بغی، رباخواری و بازداشتن مردم از راه حق، برخی طیبات (مانند گوشت حیوانات ناخن‌دار و پیه گاو و گوسفند)را به عنوان مجازات بر یهودیان حرام کرد.

پرسش:

مطابق آیه 160 سوره نساء خدا به خاطر ظلم یهودیان برخی از طیبات را بر یهودیان حرام کرده است. آن ظلم چه بوده و منظور از طیباتی که حرام شد، چه چیزی بوده است؟ آیا این تحریم فقط شامل همان نسل می‌شود یا بر نسل‌های بعدی هم حرام است؟ اگر حرام است با «لا تزر وازره وزر اخری» منافات ندارد؟

پاسخ:

خدا در آیه 160 سوره نساء فرموده به خاطر ظلم یهودیان «طیّبات» را بر آنان حرام کردیم:

«فَبِظُلْمٍ مِنَ اَلَّذِینَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا عَلَیْهِمْ طَیِّبٰاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ ...؛

پس به کیفر ستمی که یهودیان روا داشتند، چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال شده بود، حرام کردیم ... .

مفسران در مقام تفسیر این آیه و تبیین چیستی «ظلم» ی که سبب حرام شدن طیّبات بر یهودیان شده و همچنین چیستی «طیّبات،» باهم اختلاف‌نظر دارند.

 

منظور از «ظلم» و «طیّبات» در آیه 160 سوره نساء چیست؟

برخی آشکارا گفته‌اند مشخص نیست که منظور از «ظلم» در این آیه چیست؛ (1) اما اکثر مفسران در این زمینه اظهارنظر کرده‌اند. برخی به ماقبل نگاه کرده و برخی دیگر مابعد را درنظر گرفته و گروه سومی این ظلم را چیزی مستقل از قبل و بعدش فهم کرده‌اند:

- برخی «ظلم» را گناهانی که در آیات قبلی آمده دانسته (2) و گفته‌اند به ظلم همان نقض میثاق، کفر به آیات الهی، کشتن پیامبران و «غلف» دانستن قلوبشان است؛ (3)

- برخی دیگر «ظلم» را گناهانی همچون بازداشتن مردم از راه خدا، رباخواری و اکل مال مردم به باطل که در ادامه آمده، (4) دانسته‌اند؛ (5) گفته شده منظور از اکل مال مردم به باطل، رشوه و پولی است که خاخام‌های یهودی درازای تحریف تورات از طرفدارانشان می‌گرفتند. (6)

- برخی نیز به اموری کلی همچون شرک، (7) کفر و جُرم (8) اشاره کرده‌اند.

با توجه به این‌که «عطف» ظهور در مباینت و مغایرت دارد (9) و تفسیری دانستن عطف خلاف اصل است، نمی‌توان گفت منظور از «ظلم» در آیه همان گناهانی است که بعداً به «ظلم» عطف شده است؛ اما از آن‌جاکه حرف جرّ «بـ» بر سر گناهان بعدی نیز آمده، متوجه می‌شویم آن گناهان نیز در کنار این «ظلم» در تحریم طیّبات، نقش داشته‌ و اصطلاحاً «جزءالعله» است.

مفسران درباره چیستی «طیّبات» نیز آرای مختلفی را مطرح کرده‌اند: گوشت شتر و گاو و گوسفند، (10) چربی حیوانات، برخی از ذبح‌ها و پرندگان و ماهی‌ها و... (11) از اموری هستند که مفسران به آن‌ها اشاره کرده‌اند.

 

آیه 146 سوره انعام مبیّن آیه 160 سوره نساء

آیه 160 سوره نساء تنها آیه‌ای نیست که خدا در آن به ماجرای حرام شدن طیّبات بر یهودیان اشاره کرده؛ بلکه این موضوع در آیه 146 سوره انعام نیز مطرح شده (12) است:

«وَ عَلَى اَلَّذِینَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ وَ مِنَ اَلْبَقَرِ وَ اَلْغَنَمِ حَرَّمْنٰا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُمٰا إِلاّٰ مٰا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمٰا أَوِ اَلْحَوٰایٰا أَوْ مَا اِخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذٰلِکَ جَزَیْنٰاهُمْ بِبَغْیِهِمْ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ؛

و هر حیوان ناخن‌دار و پیه گاو و گوسفند را بر یهودیان حرام کردیم مگر چربی‌هایی که بر پشت یا روده‌های آنان است یا آنچه آمیخته و مخلوط با استخوان است؛ این [تحریم] را به سبب ستم‌کردنشان به آنان کیفر دادیم و یقیناً ما راستگوییم

با توجه به این آیه متوجه می‌شویم منظور از «طیّبات» در آیه 160 سوره نسا این امور بوده است:

- هر حیوان ناخن‌دار؛

- پیه و چربی گاو و گوسفند مگر چربی‌های پشت، روده و آمیخته با استخوان. (13)

یهودیان این امور را خیلی دوست داشتند و خدا نیز در مقام مجازات آنان، همین امور را حرام کرد. (14)

برخی در مقام تفسیر «ظلم» در آیه 160 سوره نساء به اموری همچون بهتان زدن یهودیان به حضرت مریم و تصمیم به قتل حضرت عیسی اشاره کرده‌اند. (15) برخی نیز بستن راه خدا را که در ادامه آیه آمده را به معنای مسلمان نشدن و نگفتن حقانیت نبوت حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله به مردم که یهودیان کاملاً از آن مطلع بودند، دانسته‌اند؛ (16) اما این موارد نمی‌توانند مصداق «ظلم» باشند؛ چراکه این امور قرن‌ها پیش از ظهور حضرت عیسی و حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله بر یهودیان حرام شده‌اند. (17)

مگر این‌که گفته شود مطابق آیه‌های 118 و 119 سوره نحل که آن‌ها نیز ناظر به تحریم طیّبات بر یهودیان هستند، اگر یهودیان توبه کنند، خدا دوباره این طیّبات را بر آنان حلال خواهد کرد؛ اما آنان نه‌تنها توبه نکردند، بلکه با مخالفت با حضرت عیسی و سپس حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله بر «ظلم» و «بغی» خود ادامه دادند و درنتیجه، طیّبات بر آنان حرام باقی ماند. چنانکه مطابق قرآن، یکی از مأموریت‌های حضرت عیسی حلال کردن برخی از محرمات بر یهودیان بود؛ اما آنان به حضرت ایمان نیاوردند و از‌این‌رو همچنان معتقد به حرمت هستند:

«... وَ لِأُحِلَّ لَکُمْ بَعْضَ اَلَّذِی حُرِّمَ عَلَیْکُمْ ...؛ (18)

... آمده‌ام تا برخی از چیزهایی را که [در گذشته به سزای ستمکاری و گناهانتان] بر شما حرام شده حلال کنم ... .»

افزون بر این، قرآن در آیه 116 سوره نحل به حرام بودن مردار، خون، گوشت شراب و آنچه برای غیر خدا ذبح شده اشاره می‌کند و سپس در آیه 118 می‌گوید: اگر غیرازاین موارد، امور دیگری بر یهودیان حرام شده، به‌دلیل ظلم آنان بوده و بعد در آیه 119 از توبه و جبران و اصلاح گذشته سخن گفته که ظهور دارد که اگر یهودیان دست از ظلم بردارند و به حضرت محمد و همچنین حضرت عیسی ایمان بیاورند، این محرمات بر آنان دوباره حلال خواهد شد.

 

گستره زمانی تحریم طیّبات

مطابق آیه 160 سوره نساء، «ظلم» یهودیان و مطابق آیه 146 سوره انعام «بغی» آنان علت تحریم طیّبات بر آنان شده است؛ بنابراین تا زمانی که علت باقی است معلول نیز باقی خواهد ماند. با توجه به این‌که یهودیان از زمانی که طیّبات بر آنان حرام شد تا زمان حضرت عیسی و سپس تا زمان حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله بر ظلم خود ادامه دادند، تحریم این امور نیز باقی ماند؛ به‌عبارت‌دیگر، خدا این امور را بر پیروان حضرت عیسی و سپس پیروان پیامبر خدا حلال کرد و اگر یهودیان به حضرت عیسی و سپس حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله ایمان آورده بودند، امروزه این امور بر آنان حرام نبود؛ از‌این‌جهت خدا در آیه 118 سوره نحل آشکارا گفته است ما با تحریم طیّبات بر آنان ظلم نکردیم، بلکه آنان خودشان بر خودشان ظلم کردند:

«وَ عَلَى اَلَّذِینَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا مٰا قَصَصْنٰا عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛

و آنچه را پیش‌ازاین برای تو شرح دادیم، بر یهود حرام کردیم، ما به آنان ستم نورزیدیم، بلکه آنان خودشان به خود ستم می‌کردند.» (19)

نتیجه:

مطابق آیه 160 سوره نساء خدا به‌سبب ظلم یهودیان، برخی از «طیّبات» را بر آنان حرام کرد. منظور از «ظلم» دقیقاً مشخص نیست، اما هرچه بوده به قرینه آیه 146 سوره انعام از جنس «بغی» و تجاوز از حدّ بوده است. البته مصداق نامعلوم «ظلم» تنها علت تحریم طیّبات نبوده، بلکه بازداشتن مردم از راه خدا، رباخواری و اکل مال مردم به باطل نیز در این تحریم نقش داشته و «جزءالعله» است. منظور از «طیّبات،» هر حیوان ناخن‌دار و همچنین پیه و چربی گاو و گوسفند است. گویا یهودیان این امور را خیلی دوست داشته‌اند و خدا نیز در مقام مجازات آنان، همین امور را بر آنان حرام کرده است. حرمت طیّبات به دلیل ظلم و بغی بوده و تا زمانی که این علت باقی باشد، حکم هم باقی است. هرچند این حرمت قبل از حضرت عیسی و پیامبر خدا آغاز شده، اما یهودیان با مخالفت با این پیامبران به ظلم و بغی خود ادامه دادند و درنتیجه، این طیّبات همچنان بر آنان حرام هستند؛ به‌عبارت‌دیگر، خدا این طیّبات را توسط حضرت عیسی و پیامبر خدا حلال کرده و یهودیان اگر مسیحی و سپس مسلمان شده بودند، دیگر این طیّبات بر آنان حرام نبود.

پی‌نوشت‌ها:

1. دینورى، عبدالله بن محمد، تفسیر ابن وهب المسمى الواضح فى تفسیر القرآن الکریم‏، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1424 ق، ج‏1، ص 459.

2. سوره نساء، آیه 155: «فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ وَ کُفْرِهِمْ بِآیٰاتِ اَللّٰهِ وَ قَتْلِهِمُ اَلْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اَللّٰهُ عَلَیْهٰا بِکُفْرِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُونَ إِلاّٰ قَلِیلاً؛ پس به کیفر پیمان‌شکنی آنان و کفرشان به آیات خدا و به‌ناحق کشتن پیامبران و گفتار [بی‌پایه و باطل] شان که دل‌های ما در پوشش و حجاب است [ازاین‌رو سخن حق را درک نمی‌کنیم، لعنتشان کردیم؛] بلکه به سبب کفرشان، بر دل‌هایشان مُهرِ [محرومیت از فهم معارف] زدیم؛ به همین سبب، جز اندکی ایمان نمی‌آورند

3. ماتریدی، محمد، تأویلات أهل السنه، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، 1426 ق، ج‏3، ص 415؛ طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج‏6، ص 17.

4. سوره نساء، آیه 161: «وَ أَخْذِهِمُ اَلرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَکْلِهِمْ أَمْوٰالَ اَلنّٰاسِ بِالْبٰاطِلِ وَ أَعْتَدْنٰا لِلْکٰافِرِینَ مِنْهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً؛ و رباگرفتنشان باآنکه از آن نهی شده بودند و خوردن اموال مردم به باطل و نامشروع و ما برای کافران عذابی دردناک آماده کرده‌ایم

5. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏1، ص 595؛ ابن ‏ابى‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق، ج‏4، ص 1115؛ ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان (تفسیر ثعلبى)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏4، ص 202؛ فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏13، ص 172.

6. ماتریدی، محمد، تأویلات أهل السنه، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، 1426 ق، ج‏3، ص 415.

7. سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم‏، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج‏1، ص 356.

8. طبرانى، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دار الکتاب الثقافی‏، چاپ اول، 2008 م، ج‏2، ص 330.

9. عباس، حسن، النحو الوافی، قم، دارالمحبین، چاپ اول، 1428 ق، ج 3، ص 497.

10. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشى، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، چاپ اول، 1380 ق، ج‏1، ص 284.

11. ابن ‏عطیه، عبدالحق بن غالب، ‏المحرر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏2، ص 135.

12. طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏4، ص 585؛ زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فى وجوه التأویل، بیروت، دار الکتاب العربی‏، چاپ سوم، 1407 ق، ج‏1، ص 590.

13. ابن ‏ابى‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق، ج‏4، ص 1115.

14. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق: طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1363 ق، ج‏1، ص 220.

15. بغوى، حسین بن مسعود، تفسیر البغوى المسمى معالم التنزیل‏، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1420 ق، ج‏1، ص 720.

16. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج‏6، ص 17.

17. کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، سِفر لاویان، فصل 11. البته در این فقرات از کتاب مقدس یهودیان، اصلاً اشاره نشده که تحریم این امور به خاطر ظلم آنان بوده است. (مکارم شیرازى، ناصر و جمعى از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ 10، 1371 ش، ج‏4، ص 209)

18. سوره آل‌عمران، آیه 50.

19. مطابق برخی روایات، زمامداران اسرائیلى خوردن گوشت مرغ و پیه را بر فقراء ممنوع کردند و خداوند نیز در مقام مجازات آنان، همین امور را بر خودشان حرام کرد. (تفسیر القمی، ج‏1، ص 220؛ مکارم شیرازى و جمعى از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج‏4، ص 209) اما در هر سه آیه‌ای که مرتبط با موضوع تحریم طیّبات بر یهودیان است، تعبیر «الذین هادوا» آمده که عام است و تخصیص آن به گروه انگشت‌شماری از آنان، یعنی حاکمان، پذیرفته نیست.

تغییر رویه قرآن با یهودیان و بشری بودن آن
تغییر رویه قرآن، در برخورد با یهودیان مدینه، پاسخی مستقیم به اقدامات خصمانه و عهدشکنی‌های مکررآنها مثل توطئه‌چینی برای ترور پیامبر و همکاری با دشمنان و... بود.

پرسش:

قرآن در مدت سالیان مختلف نسبت به یهودیان دچار تغییر رویه‌های متعددی می‌شود (اعم از سازش اولیه، عتاب خیرخواهانه و سپس دشمنی علنی و جنگ). آیا این تغییر رویه با وحیانی و الهی بودن قرآن منافات ندارد؟ آیا این دلیل بر این نیست که قرآن توسط خود پیامبر ساخته شده است (چون ابتدا تصور می‌کرد که می‌توان با یهود کنار آمد و آن‌ها ایمان می‌آورند ولی وقتی آن‌ها نپذیرفتند و... رو به دشمنی و جنگ گذاشت)؟!

پاسخ:

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پس از هجرت به مدینه به درخواست مردم آن شهر حکومت را به دست گرفت. حضرت در یکی از نخستین اقدامات خود به‌عنوان حاکم مدینه با هدف ایجاد صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز میان گروه‌های مختلف، ازجمله مهاجران، انصار و قبایل یهودی، «پیمان‌نامه مدینه» را منعقد کردند. این پیمان‌ شامل تعهداتی برای دفاع متقابل از مدینه در برابر حملات خارجی، آزادی دینی و حل‌وفصل اختلافات تحت مرجعیت پیامبر بود و زندگی مسالمت‌آمیز مسلمانان و یهودیان را به‌دنبال داشت. حقوق سیاسی و اجتماعی یهودیان محترم شمرده ‌شد و پیامبر آنان را مجبور به مسلمان شدن نکرد. یهودیان در جامعه اسلامی برای انجام فعالیت‌های اجتماعی، دینی و مذهبی خود از آزادی عمل برخوردار بودند.(1)

نحوه تعامل مسلمانان و یهودیان مدینه با هم

پس از انعقاد پیمان مدینه، یهودیان به‌تدریج اقدام به کارشکنی کردند. مهم‌ترین موارد آن‌ها بر این پایه است:

بنی‌قینقاع

 این قبیله اولین گروه از یهودیان بودند که آشکارا پیمان خود را شکستند. پس از پیروزی مسلمانان در غزوه بدر، شایعه کردند که پیامبر کشته شده و سپس به‌مرور خصومت خود را با مسلمانان افزایش دادند و حتی پیامبر را تهدید کردند. اوج این کارشکنی، حادثه‌ای در بازار بود که منجر به قتل یک مسلمان توسط یهودیان و در پی آن، واکنش مسلمانان شد. درنتیجه این اقدامات، پیامبر دستور محاصره بنی‌قینقاع را صادر کرد و پس از تسلیم‌شدن آن‌ها با این‌که حضرت مطابق پیمان‌نامه می‌توانستند آنان را به‌شدت مجازات کند، آنان را بخشید و به اخراج آنان از مدینه اکتفا کرد.

بنی‌نضیر

 این قبیله نیز پیش از غزوه احد در راستای تضعیف روحیه سپاه اسلام شایعه‌پراکنی کرد و پس از جنگ با پذیرایی از ابوسفیان و خبرچینی برای او عملاً پیمان را نقض کردند. حضرت این اقدامات را نادیده گرفتند تا این‌که با انداختن سنگی بزرگ بر سر پیامبر اقدام به ترور ایشان کردند. سپاه اسلام بنی‌نضیر را محاصره و این بار نیز حضرت از مجازات آنان چشم‌پوشی و به اخراج آنان از مدینه بسنده کرد.

 بنی‌قریظه

 این قبیله خطرناک‌ترین کارشکنی را در جریان جنگ احزاب (خندق) در سال پنجم هجری انجام داد. یهودیان اخراج‌شده به سراغ مشرکان مکه رفته و آنان را با وعده‌های مالی و نظامی به جنگ با مسلمانان تحریک و تشویق کردند و سرانجام هم موفق شدند. سپاه مشرکان به مدینه لشکر کشید و این شهر را محاصره کرد. درحالی‌که مسلمانان در شرایط بسیار دشواری قرار داشتند، بنی‌قریظه با مشرکان مکه تبانی کردند و قصد داشتند از پشت به مسلمانان حمله کنند. ترس مسلمانان از خیانت یهودیان بسیار بیشتر از ترسشان نسبت به مشرکان قریش بود. پس از پایان جنگ، آیات 56 و 57 سوره انفال درباره پیمان‌شکنی یهودیان نازل شد و پیامبر موظف به برخورد عملی با آنان شد. حضرت به سراغ بنی‌قریظه رفت و آنان را محاصره کرد. آنان حاضر نشدند تسلیم بشوند و جزیه بپردازند. درنهایت، آنان سعدبن‌معاذ که خودش قبلاً یهودی و موردقبول دو طرف بود را به‌عنوان حَکَم و داور انتخاب کردند. سعد که یهودیان را به‌خوبی می‌شناخت و می‌دانست اگر مسلمانان آنان را رها کنند، آنان نیز همانند یهودیان قبلی شروع به توطئه علیه مسلمانان خواهند کرد، مطابق کتاب مقدس یهودیان (تَنَخ) (2) علیه خود آنان حکم داد.

مطابق حکمیت سعد مردانی که در خیانت دست داشتند، اعدام (3) و زنان و کودکانشان به اسارت گرفته شدند. قرآن به این مجازات اشاره کرده است:

﴿وَ أَنْزَلَ اَلَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ اَلرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً﴾؛ (4) و [خدا] کسانی را از اهل کتاب که گروه‌های دشمن را پشتیبانی کردند از قلعه‌های محکم و استوارشان پایین کشید و در دل‌هایشان ترس افکند، گروهی را ‌کشتید و گروهی را اسیر کردید.(5)

چرایی تغییر رویه قرآن در برابر یهودیان

تغییر رویه قرآن در مواجهه با یهودیان، نه‌تنها منافاتی با وحیانی بودن آن ندارد، بلکه نشانه حکمت و عدالت الهی است. توضیح آن‌که قرآن یک کتاب ساکن و ایستا نیست که بدون توجه به وقایع و کنش‌های انسانی، دستورات ثابتی صادر کند. بسیاری از آیات در واکنش به حوادث، چالش‌ها و رفتارهای مردم نازل شده‌اند. رویه قرآن در ابتدای ورود پیامبر به مدینه همزیستی مسالمت‌آمیز بود و انتظار می‌رفت یهودیان به پیامبری که منتظر آمدنش بودند ایمان بیاورند یا حداقل در کنار مسلمانان زندگی کنند؛ اما یهودیان به‌تدریج پیمان‌های خود را نقض و به شایعه‌پراکنی، خبرچینی، توطئه‌چینی برای ترور پیامبر اقدام کردند و حتی در حساس‌ترین لحظات با دشمنان مسلمانان متحد شدند. آیات قرآن ناظر بر این حوادث بودند و رویکردها بر اساس این خیانت‌ها و خصومت‌ها تغییر یافت. تغییر رویه، نه از سر انتقام شخصی پیامبر، بلکه نتیجه خیانت‌ها و خصومت‌های شدید خود یهودیان بود که امنیت جامعه اسلامی را به خطر انداخت؛ لذا شدت عمل مسلمانان فقط شامل یهودیانی شد که پیمان‌شکنی کردند.

نتیجه‌گیری:

تغییر رویه قرآن نسبت به یهودیان مدینه، از سازش اولیه تا مقابله، نتیجه مستقیم نقض‌های مکرر پیمان مدینه توسط یهودیان بود. آنان با اقداماتی نظیر شایعه، جاسوسی، توطئه ترور و همکاری با دشمنان، امنیت جامعه اسلامی را به خطر انداختند. اگر قرآن بدون این‌که یهودیان با پیمان مخالفت کنند، رویه خود را تغییر می‌داد یا دگرگونی رویکرد قرآن با دگرگونی رویکرد یهودیان مطابق و مناسب نبود، این می‌توانست دلیل بشری بودن قرآن باشد؛ اما اولاً تغییر رویه قرآن پس از تغییر رویه یهودیان و ثانیاً مطابق و مناسب با آن بود؛ به همین دلیل این تغییر رویه نه‌تنها نشانه بشری بودن قرآن نیست، بلکه بیانگر این است که قرآن ازسوی خداوند عادل و حکیم نازل شده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. علی‌بیگی، حسین، «یهودیان و برخورداری از آزادی‌های مدنی در دولت پیامبر»، معرفت ادیان، 1399 ش، شماره 42، صص 59 تا 76.

2. کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان (ترجمه قدیم)، سِفر تثنیه، فصل 20، عبارات 1-14.

3. پژوهشگران معتقدند یهودیانی که در این واقعه اعدام شده‌اند، حداکثر چهل تا پنجاه نفر بوده‌اند. ر.ک: محسنی، مصطفی، «تحلیل رفتار پیامبر اکرم با یهودیان بنی‌قریظه در مدینه»، مبلغان، 1401 ش، شماره 281، صص 28 تا 36، ص 33-36.

4. سوره احزاب‏، آیه 26.

5. محسنی، مصطفی «تحلیل رفتار پیامبر اکرم با یهودیان بنی‌قریظه در مدینه»، ص 29-32.