یاد خدا

علل سستی و غفلت از یاد خدا بر اساس روایات
برای رسیدن به ذکر الهی باید با شناخت موانع درونی و بیرونی همچون گناه، دنیازدگی، و پیروی از هوای نفس، زمینه غفلت را از بین برد.

پرسش:

بر اساس روایات، علل سستی و غفلت از یاد خدا چیست؟

پاسخ:

ذکر و یاد خدای متعال از بزرگ‌ترین توفیقاتی است که برای انسان به دست می‌آید. گاهی این پرسش طرح می‌شود که چرا برخی افراد از ذکر الهی محروم می‌شوند و این توفیق بزرگ را از دست می‌دهند؟ بر اساس روایات دینی، عوامل متعددی سبب غفلت از ذکر خدای متعال می‌شود. در این نوشتار به بیان برخی از این علل می‌پردازیم.

1. وسوسۀ شیطان

ذکر خداوند از اموری است که شیطان را عصبانی می‌کند و شیطان همواره برای تعطیلی مجلس ذکر خدا و اهل‌بیت علیهم السلام می‌کوشد. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «مَا اجتَمَعَ مِن أصحابِنا جَماعَةٌ فی ذِکرِ اللّهِ أو فی شَیءٍ مِن ذِکرِنا، إلّا بَعَثَ إبلیسُ شَیطانا فی عُنُقِهِ شَریطٌ لِیُفَرِّقَ جَماعَتَهُم: هیچ‌گاه جماعتی از دوستان ما برای ذکر خدای متعال یا ذکر ما جمع نمی‌شوند مگر اینکه ابلیس با گردنبندی که در گردن دارد، یکی از شیاطین را مأمور می‌کند تا اجتماع آنها را متفرق نماید» (1).

در حدیثی دیگری شبیه همین روایت از آن حضرت آمده است: «ما قَعَدَ قَومٌ قَطُّ یَذکُرونَ اللّهَ تَعالى، إلّا بَعَثَ إلَیهِم إبلیسُ شَیطانا یَقطَعُ حَدیثَهُم عَلَیهِم: هرگز عدّه‌اى براى یادکردن از خداوند متعال گرد هم نمى‌نشینند، مگر آنکه ابلیس، شیطانى نزد آنان مى‌فرستد تا رشته سخن آنان را قطع کند» (2).

2. عالِم فریفتۀ دنیا

از دیگر اموری که سبب سستی و غفلت از ذکر و یاد خدای متعال می‌شود، فریفتۀ دنیا‌شدن عالِم است. عالِم دنیا‌زده نه‌تنها خود را گمراه می‌کند، بلکه سبب گمراهی و دوری دیگران از درگاه الهی نیز می‌شود. امام کاظم علیه السلام در‌این‌باره فرمودند: «أوحَى اللّهُ تَعالى إلى داوودَ علیه السلام: قُل لِعِبادی لا یَجعَلوا بَینی و بَینَهُم عالِما مَفتونا بِالدُّنیا؛ فَیَصُدَّهُم عَن ذِکری و عَن طَریقِ مَحَبَّتی و مُناجاتی، اُولئِکَ قُطّاعُ الطَّریقِ مِن عِبادی، إنَّ أدنى ما أنَا صانِعٌ بِهِم أن أنزِعَ حَلاوَةَ مَحَبَّتی و مُناجاتی مِن قُلوبِهِم: خداوند متعال به داوود علیه السلام وحى فرمود: به بندگانم بگو که عالِم فریفته دنیایى را میان من و خود قرار ندهند؛ چراکه آنان را از یاد من و از راه محبّت من و رازونیاز با من باز مى‌دارد. اینان راهزنان بندگان من هستند. کمترین کارى که من با ایشان مى‌کنم، این است که شیرینى محبّتم و رازونیاز با خودم را از دل‌هایشان مى‌گیرم» (3).

در روایت دیگری دربارۀ عالمی که به علم خود عمل نمی‌کند، آمده است: «أوحَى اللّهُ إلى داوودَ علیه السلام: إنَّ أهوَنَ ما أنَا صانِعٌ بِعَبدٍ غَیرِ عامِلٍ بِعِلمِهِ، مِن سَبعینَ عُقوبَةً باطِنِیَّةً؛ أن اُخرِجَ مِن قَلبِهِ حَلاوَةَ ذِکری: خدای متعال به حضرت داوود علیه السلام وحی نمود: خدای متعال عالمی که به علم خود عمل نمی‌کند را به هفتاد عقوبت مبتلا می‌کند که کمترین آن، خارج‌کردن شیرینی ذکر خدا از قلب اوست» (4).

3. گناهکاری و پیروی از هوای نفس

از آثار گناه، فراموشی یاد خدای متعال است؛ یعنی گناه سبب سلب‌شدن توفیق یاد خدا از انسان می‌شود. امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرمایند: «مَنْ‏ صُدِئَ‏ بِالْإِثْمِ‏ عَشَا عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل: هرکه دلش از گناهْ زنگار بگیرد، در برابر یاد خداوند عزوجل کور مى‌شود» (5).

در روایت دیگری از آن حضرت آمده است: «لَیسَ فِی المَعاصی أشَدُّ مِنِ اتِّباعِ الشَّهوَةِ، فَلا تُطیعوها فَیَشغَلَکُم عَنِ اللّهِ: در میان گناهان، گناهى بدتر از پیروى‌کردن از هوا و هوس نیست. پس آن را فرمان نبرید که شما را از خدا باز مى‌دارد» (6).

4. آرزوی طولانی

آرزوهای طولانی نیز سبب غفلت انسان از یاد و ذکر خداوند می‌شود؛ زیرا کسی که آرزوهای دراز داشته باشد، همواره به دنبال برآوردن آرزوهای خود است و فرصت ذکر و یاد الهی برای او باقی نمی‌ماند. امیرمؤمنان علیه السلام در‌این‌باره فرمودند: «اِعلَموا أنَّ الأَمَلَ یُسهِی العَقلَ، و یُنسِی الذِّکرَ: بدانید که آرزو، خِرد را غافل مى‌کند و یاد خدا را به فراموشى مى‌سپارد» (7).

5. نگاه بیهوده و چشم‌داشت به اموال دیگران

نگاه‌هایی مانند چشم‌داشت به اموال دیگران که برای انسان سودی ندارد، از دیگر اموری است که انسان را از یاد خدا باز می‌دارد. امیرمؤمنان علیه السلام در‌این‌باره فرمودند: «لَیسَ فِی البَدَنِ شَیءٌ أقَلُّ شُکرا مِنَ العَینِ، فَلا تُعطُوها سُؤلَها فَتَشغَلَکُم عَن ذِکرِ اللّهِ عز و جل: در بدن عضوى کم‌سپاس‌تر از چشم نیست؛ پس خواهش آن را برآورده نکنید؛ زیرا شما را از یاد خدا باز مى‌دارد» (8).

6. پرداختن به یاد مردم

تمجید و تعریف بی‌خود و بی‌دلیل از کسانی که شایستگی آن را ندارند، سبب بی‌توفیقی از ذکر و یاد خدای متعال می‌شود؛ برای نمونه افرادی که در دربار پادشاهان ظالم بودند و هستند و برای خوش‌آمد آنها و دریافت صِله از ایشان به تعریف‌ها و تمجیدهای بی‌دلیل از آنها می‌پرداختند، از ذکر و یاد خدای متعال غفلت می‌کردند و بی‌بهره می‌شدند. امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرماید: «مَنِ اشتَغَلَ بِذِکرِ النّاسِ، قَطَعَهُ اللّهُ سُبحانَهُ عَن ذِکرهِ: هرکه به یاد مردم بپردازد، خداوند سبحان او را از یاد خودش محروم مى‌کند» (9).

7. خصومت و دشمنی با دین

بدیهی است کسی که با دین دشمنی داشته باشد، توفیق یاد و ذکر الهی از دست می‌دهد؛ زیرا این دو با یکدیگر در تعارض هستند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «إیّاکُم وَ الخُصومَةَ فِی الدِّینِ؛ فَإِنَّها تَشغَلُ القَلبَ عَن ذِکرِ اللّهِ عز و جل: از ستیزه‌گرى در دین بپرهیزید؛ زیرا دل را از یاد خداوند عزوجل باز مى‌دارد» (10).

8. پرخوری

یکی دیگر از علل سستی یاد خدای متعال، پرخوری و سنگینی معده است. به طور طبیعی هم ثابت شده است افرادی که بیش از حد نیاز می‌خورند، با سیری مفرط مواجه می‌شوند و حس و حال رازونیاز و ذکر ندارند. امام سجاد علیه السلام فرمودند: «وَ اعْلَمْ وَیْحَکَ یَا ابْنَ آدَمَ أَنَّ قَسْوَهَ الْبِطْنَهِ وَ کِظَّهَ الْمِلْأَهِ وَ سُکْرَ الشِّبَعِ وَ ... مِمَّا یُثَبِّطُ وَ یُبْطِئُ عَنِ الْعَمَلِ وَ یُنْسِی الذِّکْر: بدان اى بیچاره آدمیزاد، که پُرخورى و سنگینى معده و مستىِ سیرى ...، از عوامل بازدارنده و کندکنندۀ عمل‌اند و یاد خدا را به فراموشى مى‌سپارند» (11).

9. غرور قدرت

انسان مغرور از بسیاری توفیقات الهی محروم می‌شود. یکی از برکاتی که شخص مغرور از آن بی‌بهره می‌ماند، داشتن غرور برای قدرت است. از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: «وَ اعْلَمْ وَیْحَکَ یَا ابْنَ آدَمَ أَنَّ ... غِرَّهَ الْمُلْک‏ مِمَّا یُثَبِّطُ وَ یُبْطِئُ عَنِ الْعَمَلِ وَ یُنْسِی الذِّکْر: بدان اى بیچاره آدمیزاد، غرور قدرت از عوامل بازدارنده و کُند‌کنندۀ عمل‌اند و یاد خدا را به فراموشى مى‌سپارند» (12).

نتیجه:

ذکر خدای متعال به مقدماتی نیاز دارد؛ ازاین‌رو اگر شخصی این مقدمات را فراهم نکند، توفیق ذکر و یاد الهی از او گرفته می‌شود و به بهانه‌های مختلف مانند سستی و بی‌حالی، مشغله و ... این توفیق از او سلب می‌گردد. بنابراین عامل اصلی سلب توفیق، کردارها و اعمال خود شخص است؛ هرچند برخی عوامل بیرونی مانند وسوسه‌گری شیطان و تبعیت از عالِمانی که فریفته دنیا شده‌اند، نیز مؤثر است. ارتکاب گناه از سوی شخص، آرزوهای طولانی، دشمنی با دین و غرور قدرت نیز از عوامل سستی و غفلت از ذکر و یاد خدا هستند که شخص نقش مستقیم در آن دارد.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابن‌حیون نعمان بن محمد مغربى؛ شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار علیهم السلام؛ محقق/ مصحح: محمدحسین حسینى جلالى؛ قم: جامعه مدرسین، 1409 ق، ج 3، ص 459.

2. مسعود بن عیسی ورام بن ابی‌فراس؛ مجموعه ورّام؛ قم: مکتبه فقیه، 1410 ق، ج 2، ص 79.

3. حسن بن علی ابن‌شعبه حرانى؛ تحف العقول؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى؛ چ 2، قم: جامعه مدرسین، 1363 ق، ص 397.

4. احمد بن محمد ابن‌فهد حلى؛ عدة الداعی و نجاح الساعی؛ ‏محقق/ مصحح: احمد موحدى قمى؛ تهران: دارالکتب الإسلامی، 1407 ق، ص 78.

5. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ ‏محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى؛ قم: جامعه مدرسین، 1362 ش، ج 2، ص 633.

6. علی بن محمد لیثى واسطى؛ عیون الحکم و المواعظ؛ محقق/ مصحح: حسین حسنى بیرجندى؛ قم: دارالحدیث، 1376 ش، ص 411.

7. محمد بن حسین شریف‌الرضی؛ نهج‌البلاغه؛ محقق/ مصحح: صبحی صالح؛ قم: هجرت‏، 1414 ق، خطبه 86.

8. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ ج 2، ص 629.

9. علی بن محمد لیثى واسطى؛ عیون الحکم و المواعظ؛ ص 445.

10. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 301.

11. حسن بن علی ابن‌شعبه حرانى؛ تحف العقول؛ ص 273.

12. حسن بن علی ابن‌شعبه حرانى؛ تحف العقول؛ ص 273.

صرف انجام اعمال عبادی بر طبق دستورات دینی لزوماً به معنای قبولی آن عمل در نزد خداوند متعال نیست بلکه قبولی اعمال، به رعایت شروط و عوامل دیگری نیز بستگی دارد.
عوامل قبولی نماز

پرسش:
عوامل قبولی نماز
در اسلام، به نماز خیلی سفارش شده است؛ اما اعمال دیگری شرط قبولی نماز بیان شده است، می‌خواستم بدانم این اعمال چه چیزی هستند تا با انجام آن‌ها، مطمئن شوم که نمازم قبول است؛ آیا در روایات چیزی بیان شده است؟
 

پاسخ:
نماز یکی از مهم‌ترین عبادات در اسلام است که در احادیث و روایات بر اقامه آن سفارش بسیار شده است؛ اما به‌صرف خواندن نمی‌توان از این عبادت مهم بهره برد و این عبادت باید در درگاه الهی مورد قبول نیز واقع شود. در سخن معصومان علیهم‌السلام، عوامل و کارهایی موجب قبولی نماز دانسته شده است. در ادامه برخی از این اعمال بیان خواهند شد.

عوامل قبولی نماز:
1. دوستی و ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام

از مهم‌ترین عوامل قبولی نماز که در احادیث تأکید فراوانی بر آن شده است، داشتن محبت و ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و اولاد اوست. در حدیثی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده‌اند: «أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً یَقْبَلُ اللَّهُ صَلَاتَهُ وَ صِیَامَهُ وَ قِیَامَهُ وَ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ دُعَاءَه»‏.(1) «هر کس على را دوست بدارد، خداوند، نماز و روزه و شب‌زنده‌دارى‌اش را مى‌پذیرد و دعایش را مستجاب مى‌کند».
حضرت در حدیثی دیگر فرموده‌اند: «مِفْتَاحُ الصَّلَاةِ الطَّهُورُ، وَ تَحْرِيمُهَا التَّكْبِيرُ، وَ تَحْلِيلُهَا التَّسْلِيمُ، وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ صَلَاةً بِغَيْرِ طَهُورٍ، وَ لَا صَدَقَةً مِنْ غُلُولٍ. وَ إِنَ‏ أَعْظَمَ‏ طَهُورِ الصَّلَاةِ- الَّتِي لَا يَقْبَلُ الصَّلَاةَ إِلَّا بِهِ، وَ لَا شَيْ‏ءَ مِنَ الطَّاعَاتِ مَعَ فَقْدِهِ- مُوَالاةُ مُحَمَّدٍ، وَ أَنَّهُ سَيِّدُ الْمُرْسَلِينَ، وَ مُوَالاةُ عَلِيٍّ، وَ أَنَّهُ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ مُوَالاةُ أَوْلِيَائِهِمَا، وَ مُعَادَاةُ أَعْدَائِهِمَا». طهارت، کلید و مقدمه‌ی نماز است و تکبیره الاحرام موجب حرمت سایر حلال‌ها که با تسلیم و سلام پایانی نماز دو باره حلال می‌گردد. خداوند، نماز بدون طهارت و صدقه از مال حرام را نمى‌پذیرد و بزرگ‌ترین طهارت معنوى براى نماز- که نماز و هیچ‌یک از عبادات، بدون آن قبول نمى‌شوند- ولایت‌پذیری محمد به‌عنوان سَرور فرستادگان الهى و ولایتمداری على به‌عنوان سَرور اوصیا و دوستى با دوستان آن دو بزرگوار و دشمنى با دشمنان آن دو است.(2)
در روایتی از امام زین‌العابدین علیه‌السلام نیز بیان شده که سبب قبولی نماز داشتن ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام و برائت از دشمنان ایشان است.(3)

2. پارسایی و دوری از گناه
از دیگر اسباب و شرایط قبولی نماز، پارسایی و ورع است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در لزوم داشتن ورع و ارتباط آن با نماز فرموده‌اند: «لَوْ صَلَّیْتُمْ حَتَّى تَکُونُوا کَأَوْتَادٍ [کَأَوْتَارٍ] وَ صُمْتُمْ حَتَّى تَکُونُوا کَالْحَنَایَا لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْکُمْ إِلَّا بِوَرَعٍ حَاجِزٍ».(4) اگر نماز مى‌خواندید تا چون میخ [لاغر] مى‌شدید و روزه مى‌گرفتید تا چون کمان [خمیده] مى‌شدید، خداوند از شما نمى‌پذیرفت جز با پروا از گناه.
ورع در لغت به معنای عفت و نگه‌داشتن خود از گناه است؛(5) بنابراین کسی که به‌ظاهر نماز می‌خواند ولی در کنار آن به هر گناهی دست می‌زند، نمازش مورد قبول قرار نمی‌گیرد. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین نقل شده است: «لا صَلوهَ لِمَنْ‏ لَم‏ یُطعِ‏ الصَّلوهَ و طاعهُ الصَّلوهِ أَن ینتهى عَن الفَحشاءِ و المُنکرِ».(6) کسی که از نماز اطاعت نکند، نماز واقعی را به‌جا نیاورده است. اطاعت از نماز این است که از منکرات و زشتی‌ها دوری کند.
دوری از گناه می‌تواند ملاکی روشن برای افراد باشد تا بدانند آیا نمازشان مورد قبول و توجه خداوند قرار می‌گیرد یا نه. کسی که نمازش او را از گناه باز نمی‌دارد باید بداند این عمل او به‌هیچ‌وجه مورد توجه الهی نبوده است. از‌این‌رو امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَعْلَمَ أَقُبِلَتْ صَلَاتُهُ أَمْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلَاتُهُ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ فَبِقَدْرِ مَا مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْه».(7) هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول ‌شده یا نه، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه؟ پس به هرقدر که نمازش او را از گناه باز داشته، به همان اندازه نمازش قبول شده است.

3. پرداخت زکات مال
زکات یکی از واجبات مالی مسلمانان است. پرداخت این واجب مالی در احادیث از اسباب قبولی نماز برشمرده شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دراین‌باره فرموده‌اند:  «زَکُّوا أَمْوَالَکُمْ تُقْبَلْ صَلَاتُکُم»‏.(8) اى مسلمانان! زکات دارایى‌هایتان را بدهید، نمازتان قبول مى‌شود. 
حضرت در نقلی دیگر درباره تأثیر زکات در قبولی نماز چنین فرموده‌اند: «لَا تَتِمُّ الصَّلَاهُ إِلَّا بِزَکَاهٍ وَ لَا تُقْبَلُ صَدَقَهٌ مِنْ غُلُولٍ وَ لَا صَلَاهَ لِمَنْ لَا زَکَاهَ لَهُ وَ لَا زَکَاهَ لِمَنْ لَا وَرَعَ لَهُ».(9) نماز جز با پرداخت زکات، کامل نمى‌شود و صدقه از مال حرام قبول نمى‌شود و کسى که زکات نمى‌دهد، نمازى ندارد و کسى که پارسایى ندارد، زکاتش قبول نمى‌شود.

4. یاد خدا و تواضع در برابرش
ذکر الهی و تواضع در برابر ذات اقدسش، از دیگر عوامل قبولی نماز است. در مناجاتی از حضرت موسی با خداوند متعال چنین بیان شده است: «یَا مُوسَى لَا أَقْبَلُ الصَّلَاهَ إِلَّا لِمَنْ تَوَاضَعَ لِعَظَمَتِی وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ خَوْفِی وَ قَطَعَ نَهَارَهُ بِذِکْرِی وَ لَمْ یَبِتْ مُصِرّاً عَلَى الْخَطِیئَهِ وَ عَرَفَ حَقَّ أَوْلِیَائِی وَ أَحِبَّائِی‏».(10) اى موسى! نماز را نمى‌پذیرم، جز از کسى که در برابر بزرگى من، سر فرود آورده، ترس از مرا هم‌نشین دلش ساخته، روزش را با یاد من سپرى کرده، شبش را با پافشارى بر خطا به روز نبرده و حقّ اولیا و دوستان مرا شناخته است.
در روایت قدسی دیگری نقل شده که: «قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِنَّمَا أَقْبَلُ الصَّلَاهَ مِمَّنْ تَوَاضَعَ لِعَظَمَتِی وَ یَکُفُّ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ مِنْ أَجْلِی وَ یَقْطَعُ نَهَارَهُ بِذِکْرِی»‏.(11) خداوند متعال فرمود: نماز کسى را می‌پذیرم که: در مقابل عظمت من خاضع باشد از خواسته‌های نفسانى به خاطر من خود را دور کند و روزش را با یاد من به پایان برد.
بنابراین، به یاد خدا بودن و تواضع در برابر او می‌تواند نقش بسزایی در قبولی و یا رد شدن نماز داشته باشد.

5. حضور قلب و اخلاص
یکی از شرایط قبولی نماز، میزان حضور قلب و توجه به خداوند در اثناء خواندن آن است. هر چه انسان در نماز خود را نزدیک خداوند و حاضر در برابر او ببیند، نمازش بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. در حدیثی از امام باقر علیه‌السلام آمده است: «عَلَیْکَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى صَلَاتِکَ فَإِنَّمَا یُحْسَبُ لَکَ مِنْهَا مَا أَقْبَلْتَ عَلَیْه»‏.(12) در نماز توجه به خدا داشته باش، زیرا آن مقدار از نماز قبول می‌شود که تو به آن توجه دارى.
همچنین در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام داشتن اخلاص از شرایط قبولی اعمال دانسته شده است: «إِنَّکَ لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْکَ إِلَّا عَمَلٌ أَخْلَصْتَ فِیه»‏.(13)

6. کمک به دیگران
در پایان باید اشاره کرد که عوامل قبولی نماز، منحصر در موارد بیان شده نبوده و اسباب دیگری نیز در این امر نقش دارند. به‌عنوان‌مثال کمک به دیگران از دیگر عوامل قبولی نماز است. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام چنین نقل شده است: «قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى: إِنَّمَا أَقْبَلُ الصَّلَاهَ مِمَّنْ ... لَا یَتَعَاظَمُ عَلَى خَلْقِی وَ یُطْعِمُ الْجَائِعَ وَ یَکْسُو الْعَارِیَ وَ یَرْحَمُ الْمُصَابَ وَ یَأْوِی الْغَرِیبَ».(14) خداوند متعال فرمود: نماز کسى را می‌پذیرم که بر بندگانم بزرگى نفروشد، به گرسنه غذا دهد، برهنه را بپوشاند، به مصیبت‌دیده مهربانى کند و غریب را پناه دهد.

7. دوری از عوامل رد شدن نماز
باید توجه داشت که همان‌گونه که در احادیث اعمالی برای قبولی نماز بیان شده است، کارهایی نیز اشاره شده که این کارها موجب رد و قبول نشدن نماز برشمرده شده‌اند. به‌عنوان‌مثال خوردن شراب،(15) استفاده از مال حرام(16) و ... از این عوامل هستند؛ بنابراین، در کنار انجام اعمالی که بیان شد و تأثیر در قبولی نماز دارند، شناخت و اجتناب از این اسباب نیز لازم و مهم است.

نتیجه‌گیری
در احادیث برای قبولی نماز شرایطی بیان شده است. دوستی و ولایت پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین علیهما‌السلام و اولاد او، پارسایی و دوری از گناه و پرداخت زکات نیز از اسباب قبولی نماز برشمرده شده است. یاد خدا و تواضع در برابرش، داشتن حضور قلب و اخلاص از دیگر مواردی است که ائمه علیهم‌السلام برای قبولی نماز به آن توجه داده‌اند. در کنار آن، کمک و توجه به دیگران نیز بی‌تأثیر در این امر نبوده است. البته باید توجه داشت که علاوه بر موارد بیان شده، در احادیث معصومان علیهم‌السلام عواملی برای رد شدن و قبول نشدن نماز نیز ذکر شده که افراد باید به آن‌ها نیز توجه داشته و سعی بر دوری از آن داشته باشند.

پی‌نوشت‌ها
1. طبرى آملى، عمادالدین أبی جعفر محمد بن أبی القاسم‏، بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، محقق / مصحح: ندارد، نجف: المکتبه الحیدریه، 1383 ق‏، ص 37.
2. حسن بن على، امام یازدهم علیه‌السلام‏، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه‌السلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام‏، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، ص 521.
3. ابن شهرآشوب مازندرانى، محمد بن على‏، مناقب آل أبی طالب علیهم‌السلام، محقق / مصحح: ندارد، قم: علامه، 1379 ق، ج‏4، ص 131.
4. ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، محقق / مصحح: موحدى قمى، احمد، قم: دار الکتب الإسلامی‏، 1407 ق‏، ص 153.
5. ابن فارس، أحمد بن فارس‏، معجم المقاییس اللغه، محقق / مصحح: هارون، عبدالسلام محمد، قم: مکتب الاعلام الاسلامی‏، 1404 ق، ج‏6، ص 100.
6. العروسى الحویزى، عبد على بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سید هاشم‏، قم: اسماعیلیان‏، 1415 ق‏، ج‏4، ص 162.
7. طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، مصحح: یزدى طباطبایى، فضل‏الله‏، تهران‏: ناصرخسرو، 1372 ش‏، ج‏8، ص 447.
8. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏3، ص 497، ح 2.
9. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام، محقق / مصحح: فیضى، آصف‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1385 ق‏، ج‏1، ص 247.
10. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1403 ق‏، ص 54، ح 1.
11. ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1363 ق‏، ص 306.
12. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، همان، ج‏3، ص 299، ح 1.
13. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، قم: دار الحدیث‏، 1376 ش، ص 172، ح 3584.
14. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق / مصحح: محدث، جلال‌الدین، قم: دار الکتب الإسلامیه، 1371 ق، ج‏1، ص 15، ح 44.
15. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، همان، ج‏6، ص 401، ح 10.
16. ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول، همان، ص 174.
 

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.