سَبّ، تبرّی

ثواب لعن دشمان اهل‌بیت علیهم‌السلام
روایات، لعنِ آگاهانه و شرعیِ دشمنان اهل‌بیت به‌ویژه قاتلان امام حسین علیه‌السلام را عبادتی بزرگ و نشانه برائت می‌دانند که پاداش فراوان دارد و ترک بی‌عذرش نکوهش

پرسش:

برای عمل لعن دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام، در روایات چه ثوابی بیان شده است و آیا ترک این عمل مورد نکوهش قرار گرفته است؟

پاسخ:

در معارف شیعه، پیوند با اهل‌بیت علیهم‌السلام تنها به محبت و اظهار ارادت محدود نمی‌شود، بلکه تبرّی از دشمنان آنان نیز بخشی از این پیوند اعتقادی به شمار می‌آید. یکی از جلوه‌های تبرّی، لعن کسانی است که با اهل‌بیت علیهم‌السلام دشمنی ورزیده یا در حق آنان ظلم کرده‌اند. در روایات، برای این عمل آثار و ثواب‌هایی بیان شده و در مواردی ترک آن مورد نکوهش قرار گرفته است.

 در ادامه، با استناد به احادیث، به بررسی ثواب لعن و نیز جایگاه ترک آن در نگاه روایات پرداخته می‌شود.

1. ثواب لعن

نخست در باب ثواب لعن، روایتی که از امام صادق علیه‌السلام نقل شده، جایگاه ویژه‌ای دارد. در این روایت، مردی به امام صادق علیه‌السلام عرض می‌کند که توان یاری عملی اهل‌بیت علیهم‌السلام را ندارد و تنها می‌تواند از دشمنان آنان بیزاری جوید و ایشان را لعن کند. حضرت در پاسخ، از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل می‌کنند:

«مَنْ ضَعُفَ عَنْ نُصْرَتِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ، فَلَعَنَ فِی خَلَوَاتِهِ أَعْدَاءَنَا، بَلَّغَ اللَّهُ صَوْتَهُ جَمِیعَ الْأَمْلَاکِ مِنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ، فَکُلَّمَا لَعَنَ هَذَا الرَّجُلُ أَعْدَاءَنَا لَعْناً سَاعَدُوهُ فَلَعَنُوا مَنْ یَلْعَنُهُ، ثُمَّ ثَنَّوْا فَقَالُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَبْدِکَ هَذَا، الَّذِی قَدْ بَذَلَ مَا فِی وُسْعِهِ، وَ لَوْ قَدَرَ عَلَى أَکْثَرَ مِنْهُ لَفَعَلَ. فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى: قَدْ أَجَبْتُ دُعَاءَکُمْ، وَ سَمِعْتُ نِدَاءَکُمْ، وَ صَلَّیْتُ عَلَى رُوحِهِ فِی الْأَرْوَاحِ، جَعَلْتُهُ عِنْدِی مِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیارِ؛ (1)

کسی که از یاری ما اهل‌بیت ناتوان است، پس در تنهائی‌های خود، دشمنان ما را لعنت می‌کند، خداوند صدایش را به همه مُلکش از خاک تا عرش می‌رساند. پس هرگاه چنین فردی بر دشمنان ما لعنت می‌کند، (فرشتگان) با او همراهی کرده و همانی را که وی لعن کرده، لعن می‌کنند و سپس می‌گویند: بارالها! بر این بنده‌ات درود فرست، آن‌کس که در حدّ توان خود مایه گذاشت و اگر بر بیش از این، توانایی داشت، قطعاً انجام می‌داد. پس از جانب خداوند متعال چنین ندا می‌آید: من دعای شمارا اجابت کردم، ندای شمارا شنیدم و بر روح آن فرد در میان ارواح، درود فرستادم و او را نزد خود از برگزیدگان و نیکان قرار دادم

بر اساس این روایت، لعنِ دشمنان در خلوت، هنگامی‌که از سر ناتوانی از یاری عملی باشد، نه‌تنها پذیرفته می‌شود، بلکه صدای آن تا عرش می‌رسد، ملائکه با او هم‌صدا می‌شوند و خداوند او را در شمار برگزیدگان قرار می‌دهد. این حدیث، لعن را به‌عنوان حدّاقل مرتبه نصرت در شرایط عجز معرفی می‌کند. در روایت دیگری از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آمده است:

«إِنَ‏ مِنْ عَظِیمِ مَا یُتَقَرَّبُ بِهِ خِیَارُ أَمْلَاکِ الْحُجُبِ وَ السَّمَاوَاتِ الصَّلَاهَ عَلَى‏ مُحِبِّینَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ اللَّعْنَ لِشَانِئِینَا؛ (2)

به‌درستی که بالا‌ترین چیزی که برای بهترین ملائکه آسمان‌ها و ملکوت باعث تقرب به خداوند تعالی می‌شود، درود بر محبین اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و لعن بر دشمنان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است

در این حدیث، لعن دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام در کنار صلوات بر محبان آنان، از بزرگ‌ترین اسباب تقرّب ملائکۀ برگزیده معرفی شده است. این تعبیر نشان می‌دهد که لعن، عملی عبادی و تقرّبی نیز شمرده شده است.

دراین‌بین به‌طور خاص برای لعن دشمنان و قاتلین امام حسین علیه‌السلام، روایات زیادی وجود دارد و ثواب زیادی برای آن بیان شده است. به‌عنوان‌مثال در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام چنین بیان شده است:

«لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَکَرَ الْحُسَیْنَ علیه‌السلام وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَهَ أَلْفِ حَسَنَهٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَهَ أَلْفِ سَیِّئَهٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَهَ أَلْفِ دَرَجَهٍ وَ کَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَهَ أَلْفِ نَسَمَهٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ‏ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثَلِجَ الْفُؤَاد؛ (3)

خدا قاتل حسین علیه‌السلام را لعنت کند، بنده‏اى نیست که آب نوشیده و حسین علیه‌السلام را یاد نموده و کشنده‏اش را لعنت کند، مگر آنکه خداوند منّان صد‌هزار حسنه براى او منظور مى‏کند و صد‌هزار گناه از او محو کرده و صد‌هزار درجه مقامش را بالا برده و گویا صد‌هزار بنده آزاد کرده و روز قیامت حق‌تعالی او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى‏کند

در حدیثی از امام رضا علیه‌السلام نیز چنین نقل شده است:

«إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَسْکُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِیَّهَ فِی الْجَنَّهِ مَعَ النَّبِیِّ وَ آلِهِ ص فَالْعَنْ قَتَلَهَ الْحُسَیْن‏؛ (4)

اگر خواهى در غرفه‏‌هاى بهشتی با پیامبر ساکن شوى بر قاتلان حسین علیه‌السلام لعنت کن

این روایت، لعن قاتلان حسین علیه‌السلام را در پیوند مستقیم با هم‌نشینی با پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام در بهشت قرار می‌دهد. در روایت دیگری از این امام بزرگوار آمده کسی که یزید و آل یزید را لعن کند، خداوند گناهان او را می‌بخشد حتی اگر به‌اندازه‌ی ستاره‌ها باشد. (5)

2. نکوهش ترک لعن

در کنار بیان ثواب، روایات به نکوهش ترک لعن نیز پرداخته‌اند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرموده‌اند:

«مَنْ تَأَثَّمَ أَنْ یَلْعَنَ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ؛ (6)

هر که از لعنت کردن کسی که خداوند او را لعنت کرده احساس گناه کند پس لعنت الهی بر او باد

این حدیث نشان می‌دهد که در مواردی که نصّ بر لعن الهی وجود دارد، خودداری از اظهار آن، نوعی هم‌سویی با باطل تلقی می‌شود. در آیات زیادی خداوند افرادی را لعن نموده است. یک از این‌ها، کسانی هستند که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت علیهم‌السلام را اذیت می‌کنند:

«إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً؛ (7)

قطعاً آنان که خدا و پیامبرش را می‌آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان می‌کند و برای آنان عذابی خوارکننده آماده کرده است

همچنین در موارد زیادی دیده می‌شود که اهل‌بیت علیهم‌السلام دشمنان خویش را لعن می‌کردند. این نیز در امتداد همان لعن است و نباید ترک شود. مثلاً در حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در مورد امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده که:

«فَمَنْ أَبْغَضَهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ؛ (8)

کسی که (علی) را دشمن بدارد، لعنت خدا بر او باد

در حدیث دیگری از ایشان نیز آمده است:

«أُدْخِلْتُ الْجَنَّهَ فَرَأَیْتُ عَلَى بَابِهَا مَکْتُوباً بِالذَّهَبِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ حَبِیبُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ فَاطِمَهُ أَمَهُ اللَّهِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ صَفْوَهُ اللَّهِ عَلَى مُبْغِضِیهِمْ لَعْنَهُ اللَّهِ؛ (9)

مرا به بهشت بردند و دیدم بر در آن نوشته شده "لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ "محمد دوست خداست، على ولى خداست، فاطمه کنیز خداست، حسن و حسین برگزیده خدایند و لعنت خدا بر دشمنانشان

در مورد امام حسین علیه‌السلام بیان شد که روایات زیادی در مورد ثواب لعن بر قاتلان و دشمنان ایشان وجود دارد. در برخی روایات نکوهش شده که کسی بدون دلیل و عذر این لعن را ترک گوید. در حدیثی از امام عسکری علیه‌السلام چنین بیان شده است:

«أَلَا وَ لَعَنَ اللَّهُ قَتَلَهَ الْحُسَیْنِ وَ مُحِبِّیهِمْ وَ نَاصِرِیهِمْ، وَ السَّاکِتِینَ عَنْ لَعْنِهِمْ مِنْ غَیْرِ تَقِیَّهٍ تُسْکِتُهُمْ؛ (10)

آگاه باشید! خداوند قاتلان حسین علیه‌السلام و دوستداران آنان و یاری کنندگانشان را لعنت کرده است و نیز کسانی را که بدون آن‌که تقیه‌ای آنان را به سکوت وادارد از لعن ایشان سکوت می‌کنند، لعنت فرموده است

در این روایت، حتی سکوت از لعن قاتلان (در فرض نبود تقیه) مورد لعن قرار گرفته است. این نکته نشان می‌دهد که در برخی موارد، اظهار برائت به حدّی اهمیت دارد که سکوت بدون عذر، نکوهیده است.

روایات در این موضوع زیاد است و منحصر در موارد بیان‌شده نیست. پس نتیجه این‌که ترک لعن مورد نکوهش است و خداوند و اهل‌بیت علیهم‌السلام دشمنان خویش را لعن کرده‌اند و لازم است که سایرین نیز این لعن را انجام دهند.

درعین‌حال باید دقت داشت که لعن شرایط دارد و نمی‌توان در هر جا و هر موقعیتی آن را به‌کار برد. لعن باید نسبت به کسی باشد که واقعاً بر اساس دلیل معتبر مستحق آن است، نه بر اساس حدس، عصبانیت یا برداشت شخصی؛ یعنی نمی‌توان به‌راحتی دیگران را لعن کرد و شخصی را به‌صِرف انجام کاری متهم و مورد لعن قرار داد. چه‌بسا او توجیهی مانند تقیه برای کار خود دارد. همچنین اگر گفتن لعن باعث خطر، فتنه یا ضرورت تقیه شود، وظیفه فرق می‌کند. روایات نیز هشدار داده‌اند که اگر کسی ناحق دیگری را لعن کند، این لعن به خودش برمی‌گردد؛ بنابراین لعن، در عین داشتن ثواب، نیازمند دقت و توجه به شرایط است. امام باقر علیه‌السلام در این زمینه می‌فرمایند:

«إِنَّ اللَّعْنَهَ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ فِی صَاحِبِهَا تَرَدَّدَتْ بَیْنَهُمَا فَإِنْ وَجَدَتْ مَسَاغاً وَ إِلَّا رَجَعَتْ عَلَى صَاحِبِهَا؛ (11)

همین‌که لعنت از دهان کسى بیرون آمد (در هوا) مردد ماند، پس اگر جایى پیدا کرد (که در آن قرار گیرد) برود وگرنه به صاحب خود (یعنى گوینده) برگردد.

نتیجه:

درمجموع، روایات نشان می‌دهد که لعن دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام، با رعایت شرایط، عملی دارای ثواب عظیم و نشانه‌ای از تبرّی است. در برخی موارد، ترک آن ـ بدون عذر ـ مورد نکوهش قرار گرفته و حتی همسنگ سکوت در برابر ظلم دانسته شده است. بااین‌حال، همان روایات هشدار می‌دهند که لعن ناحق، پیامدی معکوس دارد؛ بنابراین، این عمل در عین فضیلت، نیازمند بصیرت، شناخت مصداق و رعایت موازین شرعی است.

پی‌نوشت‌ها:

1. حسن بن على، امام یازدهم علیه‌السلام، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه‌السلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، ص 47.

2. حسن بن على، امام یازدهم علیه‌السلام، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه‌السلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، ص 617.

3. ابن‌قولویه، جعفر بن محمد، ‏ کامل الزیارات، محقق / مصحح: امینى، عبدالحسین، نجف: دار المرتضویه، 1356 ش، ص 107، ح 1.

4. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 130، ح 5.

5. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏4، ص 419، ح 5915.

6. کشی، رجال الکشی (إختیار معرفه الرجال)، محقق / مصحح: رجایى، مهدى‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1363 ش، ص 529، ح 1012.

7. سوره‌ی احزاب، آیه 57.

8. کراجکى، محمد بن على‏، کنز الفوائد، محقق / مصحح: نعمه، عبدالله، قم: دارالذخائر، 1410 ق، ج‏1، ص 148.

9. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏1، ص 324، ح 10.

10. حسن بن على، امام یازدهم علیه‌السلام، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه‌السلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، ص 369.

11. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 360، ح 7.

مفهوم‌شناسی نفرین در روایات
اصل تبرّی، که با لعن زبانی و اعتقادی همراه است، جزئی از اعتقادات شیعه بوده و مورد تأکید قرآن و روایات است.

پرسش:

آیا لعن در روایات به معنای نفرین زبانی است یا موضع‌گیری اعتقادی و سیاسی؟

پاسخ:

اصل تبرّی و دوری‌جستن از دشمنان، جزء اعتقادات شیعه است و قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم السلام در موارد متعددی بر آن تأکید کرده‌اند. «لعن» یکی از مصادیق و راهکارهای تبرّی‌جستن از دشمنان است؛ از‌این‌رو همواره پرسش‌های بسیاری در معنا و محدودۀ لعن مطرح می‌شود؛ از جمله یکی از پرسش‌های پُرتکرار این است که از منظر روایات اهل‌بیت علیهم السلام، آیا لعن به معنای نفرین لفظی و زبانی است یا مربوط به اعتقادات و امری قلبی است؟ برای یافتن پاسخ دقیق این پرسش، باید روایات لعن بررسی و تبیین شود. در این نوشتار فقط برخی از روایات لعن را به‌مثابۀ نمونه آورده‌ایم و همۀ آنها را احصا و جمع‌آوری نکرده‌ایم.

الف) لعن زبانی و لفظی در روایات

در آیات متعددی از قرآن کریم از لعن زبانی سخن به میان آمده است؛ از جمله لعن بر کافران: «فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرین» (1)، دروغ‌گویان: «لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبین‏» (2)، قاتل: «وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیما» (3) و ظالمان: «أَنْ لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمین» (4).

در روایات متعددی از اهل‌بیت علیهم السلام نیز به لعن زبانی توصیه شده است؛ برای نمونه امام صادق علیه السلام به داود رقّی فرمودند: «... مَا مِنْ‏ عَبْدٍ شَرِبَ‏ الْمَاءَ فَذَکَرَ الْحُسَیْنَ علیه السلام وَ أَهْلَ بَیْتِهِ وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِائَهَ أَلْفِ حَسَنَه ...: هیچ بنده‌ای نیست که آب بنوشد و امام حسین علیه السلام و اهل‌بیتش را یاد نماید و بر قاتلان آن حضرت لعنت نماید مگر اینکه خدای بلند‌مرتبه برای او صد هزار ثواب می‌نویسد» (5).

در روایتی طولانی از امام رضا علیه السلام نیز آمده است: «... لَعَنَ اللَّهُ الْأُعَیْبِسَ‏ وَ ذُرِّیَّتَهُ‏ صَاحِبَ الْفِتْنَه: خدا لعنت کند خلیفه عباسی و فرزندانش را که صاحب فتنه هستند» (6) و (7). ابی‌مسروق می‌گوید امام صادق علیه السلام از من پرسیدند: مردم بصره چه مذهبى دارند؟ من گفتم: عده‌ای از آنها مذهب «مرجئه» (8)، عدۀ دیگری «قدریه» (9) و دستۀ دیگر «خوارج» هستند. امام علیه السلام فرمودند: «خدا همۀ این ملت‌هاى کفر و شرک را لعنت کند که بندگى آنان اساس الهى ندارد (10).

در یکی از زیارات امام حسین علیه السلام که از امام صادق علیه السلام رسیده، چنین آمده است: «... لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ مَنْ قَتَلَکُمْ وَ لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ مَنْ أَمَرَ بِهِ وَ لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ مَنْ بَلَغَهُ ذَلِکَ مِنْهُمْ فَرَضِی‏...: لعنت خداوند بر کسی که شما را به شهادت رساند و لعنت خدا بر کسی که به آن امر کرد و دستور داد و لعنت خداوند بر کسی که این جریان را شنید و به آن راضی بود» (11).

در روایتی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و‌آله آمده است: «لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ الْمُتَشَبِّهَاتِ بِالرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ وَ لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ الْمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ: خداوند لعنت کند زنانی که خود را به شکل و قیافه مردان آراسته می‌کنند و خدا لعنت نماید مردانی که خود را به زنان شبیه می‌سازند» (12).

به طور بدیهی مشخص است که در همۀ نمونه‌های مطرح‌شده، لعن زبانی انجام گرفته است.

ب) لعن اعتقادی و قلبی در روایات

قرآن کریم افزون بر لعن زبانی به لعن اعتقادی و قلبی نیز اشاره می‌کند؛ چنان‌که می‌فرماید: «قالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّهً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَرَّؤُا مِنَّا: و [در این هنگام] پیروان مى‏گویند کاش بار دیگر به دنیا برمى‏گشتیم تا از آنها [پیشوایان گمراه‏] بیزارى جوییم، آن‌چنان‌که آنان [امروز] از ما بیزارى جستند» (13).

در روایات اهل‌بیت علیهم السلام هم از لعن به‌مثابۀ امری معنوی و اعتقادی یاد شده است. با جستجوی کلیدواژه‌هایی مانند «نَتَبَرَّأُ مِنْ عَدُوِّکُم: برائت می‌جوییم از دشمنانتان» و «أبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْهُم‏ ...: از دشمنان اهل‌بیت علیهم السلام به سوی خدا برائت می‌جویم»، می‌توان به این موارد دست یافت. برای نمونه در روایتی که امام رضا علیه السلام از پدر بزرگوارشان درباره زیارت امام حسین علیه السلام نقل می‌کند، چنین آمده است: «... لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ عَدُوَّ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْهُم ‏...: خداوند لعنت کند دشمنان اهل‌بیت علیهم السلام و از آن دشمنان به سوی خدا برائت می‌جویم» (14). روشن است که در این روایت افزون بر تأکید لعن زبانی، به لعن اعتقادی و قلبی نیز اشاره شده است. عبارت «أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ» تصریح بر این مطلب دارد.

نمونه دیگر در زیارت عاشوراست: «لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً قَتَلَتْکُمْ - وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْکِینِ مِنْ [قِتَالِکَ‏] قِتَالِکُمْ بَرِئْتُ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُم» (15). عبارت «بَرِئْتُ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏» یعنی همان‌گونه که لعن زبانی لازم است، برائت و دوری‌جستن از دشمنان اهل‌بیت علیهم السلام که موضع‌گیری اعتقادی و سیاسی است نیز لازم و ضروری است.

نتیجه:

با جمع‌آوری و بررسی روایات لعن مشخص می‌شود «لعن» درواقع موضع‌گیری اعتقادی، سیاسی و اجتماعی است و فقط امری زبانی نیست؛ به عبارت دیگر، اصل لعن یعنی برائت‌جستن و دوری‌کردن از برخی افراد و اعمال آنها که در امتداد آن با زبان نیز این عمل را ظاهر می‌کنیم. بنابراین هر دو گونۀ لعن در روایات اهل‌بیت علیهم السلام وجود دارد؛ یعنی در برخی موارد آن بزرگواران به لعن زبانی پرداخته‌اند و به‌صراحت کافران، مشرکان و دشمنان را لعن و نفرین کرده‌اند و در برخی موارد نیز توصیه به دوری و برائت‌جستن از دشمنان کرده‌اند که نشان می‌دهد مؤمنان افزون بر لعن زبانی دشمنان، لازم است از آنها برائت و دوری بجویند که آن امری اعتقادی و سیاسی است. بنابراین باید گفت هر کدام از لعن زبانی و اعتقادی یک مرحله از لعن هستند؛ یعنی اگر کسی فقط در زبان به نفرین و لعن دشمنان بپردازد، اما در اعتقادات با آنها هماهنگ باشد یا روابط سیاسی داشته باشد، رفتار دوگانۀ او مردود است و مورد تأیید اهل‌بیت علیهم السلام نیست.

پی‌نوشت‌ها:

1. بقره: 89.

2. آل‌عمران: 61.

3. نساء: 93.

4. اعراف: 44.

5. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ چ 4، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 6، ص 391.

6. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 1، ص 323.

7. مرجئه معتقدند با داشتن ایمان، هیچ گناه و معصیتی اشکال ندارد.

8. قدریه باورمندند خداوند امور را به مخلوقات تفویض کرده است و هیچ اراده‌ای در آن ندارد.

9. عَنْ أَبِی مَسْرُوقٍ قَالَ: «سَأَلَنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ أَهْلِ الْبَصْرَهِ فَقَالَ لِی مَا هُمْ قُلْتُ مُرْجِئَهٌ وَ قَدَرِیَّهٌ وَ حَرُورِیَّهٌ فَقَالَ لَعَنَ اللَّهُ تِلْکَ الْمِلَلَ الْکَافِرَهَ الْمُشْرِکَهَ الَّتِی لَا تَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى شَیْ‏ءٍ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 387).

10. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 4، ص 573.

11. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 5، ص 552.

12. محمد‌صالح بن احمد مازندرانی؛ شرح الکافی - الأصول و الروضه؛ محقق/ مصحح: ابوالحسن شعرانى؛ تهران: المکتبة الإسلامیه، 1382 ق، ج 6، ص 197.

13. بقره: 167.

14. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 4، ص 578.

15. جعفر بن محمد ابن‌قولویه؛ کامل الزیارات؛ محقق/ مصحح: عبدالحسین امینى؛ نجف اشرف: دار‌المرتضویه، 1356 ش، ص 176.