۱۴۰۵/۰۲/۰۷ ۲۲:۵۷ شناسه مطلب: 101460
پرسش:
برای عمل لعن دشمنان اهلبیت علیهمالسلام، در روایات چه ثوابی بیان شده است و آیا ترک این عمل مورد نکوهش قرار گرفته است؟
در معارف شیعه، پیوند با اهلبیت علیهمالسلام تنها به محبت و اظهار ارادت محدود نمیشود، بلکه تبرّی از دشمنان آنان نیز بخشی از این پیوند اعتقادی به شمار میآید. یکی از جلوههای تبرّی، لعن کسانی است که با اهلبیت علیهمالسلام دشمنی ورزیده یا در حق آنان ظلم کردهاند. در روایات، برای این عمل آثار و ثوابهایی بیان شده و در مواردی ترک آن مورد نکوهش قرار گرفته است.
در ادامه، با استناد به احادیث، به بررسی ثواب لعن و نیز جایگاه ترک آن در نگاه روایات پرداخته میشود.
1. ثواب لعن
نخست در باب ثواب لعن، روایتی که از امام صادق علیهالسلام نقل شده، جایگاه ویژهای دارد. در این روایت، مردی به امام صادق علیهالسلام عرض میکند که توان یاری عملی اهلبیت علیهمالسلام را ندارد و تنها میتواند از دشمنان آنان بیزاری جوید و ایشان را لعن کند. حضرت در پاسخ، از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل میکنند:
«مَنْ ضَعُفَ عَنْ نُصْرَتِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ، فَلَعَنَ فِی خَلَوَاتِهِ أَعْدَاءَنَا، بَلَّغَ اللَّهُ صَوْتَهُ جَمِیعَ الْأَمْلَاکِ مِنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ، فَکُلَّمَا لَعَنَ هَذَا الرَّجُلُ أَعْدَاءَنَا لَعْناً سَاعَدُوهُ فَلَعَنُوا مَنْ یَلْعَنُهُ، ثُمَّ ثَنَّوْا فَقَالُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَبْدِکَ هَذَا، الَّذِی قَدْ بَذَلَ مَا فِی وُسْعِهِ، وَ لَوْ قَدَرَ عَلَى أَکْثَرَ مِنْهُ لَفَعَلَ. فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى: قَدْ أَجَبْتُ دُعَاءَکُمْ، وَ سَمِعْتُ نِدَاءَکُمْ، وَ صَلَّیْتُ عَلَى رُوحِهِ فِی الْأَرْوَاحِ، جَعَلْتُهُ عِنْدِی مِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیارِ؛ (1)
کسی که از یاری ما اهلبیت ناتوان است، پس در تنهائیهای خود، دشمنان ما را لعنت میکند، خداوند صدایش را به همه مُلکش از خاک تا عرش میرساند. پس هرگاه چنین فردی بر دشمنان ما لعنت میکند، (فرشتگان) با او همراهی کرده و همانی را که وی لعن کرده، لعن میکنند و سپس میگویند: بارالها! بر این بندهات درود فرست، آنکس که در حدّ توان خود مایه گذاشت و اگر بر بیش از این، توانایی داشت، قطعاً انجام میداد. پس از جانب خداوند متعال چنین ندا میآید: من دعای شمارا اجابت کردم، ندای شمارا شنیدم و بر روح آن فرد در میان ارواح، درود فرستادم و او را نزد خود از برگزیدگان و نیکان قرار دادم.»
بر اساس این روایت، لعنِ دشمنان در خلوت، هنگامیکه از سر ناتوانی از یاری عملی باشد، نهتنها پذیرفته میشود، بلکه صدای آن تا عرش میرسد، ملائکه با او همصدا میشوند و خداوند او را در شمار برگزیدگان قرار میدهد. این حدیث، لعن را بهعنوان حدّاقل مرتبه نصرت در شرایط عجز معرفی میکند. در روایت دیگری از پیامبر صلیاللهعلیهوآله آمده است:
«إِنَ مِنْ عَظِیمِ مَا یُتَقَرَّبُ بِهِ خِیَارُ أَمْلَاکِ الْحُجُبِ وَ السَّمَاوَاتِ الصَّلَاهَ عَلَى مُحِبِّینَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ اللَّعْنَ لِشَانِئِینَا؛ (2)
بهدرستی که بالاترین چیزی که برای بهترین ملائکه آسمانها و ملکوت باعث تقرب به خداوند تعالی میشود، درود بر محبین اهلبیت (علیهمالسلام) و لعن بر دشمنان اهلبیت (علیهمالسلام) است.»
در این حدیث، لعن دشمنان اهلبیت علیهمالسلام در کنار صلوات بر محبان آنان، از بزرگترین اسباب تقرّب ملائکۀ برگزیده معرفی شده است. این تعبیر نشان میدهد که لعن، عملی عبادی و تقرّبی نیز شمرده شده است.
دراینبین بهطور خاص برای لعن دشمنان و قاتلین امام حسین علیهالسلام، روایات زیادی وجود دارد و ثواب زیادی برای آن بیان شده است. بهعنوانمثال در حدیثی از امام صادق علیهالسلام چنین بیان شده است:
«لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ علیهالسلام فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَکَرَ الْحُسَیْنَ علیهالسلام وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَهَ أَلْفِ حَسَنَهٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَهَ أَلْفِ سَیِّئَهٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَهَ أَلْفِ دَرَجَهٍ وَ کَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَهَ أَلْفِ نَسَمَهٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثَلِجَ الْفُؤَاد؛ (3)
خدا قاتل حسین علیهالسلام را لعنت کند، بندهاى نیست که آب نوشیده و حسین علیهالسلام را یاد نموده و کشندهاش را لعنت کند، مگر آنکه خداوند منّان صدهزار حسنه براى او منظور مىکند و صدهزار گناه از او محو کرده و صدهزار درجه مقامش را بالا برده و گویا صدهزار بنده آزاد کرده و روز قیامت حقتعالی او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مىکند.»
در حدیثی از امام رضا علیهالسلام نیز چنین نقل شده است:
«إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَسْکُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِیَّهَ فِی الْجَنَّهِ مَعَ النَّبِیِّ وَ آلِهِ ص فَالْعَنْ قَتَلَهَ الْحُسَیْن؛ (4)
اگر خواهى در غرفههاى بهشتی با پیامبر ساکن شوى بر قاتلان حسین علیهالسلام لعنت کن.»
این روایت، لعن قاتلان حسین علیهالسلام را در پیوند مستقیم با همنشینی با پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام در بهشت قرار میدهد. در روایت دیگری از این امام بزرگوار آمده کسی که یزید و آل یزید را لعن کند، خداوند گناهان او را میبخشد حتی اگر بهاندازهی ستارهها باشد. (5)
2. نکوهش ترک لعن
در کنار بیان ثواب، روایات به نکوهش ترک لعن نیز پرداختهاند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند:
«مَنْ تَأَثَّمَ أَنْ یَلْعَنَ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ؛ (6)
هر که از لعنت کردن کسی که خداوند او را لعنت کرده احساس گناه کند پس لعنت الهی بر او باد.»
این حدیث نشان میدهد که در مواردی که نصّ بر لعن الهی وجود دارد، خودداری از اظهار آن، نوعی همسویی با باطل تلقی میشود. در آیات زیادی خداوند افرادی را لعن نموده است. یک از اینها، کسانی هستند که پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام را اذیت میکنند:
«إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً؛ (7)
قطعاً آنان که خدا و پیامبرش را میآزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان میکند و برای آنان عذابی خوارکننده آماده کرده است.»
همچنین در موارد زیادی دیده میشود که اهلبیت علیهمالسلام دشمنان خویش را لعن میکردند. این نیز در امتداد همان لعن است و نباید ترک شود. مثلاً در حدیثی از پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مورد امیرالمؤمنین علیهالسلام آمده که:
«فَمَنْ أَبْغَضَهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ؛ (8)
کسی که (علی) را دشمن بدارد، لعنت خدا بر او باد.»
در حدیث دیگری از ایشان نیز آمده است:
«أُدْخِلْتُ الْجَنَّهَ فَرَأَیْتُ عَلَى بَابِهَا مَکْتُوباً بِالذَّهَبِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ حَبِیبُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ فَاطِمَهُ أَمَهُ اللَّهِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ صَفْوَهُ اللَّهِ عَلَى مُبْغِضِیهِمْ لَعْنَهُ اللَّهِ؛ (9)
مرا به بهشت بردند و دیدم بر در آن نوشته شده "لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ "محمد دوست خداست، على ولى خداست، فاطمه کنیز خداست، حسن و حسین برگزیده خدایند و لعنت خدا بر دشمنانشان.»
در مورد امام حسین علیهالسلام بیان شد که روایات زیادی در مورد ثواب لعن بر قاتلان و دشمنان ایشان وجود دارد. در برخی روایات نکوهش شده که کسی بدون دلیل و عذر این لعن را ترک گوید. در حدیثی از امام عسکری علیهالسلام چنین بیان شده است:
«أَلَا وَ لَعَنَ اللَّهُ قَتَلَهَ الْحُسَیْنِ وَ مُحِبِّیهِمْ وَ نَاصِرِیهِمْ، وَ السَّاکِتِینَ عَنْ لَعْنِهِمْ مِنْ غَیْرِ تَقِیَّهٍ تُسْکِتُهُمْ؛ (10)
آگاه باشید! خداوند قاتلان حسین علیهالسلام و دوستداران آنان و یاری کنندگانشان را لعنت کرده است و نیز کسانی را که بدون آنکه تقیهای آنان را به سکوت وادارد از لعن ایشان سکوت میکنند، لعنت فرموده است.»
در این روایت، حتی سکوت از لعن قاتلان (در فرض نبود تقیه) مورد لعن قرار گرفته است. این نکته نشان میدهد که در برخی موارد، اظهار برائت به حدّی اهمیت دارد که سکوت بدون عذر، نکوهیده است.
روایات در این موضوع زیاد است و منحصر در موارد بیانشده نیست. پس نتیجه اینکه ترک لعن مورد نکوهش است و خداوند و اهلبیت علیهمالسلام دشمنان خویش را لعن کردهاند و لازم است که سایرین نیز این لعن را انجام دهند.
درعینحال باید دقت داشت که لعن شرایط دارد و نمیتوان در هر جا و هر موقعیتی آن را بهکار برد. لعن باید نسبت به کسی باشد که واقعاً بر اساس دلیل معتبر مستحق آن است، نه بر اساس حدس، عصبانیت یا برداشت شخصی؛ یعنی نمیتوان بهراحتی دیگران را لعن کرد و شخصی را بهصِرف انجام کاری متهم و مورد لعن قرار داد. چهبسا او توجیهی مانند تقیه برای کار خود دارد. همچنین اگر گفتن لعن باعث خطر، فتنه یا ضرورت تقیه شود، وظیفه فرق میکند. روایات نیز هشدار دادهاند که اگر کسی ناحق دیگری را لعن کند، این لعن به خودش برمیگردد؛ بنابراین لعن، در عین داشتن ثواب، نیازمند دقت و توجه به شرایط است. امام باقر علیهالسلام در این زمینه میفرمایند:
«إِنَّ اللَّعْنَهَ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ فِی صَاحِبِهَا تَرَدَّدَتْ بَیْنَهُمَا فَإِنْ وَجَدَتْ مَسَاغاً وَ إِلَّا رَجَعَتْ عَلَى صَاحِبِهَا؛ (11)
همینکه لعنت از دهان کسى بیرون آمد (در هوا) مردد ماند، پس اگر جایى پیدا کرد (که در آن قرار گیرد) برود وگرنه به صاحب خود (یعنى گوینده) برگردد.
نتیجه:
درمجموع، روایات نشان میدهد که لعن دشمنان اهلبیت علیهمالسلام، با رعایت شرایط، عملی دارای ثواب عظیم و نشانهای از تبرّی است. در برخی موارد، ترک آن ـ بدون عذر ـ مورد نکوهش قرار گرفته و حتی همسنگ سکوت در برابر ظلم دانسته شده است. بااینحال، همان روایات هشدار میدهند که لعن ناحق، پیامدی معکوس دارد؛ بنابراین، این عمل در عین فضیلت، نیازمند بصیرت، شناخت مصداق و رعایت موازین شرعی است.
پینوشتها:
1. حسن بن على، امام یازدهم علیهالسلام، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیهالسلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیهالسلام، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، ص 47.
2. حسن بن على، امام یازدهم علیهالسلام، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیهالسلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیهالسلام، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، ص 617.
3. ابنقولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، محقق / مصحح: امینى، عبدالحسین، نجف: دار المرتضویه، 1356 ش، ص 107، ح 1.
4. ابنبابویه، محمد بن على، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى، 1376 ش، ص 130، ح 5.
5. ابنبابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413 ق، ج4، ص 419، ح 5915.
6. کشی، رجال الکشی (إختیار معرفه الرجال)، محقق / مصحح: رجایى، مهدى، قم: مؤسسه آل البیت علیهمالسلام، 1363 ش، ص 529، ح 1012.
7. سورهی احزاب، آیه 57.
8. کراجکى، محمد بن على، کنز الفوائد، محقق / مصحح: نعمه، عبدالله، قم: دارالذخائر، 1410 ق، ج1، ص 148.
9. ابنبابویه، محمد بن على، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، قم: جامعه مدرسین، 1362 ش، ج1، ص 324، ح 10.
10. حسن بن على، امام یازدهم علیهالسلام، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیهالسلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیهالسلام، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، ص 369.
11. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج2، ص 360، ح 7.






