تفسیر طنطاوی

آیه انشقاق قمر و ادعای اعجازی علمی طنطاوی
برخی آیه شق‌القمر را اشاره‌ای به جدا شدن ماه از زمین دانسته‌اند،اما منتقدان با دلایلی این تفسیر را نمی‌پذیرند و آن را همان معجزه شکافته شدن ماه می‌دانند.

پرسش:

گفته می‌شود امروزه ازنظر علمی ثابت شده که ماه بخشی از زمین بوده و سپس از آن جدا شده و آیه انشقاق قمر ناظر به جدا شدن ماه از زمین و اعجازی علمی است؛ آیا این ادعا درست نیست؟

پاسخ:

قرآن در آیات اولیه سوره قمر از «شکافتن ماه» خبر داده است:

«اِقْتَرَبَتِ اَلسّٰاعَهُ وَ اِنْشق‌القمر * وَ إِنْ یَرَوْا آیَهً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ * وَ کَذَّبُوا وَ اِتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ؛ (1)

قیامت بسیار نزدیک شد و ماه از هم شکافت و اگر معجزه‌ای را ببینند، روی بگردانند و گویند: [این] جادویی همیشگی است! و انکار کردند و هواهای نفسانی خود را پیروی نمودند، درحالی‌که هر کاری [در قرارگاه ویژه خود] قرار می‌گیرد

مفسران درباره این آیات با هم اختلاف دارند. به باور مشهور، این آیات ناظر به معجزه «شق‌القمر» پیامبر خدا صای‌الله‌علیه‌و‌آله در مکه است. (2) در نقطه مقابل، برخی معتقدند این آیات ناظر به رخدادهای پیشاقیامتی و شکافته شدن ماه در آن زمان است. (3) قول سومی که در این زمینه مطرح شده، این است که آیه انشقاق قمر ناظر به جدا شدن ماه از زمین و اعجازی علمی است.

 در این نوشتار اعجاز علمی بودن این آیه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

چگونگی شکل‌گیری ماه از دیدگاه علم

مطابق یک فرضیه، زمین در آغاز هیچ قمری نداشت تا این‌که پس از چند میلیون سال سیاره کوتوله‌ای در ابعاد مریخ که در مدار زمین وجود داشت و امروزه به آن «تیا» می‌گویند، از وضعیت پایدار خود خارج شد و با زمین نخستین برخورد کرد. درنتیجه این برخورد، بخشی از زمین به‌صورت گوی مذاب از آن جدا شد و پس از انجماد و گذراندن مراحلی، ماه امروزی را تشکیل داد. قبلاً گمان می‌شد که بیشتر جرم ماه از جرم برخوردکننده یا همان سیاره تیا گرفته شده و نه از زمین نخستین؛ اما مطابق تحقیقات تازه‌تر بخش زیادی از جرم ماه از زمین نخستین گرفته شده است. (4)

اعجاز علمی بودن آیه انشقاق ماه

محمد‌ بن‌ طنطاوی جوهری (5) در مقام تفسیر آیه اول سوره قمر گفته است: موضوع انشقاق ماه یکی از معجزات علمی قرآن است، نه‌تنها به این دلیل که قریش آن را درحالی‌که کوه حرا بین دو نیمه شکافته‌شده آن بود، دید؛ بلکه این رویداد که در زمان پیامبر رخ ‌داده، یادآور جدا شدن ماه از زمین است ... ، این همان چیزی است که آیه به آن اشاره می‌کند. در غیر این صورت، چرا خداوند ماه را برای شکافتن انتخاب کرد؟ و چرا خداوند خورشید یا یکی از سیارات دیگر را برای این کار انتخاب نکرد؟ ... همه این‌ها یادآوری برای مسلمانانی است که در حال حاضر خواب هستند، اما در آینده بیدار خواهند شد. این آیات تشویق و انگیزه‌ی جستجوی دانش را ایجاد می‌کند و فرزندان ملت مسلمان در آینده این علوم را به عهده خواهند گرفت. شکافتن ماه، دریچه‌ای به‌سوی دانش و تحقیق در مورد منشأ زمین و منشأ ماه گشود و همه این‌ها بر ملت مسلمان واجب است. (6)

ادله مخالفان ادعای اعجاز علمی بودن آیه انشقاق ماه

برخی از مفسران ادعای اعجاز علمی بودن آیه اول سوره قمر را قبول نکرده‌اند. اهم ادله آنان بر این پایه است:

1. فرضیه جدا شدن ماه از زمین هنوز ثابت نشده و برفرض ثبوت، شاید با آیات خلقت در تعارض باشد؛ (7)

2. اگر قرار بود خدا به این نکته علمی اشاره کند، بیان آن درباره‌ جدایی زمین از خورشید سزاوارتر بود تا جدایی ماه از زمین؛

3. حوادث طبیعی بسیاری در جهان اتفاق افتاده، چه ویژگی‌ای برای اشتقاق قمر است که با اقتراب ساعت همراه باشد؟ (8)

4. جدا شدن ماه از زمین یک «اشتقاق» است، اما آیه از «انشقاق» و شکافته شدن خبر داده است. شکافتن تنها در مورد دوتکه شدن چیزی در درون خود آن، بدون جدا شدن از آن، به‌کارمی‌رود؛ (9) به‌عبارت‌دیگر، عرب به جدا شدن چیزى از چیز دیگر که قبلاً با آن یکى بوده، «اشتقاق» می‌گوید و نه «انشقاق»؛

5. انشقاق ماه در این آیه، چه نشانه نبوت پیامبر باشد و چه یکی از نشانه‌های قیامت، به جادو بودن متهم شده است، اما اشتقاق ماه از زمین، اگر واقعاً درست باشد، نشانه قدرت خداوند در زمان خلقت خواهد بود و نمی‌توان آن را به جادوگری متهم کرد (10) و لذا تاکنون شنیده نشده کسی از ماه با عنوان «سحر مستمر» یاد کند. (11)

نقد ادله مخالفان

به نظر می‌رسد برخی از نقدها ناشی از عدم دقت در کلام طنطاوی است. وی منکر اشاره قرآن به معجزه شق‌القمر پیامبر نیست؛ بلکه می‌گوید: چرا خدا در میان ‌همه سیاراتی که می‌توانست برای نشان دادن معجزه به مشرکان مکه از وسط دو نیم کند، ماه را انتخاب کرد؟ به باور او علت این‌که خداوند از میان ‌همه سیارات، ماه را برای این کار انتخاب کرد، این بود که می‌خواست به جدا شدن ماه از زمین در گذشته اشاره کند و او فقط همین امر را اعجاز علمی قرآن می‌داند؛ البته او به‌طور ضمنی به آیه 48 سوره ابراهیم نیز اشاره کرده است.

افزون بر این، به باور مصطفوی در التحقیق، ریشه «ش ق ق» در عربی به مطلق شکاف گفته می‌شود و فرقی نمی‌کند که جدایی محقق شود یا نشود. (12) اشتقاق از باب افتعال و انشقاق از باب انفعال است و معنای غالبیِ باب افتعال و معنای باب انفعال هردو مطاوعه است؛ (13) بنابراین، نه در ریشه این دو کلمه و نه در هیئت آن‌دو، تفرق یا عدم تفرق لحاظ نشده است. به گفته مصطفوی در «اشتقاق» جدایی لحاظ شده، اما «انشقاق» برای مطلق شکاف و انفراج است؛ پس شاید فرق گذاشتن بین اشتقاق و انشقاق تمام نباشد.

اشکال اصلی به ادعای اعجاز علمی طنطاوی این است که شاید علت انتخاب ماه و نه مثلاً به قول او خورشید، این باشد که مشرکان مکه در شب که ماه در آسمان بود و نه خورشید، از پیامبر طلب معجزه کردند و به‌همین‌دلیل، خدا ماه را انتخاب کرد. چنانکه مطابق برخی روایات این درخواست در شب چهاردهم ذی‌حجه اتفاق افتاده است؛ حتی مطابق روایات، هنگامی‌که مشرکان از پیامبر خدا درخواست معجزه کردند، حضرت از آنان پرسید: چه معجزه‌ای می‌خواهید؟ آنان از پیامبر خواستند که ماه را دو قطعه کند. (14)

 بنابراین، پاسخ سؤالی که طنطاوی می‌پرسد و سعی می‌کند تنها پاسخ خود را  درست تلقی کند، قابل قبول نیست؛ بلکه پاسخ صحیح چیز دیگری است که روایات به آن اشاره کرده‌اند.

نتیجه:

1. مطابق فرضیه‌ای علمی، میلیون‌ها سال قبل، پس از برخورد یک سیاره کوچک به زمین، بخشی از زمین جدا شد و با گذشت زمان به شکل ماه کنونی درآمد؛

 2. درباره آیه اول سوره قمر سه قول وجود دارد: مشهور آن را ناظر به معجزه شق‌القمر پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در مکه می‌دانند؛ برخی معتقدند این آیه در مقام بیان رخدادهای پیشاقیامتی و مربوط به آینده است؛

 3. طنطاوی درعین‌حال که قبول دارد آیه درباره معجزه شق‌القمر نازل شده، معتقد است: علت این‌که خداوند از میان آن‌همه سیاره، ماه را برای شکافتن انتخاب کرد، این بود که خوانندگان قرآن را متوجه جدایی ماه از زمین در گذشته بکند و درنتیجه، آیه از مصادیق اعجاز علمی قرآن است؛

 4. از نگاه منتقدان این ادعا درست نیست؛ چراکه عرب برای جدایی ماه از زمین از لفظ «اشتقاق» استفاده می‌کند، اما در آیه لفظ «انشقاق» آمده که برای شکافته شدن بدون جدایی به‌کار می‌رود؛

 5. اشکال اصلی به طنطاوی این است که او می‌گوید: چون خداوند از میان آن‌همه سیاره ماه را برای شکافتن انتخاب کرد و نه مثلاً خورشید را متوجه می‌شویم که می‌خواسته به اشتقاق ماه از زمین اشاره کند؛ اما این درست نیست؛ چراکه اولاً ازنظر علمی پدید‌آمدن بر اساس جدا شدن از سیاره‌ای دیگر منحصر به ماه نیست؛ ثانیاً مطابق روایات این مشرکان بودند که در شب چهاردهم که ماه کامل بود از پیامبر خواستند آن را دو نیمه کند و این یعنی مشرکان ماه را انتخاب کردند و نه خدا.

برای مطالعه بیشتر:

ژاک ژمیه، «طنطاوی و تفسیر او»، ترجمه فاطمه تهامی، آینه پژوهش، دوره 11، ش 63، مرداد و شهریور 1379 ش، صص 27-58.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره قمر، آیه‌های 2-4.

2. برای آگاهی درباره این قول و ادله آن ر.ک: خرسان، سید محمدمهدی، مزیل اللبس فی مسألتی شق‌القمر و رد الشمس، قم، دلیل ما، ۱۳۸۷ ش؛ قربانی امیرآبادی، علی، «بازخوانی معجزه از منابع کلامی شیعه و تطبیق آن بر واقعه شَقُّ‌الَقمَر»، مرکز حقایق اسلامی، به‌نشانی https://alhaqaeq.org/بازخوانی - معجزه - از - منابع - کلامی - شیعه - و -تط.

3. برای آگاهی درباره این قول و ادله آن ر.ک: ملکی معاف، اسلام و منصور پهلوان، «بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه فضل‌الله درباره تفسیر آیه شق‌القمر»، پژوهش‌های قرآن و حدیث، سال 49، شماره ۲، ۱۳۹۵ ش، صص 185-205.

4. ویکی‌پدیا، صفحات «فرضیه برخورد بزرگ» و «ماه».

5. محمد ‌بن‌ طنطاوی جوهری از علمای مصر و از مفسران قرآن است. کتاب «الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم»، عنوان مشهورترین اثر وی است که معمولاً با عناوینی همچون «تفسیر الجواهر» یا «تفسیر طنطاوی» از آن یاد می‌شود. این کتاب تنها دوره کامل تفسیری با گرایش به علوم تجربی به شمار می‌آید. به باور طنطاوی، قرآن در بیش از 750 آیه آشکارا از علم سخن گفته و مسلمانان را به اندیشیدن در طبیعت و فراگیری علوم آن تشویق و حتی امر کرده است. (نفیسی، شادی، جریان‌شناسی تفسیر علمی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول، 1397 ش، ص 85-87).

6. طنطاوی بن جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1425 ق، ج 23، ص 266.

7. صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1406 ق، ج‏27، ص 469.

8. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی، ج 5، ص 58 به نقل از دائره‌المعارف طهور (https://tahoor.com)، مدخل فرق انشقاق با اشتقاق.

9. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج‏19، ص 56.

10. صادقی تهرانی، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، ج‏27، ص 469.

11. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏19، ص 56.

12. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏، چاپ اول، 1368 ش، ج‏6، ص 94.

13. طباطبائی، محمدرضا، صرف ساده، انتشارات دارالعلم، چاپ 31، 1373 ش، ص 182، ص 177 و 178.

14. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق: طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1363 ق، ج 2، ص 341: «اِجْتَمَعُوا أَرْبَعَهَ عَشَرَ رَجُلاً أَصْحَابُ اَلْعَقَبَهِ لَیْلَهَ أَرْبَعَ عَشْرَهَ مِنْ ذِی اَلْحِجَّهِ‌، فَقَالُوا لِلنَّبِیِّ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله: مَا مِنْ نَبِیٍّ إِلاَّ وَ لَهُ آیَهٌ فَمَا آیَتُکَ فِی لَیْلَتِکَ هَذِهِ فَقَالَ اَلنَّبِیُّ صلی‌الله عَلَیْهِ وَ آلِهِ‌ مَا اَلَّذِی تُرِیدُونَ فَقَالُوا إِنْ یَکُنْ لَکَ عِنْدَ رَبِّکَ قَدْرٌ فَأْمُرِ اَلْقَمَرَ أَنْ یَنْقَطِعَ قِطْعَتَیْنِ‌، فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ علیه‌السلام‌ وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ یُقْرِئُکَ اَلسَّلاَمَ وَ یَقُولُ لَکَ‌: إِنِّی قَدْ أَمَرْتُ کُلَّ شَیْ‌ءٍ بِطَاعَتِکَ‌، فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَأَمَرَ اَلْقَمَرَ أَنْ یَنْقَطِعَ قِطْعَتَیْنِ‌، فَانْقَطَعَ قِطْعَتَیْنِ».

سوره همزه و اعجاز علمی
سوره همزه درباره نکوهش تمسخر، غیبت و مال‌اندوزی است و از آتشی سخن می‌گوید که مال‌پرستان را می‌سوزاند؛ تفسیر «نار» به معنای «نور» نادرست است.

پرسش:

در سوره همزه از آتشی صحبت شده که بر دل‌ها شعله می‌کشد (همزه/7)، علم روز به ما می‌گوید برخی نورها صاف و به‌صورت ستونی حرکت کرده و درون را روشن می‌کنند. آیا این آیه اعجاز علمی محسوب می‌گردد؟

پاسخ:

خداوند در سوره همزه، به عیب‌جویان بدزبانی که گمان می‌کنند با جمع مال، جاودانه می‌شوند، هشدار می‌دهد و سرنوشت شوم آن‌ها در جهنم را به تصویر می‌کشد:

«بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ * اَلَّذِی جَمَعَ مٰالاً وَ عَدَّدَهُ * یَحْسَبُ أَنَّ مٰالَهُ أَخْلَدَهُ * کَلاّٰ لَیُنْبَذَنَّ فِی اَلْحُطَمَهِ * وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْحُطَمَهُ * نٰارُ اَللّٰهِ اَلْمُوقَدَهُ * اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى اَلْأَفْئِدَهِ * إِنَّهٰا عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَهٌ * فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ؛ (1)

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی. وای بر هر عیب‌جوی بدگوی! همان‌که ثروتی فراهم آورده و [پی‌درپی] آن را شمرد [و ذخیره کرد] گمان می‌کند که ثروتش او را جاودانه خواهد کرد. این‌چنین نیست، بی‌تردید او را در آن شکننده، اندازند؛ و تو چه می‌دانی آن شکننده چیست؟ آتش برافروخته خداست [آتشی] که بر دل‌ها برآید و چیره شود. آن آتش بر آنان سربسته است [که هیچ راه گریزی از آن ندارند؛] [آتشی] در ستون‌هایی بلند و کشیده

به باور برخی سوره همزه مشتمل بر یکی از مصادیق اعجاز علمی قرآن است. هدف از این نوشتار کوتاه، بررسی صحت‌وسقم این مدعاست.

ادعای اعجاز علمی در سوره همزه

مطابق سوره همزه، شعله‌های جهنم به شکل ستون‌های بلند و کشیده بر گناهکاران مسلط می‌شود و به داخل آنان نفوذ می‌کند و ازسوی‌دیگر، کشفیات اخیر علمی نشان می‌دهند اشعه ایکس، برخلاف سایر اشعه‌ها که به شکل مخروطی پخش می‌شوند، به‌صورت استوانه‌ای و ستونی منتشر می‌شود. چنانکه اشعه ایکس، قابلیت نفوذ به تمام بدن انسان، حتی قلب، را دارد و به‌همین‌دلیل، در تصویربرداری از اعضای داخلی بدن استفاده می‌شود. با کنار هم قراردادن این دو به این نتیجه می‌رسیم که آتش جهنم نیز اشعه‌ای با ویژگی‌های مشابه اشعه ایکس دارد.(2) بنابراین، قرآن در این آیات از مطلبی خبر داده که نمی‌توان آن را به مشاهدات عادی یا دانش زمان نزول قرآن نسبت داد و قرن‌ها گذشت تا بشر به یُمن پیشرفت علمی از آن مطلع شود؛ درنتیجه، این آیه مصداقی از مصادیق اعجاز علمی قرآن است.

شاید کسی در مقام اشکال بگوید: قرآن در این آیات از «نار: آتش» سخن گفته و حرفی از «نور» نزده است! در پاسخ می‌توان گفت: از آن‌جاکه هر آتشی «نور» دارد، می‌توان گفت منظور از «نار» همان «نور» است و خداوند علت را گفته، اما معلول را اراده کرده است. هم اشعه ایکس و هم نور مرئی، هر دو از جنس تابش الکترومغناطیسی هستند و هر دو از فوتون‌ها تشکیل شده‌اند؛ البته نور مورد اشاره قرآن در سوره همزه دو ویژگی اساسی دارد و با سایر نورها متفاوت است: اولاً بر دل‌ها راه می‌یابد و این یعنی قابلیت نفوذ عمیقی دارد؛ و ثانیاً در ستون‌هایی بلند و کشیده ظاهر می‌شود. اشعه ایکس نیز به دلیل انرژی بالا و طول‌موج کوتاه، قدرت نفوذ بسیار زیادی دارد و می‌تواند از مواد مختلف، ازجمله بافت‌های نرم بدن، عبور کند. چنانکه هرچند ازنظر فیزیکی، پرتوهای ایکس از منبع خود به اطراف پخش می‌شوند و انتشار طبیعی و عمومی آن‌ها به شکل ستون نیست، اما می‌توان با استفاده از ابزارهای خاصی پرتوهای ایکس را تا حدی متمرکز یا موازی کرد و به شکل ستون درآورد. به‌ویژه‌که از دیدگاه علمی و فیزیکی، اشعه ایکس (و پرتوهای مشابه همچون گاما و...) پتانسیل بالایی برای ایجاد آسیب‌های شدید و عذاب جسمانی دارند.

 

بررسی ادعای اعجاز علمی سوره همزه

مهم‌ترین اشکال این قول آن است که قرآن از «نار» خبر داده و نمی‌توان گفت: چون آتش نور دارد، پس خداوند از «نار،» «نور» را اراده کرده است! این نوع تفسیر، خلاف قواعد زبان‌شناسی و اصول تفسیر است و اثبات آن در گرو وجود قرینهٔ معتبر لفظی یا عقلی است که چنین قرینه‌ای در این آیه وجود ندارد؛ به‌عبارت‌دیگر، اصل در استعمال الفاظ، اراده معنای حقیقی آن‌ها است و بدون قرینه صارفه نمی‌توان دست از معنای حقیقی لفظ برداشت و آن را حمل بر معنای مجازی کرد. دو ویژگی «نفوذکنندگی» و «ستونی بودن» آتش مورد اشاره قرآن نیز قابلیت قرینه بودن را ندارند؛ چراکه این دو ویژگی می‌توانند به آتشی با ویژگی‌های خاص در آخرت اشاره داشته باشند؛ نه لزوماً به چیزی مانند اشعه ایکس.

نتیجه:

سوره همزه در مقام هشدار به افراد بدگو و بدزبانی نازل شده که گمان می‌کنند مال دنیا می‌تواند آنان را جاودانه کند. خداوند در این سوره از آتشی خبر داده که نه‌تنها جسم بیرونی، بلکه با نفوذ به درون آدمی، جان‌ودل انسان را نیز می‌سوزاند. این آتش همچون ستون‌هایی بلند و کشیده بدگویان پول‌پرست را محاصره و با شدت تمام، آنان را خرد می‌کند. برخی مدعی شده‌اند که منظور از «نار» در این سوره، «نور» است و با توجه به دو ویژگی «نفوذپذیری» و «ستونی‌بودن» متوجه می‌شویم منظور از آن «اشعه ایکس» است. به باور این گروه خداوند درزمانی که بشر از نور نفوذپذیر ستونی یا همان اشعه ایکس خبر نداشت، از چنین چیزی خبر داده و درنتیجه، این آیات از مصادیق اعجاز علمی قرآن هستند؛ اما این مدعا تمام نیست و مهم‌ترین اشکال آن این است که نمی‌توان بدون قرینه دست از معنای حقیقی «نار: آتش» برداشت و آن را حمل بر معنای مجازی یعنی «نور» کرد.

برای مطالعه بیشتر:

پورمحمدی، ابوذر و حسن سجادی‌پور، «بررسی و نقد تفسیر علمی در الجواهر طنطاوی جوهری»، پژوهش‌نامه نقد آرای تفسیری، دوره 3، ش 5، شهریور 1401 ش، صص 57-81.

 

پی‌نوشت‌ها

1. سوره همزه.

2. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دهم، 1371 ش، ج‏27، ص 318؛ به نقل از الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم طنطاوی.