۱۴۰۵/۰۲/۲۷ ۱۶:۱۴ شناسه مطلب: 101529
پرسش:
آیا در روایات برای کسانی که با فعالیتهای اجتماعی مانند تجمع، تبلیغ و حمایت عمومی از جبهه حق پشتیبانی میکنند، پاداش یا فضیلتی ذکر شده است؟ و اصلاً در زمان معصوم این نوع کارها وجود داشت؟
در آموزههای دینی، بر اهمیت همکاری و تعاون مؤمنان در مسیر حق تأکید شده است. در منابع روایی، به فضیلت «تعاون بر برّ و تقوا» و کمکرسانی به یکدیگر در کارهای نیک تصریح شده است. همچنین، در سیره عملی ائمه علیهمالسلام نمونههایی از توصیه به حفظ انسجام اجتماعی، صبر در برابر آزار دیگران و تلاش برای اصلاح میان مؤمنان دیده میشود. این رویکرد نشاندهنده توجه به نقش فعالیتهای جمعی سازنده، حتی در شرایط دشوار، برای حفظ کیان جامعه مؤمنان است.
نوشتار حاضر به بررسی پاداش و فضیلت فعالیتهای حمایتی از جبهه حق و وجود این فعالیتها در زمان معصومین علیهمالسلام در روایات میپردازد.
بررسی پاداش و فضیلت فعالیتهای حمایتی از جبهه حق و پیشینه آن در زمان معصومین
الف. پشتیبانی جمعی از جبهه حق در آموزههای دینی
«تجمع» و «اجتماع» نیروهای حق در آموزههای دینی فضیلت و جایگاهی دارد. در ادبیات دینی، مفاهیم مدرن مثل «تجمّع» در قالب واژگانی چون «جماعت،» «نصرت،» «تولّی» و «تعاون بر برّ» گنجانده میشوند. «اجتماع» نهتنها یک حرکت فیزیکی، بلکه یک وظیفه ایمانی برای ایجاد قدرت جهت مبارزه با باطل است. در ادامه برخی روایات که به این موضوع اشاره دارند، نقل میشوند:
۱. اصل «قدرت جماعت»
شاید قویترین مستند برای اینکه چرا جبهه حق باید گرد هم جمع شوند، این اصل مشهور است که در منابع روایی تأکید شده که دست خدا با جماعت است. امیرالمؤمنین علیهالسلام خطاب به خوارج میفرمایند:
«... وَ الْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ فَإِنَّ یَدَ اللَّهِ [عَلَى] مَعَ الْجَمَاعَهِ وَ إِیَّاکُمْ وَ الْفُرْقَهَ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیْطَانِ کَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ؛ (1)
با اکثریت [دیندار] جامعه همراه شوید؛ زیرا دست خدا با جماعت است. از پراکندگى بپرهیزید که جداشده از مردم، طعمه شیطان است، همچنان که گوسفند جداشده از رمه، طعمه گرگ است.»
امام علیهالسلام بهوضوح هشدار میدهند که پراکندگی جبهه حق، آن را در برابر دشمن آسیبپذیر میکند.
۲. ضرورت تعاون و همافزایی
ایستادن در کنار یکدیگر برای یاریرساندن به نیکی و حق، یک تکلیف الهی در قرآن و روایات است. قرآن کریم میفرماید:
«وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوان؛ (2)
و (همواره) درراه نیکی و پرهیزگاری باهم تعاون کنید! و (هرگز) درراه گناه و تعدّی همکاری ننمایید!»
از سفارشهای امیرالمؤمنین علیهالسلام تعاون و یاریرساندن به یکدیگر است:
«وَ عَلَیْکُمْ یَا بَنِیَّ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ التَّبَارِّ وَ إِیَّاکُمْ وَ التَّقَاطُعَ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّفَرُّقَ وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقاب؛ (3)
بر شما باد به پیوستن با یکدیگر و بخشش و نیکی همدیگر و بر شما باد پرهیز از قطع رابطه خویشاوندى و پشت کردن به همدیگر و پراکندگى و بر نیکى و تقواى همدیگر کمک کنید و همدیگر را بر گناه و دشمنى یارى ننمایید و از خداوند بترسید؛ بهراستیکه خداوند داراى عذابى شدید است.»
تأکید بر همکاری و تعاون در نیکی بهعنوان یک اصل کلیدی اسلامی ذکر شده که اگر در اجتماع زنده شود، نابسامانیها سامان مییابد. همکاری عمومی در کارهای مثبت و سازنده، مصداق بارز این آیه است.
3. تجمع برای نصرت و یاری
قرآن بر مفهوم «اجتماع» و «اتحاد» در مقابل پراکندگی تأکید کرده است. پراکندگی (تفرقه) ازنظر قرآن ضعف است و اجتماع (جماعت) قدرت:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا؛ (4)
و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید.»
این آیه مستقیماً به تشکیل یک «جبهه واحد» (تمسک به ریسمان خدا) و پرهیز از تک افتادگی (تفرقه) اشاره دارد. جبهه حق باید یکپارچه و منسجم باشد؛ بنابراین، قرآن برخلاف دیدگاههایی که فعالیت اجتماعی را بیهوده میدانند، «جماعت بودن» و «اتحاد در جبهه حق» را ضرورتی برای پیروزی و بقای ایمان میداند. یاریرساندن به حق، نه یک کار پراکنده، بلکه کاری است که نیازمند همکاری
گروهی است.
4. امربهمعروف و نهیازمنکر بهصورت جمعی
«اسلام شئون اجتماعی بسیاری دارد» و احکامی مانند جهاد، حج، نماز جمعه و امربهمعروف و نهیازمنکر، همگی بر پایه اجتماع استوار شدهاند. قرآن کریم میفرماید:
«وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ (5)
باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امربهمعروف و نهیازمنکر کنند! و آنها همان رستگاراناند.»
آیه شریفه امربهمعروف و نهیازمنکر بهصورات جمعی را مورد تأکید قرار میدهد. این خود نمونهای عینی از فعالیت سازمانیافته اجتماعی در حمایت از حق است.
ب. پشتیبانی جمعی از جبهه حق در سیره معصومان علیهمالسلام
اسلام دینی اجتماعی است و فعالیتهای دستهجمعی در حمایت از حق، نهتنها وجود داشته، بلکه تشریع و تشویق شده است:
1. حمایت مردمی بهعنوان بازوی رهبری
قرآن کریم بر حمایت مردمی بهعنوان بازوی رهبری تأکید میفرماید:
«وَ إِنْ یُریدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنینَ؛ (6)
اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است؛ او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد.»
این نشاندهنده نقش فعال و ضروری حمایت عمومی از جبهه حق در زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآله است.
بیعت و حمایت جمعی، حواریون از حضرت عیسی علیهالسلام نمونههای عینی از فعالیتهای تبلیغی و حمایتی در زمان انبیا هستند که بهعنوان الگو مطرح شدهاند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ کَما قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوارِیِّینَ مَنْ أَنْصاری إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ؛ (7)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! یاوران خدا باشید همانگونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: "چه کسانی درراه خدا یاوران من هستند؟!" حواریون گفتند: "ما یاوران خداییم".»
در آیه دیگر نیز میفرماید:
«فَلَمَّا أَحَسَّ عیسى مِنْهُمُ الْکُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاری إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ؛ (8)
هنگامیکه عیسی از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد گفت: "کیست که یاور من بهسوی خدا (برای تبلیغ آیین او) گردد؟" حواریان ( شاگردانِ مخصوصِ او) گفتند: "ما یاوران خداییم؛ به خدا ایمان آوردیم و تو (نیز) گواه باش که ما اسلام آوردهایم."»
همچنین بر مسئولیت دفاع جمعی مسلمانان از یکدیگر بهویژه هنگام یاریخواهی برای حفظ دین تأکید شده است:
«وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ؛ (9)
و اگر آنها [مؤمنان] در [کار] دین از شما یاری خواستند، بر شما است که یاریشان کنید.»
این یک تکلیف اجتماعی و جمعی است.
2. قیام امام حسین علیهالسلام
بزرگترین نمونه از «حمایت عمومی و تجمع برای حق،» واقعه عاشورا است. امام حسین علیهالسلام با حرکت خود، نهتنها یک حرکت نظامی، بلکه یک حرکت اجتماعی و آگاهیبخش را آغاز کردند تا جامعه را از انحراف دور کنند. حتی کسانی که در کنار ایشان بودند، با حضور خود، نوعی «حمایت عمومی» را در برابر ظلم اموی انجام دادند.
از امام حسین علیهالسلام - در مسیر حرکتشان برای تشکیل جبهه حق - نقل است که هدف خود را اصلاح جامعه و امربهمعروف و نهیازمنکر بهصورت یک فعالیت جمعی، میدانند:
«مَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّهِ جَدِّی ص أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ؛ (10)
من از سر شادى و سرمستى و تبهکاری و ستمگرى قیام نکردم، بلکه براى خواستار شدن اصلاح در امت جدم به پا خاستم، میخواهم امربهمعروف و نهى از منکر کنم.»
این عمل امام نشان میدهد که تغییرات بزرگ اجتماعی، بدون شکلگیری یک «بدنه اجتماعی» یا همان تجمع پیروان حق ممکن نیست. همچنین برای تشکیل حرکت گروهی فرمودند:
«مَنْ کَانَ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا؛ (11)
کسی که درراه ما میخواهد جانش را ببخشد و خود را آماده دیدار با خدا کند پس باید با من بیاید.»
نتیجه:
فعالیتهای اجتماعی مانند تبلیغ، تشویق و حمایت عمومی از جبهه حق، در آموزههای دینی مورد تأکید است. در زمان معصوم علیهالسلام این نوع فعالیتها نهتنها وجود داشته، بلکه جزء لاینفک و تشریعشده دین اسلام است. اجتماعی بودن اسلام، تأکید بر تعاون در نیکی، تشکیل نهادهای جمعی مانند امربهمعروف و نهیازمنکر، تکلیف دفاع جمعی از مؤمنان و نقش مردم بهعنوان پشتیبان رهبری، همگی گواه بر مشروعیت و ضرورت فعالیتهای اجتماعی سازمانیافته در حمایت از جبهه حق در زمان معصومین علیهمالسلام و پسازآن است. طبق منابع روایی شیعی، حرکت انفرادی در جبهه حق، اگرچه ارزشمند است، اما «قدرت بازدارندگی» ندارد. روایات تأکید دارند که پیروان حق باید «جماعت» تشکیل دهند تا دست قدرت الهی با آنها باشد؛ بنابراین، هرگونه تجمع، تحصن، یا حضور اجتماعی که هدفش «اقامه حق» (معروف) و «دفع باطل» (منکر) باشد، نهتنها جایز، بلکه مصداق نصرت الهی و جهاد فی سبیل الله محسوب میشود.
پینوشتها:
1. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهجالبلاغه (للصبحی صالح)، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق، خطبه 127.
2. سوره مائده، آیه 2.
3. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق، ج7، ص 52.
4. سوره آلعمران، آیه 103.
5. سوره آلعمران، آیه 104.
6. سوره انفال، آیه 62.
7. سوره صف، آیه 14.
8. سوره آلعمران، آیه 52.
9. سوره انفال، آیه 72.
10. ابن نما حلى، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، مدرسه امام مهدى، ایران، قم، چاپ سوم، 1406 ق، ص 4.
11. ابن طاووس، على بن موسى، اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه فهرى، جهان، تهران، چاپ اول، 1348 ش، ص 61.







