بی‌حجابی

ارتباط حضور بی‌حجاب‌ها در تجمعات خیابانی و امر به معروف و نهی از منکر
در شرایط جنگ، حفظ وحدت و جلوگیری از تفرقه از برخورد علنی با بی‌حجابی در تجمعات مهم‌تر است و تذکر اگر داده شود باید آرام، خصوصی و حکیمانه باشد.

پرسش:

داستان حضور بی‌حجابان در تجمعات شبانۀ خیابانی چیست؛ بالاخره امر به معروف آری یا نه؟!

پاسخ:

در شرایط خاص جنگی که کشور با تهدید‌های جدی خارجی روبروست، حضور مردم در تجمعات حامی نظام، نمادی از همبستگی ملی و پایداری در برابر دشمن به شمار می‌آید؛ با این وجود، گاه افرادی در تجمعات شبانه با پوشش نامناسب (بی‌حجاب یا بدحجاب) دیده می‌شوند که این وضعیت نوعی تضاد ظاهری را رقم می‌زند؛ از سویی در صف حامیان نظام و مدافعان میهن در جنگ هستند و از سوی دیگر، یکی از احکام شرعی و قانونی مهم یعنی حجاب را رعایت نمی‌کنند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که در چنین موقعیت حساسی، آیا باید به این افراد امر به معروف و نهی از منکر کرد یا به دلیل شرایط خاص جنگی و ضرورت حفظ وحدت، از آن صرف‌نظر نمود؟ برای درک این پدیده که واقعیت امروز جامعه ماست، باید به چند نکته توجه کرد که در این نوشتار می‌کوشیم به آن بپردازیم.

الف) واقعیت میدانی

نخست باید پرسید آیا چنین پدیده‌ای به‌گستردگی وجود دارد یا روایتی اغراق‌شده است؟ در شرایط جنگی امروز که عمدتاً جنگ ترکیبی، اقتصادی و رسانه‌ای است، ممکن است برخی افراد با گرایش‌های دینی یا اعتقادی متفاوت در تجمعات حامی نظام حاضر شوند. این افراد ممکن است حجاب کامل نداشته باشند، اما به دلیل خطرهای بیرونی (تهاجم دشمن) در کنار نظام ایستاده‌اند. مشاهدات میدانی نشان می‌دهد این افراد طیف محدودی از حاضران در تجمعات‌ را تشکیل می‌دهند و بیشتر افراد حاضر در تجمعات، پایبند به ارزش‌ها و باورهای اسلامی‌ هستند.

ب) طیف‌شناسی افراد بی‌حجاب حاضر در تجمعات

1. افراد معتقد، اما سهل‌انگار: کسانی که حجاب شرعی را قبول دارند؛ ولی در پوشش روزمرۀ خود سهل‌گیری و سهل‌انگاری می‌کنند. این افراد در زمان جنگ، حضور در صحنه را مهم‌تر از جزئیات پوشش خود می‌دانند؛

2. افراد کم‌باور اما وطن‌دوست: کسانی که حجاب را ضروری نمی‌دانند؛ اما به دلیل عشق به میهن و مقابله با دشمن خارجی، در تجمعات حامی نظام حاضر می‌شوند. برای این افراد هویت ملی بر هویت دینی اولویت دارد؛

3. افراد معترض به الزام حجاب اما مخالف دشمن: گروهی که با قانون حجاب الزامی مشکل دارند و معترض به آن هستند؛ اما با نظام و کشور در برابر دشمن خارجی همراهی می‌کنند. حضور آنها در تجمعات به معنای برگشتن از اعتراضشان به حجاب الزامی نیست؛

4. عوامل نفوذی یا اخلال‌گر: احتمال اندکی نیز وجود دارد که برخی با پوشش نامناسب به‌عمد در تجمعات حامی نظام حاضر شوند تا با حضور خود در اجتماعاتی که بیشتر نیروهای مذهبی حضور دارند، حساسیت‌ها به مسئله بی‌حجابی را کم کنند یا نوعی عادی‌سازی را جلوه دهند. این طیف با اینکه نادرند، حضورشان در اجتماعات محتمل است.

ج) تحلیل سیاسی ـ فرهنگی

بسیاری از افرادی که در شرایط عادی به برخی از هنجارهای دینی انتقاد دارند، در زمان جنگ در برابر دشمن مشترک، متحد می‌شوند. این پدیده را می‌توان «انسجام انفعالی» نامید. این افراد نه از سرِ عشق دینی، بلکه از سر تنفرِ از دشمن وارد می‌شوند؛ دشمنی که ملزم‌نبودن به حجاب، در عمل بازی در زمینی است که او برای غلبه بر نظام اسلامی و ایران تعریف کرده است. بنابراین حضور آنها با پوشش نامناسب نشانه «تضاد درونی» است؛ از یک‌سو مخالف دشمن و از سوی دیگر، پایبند‌نبودن به تمام یا برخی شعایر.

د) امربه معروف و نهی از منکر، آری یا نه؟

پس از شناخت اجمالی از طیف‌های مختلف افراد بی‌حجاب حاضر در تجمعات شبانه، این پرسش در ادامه مطرح می‌شود که آیا در چنین موقعیتی امر به معروف و نهی از منکر کنیم یا نه؟

برای پاسخ به این پرسش لازم است به رفتار عقلا در مقام تزاحم امتثالی (1) به دو حکم یا امر مطلوب مراجعه کنیم. عقلا هنگام تزاحم میان دو امر مطلوب (عمل به دو امر واجب، ترک دو امر حرام، عمل به یک واجب و ترک یک حرام)، اگر یک تکلیف بر دیگری برتری داشته باشد، طبق قاعده اهم و مهم، به تکلیف مهم‌تر عمل می کنند؛ ولی اگر دو تکلیف مساوی باشند، به تخییر حکم می‌کنند که مکلف مخیر است هر کدام از این دو عمل را انجام دهد.

با این مقدمه، تکلیف مکلفان در موضوع مورد بحث در شرایط جنگی را چنین می‌توان تبیین کرد:

1. از نگاه فقه امامیه، امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی و مشروط به شرایطی چون «علم و آگاهی» «احتمال تأثیر»، «عدم مفسده» و «اصرار بر گناه» است (2).

2. در زمان جنگ، حفظ وحدت ملی و تضعیف‌نکردن جبهه داخلی از واجبات اولیه شرعی و عقلی است. بنابراین هر اقدامی که موجب تفرقه و دلسردی در صفوف حامیان نظام شود، حرام است.

3. اگر امر به معروف و نهی از منکر چنین فردی در تجمعات منجر به درگیری، جنجال رسانه‌ای، سوءاستفاده دشمن یا خروج افراد از صحنه حمایت شود، این اتفاق نوعی مفسده و ضرر محسوب می‌شود که مفسده بزرگ‌تر‌بودن آن به میزان اهمیت حفظ وحدت ملی و عدم تضعیف نظام در مقابل امر به معروف و نهی از منکر وابسته است.

وقتی از یک‌سو، حفظ وحدت ملی و دفاع از نظام و کشور واجب است (چراکه موجب بقای اسلام و جان‌های فراوان است) و از سوی دیگر، واجب است فرد بی‌حجاب را امر به معروف و نهی از منکر کنیم، در شرایطی که تزاحم میان این دو تکلیف شکل بگیرد، به دلیل مساوی‌نبودن اهمیت دو طرف، تکلیف مهم‌تر و پرمنفعت‌تر مقدم می‌شود. روشن است که در چنین شرایطی به‌یقین حفظ وحدت ملی برای حفظ اصل نظام و جامعه بزرگ مسلمانان در برابر دشمن خارجی، از اصلاح یک فرد بی‌حجاب در آن لحظه، امری مهم‌تر و ارجح است.

نکتۀ قابل توجهی که در تبیین این بحث دقیق و مهم است، پرهیز از نگاه مطلق یا صفر و صدی است؛ بدین معنا که نباید این‌گونه برداشت کرد که با توجه به اهمیت بیشتر مسئله حفظ وحدت، تحت هر شرایطی باید از امر به معروف و نهی از منکر پرهیز کرد. بنابراین اگر شرایط و زمینه برای امر به معروف و نهی از منکر مهیا باشد و مفسده‌ای مثل تضعیف وحدت ملی به دنبال نداشته باشد، انجام این فریضه الهی نه‌تنها مانعی ندارد، بلکه شایسته است. بر این اساس، اگر فردی توانست در حاشیه تجمع، فرصت خلوت و گفتگوی دوستانه با آن فرد بی‌حجاب پیدا کند (نه در اوج شلوغی) و احتمال دهد که تذکر مؤثر است و مفسده‌ای ندارد، این کار نه‌تنها مانعی ندارد، بلکه مستحب و پسندیده است و می‌تواند با زبانی خوش و محبت‌آمیز او را به رعایت حجاب دعوت کند.

نکته قابل تأمل دیگر، نوع مواجهۀ نظام جمهوری اسلامی با این مسئله است. نظام جمهوری اسلامی در زمان جنگ باید هوشمندانه عمل کند که لازمۀ این هوشمندی، توجه به موارد زیر است:

الف) تشخیص درست زمان و مکان: به هیچ‌وجه با افراد بی‌حجاب در تجمعات حمایتی برخورد نشود؛ زیرا این کار، بزرگ‌ترین خدمت به دشمن است که مدعی می‌شود جمهوری اسلامی حتی یاران خود را طرد می‌کند و در بحبوحه جنگ، اصل بر تألیف قلوب و جذب حداکثری است. نوع مواجهه با مسئله بی‌حجابی باید به زمان دیگری موکول شود.

ب) فرهنگ‌سازی: پیش از برگزاری تجمعات، از طریق رسانه‌های متعدد (اعم ازرسانه ملی، مساجد و شبکه‌های اجتماعی و...) تذکر عمومی و غیرشخصی داده شود که «ما در این اجتماع حامی نظام، می‌خواهیم الگویی از وحدت با وجود پایبندی به ارزش‌ها داشته باشیم. خواهش می‌شود همگان حجاب کامل را رعایت کنند».

درنهایت گفتنی است بزرگ‌ترین معروف در زمان جنگ، حفظ اتحاد ملی و بزرگ‌ترین منکر، تفرقه‌افکنی در صف مبارزه با دشمن خارجی است. امر به معروف در مورد حجاب را نباید فراموش کرد، اما نه به قیمت به‌زمین‌زدن کشتی‌ای که در طوفان درگیری است. عقلانیت انقلابی می‌گوید دشمن اصلی را بشناسید، به نفع او دام درست نکنید و اصلاح امور را به وقت و مکان مناسب آن موکول کنید. آن‌که در میدان جنگ به سرباز بی‌حجاب تذکر نمی‌دهد، غافل نیست؛ بلکه درک کرده است که در این لحظه «نگه‌داشتن سرباز در کنار سنگر» از «تذکر درباره یونیفرم او» واجب‌تر است.

نتیجه:

در شرایط جنگی و در قلب تجمعات پرشور، امر به معروف و نهی از منکر افراد بی‌حجاب به دلیل اولویت حفظ وحدت و همچنین ضررهای یقینی یا محتمل (تفرقه، جنجال، سوءاستفاده دشمن، کاهش مشارکت‌های مردمی) نه‌تنها واجب نیست، بلکه در بیشتر موارد جایز نیست و گاه حرام است. نظام اسلامی نیز موظف است با روش‌های حکیمانه از قبیل تذکر غیرشخصی پیش از تجمع، فرهنگ‌سازی درازمدت و برخورد پس از رفع خطر خارجی بدون ایجاد حاشیه در جنگ، این نقیصه را برطرف کند. برخورد فیزیکی و تحقیرآمیز در آن لحظه، خطای راهبردی محض است.

پی‌نوشت‌ها:

1. کریم کوخایی‌زاده و عبدالجبار زرگوش‌نسب؛ «واکاوی تزاحم و کاربرد آن در اصول و فقه با رویکردی بر دیدگاه شهید صدر»؛ مطالعات فقه و حقوق اسلامی، ش 28، 1401 ش، ص 2.

2. ر.ک: «احکام امر به معروف و نهی از منکر»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری؛ در:

https://www.leader.ir/fa/content/25464.

شدت عقوبت گناهان فردی و اجتماعی
گناهان فردی و اجتماعی‌اند؛ گناهان اجتماعی به‌دلیل اثر گسترده‌تر، پیامد شدیدتری دارند و شدتشان به شرایط و میزان آسیب بستگی دارد.

پرسش:

آیا بر اساس روایات، گناهانی مانند بی‌حجابی که جنبه اجتماعی دارد، شدیدتر و بدتر است یا گناهان بزرگ فردی مانند شراب‌خواری و دروغ؟

پاسخ:

یکی از مباحث مهمی که در رابطه با گناهان در مصادر حدیثی و همچنین کتاب‌های کلامی مطرح شده، تقسیم‌بندی گناهان به فردی و اجتماعی هستند. برخی گناهان را به فردی و برخی را به اجتماعی تقسیم کرده‌اند. بدیهی است که گناهان اجتماعی، عواقب بیشتری دارد، زیرا آثار سوء آن بر جامعه بیشتر است و شخصِ گناه‌کننده نه‌تنها خود را فاسد می‌کند، بلکه دیگران را نیز به فساد و فحشا می‌کشاند و باعث می‌شود قبح گناه در جامعه ریخته شود و افراد بیشتری مرتکب عصیان و نافرمانی الهی شوند. روشن است که بی‌حجابی از گناهان اجتماعی است، اما آنچه در سؤال مطرح‌شده مهم است این‌که آیا شراب‌خواری و دروغ، از گناهان فردی هستند؟ بر اساس چه معیاری، از گناهان فردی شمرده شده‌اند. نکته قابل‌توجه این‌که ابتدا باید فردی بودن شراب‌خواری و دروغ ثابت شود سپس گناه بی‌حجابی با آن‌ها مقایسه شود.

 ازاین‌رو پاسخ سؤال در دو بخش ارائه می‌شود. در بخش اول، اصل تقسیم‌بندی گناهان به فردی و اجتماعی تبیین می‌شود که آیا چنین تقسیمی درست است یا خیر؟ و معیارها و ملاک‌های فردی و اجتماعی‌شمردنِ گناهان چیست؟ در بخش دوم، برخی از آثار اجتماعی سه گناه مطرح‌شده در سؤال (بی‌حجابی، شراب‌خواری و دروغ) بیان می‌شود و درنهایت، جمع‌بندی صورت می‌گیرد که کدام‌یک بدتر است؟

 

الف. تقسیم گناهان به فردی و اجتماعی و معیارهای این دو‌دسته گناه

با بررسی و تحلیل، معیارهایی که برای فردی و اجتماعی بودن گناهان بیان می‌شود، روشن می‌گردد که آیا این تقسیم‌بندی صحیح است یا خیر؟

 یادآوری می‌شود که در روایات دینی، حدیثی که ملاک‌هایی را برای فردی یا اجتماعی‌بودن گناهان، شمارش کرده باشد، یافت نشد و معیارهایی که مطرح می‌شود احتمالاتی است که از مطالعه و بررسی احادیث، استخراج و استنباط شده است.

 معیارهای فردی یا اجتماعی بودنِ گناه

1. آثار اجتماعی داشتن گناه

یکی از معیارهایی که می‌توان به‌عنوان فردی یا اجتماعی بودن گناهان فرض کرد، داشتن یا نداشتن آثار اجتماعی آن گناه است؛ یعنی اگر اثر اجتماعی بر آن مترتب بود، بگوییم آن گناه، اجتماعی است و در غیر این صورت بگوییم، آن گناه، فردی است. بر اساس این فرض، همه گناهان، اجتماعی می‌شوند، زیرا هر گناهی خواه‌ناخواه، آثار اجتماعی بر آن مترتب است بنابراین، شراب‌خواری هم گناه اجتماعی محسوب می‌شود حتی اگر در خلوت و به‌صورت فردی بنوشد، زیرا آثار مخرّب اجتماعی فراوانی دارد. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «اَلْخَمْرُ اُمُّ الْفَواحِشِ وَ اَکْبَرُ الکَبائِرِ مَنْ شَرِبَها وَقَعَ عَلى اُمِّهِ وَ خالَتِهِ وَ عَمَّتِهِ؛ (1)

 شراب ریشه تمام زشتی‌ها و بزرگ‌ترین گناهان است. هر کس بنوشد (ممکن است) به مادر و عمّه و خاله‌اش هم تجاوز کند

 بر اساس این حدیث، چگونه امکان دارد، خمر مادر همه گناهان باشد، ولی گناهی فردی محسوب شود؟

در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است:

 «اَلْخَمْرُ جِماعُ الأثْمَ، وَاُمُّ الخَبائِثِ و مِفْتاحُ الشَّرِّ ؛ (2)

 شراب، گردآورنده گناه و ریشه زشتی‌ها و کلید بدی‌هاست

 در این روایت نیز به‌صراحت به آثار اجتماعی شراب‌خواری اشاره شده است؛ یعنی ممکن است کسی در خلوت شراب‌خواری کند، ولی براثر مستی، آثار و فساد آن در اجتماع ظاهر می‌شود.

همچنین دروغ نیز گناهی اجتماعی شمرده می‌شود، چنان‌که امام عسکری علیه‌السلام فرمودند:

 «تمام ناپاکی‌ها در خانه‌ای نهاده شده و کلـید آن دروغ‌گویی اسـت.» (3)

 با توجه به این روایت، دروغ می‌تواند ریشه همه گناهان اجتماعی باشد و آثار بسیار مخرّبی را بر جامعه بگذارد.

بر اساس این معیار، همه گناهان اجتماعی هستند و هیچ گناه فردی قابل‌تصور نیست، زیرا هر گناهی، خواه‌ناخواه، آثار اجتماعی آن مشخص خواهد شد و بر جامعه اثر می‌گذارد.

2. مخفی یا علنی بودن گناه

یکی دیگر از احتمالاتی که به‌عنوان معیار فردی یا اجتماعی بودن گناه می‌توان از روایات برداشت نمود اینکه بگوییم گناهانی که مخفیانه انجام می‌شود، گناهان فردی است و گناهانی که به‌صورت علنی انجام می‌گیرد را گناهان اجتماعی بنامیم. در این‌صورت اگر شراب‌خواری به‌صورت مخفیانه انجام گیرد، می‌توان آن را گناه فردی دانست، اما دروغ را نمی‌توان تصور نمود که مخفیانه باشد، زیرا به‌هرحال باید یک نفر در مقابل دروغ گوینده باشد که به او دروغ گفته شود؛ بنابراین، گناه علنی بر آن صدق می‌کند و جزو گناهان اجتماعی است. در روایتی از امیر مؤمنان علیه‌السلام نقل شده است:

 «إِیَّاکَ وَ الْمُجَاهَرَهَ بِالْفُجُورِ فَإِنَّهَا مِنْ أَشَدِّ الْمَآثِم؛ (4)‏

 از آشکارا گناه کردن بپرهیز، به‌راستی‌که آن از بدترین گناهان است

 بر این اساس، گناه بی‌حجابی به دلیل عمومی و اجتماعی بودن، از گناه شراب‌خواری (برفرض فردی بودن) بدتر است.

بر اساس این معیار می‌توان گناهان را به فردی و اجتماعی تقسیم نمود.

3. گناهان مربوط به رابطه فرد با خدا و فرد با افراد دیگر

یکی دیگر از معیارهای احتمالی برای فردی یا اجتماعی شمردن گناه، نسبت ارتباط آن گناه با دیگران است؛ یعنی بگوییم گناهانی که مربوط به رابطه انسان با خداست گناهان فردی نامیده می‌شود، مانند ترک نماز و روزه و گناهانی که مربوط به رابطه انسان با افراد دیگر است، گناهان اجتماعی گفته می‌شود، مانند تضییع حقوق دیگران.

بر اساس این دیدگاه، شراب‌خواری و دروغ از گناهان اجتماعی محسوب می‌شوند و با بی‌حجابی برابرند؛ پس می‌توان گفت این گناهان، از ترک نماز بدترند. راوی می‌گوید: مـردى از امام صـادق علیه‌السلام پرسـید آیا نوشیدن شراب بدتر است یا نمـاز نخواندن؟ امـام علیه‌السلام فرمود:

 «شراب‌خواری از بی‌نمازی بـدتر است می‌دانی چـرا؟ آن مرد گفت: نه؛ حضرت فرمودند: زیرا شراب‌خوار، حالتى پیدا می‌کند که نه خداى بزرگ و عزیز را می‌شناسد، نه آفریننده خود را می‌شناسد.» (5)

بر اساس این معیار هم، می‌توان گناهان را به فردی و اجتماعی تقسیم نمود؛ به‌عبارت‌دیگر بر اساس این دو بخش از متن، گناهان را می‌توان بر اساس علنی یا مخفی بودن (که گناهان علنی را اجتماعی و شدیدتر می‌داند) و یا بر اساس رابطه آن با خدا یا افراد دیگر (که گناهان مرتبط با حقوق دیگران را اجتماعی و شدیدتر از ترک فرایض فردی می‌داند) به فردی و اجتماعی تقسیم‌ کرد. در این صورت گناهانی که در بستر اجتماع صورت می‌گیرند قطعاً آثار دنیوی و اخروی آن بیشتر و حرمتشان شدیدتر است.

 

ب. آثار اجتماعی گناهان

بر اساس احتمال اول، همه گناهان، اجتماعی هستند و هیچ گناهی فردی نیست، زیرا همه آن‌ها به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، آثار مخرّب بر اجتماع خواهند داشت. به‌عنوان نمونه، شراب‌خواری که در سؤال، به‌عنوان گناهی فردی از آن یاد شده، آثار اجتماعی فراوانی دارد هرچند شخصی در خلوت و تنهایی شراب‌خواری کند، ولی به‌هرحال آثار آن در جامعه ظاهر می‌شود، زیرا همین فرد وقتی به شراب اعتیاد پیدا کرد آثار آن در خانواده و رفتارهای اجتماعی وی مانند کسب‌وکار و... آشکار می‌شود. از سوی دیگر، نیاز او به شراب، عده‌ای را به تهیه و تولید شراب و همچنین فروش آن تشویق می‌کند که همه آن‌ها، آثار اجتماعی شراب‌خواری شخصی هست که حتی در خلوت و تنهایی اقدام به گناه نموده است. دروغ نیز که از آن به‌عنوان گناهی فردی یاد شده، آثار مخرّب اجتماعی فراوانی در جامعه دارد، زیرا ممکن است دروغ گوینده، یک نفر باشد، اما به هزاران نفر دروغ بگوید. امروزه با گسترش فضای مجازی، آثار فساد و تباهی دروغ‌گویی بیشتر آشکار شده است.

با توجه به مباحث مطرح شده، نمی‌توان گناهانی مانند شراب‌خواری و دروغ را گناهان فردی محسوب نمود و در مقابل، بی‌حجابی را گناهی اجتماعی شمرده، آنگاه با یکدیگر مقایسه نمود؛ بلکه باید گفت همان‌گونه که بی‌حجابی گناهی اجتماعی است، شراب‌خواری و دروغ نیز گناهان اجتماعی هستند هرچند ممکن است به‌صورت فردی انجام شود؛ بنابراین با توجه به آثاری که این سه گناه بر جامعه دارد همه آن‌ها اجتماعی بوده و طرح چنین سؤالی دقیق نیست.

اکنون برای روشن شدن مطلب، برخی از آثار اجتماعی این گناهان از منظر روایات آورده می‌شود.

 

برخی از آثار اجتماعی شراب‌خواری، دروغ‌گویی و بی‌حجابی

 

1. آثار اجتماعی گناه شراب‌خواری

شراب‌خواری دارای آثار اجتماعی فراوانی است. یکی از آثار شراب‌خواری آن است که شراب‌خوار در جامعه دینی، احترام و جایگاهی ندارد و از بین مردم طرد می‌شود. برخی از روایات در این باره عبارت‌اند از:

1/1. منع نشستن بر سفره شراب‌خوار

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد بر سفره‌ای که شراب نوشیده می‌شود، نمی‌نشیند.» (6)

2/1. منع همسایگی با شراب‌خوار

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «همـسایگى با یهـود و نصـارى از همسـایگى با شراب‌خوار بـهتر اسـت و بـا شراب‌خوار دوستى نـکنید که دوستى با او پشیمانى در پى دارد.» (7)

3/1. عدم هم‌نشینی، عدم عیادت و عدم شرکت در تشییع جنازه شراب‌خوار

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: «با شراب‌خوار هم‌نشینی نکنید و از بیماران آنان عیادت نکنید و جنازه‌هایشان را تشییع نکنید و بر اموات آن‌ها نماز نخوانید، زیرا آن‌ها سگ‌های جهنمیان هستند چنانچه خداوند در قرآن فرمود: "اى سگ‌ها به دوزخ روید و با من سخن مگوئید".» (8)

 

2. آثار اجتماعی دروغ‌گویی

دروغ نیز آثار اجتماعی متعددی دارد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «عیسى بن مریم علیه‌السلام فرموده است: هـر که دروغـگوئیش بسـیار شـد، آبرو و شخصّیتش [نزد مردم] از بین می‌رود.» (9)

در روایتی از امیر مؤمنان علیه‌السلام نیز آمده است:

 «از هم‌نشینی با دروغ‌گو بپرهیز زیـرا او، دور را بـه تـو نزدیـک و نزدیک را به تو دور نشان می‌دهد.» (10)

 در روایت دیگری آمده است:

 «دروغ مایه سقوط و بی‌اعتباری اخلاق آدمی است.» (11)

3. آثار اجتماعی بی‌حجابی

یکی از گناهان اجتماعی بی‌حجابی است که آثار و پیامدهای متعددی در جامعه به بار می‌آورد. بی‌حجابی باعث به گناه افتادن مردان و سستی بنیاد خانواده می‌گردد. یکی از آثار بی‌حجابی این است که فرد در احاطه شیطان قرار می‌گیرد. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «الْمَرْأَهُ عَوْرَهٌ سَتَرَهَا بَیْتُهَا فَإِذَا خَرَجَتْ اسْتَشْرَفَهَا الشَّیْطَان؛ (12)‏

 زن عورتی است که خانه‌اش او را می‌پوشاند پس هنگامی‌که از خانه خارج شود شیطان او را احاطه می‌کند

این حدیث تصریح می‌کند که زن هنگام خروج از خانه و وارد شدن در اجتماع باید نسبت به حجاب خود مراقبت داشته باشد تا مورد سوءاستفاده شیطان و شیطان‌صفتان قرار نگیرد. در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است:

 «بدترین زنان شما کسانی هستند که خود را برای غیر شوهرشان می‌آرایند.» (13)

 

نتیجه:

آنچه از بررسی روایات در موضوع گناهان فردی و اجتماعی حاصل شد این است که در احادیث به ملاک‌های فردی یا اجتماعی بودن گناهان تصریح نشده است. ازاین‌رو، آنچه در سؤال، شراب‌خواری را به‌عنوان گناهان فردی شمرده است، سخن دقیقی نیست؛ اما بر اساس برداشت و استنباط از روایات می‌توان برخی امور مانند داشتن یا نداشتن اثر اجتماعی، مخفی یا علنی بودن گناه و نسبت گناه به خدا یا افراد را به‌عنوان معیارهای احتمالی بیان نمود. بر اساس معیار اول، همه گناهان اجتماعی هستند و هیچ گناه فردی وجود ندارد، زیرا بالاخره به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم آثار گناه در جامعه مشخص می‌شود؛ اما بر اساس معیار دوم و سوم، می‌توان تقسیم‌بندی گناهان به فردی و اجتماعی را مفروض دانست.

با توجه به معیارهای مطرح‌شده در بخش اول، در مورد بخش دوم پاسخ، نمی‌توان با قاطعیت گفت که بی‌حجابی از شراب‌خواری یا دروغ‌گویی بدتر است، زیرا در برخی روایات، دروغ‌گویی و شراب‌خواری به‌عنوان مادر همه گناهان مطرح‌شده‌ است؛ بنابراین در جمع‌بندی نهایی باید گفت بدتر بودن هر گناه، نسبی است و با توجه به شرایط مختلف زمانی و مکانی متفاوت است؛ یعنی آنچه بدتر بودن گناه را ثابت می‌کند، مخرّب بودن آن است، چنان‌که در جایی ممکن است یک دروغ مدیر کشوری یا فرمانده نظامی در جنگ، آثار بسیار زیان‌بارتری از بی‌حجابی یک شخص در جامعه داشته باشد و در جای دیگری، شراب‌خواری شخص مؤثر و تصمیم‌گیرنده در امور حساس اجتماعی، اثری مخرّب تر از بی‌حجابی داشته باشد و یا برعکس.

پی‌نوشت‌ها:

1. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران، دنیاى دانش، چاپ چهارم، 1382 ش، ص 477.

2. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، ص 151.

3. عَن أَبى مُحَمَّدٍ العَسکَرى علیه‌السلام قالَ: «جُعِلَتِ الْخَبائِثُ کُلُّها فِى بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْکِذبَ.» شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، ص 148.

4. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، ‏محقق/مصحح، رجائى، سید مهدى، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410 ق، ج 1، ص 168.

5. «سَألَ رَجُلٌ اَباعَبدِاللّهِ علیه‌السلام عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ اَشَرُّ اَمْ تَرْکُ الصَّلاهِ؟ فَقالَ: شُرْبُ الْخَمْرِ اَشَرُّ مِنْ تَرْکِ الصَّلاهِ، وَ تَدْرى لِمَ ذلِکَ؟ قالَ: لا، قالَ یَصیرُ فى حالٍ لایَعْرِفُ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ ولایَعْرِفُ مَنْ خالِقُهُ.» ابن‌بابویه، محمد بن على، علل الشرائع، قم، ‏کتاب فروشى داورى، چاپ اول، 1385 ش، ج 2، ص 476.

6. «مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یَجْلِسْ‏ عَلَى‏ مَائِدَهٍ یُشْرَبُ عَلَیْهَا الْخَمْر.» ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال‏، محقق / مصحح، غفارى، علی‌اکبر، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، 1362 ش، ج 1، ص 164.

7. «مُـجاوَرَهُ الْیَـهُودِ وَ النَـصارى خَیْـرٌ مِـنْ مُجـاوَرَهِ شــارِبِ الخَمْرِ، وَ لا تُصادِقُوا شارِبَ الخَمْرِ فَاِنَّ مُصادِقَتَهُ نِـدامَهٌ.» شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، ص 153.

8. عن رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله: «لا تُجالِسُوا مَعَ شارِبِ الْخَمْرِ، وَ لاتُعَوِّ دُوا مَرْضاهُمْ، وَ لا تُشَیِّعُوا جَنائِزَهُمْ، وَ لاتُصَلُّوا عَلى اَمْواتِهِمْ، فَاِنَّهُمْ کِلابُ [اَهْلِ] النّارِ کَماقالَ اللّهُ. "اِخْسَؤُا فیها وَ لاتُکَلِّمُونِ".» شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، ص 153.

9. عَن أبى عَبدِاللّه ِ علیه‌السلام قالَ: «قالَ عیسَى بنُ مَریَمَ علیه‌السلام: مَنْ کَثُرَ کِذْبُهُ ذَهَبَ بَهـاؤُهُ.» کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح، غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 341.

10. قـالَ عـَلِىٌّ علیه‌السلام: «اِیّاکَ وَ مُصادَقَهَ الْکَذّابِ فَاِنَّهُ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ البَعیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَریبَ.» شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، محقق / مصحح، صالح، صبحی، قم، هجرت، چاپ اول، 1414 ق، حکمت 38. ‏

11. «الکذبُ شَیْنُ الاَخلاقِ.» تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، ‏محقق / مصحح، رجائى، سید مهدى، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410 ق، ص 53.

12. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، مجموعه ورّام، قم، ‏مکتبه فقیه، چاپ اول، 1410، ج 2، ص 119.

13. «... شَرِّ نِسَائِکُمُ... الْمُتَبَرِّجَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا... .» ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه‏، محقق / مصحح، غفارى، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ دوم، 1413 ق، ج 3، ص 391.

کسی که چشمان خود را از نگاه حرام پر کند، خدای بزرگ و بلندمرتبه در روز قیامت چشمان او را با میخ‌های آتشین پر می کند.

 پرسش:

متأسفانه در زمان ما برخی از خانم‌ها رعایت نمی‌کنند و در منزل و حتی مکان‌های عمومی بدون رعایت پوشش مناسب ظاهر می‌شوند، بر اساس روایات، آیا نگاه کردن به این افراد گناه است و عواقب اُخروی دارد؟

پاسخ:

مقدمه
یکی از موضوعات اجتماعی مهمی که در اسلام بر آن تأکید فراوان شده، موضوع حفظ حجاب است. اهل‌بیت علیهم‌السلام همواره کوشیده‌اند تا به زنان و مردان این احکام را گوشزد کرده و آن‌ها را از آثار و عواقب رعایت نکردن آن آگاه بخشند.

متأسفانه برخی افراد بدون توجه به این حکم الهی، حجاب اسلامی خود را خوب رعایت نمی‌کنند. همین کار سبب می‌شود که بعضی از افراد نیز با نگاه به افراد بدحجاب و بی‌حجاب، خود را گرفتار گناه کنند. در ادامه برخی سفارش‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام در مذمت نگاه به نامحرم و همچنین برخی مصادیق نگاه به نامحرم بیان خواهد شد.

1. مذمت نگاه به نامحرم

در اسلام پوشش و حجاب در برابر نامحرم، یکی از مسائلی است که به آن اهمیت داده شده است. البته به‌ طرف مقابل نیز توصیه کرده که چشم خود را از نگاه به نامحرم ببندند؛ در صورتی که هرکسی این دو امر الهی را رعایت نکند دچار عواقبی در دنیا و آخرت خواهد شد. مثلاً در حدیثی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله آمده است:

مَنْ مَلَأَ عَیْنَهُ مِنْ حَرَامٍ مَلَأَ اللَّهُ عَیْنَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مِنَ النَّارِ إِلَّا أَنْ یَتُوبَ وَ یَرْجِعَ؛ (1)

کسی که چشمش را از حرام پُر کند، خداوند در روز قیامت چشمش را از آتش پُر خواهد کرد، مگر اینکه توبه کند و از کارش برگردد.

مطابق این حدیث، نگاه به نامحرم موجب عذاب الهی خواهد بود. برخی فکر می‌کنند که نگاه به نامحرم فقط از مردان ناپسند است درصورتی‌که چنین چیزی صحیح نیست و هر یک از مرد و زن باید از نگاه خود محافظت نمایند. در حدیث دیگر از پیامبر صلی‌الله علیه و آله بیان‌شده است:

اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى امْرَأَهٍ ذَاتِ بَعْلٍ مَلَأَتْ عَیْنَهَا مِنْ غَیْرِ زَوْجِهَا ْ ذِی مَحْرَمٍ مِنْهَا فَإِنَّهَا إِنْ فَعَلَتْ ذَلِکَ أَحْبَطَ اللَّهُ کُلَّ عَمَلٍ عَمِلَتْه‏؛ (2)

خشم خداوند عزوجل فزونى می‌گیرد بر زنِ شوهردارى که چشمش را از غیر شوهرش یا نامحرم، پُر کند؛ چراکه اگر چنین کند، خداوند، هر کارى را که انجام داده، تباه می‌سازد.

بنابراین نگاه به نامحرم مطابق روایات کاری ناپسند است، فرقی ندارد این نگاه از سوی زنان باشد و یا مردان.

در بخش دیگری از این حدیث آمده است:

مَنْ مَلَأَ عَیْنَیْهِ مِنِ امْرَأَهٍ حَرَاماً حَشَاهُمَا اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِمَسَامِیرَ مِنَ النَّارِ وَ حَشَاهُمَا نَاراً حَتَّى یَقْضِیَ بَیْنَ النَّاسِ ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّار؛(3)

کسی که چشمان خود را از نگاه حرام به زنی پر کند، خدای بزرگ و بلندمرتبه در روز قیامت چشمان او را با میخ‌های آتشین پرکرده و از آتش انباشته می‌سازد تا حساب مردم به پایان رسد، آنگاه فرمان می‌دهد که او را به آتش جهنم برند.

بنابراین مردان و زنان باید چشم‌هایشان را از نگاه به نامحرم حفظ کنند تا دچار عذاب و قهر خداوند نگردند.

اما این نگاه تعریف و حدی دارد. در حدیثی آمده است:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ مَا یَصْلُحُ لَهُ أَنْ یَنْظُرَ إِلَیْهِ مِنَ الْمَرْأَهِ الَّتِی لَا تَحِلُّ لَهُ قَالَ الْوَجْهُ وَ الْکَفُّ وَ مَوْضِعُ السِّوَار. (4)

از امام کاظم علیه‌السلام سؤال شد که مرد تا چه اندازه می‌تواند به زن نامحرم نگاه کند، حضرت فرمودند صورت و کف دست و محل دستبند. (تا مچ)

پس برای مردان، حد دیدار با نامحرم، به همین اندازه است و دیدن سایر اعضای بدن نامحرم اشکال دارد. برای زن نیز دیدن قسمت‌هایی از بدن مرد که باید پوشیده باشند اشکال دارد. (5)

2-نگاه به موی زن نامحرم

متأسفانه در دوران کنونی برخی بانوان بدون توجه به مسئله حجاب، بخشی از موی خود را بیرون می‌گذارند. این کار مطابق احادیث کاری ناپسند است؛ اما مردان نیز باید سعی کنند از نگاه به این زن‌ها خودداری کنند در روایتی از امام رضا علیه‌السلام آمده است: «نگاه کردن به موهاى زنان پوشیده و بانوان شوهردار و غیر ایشان حرام است زیرا این نگاه مرد را تهییج و تحریک نموده و تهییج شخص را به فساد و چیزى که حلال و پسندیده نیست مى‏کشاند و همچنین است حکم غیر مو که نگاه مرد به آن‌ها حلال نیست». (6)

همچنین در روایتی از حضرت امام باقر علیه‌السلام نقل‌شده است: یکی از جوانان مدینه با یکی از زنان مدینه روبرو شد، در آن زمان زنان روسری خود را به پشت گردن می‌انداختند، وقتی‌که آن زن از کنار این جوان گذشت، به آن زن خیره شد و از پشت سر به او نگاه می‌کرد، این جوان در پی او راه افتاد و داخل کوچه‌ای شد و در حال راه رفتن، استخوان یا شی‌ء ای که از دیوار بیرون زده بود، به او اصابت کرد و زخمی شد؛ او پیش خود گفت: باید خدمت پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله برسم و داستان را برای ایشان بگویم؛ آن جوان نزد پیامبر آمد و داستان را تعریف کرد، در این حال جبرئیل نازل شد و آیه ﴿قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُون‏﴾؛ را برای پیامبر آورد. (7)

معنای این آیه چنین است:

به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را [ازآنچه حرام است مانند دیدن زنان نامحرم و عورت دیگران] فروبندند و شرمگاه خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه‌تر است، قطعاً خدا به کارهایی که انجام می‌دهند، آگاه است.

بنابراین نگاه به موی نامحرم از کارهایی است که مورد نهی خداوند و معصومان علیهم‌السلام است. در این کار فرقی بین نگاه کردن به زنان در خیابان و محیط‌های اجتماعی و یا در منزل و همچنین قوم‌وخویش و غریبه نیست. به‌عنوان‌مثال در روایتی چنین نقل‌شده است:

احمد بن ابی نصر بزنطی که از اصحاب امام رضا علیه‌السلام است می‌گوید از ایشان سؤال کردم آیا برای مرد جایز است که به موی خواهرزنش نگاه کند؟ فرمود نه مگر اینکه از زنان سالخورده باشد. گفتم پس خواهرزن و بیگانه یکی است؟ فرمود بلی. (8)

البته باید دقت داشت که نگاه به موی برخی زنان نامحرم اشکال ندارد. به‌عنوان‌مثال نگاه به موی زنان کافر و نگاه به بانوانی که مسن هستند، اشکالی ندارد. در ادامه همین روایت آمده است:

به امام علیه‌السلام گفتم (در مورد نگاه به زن سالخورده) چقدر برای من جایز است نگاه کنم؟ فرمود به موی او و ذراع (از انگشت تا آرنج) او می‌توانی نگاه کنی. (9)

3-نگاه به اندام‌های نامحرم

متأسفانه گاهی نگاه حرام از این هم جلوتر رفته و افراد به اندام‌ها و اعضاء شخصی دیگران نیز نگاه می‌کنند. با توجه به گسترش فضای مجازی در دوران حاضر و بی‌بندوباری‌هایی که در این زمینه وجود دارد، لازم است حرمت و ناپسندی این موضوع هر چه بیشتر ارائه و تبیین شود. در حدیثی آمده است:

لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله علیه و آله رَجُلًا یَنْظُرُ إِلَى فَرْجِ امْرَأَهٍ لَا تَحِلُّ لَهُ. (10)

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله لعنت کرد کسی را که به اندام جنسی زنی که نامحرم است نگاه کند.

در روایتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است:

نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله علیه و آله ‏... أَنْ یَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَى عَوْرَهِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَ قَالَ مَنْ تَأَمَّلَ عَوْرَهَ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ لَعَنَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ نَهَى الْمَرْأَهَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى عَوْرَهِ الْمَرْأَهِ. (11)

پیامبر صلی‌الله علیه و آله مردان را نهی می‌کرد که به عورت برادر مسلمانشان نگاه کنند و می‌فرمود: کسی که به عورت برادر مسلمانش نگاه کند، هفتاد هزار فرشته او را لعنت می‌کنند و همچنین نهی می‌کرد که زنی به عورت زن دیگری نگاه کند.

باید دقت داشت که منظور از عورت هر اندامی است که آشکار بودن آن مورد مذمت و زشت است. (12) بنابراین دیدن هر عضوی از بدن نامحرم ناپسند است و این نهی در اعضا جنسی مضاعف و حرمت بیشتری دارد.

در روایتی دیگر از پیامبر صلی‌الله علیه و آله درباره عواقب نگاه به اعضای بدن نامحرم آمده است:

هر که به خانه همسایه‏اش نگاه افکند و شرمگاه مرد یا موى زنى را ببیند یا قسمتى از اعضاى بدن آن زن را مشاهده کند، بر خداوند است که او را با منافقانى که در دنیا در پى عیوب مردم بودند وارد دوزخ نماید و از دنیا نرود تا اینکه خداوند او را رسوا گرداند. (13)

4-نگاه شهوت‌انگیز به نامحرم پوشیده

متأسفانه برخی بانوان برای پوشش خود از لباس‌های چسبان و اندام نما استفاده می‌کنند. اهل‌بیت علیهم‌السلام از چنین عملی نهی کرده‌اند. (14) مطابق احادیث، نگاه کردن به اعضاء پوشیده نامحرم نیز به‌قصد شهوت کاری غیراخلاقی است.

در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده است:

مَنْ تَأَمَّلَ خَلْفَ امْرَأَهٍ فَلَا صَلَاهَ لَه‏. (15)

مردى که از پشت به قامت زنى نگاه کند و او را تماشا کند نمازش مورد قبول واقع نمی‌شود.

در روایتی دیگر ابو بصیر به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد: اگر در راه زنى از کنار مردى بگذرد آیا جایز است به پشت او بنگرد؟

حضرت فرمودند: قَالَ أَ َسُرُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یُنْظَرَ إِلَى أَهْلِهِ وَ ذَاتِ قَرَابَتِهِ قُلْتُ لَا قَالَ فَارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَاهُ لِنَفْسِکَ؛ (16)

حضرت فرمود: آیا کسى از شما دوست دارد مردى اجنبى به همسر او، یا زنى از بستگانش نظر افکند؟ عرض کردم: نه فرمود: براى مردم همان را بخواه و بهمان راضى باش که براى خود مى‌خواهى و راضى هستى.

بنابراین مطابق احادیث، نگاه با شهوت به نامحرم پوشیده نیز اشکال دارد و علاوه بر آثار منفی در دنیا، عواقبی را نیز در آخرت به دنبال خواهد داشت.

نتیجه:
مطابق احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام نگاه کردن به نامحرم کاری ناپسند است. در این نگاه فرقی بین نامحرمی که در خیابان یا منزل حضور دارد نیست. در روایات معصومان علیهم‌السلام موارد جایز و ممنوع نگاه به نامحرم ذکر شده است.

مطابق این احادیث، نگاه به موی نامحرم کاری ناشایست است. همچنین نگاه به اندام‌های کسی که محرم انسان نیست نیز کاری نادرست است. همچنین روایات بیانگر این نیز هستند که نگاه با شهوت به زنان پوشیده نیز اشکال دارد.

کلیدواژه:

نگاه به نامحرم، حیاء، بی‌حجابی، روایات حجاب، پوشش.

پی‌نوشت‌ها:
1. الأمالی، ابن‌بابویه، محمد بن على (شیخ صدوق)‏، تهران: کتابچى‏، 1376 ش‏، ص 429، ح 1.

2. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محقق / مصحح: ندارد، قم: دارالشریف الرضی للنشر، 1406 ق‏، ص 287.

3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، همان، ص 286.

4. عریضى، على بن جعفر، مسائل علی بن جعفر و مستدرکات‌ها، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1409 ق‏، ص 219، ح 487.

5. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏2، ص 630.

6. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، عیون اخبار الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏، تهران: نشر جهان‏، 1378 ق‏، ج‏2، ص 97.

7. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏5، ص 521.

8. حمیرى، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1413 ق‏، ص 363، ح 1300.

9. حمیرى، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد همان، ص 363.

10. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، همان، ج‏5، ص 559، ح 14.

11. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق‏، ج‏4، ص 9، ح 4968.

12. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، محقق / مصحح: خسروى حسینى، غلامرضا، تهران: مرتضوی‏، 1374 ش‏، ج‏2، ص 670.

13. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، همان، ص 282.

14. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، همان، ج‏5، ص 519.

15. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق / مصحح: محدث، جلال‌الدین، قم: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ق‏، ج‏1، ص 82، ح 13.

16. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، همان، ج‏4، ص 19، ح 9472.