۱۴۰۵/۰۳/۱۴ ۱۰:۵۲ شناسه مطلب: 101611
پرسش:
همسرم به خاطر شبهات سیاسی و نگاه نادرست به جنگ، نماز را کنار گذاشته است؛ چطور میتوانم به ایشان کمک کنم؟
پاسخ:
بحرانها در زندگی میتوانند بر اعتقادات و بهتبع آن عملکرد انسان اثر بگذارند. جنگ و جریانهای سیاسی در کشور ما نیز با وجودی که پتانسیل هدایت مردم را دارد، از دیگرسو میتواند بستری برای تضعیف اعتقاد افرادی باشد که ناآگاهانه تحت تأثیر آن قرار میگیرند. ترک یک عمل عبادی به دلیل بحران جنگ، معمولاً نشاندهندۀ یک شکاف شناختی است. افرادی که درک درستی از اتفاقات ندارند و گاهی تحت تأثیر رسانههای دشمن قرار میگیرند، به جای گرهزدن علت و ریشۀ جنگ به استکبار جهانی، آن را به نظام اسلامی گره میزنند و با این بینش کمکم در انجام اعمال عبادی سست میشوند؛ تا جایی که ممکن است برخی از امور عبادی همچون نماز را کنار بگذارند. وظیفه ما در برابر این افراد نه اجبار و زورگویی، بلکه چیزی جز امر به معروف و نهی از منکر با هدف بصیرتافزایی نیست.
برای مواجهه با این چالش لازم است از راهکارهای زیر بهره ببریم.
الف) راهکارهای بینشی و شناختی (تغییر در اندیشه)
1. ابتدا ویژگیهای شخصیتی همسر را مطالعه کنید تا راه نفوذ و جلب نظر او را بیابید. سپس با بررسی زیربناهای فکریاش، برای اصلاح آنها تلاش کنید.
2. آنچه جنگ را رقم زده است، استکبار جهانی است. وقتی دشمن با ظلم خویش قصد برهمزدن نظم جامعۀ ما را دارد، عقل هر انسان عاقلی حکم میکند که در برابر او بایستد و از داشتههای مادی و معنویاش مراقبت نماید. ما شروعکننده جنگ نبودهایم؛ اما وقتی دشمن به ما حمله میکند، غیرت دینی و ملی و ایرانی ما منجر به دفاع ما از آب و خاکمان میشود. اگرچه جنگ سخت است؛ اما نوعی امتحان و ابتلا الهی است و انسان نباید به دلیل سختی و رنج جنگ، ارتباط خودش را با خدا قطع کند. با تبیین این استدلال منطقی برای این افراد زودتر به نتیجه میرسیم.
3. این نکته را به این افراد متذکر شویم که به جای گوشسپردن به روایتهای غیرواقعی از جنگ، لازم است به هر دو نوع روایت از جنگ گوش دهیم و خودمان به نتیجه برسیم.
4. گاهی نمازنخواندن افراد به دلیل تضعیف مبانی اعتقادی آنهاست؛ بنابراین ما میتوانیم از طریق پیشنهاد گفتگو با کارشناسان دینی به ایشان، برای تقویت زیربناهای اعتقادی او بکوشیم و اینگونه دیدگاه اطرافیان را در مورد خدا، قیامت و معاد و ... تقویت کنیم.
5. گاهی عمل انسان ناشی از جهل و غفلتش از عوارض مثبت یا منفی آن عمل است؛ به همین دلیل بهتر است در گفتگوهای روزانه به شکل مستمر اما به میزان کم، گهگاه از فواید نماز و تأثیرات بد بینمازی بر روی زندگی و همچنین تربیت فرزند صحبت کنیم.
6. نعمتهای در زندگیمان را به موضوع سپاسگزاری از صاحب این نعمتها یعنی خداوند گره بزنیم و اینگونه هشدار دهیم که کفران این نعمتها منجر میشود تا خداوند نعمتش را سلب کند. در این گفتگوها، نماز را وسیلۀ تشکر از خداوند معرفی کنید تا اینگونه به نمازخواندن ترغیب گردند.
ب) راهکارهای گرایشی و عاطفی ( تغییر در احساس و پیوند قلبی)
1. برای چنین افرادی باید تبیین کرد که نماز، رابطهای میان بنده و خدا است. درحقیقت نماز برای حفظ کرامت انسانی و اتصال به منبع حقیقت است و اتفاقاً زمانی که دنیا در آشوب است، انسان به نماز بیش از سایر زمانها نیازمند است.
2. به جای تمرکز صرف بر سیاست، بر جنبههای عرفانی، آرامشبخش و زیباییشناختی دین تمرکز کنید.
3. اگر رابطۀ شما با همسرتان اکنون به جبههگیری و حساسیت نشاندادن و صفآرایی منتهی شده است، برای مدتی سکوت کنید و حرفی به او نگویید و به دنبال اجرای روش غیرمستقیم باشید.
4. لازم است از پیوند عاطفی موجود در روابط زناشویی استفاده کنیم و با بذل محبت بیشتر به همسرمان در زندگی، او را به نمازخواندن ترغیب کنیم.
5. از دعا و توسل به اهلبیت علیهم السلام هرگز غافل نشوید؛ چراکه ما موظف شدهایم خواستههای مادی و معنوی خویش را با تمسک به این ذوات نورانی از خداوند طلب نماییم.
ج) راهکارهای رفتاری و کنشی (تغییر در محیط و اقدامات عملی)
1. گاهی لازم نیست ما تذکردهندۀ مستقیم باشیم، بلکه باید از واسطههایی که بر رفتار چنین شخصی تأثیرگذار هستند، استفاده کنیم؛ برای مثال اگر حرفشنوی همسر از مادر یا پدرش زیاد است، میتوانیم محرمانه این موضوع را با مادر یا پدرشان مطرح کنیم و از آنها درخواست داشته باشیم غیرمستقیم و نه از جانب ما به ایشان تذکر دهند.
2. حضور در جلسات معنوی و سخنرانیها یا مطالعۀ کتابهایی که مبانی اعتقادی انسان را مستحکم میکند، میتواند اثرگذار باشد.
3. اگر وقتگذاشتن بیش از حد برای تلویزیون یا برنامههای ماهواره یا حضور در شبکههای اجتماعی منجر به بیتفاوتی ایشان به نماز شده است و اگر رسانه (اعم از ماهواره و یا فضای مجازی) منجر به کاهلنمازبودن ایشان شده، با ایجاد جذابیتهای لازم در زندگی تأثیر این ابزار را در متن زندگی خود تعدیل نمایید.
4. با برقراری ارتباط میان همسر و دوستان یا نزدیکانِ مؤمن، از طریق تأثیرگذاری غیرمستقیم آنها، ایشان را ترغیب کنید.
افزون بر اینها از راههای الگوسازی و مدیریت خود که توضیح آن در ادامه آمده است، بهره ببریم.
1. ما نمیتوانیم در وهلۀ اول رفتار دیگران را تغییر دهیم، بلکه باید در تلاش باشیم تا خودمان بهترین رفتارها را داشته باشیم تا به برکت رفتارهای خوب ما دیگران نیز اثر مثبت بپذیرند؛ پس تذکردادنهای مداوم، جروبحثکردن در رابطه با نماز و غرزدنهای پیوسته نمیتواند نتیجۀ خوبی به بار آورد.
2. لازم است به میزان پایبندی خود به امور دینی دقت کنیم و حواسمان باشد که درحقیقت این پایبندی شعارگونه نباشد، بلکه اهل عمل باشیم تا اطرافیان از دیدن عمل ما به این امور ترغیب گردند؛ وگرنه اگر سهلانگاری گرچه به میزان محدود در رفتار خود ما هم دیده شود، دیگران انگیزهای برای تغییر نخواهند داشت.
3. تذکر دائم ما به نمازنخواندن همسرمان، کار درستی نیست؛ بهیقین تأثیر امر به معروف عملی از امر به معروف لسانی بیشتر خواهد بود.
4. این مسیر نیازمند صبر، حوصله و ظرافت است؛ بدخلقی و عجله در تغییر، نتیجه معکوس دارد. اصلاح رفتار باید بهتدریج انجام شود.
نتیجه:
برخی از افراد منطقی هستند و با زبان منطق و استدلال راحتتر موضوعی را میپذیرند. برخی دیگر نیز از طریق نصیحت و بیان عوارض و عواقب یک امر تحت تأثیر قرار میگیرند. عدهای نیز فقط با محبتدیدن تغییر میکنند؛ ازاینرو بر ما لازم است متناسب با نوع شخصیت همسرمان از روش مناسب استفاده کنیم. در هیچیک از مراحل ارشاد و راهنمایی از برخورد نیک و احترامنهادن دور نشویم. با فشار و اجبار نمیتوان کسی را هدایت کرد و چهبسا تأثیر منفی آن بیشتر از هدایت گردد. افزون بر این، تبلیغ عملی داشته باشیم؛ یعنی باید آثار خواندن نماز در رفتار و کردار و گفتارمان نمایان باشد. ایجاد تغییر و اصلاح رفتار به صورت ناگهانی بسیار دشوار است؛ بنابراین باید صبر و تحمّل خود را افزایش دهیم تا بهتدریج و آهسته رفتار دیگران را در برابر نماز اصلاح کنیم.






