آداب دعا کردن

بررسی مفهومی جنگیدن با دشمن با دعا در روایات
روایات، دعا را سلاحی برتر از ابزار مادی می‌دانند که مؤمن با آن در برابر دشمنان و سختی‌ها یاری، استقامت و پیروزی می‌یابد.

پرسش:

در روایتی نقل شده است «به وسیله دعا با دشمن بجنگید که دعا از شمشیر کارسازتر است»؛ منظور این سخن چیست؟ منظور نفرین‌کردن دشمن است یا دعا برای هدایتشان و پیروزی خود؟

پاسخ:

«دعا» در متون دینی تنها یک عمل عبادی صرف نیست، بلکه به‌مثابۀ نیرویی معنوی، تربیتی و حتی بازدارنده در برابر تهدیدها و دشواری‌‌ها معرفی شده است. در آیات قرآن کریم و روایات، دعاهایی برای مقابله با دشمنان وارد شده است. در برخی روایات مضمون «دعا سلاح مؤمن است» تکرار شده است و نافذتر از سلاح جنگی دانسته می‌شود. نوشتار حاضر به بررسی محتوایی این روایات می‌پردازد.

الف) دعا؛ سپر معنوی مؤمن در برابر دشمنان

«دعا» در منابع روایی، عملی عبادی و ابزار معنوی با کارکردهای مختلف معرفی شده است؛ از جمله دعا سلاح مؤمن، ستون دین و نور آسمان‌‌ها و زمین خوانده شده است (1). احادیث ارائه‌‌شده نشان می‌‌دهد که دعا به‌مثابۀ ابزار و سلاحی مؤثر برای مؤمن در مواجهه با دشمنان معرفی شده است. محورهای کلیدی این احادیث بر اهمیت دعا در جایگاه یک عمل نیرومند معنوی، درخواست از خدا برای دفع شر و همچنین طلب یاری در برابر تهدیدها تأکید دارند.

1. دعا به‌مثابۀ سلاح و ابزار مبارزه: امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل فرمودند:‏ «أَ لَا أَدُلُّکُمْ عَلَى سِلَاحٍ یُنْجِیکُمْ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ یُدِرُّ أَرْزَاقَکُمْ‏ قَالُوا بَلَى قَالَ تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ: آیا شما را به سلاحى راهنمایى نکنم که شما را از دشمنان رهایى دهد و روزى شماها را فراوان کند؟ عرض کردند: چرا. فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانید؛ زیرا سلاح مؤمن، دعاست» (2).

2. حضرت رضا علیه السّلام همیشه به اصحاب خود می‌فرمود: «عَلَیْکُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِیَاءِ فَقِیلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِیَاءِ قَالَ الدُّعَاءُ: بر شما باد به اسلحه پیامبران. به ایشان عرض شد: اسلحه پیامبران چیست‌؟ فرمود: دعاست» (3).

3. امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الدُّعَاءَ أَنْفَذُ مِنَ‏ السِّنَانِ:‏ دعا از نیزه نافذتر است» (4). در نقل دیگر فرمودند: «الدُّعَاءُ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَانِ الْحَدِیدِ: دعا از نیزۀ تیز نافذتر است» (5). این تعبیر نشان می ‌دهد دعا ابزار قدرتمند معنوی برای مؤمن در تمام عرصه‌‌ها، از جمله مقابله با دشمنان است.

4. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «الدُّعَاءُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ‏ وَ مَتَى تُکْثِرْ قَرْعَ الْبَابِ یُفْتَحْ لَکَ: دعا سپر مؤمن است و هرگاه بسیار درى را کوبیدى، به روى تو باز شود» (6). این روایت با توجه به سپربودن دعا، کارکرد دفاعی‌بودن آن را می‌رساند.

5. عبداللّه بن سنان می‌گوید شنیدم امام صادق علیه السّلام فرمودند: «الدُّعَاءُ یَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ کُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ کُلِّ حَاجَةٍ وَ لَا یُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَ إِنَّهُ لَیْسَ بَابٌ یُکْثَرُ قَرْعُهُ إِلَّا یُوشِکُ أَنْ یُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ: دعا، قضایى که سخت مبرم شده برمى‌‌گرداند؛ بسیار دعا کن که کلید هر رحمت و کامیابى براى هر حاجت است و به آنچه نزد خدا عزوجل است نتوان رسید جز به دعا و هیچ درى بسیار کوبیده نشود جز اینکه امید به بازشدن آن نزدیک شود» (7). این روایت به‌روشنی تأکید می‌‌کند که دعا مانع بلا و شرّ می‌‌شود و کارکردی معادل یک «دفاع» دارد.

ب) مواجهه با دشمن: دعا برای نابودی یا دعا برای هدایت؟

با توجه به مجموعه احادیث، می‌‌توان دریافت که مقصود از جنگ با دشمن به وسیله دعا، منحصر در نفرین یا درخواست هلاکت نیست، بلکه این مفهوم گسترده ‌تر است. درمجموع، محورهای کلیدی «درخواست آمرزش، ثبات‌قدم و نصرت از خداوند در جنگ»، «دعا برای هدایت آنان» و «نفرین بر دشمنان» را نشان می‌‌دهند.

در آموزه‌های دینی، نمونه‌‌هایی از دعا در میدان جنگ ذکر شده است:

1. در قرآن کریم، دعای مجاهدان حقیقی این‌گونه توصیف شده است: «وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ: و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا، بر ما صبر و شکیبایی فروریز و گام‌هایمان را استوار ساز و ما را بر گروه کافران پیروز گردان» (8). همچنین در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ * وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فی‏ أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ: چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند. آنها هیچ‌‌گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان می‌‌رسید، سست و ناتوان نشدند [و تن به تسلیم ندادند]؛ و خداوند استقامت‌‌کنندگان را دوست دارد * سخنشان تنها این بود که پروردگارا، گناهان ما را ببخش و از تندروی‌های ما در کارها چشم‌‌پوشی کن؛ قدم‌های ما را استوار بدار و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان» (9). این آیه نشان می‌‌دهد دعا در جنگ شامل طلب آمرزش، استواری و نصرت از خداوند است.

2. دعای دفع دشمن: امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه برای پیروزی مرزداران و دفع دشمنان دعا می‌فرمایند: «... اللَّهُمَّ افْلُلْ بِذَلِکَ عَدُوَّهُمْ، وَ اقْلِمْ عَنْهُمْ أَظْفَارَهُمْ، وَ فَرِّقْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَسْلِحَتِهِمْ، وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ، وَ بَاعِدْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَزْوِدَتِهِمْ، وَ حَیِّرْهُمْ فِی سُبُلِهِمْ، وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ، وَ اقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ، وَ انْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ، وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ، وَ اقْبِضْ أَیْدِیَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ، وَ اخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ، وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ وَ نَکِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرَاءَهُمْ، وَ اقْطَعْ بِخِزْیِهِمْ أَطْمَاعَ مَنْ بَعْدَهُمْ اللَّهُمَّ عَقِّمْ أَرْحَامَ نِسَائِهِمْ، وَ یَبِّسْ أَصْلَابَ رِجَالِهِمْ، وَ اقْطَعْ نَسْلَ دَوَابِّهِمْ وَ أَنْعَامِهِمْ، لَا تَأْذَنْ لِسَمَائِهِمْ فِی قَطْرٍ، وَ لَا لِأَرْضِهِمْ فِی نَبَاتٍ ...: خدایا، به سبب آن امور، دشمنانشان را در‌هم‌شکن و دست قدرت آن نابکاران را از ایشان جدا ساز و بین دشمن و جنگ‌افزارشان فاصله انداز و بندهای دلشان را از جا بر کن و میان آنان و آذوقه‌هایشان دوری انداز و در فنون جنگی‌‌شان سرگردانشان ساز و از مقصدشان گمراهشان کن و کمک را از آنان بِبُر و از تعدادشان بکاه و دلشان را از بیم و ترس پر کن و قدرتشان را از فعّالیّت بر ضد مرزداران باز دار و زبانشان را از سخن علیه آنان ببند و با شکست‌خوردنشان گروه پشت سرشان را پراکنده ساز و شکست آنان را مایه عبرت دیگران کن و با خواری و زبونی آنان، آرزوهای کسانی را که پس از آنهایند قطع کن. خدایا، زنانشان را عقیم ساز و صلب مردانشان را خشک کن و نسل چهارپایان و گاو و گوسفندشان را قطع فرما، به آسمانشان اجازه باریدن و به زمینشان رخصت روییدن مده» (10). این دعا مستقیم برای دفع دشمن و درخواست برای دفع شرّ، کاستن از دشمنی و رفع خطر است.

3. دعا برای هدایت دشمنان: امام علی علیه السلام در جنگ صفین هنگامى که شنیدند عده‌اى از یارانش به اهل شام دشنام مى‌دهند، فرمودند: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ‏ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ قُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِه: من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید؛ اما اگر کردارشان را تعریف و حالات آنان را بازگو مى‌کردید، به سخن راست نزدیک‌تر و عذرپذیرتر بود. خوب بود به جاى دشنام آنان مى‌گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهى به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهل‌اند، حق را بشناسند و آنان که با حق مى‌ستیزند، پشیمان شده به حق بازگردند» (11).

4. نفرین دشمن: در مواردی که دشمن پس از اتمام حجت، بر کفر و ظلم خود اصرار می‌‌ورزد، مباهله و نفرین (که خود نوعی دعا و درخواست از خدا برای رسواکردن و مجازات ظالم است)، به‌مثابۀ آخرین حربه مطرح می‌‌شود. «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ: پس هرکه با تو درباره او [عیسی] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحی، نسبت به احوال وی] علم و آگاهی آمد، مجادله و ستیز کند، بگو بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم؛ سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم» (12).

همان‌‌گونه که در نمونه‌‌های قرآنی و روایی مشاهده شد، مؤمنان در جنگ از خداوند، طلب آمرزش، نصرت، ثبات‌قدم و هدایت می‌‌کنند. این نوع دعا، سلاحی معنوی برای تقویت روحیه و طلب یاری از منبع قدرت بی‌‌نهایت است. در مواردی که دشمن پس از اتمام حجت، بر کفر و ظلم خود اصرار می‌‌ورزد، مباهله و نفرین (که خود نوعی دعا و درخواست از خدا برای رسوا‌کردن و مجازات ظالم است)، به عنوان آخرین حربه مطرح می‌‌شود.

نتیجه:

احادیث متعددی بر نقش محوری دعا در رویارویی با دشمنان و سختی‌‌ها تأکید دارند. در این روایات، دعا نه‌تنها عملی عبادی، بلکه ابزاری مؤثر و کارآمد معرفی شده است که می‌‌تواند در مقابله با دشمنان، کارسازتر از سلاح‌‌های مادی باشد. این متون بیان می‌‌دارند که دعا، سلاحی برای مؤمنان است که با توسل به آن می‌‌توانند از گزند دشمنان در امان بمانند و بر مشکلات برتری یابند. استفاده از دعا همچون ابزار جامع معنوی در تقابل با دشمن است. این مفهوم هم شامل دعا برای طلب یاری، هدایت، استقامت و پیروزی از خداوند می‌‌شود (مانند دعاهای مجاهدان در میدان جنگ) و هم در مرحله نهایی و پس از اتمام حجت، می‌‌تواند شامل درخواست از خدا برای رسوایی و مجازات دشمن سرسخت (نفرین) باشد. تأکید روایت بر کارسازتر‌بودن دعا از شمشیر، بر نقش تعیین‌‌کنندۀ عامل معنوی و ارتباط با خدا در سرنوشت نبردها دلالت دارد.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج ‏2، ص 468.

2. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 468.

3. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 468.

4. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 469.

5. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 469.

6. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 468.

7. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 470.

8. بقره: 250.

9. آل‌عمران: 146 ـ 147.

10. على بن الحسین علیه السلام امام چهارم؛ الصحیفه السجادیه؛ قم: الهادی، 1376 ش، دعای 27، ص 126.

11.‏ محمد بن حسین شریف الرضى؛ نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)؛ قم: هجرت، 1414 ق، خطبه 206.

12. آل‌عمران: 61.

اصرار بر استجابت دعا نه تنها مورد نهی نیست؛ بلکه در روایات تأکید شده که انسان در دعا کردن مداومت داشته باشد و از اجابت نشدن سریع آن دلسرد نشود.

پرسش:

در برخی احادیث بر لزوم تأکید بر دعا و درخواست از خدا توصیه شده؛ در حالی که در برخی دیگر، از اصرار بر خواسته‌ها نهی شده است. آیا این دو مطلب با یکدیگر تناقض دارند؟

پاسخ:

مقدمه

دُعا، طلب و درخواست بندگان از خداوند برای رسیدن به خواسته‌هاست. در متون دینی، دعا به‌عنوان یکی از راه‌های ارتباط با خدا و برترین عبادت‌ها شمرده شده است. در پرتو دعا انسان با بزرگ‏ترین منبع فیض هستی ارتباط صمیمانه برقرار می‌کند و از تنهایی نجات می‌یابد. برای استجابت دعا شرایطی وجود دارد. یکی از شرایط آن، اصرار بر دعا از سوی بنده است. این نوشتار به بررسی این شرط در روایات می‌پردازد.

پاسخ اجمالی

دُعا، طلب و درخواست بندگان از خداوند برای رسیدن به خواسته‌ها است. در روایات اسلامی تأکید شده که انسان در دعا کردن مداومت داشته باشد و از اجابت نشدن سریع آن دلسرد نشود. بنابراین در دعا و خواستن حاجت از پروردگار نباید مسامحه و سهل‌انگاری شود؛ بلکه باید اصرار ورزید و پافشاری کرد. اما در برخی موارد، از اصرار نامناسب در دعا نهی شده است که منظور از این روایات این است که نباید چیزی را با اصرار نادرست و به‌زور از خداوند بخواهیم، بلکه باید به حکمت او اعتماد کنیم. پس انسان باید بر خواسته خود در هنگام دعا اصرار داشته باشد، اما بر استجابت ظاهری یا همان نتیجه مشخص، اصرار نداشته باشد. اصرار بر دعا امری مطلوب است، البته به شرطی که با رضایت به قضا و قدر الهی همراه باشد.

پاسخ تفصیلی

1. روایات مرتبط با اصرار بر دعا

در روایات اسلامی تأکید شده که انسان در دعا کردن مداومت داشته باشد و از اجابت نشدن سریع آن دلسرد نشود.

از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُلِحِّینَ فِی الدُّعَاءِ؛(1) خداوند اصرارکنندگان در دعا را دوست دارد

ولید بن عقبه هجری می‌گوید: شنیدم امام صادق علیه‌السلام می‌فرمود:‏ «وَ اللَّهِ لَا یُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی حَاجَتِهِ إِلَّا قَضَاهَا لَهُ؛(2) به خدا سوگند، هیچ بندهای در دعا پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزّوجلّ نکند مگر اینکه حاجتش را برآورد

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَرِهَ إِلْحَاحَ النَّاسِ بَعْضِهِمْ عَلَی بَعْضٍ فِی الْمَسْأَلَهِ وَ أَحَبَّ ذَلِکَ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ مَا عِنْدَهُ؛(3) خدا بد دارد که بنده‌ها بر یکدیگر در انجام حاجت اصرار ورزند و اصرار را نسبت به خودش دوست دارد، خداوند عزّوجلّ دوست میدارد که از او درخواست شود و آنچه نزد او است خواهش شود

امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نقل فرمودند:‏ «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً طَلَبَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَهً فَأَلَحَّ فِی الدُّعَاءِ اسْتُجِیبَ لَهُ أَوْ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ «وَ أَدْعُوا رَبِّی عَسی أَلَّا أَکُونَ بِدُعاءِ رَبِّی شَقِیًّا»(4)؛(5) خداوند بندهای را رحمت کند که از خدای عزّوجلّ‌ حاجتی را بخواهد و درباره آن اصرار ورزد، چه اجابت شود و چه نشود، سپس این آیه را خواند: «و به درگاه پروردگارم دعا کنم به امید اینکه در دعا به درگاه پروردگارم بدبخت نباشم»».

در برخی از ادعیه، خداوند با این صفات معرفی شده: «یَا مَنْ لَا یُخَیِّبُ الْمُلِحِّینَ عَلَیْه‏؛(6) ای آن‌که اصرارکنندگان درگاهت را ناامید نمیسازى!»؛ «یا من... وَ لَا یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّین‏؛(7)‏ ای کسی که... اصرار و پا فشاری اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:‏ «لَوْ لَا إِلْحَاحُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی اللَّهِ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ لَنَقَلَهُمْ مِنَ الْحَالِ الَّتِی هُمْ فِیهَا إِلَی حَالٍ أَضْیَقَ مِنْهَا؛(8) اگر مؤمنان برای طلب روزی نزد خداوند اصرار نمیورزیدند خداوند آنها را از آن حال به تنگدستی بیشتری منتقل میکرد

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «إن الله ... جَبَلَ بَعْضَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْإِیمَانِ فَلَا یَرْتَدُّونَ أَبَداً وَ مِنْهُمْ مَنْ أُعِیرَ الْإِیمَانَ عَارِیَّةً فَإِذَا هُوَ دَعَا وَ أَلَحَّ فِی الدُّعَاءِ مَاتَ عَلَی الْإِیمَانِ‏؛(9) همانا خداوند... مؤمنان را به سرشت ایمان آفریده و هرگز برنمیگردند و برخی باشند که ایمانی به عاریت دارند و هرگاه دعا کند و در دعا اصرار ورزد با ایمان بمیرد

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

«إِنَّ الْعَبْدَ الْوَلِیَّ لِلَّهِ یَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَمْرِ یَنُوبُهُ فَیَقُولُ لِلْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهِ اقْضِ لِعَبْدِی حَاجَتَهُ وَ لَا تُعَجِّلْهَا فَإِنِّی أَشْتَهِی أَنْ أَسْمَعَ نِدَاءَهُ وَ صَوْتَهُ وَ إِنَّ الْعَبْدَ الْعَدُوَّ لِلَّهِ لَیَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَمْرِ یَنُوبُهُ فَیُقَالُ لِلْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهِ اقْضِ لِعَبْدِی حَاجَتَهُ وَ عَجِّلْهَا فَإِنِّی أَکْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ نِدَاءَهُ وَ صَوْتَه‏؛(10) بنده‌ای که دوست خداست، وقتی حادثه‌ای برایش رخ می‌دهد، به درگاه خدا دعا می‌کند. خداوند به فرشته‌ای که موکل بر اجابت اوست می‌فرماید: حاجت بنده‌ام را برآور، ولی در آن شتاب مکن که من میل دارم صدا و آواز او را بشنوم. اما بنده دشمن خدا وقتی دعا می‌کند، خداوند بر فرشته موکل به آن حاجت دستور می‌دهد حاجتش را زود برآورید و در برآوردن آن شتاب کنید. که من خوش ندارم صدا و آواز او را بشنوم

از این روایت استفاده می‌شود خداوند وقتی بنده مؤمنی را دوست داشته باشد، اجابت دعای او را به تأخیر می‌اندازد، به دلیل آن که صدای او را دوست دارد و می‌خواهد بنده، بیشتر به درگاهش الحاح و اصرار کند؛ چون تأخیر در اجابت سبب تکرار دعا می‌شود و در نتیجه باعث تقویت نیروی روحی و ایمان دعا کننده می‌گردد. اما فاسق را چون دوست ندارد، فوراً دعایش را اجابت می‌کند تا آن را تکرار نکند.

محمد بن مسلم گوید: به امام گفتم به من دعائی بیاموز: «فَقَالَ فَأَیْنَ أَنْتَ عَنْ دُعَاءِ الْإِلْحَاحِ قَالَ قُلْتُ وَ مَا دُعَاءُ الْإِلْحَاحِ فَقَالَ اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ وَ رَبَّ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالَّذِی تَقُومُ بِهِ السَّمَاءُ وَ بِهِ تَقُومُ الْأَرْضُ وَ بِهِ تُفَرِّقُ بَیْنَ الْجَمْعِ وَ بِهِ تَجْمَعُ بَیْنَ الْمُتَفَرِّقِ وَ بِهِ تَرْزُقُ الْأَحْیَاءَ وَ بِهِ أَحْصَیْتَ عَدَدَ الرِّمَالِ وَ وَزْنَ الْجِبَالِ وَ کَیْلَ الْبُحُورِ ثُمَّ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ثُمَّ تَسْأَلُهُ حَاجَتَکَ وَ أَلِحَّ فِی الطَّلَبِ؛(11) فرمود: تو کجایی که دعای الحاح را بخوانى، گفتم: دعای الحاح چیست‌؟ در پاسخ فرمود: بارخدایا! پروردگار هفت آسمان و آنچه میان آنهاست و پروردگار عرش بزرگ و پروردگار جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و پروردگار قرآن عظیم و پروردگار محمد خاتم پیامبران، راستی من از تو خواهش دارم به آنچه آسمان بر آن برپاست و به آنچه زمین بدان برپاست و بدان پراکنده کنی جمع را و جمع کنی پراکنده را و زنده‌ها را با آن روزی دهی و آمار کنی شمار ریگ‌ها و وزن کوه‌ها و پیمانه دریاها را. سپس درود فرستی بر محمد و آل محمد و سپس حاجت خود را بخواهی و درخواست خود تکرار کنى

این روایات نشانگر مجاز بودن و مطلوب بودن اصرار بر دعاست. بنابراین در دعا و خواستن حاجت از پروردگار نباید مسامحه و سهل‌انگاری باشد؛ بلکه باید اصرار ورزید و پافشاری کرد. ازاین‌رو، پافشاری و اصرار بر دعا، نه‌تنها گناهی ندارد، بلکه کار بسیار خوبی است و خدا آن را دوست دارد.

2. روایات درباره نهی از اصرار نامناسب در دعا

در منابع روایی، تأکید بر دعا و اصرار در آن فراوان است؛ اما در برخی موارد، از اصرار نامناسب در دعا نهی شده است. در ادامه، برخی از روایات که به نوعی توصیه می‌‌کنند در دعا زیاده‌روی و اصرار نادرست نکنید، ذکر می‌شود.

الف. نهی از عجله و بیصبری در دعا

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَعَا لَمْ یَزَلِ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی حَاجَتِهِ مَا لَمْ یَسْتَعْجِلْ؛(12) همانا چون بنده دعا کند خدای تبارک و تعالی در کار حاجت او است مادامی که آن بنده شتاب نکند

در منابع اهل سنت از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده: «لَا یَزَالُ یُسْتَجَابُ لِلْعَبْدِ مَا لَمْ یَدْعُ بِإِثْمٍ أَوْ قَطِیعَهِ رَحِمٍ‌. مَا لَمْ یَسْتَعْجِلْ‌». قِیلَ‌: یَا رَسُولَ اللَّهِ‌! مَا الِاسْتِعْجَالُ؟ قَالَ «یَقُولُ‌: قَدْ دَعَوْتُ‌، وَ قَدْ دَعَوْتُ‌، فَلَمْ أَرَ یَسْتَجِیبُ لِی. فَیَسْتَحْسِرُ عِنْدَ ذَلِکَ‌، وَ یَدَعُ الدُّعَاءَ‌؛(13) دعای بنده مستجاب می‌‌شود، مادامی که برای گناه یا قطع رحم دعا نکند و عجله نورزد. پرسیدند: چگونه عجله می‌‌کند؟ فرمودند: می‌‌گوید: دعا کردم و دعا کردم، اما اجابتی ندیدم، پس ناامید می‌‌شود و دعا را ترک می‌‌کند.» در این روایت، نهی از عجله و ناامیدی در دعا آمده است. نباید به گونه‌ای دعا کرد که اگر سریع مستجاب نشد، فرد ناراحت و ناامید شود.

ب. تعیین تکلیف نکردن برای خداوند در دعا

برخی افراد اصرار دارند که حتماً و سریعاً دعایشان مستجاب شود، در حالی که ممکن است تأخیر در اجابت به نفع آنان باشد. امام علی علیه‌السلام فرمودند: «رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْکَ الْإِجَابَهُ، لِیَکُونَ ذَلِکَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ، وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْآمِلِ؛(14) گاهی در اجابت دعا تأخیر می‌‌افتد تا پاداش درخواست‌کننده بزرگ‌تر و عطای آرزومند کامل‌تر شود.» این روایت توصیه می‌کند که بنده باید به حکمت خداوند اعتماد داشته باشد و اصرار بیش از حد نداشته باشد.

هنگام دعا، انسان نباید برای خداوند تعیین تکلیف کند که حاجت را چگونه و چه زمانی برآورده کند، بلکه باید باور داشته باشد که خداوند بهترین تصمیم را می‌گیرد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ عَسَی أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛(15) چهبسا چیزی را خوش نداشته باشید، در حالی که خیر شما در آن است، و چهبسا چیزی را دوست داشته باشید، در حالی که شرّ شما در آن است؛ و خدا می‌‌داند و شما نمی‌دانید

این آیه نشان می‌‌دهد که گاهی اصرار بر چیزی که فکر می‌کنیم به نفع ماست، ممکن است در واقع به ضرر ما باشد. پس نباید چیزی را با اصرار نادرست و به‌زور از خداوند بخواهیم؛ بلکه باید به حکمت او اعتماد کنیم.

پس انسان باید بر خواسته خود در هنگام دعا، اصرار داشته باشد؛ اما نباید بر استجابت ظاهری یا همان نتیجه مشخص، اصرار کند. مثلاً؛ شخصی که صاحب فرزند نمی‌شود، نباید ناامید شده و دست از دعا کردن بر دارد، بلکه باید تا آخر عمر دعا کند تا خداوند به او فرزند صالح عطا کند؛ اما بر استجابت و نتیجه آن اصرار و پافشاری نکند و از این‌که به‌ظاهر این دعا برآورده نمی‌‌شود، بی‌تابی نکرده و از رحمت الهی ناامید نشده و افسرده نگردد.

ج. دعا باید همراه با تواضع و تسلیم باشد

امام علی علیه‌السلام فرمودند: «خَیْرُ الدُّعَاءِ مَا صَدَرَ عَنْ صَدْرٍ نَقِیٍّ وَ قَلْبٍ تَقِیٍّ؛(16) بهترین دعا آن است که از سینهای پاک و دلی پرهیزکار برخیزد.» دعایی که با پاکی قلب و تسلیم در برابر حکمت الهی باشد، بهتر از دعایی است که همراه با اصرار نامناسب و طلبکاری از خداوند باشد.

در روایات توصیه به دعا و اصرار بر آن شده، زیرا از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده: «الدعاء مخ‏ العبادة؛(17) دعا مخ و اصل عبادت است.» دعا تأثیر معنوی فراوانی برای انسان دارد. آنچه در دعا اهمیت دارد توجه به حقیقت و پی بردن به ارزش دعا است. زیرا دعا نوعی مناجات و توسل موجودی بی‌ارزش با وجود بی‌نهایت است. در پرتو این مناجات، موجود بی‌ارزش، ارزش پیدا کرده و مورد توجه حق تعالی قرار می‌گیرد. «مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ؛(18) پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست اگر دعای شما نباشد.» دعا و توسل به حق تعالی صرفاً ابزاری برای گرفتن حاجت نمی‌باشد؛ بلکه مقصود عبادت و تقرّب به خداوند است. بنابراین دعا کننده چه نتیجه دلخواه بگیرد، چه نگیرد، عبادت کرده و به خداوند نزدیک شده است.

نتیجهگیری:

اصرار بر استجابت دعا نه‌ تنها مورد نهی نیست؛ بلکه در منابع حدیثی به آن توصیه شده است. در روایات تأکید شده که انسان در دعا کردن مداومت داشته باشد و از اجابت نشدن سریع آن دلسرد نشود. اصرار نشانه‌ی امید و توکل است، وقتی بنده‌ای مکرر دعا می‌‌کند، نشان‌ دهنده‌ی اعتماد او به خداوند و امید به رحمت الهی است. تأخیر در استجابت به معنای رد شدن نیست، گاهی تأخیر در اجابت به صلاح بنده است، زیرا خداوند بهتر می‌داند که چه زمانی و چگونه به دعای بنده‌اش پاسخ دهد. اصرار نباید به نوعی طلبکار بودن تبدیل شود، دعا باید همراه با تواضع و پذیرش حکمت الهی باشد، نه اینکه انسان به‌ گونه‌ای دعا کند که گویی به اجابت آن حق دارد. اصرار بر دعا امری مطلوب است، البته به شرطی که با رضایت به قضا و قدر الهی همراه باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. ‏شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، مطبعه حیدریه، نجف، چاپ اول، بی‌تا، ص131.

2. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص475.

3. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص475.

4. سوره مریم، آیه 48.

5. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص475.

6. علی بن الحسین علیه‌السلام، امام چهارم، الصحیفه السجادیه، دعای ششم، دفتر نشر الهادى، قم، چاپ اول، 1376ش، ص204.

7. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص594.

8. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص261.

9. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص419.

10. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص490.

11. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص585.

12. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص474.

13. مسلم بن حجاج،‌ صحیح مسلم، دارالحدیث، 1412ق، ج4، ص2096.

14. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، ص399، نامه 31.

15. سوره بقره، آیه ۲۱۶.

16. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص468.

17. إبن فهد حلى، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، دارالکتب الإسلامی، چاپ اول، 1407ق، ص29.

18. سوره فرقان، آیه 77.

آداب دعا چيست؟
آداب دعا كردن بسيار است و ما در اينجا برخي ازآنچه مرحوم ابن فهد حلي در كتاب عده الداعي بيان نموده را نقل می‌کنیم. آداب دعا به اعتبار زمان انجام اين آداب ...

پاسخ:
آداب دعا كردن بسيار است و ما در اينجا برخي ازآنچه مرحوم ابن فهد حلي در كتاب عده الداعي بيان نموده را نقل می‌کنیم.
آداب دعا به اعتبار زمان انجام اين آداب، به سه دسته قابل‌تقسیم است.
الف) آدابى كه بايد قبل از دعا كردن رعايت كرد:
1. طهارت با غسل و وضو و پاكيزگى لباس از آلودگى‏ها و مباح بودن آن.
2. توجه به قبله و كعبه.
3. استعمال بوى خوش.
4. صدقه دادن: در روايتي از امام صادق (ع) می‌خوانیم: «كَانَ [أَبِي‏] إِذَا طَلَبَ الْحَاجَةَ طَلَبَهَا عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَإِذَا أَرَادَ ذَلِكَ قَدَّمَ شَيْئاً فَتَصَدَّقَ بِهِ وَ شَمَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ وَ رَاحَ إِلَى الْمَسْجِدِ فَدَعَا [وَ دَعَا] فِي حَاجَتِهِ بِمَا شَاءَ.»(1) «هرگاه [پدرم] حاجتى داشت هنگام زوال آفتاب (يعنى ظهر) آن را طلب مى‏كرد، بدين ترتيب كه اولاً چيزى درراه خدا صدقه مى‏داد بعد بوى خوشى استشمام مى‏كرد و سپس به مسجد رفته هر حاجتى داشت آن را به محضر حق‌تعالی عرضه مى‏داشت.»
5. اعتقاد به این‌که خداوند بر برآوردن تمام حاجت‏ها قادر است. پيامبر اكرم (ص) فرموده: «يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل‏َّ مَنْ سَأَلَنِي وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنِّي أَضُرُّ وَ أَنْفَعُ أَسْتَجِيبُ لَهُ»(2) خداوند مى‏فرمايد: «كسى كه مرا بخواند و بداند كه ضرر و نفع همه به دست من است، دعاى او را مستجاب مى‏كنم.»
6. حسن ظن به خداوند، يعنى نسبت به برآورده شدن حاجت خوش‌گمان باشد.
پيامبر (ص) فرمود: «ادعوا اللَّه و أنتم يوقنون بالإجابة»(3) «هنگامی‌که از خدا چيزى مى‏خواهى به اجابت آن يقين داشته باشيد.
ب) آدابى كه بايد در حال دعا كردن رعايت شود:
1. عجله نكردن در استجابت دعا:
در آنچه بر پيامبران گذشته وحی‌شده، آمده است: «وَ لَا تَمَلَّ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنِّي لَا أَمَلُّ مِنَ الْإِجَابَة» (4) «شما از دعا كردن خسته نشويد، من از اجابت خسته نمى‏شوم.»
2. اصرار و پافشارى در دعا:
در حديثي از امام صادق (ع) می‌خوانیم: «أَنَّ اللَّهَ كَرِهَ إِلْحَاحَ النَّاسِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْمَسْأَلَةِ وَ أَحَبَّ ذَلِكَ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُسْأَلَ وَ يُطْلَبَ مَا عِنْدَهُ»(5)
خداوند متعال دوست ندارد كه مردم هنگام درخواست از یکدیگر، اصرار ورزند، اما اين را براى خودش دوست دارد، خدادوست دارد كه مردم آنچه نزد اوست، بخواهند و طلب كنند.
3. نام‏بردن حاجت:
از امام صادق (ع) روایت‌شده است: «َ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَعْلَمُ مَا يُرِيدُ الْعَبْدُ إِذَا دَعَا وَ لَكِنَّهُ يُحِبُّ أَنْ يُبَثَّ إِلَيْهِ الْحَوَائِجُ.» (6) «خداوند متعال حاجت بنده‏اى را كه دعا مى‏كند، مى‏داند اما دوست دارد كه دعاكننده حوايج خود را بر او عرضه كند.»
4. مخفيانه دعا كردن:
از امام هشتم (ع) نقل شده است كه فرمود: «دَعْوَةُ الْعَبْدِ سِرّاً دَعْوَةً وَاحِدَةً تَعْدِلُ سَبْعِينَ دَعْوَةً عَلَانِيَة» (7) «يك دعاى پنهانى معادل هفتاد دعاى آشكار مى‏باشد.»
5. دعا را نسبت به ديگران گسترش دادن:
در روايتي از رسول خدا (ص) می‌خوانیم: «إِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلْيُعَمِّمْ فَإِنَّهُ أَوْجَبُ لِلدُّعَاء»(8) «هرگاه يكى از شما خواست دعا كند، آن را تعميم بدهد (و براى ديگران نيز دعا كند) كه اين عمل در دعا شايسته است.‏»
6. دسته‌جمعی دعا كردن:
امام صادق (ع) فرمود: «مَا اجْتَمَعَ أَرْبَعَةٌ قَطُّ عَلَى أَمْرٍ فَدَعَوُا اللَّهَ تَعَالَى إِلَّا تَفَرَّقُوا عَنْ إِجَابَة» (9) «هرگز نشده است كه چهار نفر براى يك كارى اجتماع كنند و خداوند متعال را بخوانند مگر آنكه با اجابت دعا، متفرق گرديدند».
7. اظهار خشوع:
خداوند به موسى (ع) وحى كرد: «يَا مُوسَى كُنْ إِذَا دَعَوْتَنِي خَائِفاً مُشْفِقاً وَجِلًا وَ عَفِّرْ وَجْهَكَ فِي التُّرَابِ وَ اسْجُدْ لِي بِمَكَارِمِ بَدَنِكَ وَ اقْنُتْ بَيْنَ يَدَيَّ فِي الْقِيَامِ وَ نَاجِنِي حَيْثُ تُنَاجِينِي بِخَشْيَةٍ مِنْ قَلْبٍ وَجِلٍ.‏»(10) «اى موسى چون مرا مى‏خوانى ترسان، بيمناك و هراسان باش و صورتت را به خاك بگذار و براى من سجده كن و در مقابل من بايست و مناجات كن و چون به مناجات مى‏پردازى از روى ترس و بادلی لرزان باش.»
8. مدح و ثناى الهى در ابتداي دعا:
امام صادق (ع) فرمود: «كُلُّ دُعَاءٍ لَا يَكُونُ قَبْلَهُ تَمْجِيدٌ فَهُوَ أَبْتَر»(11) «هر دعايى كه قبل آن مدح و ثناي الهي نباشد ناتمام است.»
9. صلوات فرستادن در آغاز و پايان دعا:
امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْيَبْدَأْ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ يَخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَقْبَلَ الطَّرَفَيْنِ وَ يَدَعَ الْوَسَطَ إِذَا كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَا تُحْجَبُ عَنْهُ. ‏» (12)
«هر كس خواسته‏اى از خدا دارد، اول بر محمد و آل محمد درود بفرستد، سپس حاجت خود را طلب كند، آن‏گاه با صلوات بر محمد و آل او نيز آن را ختم كند، خداوند بزرگ‏تر از آن است كه دعاى ابتدا و انتها را قبول كند و دعاى وسط را رها نمايد، چراكه درود بر پيامبر و خاندان او ردّ نمى‏شود.»
10. گريه كردن در حال دعا:
حضرت على (ع) مى‏فرمايد: «بُكَاءُ الْعُيُونِ وَ خَشْيَةُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ تَعَالَى فَإِذَا وَجَدْتُمُوهَا فَاغْتَنِمُوا الدُّعَاء» (13) «گريه چشم و خشيت دل از بركات و رحمت خداست كه ياد او بالا باشد هرگاه چنين حالتى براى شما پيدا شد، دعا كرده و غنيمت شماريد.»
ج) آدابى كه بعد از دعا كردن بايد رعايت شود:
مرحوم ابن فهد حلى با توجه به روايات آدابى را براى بعد از دعا به شرح ذيل بيان مى‏كند:
1. تكرار دعا، چه دعا به هدف اجابت رسيده باشد يا ظاهراً نرسيده باشد، زيرا خداوند كسانى كه دعا را بعد از رسيدن به هدف رها مى‏كنند توبيخ كرده است.
2. كشيدن دست‏ها به‌صورت
3. بعد از دعا بگويد: «ما شاء اللَّه لا حول و لا قوّة إلّاباللَّه‏». 4. پس از دعا بهتر از قبل از دعا باشد و با انجام گناه بعد از دعا مانع استجابت دعا نگردد. در روايتي از رسول خدا (ص) می‌خوانیم: «اتَّقُوا الذُّنُوبَ فَإِنَّهَا مَمْحَقَةٌ لِلْخَيْرَاتِ إِنَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَنْسَى بِهِ الْعِلْمَ الَّذِي كَانَ قَدْ عَلِمَهُ وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَمْتَنِعُ بِهِ مِنْ قِيَامِ اللَّيْلِ وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُحْرَمُ بِهِ الرِّزْقَ وَ قَدْ كَانَ هَيِّنا» (14) «از گناهان پرهيز كنيد، چون موجب نابودى خيرات مى‏شوند. بنده گناه مى‏كند و در اثر آن، علمى را كه مى‏دانسته فراموش مى‏نمايد. بنده گناه مى‏كند و به‌واسطه آن از نماز شب، بازمی‌ماند. بنده گناه مى‏كند و از آن روزى كه به‌آسانی بايد به او برسد، محروم مى‏شود.»
پی‌نوشت‌ها:
1. ابن فهد حلي، عدة الداعي و نجاح الساعي‏، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1407 ق، ص 56.
2. همان، ص 143.
3. همان، ص 144.
4. همان، ص 154.
5. همان، ص 156.
6. همان.
7. همان.
8. همان، ص 157.
9. همان، ص 158.
10. همان، ص 159.
11. همان، ص 260.
12. همان، ص 167.
13. طبرسى‏، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق، قم، شريف رضي، 1370 ش، ص 317.
14. ابن فهد حلي، عدة الداعي و نجاح الساعي‏، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1407 ق، ص 211.
موفق باشید.