وحدت اسلامی

مهم‌ترین رفتارهای موجب بدبینی دیگر مسلمانان در برابر مکتب اهل‌بیت علیه
رفتار ناشایست شیعیان، آبروی مکتب اهل‌بیت (ع) را به خطر می‌اندازد و تنها راه زدودن بدبینی‌ها، بازگشت به اخلاق عملی و سیرۀ جعفری (صدق، امانت و تواضع)است.

 

پرسش:

بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم السلام، چه رفتارهایی از سوی شیعیان می‌تواند موجب بدبینی دیگر مسلمانان به مکتب اهل‌بیت علیهم السلام شود؟

پاسخ:

یکی از دغدغه‌های همیشگی اهل‌بیت علیهم ‌السلام، ارائۀ تصویری روشن و داوری جامعۀ اسلامی درباره پیروانشان بوده است؛ چراکه خطای پیرو همواره بر ضد پیشوا و مکتب او نوشته می‌شود. بر همین اساس امامان معصوم علیهم ‌السلام با صدور دستورالعمل‌های مؤکد، شیعیان را از رفتارهایی که بذر کینه، بدگمانی و بیگانگی را در دل سایر مسلمانان می‌کارد، برحذر داشته‌اند. در ادامه به بیان رفتارهایی از سوی شیعیان پرداخته می‌شود که می‌تواند موجب بدبینی دیگر مسلمانان به مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام شود.

1. سبّ، دشنام‌گویی و هتک مقدسات مذاهب اسلامی

یکی از برجسته‌ترین عواملی که تعصبات کور را برمی‌انگیزد و راه هرگونه مفاهمه منطقی را مسدود می‌کند، به‌کاربردن ادبیات هتاکانه و لعن‌های آشکاراست. در منظومه اخلاقی قرآن کریم، سبّ معبودهای باطل مشرکان نیز به دلیل پیامدهای منفی آن نهی شده است؛ ازاین‌رو به طریق اولی، دشنام به باورها و شخصیت‌های مورداحترام مسلمانان، خشم و خصومت متقابل را برمی‌انگیزد (1).

ائمه اطهار علیهم ‌السلام نیز همواره شیعیان را از درگیرشدن در دام دشنام‌گویی برحذر داشته‌اند. در حدیثی چنین نقل شده است: «حَدَّثَنَا سُلَیْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنَ الشِّیعَهِ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ یَقُولُ مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ: سلیمان بن مهران گوید: بر امام صادق علیه ‌السلام وارد شدم، درحالی‌که گروهی از شیعیان نزد ایشان بودند. شنیدم که می‌فرمودند: ای گروه شیعه، برای ما زینت باشید نه مایه ننگ و سرافکندگی؛ با مردم با زبان نیکو سخن بگویید، زبان‌هایتان را حفظ کنید و آن را از زیاده‌گویی و کلام زشت بازدارید» (2).

این حدیث بیان می‌کند که شیعیان باید در گفتار عمومی ضمن دوری از بدزبانی، زبان خود را مهار کنند تا چهرۀ اهل‌بیت علیهم ‌السلام مخدوش نشود. امام صادق علیه ‌السلام در حدیثی دیگر دراین‌باره می‌فرمایند: «إِیَّاکُمْ وَ سَبَّ أَعْدَاءِ اللَّهِ حَیْثُ یَسْمَعُونَکُمْ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ قَدْ یَنْبَغِی لَکُمْ أَنْ تَعْلَمُوا حَدَّ سَبِّهِمْ لِلَّهِ کَیْفَ هُوَ إِنَّهُ مَنْ سَبَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ فَقَدِ انْتَهَکَ سَبَ‏ اللَّهِ وَ مَنْ أَظْلَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِمَّنِ اسْتَسَبَّ لِلَّهِ وَ لِأَوْلِیَاءِ اللَّه ...: از دشنام‌دادن به دشمنان خدا درجایی که سخن شما را می‌شنوند بپرهیزید؛ زیرا [در پاسخ] از روی جهل و دشمنی، به خداوند ناسزا خواهند گفت. شایسته است بدانید حقیقت دشنام آنان به خداوند چگونه است: هر کسی به اولیای الهی دشنام دهد، حریم حرمت خدا را شکسته و او را دشنام داده است؛ و چه کسی نزد خداوند ستمکارتر از آن کس است که زمینه دشنام به خدا و اولیای او را فراهم آورد؟» (3).

این روایت نشان می‌دهد دشنام آشکارای شیعیان به مقدسات اهل‌سنت، واکنش تلافی‌جویانه در پی خواهد داشت و سبب می‌شود چهره‌های پاک اهل‌بیت علیهم ‌السلام هدف جسارت قرار گیرند؛ درنتیجه، مسبب اصلی این حرمت‌شکنی و بدبینی عمومی، همان فرد هتاک است.

امیرالمؤمنین علیه ‌السلام در جنگ صفین، هنگامی ‌که شنیدند گروهی از لشکریانشان به شامیان دشنام می‌دهند، آنان را به‌صراحت بازداشتند و فرمودند: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْر: من خوش ندارم که شما دشنام‌گو باشید؛ ولی اگر رفتارهای نادرست آنان را بازگو می‌کردید و وضعیتشان را توضیح می‌دادید، سخنتان درست‌تر و عذرتان موجه‌تر بود» (4). این موعظه نشان می‌دهد مکتب اهل‌بیت علیهم‌ السلام بر بیان منطقی، تبیین مستند و نقد منصفانه تأکید دارد، نه تخریب و دشنام؛ زیرا سبّ، ابزار عاجزان در میدان استدلال است و هرگز دلی را به ‌سوی حق متمایل نمی‌کند.

2. غلو و افراط در مدح

غلو در شأن امامان علیهم ‌السلام و کاربرد واژگان یا تعابیری که مرزهای توحید را مخدوش می‌کند، از بسترهای بدبینی و تکفیر شیعیان در گذر تاریخ بوده است. جریان‌های افراطی و مفوّضه با انتساب صفات اختصاصی خداوند (چون خالقیت یا رازقیت استقلالی) به اهل‌بیت علیهم ‌السلام، موجب شدند مذهب تشیع متهم به شرک و خروج از دایره اسلام ناب شود. به همین دلیل امامان معصوم علیهم ‌السلام شدیدترین موضع‌گیری‌ها را در برابر جریان غلو اتخاذ کردند. امام رضا علیه ‌السلام در تبیین منشأ احادیث غلوآمیز و آثار زیان‌بار آن در میان سایر مسلمانان، پرده از جریانی حساب‌شده برمی‌دارند و می‌فرمایند: «إِنَّ مُخَالِفِینَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِی فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَى ثَلَاثَةِ أَقْسَامٍ أَحَدُهَا الْغُلُوُّ وَ ثَانِیهَا التَّقْصِیرُ فِی أَمْرِنَا وَ ثَالِثُهَا التَّصْرِیحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا فَإِذَا سَمِعَ النَّاسُ الْغُلُوَّ فِینَا کَفَّرُوا شِیعَتَنَا وَ نَسَبُوهُمْ إِلَى الْقَوْلِ بِرُبُوبِیَّتِنَا: مخالفان ما اخباری جعلی در فضایل ما ساختند و آنها را بر سه دسته قرار دادند: نخست: غلو؛ دوم: کوتاهی در حق ما؛ و سوم: تصریح به عیوب و بدی‌های دشمنان ما؛ پس هنگامی‌که مردم غلو درباره ما را می‌شنوند، شیعیان ما را تکفیر می‌کنند و آنان را به باورمندی به پروردگاری ما متهم می‌گردانند» (5). این روایت نشان می‌دهد طرح سخنان نامعقول درباره مقامات معنوی اهل‌بیت علیهم ‌السلام، ثمره‌ای جز برچسب شرک و تکفیر شیعیان از سوی عامۀ مسلمانان را ندارد.

3. انزواطلبی و تعامل‌نداشتن با سایر مسلمانان

جداکردن صفوف از سایر مسلمانان، مشارکت‌نداشتن در مجالس آنان و ترک مساجد و آیین‌های عبادی مشترک، ذهنیت شیعه را در چشم دیگران به فرقه‌ای سرّی، بدبین و نامهربان تبدیل می‌کند. برخی به‌اشتباه گمان می‌بردند پایبندی به ولایت، مستلزم بریدن پیوند و قطع مراودات با اهل‌سنت است؛ درحالی‌که ائمه علیهم ‌السلام برخلاف این سیره امر می‌کردند.

امام صادق علیه ‌السلام در کلامی دقیق و تفصیلی به زید شحام، آداب معاشرت با سایر مسلمانان را چنین ترسیم می‌کنند: «یَا زَیْدُ خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ صَلُّوا فِی مَسَاجِدِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَکُونُوا الْأَئِمَّهَ وَ الْمُؤَذِّنِینَ فَافْعَلُوا فَإِنَّکُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّهُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا کَانَ أَحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَکْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّهُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَرٍ مَا کَانَ أَسْوَأَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ: ای زید، با مردم به ‌مقتضای اخلاق پسندیده‌شان معاشرت کنید؛ در مساجدشان نماز بخوانید، بیمارانشان را عیادت کنید و در تشییع پیکر رفتگانشان حضور یابید، و اگر توانستید امام جماعت یا مؤذن آنان باشید، چنین کنید؛ زیرا هرگاه چنین کنید، می‌گویند: اینان جعفری‌مذهب‌اند، خدا جعفر را رحمت کند که چه نیکو یارانش را تربیت کرده است. و اگر این امور را ترک کنید، می‌گویند: اینان جعفری‌اند، [با طعنه] جعفر چه بد یارانش را تربیت کرده است» (6).

این حدیث بیان می‌کند ائمه علیهم ‌السلام حضور در اجتماعات دینی و مردمی اهل‌سنت را وظیفه‌ای انسانی و اخلاقی برای نمایاندن چهرۀ مهرآمیز اسلام می‌دیدند. انزوای اجتماعی شیعیان موجب شعله‌ورشدن سوءظن‌ها می‌شود؛ درحالی‌که احوالپرسی از بیماران، شرکت در تشییع جنازه‌ها و همبستگی در مساجد، خط بطلانی بر تمامی اتهام‌های ساختگی علیه تشیع می‌کشد.

4. مفاسد اخلاقی، بی‌صداقتی در معاملات و بدعهدی

بزرگ‌ترین تبلیغ برای هر مکتب، تربیت انسان‌های صالح، امین و راست‌گوست. هرگاه مسلمانی مشاهده کند پیرو مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام در دادوستد خیانت می‌کند، وعده می‌شکند یا در امانت ناراستی روا می‌دارد، این فساد رفتاری را به مذهب او نسبت می‌دهد و مجموعۀ مکتب را فاقد پایبندی اخلاقی قلمداد می‌کند. بر همین اساس، امام باقر علیه ‌السلام در بیان معروف خود به جابر بن یزید جعفی، انتساب حقیقی به تشیع را تنها در گرو تقوا و رفتار پسندیده می‌دانند و خط بطلان بر ادعاهای بی‌عمل می‌کشند: «فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا کَانُوا یُعْرَفُونَ یَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَهِ وَ کَثْرَهِ ذِکْرِ اللَّه‏ ... فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ وَ بَیْنَ أَحَدٍ قَرَابَهٌ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَکْرَمُهُمْ عَلَیْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِه: به خدا سوگند، شیعۀ ما نیست جز کسی که تقوای الهی پیشه کند و او را اطاعت نماید. ای جابر، آنان شناخته نمی‌شدند مگر با فروتنی، خشوع، امانت‌داری و یاد فراوان خداوند …؛ پس از خدا پروا کنید و برای آنچه نزد اوست عمل نمایید؛ میان خداوند و هیچ‌کس خویشاوندی نیست؛ محبوب‌ترین و گرامی‌ترین بندگان نزد خدای بزرگ، پرهیزکارترین آنان و کوشاترینشان در اطاعت اوست» (7).

بر این مبنا، سهل‌انگاری در احکام یقینی، بداخلاقی و عدم امانت‌داری نه‌تنها گناهی فردی، بلکه ضربه‌ای مستقیم به آبروی مذهب در چشم دیگر مذاهب است.

در حدیث دیگری امام علیه ‌السلام دربارۀ اخلاق مناسب شیعیان و نگاه اهل‌سنت چنین فرموده‌اند: «إِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَهَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِی أَبِی ع أَنَّ الرَّجُلَ کَانَ یَکُونُ فِی الْقَبِیلَهِ مِنْ شِیعَهِ عَلِیٍّ ع فَیَکُونُ زَیْنَهَا آدَاهُمْ لِلْأَمَانَهِ وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِیثِ إِلَیْهِ وَصَایَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ تُسْأَلُ الْعَشِیرَهُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَهِ وَ أَصْدَقُنَا لِلْحَدِیثِ: هرگاه فردی از شما در دینش پارسایی ورزد، راست بگوید، امانت را ادا کند و با مردم خوش‌رفتار باشد، می‌گویند: این شخص جعفری است؛ این سخن مرا شادمان می‌کند و سرور بر من وارد می‌سازد و می‌گویند: این است تربیت جعفر؛ اما اگر جز این باشد، گرفتاری و ننگ آن متوجه من می‌شود و می‌گویند: این ادب و تربیت جعفر است! به خدا سوگند، پدرم مرا حدیث کرد که در گذشته اگر مردی از شیعیان علی علیه‌ السلام در قبیله‌ای می‌زیست، مایه زینت آن قبیله بود: امانت‌دارترینشان، کوشاترینشان در ادای حقوق و راست‌گوترینشان در گفتار؛ وصیت‌ها و امانات مردم به او سپرده می‌شد و هرگاه از اهل قبیله درباره او می‌پرسیدند، می‌گفتند: کیست مانند فلانی؟! او امانت‌دارترین و راست‌گوترین ماست» (8).

5. افشای بی‌موقع معارف دشوار

آموزه‌های دینی و حقایق تاریخی درجات گوناگونی دارند؛ پاره‌ای از مباحث اختلافی و عمیق، نیازمند ظرفیت، بستر علمی و گفتگوی نخبگانی است. کشاندن مباحث حساسیت‌برانگیز کلامی به کوچه‌ها و بازارهای عمومی یا خطابه‌های عمومی و بدون در‌نظر‌گرفتن ظرفیت مخاطب (که در لسان روایات از آن به فاش‌کردن سرّ یاد شده است) یکی دیگر از ریشه‌های فتنه و بدبینی است.

امام صادق علیه السلام دربارۀ حرمت افشای نسنجیدۀ اسرار مذهب می‌فرمایند: «إِنَّ الْمُذِیعَ لِأَمْرِنَا کَالْجَاحِدِ لَه: همانا افشاکنندۀ [اسرار و معارف پنهانِ] امر ما، همانند انکارکنندۀ آن است» (9).

ترویج نسنجیده مفاهیم سرّی یا تحریک‌آمیز در برابر توده‌های جامعه، ناخواسته بستر نزاع، ریخته‌شدن خون مؤمنان و بدبینی پایدار علیه مذهب اهل‌بیت علیهم ‌السلام را رقم می‌زند. رعایت حکمت، زمان‌شناسی و حفظ آرامش عمومی در تعامل با جهان اسلام، یک فریضه دینی و عقلی است.

نتیجه:

تشیع بیش از آنکه در ادعا و شعار باشد، در اخلاق و شیوۀ برخورد با دیگران خلاصه می‌شود. ائمه اطهار علیهم ‌السلام راه جذب قلوب را در دشنام‌دادن یا کناره‌گیری از جامعه اسلامی نمی‌دیدند، بلکه آنها «راست‌گویی»، «امانت‌داری» و «حضور در میان سایر مسلمانان» را بزرگ‌ترین تبلیغ برای مذهب می‌دانستند. اگر امروز دیده می‌شود در بخشی از جهان اسلام بدبینی به مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام وجود دارد، باید پیش از هر چیز در رفتارهای خود شیعیان بازنگری کرد. دوری از غلو، پرهیز از توهین به مقدسات دیگران و داشتن انصاف در زندگی، همان «ادب جعفری» است که می‌تواند چهره واقعی و نورانی تشیع را به تمام دنیا نشان دهد و پیوندهای برادری را دوباره زنده کند.

پی‌نوشت‌ها:

1. انعام: 108.

2. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الأمالی؛ تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 400، ح 17.

3. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏8، ص 8، ح 1.

4. محمد بن حسین شریف الرضی؛ نهج‌البلاغه؛ محقق/ مصحح: صبحی صالح؛ قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 323.

5. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام؛ محقق/ مصحح: مهدی لاجوردى؛ تهران: نشر جهان‏، 1378 ق، ج‏ 1، ص 304، ح 63.

6. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏ 1، ص 383، ح 1128.

7. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 74، ح 3.

8. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 636، ح 5.

9. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 224، ح 8.

با توجه به تقویت واهمیت وحدت در بین مسلمانان چرا در سالگرد واقعه عاشورا بجای برجسته نمودن نهضت حق طلبانه امام حسین در منابر و دسته جات اختلافات آباء و اجداد فردی نمود بیشتری دارد و بیشتر بر فرم نمایشی این نهضت تمرکز دارید؟ چون یک واقعه حتی بطور مثال فرض کنید از دست دادن فردی از اقوام به علت قتل را زیادی در سالگرد آن فرد دائماً یادآوری کنید کینه بین خانواده قاتل و مقتول هر سال شدیدتر می شود. پس بخشش اسلام کجاست؟ مگر نه اینکه دائماً بر بخشش برادران و دیگران در اسلام تأکید شده، پس چرا این عمل در تاسوعا و عاشورا هر ساله انجام نمی شود و فقط کینه بین حکومت های اسلامی دائما به مردم یادآوری می شود تا تخم جاهلیت برکنده نشود؟

پاسخ:
این گونه نیست که در سالگرد عاشورا -در همه منابر- سخن از مسایل اختلافی باشد تا با وحدت جهان اسلام منافات داشته باشد، بلکه در این ایام، به موضوعات اسلامی و همه ابعاد زندگی امام حسین (علیه السلام)، مانند عفو، فداکاری، دین مداری، عزت مندی و ظلم ستیزی حضرت پرداخته می شود، که این ها عوامل وحدت اسلامی و استقلال جهان اسلام هستند. از سوی دیگر در ایام عاشورا ازعلل و اهداف قیام امام حسین (ع) بحث می شود که این اهداف نیز مورد توجه همه مسلمانان می باشد. عامل اختلاف و کینه توزی نیستند. این اهداف عبارتند:
1. زنده كردن اسلام.
2. آگاه ساختن مسلمانان و افشاي ماهيت امويان.
3. احياي سنّت نبوي.
4. اصلاح جامعه و بيدار كردن امت.
5. از بين بردن سلطه استبدادي سلطه بني اميه.
6. آزادسازي اراده ملّت از محكوميت سلطه و زور.
7. حاكم ساختن حق و نيرو بخشدن به حق پرستان.
8. تأمين قسط و عدل اجتماعي و اجراي قانون شرع.
9. از بين بردن بدعت ها و كجروي ها.
10. تأسيس يك مكتب عالي تربيتي و شخصيت بخشيدن به جامعه.
11. زنده كردن سنّت مهمّ فراموش شدة امر به معروف و نهي از منكر.(1) .
سخن گفتن از جنایات امویان از جمله یزید به وحدت اسلامی لطمه نمی زند، زیرا یزید به خاطر جنایات، دین ستیزی و به شهادت رساندن امام حسین (ع) از چهره های منفور محسوب می شود. حتی برخی از عالمان اهل سنت لعن وی را جایز دانسته اند. (2)
ابن جوزی (م659ق) از دانشمندان اهل سنت برای کفر و جواز لعن یزید دلایل متعدد ارائه داده است (3). امام حسین (ع) نیز از یزید به عنوان انسان فاجر و فاسق و شرابخوار یاد نمود.(4) آیا سخن گفتن از چنین انسانی باز هم با وحدت و آموزه های آن منافات دارد؟
بحث در باره ابعاد قیام امام حسین (ع) سخن از کینه توزی از دو شخص، دو قوم و قبیله، و بحث از قاتل و مقتول نیست، بلکه سخن از دو فرهنگ و دو جریان حق و باطل و عدالت و ظلم است. سخن از خط امام حسین (ع) است که پرچمدار همه خوبی ها است. خط یزید که پرچمدار همه بدی ها است. در حادثه عاشورا سخن از امویان دین ستیز و ظالمان تاریخ و سخن از خاندان رسول خدا است که همیشه پرجمدار حفظ دین بودند.
همچنین سخن از عاشورا سخن از امر به معروف و نهی از منکر است که طبق آیات و روایات این امر وظیفه همگانی است. امام حسین یکی از اهداف قیام خود را حفظ اسلام و احیای سنت رسول خدا، اقامه حق و از بین بردن باطل و امر به معروف و نهی از منکر بیان نمود:
" الا ترون الی الحق لایعمل به والی الباطل لایتناهی عنه، ليرغب المؤمن فى لقاء الله، فانى لا ارى الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما (5) ... انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى، اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير لبسيرة جدى و ابى على بن ابى طالب‏».
حضرت در نامه خود به بزرگان بصره نوشت:
...انا ادعوكم الى كتاب الله و سنة نبيه، فان‏ السنة قد اميتت و البدعة قد احييت فان تسمعوا قولى اهدكم سبيل الرشاد». همچنین امام در نامه‏ اى كه همراه مسلم بن عقيل به كوفيان نوشت، رسالت امامت را اين گونه ترسيم‏ فرمود:«...فلعمرى ما الامام الا العامل بالكتاب و الاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس‏ نفسه على ذات الله، و السلام‏».(6)
سخن از امر به معروف و مبارزه با رهبر ظالم و احیای سنت رسول خدا (ص) بحث از دو فرد یا دو قبیله است یا سخن از مصالح جامعه اسلامی است که همه مسلمانان دوست دارند این گونه مسایل بازگو شود؟ مهم تر از همه اینکه معصومین (ع) برای امام حسین (ع) عزاداری نمودند و در عزاداری ها همه ابعاد قیام امام مطرح می شد. امامان معصوم علی رغم این که در دوران امامت خویش در محدودیت های شدیدی به سر می بردند و حاکمان مستبد اموی و عباسی سایه شوم خود را بر شهرهای اسلامی گسترده بودند، ولی با اتخاذ صحیح ترین تصمیم ها و موضع گیری های مناسب و با استفاده از مؤثرترین شیوه ها توانستند از فرهنگ عاشورا و دستاوردهای ارزشمند آن به صورت شایسته پاسداری کنند و راه حماسه آفرینان کربلا را تداوم بخشند. این امر نشان می دهد که سخن گفتن از ابعاد قیام امام حسین مورد توجه معصومان بوده و منافی وحدت اسلامی نبوده است .
بله ما هم باور داریم که در ایام عاشورا سخن از عفو و گذشت هم باید باشد. اتفاقا در ایام عاشورا از عفو و گذشت هم سخن به میان می آید، یعنی سخنرانان و مداحان همان طور که مباحث مربوط به امام حسین و اسلام را مطرح می کنند، از عفو و گذشت هم سخن می گویند، ولی معنایش این نیست که از دیگر موضوعات نهضت امام حسین سخن به میان نیاید.
چنين تصوري كه زنده نگاه داشتن قيام امام حسين حس انتقامجويي را بين حاكمان و حتي انسان ها نسبت به دشمنان شان تقويت مي كند و اتحاد مسلمانان را تحت الشعاع قرار مي دهد، سخني ناصواب است.

پی نوشت ها:
1.جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 62، نشر معروف ،قم،1387 ش .
2. نگاهی نو به جریان عاشورا ، ص 241، بوستان کتاب ، 1388 .
3.همان ، ص243، به نقل ازتذکره الخواص ،ص 290-292 .
4.بحار الا نوار، ج44 ،ص325 .
5.همان، 387 .
6 .همان ،ص387 ؛فرهنگ عاشورا ، جواد محدثی ،ص62-63.