پرسش وپاسخ

با عرض سلام و خسته نباشید. اگر خداوند خود مسئولیت هدایت انسانها را بر عهده گرفته است پس چرا بعضی از انسانها در خانواده یا محیط بدی رشد مییابند و بعضی در خانواده خوب و تاثیر محیط برای آنان غیرقابل انکار است، مگر عده ی کمی که در این معادله برعکس عمل میکنند که البته تعدادشان بسیار کم است؟

پاسخ:
معتقديم كه خداوند هدايت كننده بندگان به سوي حقيقت و سعادت است .به همين خاطر يكي از نام هاي او «هادي» است ؛ اما بايد بدانيم كه در اين زمينه دو نوع هدايت وجود دارد ، هدايت هاي عمومي و هدايت هاي خصوصي .
هدايت عمومي در دو نوع هدايت خلاصه مي گردد:
1 - هدايت عمومي تكويني :
مقصود از چنين راهنمايي اين است كه خداوند همه موجودات را آفريد . هر كدام را با وظايف آفرينش خود آشنا ساخت: «قال ربنا الذى اعطا كل شىء خلقه ثم هدى »(1)يعني : گفت :پروردگار ما همان كسي است كه به هر موجودي آن چه را لازمه آفرينش او بوده ،داده ،سپس هدايت كرده است .
در همين مسير، خداوند بستر و زمينه هدايت انسان را كه همان عقل و قوه ادراك حقيقت از باطل و درستي از نادرستي است ،به وي اعطا نموده است .بدين جهت انسان به واسطه قوه عقل و ادراك خود و از طريق فطرت و ادراكات روحي و ودروني خود بسياري از حقايق را لااقل به شكل مختصر و مجمل در مي يابد . مي تواند مسير حركت و جهت گيري خود را بر ات اساس معين نمايد .
بالاتر از همه اين ها ، خداوند دغدغه و ميل به يافتن حقيقت و مسير صحيح را در درون انسان قرار داده كه همين دغدغه و ميل است كه اولين گام مهم در مسير هدايت هاي كامل و دقيق محسوب مي گردد .
2 - هدايت عمومي تشريعي :
از آن جا كه انسان موجودي است داراي عقل و شعور ،خداوند هدايت تكوينيش را با هدايت تشريعي او به وسيله پيامبران همراه كرده است . در واقع هدايت تكويني از درون برمي خيزد و راهنمايي مي كند، ولي هدايت تشريعي از بيرون متوجه انسان مي گردد . دست او را مي گيرد و از مراحل خطرناك عبور داده و به مقصود مي رساند. اين نوع هدايت كه به وسيله پيامبران , اولياي الهي , امامان و كتاب هاي آسماني انجام مي گيرد ،عمومي است . در اختيارهمگان قرار دارد . همه افراد بشر مي توانند از آن ها بهره بگيرند.
قرآن مجيد مي فرمايد:
«قل يا ايهاالناس قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فانما يهتدى لنفسه و من ضل فانما يضل عليها و ما ان عليكم بوكيل (2); بگو اي مردم، حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده ،هركس (درپرتو آن ) هدايت يابد ،براي خود هدايت شده و هر كسي گمراه گردد ،به زبان خود گمراه مي گردد و من مأمور به (به اجبار) شما نيستم ».
در جاي ديگر مي فرمايد: «ان هديناه السبيل اما شاكراً و اما كفوراً(3);ما راه را به او نشان داديم ،خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس ..»
نيز فرموده :« ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصلحت ان لهم اجراً كبراً (4) ; اين قرآن به راهى كه استوارترين راه ها است، هدايت مى كند . به مؤمنان كه اعمال صالح انجام مي دهند، بشارت مي دهد كه برا آن ها پاداش بزرگي است» . اين آيات شريفه به روشني مي رساندكه هدايت تشريعي عمومي است .در حق تمام افراد انسان انجام مي گيرد .اين وظيفه بشر است كه از آزادي خود بهره گرفته و از هدايت هاي همگاني استفاده كند.
هدايت خصوصي :
هدايت خصوصي هم وجود دارد كه عنايت خاص الهي براي گروهي از بندگان مخصوص خداست،يعني افرادي كه از هدايت عمومي بهره گرفته ، روح و روان آنان از فروغ وسايل هدايت همگاني روشن گرديده است ، كساني كه به مخالفت كشش فطرت و راهنماي خرد و دعوت پيامبران برنخاسته و خود را در مسير وزش نسيم رحمت و هدايت قرار داده باشند.
اين گروه به خاطر بهره گيري از هدايت هاي عمومي از عنايات خاص الهي بهره مند شده ، مشمول مددهاي غيبي و توفيق هاي الهي مي گردند. اين عده هم شايستگي استفاده از هدايت خصوصي را از پذيرش سخن پيامبران الهي و كتب آسماني كه به حسن اختيار خود پذيرفته و به كار بسته اند ،به دست مي آورند. اين كه مي گوييم اين نوع هدايت ازآن گروهي است كه از وسايل هدايت عمومي بهره مند شوند, مطلبي است كه قرآن را در آيات مختلف بيان كرده است :
« والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» (5); آن ها كه در راه ما جهاد و كوشش كنند ،به راه هاي خود هدايت شان خواهيم كرد.» و :
« الله يجتبى اليه من يشاء و يهدى اليه من يريد (6);خداوند هر كسى را بخواهد برمي گزيند و كسي را كه به سوي او باز گردد ،هدايت مي كند».
با توجه به اين نكات روشن مي شود كه خداوند همه بندگان را به نوعي در مسير هدايت قرار مي دهد . هريك به فراخور حال و روز خود و البته اعمال و رفتار خود به نوعي از هدايت هاي الهي بهره مند مي گردد ؛ اما در اين مسائل همان طور كه تفاوت ها ناشي از كيفيت استفاده فرد از هدايت هاي عمومي قبلي مطرح است ،انواع تفاوت ها و اختلاف ها در اصل هدايت هاي عمومي هم وجود دارد ئ افراد مختلف در اين خصوص داراي بسترها و زمينه هاي متفاوتي هستند كه به نظر مي رسد امكان هدايت در آن ها كاملا متفاوت خواهد بود .
هرچند اختلاف زمينه ها و محيط ها به نوعي منجر به تفاوت رويكرد و جهت گيري هاي انسان ها در زندگي مي شود ، اما به معني تبعيض در هدايت آن ها از جانب خداوند نيست ؛ در حقيقت مساله اصلي در كيفيت و كميت ميزان معرفت و مسئوليت و تكليف هر فرد است كه هدايت مناسب حال او را رقم مي زند .
هدف حقيقي از حيات دنيايي ما رسيدن به كمالات و ارزش هاي وجودي مان است كه در مسير هدايت يافتن به سوي حقيقت شكل مي گيرد ، اما تكامل و هدايت مورد توقع از ما تكاملي است كه در ظرف مقدرات و داده هاي الهي شكل مي گيرد، نه تكامل و هدايتي مطلق كه براي بالاترين انسان ها متصور و ممكن است .
در واقع تكامل مورد انتظار از هر فرد به فعليت رساندن ظرفيت هاي بالقوه اي است كه براي او با توجه به فرصت ها و امكانات گوناگون الهي برايش متصور و ممكن بود . مي توانست در فرصتي كه به او داده شده بود، آن ها را با حسن اختيار و انتخاب خود در وجود خويش متجلي سازد . اگر به فردي فرصت داده مي شد به چه كمالاتي دست مي يافت ،ارتباطي با اصل لزوم تكامل دنيايي انسان ندارد.
در نتيجه هدايت و كمال مورد نظر و مورد توقع از افراد در موقعيت هاي مختلف كاملا متفاوت است . اين گونه نيست كه خداوند زمينه هدايت و تكامل ناچيزي براي فردي ايجاد نمايد ، اما توقع دستيابي به هدايتي تمام و كامل از او داشته باشد ؛ چنين فردي اگر به حجم هدايت و كمال مورد توقع از خودش برسد ، هدايتي همچون هدايت انسان هاي كامل و در موقعيت هاي خاص را براي خود حاصل نموده و كمال مناسب حال خويش را به كسب كرده است .
پي نوشت ها:
1 . طه (20) آيه 50 .
2 . يونس (10) آيه 108.
3 . انسان (76) آيه 3.
4 . اسراء (17) آيه 9.
5 . عنكبوت (29) آيه 69.
6 . شورا (42) آيه 13 .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

می خواستم بدانم طهارت اندام تناسلی مردان بعد از بول کردن چگونه است؟

كافي است سر آلت را با آب بشوييد . در اين صورت طهارت حاصل مي شود. اما بهتر است بعد از بول كردن استبرا نمايند و بعد خود را بشويند.
استبرا عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى‏دهند تا قطرات ادراري که در مجري مانده باشد، با استبرا خارج گردد.
استبرا داراي اقسامي است و بهترين آن ها اين است : بعد از قطع شدن بول، اگر مخرج غائط نجس شده، اول آن را تطهير كنند، بعد سه دفعه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشند . بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه‏گاه بكشند . پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.(1)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع،ج1، مسئله 72.

با عرض سلام مي خواستم بدانم اگر كسي مجبور باشد در ماه مبارك روزي حدودا 7 ساعت درس بخواند مي تواند روزه نگيرد و بعدا روزه بگيرد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛

مواردي که بيان کرديد ،مجوز شرعي براي خوردن روزه نيست. برنامه هاي خود را بايد به گونه اي تنظيم کنيد که منافات با روزه نداشته باشد.(1) مي تواني از بعد از اذان صبح تا قبل از اذان ظهر (در فاصله اين دو هر وقت خواستي) بروي به مسافرت . در مسافرت روزه ات را بشکني و برگردي .در اين صورت روزه نيستي . مي تواني بخوري و بياشامي و بعدا قضاي روزه را بگيري.
حد اقل بايد 5/22کيلومتر بروي وبرگردي تا رفت و برگشت بشود 45 کيلومتر.
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر (7720500-0251) آيه الله فاضل .

با عرض سلام لطفا در مورد ايه 27 سوره فصلت كه مي فرمايد (ما كافران را البته عذاب سخت بچشانيم و بدتر از انچه كه كردند كيفر كنيم) توضيح دهيد چرا بيشتر از انچه كه انجام دادند كيفر مي شوند مگر نه اينكه در ايات ديگر قران ذكر شده است كه هر كس باندازه كاري كه انجام داده مجازات مي گردد.

2اين که خدا عادل است و گناهکار را يا مي بخشد يا حداکثر به اندازه گناهش مجازات مي کند و نه بيش تر؛ اما در باب پاداش نه تنها هيچ عملي رابدون پاداش نمي گذارد، بلکه اضافه هم مي دهد، اصلي است قطعي و آيات زيادي از قرآن بر آن دلالت دارد از جمله:
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ؛(1)
هر كس كار نيكى به جا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، هر كس كار بدى انجام دهد، جز مانند آن، كيفر نخواهد ديد و ستمى بر آن ها نخواهد شد.
لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى‏ وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُون‏ وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها؛ (2)
كسانى كه نيكى كردند، پاداش نيك و افزون بر آن دارند . تاريكى و ذلّت، چهره‏هاي شان را نمى‏پوشاند. آن ها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند. امّا كسانى كه مرتكب گناهان شدند، جزاى بدى به مقدار آن دارند .
لِيَجْزِيَ الَّذينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى‏(3)
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها (4)
هر كس بدى كند، جز مانند آن كيفر داده نمى‏شود.
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها؛ (5)
كيفر بدى، مجازاتى است همانند آن‏.
وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها ؛(6)
امّا كسانى كه مرتكب گناهان شدند، جزاى بدى به مقدار آن دارند.
البته مجازات و کيفر و پاداش در آخرت قراردادي نيست بلکه اعمال خوب و بد انسان صورت ملکوتي دارند .کيفر و پاداش، دادن اعمال به عمل کننده در قيامت است. در قيامت اعمال گناهکار را که صورت ملکوتي آن ها ظلمت، آتش ، مار ، عقرب و زقوم است ،به او مي دهند و نه بيش تر . اعمال نيکوکار را هم که صورت ملکوتي آن ها نور ، حور و قصور است، با اضافه و فضل و زيادي که هديه حق تعالي است، به او مي دهند.
آيات زير حکايت از اين معنا دارد که کيفر و پاداش انسان ها همان اعمال شان است:
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيدا ؛(7)
روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر مى‏بيند و آرزو مى‏كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زيادى باشد.
لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏ ؛(8)
امروز عذرخواهى نكنيد، چرا كه تنها به اعمال تان جزا داده مى‏شويد!
اما آيه 27 به شرح زير است:
فَلَنُذيقَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا عَذاباً شَديداً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ؛
به يقين به كافران عذاب شديدى مى‏چشانيم، و آن ها را به بدترين اعمالى كه انجام مى دادند، كيفر مى‏دهيم!.
در اين آيه خلاف اصل بالا سخن نگفته، بلکه از باب تاکيد و تصريح و براي انذار کافران فرموده به يقين در مقابل کارهاي بدترشان که سيره و رفتار پيوسته آن ها شده بود، کيفر مي شوند. در اين جا به کيفر اعمال بدترشان که سيره آن ها بود، تصريح کرده و نسبت به بقيه سکوت کرده تا تهديد اثر گذارتر باشد .
متاسفانه اشکال کننده محترم آيه را بد ترجمه کرده ، خود را دچار شبهه ساخته است. بعضي از مترجمان هم متاسفانه دقت نکرده ،مشابه ترجمه بالا را ارائه داده اند و در ايجاد شبهه سهيم بوده اند.
پي نوشت ها:
1. انعام(6)آيه160.
2. يونس(10)آيه 26-27.
3. نجم(53)آيه31.
4. غافر(40)آيه40.
5. شوري(42)آيه40.
6. يونس(10)آيه27.
7. آل عمران(3)آيه30.
8. تحريم(66)آيه7.

اگر کسی در گذشته(نوجوانی) از شخصی پولی قرض گرفته باشد و تا امروز پرداخت نکرده باشدو به شخص دسترسی نداشته باشد آیا میتواند مبلغ آنرا از طرف شخص خیرات کند؟

با سلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز
در صورتي که آن شخص را مي شناسيد ،بايد او را پيدا کرده و قرض را پرداخت کنيد . در صورتي که اصلا به او دسترسي نداريد و او را پيدا نمي کنيد ،مي توانيد از طرف او صدقه (فقط به فقرا) بدهيد و بعدا اگر او را پيدا کرديد، قرض خود را ادا کنيد.(1)
لطفا در ارتباط بعدي نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد.
پي نوشت :
1 . .سوال تلفني از دفتر(7746666-0251) آيه الله خامنه اي .

با عرض سلام مي خواستم بدانم اگر در شرايط خاص فرد مجبور باشد در ماه مبارك درس بخوان ( حدودا روزي 7 ساعت ) مي تواند روزه نگيرد و بعدا روزه بگيرد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛

مواردي که بيان کرديد ،مجوز شرعي براي خوردن روزه نيست. برنامه هاي خود را بايد به گونه اي تنظيم کنيد که منافات با روزه نداشته باشد.(1) مي تواني از بعد از اذان صبح تا قبل از اذان ظهر (در فاصله اين دو هر وقت خواستي) بروي به مسافرت . در مسافرت روزه ات را بشکني و برگردي .در اين صورت روزه نيستي . مي تواني بخوري و بياشامي و بعدا قضاي روزه را بگيري.
حد اقل بايد 5/22کيلومتر بروي وبرگردي تا رفت و برگشت بشود 45 کيلومتر.
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر (7720500-0251) آيه الله فاضل .

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان لطفا بفرمائید نگاه کردن به زن مسلمانی که رعایت عفت و حجاب ندارد و کلا در قید و بند پوشش نیست حکمش چیست؟ چون در محیط کار ما از این زنان زیادند و همچنین در جامعه هم متاسفانه این موضوع زیاد شده است با تشکر از راهنمائی شما

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
بدون قصد شهوت و بدون ترس افتادن در گناه اشکال ندارد. آيت الله سيستاني فرموده:
نـگـاه كردن به بدن زن هاى مبتذل كه اگر كسى آن ها را امر به حجاب نمايد، اعتنا نمى كنند عاشكال ندارد ،مشروط به آن كه بدون قصد لذت و ترس وقوع در حرام باشد ,
در اين حكم فرقى ميان زن هاى كفار و ديـگـر زنـ هـا نـيست . هم چنين فرقى نيست ميان دست و صورت و ديگر جاهاى بدن كه عادت آنان به پوشانيدنش نمى باشد. (1)
پي نوشت:
1. آيت الله سيستاني ،توضيح المسائل ،م 2393.

کسی که اینگونه است و شرایط ازواج هم محیا نیست باید چه کند.حکم کسی در روز چندین بار ممکن است دچار این مشکل شود و کوچکتری و ناچیز ترین چیز او را به گناه بیاندازد چیست؟

با سلام وتشکر از ارتباط با اين مرکز
تحريک شدن شهوت اشکالي به نماز و روزه وارد نمي کند ، مگر اينکه يقين داشته باشد که آنچه از او خارج شده ،مني است . در صورتي که خروج آب همراه با شهوت زياد وجستن و سست شدن بدن(هر سه با هم ) باشد، حکم به مني مي شود.(1) در غير اين صورت حتي اگر آبي از انسان خارج شود ،پاک مي باشد. خارج شدن بي اختيار مني روزه را باطل نمي کند.
غير از بول و مني سه آب ديگر از انسان خارج مي شود :
1.مَذي :آبي که گاه بعد از تحريک شهوت از انسان خارج مي شود .
2.وَذي : آبي که گاه بعد از مني بيرون مي آيد .
3. وَدي : آبي که گاه بعد از بول بيرون مي آيد و کمي سفيد و چسبنده است .
همه اين آب ها در صورتي که مجرا آلوده به بول و مني نباشد ، پاک است .
براي اينکه بول در مجرا نماند، بايد استبرا کند. (2)
کارشناسان مسايل جوانان،براي کنترل غريزة جنسي راهکارهاي متعدد ومتفاوتي بيان کرده اند ،به برخي از آن ها اشاره مي کنيم:
ا -داروئي وغذايي:
1- داروهايي جهت کاهش شهوت جنسي به صورت آمپول وقرص وپودر در داروخانه ها موجود است.
2- برخي داروهاي گياهي در کاهش غريزه جنسي تأثيرزيادي دارند مثل سداب که گياهي است داراي برگ هاي ريز وباريک، ولي بسيار بد بو که به يوناني فيجن ودر شمال ايران (تنکابن ومناطق ديلمان )پيم ناميده مي شود.عصاره وجوشانده برگ آن ميل شود (3)هم چنين کافور که پودر آن در برخي از خوابگاه هاي شبانه روزي ايران ،براي تعديل غريزه جنسي جوانان ،در غذاهاي شان مي ريزند .البته براي تعيين مقدار آن حتما بايد با پزشک مشورت شود.
3- استفاده ازغذاهايي که طبع سرد دارند مثل عدس، لبنيات به خصوص ماست،وسبزي به ويژه کاهو وکلم .
4- از خوردن مواد غذايي انرژي زا ومحرک که طبيعت گرم دارند،مانند:عسل ،خرما،پياز،موز، ارده شيره ،قاووت،سير،تخم مرغ،فلفل وانواع ادويه جات، گردو،پسته و... پرهيز کنيد يا به حد اقل برسانيد .
5- کم‌خوري: يکي ديگر از راه‌هاي کنترل غريزة جنسي، دوري از پرخوري است. از اين رو در روايات اسلامي از روزه‌داري به عنوان عامل تعديل غريزه جنسي ياد شده است.
يامبر اکرم(ص) مي‌فرمايد: «اي جوانان، هر يک از شما قدرت ازدواج دارد، ازدواج کند و اگر قدرت ندارد روزه بگيرد، زيرا روزه گرفتن براي کنترل شهوت مفيد است».(4)
بـ- طرد افکار و راه هاي شيطاني:
1- مشکل‌ترين مرحله رويارويي با انحراف جنسي، سالم سازي انديشه و پرهيز از افکار شهوي است. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «کسي که در اطراف گناه بسيار بينديشد، سرانجام به آن کشيده خواهد شد».(5)
2- ـ کنترل چشم: نگاه راهبر دل و دام شيطان و بذر شهوت است. براي مهار غريزة جنسي بايد از ديدن آن چه که ميل جنسي را تحريک مي‌کند خودداري کرد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «بهترين عامل روگرداني از شهوات، فروبستن چشم‌ها است».(6)
3ـ عدم اختلاط زن و مرد: همنشيني زن و مرد و هم‌سخن شدن و خلوت کردن با يکديگر زمينه را براي تحريک شهوت جنسي فراهم مي‌کند.
4- از تماشاي برجستگي‏هاي بدن خود و ديگران و صحنه‏هاي تحريك كننده جدا خود داري كنيد.
5- از فكرکردن و ترسيم نمودن صحنه‏هاي محرك در ذهن و خيال پرهيز کنيد
6-از گوش دادن به آوازها و موسيقي‏هاي تحريك‏كننده و مبتذ ل اجتناب کنيد.
7- از نشست‏هاي غفلت‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريك‏آميز،فاصله بگيريد.
ج- استفاده از فرصت ها:
1- براي تمام اوقات شبانه روز خود برنامه‏اي منظم ، تدوين كنيد و هيچ زماني را بدون برنامه قبلي سپري نكنيد زيرا براي آن اوقات شيطان برنامه‏ريزي مي‏كند.
2- ورزش: يکي از راه‌هاي آرام کردن طوفان غريزة جنسي در انسان، ورزش و فعاليت بدني است، زيرا ورزش مقدار فراواني از انرژي‌هاي بدني و فکري انسان را به خود اختصاص مي‌دهد و از مسايل ديگر کم مي‌کند.
3- اوقات فراغت خود را با مطالعه و انجام كارهاي هنري، فني، و... پر كنيد.هيچ گاه تنها يا بيکار نمانيد.
د- معنويت درماني:
1- آخرت گرايي: توجه به پاداش اخروي دربارة کساني که دامن خود را از گناه پاک داشته اند. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «کسي که به بهشت علاقه دارد، خواهش‌هاي نفس و شهوات را فراموش کند».(7)
2- ياد مرگ: رسول خدا(ص) اصحاب خود را دربارة مرگ بسيار سفارش مي‌کرد و مي‌فرمود: «زياد مرگ را ياد کنيد، زيرا ياد مرگ شکنندة لذات نفساني و مانع ميان تو و شهوات است».(8)
3- با شركت در مجالس مذهبي، دعا، خواندن نمازهاي نافله و نافله شب پيوسته در صدد تقويت نيروي ايمان خود باشيد.
4- تلاوت قرآن. انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، شفاي هر دردي است كه به سرعت، كار هر پريشاني را رو به سامان مي‏برد و زخم‏هاي پنهان را، التيام مي‏دهد و همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مي‏برد و بشر را از فرو رفتن در هواهاي نفساني، نجات مي‏بخشد.
نکات قابل توجه:
1- در خصوص نوع مقابله و رو يا رويي با غريزه جنسي،هيچ راهکاري بهتر از ازدواج نيست. پيامبر فرمود: «اي گروه جوانان! هر يک از شما که قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زيرا بهترين وسيله است که چشم را از نگاه‌هاي آلوده و عورت را از بي‌عفتي محافظت مي‌کند».(9)
در عين حال قرآن مجيد راه مقابله با طغيان غريزة جنسي را در صورت فراهم نبودن زمينة ازدواج، عفت‌پيشگي و يا خويشتن‌داري در امور جنسي مي‌داند و مي‌فرمايد: «آن ها که وسيلة ازدواج ندارند، بايد عفت پيشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بي نياز کند».(10) البته اين امر، نياز به مقاومت سرسختانه دارد که در روايات به عنوان جهاد اکبر مطرح شده است.
2- براي نجات از اين وضع لازم است با عزمي راسخ و اراده‏اي محكم به راهكارهاي فوق پاي بند باشيد كه در پرتو عمل به آن نكات و بدون هيچ گونه تنبلي، سستي، اهمال‏كاري موفقيت خود را تضمين خواهيد كرد و گرنه دردي دوا نخواهد شد.
اين نوشتار را با اين جمله به پايان مي‏بريم كه بزرگان گفته‏اند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت».
لطفا در ارتباط بعدي نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد.

پي‌نوشت‌ها:
1. آيه الله خامنه اي ،استفتائات ،س93 .
2. همان ،س177
3. جهت اطلاع بيش تر به لغتنامه دهخدا رجوع شود.
4. بحار الانوار،ج 100،ص 22
5. غررالحکم،ج 5 ،ص 321
6. همانعج 6،ص164
7. نهج البلاغه ،قصار30
8.بحار الانوار،ج 74 ،ص388
9. مکارم الاخلاق، ص 100.
10. نور (24) آيه 33.

با سلام روزهای عادت ماهانه من همیشه 7روز خونریز و 3 روز استحاضه بود . ولی این بار روز ششم پاک شده بودم و بااین خیال روز هفتم را روزه گرفتم. در اثنای روز با مشاهده لکه ای کوچک، به طریقه احکام استحاضه، وضو و غسل نموده و روزه ام را ادامه دادم. آیا این روزه قبول است؟ وظیفه من در چنین موقعیتی چه بوده است؟

با سلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز
در صورتي که عادت ماهيانه شما هفت روزه بوده ، روز هفتم هم خون حيض است. پس روزه شما باطل مي باشد و بايد آن را قضا کنيد.
خوني که زن در خلال ده روز مي بيند ،همه اش حيض است ،مگر اينکه از ده روز تجاوز کند که در اين صورت فقط به مقدار ايام عادتش را بايد حيض و بقيه رااستحاضه قرار بدهد.(1)
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر (7746666-0251) آيه الله خامنه اي

صفحه‌ها