وهن مذهب

مهم‌ترین رفتارهای موجب بدبینی دیگر مسلمانان در برابر مکتب اهل‌بیت علیه
رفتار ناشایست شیعیان، آبروی مکتب اهل‌بیت (ع) را به خطر می‌اندازد و تنها راه زدودن بدبینی‌ها، بازگشت به اخلاق عملی و سیرۀ جعفری (صدق، امانت و تواضع)است.

 

پرسش:

بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم السلام، چه رفتارهایی از سوی شیعیان می‌تواند موجب بدبینی دیگر مسلمانان به مکتب اهل‌بیت علیهم السلام شود؟

پاسخ:

یکی از دغدغه‌های همیشگی اهل‌بیت علیهم ‌السلام، ارائۀ تصویری روشن و داوری جامعۀ اسلامی درباره پیروانشان بوده است؛ چراکه خطای پیرو همواره بر ضد پیشوا و مکتب او نوشته می‌شود. بر همین اساس امامان معصوم علیهم ‌السلام با صدور دستورالعمل‌های مؤکد، شیعیان را از رفتارهایی که بذر کینه، بدگمانی و بیگانگی را در دل سایر مسلمانان می‌کارد، برحذر داشته‌اند. در ادامه به بیان رفتارهایی از سوی شیعیان پرداخته می‌شود که می‌تواند موجب بدبینی دیگر مسلمانان به مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام شود.

1. سبّ، دشنام‌گویی و هتک مقدسات مذاهب اسلامی

یکی از برجسته‌ترین عواملی که تعصبات کور را برمی‌انگیزد و راه هرگونه مفاهمه منطقی را مسدود می‌کند، به‌کاربردن ادبیات هتاکانه و لعن‌های آشکاراست. در منظومه اخلاقی قرآن کریم، سبّ معبودهای باطل مشرکان نیز به دلیل پیامدهای منفی آن نهی شده است؛ ازاین‌رو به طریق اولی، دشنام به باورها و شخصیت‌های مورداحترام مسلمانان، خشم و خصومت متقابل را برمی‌انگیزد (1).

ائمه اطهار علیهم ‌السلام نیز همواره شیعیان را از درگیرشدن در دام دشنام‌گویی برحذر داشته‌اند. در حدیثی چنین نقل شده است: «حَدَّثَنَا سُلَیْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنَ الشِّیعَهِ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ یَقُولُ مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ: سلیمان بن مهران گوید: بر امام صادق علیه ‌السلام وارد شدم، درحالی‌که گروهی از شیعیان نزد ایشان بودند. شنیدم که می‌فرمودند: ای گروه شیعه، برای ما زینت باشید نه مایه ننگ و سرافکندگی؛ با مردم با زبان نیکو سخن بگویید، زبان‌هایتان را حفظ کنید و آن را از زیاده‌گویی و کلام زشت بازدارید» (2).

این حدیث بیان می‌کند که شیعیان باید در گفتار عمومی ضمن دوری از بدزبانی، زبان خود را مهار کنند تا چهرۀ اهل‌بیت علیهم ‌السلام مخدوش نشود. امام صادق علیه ‌السلام در حدیثی دیگر دراین‌باره می‌فرمایند: «إِیَّاکُمْ وَ سَبَّ أَعْدَاءِ اللَّهِ حَیْثُ یَسْمَعُونَکُمْ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ قَدْ یَنْبَغِی لَکُمْ أَنْ تَعْلَمُوا حَدَّ سَبِّهِمْ لِلَّهِ کَیْفَ هُوَ إِنَّهُ مَنْ سَبَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ فَقَدِ انْتَهَکَ سَبَ‏ اللَّهِ وَ مَنْ أَظْلَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِمَّنِ اسْتَسَبَّ لِلَّهِ وَ لِأَوْلِیَاءِ اللَّه ...: از دشنام‌دادن به دشمنان خدا درجایی که سخن شما را می‌شنوند بپرهیزید؛ زیرا [در پاسخ] از روی جهل و دشمنی، به خداوند ناسزا خواهند گفت. شایسته است بدانید حقیقت دشنام آنان به خداوند چگونه است: هر کسی به اولیای الهی دشنام دهد، حریم حرمت خدا را شکسته و او را دشنام داده است؛ و چه کسی نزد خداوند ستمکارتر از آن کس است که زمینه دشنام به خدا و اولیای او را فراهم آورد؟» (3).

این روایت نشان می‌دهد دشنام آشکارای شیعیان به مقدسات اهل‌سنت، واکنش تلافی‌جویانه در پی خواهد داشت و سبب می‌شود چهره‌های پاک اهل‌بیت علیهم ‌السلام هدف جسارت قرار گیرند؛ درنتیجه، مسبب اصلی این حرمت‌شکنی و بدبینی عمومی، همان فرد هتاک است.

امیرالمؤمنین علیه ‌السلام در جنگ صفین، هنگامی ‌که شنیدند گروهی از لشکریانشان به شامیان دشنام می‌دهند، آنان را به‌صراحت بازداشتند و فرمودند: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْر: من خوش ندارم که شما دشنام‌گو باشید؛ ولی اگر رفتارهای نادرست آنان را بازگو می‌کردید و وضعیتشان را توضیح می‌دادید، سخنتان درست‌تر و عذرتان موجه‌تر بود» (4). این موعظه نشان می‌دهد مکتب اهل‌بیت علیهم‌ السلام بر بیان منطقی، تبیین مستند و نقد منصفانه تأکید دارد، نه تخریب و دشنام؛ زیرا سبّ، ابزار عاجزان در میدان استدلال است و هرگز دلی را به ‌سوی حق متمایل نمی‌کند.

2. غلو و افراط در مدح

غلو در شأن امامان علیهم ‌السلام و کاربرد واژگان یا تعابیری که مرزهای توحید را مخدوش می‌کند، از بسترهای بدبینی و تکفیر شیعیان در گذر تاریخ بوده است. جریان‌های افراطی و مفوّضه با انتساب صفات اختصاصی خداوند (چون خالقیت یا رازقیت استقلالی) به اهل‌بیت علیهم ‌السلام، موجب شدند مذهب تشیع متهم به شرک و خروج از دایره اسلام ناب شود. به همین دلیل امامان معصوم علیهم ‌السلام شدیدترین موضع‌گیری‌ها را در برابر جریان غلو اتخاذ کردند. امام رضا علیه ‌السلام در تبیین منشأ احادیث غلوآمیز و آثار زیان‌بار آن در میان سایر مسلمانان، پرده از جریانی حساب‌شده برمی‌دارند و می‌فرمایند: «إِنَّ مُخَالِفِینَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِی فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَى ثَلَاثَةِ أَقْسَامٍ أَحَدُهَا الْغُلُوُّ وَ ثَانِیهَا التَّقْصِیرُ فِی أَمْرِنَا وَ ثَالِثُهَا التَّصْرِیحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا فَإِذَا سَمِعَ النَّاسُ الْغُلُوَّ فِینَا کَفَّرُوا شِیعَتَنَا وَ نَسَبُوهُمْ إِلَى الْقَوْلِ بِرُبُوبِیَّتِنَا: مخالفان ما اخباری جعلی در فضایل ما ساختند و آنها را بر سه دسته قرار دادند: نخست: غلو؛ دوم: کوتاهی در حق ما؛ و سوم: تصریح به عیوب و بدی‌های دشمنان ما؛ پس هنگامی‌که مردم غلو درباره ما را می‌شنوند، شیعیان ما را تکفیر می‌کنند و آنان را به باورمندی به پروردگاری ما متهم می‌گردانند» (5). این روایت نشان می‌دهد طرح سخنان نامعقول درباره مقامات معنوی اهل‌بیت علیهم ‌السلام، ثمره‌ای جز برچسب شرک و تکفیر شیعیان از سوی عامۀ مسلمانان را ندارد.

3. انزواطلبی و تعامل‌نداشتن با سایر مسلمانان

جداکردن صفوف از سایر مسلمانان، مشارکت‌نداشتن در مجالس آنان و ترک مساجد و آیین‌های عبادی مشترک، ذهنیت شیعه را در چشم دیگران به فرقه‌ای سرّی، بدبین و نامهربان تبدیل می‌کند. برخی به‌اشتباه گمان می‌بردند پایبندی به ولایت، مستلزم بریدن پیوند و قطع مراودات با اهل‌سنت است؛ درحالی‌که ائمه علیهم ‌السلام برخلاف این سیره امر می‌کردند.

امام صادق علیه ‌السلام در کلامی دقیق و تفصیلی به زید شحام، آداب معاشرت با سایر مسلمانان را چنین ترسیم می‌کنند: «یَا زَیْدُ خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ صَلُّوا فِی مَسَاجِدِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَکُونُوا الْأَئِمَّهَ وَ الْمُؤَذِّنِینَ فَافْعَلُوا فَإِنَّکُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّهُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا کَانَ أَحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَکْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّهُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَرٍ مَا کَانَ أَسْوَأَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ: ای زید، با مردم به ‌مقتضای اخلاق پسندیده‌شان معاشرت کنید؛ در مساجدشان نماز بخوانید، بیمارانشان را عیادت کنید و در تشییع پیکر رفتگانشان حضور یابید، و اگر توانستید امام جماعت یا مؤذن آنان باشید، چنین کنید؛ زیرا هرگاه چنین کنید، می‌گویند: اینان جعفری‌مذهب‌اند، خدا جعفر را رحمت کند که چه نیکو یارانش را تربیت کرده است. و اگر این امور را ترک کنید، می‌گویند: اینان جعفری‌اند، [با طعنه] جعفر چه بد یارانش را تربیت کرده است» (6).

این حدیث بیان می‌کند ائمه علیهم ‌السلام حضور در اجتماعات دینی و مردمی اهل‌سنت را وظیفه‌ای انسانی و اخلاقی برای نمایاندن چهرۀ مهرآمیز اسلام می‌دیدند. انزوای اجتماعی شیعیان موجب شعله‌ورشدن سوءظن‌ها می‌شود؛ درحالی‌که احوالپرسی از بیماران، شرکت در تشییع جنازه‌ها و همبستگی در مساجد، خط بطلانی بر تمامی اتهام‌های ساختگی علیه تشیع می‌کشد.

4. مفاسد اخلاقی، بی‌صداقتی در معاملات و بدعهدی

بزرگ‌ترین تبلیغ برای هر مکتب، تربیت انسان‌های صالح، امین و راست‌گوست. هرگاه مسلمانی مشاهده کند پیرو مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام در دادوستد خیانت می‌کند، وعده می‌شکند یا در امانت ناراستی روا می‌دارد، این فساد رفتاری را به مذهب او نسبت می‌دهد و مجموعۀ مکتب را فاقد پایبندی اخلاقی قلمداد می‌کند. بر همین اساس، امام باقر علیه ‌السلام در بیان معروف خود به جابر بن یزید جعفی، انتساب حقیقی به تشیع را تنها در گرو تقوا و رفتار پسندیده می‌دانند و خط بطلان بر ادعاهای بی‌عمل می‌کشند: «فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا کَانُوا یُعْرَفُونَ یَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَهِ وَ کَثْرَهِ ذِکْرِ اللَّه‏ ... فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ وَ بَیْنَ أَحَدٍ قَرَابَهٌ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَکْرَمُهُمْ عَلَیْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِه: به خدا سوگند، شیعۀ ما نیست جز کسی که تقوای الهی پیشه کند و او را اطاعت نماید. ای جابر، آنان شناخته نمی‌شدند مگر با فروتنی، خشوع، امانت‌داری و یاد فراوان خداوند …؛ پس از خدا پروا کنید و برای آنچه نزد اوست عمل نمایید؛ میان خداوند و هیچ‌کس خویشاوندی نیست؛ محبوب‌ترین و گرامی‌ترین بندگان نزد خدای بزرگ، پرهیزکارترین آنان و کوشاترینشان در اطاعت اوست» (7).

بر این مبنا، سهل‌انگاری در احکام یقینی، بداخلاقی و عدم امانت‌داری نه‌تنها گناهی فردی، بلکه ضربه‌ای مستقیم به آبروی مذهب در چشم دیگر مذاهب است.

در حدیث دیگری امام علیه ‌السلام دربارۀ اخلاق مناسب شیعیان و نگاه اهل‌سنت چنین فرموده‌اند: «إِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَهَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِی أَبِی ع أَنَّ الرَّجُلَ کَانَ یَکُونُ فِی الْقَبِیلَهِ مِنْ شِیعَهِ عَلِیٍّ ع فَیَکُونُ زَیْنَهَا آدَاهُمْ لِلْأَمَانَهِ وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِیثِ إِلَیْهِ وَصَایَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ تُسْأَلُ الْعَشِیرَهُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَهِ وَ أَصْدَقُنَا لِلْحَدِیثِ: هرگاه فردی از شما در دینش پارسایی ورزد، راست بگوید، امانت را ادا کند و با مردم خوش‌رفتار باشد، می‌گویند: این شخص جعفری است؛ این سخن مرا شادمان می‌کند و سرور بر من وارد می‌سازد و می‌گویند: این است تربیت جعفر؛ اما اگر جز این باشد، گرفتاری و ننگ آن متوجه من می‌شود و می‌گویند: این ادب و تربیت جعفر است! به خدا سوگند، پدرم مرا حدیث کرد که در گذشته اگر مردی از شیعیان علی علیه‌ السلام در قبیله‌ای می‌زیست، مایه زینت آن قبیله بود: امانت‌دارترینشان، کوشاترینشان در ادای حقوق و راست‌گوترینشان در گفتار؛ وصیت‌ها و امانات مردم به او سپرده می‌شد و هرگاه از اهل قبیله درباره او می‌پرسیدند، می‌گفتند: کیست مانند فلانی؟! او امانت‌دارترین و راست‌گوترین ماست» (8).

5. افشای بی‌موقع معارف دشوار

آموزه‌های دینی و حقایق تاریخی درجات گوناگونی دارند؛ پاره‌ای از مباحث اختلافی و عمیق، نیازمند ظرفیت، بستر علمی و گفتگوی نخبگانی است. کشاندن مباحث حساسیت‌برانگیز کلامی به کوچه‌ها و بازارهای عمومی یا خطابه‌های عمومی و بدون در‌نظر‌گرفتن ظرفیت مخاطب (که در لسان روایات از آن به فاش‌کردن سرّ یاد شده است) یکی دیگر از ریشه‌های فتنه و بدبینی است.

امام صادق علیه السلام دربارۀ حرمت افشای نسنجیدۀ اسرار مذهب می‌فرمایند: «إِنَّ الْمُذِیعَ لِأَمْرِنَا کَالْجَاحِدِ لَه: همانا افشاکنندۀ [اسرار و معارف پنهانِ] امر ما، همانند انکارکنندۀ آن است» (9).

ترویج نسنجیده مفاهیم سرّی یا تحریک‌آمیز در برابر توده‌های جامعه، ناخواسته بستر نزاع، ریخته‌شدن خون مؤمنان و بدبینی پایدار علیه مذهب اهل‌بیت علیهم ‌السلام را رقم می‌زند. رعایت حکمت، زمان‌شناسی و حفظ آرامش عمومی در تعامل با جهان اسلام، یک فریضه دینی و عقلی است.

نتیجه:

تشیع بیش از آنکه در ادعا و شعار باشد، در اخلاق و شیوۀ برخورد با دیگران خلاصه می‌شود. ائمه اطهار علیهم ‌السلام راه جذب قلوب را در دشنام‌دادن یا کناره‌گیری از جامعه اسلامی نمی‌دیدند، بلکه آنها «راست‌گویی»، «امانت‌داری» و «حضور در میان سایر مسلمانان» را بزرگ‌ترین تبلیغ برای مذهب می‌دانستند. اگر امروز دیده می‌شود در بخشی از جهان اسلام بدبینی به مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام وجود دارد، باید پیش از هر چیز در رفتارهای خود شیعیان بازنگری کرد. دوری از غلو، پرهیز از توهین به مقدسات دیگران و داشتن انصاف در زندگی، همان «ادب جعفری» است که می‌تواند چهره واقعی و نورانی تشیع را به تمام دنیا نشان دهد و پیوندهای برادری را دوباره زنده کند.

پی‌نوشت‌ها:

1. انعام: 108.

2. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الأمالی؛ تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 400، ح 17.

3. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏8، ص 8، ح 1.

4. محمد بن حسین شریف الرضی؛ نهج‌البلاغه؛ محقق/ مصحح: صبحی صالح؛ قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 323.

5. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام؛ محقق/ مصحح: مهدی لاجوردى؛ تهران: نشر جهان‏، 1378 ق، ج‏ 1، ص 304، ح 63.

6. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏ 1، ص 383، ح 1128.

7. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 74، ح 3.

8. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 636، ح 5.

9. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 224، ح 8.

مسئله قمه زنی مسئله نوپدید و جدید است که حداکثر قدمتی 500 ساله دارد و موافقت با آن، دلایل کافی و قابل قبولی ندارد بلکه ادله بسیاری عدم جوازش را اثبات می کنند.
قمه زنی و تعظیم شعائر

پرسش:
گروهی از مراجع، قمه زنی را جزو تعظیم شعایر و مصداق عزاداری و ماتم گرفتن بر عاشورای حسینی می دانستند و به همین جهت با آن موافقت داشته و حتی آن را ترویج می کردند! اما از سوی دیگر، تعدادی از مراجع آن را نهی می کنند و مصداق ضرر رساندن به خود و هتک شیعه می دانند! آیا مراجع موافق قمه زنی، نمی دانستند که این کار ضرر دارد یا جلوه خشنی دارد؟! با اینکه می دانستند اما آن را ضرر و خشونت موجه و لازم می دانستند! حقیقتش این اختلاف نظر برایم عجیب است و نمی دانم حق با چه کسی است! لطفا راهنمایی بفرمایید.
 

پاسخ:
حماسه عاشورا، حماسه ای جاودان و تأثیر گذار در فرانید هدایت و تکامل انسان است که طریقه و سبک عزاداری شیعیان، در زنده نگاه داشتن یاد و پیام آن، بسیار اثرگذار است. اگر مصادیقی از عزاداری، با اصول و اهداف اسلامی، مخالفت داشت، می بایست آنها را اصلاح نمود و در سبک عزاداری تغییر ایجاد کرد تا مبادا عزاداری، از روح و پیام عاشورا تهی شود و در تقابل با اهدافی قرار گیرد که آن حماسه به منظور پاسداشت آنها رقم خورده بود. یکی از مصادیق عزاداری امام حسین علیه السلام که خاستگاه بحث های بسیار بوده و امروزه از مصادیق وهن شیعه و نامشروع دانسته می شود، مسئله «قمه زنی» است که به معنای کوبیدن شمشیر یا شبه آن بر سر به قصد جاری شدن خون، می باشد. این مسئله همواره مطرح است که اصلا چه عاملی سبب شد، چنین رفتار ناپسندی در میان شیعیان ظاهر گشته و چرا برخی از اندیشمندان شیعی، با آن موافقت داشته اند؟

با این مقدمه به سراغ سوال یاد شده رفته و پاسخ آن را در قالب چند نکته تقدیم می کنیم:

نکته اول:
از نظر تاریخی، پیشینه قمه زنی، به دوران صفویه (یعنی تنها به پانصد سال پیش) بازگشته و این رسم، در زمان قاجار، خصوصا در عهد ناصرالدین شاه، رواج بسیار یافته است.(1)   برخی معتقدند، رسم قمه زنی، اقتباسی از مراسم مشابهی است که هر ساله، جریان ارتدوکس مسیحی، در سالروز مصلوب شدن حضرت عیسی علیه السلام برگزار می کنند.(2) استاد شهید، مرتضی مطهری معتقد است که: «قمه‌زنی و بلندکردن طبل و شیپور، از ارتدکس‌های قفقاز به ایران سرایت کرد و چون روحیه مردم برای پذیرش آن آمادگی داشت، همچون برق در همه جا دوید.»(3)   
در نتیجه، می بایست، مسئله قمه زنی را مسئله ای نوپدید دانست که در دوران حضور امامان معصوم علیهم السلام در میان مردم، سابقه نداشته و شروع آن حدود 800 سال پس از این دوران، یعنی در زمان دودمان صفویه بوده و در آن زمان نیز این اعمال نه به صورت کنونی، بلکه به صورت فردی و بسیار محدود و بی ضابطه انجام می گرفته است. و خاستگاه آن نیز معمولا شهرهایی بوده است که دراویش و صوفیه در آن نفوذ بیشتر داشته اند.(4)   

نکته دوم:
موافقان مسئله قمه زنی برای اثبات بیان خود، به سه دسته از دلایل، استناد می کنند:
1-شواهد روایی
2-شواهد تاریخی 
3-سیره متشرعه
در دسته «شواهد روایی»، روایاتی دال بر جواز و استحباب برخی اعمال غیر از گریه، وجود دارد. روایات مذکور در قالب های مختلفی گزارش شده است که گروهی از آنها، بر استحباب جزع در مصیبت سید الشهدا و اهل بیت علیهم السلام، دلالت می کند. گروه دوم، بر جواز لطمه (به صورت زدن، سینه زنی و زنجیر زنی) و گریبان چاک کردن در مصیبت سیدالشهدا و اهل بیت علیهم السلام، دلالت می کنند؛ و گروه دیگر، ناظر بر استحباب نوحه سرایی بر امام حسین و معصومان علیهم السلام است.(5)  
در دسته «شواهد تاریخی و سیره»، برخی به عمل حضرت زینت سلام الله علیها در کوبیدن سر خود به چوبه محمل(6)  اشاره کرده و نیز برخی به نوع عملکرد زنان حرم، در مصیبت حضرتش در روز عاشورا که گریبان دریده و برگونه لطمه زدند(7)  استناد می کنند با این استدلال که سکوت امام سجاد علیه السلام در این میان، به معنای تایید این عمل می باشد.
در دسته «سیره متشرعه» نیز، برخی به رویکرد و فتوای برخی از فقها اشاره داشته که یکی از مهمترین این فتاوی، فتوای میرزای نائینی است که در تاریخ ۵ ربیع‌الاول ۱۳۴۵ق نگاشته شده است.(8)  

نکته سوم:
به نظر می رسد، هیچکدام از دلایل موافقان مسئله قمه زنی، مشروعیت لازم را نداشته و به شدت نقد پذیر است. چرا که:

اولا، روایات جزع، مطلق نبوده و تنها منحصر به مصادیق خاصی که در روایت بدان اشاره شده است، می باشد. لذا نمی توان مسئله قمه زنی را در ذیل آن گنجاند. در واقع، مخالفان قمه زنی، با اصل جزع برای عزای حضرت، مشکلی ندارند، بلکه مشکل ایشان صدق عنوان جزع، بر پدیده قمه زنی است.(9)  باقی شواهد روایی ایشان نیز به همین شکل دچار اشکال بوده و اصطلاحا دلیل اعم از مدعاست.

ثانیا، در خصوص شواهد تاریخی نیز باید گفت، خود سیره عملی اهل بیت علیهم السلام بهترین روش برای روشن ساختن منظور ایشان از جزع و کیفیت عزاداری است و ایشان هیچگاه قمه زنی یا رفتاری مشابه با آن را انجام نداده اند.
از سوی دیگر، عمل زنان اهل حرم در روز عاشورا را نباید به مثابه عملی عادی و در شرایطی طبیعی تفسیر کرد، چرا که ایشان در وضعیت بسیار دشوار و وصف ناپذیری بودند که خارج از عرف و عادت بوده و لطم (پنجه بر صورت زدن) ایشان را می توان واکنشی غیر ارادی دانست. و سکوت امام سجاد علیه السلام با وضعیت بیماری شدید، که خوف جانسپاری ایشان می رفت، نمی تواند به منزله موید شرعی آن قلمداد شود. در نتیجه نمی توان از آن حکمی عمومی ساخت. چه اینکه این عمل، دیگر از سوی ایشان در تاریخ تکرار نشده و تنها محدود به وضعیت سخت عاشورا است.
در خصوص، روایت سر شکستن حضرت زینب سلام‌الله علیها نیز باید گفت، این روایت روایتی مرسله بوده که بزرگان علم حدیث نظیر محدّث قمی، آن را نقد کرده اند.(10)   و از نظر محتوایی نیز مخالف سفارش امام حسین علیه السلام به خواهرشان قلمداد می شود.(11)  چه اینکه اساسا شتری که اسیران بر آن سوار بودند، اساسا بدون محمل بود.(12) 

ثالثا، در خصوص سیره متشرعه نیز باید گفت، زمانی این سیره قابل دفاع است که مخالف سیره اهل بیت علیهم السلام نباشد و امتداد آن به زمان معصومین علیهم السلام برسد.(13)   در حالی که همانطور که پیشتر اشاره شد، مسئله قمه زنی، یک مسئله نوپدید و سابقه آن به صدها سال بعد از دوران حضور معصومین علیهم السلام می رسد.

نکته چهارم:
مخالفان مسئله قمه زنی، علاوه بر ابطال دلایل موافقان، به بیان دلایل مخالفت خود پرداخته اند که بیان آن در این مختصر نمی گنجد. ایشان، مسئله قمه زنی را مخالف دستورات قرآن، مخالفت روایات این باب، مخالف قواعد عقلی و فقهی، بدعت و غیر عقلانی دانسته اند که در نتیجه موجبات وهن مذهب و سبک جلوه دادن تفکرات شیعی را به دنبال دارد.(14)  درباره استناد قمه زنی به تعظیم شعائر نیز گفتنی است: اگرچه اصل عزاداری از مصادیق تعظیم شعائر است اما شیوه آن باید طبق اهداف و احکام شرعی باشد و نمی توان مستند به تعظیم شعائر، دلبخواهی و به هر شکلی، عزاداری کرد.

نتیجه:
از آنچه بیان شد روشن می شود که مسئله قمه زنی مسئله نوپدید و جدید است که موافقت با آن، دلایل کافی و قابل قبولی ندارد بلکه ادله بسیاری عدم جوازش را اثبات می کنند. از این رو، بسیاری از مراجع معاصر با این پدیده مخالفت کردند و ادله جواز یا استحباب قمه زنی را نقد نمودند. 

پی نوشت:
1. منتظرالقائم، اصغر و زهرا سادات کشاورز، «بررسی تغییرات اجتماعی مراسم و مناسک عزاداری عاشورا در ایران».
2. شریعتی، علی، مجموعه آثار، ج۹، ص170-171
3. مطهری، مرتضی، جاذبه و دافعه علی، ص154
4. مسائلی، مهدی، قمه زنی سنت یا بدعت؟، ص23
5. آقانوری، علی، «بررسی و نقد دیدگاه‌های عالمان شیعی در باب لطم و قمه‌زنی».
6. سپهر کاشانی، محمدتقی، ناسخ التواریخ، ج7، ص 54و 55.
7. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، موسسه الطبع و النشر، ج82، ص 106
8. ربانی خلخالی، علی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، ص55.
9. محمودی، سید محسن، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج4، ص34
10. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ج1، ص 49
11. عاملی، زین الدین بن نور، مسکن الفواد و حب الاولاد، ج3، ص272
12. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ج1، ص 493
13. مظفر، محمد رضا، اصول فقه همراه شرح، شرح عبدالله اصغری، ج2، ص 373.
14. قانع، احمد علی، «قمه زنی عزاداری یا خرافه؟».

 

بسمه تعالی سلام علیکم با صلوات بر محمد و آل محمد(ص) ضمن عرض تشکر و خسته نباشید خواهشمند است در مورد پاسخ سوالات ذیل ما را همکاری نمایید: _ گریه کردن با صدای بلند، ناله و شیون سر دادن در مصیبت اهل بیت (س) چه حکمی دارد؟ و آیا کسی می تواند این شیون کردن و ... را وحشیگری، بربریت و ریا کردن تلقی کند؟ _ تشكيل هيأت در حسینیه و خيابان ها كه اهالي آن به شعائر ديني مقيد نبوده، بلكه سينه زني و نظائر آن نزد ايشان، كاري عجيب و غريب مي‌ باشد و بدون مطالعه یا معلومات باعث تمسخر و يا هتك حرمت مجالس عزاداري مي‌شوند، و حکم علما را مبنی بر اشکال نداشتن نحوه و شکل عزاداری رد می کنند چه حكمي دارد؟ لطفاً علاوه بر جواب سوال، نصيحتي عنايت بفرماييد؟ _در مورد اینکه اگر شخصی در حین عزاداری به قصد گریاندن دیگران و گرم کردن مجلس بلند بلند گریه کند و سینه بزند و نیتش ریا کردن نباشد توضیح دهید؟ _ فرق تباکی کردن و ریا کردن در عزاداری را با مثال شرح دهید؟ _بعضی از مداحان به گونه ای حسین حسین می گویند که موجب ایجاد شور و هیجان در سینه زدن و گریه کردن می شود نظر جنابعالی در این مورد چیست؟ _معنی و مفهوم وهن مذهب شیعه را توضیح دهید؟ والسلام علیکم و رحمه الله

پرسش 1: گريه کردن با صداي بلند، ناله و شيون سر دادن در مصيبت اهل بيت (س) چه حکمي دارد؟ آيا کسي مي تواند اين شيون کردن و ... را وحشيگري، بربريت و ريا کردن تلقي کند؟ _ تشكيل هيأت در حسينيه و خيابان ها كه اهالي آن به شعائر ديني مقيد نبوده، بلكه سينه زني و نظائر آن نزد ايشان، كاري عجيب و غريب مي باشد و بدون مطالعه يا معلومات باعث تمسخر و يا هتك حرمت مجالس عزاداري مي شوند، و حکم علما را مبني بر اشکال نداشتن نحوه و شکل عزاداري رد مي کنند، چه حكمي دارد؟
پاسخ: پرسشگر گرامي باسلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز.
به راه انداختن دسته هاي عزاداري براي سيد الشهدا واهل بيت (عليهم السلام) و شرکت در امثال اين مراسم امر بسيار پسنديده و مطلوبي است . از بزرگ ترين اعمالي است که انسان را به خداوند نزديک مي کند.(1)
ريا و اخلاص جزء صفات دروني اشخاص مي باشد . هر کس خودش بهتر مي داند که عملش براي خدا مي باشد و يا براي مردم . در صورتي که انسان در اعمال خود رضاي خداوند را در نظر بگيرد، عملش داراي اجر و قرب مي باشد.
عزاداري و گريه اگر به نحو متعارف باشد، به گونه اي که در نظر عرفي از مظاهر حزن و اندوه در عزاداري محسوب شود، اشکال ندارد.(2)
در صورتي که عزاداري و سينه زني موجب آزار و اذيت همسايگان شود، واجب است که حقوق همسايگان را مراعات کنيد. (3)
کاري نکنيد که موجب هتک حرمت مجالس عزاداري بشود .
بهترين شكل عزادارى تشكيل مراسم عزادارى همراه با سخنرانى و مداحى است، زيرا در آن مسائل حلال و حرام و پند و موعظه و ذكر فضائل و مناقب و مصائب اهل بيت و فلسفه و هدف قيام امام حسين(ع) و درس ها و عبرت هايى كه در آن وجود دارد، بيان مي‌شود . مردم در ساية عزادارى با معارف اسلامى آشنا مي‌شوند.
پي نوشت ها:
1. آيه الله خامنه اي ، استفتائات ، س1448 .
2. همان ، س 1463 .
3. همان ، س 1447

پرسش 2: اگر شخصي در حين عزاداري به قصد گرياندن ديگران و گرم کردن مجلس بلند بلند گريه کند و سينه بزند و نيتش ريا کردن نباشد چگونه است؟

پاسخ: اين عمل بستگي به نيت شخص دارد. اگر بلند گريه کردن به نيت خودنمايي باشد ، ريا و گناه است . عمل را باطل مي کند . اما اگر نيتش خودنمايي نباشد ، بلکه براي تشويق کردن ديگران باشد ، اشکالي ندارد . البته تشخيص اين موضوع بسيار مشکل و ظريف است .گاهي افراد خود را گول مي زنند و نمي دانند ريا مي کنند.

پرسش 3:فرق تباکي کردن و ريا کردن در عزاداري را با مثال شرح دهيد
پاسخ: براي عزاي امام حسين (ع) حداقل کاري که مي توان کرد، تباکي است ، يعني خود را به گريه زدن. تباکي مي تواند به قصد ريا و خود نمايي باشد و مي تواند براي خدا باشد ، همان طوري که گريه چنين است.تباکي يک عمل است. ريا و اخلاص مربوط به دل است.

پرسش 4: بعضي از مداحان به گونه اي حسين حسين مي گويند که موجب ايجاد شور و هيجان در سينه زدن و گريه کردن مي شود . نظر جنابعالي در اين مورد چيست؟
پاسخ: در صورتي که ازحالت عادي خارج نشود و گريه کردن آن ها نيز خارج از متعارف نباشد و صداي مداحان هم بلند تر از مقدار متعارف و همراه با حرکات ناموزون نباشد، اشکال ندارد.
اگر حرکات ناموزون و خارج از متعارف داشته باشد و در اثر آن ايجاد شور و هيجان خارج از متعارف به وجود بيايد، جايز نيست. (1)
پي نوشت:
1. سؤال تلفني (0251746666) از دفتر آيت الله خامنه اي

پرسش 5:معني و مفهوم وهن مذهب شيعه را توضيح دهيد
پاسخ: وهن شيعه يعني انسان کاري کند که شيعه مورد سوال واقع شود و مورد تهمت قرار گيرد يا متهم به خشونت گردد مانند قمه زني.