قطع رحم

پیامدهای مادی و دنیوی قطع رحم
قطع رحم گناهی خانمان‌سوز است که با بریدن پیوند انسان با خداوند و جامعه، موجب تباهی عمر، رزق و آرامش در دنیا و آخرت می‌شود.

پرسش:

قطع رحم چه عواقب و پیامدهای مادی و دنیوی دارد؟

پاسخ:

صلۀ ‌رحم در نظام ارزشی اسلام، نه توصیۀ اخلاقیِ حاشیه‌ای، بلکه یکی از ارکان قوام‌بخشِ پیوندهای اجتماعی و معنوی است. در مقابل، «قطع رحم» یکی از گناهان کبیره است که نه‌تنها سلامت روح و روان فرد را متزلزل می‌کند، بلکه در ابعاد دنیوی نیز تعادل زندگی مادی و اجتماعی انسان را برهم‌می‌زند. نظام هستی بر پیوستگی و وحدت بنا شده است و شکستن این پیوند خویشاوندی به معنای اعلام جنگ با سنت‌های الهی است که حاکم بر نظم جهان می‌باشد. پیامدهای دنیوی قطع رحم فراتر از کدورت‌های میان‌فردی، تأثیری مستقیم بر رزق، عمر، امنیت و جایگاه اجتماعی فرد می‌گذارد و او را از چتر حمایت‌های غیبی محروم می‌کند. در این نوشتار با استناد به منابع اسلامی، به بررسی ابعاد گوناگون این پدیده شوم می‌پردازیم.

1. کوتاه‌شدن عمر

عمر انسان نه فقط یک عدد، بلکه در گروی کیفیتِ ارتباطات اوست. قطع رحم با ایجاد اضطراب‌های مُزمِن و محروم‌کردن انسان از دعای خیرِ بستگان، از ظرفیت حیاتی فرد می‌کاهد. امام صادق علیه السلام قطع رحم را از اموری می‌دانند که مرگ را شتاب می‌بخشد؛ گویی این پیوند «نخِ حیات» است و با پاره‌کردن آن، طناب عمر کوتاه می‌شود: «از حالقه بپرهیزید که باعث مرگ انسان می‌.شود پرسیده شد حالقه چیست؟ فرمود: قطع رحم» (1).

2. دوری از رحمت الهی و استحقاق لعن الهی

خداوند در قرآن هشدار می‌دهد که قطع رحم، نتیجۀ روی‌گردانی از خداست و پیامدش لعنت الهی است: «پس اگر [از فرمان الهى] روى برتافتید، آیا این انتظار از شما دور است که در زمین فساد ورزید و رشته خویشاوندى‌تان را پاره کنید؟ آنها کسانى هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوش‌هایشان را کر و چشم‌هایشان را کور کرده است» (2). این نکته نشان می‌دهد که قطع رحم، آغازِ واکنش زنجیره‌ای از گناهان است. وقتی انسان پیوند با خویشاوندان را از بین می‌برد، حریم‌های اخلاقی در ذهن او شکسته می‌شود و به‌راحتی به حقوق دیگران نیز تجاوز می‌کند که نتیجۀ قهری آن، لعنت و دوری از رحمت الهی است. خداوند در آیۀ دیگری از قرآن نیز قاطع رحم را لعن کرده است (3).

3. دیر اجابت‌شدن دعا

دعا نجوای بنده با پروردگار است. بر اساس روایات، وقتی ارتباط با رحم قطع می‌شود، گویی کانال ارتباطیِ میان بنده و خدا مسدود می‌گردد و دیگر خواسته‌های دنیوی و اخروی انسان مستجاب نمی‌شود. بنابراین فرد دعا می‌کند، اما به دلیلِ قطعِ پیوند با خلق خدا، سدّی در برابر استجابتِ خواسته‌هایش ایجاد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «قطع رحم مانع اجابت دعاست» (4).

۴. فقر و تنگدستی

رزق در اندیشه دینی، جریانی جاری است که از طریق ارتباطات صحیح منتقل می‌شود. امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در خطبه‌ای می‌فرمایند: «به خدا پناه می‌برم از گناهانی که در نابودی گنهکار شتاب کنند. عبداللّه بن کوّاء یشکری عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، آیا گناهانی هست که در فنای آدمی شتاب کنند؟ فرمود: آری، وای بر تو آن قطع رحم است؛ خانواده‌ای هستند که گرد هم می‌‌آیند و یاری هم می‌کنند و با اینکه اهل گناه‌اند، خداوند به آنها روزی می‌دهد؛ و خانواده‌ای از هم جدا می‌شوند و از یکدیگر می‌بُرند؛ پس خداوند آنها را محروم می‌کند؛ با اینکه اهل تقوا هستند» (5). وقتی انسان با بستگانِ خود در ارتباط نباشد، از فرصت‌های همکاری، همیاری و حمایت‌های عاطفی و مالی آنها محروم می‌شود؛ ازاین‌رو جامعه‌ای که باید حامی او باشد، در برابرش بسته می‌شود.

5. از‌دست‌دادن فرصت‌های مالی

پیوندهای خونی و فامیلی، نخستین خطِ دفاعی انسان در برابر بحران‌هاست. فردی که قطع رحم می‌کند، در واقع «لشکریان خود» را از دست می‌دهد. وقتی پشتوانه فامیلی از بین برود، دشمنان و افراد شرور به‌راحتی بر او مسلط می‌شوند؛ چراکه می‌بینند فرد پشتیبان و یاوری در میان بستگان خود ندارد. به این موضوع در روایات اشاره شده است: «هرگاه مردم قطع رحم کنند، ثروت‌ها در دست افراد شرور قرار می‌گیرد» (6).

6. کدورت و زوال آرامش

انسان فطرتاً موجودی اجتماعی است؛ ازاین‌رو قطع رحم سبب رسوخ کینه و بدبینی در روحِ فرد می‌شود. وقتی کینه در دل جای گرفت، سلامت روان از بین می‌رود و فرد همواره در حالتِ دفاعی یا تهاجمی است. این فضای روانی آلوده، مانع از داشتنِ آرامشِ درونی می‌شود که خود مهم‌ترین سرمایه دنیوی است.

7. درگیری و نزاع‌های خانوادگی

یکی از آثارِ قطع رحم در دنیا، دعواها و کدورت‌های فامیلی است که ممکن است گاه با ضایع‌کردن حقوق فامیل همراه باشد. کسی که حق خویشاوندان را ضایع می‌کند، به نوعی زمینه کدورت و ظلم به دیگران یا ظلم دیگران به خود را فراهم می‌آورد و در ادامه منجر به برخوردهای قضایی و نزاع‌های بی‌پایان می‌شود.

8. خروج از سایۀ رحمت الهی

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرمایند: «رحمت خدا بر قومی که در میانشان قطع‌کنندۀ رحم باشد، نازل نمی‌شود» (7). رحمت الهی به‌مثابۀ بارانِ برکتی است که به زندگی عادی و روزمره، معنا و گشایش می‌دهد. وقتی این رحمت برداشته شود، زندگیِ فرد با وجود تلاش‌های مادی، بی‌برکت می‌شود؛ یعنی پول هست، اما آرامش نیست؛ کار هست، اما موفقیت نیست.

9. ویرانی آبادانی‌ها

خانواده و فامیل، کوچک‌ترین واحدِ آبادانی جامعه هستند. وقتی این واحدها به دلیل قطع رحم از هم بپاشند، خیر و نیکی از سطح خانواده به سطح جامعه سرایت نمی‌کند. امام باقر علیه السلام می‌فرمایند: «قطع رحم خانه‌ها را ویران می‌کند» (8)؛ یعنی پیوندهای مستحکمِ اجتماعی و خانوادگی که ضامن بقای تمدن است، از بین می‌رود.

نتیجه:

پیامدهای دنیوی قطع رحم نشان‌دهندۀ نظام علّی و معلولیِ دقیق در جهان آفرینش است. دین اسلام با قراردادن صلۀ ‌رحم در زمرۀ تکالیف واجب، قصد ایجاد شبکه‌ای از حمایت و الفت میان انسان‌ها دارد که در آن فرد از تنهاییِ مطلق رهایی یابد. قطع این پیوند، درواقع بریدن از منبعی است که خداوند برای آرامش و رشد بشر قرار داده است. وقتی فردی رحم خود را قطع می‌کند، درحقیقت خود را از برکتِ رزق، طول عمر، امنیتِ اجتماعی و حمایت‌های ویژه الهی محروم می‌سازد و راه را برای نفوذ فقر، ذلت و شقاوت در زندگی دنیوی خود هموار می‌کند. بنابراین صلۀ ‌رحم نه یک انتخابِ جانبی، بلکه ضرورتی برای حفظ بقای مادی و تعالیِ دنیوی است. بازارِ عمر و روزی انسان در گروی پیوند با کسانی است که خداوند ایشان را «ارحام» نامیده است؛ بنابراین حفظ این پیوند، درواقع حفظِ حیاتِ سالم و پربرکت در دنیاست.

پی‌نوشت‌ها:

1. «اتَّقُوا الْحَالِقَةَ فَإِنَّهَا تُمِیتُ الرِّجَالَ. قُلْتُ وَ مَا الْحَالِقَهُ؟ قَالَ قَطِیعَهُ الرَّحِمِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ ش، ج ۲، ص ۳۴6).

2. «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ * أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمَى أَبْصَارَهُمْ» (محمد: 22 ـ 23).

3. «وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ» (رعد: 25).

4. «... قَطِیعَةُ الرَّحِمِ تَحْجُبُ الدُّعَاء» (میرزاحسین نورى؛ مستدرک الوسائل؛ قم: [بی‌نا]، 1408 ق، ج 12، ص 334).

5. «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِی تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ. فَقَامَ إِلَیهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْکوَّاءِ الْیشْکرِی فَقَالَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَوَ تَکونُ ذُنُوبٌ تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ؟ فَقَالَ نَعَمْ وَیلَک قَطِیعَةُ الرَّحِمِ. إِنَّ أَهْلَ الْبَیتِ لَیجْتَمِعُونَ وَیتَوَاسَوْنَ وَهُمْ فَجَرَهٌ فَیرْزُقُهُمُ اللَّهُ وَإِنَّ أَهْلَ الْبَیتِ لَیتَفَرَّقُونَ وَیقْطَعُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَیحْرِمُهُمُ اللَّهُ وَهُمْ أَتْقِیاءُ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 348).

6. «إِذَا قَطَّعُوا الْأَرْحَامَ جُعِلَتِ الْأَمْوَالُ فِی أَیْدِی الْأَشْرَارِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 348).

7. «لَا یُجَالِسُنَا قَاطِعُ رَحِمٍ فَإِنَّ الرَّحْمَةَ لَاتَنْزِلُ عَلَى قَوْمٍ فِیهِمْ قَاطِعُ رَحِم‏» (میرزاحسین نوری؛ مستدرک الوسائل؛ ج 9، ص 107).

8. «وَ إِنَّ الْیَمِینَ الْکَاذِبَهَ وَ قَطِیعَةَ الرَّحِمِ لَتَذَرَانِ الدِّیَارَ بَلَاقِعَ مِنْ أَهْلِهَا» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 347).

آیا می توان دید و بازدید را موقت تعطیل کرد؟ اگر انجام شود نارواست؟
در این روزها که ویروسی خطرناک و مسری در جامعه شیوع پیداکرده تعامل با خویشاوندان و صله رحم چگونه باشد؟ آیا می توان دید و بازدید را موقت تعطیل کرد؟
صله ی رحم، بیماری ها، اضطرار، قطع رحم

در این روزها که ویروسی خطرناک و مسری در جامعه شیوع پیداکرده تعامل با خویشاوندان و صله رحم چگونه باشد؟ آیا می توان دید و بازدید را موقت تعطیل کرد؟ اگر انجام شود اخلاقاً نارواست؟ به چه دلیل؟ آیا گناه هم دارد یا نه؟ اگر باعث ناراحتی و کدورت شود چه باید کرد؟

پاسخ اجمالی:

صله‌ی رحم به معنی اتصال و پیوستگی با خویشان و قطع رحم به معنای قطع این اتصال و پیوستگی است. اگرچه در نگاه عرف صله‌ی رحم به معنای دیدوبازدید رواج یافته است، اما حقیقتاً این مسئله دارای مصادیق متعدد است. با توجه به اینکه سفارش اکید دین، بر این است که حتى با آنان که با شما قطع رابطه کرده‏اند، صله‌رحم و تجدید رابطه کنید. وجود بیماری‌ها و امراض و ... نمی‌تواند عاملی برای بسته شدن باب صله‌ی رحم باشد، اگرچه ممکن است انسان برای حفظ سلامت جسم و یا روح خود و خویشاوندان مجبور باشد برای مدتی رفت‌وآمدها را محدود و یا قطع نماید اما مجاز به ترک صله‌رحم به‌طور کامل نیست. باید با بهره بردن از سایر روش‌ها این محدودیت را جبران کند.

پاسخ تفصیلی:

صله‌رحم در اصطلاح عبارت است از کمک و نیکی کردن به خویشاوندان و هم دردی با آنان باجان و مال در حد توان و قطع رحم به اموری گفته می‌شود که مخالف این روش باشد.(1) با توجه به اینکه صله‌رحم برحسب اشخاص و موارد باهم فرق می‌کند بر انسان لازم است، احسان متعارف در هر مقام را در نظر گیرد.

اختصاص نداشتن به دیدار حضوری:

صله‌ی رحم دارای مصادیق متعدد است. کمک کردن به آن‌ها، رفع نیازهایشان، عیادت هنگام بیماری، انفاق و کمک‌های مالی، گشاده‌رویی و مصافحه، قهر نکردن و پیشى گرفتن در برقرارى دوستى دوباره هنگام قهر و کدورت، اصلاح مفاسد و دفع ستم از بستگان، برآوردن حاجتشان پیش از بیان کردن، شریک بودن در شادى و غمشان، دعا کردن، به نیکى یاد کردن و طلب مغفرت، حل نزاع‌های خانوادگی، کمک به ازدواج پسران و دختران؛ همه و همه جزء مصادیق صله‌ی رحم می‌باشند. گاهی صله‌ی رحم با سلام و احوالپرسی چه مستقیم و چه غیرمستقیم (از طریق نامه، پیام و ...) صورت می‌گیرد. در روایتی آمده است که امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: با بستگان خود صله‌رحم کنید، گرچه با سلام کردن (به آنان) باشد (2) علاوه بر این‌یکی از مهم‌ترین مصادیقی که می‌توان برای صله‌ی رحم در نظر گرفت ترک آزار و اذیت خویشان است.

حکم اخلاقی صله‌ی رحم در شرایط اضطراری:

یکم: گاهی ممکن است در زندگی خود شخص یا خویشاوندان او شرایطی مهیا گردد که رفت‌وآمد مقدور یا به صلاح نبوده، مشکلاتی را برای او یا خویشاوندانش ایجاد نماید در این حالت، شخص مجاز به قطع کلی صله‌ی رحم نیست بلکه باید نوع و شیوه‌ی آن را تغییر دهد، تا این مشکل مرتفع شده و بساط دیدوبازدید مجدداً فراهم گردد؛ مثلاً زمانی که بیماری مسری وجود دارد یا رفت‌وآمد منجر به آسیب‌های جسمی و روحی شده، شرایط دیدار حضوری برقرار نیست باید از سایر روش‌های نوشته‌شده برای انجام صله بهره برد. اتفاقاً اگر دیدار حضوری سبب آسیب زدن شود، نرفتن، مصداق صله‌رحم خواهد بود چراکه ترک آزار و اذیت آن‌ها یکی از مصادیق صله ارحام بود که توضیح داده شد.

دوم: گاهی ممکن است برخی از نزدیکان نسبت به اهمیت مسئله ناآگاه باشند و همچنان برای رفت‌وآمد اصرار بورزند؛ در این شرایط نیز بر انسان لازم است تا کاملاً مؤدبانه دلایل عدم رفت‌وآمد را ذکر کرده و به‌طور منطقی با نزدیکان خویش صحبت نماید و آن‌ها را از اضطراری بودن شرایط آگاه سازد؛ برای جبران این امر از طریق سایر روش‌ها محبت خویش را از آن‌ها دریغ نورزد. گاهی ممکن است ترک رفت‌وآمد موقتی منجر به ناراحتی و رنجش خاطر والدین گردد که در رابطه با والدین باید دقت بیشتری به عمل آورد و تا جایی که رفت‌وآمد مضر نباشد می‌توان در دیدارهای کوتاه و چنددقیقه‌ای از آن‌ها دلجویی نمود به‌شرط آنکه مطمئن باشد بیماری ندارد یا با رفت‌وآمدش به منزل والدین یا فرزندان، سبب شیوع نمی‌شود و دو طرف مسائل بهداشتی را مراعات می‌کنند.

سوم: در شرایط شیوع بیماری درباره دیدار حضوری با اقوام دیگر در شرایط بحرانی ملاحظاتی وجود دارد: الف) اطمینان از عدم بیمار بودن مثلاً پزشک تأیید کرده باشد که بیماری وجود ندارد. ب) رعایت مسائل بهداشتی. ج) رفتن ضرورت داشته باشد. د) اقوام از ارتباط حضوری به جهت نگرانی، کراهت نداشته باشند.

اگر انسان بدون رعایت شرایط و در نظر گرفتن حالات اقوام، عمداً و بی‌پروا به دیدارشان برود و باعث آزار، ناراحتی یا انتقال بیماری شود علاوه بر توبه، لازم است دلجویی کند و چه‌بسا ضامن هزینه درمان و غیره هم باشد.

 نتیجه:

در شرایط اضطراری تا حدی که برای انسان مقدور است باید صله‌ی رحم انجام گیرد و اگر رفت‌وآمدها مضر باشد باید ارتباط حضوری ترک شود و به شکل غیرمستقیم دنبال شود و انجام این امر تکلیف را از انسان ساقط می‌نماید. رنجش خاطر اطرافیان و یا توجیه نبودن آن‌ها نمی‌تواند دلیلی برای برقراری ارتباط‌های حضوری در شرایط خاص و استثنایی باشد و ناراحت شدن آن‌ها وظیفه‌ای را بر عهده‌ی انسان نمی‌گذارد.

پی‌نوشت‌ها:

  1. رضا رجب‌زاده، راه نجات، ص 121، ترجمه منهاج النجاه، ملا محسن فیض کاشانی
  2. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، مص: غفاری، تهران، اسلامیه، 1407 ق ج 2، ص 155

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

  1. اخلاق معاشرت، جواد محدثی
  2. مرآه الکمال، عبدالله مامقانی
  3. سراج الشیعه، عبدالله مامقانی
  4. گناهان کبیره، محمدحسین دستغیب
  5. گناه شناسی، محسن قرائتی

 

کلمات کلیدی:

صله‌ی رحم، بیماری‌ها، اضطرار، قطع رحم

با عرض سلام و قبولي طاعات و عبادات من دو سال پيش مي خواستم با پسر خالم ازدواج كنم اما خالم برخورده خيلي بدي با من كرد چون نمي دونست كه ما با هم حرف مي زنيم يه حرفهاي به من زد كه خيلي توهين اميز بودمن اولش خيلي جلوي خودمو گرفتم اما اون توهيناش بيشتر مي شد من ديگه نتونستم تحمل كنم و جوابشو دادم و مثل او جواباي بدي دادم اما اصلا فوش و ناسزا نگفتم فقط جوابشو دادم حالا قطع ارتباط كرديم حالا سوال من اينه من بايد از ايشون معذرت خواهي كنم و حلاليت بطلبم؟اگه اين كار و ك نم اون فكر ميكنه من منظوري دارم و هنوز با پسرش حرف ميزنم در صورتي كه من دارم ازدواج ميكنم و از همون موقع ارتباطم با پسر خالم قطع كردم.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
بهتر است که نخست از طريق نامه با خاله ات ارتباط پيدا کني . در نامه پس از سلام و احوالپرسي ، توضيح بده که شما را دوست دارم و به شما علاقه مندم .خيلي وقت ها مي خواستم با شما حرف بزنم و از حرف هايي که به شما زدم ،معذرت خواهي کنم اما خجالت مي کشيدم .بالاخره تصميم گرفتم از طريق نامه با شما تماس بگيرم و حرف هاي دلم را با شما در ميان بگذارم . خاله جون تندي ها و توهين هاي شما باعث شد که من عصباني شوم و خام گري کنم .در برابر حرف هاي شما بايستم و جواب تان را بدهم . ولي باور کنيد بعد از آن وجدانم هميشه ناراحت بود . گاهي مي خواستم با شما صحبت کنم و پوزش بخواهم اما اين فکر به ذهنم مي آمد که نکند شما فکر کنيد که من هدف خاصي دارم و کلکي در کار است . که مي خواهم به اين وسيله مجددا باب گفتگو و حرف زدن با پسرتان را باز کنم. در نتيجه باز از دست من ناراحت بشي . ولي الان که مقدمات ازدواجم جور شد، و ديگر دلهره اي براي شما ايجاد نمي شود ، خجالت را کنار گذاشتم . براي تان نامه نوشتم ، تا هم از کارهاي گذشته ام از شما معذرت خواهي کنم . که اميدوارم با بزرگواري ات مرا ببخشي . وهم بتوانم از نزديک شما را ببينم و ببوسم . به اميد آن روز.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.