مسائل ارتباطي

انسان، نیاز بنیادی به «دیده‌شدن» و «پذیرفته‌شدن در جمع» دارد و بی‌توجهی منفی اطرافیان می‌تواند بر عزت نفس و احساس تعلق اجتماعی تأثیر عمیق بگذارد.
منفی شدن رفتار اطرافیان بعد از قبولی من در دانشگاهی خوب

پرسش:
سلام و وقت بخیر
از وقتی در یک دانشگاه خوب، قبول شده ام نگاه ها و رفتار اطرافیان، نسبت به من عوض شده است. موقع سلام کردن، به چهره من نگاه نمی کنند و نگاهشان به پایین است و یا بعضی ها اخم می کنند و من مجبور هستم به آن ها سلام کنم. هر دفعه که از مهمانی بر می گردیم حالم بد است. هم سن و سال هایم مرا طرد کرده اند و کسی مرا تحویل نمی گیرد. به من نیش و کنایه می زنند و سعی در تحقیر من دارند. جالب اینجاست که با این وضعیت، وقتی با فاصله از آن ها می نشینم تهمت می زنند که مغرور شده ام. نشستن در جمع فامیل، زیر این همه نگاه، برایم سخت شده است. بعضی ها موقع خداحافظی کردن جواب مرا نمی دهند. از من انتظار زیاد دارند. کسی با من عادی رفتار نمی کند. با این ها چطور رفتار کنم؟
 

پاسخ: 
با سلام و احترام؛ پدیده‌ای که تجربه می‌کنید، متشکل از احساس تحقیر، طرد اجتماعی و انزوای عاطفی است. طبیعی است که از رفتار سرد دیگران، احساس کاهش احترام و ارزش شخصی کنید. انسان، نیاز بنیادی به «دیده‌شدن» و «پذیرفته‌شدن در جمع» دارد و بی‌توجهی منفی اطرافیان می‌تواند بر عزت نفس و احساس تعلق اجتماعی تأثیر عمیق بگذارد. 
وضعیتی که شما توصیف کرده‌اید را در روان‌شناسی اجتماعی «تجربه‌ی طرد در شبکه‌ی خویشاوندی و هم‌سالان» می‌نامیم که معمولاً در سه لایه عمل می‌کند: رفتارهای آشکار بی‌توجهی (پاسخ ندادن به سلام، نگاه نکردن به چهره)، کنایه، و شایعه و قضاوت («مغرور شده» « خودش را می‌گیرد») که با هدف کاهش اعتبار فرد صورت می‌گیرد. این وضعیت، نوعی فضاسازی جمعی است. 
در مراحل اولیه، واکنش طبیعی فرد در برابر این فضا یا «انزوای تدافعی است» یا «تلاش بیش از اندازه برای پذیرفته شدن»؛ هر دو واکنش در نهایت، اضطراب اجتماعی را افزایش می‌دهند. بنابراین راه برون‌رفت، نه کناره‌گیری افراطی است و نه جلب رضایت همگان، بلکه بازیابی مهارت تعامل مبتنی بر ثبات هیجانی است.
ریشه‌ی این نوع رفتارها معمولا ترکیبی از سبب اجتماعی، روانی و ارتباطی است. در بسیاری از جمع‌های فامیلی یا هم‌سالان، پیشرفت تحصیلی یا جایگاه جدید (مانند قبولی در دانشگاه معتبر) حس مقایسه و ناامنی اجتماعی را در دیگران برمی‌انگیزد. پاسخ ناخودآگاه آنان ممکن است بی‌اعتنایی یا تحقیر باشد تا تعادل روانی خود را حفظ کنند. نگرانی درونی شما از قضاوت دیگران باعث می‌شود هر نشانه‌ی بی‌تفاوتی را بزرگ‌تر از چیزی که در واقع است تعبیر کنید و این تفسیر ذهنی، واکنش بدنی یا چهره‌ای خاصی ایجاد کند که دیگران نیز آن را نشانه‌ی فاصله‌گیری تلقی کنند. این تعامل دوطرفه، چرخه‌ای از بدفهمی ایجاد می‌کند. 
ممکن است به دلیل حساسیت بالا نسبت به احترام، رفتار سلام دادن یا تعاملِ شما اندکی رسمی و کنترل‌شده باشد و از نظر عاطفی گرما انتقال ندهد؛ در نتیجه دیگران به خطا، برداشت سردی یا برتری‌جویی می‌کنند. شناخت این علل، مقدمه‌ی اصلاح است زیرا تغییر مؤثر از طریق تغییر رفتارهای قابل‌کنترل خودتان آغاز می‌شود، نه اصلاح هم‌زمان دیگران.

اما چند تکنیک‌ تخصصی:

گام نخست: بازسازی هیجانی و تثبیت عزت نفس: 
در این مرحله، از تکنیک بازسازی درونی «رضایت شخصی» استفاده می شود. هر شب سه رفتار مثبت یا ویژگی درونی خود را بنویسید که مستقل از نظر دیگران ارزشمند است (مانند پشتکار، وجدان، اخلاق مودبانه). این نوشتار به مغز پیام می‌دهد که منبع کرامت شما درونی است، نه وابسته به نگاه بیرونی. این کار زیربنای کاهش حساسیت نسبت به قضاوت اطرافیان است. هم‌زمان، تمرین تنفس آرام در مواجهه با جمع را تداوم دهید به این صورت که پیش از ورود به مهمانی، سه نفس عمیق با تأکید ذهنی بر جمله‌ی «من کافی‌ام و نیازی به تأیید مداوم ندارم» بکشید؛ این جمله نوعی تنظیم شناختی هیجان محسوب می‌شود.

گام دوم: اصلاح ادراک‌های ذهنی از رفتار دیگران: 
در روان‌شناسی شناختی، یکی از خطاهای رایج، تعبیر رفتارهای مبهم به معنای منفی است. برای مثال، وقتی دیگران نگاهشان را می‌دزدند، ذهن شما فوراً آن را بی‌احترامی تلقی می‌کند. در این حالت از تکنیک بازبینی سه‌فرضی استفاده کرده و برای هر رفتار، سه احتمال مختلف یادداشت کنید: یکی منفی (آن‌ها مرا تحقیر کردند)، یکی خنثی (شاید خسته بودند)، و یکی مثبت (شاید حواسشان به موضوعی دیگر بود). این تمرین به مغز می‌آموزد تفسیر را متعادل کند و از واکنش هیجانی فوری بکاهد.

گام سوم: تعدیل الگوهای ارتباطی و افزایش گرمای رفتار: 
در تعاملات فامیلی توصیه می‌شود از تکنیک «ارتباط مبتنی بر پیام من» بهره‌مند شوید یعنی به جای بازخوردهای انتقادی یا سکوت طولانی، احساس خود را با حفظ احترام مطرح کنید: «وقتی سلام می‌کنم و پاسخی نمی‌شنوم، احساس می‌کنم شاید از من ناراحتید و دلم می‌خواهد اگر چیزی هست بدانم تا دلخوری رفع شود.» چنین بیان‌هایی نه مهاجمانه‌اند و نه تدافعی، بلکه پیام عاطفی واقعی را منتقل می‌کنند. هم‌زمان از تماس چشمی ملایم و لبخند آرام استفاده کنید تا پیام هیجانی شما مثبت و انسانی درک شود. حضور پایدار و غیرجنجالی، در بلندمدت برداشت‌های نادرست اطرافیان را اصلاح می‌کند.

گام چهارم: بازتعریف روابط و ایجاد سپر روانی: 
لازم است مرز مشخصی میان «جمع‌های قابل احترام» و «محیط‌های آسیب‌زا» ترسیم کنید. هر جمعی که تداوم حضور در آن به فروپاشی عاطفی منجر می‌شود باید با اصل «کاهش مواجهه‌ی تدریجی» مدیریت شود. یعنی دفعات و مدت حضور را کنترل کرده، اما ارتباط را به‌طور کامل قطع نکنید تا برداشت منفی جدید شکل نگیرد. 
در صورت اجبار به حضور، از تکنیک «تمرکز بیرونی» بهره بگیرید و به جای تمرکز بر حالات چهره‌ی دیگران، توجه خود را به جزئیات فضا یا موضوع گفت‌وگو معطوف کنید؛ این روش مانع تفسیرهای ذهنی مکرر و آشفتگی روانی می‌شود.

به یاد داشته باشید احساس طردی که تجربه می‌کنید از دو منبع تغذیه می‌شود: «رفتار ناآگاهانه‌ی اطرافیان» و «واکنش‌های تفسیری درونی شما». با افزایش مقاومت هیجانی، بازنگری شناختی و تنظیم مرزهای عاطفی، می‌توان این چرخه را متوقف کرد. هدف نهایی آن نیست که همه‌ی افراد، نگاه خود را تغییر دهند بلکه آن است که شما ارزشمندی خود را مستقل از رفتار دیگران باز یابید و در عین حفظ ادب و تعامل، اجازه ندهید نگاه‌های سرد، هویت شما را متزلزل کند. ادب و وقار شما، خود بزرگ‌ترین پاسخ تربیتی به بی‌احترامی‌ها خواهد بود. 

موفق و سربلند باشید.
 

گاهي به مناسبتها پيام مي دادند مي گفتن شما جاي خواهر كوچك من هستین
اساسا ارتباطات انساني و روابط دوستانه با ديگران در اديان الهي بويژه دين مبين اسلام تعريف شده است و محدوده آن كاملا مشخص گرديده.

يكي از همكارانم كه قبلا در يك محيط كار مي كرديم از من خواستگاري كرد فرد متدين و پاك بود جواب رد دادم بعد از مدتي ايشان ازدواج كرد گه گاهي به مناسبتها به من پيام مي دادند مي گفتن شما جاي خواهر كوچك من هستين و چون فرد مؤمن و مقيدي هستين و من هم پايبند به اصول اخلاقي هستم به شما پيامك ميدم شما انسان فهميده اي هستين و من از كمالات شما درس مي گيرم.من با شما عقد اخوت مي بندم...من راضي به اين ارتباط نيستم نمي دونم چطور قطعش كنم؟مي ترسم مثل قبل دلشكسته بشن و فكر كنن كه من فخر فروشي مي دونم و يا لايق نيستن... جه كنم؟

براي پاسخگويي به سوال شما ابتدا نكاتي را بيان مي كنيم:

1. اساسا ارتباطات انساني و روابط دوستانه با ديگران در اديان الهي بويژه دين مبين اسلام تعريف شده است و محدوده آن كاملا مشخص گرديده، دين مبين اسلام براي حفظ حريم خانواده و شكوفايي و كارآمدي آن و جلوگيري از بي بندو باري، اختلاط نسل ها و ... براي اتباطات افراد جامعه اسلامي قوانيني وضع كرده است، از جمله آن ها، قانون محرم و نامحرم است.

2. از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشاركت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج را توصیه می كند. از این رو در اسلام رابطه دوستی يا عقد اخوت بين زن ومرد نامحرم معنا ندارد. به فتواي همه مراجع تقليد رد و بدل كردن سخنان تحريك آميز (احساسي و ابراز علاقه) بين زن و مرد نامحرم حرام است  و اشكال  دارد.

3. شما خوب مي‏دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين جواني، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مي‏باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعي و عرفي را در ارتباط با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسي و وسوسه‏هاي شيطاني قوي‏تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاي بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مي‏كند انسان خود را در معرض خطري - كه بسياري از خوش باوران را گرفتار كرده - قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مي‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. «بل الانسان علي نفسه بصيره؛ آدمي بر نفس خود آگاه و بيناست»؛ (قيامت ، آيه 14).

4. تجربه نشان داده اين نوع ارتباطات هر چند با رعايت اصول اخلاقي و شرعي و با نيت خير و اصلاح باشد، كم كم و به تدريج به انحراف كشيده مي شود.

با توجه به نكات بالا بايد بگوييم كه:

1. قطعا رابطه برادر و خواهري  و يا عقد اخوت بين شما و اين آقا معنا ندارد، زيرا واقعا برادر و خواهر يك ديگر نيستيد و نسبت به هم نامحرم محسوب مي شويد. بنا بر اين در ارتباط با يك ديگر هر گونه ابراز احساسات و علاقه ايشان نسبت به شما و شما نسبت به ايشان (هر چند ابراز علاقه نشود. ولي  لحن صحبت دوستانه و صميمي باشد) از نظر شرعي حرام مي باشد (گناه دارد) و آثار و پيامدهاي خطرناكي را در پي خواهد داشت.

2. هرچه اين ارتباط  بيشتر ادامه ادامه پيدا كند،  ارتباط عاطفي او با شما  قوي تر  شده ودر آينده قطع اين رابطه سختتر مي شود . و از سوي ديگر مي تواند آينده هر دوي شما را خراب كند.

بنا بر اين رفتار در ست و  منطقي اين است كه  با  توكل بر خدا وند متعال با قاطعيت  به اين رابطه پايان دهيد؛ زيرا شما مسئول كارهاي خود هستيد و در مقابل اين شخص هيچ مسئوليتي نداريد.

3. به خودتان تلقين كنيد كه «من مي توانم راهي را كه انتخاب كرده ام بپيمايم» و يك نه قاطع به اي رابطه پايان دهيد.

4. از فكر كردن به او جدا بپرهيزيد و هر چيزي كه او را به ياد شما ي اندازد از خود دور كنيد.

5. انجام يك كار مهم و جدي را كه در راستاي تحصيلات و رشته درسي شماست، آغاز كنيد، مثلا روي يك موضوع علمي بطور جدي به تحقيق بپردازيد. در اين زمينه با اساتيد مربوطه مشورت كنيد.

6. به امور مذهبي و عبادات بويژه نماز اول وقت اهتما بيشتري نشان دهيد.

7. با برنامه ريزي صحيح همه اوقات شبانه روزي خود را پر كنيد و از بيكاري و قرار گرفتن در تنهايي اجتناب كنيد.

8. به هيچ وجه با اين فرد مواجه نشويد. و هرگز به پيامكها و تماسهاي او پاسخ ندهيد.

9. با افراد مومن و با نشاط و اهل كار و فعاليت و موفق طرح دوستي ببنديد كه نقش بسيار زيادي در تقويت ايمان و اراده شما دارند.

انزوا طلبی در انسان حاصل چیست
برخی روانشناسان انسان را موجودی زیستی ـ روانی ـ اجتماعی معرفی كرده‏اند. تردیدی نیز در این نیست كه ...

انزوا طلبی در انسان حاصل چیست و این كه آیا مشكلی در بر دارد یا خیر؟

برخی روانشناسان انسان را موجودی زیستی ـ روانی ـ اجتماعی معرفی كرده‏اند. تردیدی نیز در این نیست كه یكی از ابعاد  وجودی انسان بعد اجتماعی اوست. طبیعی است همان طور كه دیگر ابعاد وجودی انسان باید رشد كافی پیدا كند، به این بعد نیز  توجه كافی باید مبذول شود .آدمی از  بدو تولد با تعاملش با محیط اطراف در صدد تأمین نیازهای خود و ایجاد ارتباط با جهان  است. پس ارتباط و تعامل با دیگر انسان‏ها یكی از ضروریات است كه در وجود انسان قرار داده شده است. بنابر این اگر تنهایی و  عدم ارتباط با دیگران به مقدار زیادی استمرار پیدا كند، مانع رشد مناسب بعد اجتماعی انسان است كه   می‏تواند منشأ بسیاری از مشكلات و از جمله انزوا طلبی باشد.

قرآن می فرماید : يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثي‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا ؛ اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و ملت ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. (1)

در این آیه به این نكته اشاره شده آدمي از خانواده‏ها و تيره‏ها و تبارهای متعددی خلق شده‏اند تا با هم آشنا بشوند و  در كنار یكدیگر زندگی كنند .

این نكته بر اساس  فطرت اجتماعی بشری است كه  همواره مورد توجه ادیان مختلف قرار گرفته و برای این، همزیستی در اجتماع به صورت مسالمت آمیز باشد ، انبیاء و اولیاء روایات فراوانی را در این باره فرموده اند كه در كتاب های روایی ما به آداب معاشرت مشهور هستند. این خود مهم ترین دلیل مذمت انزوا طلبی در ادیان الهی و به خصوص دین اسلام و مذهب تشیع است.

 در روایات شریفه داریم كه  توصیه به معاشرت با اقشار مختلف جامعه حتی بینوایان و فقرا به خصوص ارحام و نزدیكان می كنند . رسول خدا در پاسخ به سوال اباذر غفاری فرمود: صله رحم ( ارتباط با خویشان) به جاي آور، اگر چه آن ها  قطع كرده باشند، و دعوت بينوايان را بپذير و با آنان بيش تر معاشرت كن. (2)

در این زمینه می توانید به كتاب های آداب معاشرت، اثر آقای محمد باقركمری و كتاب آداب معاشرت از ديدگاه معصومان عليهم السلام‏ اثر آقایان محمد علي فارابي ،يعسوب عباسي علي كمر مراجعه بفرمایید.

بر این اساس گرایش به تنهایی و انزوا طلبی در انسان یك تحول در وی است. بدیهی است  تحول بي علت نيست و نميشود دليلي نداشته باشد.

برای دست یافتن به علل پیدایش روحیه  انزوا طلبی در یك فرد باید ابهاماتی روشن شود، مثل اینكه چه شرايطي براي فرد پيش آمده كه چنين روحیه ای در او به وجود آمده است؟  چه نوع تفكراتي در ذهن او است كه او را به این سمت هدایت می كند؟آیا درزندگي خانوادگي فرد تغييراتي صورت گرفته است؟  و سوالاتی از این قبیل .

در حقیقت  تحول روحي انسان و مسائل پیرامون او بهترین راهنما در دست یابی به دلایل انزواطلبی اوست.

گاهی اگر یك امر مثل كار و تلاش ، تحصیل و امثال این ها در يك روند طولاني با تنوع و عوامل آرامش بخش روحي همراه نشود و شخص ازلذتهاي متعارف و مشروعي كه بايد بهرهمند شود، استفاده نكند، نشاط و شادابي او سلب می شود و احساس سستي و انزوا طلبي براي او حاصل ميشود. گاهی فشارها یا سرزنش های زیاد والدین سبب این حالت می گردد و گاهی ناموفق بودن در اهداف و برنامه ها و گاهی ... .

شاید بتوان كوچك ترین آثار انزوا طلبی را، تنبلی، سستی و كاهلی ، بی تحركی، از دست دادن اعتماد به نفس ،از دست دادن فرصت ها ، پیدایش روحیه ناامیدی و ناتوانی، اتلاف بزرگ ترین سرمایه بشری یعنی عمر ،احساس درد و رنج درزندگی ,سلب مسئولیت از پذیرش مشكلات،احساس بیهودگی و بی فایدگی دانست.

 احتمال دارد كه منشأ انزواطلبی افسردگی  باشد. برای تشخیص این امر  بهتر است  به یك روانشناس بالینی یا روانپزشك مراجعه نمایید.منتظر تماس بعدی شما هستیم.موفق باشید.

 

پی نوشت ها :

1.حجرات (49) آیه 13 .

2.علي سلگي نهاوندي‏، ترجمه ارشاد القلوب ،چ ناصر، قم‏، چاپ اول‏، 1376 ه ش ، ج‏1، ص 377