رنج

طوفان الاقصی نه یک کُنش بلکه واکنشی بزرگ به سال ها اشغالگری و جنایت رژیم نامشروع اسرائیل است. این عملیات پاسخی است به بیش از 75 سال آوارگی و کشتار مردم فلسطین.
طوفان الاقصی و رنج ملت غزه

پرسش:
آیا حماس عامل اصلی تحمیل چنین رنجی به ملت غزه در سال 1402 شمسی نیست؟
 

پاسخ:
حماس، در هفتم اکتبر سال 2023، اقدامات نظامی غافلگیرکنندهای را تحت عنوان «طوفان الاقصی» علیه دولت غاصب صهیونیستی انجام داد. اسرائیل نیز در پاسخ به این اقدامات، حملات و بمباران های بسیار شدیدی را علیه حماس و مردم مظلوم فلسطین شروع کرد که بعد از گذشت حدود 140 روز از آن، همچنان ادامه داشته و منجر به شهادت 28 هزار فلسطینی و زخمی و مجروح شدن بیش از 70 هزار نفر شده است. با توجه به این آمار، آیا حمله ی حماس به اسرائیل کار صحیحی بود و آیا نباید حماس را عامل اصلی چنین رنج بزرگی بر مردم غزه دانست؟!

در پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه داشت:

1.  لزوم نگرش تاریخی و جامع به مسأله ی فلسطین
در تحلیل پدیدههای سیاسی باید ابتدا عوامل و ریشههای شکلگیری آن پدیده را بررسی کرد. اگر یک جریان یا حادثه را از نقطه شروع آن مدنظر قرار ندهیم و بخواهیم آن را از میانه ی کار تحلیل کنیم، نتیجه ی بدست آمده گاهی کاملا برعکس واقعیت از آب درخواهد آمد. به عنوان مثال، کسی را تصور کنید که نزدیک یک رودخانه شده و مشاهده میکند که آب آن گل آلود است. آیا میتواند نتیجه بگیرد که آب این رودخانه از سرچشمه گل آلود است؟ یا آن که برای قضاوت صحیح ابتدا باید سرچشمه آن را بررسی کند و بعد نظر بدهد؟ چه بسا آب این چشمه و رودخانه بسیار تمیز باشد؛ اما در طول مسیر دچار آلودگی شده است. با توجه به این نکته، برای تحلیل واقع بینانه از اقدام حماس، باید ریشه های شکل گیری چنین حرکتی را مدنظر قرار داد. اگر کسی اوضاع فلسطین و سالهای متمادی اشغال آن توسط صهیونیست ها و جنایات گسترده ی آنان را مورد کنکاش قرار دهد، متوجه خواهد شد که طوفان الاقصی نه یک کُنش بلکه واکنشی بزرگ به سالها اشغالگری و جنایت دولت نامشروع اسرائیل است. به همین دلیل با استقبال گسترده ی مردم فلسطین و آزادی خواهان جهان رو به رو شد. 
عملیات طوفان الاقصی در واقع یک حرکت تدافعی است، نه تهاجمی؛ اقدامی است برای بازپس گیری حقوق اولیه ی انسانی خود، نه یک اقدام متجاوزانه. این عملیات پاسخی است به بیش از 75 سال آوارگی و مهاجرت اجباری، محاصره ی اقتصادی، به خاک و خون کشیدن مردم بیگناه مناطق مختلفی همچون صبرا و شتیلا، هتک حرمت مسجد الاقصی، به زندان انداختن و شکنجه های قرون وسطایی زن، مرد، نوجوان و جوان فلسطینی. تنها از سال 1948 میلادی تا سال 2020، بیش از 6 میلیون فلسطینی آواره و بیش از 100 هزار نفر شهید شدهاند.(1)

2. کلان نگری در مقابل جزئی نگری
برای تحلیل درست یک پدیده، علاوه بر توجه به ریشه های شکل گیری آن، باید همه ی جوانب آن یعنی سودها و زیان هایش در کوتاه مدت و بلندمدت را درنظر گرفت. توجهِ صرف به زیان ها و غفلت از سودها، فرد را از تحلیل درست دور میکند. در پی عملیات طوفان الاقصی، هرچند دشمن صهیونیستی خسارات مالی و جانی زیادی به مردم غزه وارد کرد؛ اما در مقابل، مردم غزه و حماس هم دستاوردهای بی سابقهای را به دست آوردند. 
مهمترین دستاوردهای فلسطینیان به صورت خلاصه عبارتند از: فروریختن هیمنه ی پوشالی شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی، شکست اشراف اطلاعاتی امنیتی صهیونیست ها، نفوذ گسترده به پایگاههای مهم اطلاعاتی و امنیتی، اسارت چند صد صهیونیست، افزایش مهاجرت معکوس از اراضی اشغالی، به حاشیه رفتن روند عادی سازی، گسترش نفرت بی سابقه نسبت به رژیم صهیونیستی در سراسر جهان، تبدیل فلسطین به مسأله ی اول جهان اسلام، بیداری مردم جهان در دفاع از مردم غزه و... .
از سوی دیگر، «نتیجه ی هیچ جنگی در جهان به خصوص اگر بین اشغالگر و اشغال‌شده باشد، براساس میزان تلفات مقایسه و بررسی نمی‌شود. بلکه براساس میزان تحقق یا عدم تحقق اهداف نهایی جنگ محاسبه می‌شود». به عنوان نمونه، مردم ویتنام در جنگ با آمریکا یک و نیم میلیون کشته دادند و میلیاردها دلار خسارت به آن کشور وارد شد و در مقابل، حدود 50 هزار آمریکایی کشته شدند؛ اما در نهایت ویتنامی ها توانستند استقلال و آزادی خود را به دست آورند. همچنین مردم الجزایر در مقابل استعمار فرانسه یا مردم ایران برای آزادی خرمشهر تلفاتی را متحمل شدند که نمی توان میزان آن را ملاک موفقیت یا شکست دانست؛ بلکه رسیدن به آزادی و استقلال یا دستیابی به اهداف جنگ، ملاک اصلی پیروزی است.(2) به همین دلیل اکثر تحلیلگران بینالمللی اذعان دارند که تا به امروز، حماس پیروز این جنگ بوده و رژیم صهیونیستی از دستیابی به اهداف خود همچون نابودی حماس، کوچ اجباری ساکنان غزه به مصر و... ناتوان بوده است.

3. عدم وجود راههای جایگزین
در تحلیل مسائل فلسطین و رنج ناشی از عملیات طوفان الاقصی توجه به این نکته ضروری است که گروههای فلسطینی مثل جنبش فتح، بارها تلاش کردند تا از راههای مسالمت آمیز همچون مذاکره با اسرائیل، میانجیگری کشورهای دیگر و توسل به سازمانهای بین المللی، حق خویش را استیفاء نمایند؛ اما آنچه در عمل نصیب آنان شد، اشغال و جنایت بیشتر از جانب صهیونیست هایی بود که نشان دادند به هیچ پیمان سیاسی و اصول اخلاقی پایبند نیستند، پس تنها راهکارِ مقابله با آنان و دستیابی به استقلال و آزادی، مبارزه ی مسلحانه و مقاومت است که البته بدون هزینه نخواهد بود.

نتیجه گیری
با توجه به سابقه ی تجاوزگرانه صهیونیست ها، خسارت ها و سختی های تحمیل شده بر ملت فلسطین در پی عملیات طوفان الاقصی، دیر یا زود به بهانه ی دیگری توسط اسرائیل بر آنان وارد میشد. این عملیات تنها زمان این تجاوز را جلو انداخت، نه اینکه عامل شکل گیری این تجاوز باشد؛ همچنان که طبق برخی تحلیلها، رژیم صهیونیستی قصد داشته است که در سال جدید میلادی، عملیاتی را علیه حماس و غزه انجام دهد.

پینوشت ها
1. مجموعه ی نویسندگان، 75 سال از فاجعه ی نکبت (اشغال فلسطین) گذشت، مرکز اطلاعرسانی فلسطین، 15/می/2023، B2n.ir/a39921.
2. منتظری، علی، آیا دستاوردهای عملیات «طوفان الاقصی» بر هزینه‌هایش چربید؟، ایرنا، 8/9/1402، 85306344، https://irna.ir/xjP6wP.
 

همه انسان ها به فطرت خود دنبال خداي زيبا و زيبا پسندهستند

 همه انسان ها به فطرت خود دنبال خداي زيبا و زيبا پسند، خداي رؤوف و مهربان و با گذشت و پوشاننده عيب بندگان، خداي هدايتگر به خوبيها و باز دارنده از زشتي ها و...، هستند و خدايي كه به كوچكترين بهانه بر بندگان خشم بگيرد و پيامبرش را با شمشير براي واداشتن آنها به پذيرش وي بفرستد و به پيامبرش دستور دهد كه گروندگان به اديان ديگر را بدون اين كه دعوت كرده باشد و بدون اينكه از آنان ستم و هجومي صورت گرفته باشد، بكشد و برايشان حرمتي قائل نباشد و...، چنين خدايي سزاوار پرستش نيست.

بنا بر اين مسلمان ها هم به فطرت خود خدايي مهربان، با گذشت، بخشنده، پوشاننده و...، را مي جويند و خداي خود را واجد اين صفات زيبا مي دانند.

كسي نمي تواند فطرت انساني همه مسلمان ها را انكار كند لذا  توجه دوباره به آياتي كه از نگاه پرسشگر خدا را به گونه اي ديگر تصوير مي كند، فرامي خواند.

 او به جاي اين كه سؤال كند آيا برداشت او از قرآن درست است يا نه ؟ برداشت خود را قطعي گرفته و خداي مسلمان ها را قهار و جبار و خونريز و... معرفي كرده است در حالي كه صحيح اين بود كه بپرسد آيا فهم او درست است يا نه ؟ و اگر درست نيست فهم درست كدام است ؟

  اتفاق هايي كه براي انسان پيش مي آيد و خارج از اراده اويند، ممكن است خير و خوشايند يا شر و ناخوشايند براي او باشند. اين اتفاق ها و پيش آمدها، خوب يا بد، تقديرهاي خداوند هستند و گناه و ثواب نيستند زيرا گناه و ثواب مربوط به اعمال و دستاوردهاي انسان است نه تقديرهايي كه خارج از اراده او پيش مي آيد.

آيه فوق در مقام آگاهي دادن به انسان است كه:

ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسير (1)

هيچ مصيبت و اتفاقي (خوشايند يا ناخوشايند) در زمين و نه در وجود شما روي نمي‏دهد مگر اينكه همه آنها قبل از آنكه زمين را بيافرينيم در لوح محفوظ ثبت است و اين امر براي خدا آسان است!

يعني بدانيد همه اتفاق هاي خوب و بدي كه براي شما پيش مي آيد،، بعضي از آنها خارج از اراده شما بوده و بدون اين كه اقدام مثبت يا تقصيري از شما سر زده باشد، پيش آمده اند و بعضي هم دستاورد اعمال خوب يا بد خود شما هستند (2)، در هر حال همه اعم از خوب و بد، تقدير خدا و به اراده اوست. اين قانون كلي است كه هيچ خداباوري منكر آن نيست گر چه در وجودش به آن باور حقيقي نيافته باشد. همه مسيحيان هم قبول دارند كه هر چه اتفاق مي افتد به اذن خدا و در محضر اوست و خدا بر همه از قبل، آگاهي دارد و هيچ چيز از خدا پنهان نيست. حالا اين آگاهي چه فايده اي دارد؟ اگر ما به اين باور برسيم كه همه اتفاق هاي خوب يا بدي كه برايمان پيش مي آيد به اذن و علم و اراده خداست، چه فايده اي دارد؟ آيه بعد نتيجه اين آگاهي و باور را بيان مي كند:

لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلي‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُور (3)

اين بخاطر آن است كه براي آنچه از دست داده‏ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد و خداوند هيچ متكبّر فخرفروشي را دوست ندارد!

اگر انسان باور داشته باشد كه همه اتفاق هاي خوش و ناخوشي كه برايش مي افتد به اذن و اراده خدا و براي امتحان و ابتلا و رشد اوست، ديگر با مواجه شدن با اتفاق ناگوار به ياس نمي رسد زيرا مي داند كه خدا براي آزمودن صبر و تحمل و مقاومت او اين اتفاق ناگوار را مقدر كرده است پس با اميد و تحمل و توكل با آن واقعه ناگوار مواجه مي شود و از آن با سربلندي مي گذرد.

و اگر با واقعه خوشايندي مواجه شد، باز هم مي داند كه اين نه به جهت علم و تدبير و توانايي خودش بلكه به تقدير و فضل و اعطاي خداست و دچار غرور و طغيان و منيت نمي شود و قارون وار نمي گويد:

َ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلي‏ عِلْمٍ عِنْدي (4)

اين ثروت را بوسيله دانشي كه نزد من است به دست آورده‏ام!

و به خود نمايي و فخر فروشي و... دست نمي يازد.

1. حديد (57) آيه 22.

2. مكارم شيرازي، پيام قرآن، تهران، اسلاميه، 1383 ش، ج 4، ص 456.

3. حديد (57) آيه 23.

4. قصص(28) ايه 78.