مشاوره

سلام من خانم 24 ساله ای هستم .شوهرم خیلی خیلی سرده و نمی تونه منو ارضا کنه من الان حدود یک سالی میشه که شدیدا احساس نیاز می کنم قبلا به گناه هم افتادم تو رو خدا دیگه نمی خوام گناه کنم توبه کردم بگید که باید چکار کنم ؟ چطور نیاز جنسیمو رفع کنم و از فکر گناه بیرون بیام؟

با توجه به اهميت نيازهاي غريزي و ارضاي آن در زندگي زناشويي، همسر گرامي تان موظف است به متخصصين مربوطه مراجعه و در اسرع وقت مشكل را برطرف كند. ارضا نشدن اين نيازها به انحراف هاي اخلاقي و جنسي، اختلال هاي روحي-رواني از جمله اضطراب و ايجاد مانعي در بقاي نسل مي انجامد.
همسر گراميتان، ممكن است به يكي از دو طبقه اختلال ميل جنسي يعني اختلال ميل جنسي كم كار يا اختلال انزجار جنسي مبتلا باشد كه هركدام علت هايي دارد و قابل درمان است. سبب اين اختلال ممكن است:
1. افسردگي حاد (ماژور) باشد؛ زيرا در هشتاد درصد افسردگي هاي ماژور، اختلال ميل جنسي وجود دارد كه با مراجعه به روان شناس باليني، اين مشكل حل شدني است؛
2. منشأ روحي-رواني باشد؛ مثل فشار روحي ناشي از خاطره اي تلخ در دوران كودكي يا احساس گناه از روابط زناشويي كه در اين زمينه سكس تراپ (روانشناسي كه دوره درمان هاي جنسي را گذرانده باشد) مي تواند به ايشان كمك كند؛ البته چون امكان دارد به سكس تراپ دسترسي نداشته باشيد مي توانيد به روان شناس مراجعه كنيد؛
3. اگر ايشان مي گويد پيش از ازدواج نيز به جنس مخالف بي ميل بوده است، ممكن است ريشه هورموني داشته باشد كه تشخيص و درمان آن به عهده متخصص غدد است؛
در هر صورت تا زمان درمان كامل شما نيز موظف به همراهي و كمك به ايشان هستيد. همچنين مشكل همسر مجوز هيچ گونه گناهي جنسي از جانب شما نمي باشد. پس با توبه واقعي از گناه خود، سعي در جبران آن داشته باشيد. به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه رفع نياز جنسي شما تا زمان درمان كامل بر شوهر گراميتان واجب است ولو اينكه ايشان با اعضاي ديگر (غير عضو جنسي خودشان) شما را ارضا كنند.
توصيه هاي تكميلي براي پرهيز از افكار گناه آلود
1ـ طرد افكار شيطاني: مشكل ترين مرحلة رويارويي با انحراف جنسي، سالم سازي انديشه و پرهيز از افكار شهوي است. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «كسي كه در اطراف گناه بسيار بينديشد، سرانجام به آن كشيده خواهد شد».
2ـ پر كردن اوقات فراغت با مطالعه، تفريح، مسافرت و غيره.
3ـ كنترل چشم: نگاه راهبر دل و دام شيطان و بذر شهوت است. براي مهار غريزة جنسي بايد از ديدن آن چه كه ميل جنسي را تحريك مي‌كند خودداري كرد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «بهترين عامل رو گرداني از شهوات، فروبستن چشم‌ها است». با ديدن فيلم ها و عكس هاي مستهجن هركس تحريك مي شود. پس بيش از آن كه بخواهيد مبارزه كنيد پيشگيري كنيد.
4ـ عدم آميختگي زن و مرد: همنشيني زن و مرد و همسخن شدن و خلوت كردن با يكديگر زمينة لغزش را فراهم مي‌كند.
5ـ كم خوري: يكي ديگر از راه‌هاي كنترل غريزة جنسي، دوري از پرخوري است. از اين رو در روايات اسلامي از روزه داري به عنوان عامل تعديل غريزة جنسي ياد شده است.
6ـ يكي از راه‌هاي آرام كردن طوفان غريزة جنسي در انسان، ورزش و فعاليت بدني است، زيرا ورزش مقدار فراواني از انرژي‌هاي بدني و فكري انسان را به خود اختصاص مي‌دهد و از مسايل ديگر كم مي‌كند.
8ـ ياد مرگ: رسول خدا(ص) اصحاب خود را درباره مرگ بسيار سفارش مي‌كرد و مي‌فرمود: «زياد مرگ را ياد كنيد، زيرا ياد مرگ شكنندة لذات نفساني و مانع ميان تو و شهوات است».
9- ياد خدا :
همواره با ذكر و ياد خدا اُنس و الفت داشته باشد. خداوند در آيه 28 سوره رعد مى‌فرمايد: آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا قلب‌ها آرامش مى يابد و هر كس از ياد خدا فاصله بگيرد زندگانى بر او سخت و دشوار خواهد شد.
موفق باشید.

من یک پسر 24 ساله هستم با دختر عمه ام خیلی دوست هستم چه کار کنم تا اون مرا دوست داشته باشو=د لطفا توضیح بدید

برادر گرامي من در پاسخ به پرسش شما به دو نكته اشاره مي كنم 1- آسيب هاي دوستي هاي قبل از ازدواج 2- معيارهاي يك ازواج پايدار كم ريسك و آرامش بخش
در راستاي آسيب هاي دوستي هاي قبل از ازدواج بايد عرض نمايم كه طبق تجارب باليني بسيار متراكم مركز ما كه از دانشگاهها و غير آن در طي ساليان طولاني جمع آوري شده، اينگونه دوستي ها عاقبت خوشي ندارد و ايجاد و ادامه ي اين چنين دوستي هايي كه خارج از چهار چوب هاي ديني و فرهنگي جامعه ي ما صورت مي گيرد، به نابسامانيهاي روحي و رواني دو طرف و مخصوصا دختران كه روحيه اي عاطفي دارند، مي انجامد. بي شك ايجاد و ادامه اين نوع ارتباط موجب وابستگي شديد طرفين به همديگر مي گردد. و زماني كه يكي از طرفين بخواهد اين رابطه را بخاطر ازدواج با شخص ديگري و يا به هر عنوان ديگري قطع كند ديگري دچار نابساماني روحي و رواني شديد مي گردد. شايد بگوييد: اگر دو طرف به قصد ازدواج با هم دوست شوند چي؟ در پاسخ بايد عرض كنم، اول اينكه اين استدال كه ما به قصد ازدواج با هم دوست مي شويم. واقع بينانه نيست. زيرا از زمان دوستي تا زمان ازدواج ممكن است دهها و صدها مانع براي ازدواج رخ نمايي كند كه يكي از آنها مخالف والدين و ديگري سير شدن طرفين از هم و غيره است. زيرا طرفين در قبل از ازدواج كاملا همديگر را كشف مي نمايند و انگيزه اي براي دست يابي به هم ندارند. دوم اينكه بطوري كه روانشناسان قبل از ازدواج در كشورهاي غربي معتقدند كه هرگز دوست دختر و پسر نبايد باهم ازدواج كنند، زيرا دوستي يكي از انواع ارتباط است و ازدواج نيز يك نوع ديگري از آن كه هر كدام ويژگيها و قوانين خاص خود را دارد و اگر دو دوست با هم ازدواج كنند ويژگيها و قوانين دو نوع خاص از ارتباط با هم تداخل مي كند و موجب آسيب زائي و ناپايداري ازدواج مي گردد. سوّم اينكه بسياري از اين دوستي ها منجر به ازدواج نمي شود و فقط آسيب روحي و رواني براي طرفين بر جاي مي گذارد.چهارم اينكه به فرض اين دوستي ها منجر به ازدواج شود. اما « تنها عشق هرگز كافي نيست». اين سخن پرفسورآرون تي بك است، او يكي از بزرگترين روانشناسان باليني جهان است كه در رابطه با مشاوره قبل از ازدواج كار تحقيقي بسياري انجام داده است. ايشان در كتاب خود كه با همين نام منتشر شده، مي گويد كه بسياري از جوانا فقط با اكتفاء به كششهاي عاطفي واحساسي وعشق و علاقه ي غير منطقي و بدون سنجيدن آيتمهاي دخيل در يك ازدواج پايدار و موفق؛ اقدام به برقراي رابطه با جنس مخالف و ازدواج مي كنند، اما بعد از مدت كوتاهي كه كششهاي عاطفي و احساسي شان نسبت به هم افت پيدا مي كند تعارضات شخصيتي و ناهمكفي هاي اجتماعي، اقتصادي، و .... برجسته مي شود و زندگي مشتركشان را در معرض طوفانهاي سهمگيني قرار مي دهد. اين گونه ازدواجها اكثرا با جدايي و تلخكامي هاي بسيار زوجين و خانواده هاي اصلي آنها همراه است. لذا همانطور كه گفته شده عاقل آنست كه انديشه كند پايان را، بهتر است با چراغ عقل به وادي محبت وارد شويد تا بي گدار به اب نزده باشيد. اگر راهنمايي هايي در باره ملاكهاي دختر انتخابي خود و مشاوره قبل از ازدواج خواستيد حتما دوباره با ما تماس بگيريد.
و اما در مورد معيار يك ازدواج پايدار بايد عرض نمايم كه: آرزوي هرجواني داشتن ازدواجي پايدار، آرامش بخش و با ريسك پايين است، من در راستاي اين قاعده به معيارهاي يك ازدواج موفق و پايدار اشاره مينمايم تا ببينيد كه آيا معيارهايي را كه براي ازدواج برگزيده ايد براي شروع يك سفر به درازاي يك عمر مناسب است يانه؟ و اما درباره معيارهاي يك ازدواج موفق بايد به ادبيات تحقيق در اين باره مراجعه كرد ومعيارهاي خود ساخته كه برخاسته ازديدگاههاي غير واقعي و احيانا احساسي است، و در ادامة زندگي مشترك همچون حبابي محو خواهد شد، نمي تواند كارايي چنداني در اين مورد داشته باشد. واقعيت اينست كه هيچ كدام از ما نمي توانيم از همان آغاز زندگي زناشويي تمام پيچ و خم هاي آن را در سالهاي آتي پيش بيني كنيم و آنچه اين پيش بيني را دشوارتر مي سازد اين است كه در جامعة كنوني ما متاسفانه غالب افراد بيش از آنكه تشابه فرهنگي، اقتصادي و فكري را براي انتخاب زوج در نظر بگيرند، در پيروي از احساسات و عواطف خود و معيارهاي غير ضروري و خود ساخته كه مبتني بر باورهاي غلط است، به دنبال ازدواج مي روند. روال تعيين اينكه دو زوج براي ازدواج مناسب هم هستند و يا نه، بدين گونه است كه طرفين بعد از آشنايي هاي اوليه كه زير نظر خانواده ها انجام مي گيرد به يك مشاوري كه متخصص در امر مشاورة قبل از ازدواج است مراجعه مي نمايند و ايشان با تسلط بر آيتمهايي تعيين كننده اي چون تاريخچة خانوادگي طرفين و خاطرات دوران كودكي آنها و گرفتن تست هاي كتل و گلاسر و Ass و ياساير تستهايي كه بومي شده براي ايران هستند و نيز همخواني و همساني نگرشهاي طرفين در مسائل مختلف اجتماعي، فرهنگي، باورهاي ديني، سياسي و غيره كه در طي سه جلسه انجام مي گيرد نظر خود را راجع به ازدواج آن دو اعلام مي كند. بدين صورت كه 1- در حدوده پانزده درصد از موارد مي گويد اين پسر و دختر عليرغم علاقه ظاهري كه به هم دارند در صورت ازدواج با همديگر؛ دچار مشكل خواهند شد و بعد از اُفت علايق احساسي و عاطفي به هم؛ وارد فاز درگيري هاي لفظي و احيانا فيزيكي خواهند شد. 2- و در حدود پانزده و بيست درصد از موارد مي گويد اين دو با توجه به آيتم هاي مختلف شخصيتي و خانوادگي و فرهنگي و اجتماعي كاملا به به درد ازدواج با هم مي خورند و بعد از ازدواج با مشكل جدي اي برنخواهند خورد. 3- و در حدود شصت هفتاد درصد از موارد مي گويد اين دو مي توانند با هم ازدواج كنند به شرطي كه فلان توصيه ها را بطور جدي در زندگي مد نظر داشته و فلان امور را رعايت كنند، مثلا به پسر مي گويد شما مي توانيد با اين خانم ازدواج كنيد اما ايشان بسيار عاطفي و احساسي هستند و لذا اگر فردا از جنبه عاطفي محروميتي را به وي تحميل نماييد ممكن است برسر سفره كس ديگري كه از جهت عاطفي او را سيراب ميكند بنشيند! و يا مثلا به دختر مي گويد دختر خانم ازدواج شما با اين آقا پسر بلامانع است اما بايد بدانيد كه او وابستگي زيادي به مادرش دارد لذا بايد در اين جهت با او مدارا نماييد. لازم به ذكر است مشاورة قبل از ازدواج علي رغم در نظر گرفتن پارامترهاي ضروري كه تحقيقات بسياري در سطح جهان بر روي آنها انجام گرفته فقط در حدود 75% مي تواند به پيش بيني موفقيت يك ازدواج حكم نمايد. و 25% بقيه مربوط به رعايت مسائلي است كه بعد از ازدواج مي تواند در غني سازي زندگي مشترك نقش جدي داشته باشد.
پس پيشنهاد ما به شما اينست كه از قواي عقلي ونه احساسي و نيز مشاورة قبل از ازدواج براي انتخاب شريك زندگي آينده خود سود جوييد يعني در مرحلة اول آگاهي بيشتري در مورد خود تان بدست آوريد بدين معني كه با تدبر در خود دريابيد حقيقتا چگونه فردي هستيد؟ اهداف، ارزشها و علايق اساسي و اصلي شما در زندگي چيست؟ و انتظارات اصلي و اساسي شما از زندگي مشترك چيست؟ و در مرحلة بعد به همراه شخصي كه قصد ازدواج با او را داريد نزد يك مشاور با تجربه برويد تا وي با راهكارهاي پيش گفته، نظر خود را در مورد انتخاب شما اعلام كند و احيانا مشكلات فراروي را با توجه به آيتمهاي شخصيتي شما و فرد انتخابي؛ به شما تذكر دهد.
و وقتي اين مراحل را پشت سرگذاشتيد مي توانيد با طيب خاطر و توكل بر خداي مهربان و با جرات مندي اقدام به ازدواج با مورد انتخابي نماييد. البته قضيه به همين جا ختم نمي شود و انشاء الله بعد از ازدواج راههاي غني سازي زندگي زناشويي و دستوراتي كه اسلام در اين زمينه براي بهتر زيستن ارائه نموده به عرض شما خواهد رسيد.
به نظر من مطالعه كتاب زير مي تواند شما را در اخذ تصميم فوق بيشتر ياري نمايد:
عشق هرگز كافي نيست تاليف پرفسور آرون تي بك ترجمه مهدي قراچه داغي انتشارات ذهن آويز
اگر در تهران زندگي مي كنيد من شماره تلفن كلينيك يك مشاور با تجربه قبل از ازدواج را به شما ارائه مي نمايم دكتر يونسي02144015879 و 02144030585
موفق باشید.

سلام،(ندا هستم 25ساله) 3-4 سالم بود که اولین تجربه ی خودارضایی رو داشتم و اینکارو خیلی تکرار میکردم، خانواده ام منو از این کار نهی میکردن ولی من یواشکی انجامش میدادم چون از عوارضش خبر نداشتم و حتی نمیدونستم این کار گناهه و غسل واجب گردنمه. حتی وقتی هم به سن بلوغ رسیدم از این کار دست بر نداشتم، غافل از اینکه در حال جنابت بودم نماز میخوندم و روزه هم میگرفتم نمیدونم تکلیف این نمازها و روزه ها چی میشه؟! اینکار من ادامه داشت تا اینکه وارد دانشگاه شدم باورتون میشه باز هم نمیدونستم غسل واجب گردنمه ولی سعی کردم ترکش کنم. وقتی در سن 19 سالگی ازدواج کردم و در مورد مسائل جنسی تحقیق کردم تازه فهمیدم چه خاکی بر سرم شده. جدی جدی دیگه گذاشتمش کنار ولی الآن بعد از 4 سال زندگی مشترک و داشتن یک فرزند احساس میکنم از نظر روانی کامل ارضا نمیشم و دوباره به این کار رو آوردم، این کار من از اونجایی شروع شد که متوجه شدم همسرم گاهی اوقات استمناء میکنه و من هم شاید به قصد انتقام مبادرت به این کار میکردم ولی الآن همیشه دنبال این هستم که شرایط مهیا بشه و من هم بتونم خودمو از این تنش خلاص کنم. الآن 25 سالمه با اطلاعات کافی در مورد این مسأله اینکارو انجام میدم هم میدونم ضرر داره و هم گناه، حتی راهکارهای ترکش رو خوندم ولی اراده ندارم از نظر روحی داغونم، داغونه داغون. هیج فرد امینی رو سراغ ندارم که بخوام براش درد و دل کنم الآن با کوله باری از گناه با دلی پر از غصه با قلب کثیف و آلوده جلوی مانیتور نشستم و دارم با شما درد و دل میکنم و ابراز پشیمونی میکنم خودمم نمیدونم چی ازتون بخوام ایکاش یکی پیدا میشد به همسرم میگفت بیشتر بهم توجه کنه تا از این مسیر خارج شم و راه درست رو پیدا کنم. ایکاش. نمیدونم چقدر کارم درسته ولی حجابم رو رعایت میکنم اهل نماز و روزه هستم، من کربلا سوریه و حتی مکه هم نصیبم شده ولی قدرشونو ندوستم و الآن که دارم برای شما پیام مینویسم احساس شرمندگی که چه عرض کنم از خودم حالم بهم میخوره، اگه نظر کس دیگه رو درباره ی من بشنوید شاید باورتون نشه، ولی من درونم با برونم 180 درجه فرق داره امشب شب ولادت با سعادت امیرالمونین(ع) هست شما رو قسمتون میدم برام دعا کنید. اگر هم مطلبی هست خوشحال میشم بشنوم یا بهتره بگم بخونم. خیلی خیلی ممنونم

اگر در هنگام خود ارضايي به اوج لذت جنسي مي رسيديد و همزمان با آن آبي هم از واژنتان خارج شده است شما جنب شده ايد و بايد غسل جنابت مي كرده ايد، يعني براي جنب محسوب شدن شما، بايد اين دو شرطي كه گفته شد محقق شده باشد. حالا اگر اين دو شرط محقق شده باشد و شما جنب شده باشيد اگر واقعا نمي دانسته ايد كه غسل جنابت به گردن شما آمده است و هم چنين نمي دانسته ايد كه بدون انجام اين غسل، نمازها و روزه هايتان اشكال دارد، در اين صورت روزه هايتان صحيح است، ولي نمازهايي كه با حالت جنابت خوانده ايد را بايد قضا كنيد. نكته ديگري كه لازم است بدانيد اين است كه طبق نظر آيت الله مكارم، اگر زني جنب باشد و پس از ايام عادت ماهيانه، غسل حيض را انجام بدهد، اين غسل حيض، او را از جنابت هم خارج مي كند، يعني به جاي غسل جنابت او هم حساب مي شود، ولو اينكه اصلا متوجه غسل جنابت نباشد. لذا شما اگر غسل حيض مي كرده ايد تا زماني كه استمنا نكرده بوديد ديگر جنب نبوده ايد و نماز و روزه هايتان صحيح بوده است. براي كسب اطلاع بيشتر در اين مورد، مي توانيد با شماره 096400 واحد احكام مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني تماس بگيريد.
اينكه حجابتان را رعايت مي كنيد و اهل نماز و روزه هستيد كار بسيار درستي مي كنيد، و نبايد استمنا كردن شما، باعث شود كه اين چيزها را رها كنيد.
اولين احتمالي كه در مورد ارضا نشدن شما به ذهن مي آيد اين است كه شايد رابطه جنسي شما با همسرتان، به صورت كامل و صحيح انجام نمي شود، لذا احساس لذت جنسي نمي كنيد. توضيحش هم اين است كه در هنگام رابطه جنسي، مردها به راحتي به ارگاسم و اوج لذت جنسي مي رسند و مني از آنها خارج مي شود و لذت كامل جنسي مي برند، اما زنها براي رسيدن به اوج لذت جنسي احتياج به زمان بيشتري دارند، و لازم است كه مرد براي تحريك جنسي همسرش به تحريك نقاط حساس زن بپردازد تا او هم به لذت جنسي كامل برسد، حتي در خيلي مواقع، با وجود اينكه دخول هم صورت مي گيرد اما زن به اوج لذت جنسي نمي رسد، در اين مواقع زن بايد قبل از اينكه دخول صورت بگيرد مثلا توسط دستان همسرش به اوج لذت برسد، يعني مرد با تحريك دستگاه تناسلي زن و ناحيه كليتوريس آن، زن را به اوج لذت برساند. البته لازم نيست كه اين كار حتما توسط همسرتان انجام شود بلكه شما مي توانيد مديريت رابطه جنسي را (حداقل مقداري از آن را) خودتان به دست بگيريد، به عبارت ديگر خودتان از طريق بدن همسرتان، خودتان را ارضا كنيد. نكته مهمي كه بايد به آن دقت كنيد اين است كه زن و شوهر مي توانند از تمام بدن يكديگر لذت ببرند و اشكال شرعي هم ندارد و حلال است، لذا زن مي تواند با ماليدن قسمتهاي حساس بدنش ( يعني ناحيه كليتوريس و همان قسمت شهواني دستگاه تناسلي اش) به بدن همسرش خودش را ارضا كند. براي اين كار زن مي تواند مثلا به حالت اسب سواري روي بدن همسرش سوار شود و قسمت حساس ناحيه تناسلي اش را به پا يا ساير اعضاي بدن همسرش بمالد، با اين كار، زن شديدا تحريك مي شود و به اوج لذت جنسي مي رسد. هم چنين بايد در مورد روابط جنسي خودتان، با همديگر صحبت داشته باشيد و آن چيزهايي كه براي شما لذت بخش است را به همسرتان بگوييد تا او بتواند شما را كاملا ارضا كند.
شما با توجه به اينكه متاهل هستيد نبايد به استمنا آلوده باشيد، چون مي توانيد از طريق همسرتان، خودتان را ارضاء كنيد. اگر همسرتان در زمينه مسائل جنسي كوتاهي مي كند، يا اينكه استمنا مي كند بايد با همديگر صحبت كنيد، و در مورد مسائل جنسي به توافق برسيد. اگر در اين زمينه به يك مشاور خانواده هم مراجعه كنيد خيلي خوب است. بالاخره هيچ كدام از شما نبايد استمنا كنيد، بلكه بايد رابطه جنسي صحيح داشته باشيد. حتي اگر گاهي اوقات شما ميل جنسي داشتيد. اما همسرتان ميل و آمادگي نداشت شما مي توانيد به همان صورتي كه در بالا توضيح داده شد از طريق بدن همسرتان، خودتان را ارضاء كنيد، و به سمت استمنا نرويد، همين مطلب در مورد شوهرتان هم هست، او هم بايد از طريق شما خودش را ارضاء كند.
شما با توجه به اينكه شوهر داريد راحت تر مي توانيد استمنا را ترك كنيد، لذا نااميد نباشيد و تلاش كنيد. هم چنين احساس گناه افراطي را كنار بگذاريد و به جاي آن، به راه حل بينديشيد. احساس گناه افراطي باعث ايجاد روحيه نااميدي در شما مي شود، كه اين خوب نيست.
براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد مسائل زناشويي، مي توانيد به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد:
الف. مشاوره جنسي و زناشويي، نوشته علي اسلامي نسب، از انتشارات نسل نوانديش؛
ب. درمان هاي جنسي، نوشته علي اسلامي نسب، از انتشارات نسل نوانديش.
موفق باشید.

دانشجو هستم،به نهج البلاغه و قرآن بسیار علاقه دارم و دوست دارم در این راه به صورت جدی تحصیل و پژوهش کنم،در رشته ای غیر مرتبطی در دانشگاه تحصیل می کنم ولی خیلی دودل هستم یعنی نگران سربازی و ... هستم،ممنون میشم اگه من رو راهنمایی کنید!

موفقيت در هر رشته و هر كاري متوقف بر اسباب موفقيت است كه تعيين هدف، علاقه، همت، اراده و پشتكار از مهم ترين عوامل موفقيت است. حتى يادگيرى ابتدايى ترين حرفه و شغل بدون علاقه و جديت غير ممكن مي‌نمايد. يعني فرد بايد بداند به كجا مي‌خواهد برسد؟ مقصد كجاست؟ چه آثار و فوايدي از انتخابش نصيبش مي‌شود؟ توقع و انتظارش چيست؟
برادرگرامي!
علاقه اى كه به فراگيري علوم قرآني و مطالعه مباحث مربوط به نهج البلاغه داريد، قابل تحسين و تقدير است، اما تنها علاقه كافي نيست. بلكه بايد هدف از آن نيز معين شود. هدف و مقصد در هر كاري، چگونگي برخورد با مقدمات و خود كار را مي سازد. كسي كه قصد ورود به مطالعات مذكور را دارد، نخست بايد بينديشد براي چه هدفي و با چه انگيزه‌اي مي‌خواهد به اين مباحث بپردازد؟ بايد بداند به كجا مي‌خواهد برسد؟ مقصد كجاست؟ چه آثار و فوايدي از انتخابش نصيبش مي‌شود؟ توقع و انتظارش از ورود به اين مطالعات چيست؟ و اين مباحث چه مزايايي دارد؟
از اين رو توصيه مي كنيم ابتدا هدفتان را از تصميم روشن كنيد. جمع بين تخصص دانشگاهي تان و نيز مطالعه در حوزه علوم قرآني و معرفتي امكان پذير است. حتي بين مطالعات قرآني و علوي، و سربازي نيز منافاتي نيست و قابل جمع اند.
اگر دنبال كسب معنويت و تقوا هستيد،‌ در هر لباسي كه باشيد مي توانيد با رعايت تقوا و مطالعه قرآن و تفاسير قرآني و نيز شروح مربوطه به كلام اميرالمومنين مي توانيد به مقامات معنوي برسيد. بسيارند افرادي كه در لباس غير علوم ديني به مردم خدمت مي كنند و عملشان مورد توجه خداوند است.
علاوه بر آن كه امروزه بسياري از مباحث مربوط به قرآن و نهج البلاغه از طريق اينترنت، سي دي، راديو معارف و... پخش مي شود. مي توانيد در كنار تحصيل در دانشگاه و يا در مدت سربازي از آن ها استفاده كنيد و به مقصود خود برسيد.
بنابراين سعي كنيد به دنبال هدف مشخص باشيد، زيرا معين شدن هدف، شما را در انتخاب مقصد، براي ادامه تحصيل كمك مي كند. بي ترديد با تحصيل در رشته هاي فني - مهندسي و ...نيز مي توانيد فردي با تقوا و موفق براي جامعه بوده و به عنوان يك چهره ماندگار به تحقيق و پژوهش مشغول شويد. در هر لباسي كه باشيد اگر هدفتان خدمت به خلق خدا باشد، داراي اجر و ثواب خواهيد بود.
پس با تعيين هدف و همت و پشتكار، پاي در راه رسيدن به موفقيت بگذاريد. مطمئن باشيد فتح قله موفقيت از آن شماست.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من یه دختر مذهبی بیست ویک ساله ام دانشجوام که تا دوسال پیش بسیار تنها بودم تا اینکه یه دختر خانوم عاقل بالغ که توی یه محیط مذهبی باهم اشناشدیم تو یه مسعله خاص بهم کمک کرد اتفاقی البته ایشون پنح سال ازمن بزرگترن واز همه نظر برام متفاوت وعالی به نظر اومد به مرور زمان به شدت بهش وابسته شدم منو ازهمه نظر کمک میکرد وهمچنین من اونو وبه رشد مذهبیم کمک میکرد تا اینکه ایشون ازدواج کرد دوستی ماهمچنان پیش میرفت هرچنباچالشهایی مثل تعجب وعدم رضایت قلبه خانواده من وشوهر دوستم مواحه بودیم تلاش زیادی براحفظ دوستی مون کردیم تا اینکه یه مسافرت مذهبی رفتیم با هم ذر کنار هم خوابیدیم واون شب دوستم خیلی به من نزدیک شد منوبوسید ولب های منو وتوی یه شرایط خاص شروع کرد لبهای منو با دهان لمس کرد وخورد من ممانعت کردم اوال ناراحت شدم ولی بعد خودمم خوشم اومد چند بار درطول مسافرت ادامه پیداکرد تا اینکه برگشتیم دیگه از این نظر در کنارهم خوابیدنم وابسته بودیم در هفته دوبار درکنار هم بودیم وما این کارارو میکردیم تا اینکه خودمون درصحت انجام این کار شک کردیم تحقیق کردیم ولی به نتیجه دقیق نرسیدیم باهزار بدبختی وزجر این کار خوردن لبامونو فعلا گذاشتیم کنار به اصرارمن البته چون احساس کردم غیر طبیعیه والان خیلی پیش هم خوابیدنامون کم شده هفته ای یه بار بعد ازظهرا یه ساعت البته به قصد خوابیدنم نمیریم .... وفقط اجازه داریم در آغوش هم باشیم ونهایتا سه چهار بار لبامونو ببوسیم وبا این کار به آرامش میرسیم.حالا میخوام ازتون عاجزانه خواهش کنم بهمون کمک کنین واقعا سردرگمیم ونمیدونم درست وغلط چیه؟؟؟توروخدا زود جواب بدین ممنون

واقعيت اين است كه حكم شرعي كار شما از روز روشن تر است و سر سوزني ابهام در آن وجود ندارد. با اين وصف اين جمله شما كه «تحقيق كرديم، ولي به نتيجه دقيق نرسيديم.» منطقي و قابل قبول به نظر نمي رسد. ترديدي وجود ندارد نوعي گرايشات همجنس گرايانه در اين خانم وجود دارد كه مي تواند زندگي آينده شما را بسيار تحت تاثير خود قرار دهد. از اين حيث شما با ايشان بسيار متفاوت هستيد و نبايد خود را با ايشان قياس نماييد. ما روانشناسان از ثانيه اي مجاورت باليني با همجنس گرايان در رنجيم و نمي دانيم شما چطور از اين مصاحبت پرخطر هراسان و نگران نيستيد. پا گذاشتن اين دختر در زندگي تان چيزي جز يك آزمايش الهي نيست؛ آزمايشي كه بسيار سرنوشت شما را تغيير خواهد داد. خوشبختانه شما از يك نجابت و پاكي ذاتي بر خورداريد و بايد بيش از پيش آن را پاس داريد.
در زمينه واكاوي مشكل شما بايد گفت اضطراب شما و ايشان از حد معمولي بالاتر است و همين باعث شده با اين رفتار حرام به آرامش كاذب و موقت برسيد. اگر اضطراب شما نه از طريق اين رفتار آسيب زا، بلكه از طريق رواندرماني و دارودرماني كاهش مي يافت، قطعاً شما شرايط به مراتب بهتري را تجربه مي كرديد. پس اضطرابتان را جدي بگيريد و براي شكستن اين رابطه شوم اول به سراغ درمان اضطرابتان برويد. اضطراب بالا باعث شرطي شدن شما نسبت به اين آرامش كاذب شده است و بدون تعديل آن، كنار گذاشتن اين رابطه تا حد زيادي دشوار است.
همان طور كه مي دانيد يكي از دلايل وفور طلاق در جامعه، عدم رضامندي جنسي زوجين از همديگر مي باشد و يكي از عوامل عدم رضايت جنسي همانا تجارب جنسي قبل از ازدواج مي باشد. اين تجارب جنسي (هر چند ظاهري جنسي نداشته باشند) اگر تداوم يابند مي توانند به ناكامي جنسي شما در آينده (در رابطه با شوهرتان) بينجامند. به ياد داشته باشيد كه شما مادر فرزندان آينده تان هستيد و معصوميت مادرانه اقتضاي آن دارد كه از همينك اين رابطه شيطاني را (براي دوري از عذاب وجدان در مواجهه بافرزندان خود) به صفر برسانيد. هرگونه تداوم رابطه حتي در حد يك نگاه دورادور به صلاح شما نيست و بايد اين رابطه را نه به حداقل بلكه به صفر برسانيد.
اگر چشم بصيرت داشتيد مي ديديد كه شما در حقيقت با يك شيطان در حال هم آغوشي هستيد و كسي جز شيطان (با آن چهره كريه و وحشتناكش) به لب و دهان شما بوسه نمي زند. پيشنهاد مي شود اگر خداي ناكرده اين رابطه بار ديگر تكرار شد براي لحظاتي چشمان خود را ببنديد و به طور واقعي (نه خيالي، چرا كه هيچ امر غيرواقعي در اين امر وجود ندارد) باطن اين دختر را تصور نماييد. احساس تنهايي شما احتمالا در روحيات افسرده وار شما ريشه دارد كه بايد اين مهم را در كنار اضطرابتان جدي بگيريد. به ياد داشته باشيد كه مذهبي بودن تعريف خاص خودش را دارد و احتمالاً با همجنس گرايي قابل جمع نيست. مكانيزم هاي دفاعي ناهشيار خود از جمله مكانيزم دفاعي انكار و استدلال تراشي را به وضوح به نظاره بنشينيد و سعي كنيد به جاي توجيه و استدلال تراشي به واقع بيني رو بياوريد. اگر به هر دليلي از عهده حل يك تنه اين مشكل بر نمي آييد از يك مشاور خانم دين آشنا كمك بجوييد و در صورت امكان با مصرف موقت برخي داروهاي آرامبخش از سطح ضرورت و اضطرار خود به اين آرامش اهريمني بكاهيد. مطمئن باشيد هر چقدر اضطراب شما كاهش يابد، به همين ميزان اراده شما براي قطع كامل رابطه با اين دختر (كه سرنوشت شما را بسيار تغيير خواهد داد) بيشتر و بيشتر مي گردد.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

بنده حدود 2 سال است که به وسواس جنسی مبتلا شده ام . حالا جالبتر اینکه بنده متأهل هستم . متأسفانه وسواس جنسی به این شکل است که به هر نامحرمی تحریک شدید میشوم بطوریکه حالت استمناء شدید دست میدهد ولی با همسر خودم بسیار کم تحریک میشوم و لذت جنسی بسیار کمی میبرم ولی با زنان نامحرم دیگر به راحتی شدیدا تحریک میشوم . و تصاویر سکسی به خودی خود در ذهنم ساخته میشود ( چه با نامحرمانی که دیده ام چه تصاویر خیالی به شدت جنسی ) . حال هر وقت که بخواهم فکرم را منحرف کنم ، تصاویر اصلا اتوماتیک ساخته میشوند و رهایی بسیار سخت میشود . وجالبتر اینکه تا جایی که میتوانم از دیدن نامحرم و تصاویر جنسی به مقدار زیاد می پرهیزم . ولی باز از افکار رهایی نیست و فراموش ناشدنی هستند . از شما خواهش دارم مرا کمک کنید . مرا به علی(ع) قسم از این افکار شیطانی بیزارم . مرا کمک کنید تا خداوند ان شاءالله شما را یاری کند .

اين مسئله تا حدودي طبيعي است كه نسبت به زنان نامحرم، تحريك پذيري شديدتري صورت مي گيرد، علتش هم اين است كه هر شخصي، رابطه جنسي با همسرش را بارها تجربه كرده است و كمي حالت عادي و معمولي پيدا كرده است، اما نسبت به زنان نامحرم، چون هيچ رابطه اي نداشته است احساس جنسي شديدتري احساس مي كند. به همين خاطر هم هست كه مشاوران خانواده توصيه مي كنند كه زن و شوهر، رابطه جنسي خود را متنوع تر كنند و سعي كنند كه از حالت يكنواختي خارج كنند، اما به هر حال اين اشتياق جنسي نسبت به نامحرم، باز هم وجود دارد و اين طور نيست كه به كلي از بين برود، و يكي از علت هايي كه از نگاه كردن به عكس ها و فيلم ها تحريك كننده و هم چنين خواندن چنين مطالبي نهي شده است همين است كه اين كارها باعث شديدتر شدن اين احساس جنسي نسبت به نامحرم مي شود، به طوري كه حتي بزرگ نمايي هم صورت مي گيرد، يعني قوه خيال به كار مي افتد، و با دخل و تصرف در صحنه هايي كه ديده شده است و گاهي حتي بدون اينكه تصويري وجود داشته باشد با صورت سازي از طرف خودش، كار را مشكل تر مي كند، به نحوي كه اگر به صورت واقعي رابطه جنسي با فلان زن تجربه شود آن مشخصات تحريك كننده اي كه قوه خيال از آن زن ايجاد كرده است را ندارد. لذا شما بايد دقت داشته باشيد كه خيلي از چيزهايي كه در مورد زن هاي نامحرم در ذهن مردها مي آيد خيال و توهم است و واقعيت خارجي ندارد، و ذهن در مورد آنها بزرگ نمايي كرده است. در روايتي كه از يكي از معصومين عليهم السلام به ما رسيده است شخصي به يكي از معصومين مراجعه مي كند و مي گويد كه با ديدن نامحرم، تحريك شده است، حضرت به آن شخص مي فرمايند كه پيش همسر خود برو و با او نزديكي كن، چون همان چيزي كه آن زن دارد، همسر خودت هم دارد. اين نكته اي كه حضرت به آن اشاره كرده اند نكته بسيار مهمي است، اينكه آن زن چيز خيلي خاصي ندارد، و مثل همسر خود شخص است، اما چون نامحرم است از نظر جنسي، براي آن مرد جديد و لذت بخش است.
اينكه گفته ايد كه افكارتان، فراموش ناشدني هستند حرف درستي است و البته اختصاصي به شما ندارد، اين خاصيت تصوير گري در نفس انسان است، كه اگر تصويري از خارج به درون نفس راه يابد و به اصطلاح علماي علم اخلاق، خلق تصوير انجام شود به اين راحتي از نفس خارج نمي شود، فقط اتفاقي كه مي افتد اين است كه گاهي اوقات به ذهن مي آيد و گاهي اوقات فراموشي موقت صورت مي گيرد و كمتر به ذهن مي آيد، و اين يكي از مهمترين دلائلي است كه باعث نهي از نگاه به نامحرم و تصاوير تحريك كننده شده است، چون صورت ايجاد شده در نفس، به اين راحتي ها از بين نمي رود، و شخص را مورد تاثير خودش قرار مي دهد، و البته اين حالت نفس، اختصاصي به تصاوير جنسي ندارد.
احتمال دارد همان طوركه خودتان گفته ايد اين به ذهن آيي تصاوير براي شما، حالت وسواسي گرفته باشد. در چنين حالت هاي وسواسي اي، مقاومت كردن در مورد به ذهن آيي مطالب، و حساسيت نشان دادن در مورد آنها، كار را مشكل تر مي كند، يعني باعث مي شود كه مطالب، به صورت شديدتري هجوم بياورند. براي درمان اين حالتي كه برايتان ايجاد شده است بايد به صورت حضوري به يك روان شناس مراجعه كنيد و هم چنين اضطراب احتمالي اتان را هم درمان كنيد. دقت داشته باشيد كه در مورد اين مشكلتان بزرگ نمايي نكنيد، اين مشكل شما با مشاوره قابل حل است و درد بي درمان نيست، اما بايد به صورت حضوري مراجعه كنيد و چندين جلسه با يك روان شناس در ارتباط باشيد و اگر لازم شد مقداري دارو هم مصرف كنيد. هم چنين دوري از نگاه كردن به زنان نامحرم، و تصاوير جنسي را هم چنان ادامه بدهيد، چون اين نگاه ها علاوه بر اينكه از نظر شرعي حرام هستند مشكل شما را هم شديدتر مي كنند.
موفق باشید.

با سلام و خسته نباشید سوالی داشتم اگر دختر دانشجویی به یکی از پسرهای دانشکده خود که دو سال از او بزرگتر هست علاقه مند شود و نداند که آیا آن پسر نیز به او علاقه دارد یا خیر و سعی کند با حفظ شءونات اسلامی و شرعی آن پسر را از علاقه خود با خبر کند یا اینکه از طرز فکر آن پسر در مورد خودش آگاه شود آیا این عمل گناه است ؟

قبل از بيان پاسخ لازم است بدانيد:
خواستگاري به طور معمول از سوي مرد يا خانواده او صورت مي‌گيرد و آيات قرآن نيز مسأله خواستگاري را به مرد نسبت مي‌دهد. فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ (1) با زنان طيب و پاكيزه ازدواج كنيد، ولي اين بدان معنا نيست كه زني نتواند از مردي خواستگاري كند.
از داستان حضرت شعيب(ع) و موسي(ع) در قرآن استفاده مي‌شود كه خواستگاري از سوي خانواده دختر (و نه صرفا دختر) نيز صورت مي‌پذيرد و از اين كار منعي نشده است. ولي يك نكته را بايد توجه داشت و آن اين كه اگر كسي چنين اقدامي كرد، بايد خود را براي شنيدن پاسخ منفي طرف مقابل نيز آماده كند؛ خصوصا كه دختران در اين زمينه حساس‏ترند و در صورتي كه اقدام به خواستگاري كنند و با پاسخ مناسبي روبه‏رو نشوند، ممكن است از نظر روحي بسيار ناراحت گردند. به همين خاطر ارائه پيشنهاد ازدواج از طرف دختر پسنديده نيست.
استاد مطهري مي‌‌نويسد: "اين كه از قديم الايام مردان به عنوان خواستگاري نزد زنان مي‌رفته اند و از آن‌ها تقاضاي همسري مي‌كرده‌اند، از بزرگ ترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است...خلاف حيثيت و احترام زن است كه به دنبال مرد برود... براي زن كه مي‌خواهد محبوب، معشوق و مورد توجه و علاقه باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حكومت كند، قابل تحمل و موافق غريزه نيست كه مردي را به همسري خود دعوت كند و احياناً جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري رود".(2)
حال با توجه به اين نكته،اگر دختري به پسري علاقه مند شد و قصد داشت از علاقه طرف مقابلش نيز مطلع شود، راهش چيست ؟
بي شك ابراز علاقه و طرح مستقيم علاقه مندي دختر به فردي كه او را دوست دارد و لو به قصد ازدواج صحيح نمي باشد. زيرا وقتي علاقه و محبت چيزي در قلب فرد جاي گرفت، او را نسبت به واقعيات كور و كر مي كند و ديگر نمي تواند نقاط منفي و ضعف آن را ببيند و حتي بشنود و آن چه مي بيند و مي شنود، در نظرش زيبا و جذاب و جلوه گر مي شود و حتي نقاط ضعف را نقاط قوت تلقي مي كند.
پس راه حل چيست؟
راه كار اساسي درحل مشكل افرادي چون شما كه علاقه مند به پسري شده ايد، آن است كه، دختر قبل از آن كه علاقه مندي به فرد مذكور را بيش از اين در ذهن خود بپروراند، به تحقيق و بررسي درباره او و تطابق ملاك هاي ازدواج بپردازد. اگر بعد از تحقيق و مشورت به اين نتيجه رسيد كه فرد مذكور قابليت ها و صلاحيت هاي همسر مناسب را دارا هستند، به علاقه خويش بينديشد.
بعد از آن اگر قصد ازدواج با او داشت، بهترين راه و موثرترين راه براي اين كار خانواده است. اين موضوع را با خانواده خودش (نه با شخص ديگر، چرا كه خانواده ها هم دلسوز فرزندشان هستند، هم اينكه تجربه ي لازم را بهتر از هر فرد ديگري دارند) مخصوصا مادرش مطرح كند. از او بخواهد كه با كمك واسطه ها مثل افراد متدين و مذهبي در محل زندگي، محل تحصيل و يا فاميل و ...اين موضوع را با خانواده پسر به طور غير مستقيم مطرح كنند و ضمن معرفي دختر به ايشان، در صورت تمايل طرف مقابل، زمينه خواستگاري را فراهم نمايند.
اما اگر بعد از تحقيق و مشورت، به اين نتيجه رسيد نمي تواند با آن پسر ازدواج كند و شرايط فراهم نشد، بايد فكر و علاقه به او را از ذهن خود بيرون كند. زيرا اگر چه محبت داشتن يك امر قلبي و نفساني - و گاهي خارج از اختيار انسان - است و تا زماني كه منجر به كار حرام مانند نگاه يا سخن گفتن غير شرعي و ديگر محرّمات نشود، ‌اشكالي ندارد. اما در هر صورت زمينه ساز غافل شدن از ياد خداوند است. در اين صورت براي فراموش كردن ايشان، بايد چند چيز را دقيقاً و حتماً بدون سهل‏انگاري عمل نمايد كه انتخاب گزينه هاي ديگر براي همسري يكي از آنهاست.
توصيه مي كنيم در اين زمينه با همكاران بخش تلفني اين مركز به شماره (096400) صحبت كنيد. (مشاوره قبل از ازدواج)
پي نوشت ها:
1. نساء(4) آيه 3.
2. شهيد مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، تهران، ص15.
موفق باشید.

من 8 ماهه عقد کردم هنوز عروسی نکردم ولی من در این مدت حدود 60 بار با نزدیکی داشتم و عمل دخول صورت گرفته است. حالا زنم با اصرار پدرش میخواد جدا شه من به پدر همسرم گفتم که همسر دیگر دوشیزه نیست پدرشم گفته اگه ثابت کنی دخترم با شما رابطه جنسی داشته ، از تصمیمم منصرف میشم اما دختره انکار میکنه( از ترس انکار میکنه ) ایا اگه برم دادگاه 1- آیا از روی اس ام اس هایی که به هم دادیم و در ان پیام ها به رابطه جنسی اشاره شده، ایا این پیامها برای دادگاه قابل استناد است. 2- آیا می توانم از دادگاه بخواهم ما را به پزشک قانونی معرفی کند؟ 3- آیا حتی اگه دختر پرده بکارت داشته باشد ، آیا پزشک قانونی می تواند تشخیص دهد که من با همسرم رابطه جنسی داشته ام لطفا راهنمایی کنید.

برادر گرامي؛ از مشكل به وجود آمده بسيار متاسفيم. خوب بود اگر اشاره اي به دليل اصرار بر جدايي داشتيد. اما در هر صورت بايد گفت، اثبات داشتن يا نداشتن پرده بكارت دختر براي پزشك قانوني امكان پذير است. فقط كافي است شما در سير پرونده قضايي تان از دادگاه درخواست بررسي كنيد. اما از شما و همسرتان مي خواهيم اين مسئله را به صورت مسالمت آميز تر حل كنيد تا انشاء الله اگر قرار شد پس از اين ماجراها زير يك سقف برويد، خاطرات تلخي از دوران عقدتان نداشته باشيد. زيرا اصولا اين اختلافات سالهاي سال همراه دو طرف خواهد بود به گونه اي كه حتي در تربيت فرزندان نيز تاثير منفي به جاي مي گذارد. لذا توصيه مي كنيم با مشاورين روانشناس كه در شوراهاي حل اختلاف هستند جلسات جدي برگزار كنيد تا به فضل الهي مشكلات حل شود. همچنين در صورتي كه تمايل داشتيد در نامه بعدي علت اصرار به طلاق را نيز ذكر كنيد تا اگر توفيقي بود راهنمايي هاي لازم را ارائه كنيم.
موفق باشید.

صفحه‌ها