پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
بررسی وجود انسان‌هایی قبل از حضرت آدم علیه السلام
‏وجود موجودات و دوره‌های زمانی پیش از حضرت آدم(ع) با یافته‌های باستان‌شناسی تضادی ندارد و این تفاوت در قدمت زمانی، به معنای تقابل با آموزه‌های دینی نیست.

پرسش:

 آیا قبل از حضرت آدم، انسان‌هایی بوده‌اند؟

پاسخ:

با توجه به آیات قرآن و روایات، به‌‌یقین می‌توان گفت قبل از حضرت آدم علیه السلام، نسل یا نسل‌هایی شبیه انسان بوده‌اند که به آنها «انسان یا نسناس» می‌گفتند؛ هرچند دربارۀ جزئیات و ویژگی‌های شخصیتی و زندگی آنها اطلاع دقیقی در دست نیست.

علامه طباطبایی می‌گوید: در تاریخ یهود آمده است عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تا کنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست ...؛ ولی دانشمندان «ژئولوژى» معتقدند عمر نوع بشر بیش از میلیون‌‌ها سال است و بر این گفتار خود ادله‌اى از فسیل‌‏هایى که آثارى از انسان‌ها در آنها هست و نیز ادله‌‏اى از اسکلت سنگ‌شده خود انسان‌هاى قدیمى آورده‌‏اند که عمر هر یک از آنها به طورى که روى معیارهاى علمى خود تخمین زده‌‏اند، بیش از پانصد هزار سال است.

این اعتقاد ایشان است؛ ولی ادله‏اى که آورده‌اند، قانع‌کننده نیست. دلیلى وجود ندارد که بتواند اثبات کند که این فسیل‌‏ها، بدن سنگ‌‌شده اجداد همین انسان‌هاى امروز است؛ همچنین دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که اسکلت‌‏هاى سنگ‌شده مربوط به یکى از ادوارى است که انسان‌هایى در زمین زندگى مى‌‌کرده‌اند؛ چون ممکن است چنین بوده باشد و دوره ما انسان‌ها متصل به دوره فسیل‌‏هاى نامبرده نباشد، بلکه انسان‌هایى قبل از خلقت آدم ابوالبشر در زمین زندگى می‌کردند و سپس منقرض شده‌اند و نیز این پیدایش انسان‌ها و انقراضشان تکرار شده باشد تا پس از چند دوره، نوبت به نسل حاضر رسیده باشد (1).

از بعضى آیات قرآن می‌توان استنباط کرد که قبل از خلقت آدم ابوالبشر علیه السلام و نسل او، انسان‌هایى دیگر در زمین زندگى مى‌کرده‏اند؛ از جمله: «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ» (2)؛ از این آیه بر‌مى‌آید قبل از آفرینش بنى‌آدم، دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است (3) و پرونده سوء‌پیشینه این مخلوقات، سبب بدگمانى فرشتگان به انسان شد، و او را به «نسناس» قیاس کردند (4).

روایاتی از اهل‌بیت علیهم السلام نیز تصریح می‌کنند نسل‌هایی قبل از این نسل از انسان‌ها وجود داشته‌اند که منقرض شده‌اند. همچنین این روایات پیشینه‌های دوره‌های بسیارى از بشر قبل از دوره حاضر را اثبات مى‌‏کنند؛ برای نمونه صاحب تفسیر عیاشی از هشام بن سالم و او از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «اگر فرشتگان موجودات زمینى را قبلاً ندیده بودند که خونریزى کردند، از کجا گفتند "أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ"» (5).

در روایاتی نیز بیان شده است که نسل حضرت آدم بعد از هفت دوره و هفت نسل از خلقت آدم بوده است؛ برای مثال شیخ صدوق در کتاب خصال از امام باقر علیه السلام روایت می‌کند که فرمود: «خداى عزوجل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق [و سپس منقرض کرده است] که هیچ‌یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده‌اند. و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش را از او منشعب کرد» (6).

ممکن است این روایات با لحاظ روایات دیگر که دوره‌های بیشتری را در گذشته ثابت می‌کند، اشاره به کثرت دوره‌های گذشته باشد؛ برای مثال شیخ صدوق در کتاب توحید از امام صادق علیه السلام روایتى نقل می‌کند که در ضمن آن امام علیه السلام به راوى فرمود: «شاید شما گمان مى‌کنید که خداى عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است؛ نه، چنین نیست، بلکه هزارهزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آنها هستید» (7).

همچنین در خصال از امام صادق علیه السلام روایت می‌کند که فرمود: «خداى عزوجل، دوازده هزار عالم آفریده که هر یک از آن عوالم از هفت آسمان و هفت زمین بزرگ‌تر است و هیچ‌یک از اهالى یک عالم به ذهنش نمى‌‏رسد که خداى تعالى غیر عالم او عالمى دیگر نیز آفریده باشد» (7).

در برخی روایات نام این انسان‌ها، «نسناس» ذکر شده است؛ از جمله حضرت امام علی علیه السلام فرمود: «همانا [هنگامی که] خداى تبارک و تعالى دوست داشت تا موجودى را با قدرت بی‌کرانش بیافریند، در زمانى بود که از آفرینش جنّ و نسناس هفت هزار سال گذشته بود» (9).

در تعریف «نسناس» آمده است:

الف) نسناس، حیوان و موجودی موهوم است که آن را به شکل انسان تصور مى‌کنند و در زبان متداول به معناى نوعى میمون است (10)؛

ب) مخلوقاتی که از جهتی شبیه به انسان بودند و از جهت دیگری با آن فرق داشتند و از نسل بنی‌آدم نبوده‌اند (11).

با استناد به حدیثی (12)، «نسناس» نوعى از انسان‌ها و از نسل بنی‌آدم بودند که به دلیل مسخ، دارای یک دست و یک پا بودند و مانند حیوانات می‌چریدند (13). طبق این معنا، می‌توان گفت در قوم عاد، مصداقی از «نسناس» وجود داشتند و منافاتی با موجودات پیش از خلقت حضرت آدم علیه السلام ندارد؛ چراکه بنا بر برخی از روایات، گروهی از انسان‌ها به دلیل انجام گناهان زیاد و تقویت جنبه‌‌های حیوانی و دوری از جنبه‌های ملکوتی، از مصادیق نسناس و آیۀ «إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلاً» (14) دانسته شده‌اند (15). البته علامه عسکری برخی از این راویات را ساخته‌‌‌پرداختۀ سیف بن عمر می‌داند (16).

دربارۀ اینکه «نسناس» و انسان‌های نخستین، پیامبری نیز داشته‌اند، به‌صراحت در قرآن یا روایات مطلبی نیامده است؛ اما می‌توان احتمال داد آنان نیز پیامبرانی داشته‌اند؛ زیرا بنا بر برخی از روایات، قبل از خلقت حضرت آدم علیه السلام، پیامبرانی از جنس اجنّه وجود داشته است؛ زیرا در آیۀ شریفه آمده است: «یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیاتی‏ وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُم‏ هذا ...: ای گروه جن و انس، آیا پیامبرانی از شما به سوی شما نیامد تا آیات مرا بر شما بخواند و شما را به ملاقات این روز انذار دهد ...» (17). مفهوم این آیه و احتجاج قاطع آن، به‌روشنی دلالت دارد بر اینکه در تمام مقاطع زمانی وجود اجنه، قبل و بعد از خلقت حضرت آدم علیه السلام و حتی قبل و بعد از اسلام، پیامبرانی برای آنها بوده است؛ با این وجود، طبیعی است که قبل از خلقت بشر، این پیامبر از جنس خودشان بوده باشد. این نکته بر اساس نظر عده‌‌ای از مفسران از عبارت «رسل منکم» به دست می‌آید و همۀ زمان‌ها را دربر می‌گیرد؛ اما زمان حضرت موسی علیه السلام و پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله استثنا شده است و پیامبران آنها در این دو زمان، از جنس خودشان نبوده‌اند.

در روایت آمده است مردی شامی از حضرت علی علیه السلام پرسید: آیا خداوند پیامبرانی را به سوی جن فرستاده است؟ امام علی علیه السلام در پاسخ فرمودند: «آری، خداوند پیامبری به نام یوسف برای ارشاد آنان فرستاد؛ ولی آنها وی را به شهادت رساندند» (18).

وقتی اجنۀ قبل از حضرت آدم، پیامبر داشته باشند، می‌توان گفت به احتمال زیاد «نسناس‌ها» نیز پیامبرانی داشته‌اند؛ همان‌گونه که خداوند متعال هم می‌فرماید: « إِنَّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نَذیراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فیها نَذیرٌ» (19). بنابراین اگرچه به‌قطع نمی‌توان گفت انسان‌های نخستین پیامبرانی داشته‌اند، می‌توان این احتمال را مطرح کرد.

نتیجه:

وجود موجوداتی شبیه به انسان پیش از خلقت حضرت آدم علیه السلام قطعی است و روایات بسیاری آن را تأیید می‌کند؛ همچنین آیات قرآنی برخلاف این مسئله نیست. این مسئله در موضوعات مختلفی اهمیت می‌یابد؛ از جمله ازدواج فرزندان حضرت آدم، پیدا‌شدن اسکلت‌های انسانی که با توجه به آن قدمت حضرت آدم را زیر سؤال می‌برند و تعداد پیامبران که 123000 پیامبر در گذر تقریباً ده هزار سال را بعید می‌پندارند.

پی‌نوشت‌ها:

1. سیدمحمد‌حسین طباطبایی؛ ترجمه المیزان؛ مترجم: سیدمحمدباقر موسوى همدانى؛ چ 5، قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374 ش، ج ‏4، ص 222.

2. بقره: 30.

3. سیدمحمد‌حسین طباطبایی؛ ترجمه المیزان؛ ج ‏4، ص 222 ـ 223.

4. محمدجواد بلاغى نجفى؛ آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن؛ تحقیق: واحد تحقیقات اسلامى؛ قم: بنیاد بعثت‏، 1420 ق، ج 1، ص 83. سیدمحمد‌حسین طباطبایی؛ ترجمه المیزان؛ ج 1، ص 119. ملامحسن فیض کاشانی؛ تفسیر الصافی؛ چ 2، تهران: انتشارات الصدر، 1415 ق، ج 1، ص 106. ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1374 ش، ج 1، ص 174.

5. «آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند» (بقره: 30. محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ چ 2، بیروت: دارإحیاء التراث العربی‏‏، 1403 ق‏، ج 11، ص 117.

6. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ خصال؛ قم: جامعه مدرسین، 1362 ش، ج 2، ص 652، ح 54.

7. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ توحید؛ قم: جامعه مدرسین، 1398 ق، ص 277.

8. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ علل الشرائع؛ قم: کتاب‌فروشی داوری، 1385 ش، ج 1، ص 104.

9. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ خصال؛ ج 2، ص 639، ح 14.

10. فؤاد افرام بستانی؛ فرهنگ ابجدی عربی - فارسی؛ مترجم: رضا مهیار؛ واژه «النَّسْنَاس»، چ 2، تهران: انتشارات اسلامی، 1375 ش، ص 912.

11. خلیل بن احمد فراهیدی؛ کتاب العین؛ چ 2، قم: هجرت، 1410 ق، ج 7، ص 200. فخرالدین طریحی؛ مجمع البحرین؛ چ 3، تهران: کتابفروشی مرتضوی، 1375 ش، ج 4، ص 111.

12. حدیث این‌گونه است: «دسته‌‏اى از قوم عاد که بر اثر مخالفت با پیامبر خود، خداوند آنها را مسح نموده و به صورت نسناس درآورد که هر کدام از آنها داراى یک دست و یک پا بودند و از یک طرف بدن مانند پرنده چنگ به زمین می‌زدند و مانند چهارپایان می‌چریدند» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 24، ص 96).

13. محمدمرتضی حسینی زبیدی؛ تاج العروس من جواهر القاموس؛ بیروت: دارالفکر، 1414 ق، ج 9، ص 11.

14. فرقان: 44.

15. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ محقق و مصحح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 8، ص 244 ـ 245. سید‌عبدالحسین طیب؛ اطیب البیان فی تفسیر القرآن؛ چ 2، تهران: انتشارات اسلام، 1378 ش، ج 1، ص 388. ملاهادی محقق سبزوارى؛ هادی المضلین؛ تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، 1383 ش، ص 256 ـ 257.

16. مرتضی عسکرى؛ عبدالله بن سبا و أساطیر اخری؛ تهران: المجمع العلمی الاسلامی، 1417 ق، ج 2، ص 240 به بعد.

17. انعام: 130.

18. «هل بعث الله نبیا الی الجنّ فقال نعم بعث الیهم نبیا یقال له یوسف فدعاهم الی الله فقتلوه» (محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ علل الشرائع؛ ج 2، ص 593).

19. فاطر: 29.