پرسش:
قرآن کریم درباره زنوشوهر میفرماید: «آنها لباس هستند براى شما و شما لباس هستید براى آنها؛ هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ.» (بقره/187)، تعبیر لباس بودن زنوشوهر نسبت به همدیگر بیانگر چیست و حاوی چه نکاتی است؟
پاسخ:
در آیه 187 سوره بقره خداوند زنوشوهر را لباس یکدیگر دانسته است:
«أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ اَلصِّیٰامِ اَلرَّفَثُ إِلىٰ نِسٰائِکُمْ هُنَّ لِبٰاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ ...؛
در شبِ روزهایی که روزهدار هستید، آمیزش با زنانتان برای شما حلال شد. آنان برای شما لباس هستند و شما برای آنان لباس هستید ... .»
در اینکه زنوشوهر حقیقتاً لباس یکدیگر نیستند، شکی نیست؛ بنابراین، لباس بودن در این آیه تشبیه و استعاره است. در این نوشتار به بیان و توضیح این استعاره میپردازیم.
لباس بودن زنوشوهر
مفسران در مقام تفسیر این آیه معمولاً به دو دیدگاه اشاره کردهاند (1) و خود را ملزم به انتخاب یکی از آن دو ندیدهاند:
1. زنوشوهر مایه آرامش یکدیگر هستند؛ یعنی همانطور که لباس مایه آرامش فرد است، همسر نیز مایه آرامش همسرش است. ازجمله ادله این گروه میتوان به تَکرار همین تشبیه در سایر آیات قرآن اشاره کرد:
«وَ جَعَلْنَا اَللَّیْلَ لِبٰاساً؛
شب را لباس قرار دادیم.» (2)
همانطور که مشخص است در این آیه نیز شب به لباس تشبیه شده است. آیه 47 سوره فرقان از راز این تشبیه پرده برداشته است:
«وَ هُوَ اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَللَّیْلَ لِبٰاساً وَ اَلنَّوْمَ سُبٰاتاً وَ جَعَلَ اَلنَّهٰارَ نُشُوراً؛
و اوست که شب را برای شما پوشش و خواب را مایه استراحت و آرامش و روز را [زمان] پراکنده شدن [جهت فعالیت و کوشش] قرار داد.»
همانطور که مشخص است علت تشبیه شب به لباس به قرینه جمله بعدی «اَلنَّوْمَ سُبٰاتاً» مایه آرامشبودن شب است. (3) چنانکه خداوند در آیه دیگری، آشکارا به این مایه آرامش بودن اشاره کرده است: (4)
«هُوَ اَلَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَهٍ وَ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا لِیَسْکُنَ إِلَیْهٰا ... ؛ (الأعراف، 189﴾ (5)
او کسی است که شمارا از یکتن آفرید و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرامش یابد ... .»
2. زنوشوهر مایه پوشش یکدیگر هستند؛ یعنی آندو یکدیگر را حفظ و نگهداری میکنند. (6) به ویژهکه مهمترین شاخصه لباس، حفظ بدن است. به باور برخی، دلیل این تشبیه این است که زنوشوهر یکدیگر را از اینکه مرتکب فسق و فجور شوند، حفظ میکنند؛ (7) چنانکه در حدیث نبوی آمده است:
«مَن تَزَوَّجَ فَقَد أحرَزَ نِصفَ دِینَه فَعَلَیهِ بِالنِّصفِ الآخَر؛
هرکه ازدواج کرد، نصف دین خود را حفظ کرد، پس بر اوست که نیمه دیگر خود را نگاه دارد.» (8)
برخی دیگر نیز بر این باورند چون زنوشوهر از اینکه دیگران آنان را در حال مؤانست ببینند، یکدیگر را حفظ میکنند، خدا این تشبیه را بهکاربرده است. (9) به باور برخی این تعبیر کنایه از نزدیکی و مؤانست زنوشوهر است، (10) در ادبیات عرب مشابه این تشبیه رایج است و مثلاً عربها زن را لباس و اِزار مرد میدانند و در اشعار مختلف نیز شاهد چنین تشبیهی هستیم؛ چراکه زنوشوهر وقتی شبها لباسهای رسمی را از تن درمیآورند و در زیر پوششی در کنار هم قرار میگیرند، از شدت قرب و نزدیکی و انضمام و الصاق، بهمنزله لباس هم میشوند. (11)
چرایی ذکر این تشبیه در این سیاق
در آغاز اسلام آمیزش زنوشوهر حتی در شبهای ماه رمضان نیز حرام بود؛ اما پس از مدتی چون برخی از صحابه این حکم را رعایت نکردند و مرتکب حرام و مخالفت با فرمان الهی شدند، خداوند این حرمت را نسخ کرد. (12) با توجه به این سبب نزول، برخی همچون زمخشری معتقدند علت این تشبیه این است که زنوشوهر به دلیل نزدیکی و ارتباط صمیمانهای که با یکدیگر دارند، بهسختی میتوانند از هم دوری کنند و در برابر میل به آمیزش با یکدیگر شکیبا باشند؛ بهعبارتدیگر، همانگونه که لباس با بدن مستقیماً تماس دارد و از آن جدا نیست، زنوشوهر نیز به سبب پیوند زناشویی، نزدیکی جسمانی و عاطفی ویژهای با یکدیگر دارند و نمیتوانند به هم نزدیک نشوند؛ ازاینرو، خداوند اجازه آمیزش در شبهای ماه رمضان را برای آنان صادر کرد. (13)
نتیجه:
در آیه 187 سوره بقره خداوند زنوشوهر را لباس یکدیگر دانسته است. مفسران درباره چرایی تشبیه زنوشوهر به لباس دو قول اصلی را مطرح کردهاند:
1. زنوشوهر مایه آرامش یکدیگرند؛
2. زنوشوهر مایه پوشش و حفظ یکدیگرند.
در اینکه زنوشوهر مایه آرامش و پوشش یکدیگر هستند و زنومرد در اثر ازدواج درزمینهٔ امور جنسی به آرامش روانی دست پیدا میکنند و یکدیگر را از فسقوفجور حفظ میکنند، شکی نیست؛ اما به نظر میرسد با درنظر گرفتن سیاق آیه و همچنین سبب نزول باید گفت: چون زنوشوهر چنان با یکدیگر معاشرت دارند که دوری از یکدیگر و درنتیجه، عمل به حکم حرمت آمیزش در شبهای ماه رمضان دشوار است، در این آیه از تعبیر «لباس» برای بیان شدت نزدیکی آنان استفاده شده است.
برای مطالعه بیشتر:
عثمان، حذیفه، «بررسی مفهوم لباس بودن زنوشوهر در آیه 187 سوره بقره»، پژوهشهای اسلامی جنسیت و خانواده، 1399 ش.
پینوشتها:
1. سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج ۱، ص ۱۲۴: «هُنَّ لِبٰاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ، أی هن سکن لکم و أنتم سکن لهن و یقال: هن ستر لکم من النار و أنتم ستر لهن من النار.»
2. سوره نبا، آیه 10.
3. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج ۱، ص ۱۶۴؛ سدی، اسماعیل، تفسیر السدی الکبیر، منصوره مصر، دارالوفاء، چاپ اول، 1414 ق، ج ۱، ص ۱۴۱؛ طبرانى، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دارالکتاب الثقافی، چاپ اول، 2008 م، ج ۱، ص ۳۱۸؛ طبرسى، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش ۵۰۴.
4. طبری، محمد بن جریر، جامعالبیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دارالمعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج ۳، ص ۲۳۲.
5. سوره اعراف، آیه 189.
6. طبری، محمد بن جریر، جامعالبیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دارالمعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج ۳، ص ۲۳۱ و 232.
7. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج ۲، ص ۴۴.
8. ابو الفتوح رازى، حسین، روضالجنان و روحالجنان فی تفسیر القرآن، مشهد مقدس، بنیاد پژوهشهاى اسلامى، چاپ اول، 1408 ق، ج ۳، ص ۵۱.
9. طبری، محمد بن جریر، جامعالبیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دارالمعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج ۳، ص ۲۳۱ و 232.
10. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان (تفسیر ثعلبى)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422 ق، ج ۲، ص ۷۷.
11. ابو عبیده، معمر بن مثنى، مجاز القرآن، قاهره، مکتبه الخانجی، چاپ اول، 1381 ق، ج ۱، ص ۶۷؛ طبری، محمد بن جریر، جامعالبیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دارالمعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج ۳، ص ۲۳۱ و 232؛ واحدى، على بن احمد، الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، 1415 ق، ج ۱، ص ۱۵۲؛ التفسیر البسیط، عربستان، وزاره التعلیم العالی، چاپ اول، 1430 ق، ج ۱، ص ۲۸۶.
12. طبری، محمد بن جریر، جامعالبیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج ۳، ص ۲۳۳.
13. زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فى وجوه التأویل، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، 1407 ق، ج ۱، ص ۲۳۰؛ حقى بروسوى، اسماعیل بن مصطفى، تفسیر روحالبیان، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، بیتا، ج ۱، ص ۲۹۹.







