پرسش:
خانههای ائمه اطهار علیهمالسلام چگونه بود؟ آیا اندرونی و بیرونی داشت یا اتاق مهمان داشت؟ چگونه بیخبر مهمان میبردند خانه؟
در روایات ما سفارشهای متعددی نسبت به امر مسکن و مکان زندگی و ویژگیهای آن شده است. ازجمله اینکه امام علی علیهالسلام فرمودند:
«ارزش و شرافت خانه به فضای وسیع و همنشینان نیکوکار و صالح است و برکت خانه، به بودن آن در منطقه خوب و محوطه وسیع و همسایگان همراه و خوب است.» (1) این حدیث و غیرازآن، دلالت بر وسعت و فراخ بودن فضای خانه دارد که باید از بخشها و اتاقهای مختلف برخوردار باشد. روایت دیگری نیز در همین باب بیانگر جداسازی اتاق والدین از فرزندان و نیز فرزندان دختر و پسر هست. امام صادق علیهالسلام بهنقلاز پدرانشان فرمودند:
«بسترهای زنان و کودکان از دهسالگی جدا میشود.» (2)
همچنین حضرت رسول دراینباره فرمودند:
«از هفتسالگی بستر فرزندانتان را از هم جدا کنید.» (3)
حتی در این زمینه آیهای از قرآن کریم دلالت دارد بر اینکه فرزندانتان که به سن بلوغ نرسیدهاند باید سه نوبت از شما اجازه بگیرند. (4)
دسته دیگری از روایات هستند که مشخص میکند که در خانه باید اتاقی جداگانه برای پذیرایی از میهمانان در نظر گرفته شود. حضرت رسول در این زمینه فرمودند: «هر چیز را زکاتی است و زکات خانه، اتاق پذیرایی است.» (5)
گو اینکه حضرت برای خانه سهمی برای اتاق پذیرایی از میهمان در نظر گرفتهاند که شایسته است هنگام ساختن خانه فضایی برای آن اختصاص یابد.
از طرف دیگر، بازهم روایت داریم مبنی بر اینکه:
«یکخانه خوب که میتواند نشاندهنده سعادت انسان باشد، خانهای است که اتاق نشیمن (محلی که همه اعضای خانواده در آنجا گرد هم جمع شوند و مشغول گفتگو و بازی و مطالعه شوند) خوب داشته باشد و آستانه آن وسیع باشد ...» (6)
این روایات همگی دال بر این است که یکخانه خوب علاوه بر اینکه باید وسیع و جادار باشد، باید همه اجزاء و محدوده آنها معین باشند. روایات مربوط به اتاقخواب و نشیمن و پذیرایی دقیقاً بیانگر اندرونی و بیرونی خانه هستند.
این نوع روایات میتواند شاهد مناسبی باشد بر اینکه حضرات معصومین که چنین توصیههایی در این زمینه میفرمودند، طبیعتاً خود نیز باید در عمل همانگونه رفتار کنند.
دکتر محمد اللهاکبری در نشست علمی که با موضوع خانه حضرت زهرا علیهاالسلام برگزار کردند، به این مطلب اشاره داشتند که خانهای که حارثه بن نعمان در اختیار ایشان و امام علی علیهالسلام قرار داده بود، وسیع و فراخ و دارای قسمتهای مختلفی ازجمله حیاط و انبار آذوقه و انبار علوفه و اسطبل و اتاق مهمانها، اتاق مستخدمان، اتاق بچهها و اتاقخواب والدین و اتاقهای دیگر بوده است. (7) با این اوصاف میتوان گفت که خانه ایشان که بعدها در اختیار دیگر ائمه ازجمله امام صادق علیهالسلام قرار گرفته بود، تمام ویژگیهای یک خانه مناسب دارای اندرونی و بیرونی را داشته است.
از سوی دیگر، گزارشهایی وجود دارد که نشاندهنده مجزا بودن بخشهای مختلف خانه پیامبر و دارای اتاق بودن آن است. برای مثال، ابن سعد از عمر بن ابواَنس درباره خانههای پیامبر نقل میکند: «چهار خانه با دیوارهایی از گِل و کاه (خشت) که شاخه درخت خرما در آن بهکار رفته بود، به اتاقهای مجزّا تقسیم میشد و پنج خانهای که از شاخههای گلاندود نخل بنا شده بود، فاقد تقسیمات داخلی بود، ...» (8) نیز از حسن بصری نقل شده که داخل خانه رسولالله صلیاللهعلیهوآله شدم، دستم به سقف میرسید. برای هر خانه اتاقی و هر اتاقی از چوب عرعر (سرو کوهی) پوشیده (تزیین) شده بود. (9)
درباره اتاق پذیرایی یا محل پذیرایی از میهمانان در خانه اهلبیت علیهمالسلام هم میتوان به برخی آیات قرآن و نیز گزارشهای تاریخی استناد کرد. در آیهای از قرآن مجید به این مسئله اشاره شده است: زمانی که مسلمانان برای صرف غذا به خانه پیامبر دعوت میشوند، پس از صرف غذا پراکنده شده و زیاد در منزل ایشان توقف نکرده و مشغول گفتگو نشوند که باعث زحمت و اذیت و آزار حضرت خواهد شد. (10)
از این آیه شاید بتوان استفاده کرد که حضرت قسمتی از خانه خویش را در حجرههای همسرانشان، به پذیرایی از میهمانان اختصاص میدادند.
جالبتر اینکه در برخی گزارشها سخن از «دارالکبری» به میان آمده است. اینها ابتدا خانههای کوچکی بودهاند که در ادامه بهعنوان مهمانسرا یا محلی برای پذیرایی مسلمانان توسعه داده شدند. یکی از این نوع خانهها، دارالکبرای عبدالرحمان بن عوف بود که به «دارالضیفان» نیز معروف بود. این اولین خانه با این وسعت بود که توسط یکی از مهاجران برای پذیرایی از میهمانان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ساخته شد. (11)
حدیثی از امام صادق علیهالسلام در توصیف چنین مکانی در زمان حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام حاکی از آن است که امام نیز بخشی را برای این منظور درنظر گرفته بودند. در این حدیث، حضرت امیر عدهای از کسانی را که دزدی کرده بودند، هرکدام را بنا بر میزان جرمی که داشتند از دستانشان قطع کرده بود و سپس آنان را برای مداوا و پذیرایی در مکانی به نام «دار الضیافه» برای مدت کوتاهی اسکان داد و آنان را نصیحت نمود. (12)
نتیجهگیری:
گرچه گزارش دقیقی مبنی بر تشریح تمام قسمتهای خانههای ائمه علیهمالسلام و نیز مکان پذیرایی ایشان از میهمان در خانهشان یافت نشد، اما روایات مختلف بر این دلالت دارند که سفارش ایشان بر این بود که خانه مطلوب خانهای است که از اتاقهای مجزّا ازجمله پذیرایی و نشیمن (بیرونی و اندرونی) برخوردار باشد. البته از برخی گزارشها استفاده میشود که خانههای پیامبر که هرکدام به یکی از همسران ایشان تعلق داشت، دارای بخشهای جداگانهای بوده است. علاوه بر این، هم حضرت رسول و هم امام علی علیهماالسلام برای دیدار و گفتگو با گروههای مختلف، بخشی را البته خارج خانه خویش اختصاص داده بودند، تحت عنوان «دارالضیافه» یا «دارالکبری» یا «دارالضیفان.»
معرفی منابع جهت مطالعات بیشتر:
- ویکی فقه، مدخل «تعداد اتاقهای منزل.»
- مقاله «معماری مساجد و ابنیه در عصر پیامبر صلیاللهعلیهوآله، نوشته اصغر قائدان، مجله میقات حج، بهار 1386، شماره 59.
- شیعه نیوز، محمد اللهاکبری، «خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام کجا بوده است؟» تاریخ درج مطلب: ۱۳ دی ۱۴۰۰ ش، تاریخ بازدید: ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ ش.
پینوشتها:
1. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، 1412 ق، ص 125-126.
2. صدوق، محمد بن علی، الخصال، تحقیق علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، 1362 ش، ص 439.
3. دیلمی، ابوشجاع، الفردوس بمأثور الخطاب، تحقیق لسعید بن بسیونی زغلول، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج 3، ص 150.
4. نور، 58. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاهِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیابَکُمْ مِنَ الظَّهِیرَهِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاهِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْرات … .»
5. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران، نشر دانش، چاپ چهارم، ذ 1382 ش، ص 623.
6. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، 1412 ق، ص 126.
7. اللهاکبری، «خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام کجا بوده است؟» شیعهنیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۳ دی ۱۴۰۰ ش، تاریخ بازدید: ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ ش.
8. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، 1374 ش، ج 1، ص 469.
9. سمهودی، علی بن احمد، خلاصه الوفا باخبار دار المصطفی، بینا، بیتا، ج 2، ص 73.
10. احزاب، 53.
11. ابن شبه، أبو زید عمر، تاریخ المدینه المنوره، قم، دار الفکر، 1410 ق، ج 1، ص 235.
12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 7، ص 266.







