پرسش:
آیا همین که قصد ما خندیدن دیگران باشد، کافی است؟ آیا خندۀ سالم شرط دیگری هم دارد؟
پاسخ:
اصل شوخی و خنده، مسئلهای است که در اخلاق اسلامی افزون بر سفارش به آن، رفتاری اخلاقی و مفید تعرف شده است؛ بهویژه در شرایط و موقعیتهای خاص. سیرۀ اولیای دین هم بر شوخی با دیگران و همراهی با افرادی است که شوخی میکردهاند. در فرهنگ دینی و اخلاق اسلامی برای شوخی و خنده شرایط و آداب و حدودی تعریف شده است که اگر این شروط رعایت نشود، نهتنها آن خنده و شوخی تأیید نمیشود، بلکه حتی سبب عقاب و نکوهش هم است و آثار ویرانکنندهای در پی دارد. در این نوشتار برخی از مهمترین شرایط و آداب شوخی و مزاح بیان میشود.
نکتۀ اول: اهمیت قصد
در سنجش و ارزشگذاری یک عمل، نیت فاعل از انجام فعل مهمترین و اساسیترین بخش آن به شمار میآید؛ همانطور که نبی اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «همانا ارزش اعمال به نیت آنهاست» (1). بنابراین هرچه نیت و قصدی که انسانها از انجام یک فعل در نظر دارند، خالصانهتر و اخلاقیتر باشد، ارزش آن بیشتر است؛ وگرنه اگر نیت و هدف انجام فعل غیراخلاقی یا خالصانه برای خداوند متعال نباشد، ارزشی نخواهد داشت. بر این اساس اگر هدف از شوخی و خنده مسائلی چون شادکردن دل مؤمن باشد و شادکردن دیگران را هم برای رضای الهی انجام دهند، عمل او نوعی عبادت به شمار میآید و ثواب فراوانی خواهد داشت؛ ولی اگر برای تحقیر و اذیت او باشد یا برای شادکردن او باشد، اما شادکردن برای کسب محبوبیت در دل دیگران باشد، این شوخی و خنده ارزش و پاداشی نخواهد داشت، بلکه چهبسا عقوبت هم داشته باشد.
نکتۀ دوم: کافینبودن صحت نیت
نیت بخش مهم و اساسی ارزشگذاری یک عمل است؛ با این وجود، فقط داشتن نیت اخلاقی و الهی برای تأیید آن کافی نیست، بلکه افزون بر داشتن نیت درست و خالص باید شرایط دیگر هم در زمان شوخی و خنده رعایت شود تا درنهایت تأیید شود و پاداش و اجر الهی هم در پی داشته باشد. در منابع دینی این شروط بهروشنی بیان شده است که در نکتۀ بعد بیان میشود.
نکتۀ سوم: شرایط شوخی مطلوب
شوخی و خندهای تأیید میشود که افزون بر داشتن نیت درست و الهی، شرایط زیر هم در آن رعایت شود:
1. رعایت حدود شرعی و اخلاقی در محتوا و کیفیت شوخی
در زمان شوخی و مزاح باید حدود شرعی و اخلاقی رعایت شود و مصداق بیتقوایی و بداخلاقی نباشد؛ مثلاً سبب تحقیر یا غیبت یا اذیت دیگران نشود و با دروغگویی یا تهمت یا سرزنش یا افشای سرّ دیگران و آبروریزی و ... همراه نباشد. امام باقر علیه السلام میفرماید: «خداوند عزّوجلّ کسى را که در میان جمعى شوخى و بذلهگویى کند، دوست دارد؛ به شرط آنکه ناسزاگویى نباشد» (2). پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نیز فرمود: «واى بر کسى که براى خنداندن مردم، سخنِ دروغ بگوید؛ واى بر او، واى بر او، واى بر او» (3).
2. متناسببودن با زمان و موقعیت
هر زمانی اقتضائاتی دارد و هر شوخی مناسب هر زمان و شرایطی نیست و در برخی زمانها شوخی و خندهکردن درست و اخلاقی نیست؛ ازاینرو یکی از شرایط تأیید مزاح و شوخی، داشتن تناسب با زمان و موقعیت است؛ ازاینرو شوخی در روز عزای اهلبیت علیهم السلام یا زمانی که کسی داغ دیده است یا زمانی که به جدیت و تمرکز بالا نیاز است، کار صحیح و اخلاقی نیست. چنانچه خداوند متعال دربارۀ قوم حضرت موسی علیه السلام میفرماید: «پس چون [موسى] آیات ما را براى آنان بیاورد، ناگهان ایشان بر آنها خندیدند» (4)؛ یعنی هنگام نازلشدن آیات الهی که زمان تأمل و تفکر و عبرتگرفتن و بهخودآمدن است، آنها می خندیدند که این نوع خنده با شرایط و موقعیت تناسب ندارد و نکوهیده است.
3. تناسبداشتن با مکان
شوخی و مزاح باید با مکان و محفلی که در آن واقع میشود، همخوانی داشته باشد؛ چراکه هر شوخی با هر مکان و موقعیتی تناسب ندارد. برای مثال در کربلای معلی که توصیه شده است با حالت محزون و مصیبتزده زیارت انجام گیرد یا در مجلس عزا، مجلس علمآموزی، مجلس ذکر و توسل و عبادت و ...، شوخی و خنده یا اصلاً تأیید نمیشود یا نوع خیلی خاص و محدود آن جایز است.
4. رعایت جایگاه گوینده یا مخاطب
هر مخاطب یا گویندهای دارای جایگاهی است که باید در تعاملات رعایت شود؛ بهویژه هنگام شوخی که حوزۀ لغزندهای است، باید در انتخاب نوع و میزان و روش شوخی، جایگاه مخاطب و کسی که با او شوخی میشود، رعایت گردد؛ وگرنه شوخی و مزاح مورد تأیید نیست و چهبسا مصداق بیاحترامی و بداخلاقی باشد.
5. نداشتن عواقب بد
یکی دیگر از شروط صحت شوخی و خندهها، مترتبنشدن عواقب و نتایج بد بر آن است و اینکه تالی فاسد نداشته باشد؛ چراکه گاهی خود شوخی سالم است، اما لوازم و عواقبش خوب نیست؛ برای مثال باطلی را تأیید نکند، فحشایی اشاعه ندهد، سبب اختلاف و تفرقه نشود، بدعت نگذارد، سبب گمراهی دیگران نشود، از بدیها و زشتیها قبحشکنی نکند و ... . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «هر کسی به روى بدعتگذار لبخند بزند، به نابودی دین خود کمک کرده است» (5).
6. بیدلیلنبودن خنده
هر شادی و خندهای باید دلیل موجه و متعارفی داشته باشد؛ گاه دیده میشود افراد بدون دلیل متعارف یا با کمترین دلیل، خنده و شادی بسیاری میکنند و بین میزان خنده و دلیل خنده آنها تناسبی برقرار نیست؛ به طوری که از نظر عقلا، رفتارشان مصداق مسخرگی و لودگی است و رفتار معقولی نیست. در روایات متعددی از این نوع خنده و شوخیها بهشدت نکوهش شده است و مصداق رفتار جاهلانه و سبب غضب خدا معرفی شده است؛ چنانچه امام صادق علیه السلام فرمودند: «سه چیز است که خداوند عزّوجلّ از آنها نفرت دارد: خوابیدنِ بدون شبزندهدارى، خنده [بىدلیل و] بدون تعجب، و غذاخوردن با شکم سیر» (6).
7. شادی و خوشحالینکردن با معصیت الهی
انسان باید از انجام گناه و معصیت، سرافکنده و شرمنده و شرمسار باشد؛ اما گاهی برخی به جای خجالت و سرافکندگی از ارتکاب معصیت الهی، خوشحالاند و با افتخار آن را در قالب شوخی یا جدی تعریف میکنند و بدون هیچ خجالتی درصدد خنداندن دیگران با تعریف آن هستند. این نوع شوخیها هم اصلاً تأیید نمیشود و در سخنان اهلبیت علیهم السلام پیامدهای سختی برای آنها بیان شده است؛ چنانچه از حضرت سجاد علیه السلام نقل شده است: «از شادمانی به گناه بپرهیز؛ زیرا شادمانی به آن بدتر از ارتکاب آن است» (7).
8. شادی و خندهنکردن از سقوط دیگران
فراوان دیده شده است که برخی از وقایع سخت یا بدی که برای دیگران میافتد، شادی و خنده میکنند. این نوع شوخی و خندهها رفتاری انسانی و اخلاقی نیست؛ بهویژه اگر این خنده به دلیل سقوط و هلاکت و بیآبرویی دیگران باشد که رفتاری بهشدت نکوهیده و ناپسند است. اهلبیت علیهم السلام از این نوع خنده و شادیها بهشدت پرهیز دادهاند؛ چنانچه حضرت علی علیه السلام فرمودند: «از فروافتادن دیگران هرگز خوشحالی مکن؛ زیرا چه میدانی که روزگار بر سرت چه خواهد آورد» (8)؛ مراد حضرت این است که شاید روزگار با تو هم کاری کرد که تو هم سقوط کنی.
9. افراطنکردن در شوخی و خنده
افزون بر شروطی که دربارۀ محتوای شوخی و خندهها در منابع دینی بیان شده است، دربارۀ میزان خنده و شوخی هم تذکرات متعددی در فرمایشات اولیای دین مشاهده میشود که شوخی و خندهها نباید زیاد و غفلتآفرین باشد و نباید بر جدیت انسان غلبه نکند؛ چراکه اگر زیاد شد، نتایج اخلاقی و اجتماعی بسیار بدی در پی خواهد داشت. بزرگان فرمودهاند شوخی مانند نمک غذاست که تا وقتی میزان آن رعایت شود، سبب خوشطعمی و دلنشینی غذا میشود؛ اما اگر از حد گذشت، موجب دلزدگی و تنفر میگردد و آثار ویرانکنندۀ اخلاقی و روحی مانند قساوت قلب هم در پی دارد. از حضرت علی علیه السلام نقل شده است: «هرکه زیاد شوخ و غیرجدّى باشد، نادان شمرده شود» (9).
10. رعایت کیفیت خنده
اهلبیت علیهم السلام دبارۀ کیفیت خنده هم توصیه فرمودهاند که شایسته است خندۀ مؤمن در حد تبسم (10) و بدون صدا و آرام باشد و خنده همراه با قهقهه را از شیطان دانستهاند (11) و توصیه فرمودهاند: «هرگاه قهقهه زدى، در پى آن بگو خدایا، بر من خشم مگیر: اللّهُمّ لا تَمقُتْنی» (12).
نتیجه:
برای اینکه شوخی و خندهها مهر تأیید بگیرند، باید افزون بر داشتن نیت خالصانه و درست، شرایط مهم دیگری هم داشته باشند؛ از جمله باید زمان شوخی و خنده تقوای الهی و اخلاق اسلامی رعایت شود؛ یعنی مصداق محرمات الهی و بداخلاقی نشود؛ برای مثال موجب اذیت یا تحقیر مؤمن یا غیبت و تهمت به دیگران و ... نشود. همچنین باید با موقعیت زمانی و مکانی و جایگاه گوینده و شنونده و کسی که با او شوخی میشود، همخوانی و تناسب داشته باشد؛ همچنانکه باید تالی فاسد نداشته باشد، به معصیت الهی افتخار و شادی نشود، سقوط و رنج دیگران اسباب آن شوخی نباشد، در میزان شوخی افراط نشود و در کیفیت خنده هم باید آرام و متین باشد و از قهقههزدن پرهیز شود. مجموعۀ این موارد شروطی است که با رعایت آنها شوخی و خنده انسان عملی ارزشمند و دارای پاداش و ثواب و نتایج مثبت فراوان خواهد بود.
برای مطالعۀ بیشتر:
1. گروه مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما؛ پژوهشی درباره طنز در شریعت و اخلاق؛ قم: بوستان کتاب، 1387 ش.
2. محمدجواد نوری و دیگران؛ آداب شوخیکردن؛ تهران: عابداندیش، 1396 ش.
پینوشتها:
1. «إِنَّمَا اَلْأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ» (محمد بن حسن حر عاملى؛ وسائل الشیعه؛ قم: مؤسسه آلالبیت علیهم السلام، 1409 ق، ج 6، ص 5).
2. «إنّ اللَّهَ عَزَّوجلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فی الجَماعهِ بلا رَفَثٍ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تحقیق: علیاکبر غفارى؛ چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۶۶۳).
3. «وَیلٌ لِلَّذِی یُحَدِّثُ فَیَکذِبُ لِیُضحِکَ القَومَ، وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ» (محمد بن حسن طوسی؛ الامالی؛ تحقیق: مؤسسه بعثت؛ قم: دارالثقافه، 1414 ق، ص ۵۳۷).
4. «فَلَمَّا جاءَهُمْ بِآیاتِنا إِذا هُمْ مِنْها یَضْحَکُونَ» (زخرف: ۴۷).
5. «مَن تَبَسّمَ فی وجهِ مُبتَدِعٍ فقد أعانَ على هَدمِ دِینِهِ» (محمد بن علی ابنشهرآشوب مازندرانی؛ مناقب آلابیطالب علیهم السلام؛ قم: علامه، 1379 ق، ج ۴، ص ۲۵۱).
6. «ثلاثٌ فیهِنَّ المَقتُ مِن اللَّهِ عَزَّوجلَّ: نَومٌ مِن غَیرِ سَهَرٍ، وضِحکٌ مِن غَیرِ عَجَبٍ، وأکلٌ على الشِّبَعِ» (محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ تحقیق و تصحیح: علیاکبر غفاری؛ قم: جامعه مدرسین حوزه، 1362 ش، ج ۱، ص ۸۹).
7. «إیّاکَ والابتِهاجَ بالذنبِ، فإنّ الابتِهاجَ بهِ أعظَمُ مِن رُکوبِهِ (ابنابیالفتح اربلی؛ کشف الغمة فی معرفة الأئمه؛ تبریز: بنیهاشمی، 1381 ق، ج ۲، ص ۱۰۸).
8. «لا تَفرَحَنَّ بِسَقْطَهِ غَیرِکَ؛ فإنَّکَ لا تَدری ما یُحدِثُ بِکَ الزَّمانُ» (عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی؛ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم؛ تحقیق: مصطفی درایتی؛ قم: دفتر تبلیغات، 1366 ش، ص ۳۰۱).
9. «مَن کثُرَ هَزلُهُ استُجهِلَ» (محمد بن حسین آقاجمال خوانساری؛ شرح غرر الحکم؛ چ 4، تهران: دانشگاه تهران، 1366 ش، ج ۵، ص ۲۰۰).
10. «ضِحکُ المؤمِنِ تَبَسُّمٌ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۲، ص ۶۶۴).
11. «القَهقَهَهُ مِن الشَّیطانِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۲، ص ۶۶۴).
12. «إِذَا قَهْقَهْتَ فَقُلْ حِینَ تَفْرُغُ اَللَّهُمَّ لاَ تَمْقُتْنِی» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۲، ص ۶۶۴).







