پرسش:
آیا در ماجرای سقیفه و در مقابل غصب خلافت کسی از خلافت امام علی علیهالسلام دفاع کرد؟ در صورت منفی بودن پاسخ آیا این نشان از عدم محبوبیت آن حضرت بین مردم نیست؟
پاسخ:
پس از وفات پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله، نخستین حرکت سیاسی اجتماعی برخی از صحابه، در تاریخ به نام واقعه سقیفه بنی ساعده، شهرت پیداکرده است. درحالیکه امام علی علیهالسلام و برخی دیگر از صحابه مشغول تدارک مراسم تدفین آن حضرت بودند، بزرگان انصار در محله سقیفه بنی ساعده دور همدیگر جمع شدند تا حاکمی را برای سروسامان دادن به اوضاع بعد از رحلت نبی مکرم اسلام صلیالله علیه و آله تعیین کنند. خبر این جلسه به ابوبکر بن ابی قحافه و عمر بن خطاب و ابوعبیده جراح که هر سه از مهاجرین بودند رسید و هر سه نفر سریع خود را به سقیفه رساند. حضور آنان در این جلسه منجر به بحثهای چالشی بین افراد شرکتکننده در این جلسه شد و باوجود اختلافنظر در بین افراد شرکتکننده، با ابوبکر بهعنوان خلیفه بیعت شد.
جمعی از انصار بعد از رحلت پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و در شرایطی که هنوز بدن پاک و مطهر آن حضرت دفننشده بود تصمیم گرفتند تا در سقیفه بنی ساعده گرد آیند. دلیل آنان برای تجمع در سقیفه ترس از آینده و سرنوشتشان پس از رحلت رسول خدا صلیالله علیه و آله بود آنان در این تجمع قصد داشتند تا شخصی را بهعنوان حاکم انتخاب کنند. این عده اینگونه تصور میکردند که پس از فتح مکه جبهه متحد قریش شکلگرفته است و درنتیجه آن، موازنه قدرت در آینده به ضرر آنها رقم خواهد خورد. علاوه بر این آنان در زمان حیات پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله از جلسات سری برخی از صحابه قریشی پیامبر برای تصاحب قدرت بعدازآن حضرت و مخالفت با حق خلافت امام علی علیهالسلام باخبر شده بودند. (1) ناامیدی انصار از امکان تصاحب حکومت توسط امام علی علیهالسلام و ترس از انتقام قریش، بهاینعلت که عمده سران این قوم در جنگهای پیامبر با شمشیر انصار کشتهشده بودند؛ َ دلیل دیگری بود که آنها را برای گردآمدن در این جلسه مصمم کرده بود. (2)
خبر تجمع انصار به ابوبکر بن ابی قحافه، عمر بن خطاب و ابوعبیده جراج که هر سه از مهاجرین رسید و همین امر کفایت میکرد تا آنان بلافاصله خود را به سقیفه بنی ساعده برسانند. حضور این عده در سقیفه و سخنان آنان در جمع انصار منجر به ایجاد اختلاف در بین آنها گردید، اما در نهایت عمر بن خطاب پیشنهاد خلافت ابوبکر را مطرح کرد و خود بهعنوان اولین نفر با او بیعت کرد و بعد از وی - باوجود مخالفتهای متعدد با این پیشنهاد از سوی برخی از شرکتکنندگان در این جلسه - به علت بیعت برخی از انصار چنین القا شد که خروجی این جلسه انتخاب ابوبکر بهعنوان خلیفه بود، حضور قبیله بنی اسلم در مدینه و کمک آنان به طرفداران ابوبکر برای بیعت گرفتن اجباری از مردم مدینه منجر به آن شد که خلافت ابوبکر تثبیت شود. (3)
در جریان این جلسه منذر بن ابی ارقم که از انصار بود، بر حقانیت و شایستگی، علی علیهالسلام تأکید داشت. (4) علاوه بر این بر اساس گزارش برخی منابع تمام انصار یا برخی از آنها بعد از اینکه مشاهده کردند عدهای تصمیم دارند با ابوبکر بهعنوان خلیفه بیعت کنند فریاد برآوردند: فقط با علی علیهالسلام بیعت خواهند کرد. (5)
این گزارش در کنار برخی گزارشها که مربوط به بعد از جریان سقیفه است بیانکننده علاقه مردم مدینه به حضرت علی علیهالسلام بود، اما ترس از عکسالعمل قریش و مخالفین حضرت علی علیهالسلام مانع از حمایت و دفاع آنان از حضرت علی علیهالسلام شد. بهعنوان مثال به گزارش برخی منابع، علی علیهالسلام پس از واقعه سقیفه و در زمان حیات حضرت زهرا سلاماللهعلیه شبها دختر پیامبر را سوار مرکبی نموده و به خانهها و محافل انصار میبرد و یاری میخواست و پاسخ میشنید: ای دختر پیغمبر! با ابوبکر بیعت کردهایم، اگر علی جلوتر آمده بود، از او عدول نمیکردیم، علی علیهالسلام نیز جواب میداد: آیا پیغمبر را دفن نکرده درباره خلافت نزاع میکردم؟(6)
نتیجه:
بر اساس گزارشهای تاریخی علاوه بر عدهای از افرادی که در سقیفه بنی ساعده بودند و از مدافعان حق حضرت علی علیهالسلام بودند بسیاری از مردم مدینه از علاقهمندان به اهلبیت و حضرت علی علیهالسلام بودند، اما ترس از برخورد قریشیان و مخالفان حضرت علی علیهالسلام با آنان منجر به آن شد که این افراد در برابر ظلمی که به حضرت علی علیهالسلام شد سکوت کردند.
معرفی منبع جهت مطالعه بیشتر:
کتاب پس از غروب، نوشته یوسف غلامی.
کتاب سقیفه: بررسی نحوه شکلگیری حکومت پس از رحلت پیامبر، نوشته علامه مرتضی عسکری (ره).
مقاله: کودتای سقیفه؛ نوشته عبدالله غلامی، فصلنامه آفاق دین، سال 1، شماره 4، بهار 1390.
پینوشتها:
1. بیضون، ابراهیم، رفتارشناسی امام علی علیهالسلام، ترجمه علیاصغر محمدی سیجانی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹ ش، ص ۲۹-۳۰.
2. مظفر، محمدرضا، السقیفه، مقدمه محمود مظفر، قم، مؤسسه انصاریان للطباعه و النشر، ۱۴۱۵ ق، ص ۹۵-۹۷.
3. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، محقق: ابراهیم، محمد ابوالفضل، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ ق، ج 3، ص 222.
4. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، بیتا، ج ۲، ص ۱۲۳.
5. طبری، همان، ج ۳، ص ۲۰۲؛ ابن اثیر، الکامل، بیروت، دار صادر - دار بیروت، 1385 ق، ج 2، ص 325.
6. ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الإمامه و السیاسه، محقق: علی شیری، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۱۰ ق، ج ۱، ص ۲۹-۳۰؛ ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهجالبلاغه، محقق: ابراهیم، محمد ابوالفضل، قم، مکتبه آیتالله العظمی المرعشی النجفی (ره)، ج ۶، ص ۱۳.







