پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
علّت وجود آیات متشابه در قرآن چیست؟
قرآن معارف را باید با زبان و كلام و واژه هایی بیان كند كه برای عموم بشر قابل فهم باشد. پس باید آن مفاهیم بلندمرتبه را در قالب همین زبان و با همین واژه هایی ...

علّت وجود آیات متشابه در قرآن چیست؟

قرآن، كتاب معرفت و معارف مربوط به مبدأ و معاد است؛ یعنی حقایق بلندمرتبه ای كه از درك و فهم بشر فراتر است. با چشم دیده نشده و با گوش شنیده نشده و به ذهن كسی خطور نكرده است.

از طرف دیگر، این معارف را باید با زبان و كلام و واژه هایی بیان كند كه برای عموم بشر قابل فهم باشد. پس باید آن مفاهیم بلندمرتبه را در قالب همین زبان و با همین واژه هایی كه برای بیان مفاهیم مادی و دیدنی و لمس شدنی وضع شده اند، بیان كند. طبیعی است كه بشر انس گرفته با معانی مادی و دیدنی، با شنیدن این الفاظ، به سرعت ذهن و فكرش به امور پست مادی متوجه می شود. خداوند برای متوجه ساختن او به معانی حقیقی و منصرف نمودن او از معانی مادی پست، قرینه ها و نشانه ها را ضمیمه می كند. اصول و محكماتی اعلام می كند تا ذهن ها و فكرها با شنیدن این آیات و واژه ها نتوانند به سوی معانی پست مادی متوجه شوند.

خدا می خواهد از حقیقتی به نام "میزان" در قیامت سخن بگوید. برای بیان این حقیقت، برای آن كه مردم به گونه ای كه حداقلی از فهم را نسبت بدان پیدا كنند، از واژه میزان كمك می گیرد؛ ولی ذهن عموم مردم با شنیدن واژه میزان به سرعت به وسیله ای متوجه می شود كه دو كفه دارد. زبانه هایی كه دو شیء را در این كفه ها قرار می دهند و به هنگام هموزن بودن این كفه ها روبروی هم واقع می شوند؛ یعنی آن ها تصور می كنند كه در قیامت هم چنین وسایلی هست كه گناهان فرد را در یك كفه و ثواب های او را در كفه دیگر قرار می دهند. اگر ثواب ها سنگین تر شد، بهشتی و اگر سبك تر شد، جهنمی می گردد؛ در حالی كه واقعیت، این چنین نیست.

میزان در قیامت، انسانی است كه تراز اسلام و مطلوب خدا است؛ یعنی علی بن ابی طالب كه معیار و میزان است. دیگران در عقاید و اخلاق و رفتار با او سنجیده می شوند. هر چه به او همسانی بیش تر داشته باشند، درجه بالاتری خواهند داشت. هر چه از او دورتر باشند، به همان اندازه از قرب خدا دور می گردند.

بنابراین، برای بیان حقایق بلند غیر مادی مربوط به مبدأ و معاد برای بشر، چاره ای جز استفاده از همین واژگان وضع شده برای معانی مادی و پست و دیدنی و شنیدنی نیست. برای این كه ذهن ها از این معانی پست منصرف شده و به معانی متعالی سوق یابد، با آوردن آیات محكم، سدها و مانع های منصرف كننده از معانی پست و سوق دهنده به معانی متعالی نصب می گردد.

خداوند با آوردن آیه «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصار؛ (3) چشم ها او را نمي‏بينند، ولي او همه چشم ها را مي‏بيند»، مانع می شود كه با شنیدن آیات: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلي‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيه‏» (4) و «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلي‏ رَبِّها ناظِرَةٌ؛ (آري) در آن روز صورت هايي شاداب و مسرور است و به پروردگارش مي‏نگرد» (5)، ذهن ها به دیدن خدا با چشم سر و مادی پنداشتن خداوند حكم كنند و آن ها را از این معنای پست مادی منصرف می كند و به معنایی متعالی برای این ملاقات و نظر سوق می دهد كه مناسب خدای برتر از ماده و مكان و زمان باشد.

پس چون بیان حقایق متعالی مربوط به مبدأ و معاد، در قالب این الفاظ وضع شده، برای معانی مادی و محسوس و پست، غلط انداز است. برای منصرف ساختن ذهن ها از این معانی پست و سوق آن ها به سوی آن معانی بلند، آیات محكم نازل شده اند تا راهنمای ما به سوی تعالی و مانع از غلطیدن در معانی پست مادی باشند. (6)

 

پی نوشت ها:

1. انعام (6)، آیه 50.

2. هود (11)، آیه 31.

3. انعام (6)، آیه 103.

4. انشقاق (84)، آیه 6.

5. قیامت (75)، آیه 23.

6. برای اطلاع بیش تر به ترجمه المیزان، ج 3،ص 33 به بعد مراجعه كنید.