پرسش:
آیا بر اساس آیۀ «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَهٍ» (نور: 60)، حجاب بر پیرزنان واجب نیست؟ شرایط و معیارهای آن چیست؟
پاسخ:
حجاب و پوشش زنان از موضوعات مهم در آموزههای اسلامی است که قرآن کریم در آیات مختلفی به تبیین احکام و حدود آن میپردازد؛ با این وجود، شرایط و استثناهایی در برخی از برای احکام مربوط به پوشش بیان شده است؛ یکی از این موارد، حکم پوشش زنان سالخورده است که در آیۀ ۶۰ سورۀ «نور» مطرح میشود. خداوند متعال در این آیه میفرماید: «و زنان ازکارافتادهای که امیدی به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباسهای [روئین] خود را بر زمین بگذارند، درحالىکه در برابر مردم خودآرایى نکنند؛ و اگر عفت ورزند و پوشش خود را حفظ کنند، برای آنان بهتر است؛ و خداوند شنوا و داناست» (۱). پرسشی که برای برخی مطرح میشود این است که آیا حجاب برای زنان سالخورده واجب نیست؟ اگر چنین است، این حکم شامل چه کسانی میشود و چه شرایط و محدودیتهایی دارد؟
تبیین واژگان آیه
«قواعد» جمع قاعده به معناى زنى است که از نکاح بازنشسته باشد؛ یعنى دیگر کسى به دلیل پیرىاش به او میل جنسی نداشته باشد. بنابراین جمله «اَللاّٰتِی لاٰ یَرْجُونَ نِکٰاحاً»، وصفى توضیحى براى کلمه قواعد است. برخی نیز گفتهاند: قواعد به معناى زنى است که از حیض یائسه شده باشد و وصف بعد از آن فقط براى رفع اشتباه است. کلمه «تبرج» نیز به این معناست که زن جذابیتها و زیبایىهایی از خود را که باید بپوشاند، اظهار کند. «تبرج» در اصل به معناى ظهور بوده است و برج (ساختمان) را به دلیل اینکه ظاهر و پیداست، برج نامیدهاند (2).
شرایط استثنا از حکم حجاب
استثنای زنان سالخورده از حکم حجاب، دو شرط دارد:
نخست: در سنّی باشند که معمولاً امیدى به ازدواج ندارند؛ به تعبیر دیگر، جاذبۀ جنسى را کاملاً از دست داده باشند و معمولاً در آن سن کسى ازدواج نمىکند؛ هرچند ممکن است به طور نادر چنین زنانى اقدام به ازدواج کنند.
دوم: در حال برداشتن حجاب، خود را زینت نکنند.
روشن است که با این دو قید، مفاسد کشف حجاب دربارۀ آنان وجود نخواهد داشت؛ به همین دلیل اسلام این حکم را از آنان برداشته است.
محدوده پوششی که زنان سالخورده میتوانند کنار بگذارند
این نکته روشن است که استثنای زنان سالخورده از حجاب کامل، به معنای برهنهشدن نیست، بلکه تنها کنارگذاشتن لباسهاى رویین است که بعضى روایات از آن تعبیر به چادر و روسرى (الجلباب و الخمار) کردهاند؛ از جمله در حدیثى از امام صادق علیه السلام ذیل همین آیه نقل شده است: «منظور روسرى و چادر است. راوى مىگوید از امام پرسیدم: در برابر هر کسی که باشد؟ فرمود: در برابر هر کس باشد، اما خودآرایى و زینت نکند» (۳). روایات دیگرى نیز به همین مضمون یا نزدیک به آن از ائمه اهلبیت علیهم السلام نقل شده است.
خداوند متعال در پایان آیه میافزاید با همه این احوال، اگر آنها تعفف کنند و خویشتن را بپوشانند، براى آنها بهتر است: «وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ»؛ چراکه از نظر اسلام، زن هر اندازه جانب عفاف و حجاب را رعایت کند، پسندیدهتر و به تقوا و پاکى نزدیکتر است.
ازآنجاکه ممکن است برخی از زنان سالخورده از آزادى حسابشده و مشروع سوءاستفاده کنند و گاه با مردان به گفتگوهاى نامناسب بپردازند یا طرفین در دل افکار آلودهاى داشته باشند، خداوند متعال در پایان آیه در حالتی اخطارگونه مىفرماید: «وَاَللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ: خداوند شنوا و داناست»؛ یعنی آنچه را مىگویید، مىشنود و آنچه را در دل دارید یا در سر مىپرورانید، مىداند (4).
نتیجه:
بر اساس آیۀ ۶۰ سورۀ «نور»، زنان سالخوردهای که امید متعارفی به ازدواج ندارند، با رعایت شرط پرهیز از خودآرایی و زینتنمایی، از تخفیفی محدود در پوشش برخوردارند. این تخفیف به معنای برهنهشدن یا کنارگذاشتن همه احکام حجاب نیست، بلکه شامل برخی پوششهای بیرونی مانند چادر و روسری میشود. با وجود این اجازه، قرآن حفظ عفاف و پوشش را برای آنان بهتر میداند. بنابراین حکم حجاب برای زنان سالخورده کامل لغو نمیشود، بلکه در شرایط مشخص، بخشی از محدودیتهای پوشش آنان کاهش مییابد.
برای مطالعۀ بیشتر:
ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ چ 32، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج ۱۴، ص ۵۴۲.
پینوشتها:
1. «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (نور: ۶۰).
2. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۱۵ ص ۱۶۴.
3. «عن أبی عبد الله علیه السلام أنه قرأ «أن یضعن ثیابهن» قال: الخمار والجلباب قلت: بین یدی من کان؟ فقال: بین یدی من کان غیر متبرجه بزینه ...» (محمد بن حسن حر عاملی؛ وسائل الشیعه؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، [بیتا]، ج ۱۴، ص ۱۴۷).
4. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ چ 32، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج ۱۴، ص ۵۴۲.







