غدیر در قرآن، عید غذیر.

غدیر در قرآن
آیات مرتبط با غدیر شامل آیه ابلاغ رسالت، آیه اکمال دین و آیه شأن نزول سوره معارج هستند که بر استحکام مقام ولایت حضرت علی (ع) تأکید دارند.

پرسش:

آیات قرآن کریم مرتبط با غدیر و اعلان ولایت امام علی علیه‌السلام کدم‌اند؟

پاسخ:

درباره ولایت امام علی علیه­السلام، آیات زیادی داریم، ولی با توجه به سؤال که در خصوص غدیر و آیات مرتبط با آن است می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

آیه اول:

آیه ابلاغ رسالت است که در سال دهم هجری و سال آخر حیات پیامبر صلی‌الله علیه و آله و در حال بازگشت از آخرین حج پیامبر (حجه‌الوداع) نازل شده است:

«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ‏ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین‏»؛ اى پیامبر! آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.[1]

آیه دوم:

آیه اکمال دین است که پس از اعلام عمومی ولایت و جانشینی حضرت علی علیه­السلام، این آیه نازل شد:

﴿... الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ‏ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا...﴾؛ امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابراین، از آن‌ها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم‏.[2]

نکته: این آیه بنا به حکمت‌ها و مصالحی و به دستور الهی و توسط پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در بین آیه 3 سوره مبارکه «مائده» قرار داده شده است.
آیه سوم:

از آیات نازل شده مرتبط با واقعه غدیر، آیات ابتدایی سوره مبارکه «معارج» است:

﴿ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‏ * لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ‏﴾؛ تقاضا کننده‌ای تقاضاى عذابى کرد که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است و هیچ کس نمی‌تواند آن را دفع کند.[3]

شأن نزول آیه فوق در روایتی از امام صادق علیه­السلام از اجداد بزرگوارشان چنین آمده:

چون پیامبر صلی‌الله علیه و آله على علیه­السلام را در روز غدیر خم منصوب به خلافت کرد و فرمود: «هر که من مولاى اویم پس على مولاى اوست» و این در عالم پراکنده و به گوش همه رسید؛ «نعمان بن حرث فهرى» وارد بر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله گردید و گفت ما را امر نمودى که شهادت بر توحید و یکتایى خدا داده و بگوییم لا اله الّا اللَّه و این که تو پیامبرى، ما هم اطاعت کردیم؛ پس ما را فرمان جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی، ما پذیرفتیم؛ آن گاه راضى نشدى تا این جوان (اشاره به حضرت علی علیه‌السلام) را تعیین به خلافت و وصایت خود نمودى و گفتى: من کنت مولاه فعلّى مولاه؛ پس این کار از ناحیه تو است یا از طرف خداست؟

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: قسم به خدایى که جز او خدایى نیست، این کار از طرف خدا و امر اوست.

پس «نعمان بن حرث» پشت بر پیامبر کرده و این آیه را می‌خواند: «اللّهُمَّإِنْکانَهذا هُوَ الْحَقَّمِنْعِنْدِکفَأَمْطِرْ عَلَینا حِجارَهًمِنَالسَّماءِ»؛ بار خدایا اگر این کار حق و از طرف تو است، پس ببار بر ما سنگى از آسمان،[4] پس خداوند سنگى بر سر او زد و او را کشت و آیه ﴿سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ... ﴾؛ را نازل فرمود.[5]

نکته:
برخلاف آیات اول و دوم که در روز غدیر نازل شده‌اند، آیه سوم، روز غدیر نازل نشده است، ولی در خصوص واقعه روز غدیر است.

پی نوشت ها:

[1]. سوره مائده، آیه 67.

[2]. سوره مائده، آیه 3.

[3]. سوره معارج، آیه 1 و 2.

[4]. سوره انفال، آیه 32.

[5] . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏10، ص 530؛ حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ‏5، ص 411.

سوره معارج و غدیر
بر اساس تفاسیر فریقین، آیات آغازین سوره معارج در پاسخ به اعتراضِ یکی از منافقین به انتصاب حضرت علی(ع) در غدیر نازل شد که با دعای خود بر علیه این واقعه، هلاک شد.

پرسش:

آیه اول سوره معارج ارتباطش با غدیر چیست؟ (با توجه به تفاسیر شیعه و سنی)

پاسخ:

از آیات نازل شده مرتبط با واقعه غدیر، آیات ابتدایی سوره مبارکه «معارج» است:

﴿ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‏ * لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ‏﴾؛ تقاضا کننده‌ای تقاضاى عذابى کرد که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است و هیچ کس نمی‌تواند آن را دفع کند.[1]

شأن نزول آیه فوق در روایتی از امام صادق علیه‌السلام از اجداد بزرگوارشان چنین آمده:

چون پیامبر صلی‌الله علیه و آله على علیه‌السلام را در روز غدیر خم منصوب به خلافت کرد و فرمود: «هر که من مولاى اویم، پس على مولاى اوست» و این در عالم پراکنده و به گوش همه رسید؛ «نعمان بن حرث فهرى» وارد بر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله گردید و گفت ما را امر نمودى که شهادت بر توحید و یکتایى خدا داده و بگوییم لا اله الّا اللَّه و این که تو پیامبرى، ما هم اطاعت کردیم؛ پس ما را فرمان جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی، ما پذیرفتیم؛ آن گاه راضى نشدى تا این جوان (اشاره به حضرت علی علیه‌السلام) را تعیین به خلافت و وصایت خود نمودى و گفتى: من کنت مولاه فعلّى مولاه؛ پس این کار از ناحیه تو است یا از طرف خداست؟

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: قسم به خدایى که جز او خدایى نیست، این کار از طرف خدا و امر اوست.

پس «نعمان بن حرث» پشت بر پیامبر کرده و این آیه را می‌خواند: «اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِک فَأَمْطِرْ عَلَینا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ»؛ بار خدایا اگر این کار حق و از طرف تو است، پس ببار بر ما سنگى از آسمان؛[2]  پس خداوند سنگى بر سر او زد و او را کشت و آیه ﴿سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ...﴾؛  را نازل فرمود.[3]

این مطلب در منابع و تفاسیر شیعی، زیاد نقل شده است.

اما در منابع اهل سنت، غالباً صحبتی از غدیر نشده و گرچه برخی آن را مربوط به «نعمان بن حرث فهرى» و جنگ بدر دانسته یا وجوه و احتمالات دیگر، ولی هیچ کدام موضوع غدیر را مطرح نکرده‌اند؛ البته برخی از عالمان اهل سنت نیز مثل «قرطبی» هستند که در تفسیر خود، در بین احتمال‌هایی که بیان کرده، همین موضوع غدیر و ماجرای فرمایش پیامبر صلی‌الله علیه و آله «من کنت مولاه فعلّى مولاه» را آورده و ماجرایی کاملاً مشابه مطلبی که در بالا از امام صادق علیه‌السلام آورده شد را نقل می‌کند.[4]

«ثعلبی» نیز که از عالمان اهل سنت است در تفسیر روایی خود، همین روایتی که از امام صادق علیه‌السلام نقل شد را می‌آورد.[5]

نتیجه:

طبق تفاسیر شیعی و نیز برخی تفاسیر اهل سنت، آیات ابتدایی سوره معارج ناظر به فردی از منافقین است که از انتصاب حضرت علی علیه‌السلام در روز غدیر، ناراحت و معترض بود و آن را قبول نداشت و نزد پیامبر صلی‌الله علیه و آله آمد و اعتراضش را بیان کرد و سپس دعا کرد اگر واقعاً این دستور الهی است، خدا سنگی از آسمان بر سر او فرود آورد، سپس سنگی از آسمان بر سر او اصابت کرد و به هلاکت رسید.

پی نوشت ها:

[1]. سوره معارج، آیه 1 و 2.

[2]. سوره انفال، آیه 32.

[3].. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن ج ‏10، ص 530؛ حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج ‏5، ص 411.

[4]. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج ‏18، ص 278 و 279.

[5]. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی‏، ج 10، ص 35.